خوزستانی‌ها برای دومین‌بار سالروز آغاز ثبت ملی آثار تاریخی را گرامی داشتند

دومین سالروز نکوداشت ۲۴ شهریورماه ۱۳۱۰ به عنوان روز آغازین ثبت ملی آثار تاریخی ایران در اهواز و خرمشهر برگزار شد.

آیین گرامیداشت ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ به عنوان روز ثبت ملی آثار تاریخی در کشور به همت انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در محل خانه تشکل‌های مردم‌نهاد اهواز برگزار شد.

در این نشست که اجرای آن را مجتبی گهستونی به نمایندگی از هیت مدیره انجمن تاریانا بر عهده داشت به ورود این انجمن به دهه دوم فعالیت خود و تلاش گسترده اعضای این انجمن برای معرفی و حفاظت از میراث‌فرهنگی خوزستان پرداخته شد.

سعید محمدپور؛ رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی تاریانا خوزستان به دلایل پیگیری و ضرورت درج روز ۲۴ شهریور در تقویم رسمی کشور به عنوان روز ثبت آثار تاریخی در فهرست آثار ملی اشاره کرد و از لزوم پیگیری برای رسیدن به این خواست تاکید کرد.

مهدی عالی‌پور باستان‌شناس خوزستانی نیز که بررسی، شناسایی و ثبت ملی پرونده‌های متعدد میراث‌فرهنگی را در کارنامه کاری خد دارد به چگونگی انتخاب یک بنا و محوطه برای ثبت و چگونگی تهیه و تکمیل یک پرونده ثبتی پرداخت و از چگونگی ثبت ملی تپه مرزه رامشیر سخن گفت.

مهندس فرامرز تطهیری مقدم مدیرکل سابق میراث‌فرهنگی استان خوزستان و عضو هیات علمی سازمان میراث‌فرهنگی کشور نیز از دیگر حاضران در آیین نکوداشت نخستین روز ثبت ملی آثار تاریخی ایران در ۲۴ شهرویرماه ۱۳۱۰ بود که به ارایه حکم به صدها دهیار در استان خوزستان به عنوان دوستدار میراث فرهنگی و مراقبت و حفاظت از آثار و محوطه‌های تاریخی به منظور احیاء انجمن‌های میراث‌فرهنگی در دوران مدیریت خود در خوزستان اشاره کرد.

تطهیری با اشاره به نقش تاثیرگذار خود بر مدیران وقت استان از طریق شورای اداری استان برای سخن گفتن از میراث‌فرهنگی و انتشار مطالب خواندنی در حوزه میراث‌فرهنگی، گفت: تلاش‌ها برای بررسی، شناسایی و ثبت آثار تاریخی استان خوزستان با تمام کمبودها و مشکلات ادامه داشت.

او البته در بخش‌های دیگر از سخنان خود به بندهای مرتبط حقوقی در حفاظت از آثار تاریخی اشاره کرد و به ذکر موارد متعددی پرداخت که به دلیل بی توجهی به متن‌های قانونی منجر به تخریب آثار و بناهای تاریخی کشور شده است.

گفتنی است، در ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ نخستین گروه از آثار تاریخی ایران ثبت ملی شدند. نخستین اثر ارزشمند و تاریخی که توسط آندره گدار معرفی شد، سلیمان‌تپه در ایلام بود که توانست عنوان نخستین اثر ملی ایران را دریافت کند.

اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شهرستان خرمشهر نیز جهت تکریم این روز ارزشمند، کارگاهی با عنوان «معرفی و شناخت اثار ثبت ملی خرمشهر» در آموزشگاه سینماگران جزیره اروند برگزار کرد که در ادامه این کارگاه بازدیدی بهمراه ارائه توضیحات تخصصی مهندس درخشانی، مسئول پژوهشی این اداره از بناهای ثبت ملی شده خرمشهر بانجام شد.

در کارگاه خرمشهر ابتدا در خصوص انواع ثبت در سازمان میراث‌فرهنگی توضیح داده شد و سپس به تعداد اثار ثبتی هر حوزه بصورت مجزا اشاره و ۴ بنای ثبت ملی شده خرمشهر شامل، مسجد جامع، ساختمان هلال احمر، مسجد ولیعصر و موزه جنگ بصورت کامل معرفی شدند.

آثار و یادمان‌های ثبت ملی شده دوران دفاع مقدس نیز شامل، یادمان شلمچه، یادمان نهر خین، یادمان کربلای چهار، یادمان شهدای رمضان، بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) و یادمان ثامن‌الائمه (شهداء شرق کارون) نیز به حاضران در این کارگاه معرفی شد.

شان مساجد ثبت ملی شده اهواز نگاه داشته نمی شود

مجتبی گهستونی؛

فعال میراث فرهنگی خوزستان

 

مساجد تاریخی و ثبت ملی شده اهواز نیازمند مرمت و حفاطت هستند و متناسب با شان بنا محافظت و نگهداری نمی شوند و ظاهر و درون آن ها با بدسلیقه گی تمام تزئین می شود. ظاهرا متولیان امر به این مکان ها فقط به عنوان فضایی برای برپا داشتن نماز توجه می کنند و از جاذبه گردشگری مکان های نیایشگاهی، همچون مساجد غافل هستند.

اگر چه جاذبه های گردشگری مذهبی نقش مؤثری در بازسازی حیات شهرها در طول تاریخ و امروز داشته اند و همچون یک شبکه گسترده اجتماعی از اعتماد و مشارکت گرفته تا بحث هنجارها و امنیت، اغلب مسائل و مشکلات شهری را پوشش میدهند، اما این موضوع مدنظر متولیان مساجد تاریخی در خوزستان نبوده است و همواره در پی مخدوش کردن ارزش های معماری آن مساجد هستند.

متولیان مساجد ثبت ملی شده اگر توجه داشتند که از بین ده ها مسجد موجود در اهواز فقط ۴ مسجد ثبت ملی شده و همین امر ارزش و اعتبار فرهنگی – مذهبی این بناها را افزون می کند، قطعا دست به مداخلات ناهمگون نمی زدند.

اکنون که در آستانه روز جهانی مسجد (۲۱ اوت مصادف با ۳۱ امرداد) هستیم ضرورت پایش مساجد تاریخی در خوزستان و به خصوص اهواز توسط اداره کل اوقاف و اداره کل میراث فرهنگی احساس می شود.

از طرح توسعه مسجد قاجاری «آقا سید علی» اهواز گرفته تا نمای بسیار ناهمگون و ناهنجار مسجد «حاج رضا» تا نمای ورودی و دیوار مسجد «بیگدلی» در کنار سچه تا بخشی از فضای مسجد «نبهان عامری» که همه گی ثبت ملی هستند، وضعیت خوشایندی ندارند. همه گی مصداق بارز این ضرب المثل هستند که حرمت مسجد را متولی باید حفظ کند.

طرح توسعه مسجد قاجاری «آقا سید علی» اهواز باعث تعرض به این اثر ثبت ملی شده است. پیگیری های متولی حفظ میراث فرهنگی و دوستداران میراث فرهنگی هم بی نتیجه مانده است.

مسجد تاریخی «توحید» به‌عنوان یکی از مساجد ثبتی اهواز درحالی دستخوش مداخلات است که پیشتر دوستداران میراث‌فرهنگی از ساخت و سازهای نامناسب گلایه داشتند. ظاهرا متولیان مسجد بدشان نمی آید که نمای مسجد را با سنگ گرانیت تزئین کنند.

مسجد «حاج رضا» که درست در قلب تپنده شهر در «بازار کاوه» واقع شده است یکی از قدیمی‌ترین مساجد اهواز است که از یادگاران دوره قاجاریه محسوب می‌شود و مانند دیگر اماکن تاریخی و مذهبی اهواز در سال ۸۱ به ثبت ملی رسید. مداخلات بسیار زیاد در این مسجد باعث شد تا حتی کارشناسان میراث فرهنگی هم سری به آنجا نزنند.

اما مسجد قاجاری «نبهان عامری» که اخیرا مرمت هایی در آن صورت گرفته در امان نبوده و مداخلات فراوانی را در آن می توان مشاهده کرد. این مسجد که شبستانی با قوس های جناقی و دارای ۶ گنبد بر روی ستونهایی با ابعاد مشخص است، همچون دیگر مساجدی که در بالا به آنها اشاره کردم نیازمند توجه بیش از پیش متولیان امر است.

در نتیجه بی توجهی به ظاهر مساجد که باعث پریشانی در سیما و منظر شده است، بسیاری از عناصر و قسمت های مسجد بر اثر گذر زمان و فرسودگی در خطر ریزش و حتی نابودی قرار گرفته است. حذف و اضافات، بازسازی وتعمیرات نادرست در بنای مساجد تاریخی که با بدسلیقه گی تمام همراه بود، توسط عمده افراد دست اندرکار مساجد موجب شد تا ناهمگونی های منظری و فیزیکی در بنای مساجد علاوه بر اینکه نمازگزاران را آزار دهد، انتقاد دوستداران میراث فرهنگی را نیز موجب شود.

در ادامه این نوشتار به تشریح وضعیت ۴ مسجد ثبت ملی شده اهواز و یک مسجد دیگر که واجد ثبت است می پردازم تا شاید هیات امناء مساجد به اهمیت موضوع پی ببرند و بدانند که حرمت مسجد را به معنای واقعی متولی باید حفظ کند.

تمامی ادیان و مذاهب در سراسر جهان اماکن، آثار، سنت‌ها و مراسم‌های مذهبی مختلف دارند که به یکی از جاذبه‌های مهم گردشگری آن‌ها تبدیل شده است. در این میان دین اسلام و مسلمانان نقش بسزایی در این شاخه از گردشگری با عنوان گردشگری مذهبی – تاریخی دارند. در مساجد تاریخی اهواز هم هنگامی که آئین خاصی برگزار می شود، نه تنها شرکت کنندگان دائمی در این آئین ها بلکه گردشگران و عکاسان هم هنگامی که قصد دارند آن مراسم ملی یا مذهبی را پوشش تصویری بدهند، با انواع پریشانی منظر در درون و بیرون مساجد مواجه می شوند که ظاهر متناسب با شان بنای آن ها نیست.

 

مسجد آقا سید علی

از روزی که طرح توسعه مسجد قاجاری آقا سید علی اهواز باعث تعرض به این مکان شد تا به امروز نه بهبودی در وضعیت آن به وجود آمد و نه متولیان امر در حوزه میراث فرهنگی توانستند از حق حاکمیتی خود برای عقب نشینی هیت امنا برای آنچه که تعرض در نمای مسجد است اقدامی صورت دهند.

این مسجد که در مرکز شهر اهواز و در خیابان عظیم نبش مسلم قرار دارد، در تاریخ ۱۷ اسفند ۸۱ به شماره ۷۹۲۹ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید و قدمتی بالغ بر ۱۴۰ سال دارد.

ورودی مسجد آقا سید علی ذر ضلع شمالی است و از یک طاق آجری که بر فراز آن دو گلدسته کوچک قرار گرفته است که پس از عبور از یک دالان کوچک به حیاط متصل می شود. کارشناسان حوزه میراث فرهنگی، پیشتر در پی بررسی های انجام شده ارزیابی کرده اند که با توجه به مشاهدات صورت گرفته و با توجه به اهمیت بنا، حفظ و نگهداری آن لازم و ضروری است. تزئینات کاشی کاری بنا شامل کاشی معرق، کاشی معلقی و کاشی هفت رنگ است. این مسجد با مساحتی بالغ بر ۴۵۰ متر مربع با مصالحی چون گچ، گِل و آجر ساخته شده است. طرح توسعه مسجد آقا سیدعلی در حالی انجام می شود که بارها موضوع مورد نظر به اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اطلاع داده شد، اما اقدام پیشگیرانه ای برای نظارت بر طرح توسعه صورت نگرفت.

 

مسجد «بیگدلی» که «توحید» شد

مسجد تاریخی توحید که البته اسم اصلی اش بیگدلی است به‌عنوان یکی از مساجد ثبتی اهواز درحالی دستخوش مداخلات شهرداری اهواز شد که پیشتر دوستداران میراث‌فرهنگی از تعرض به آن گلایه کرده بودند. پیش تر قرار بود شهرداری اهواز پروژه نماسازی دیوار مسجد را با سنگ گرانیت انجام دهد که دوستداران میراث فرهنگی و اداره میراث فرهنگی مانع انجام آن شدند. عدم استعلام از اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و اعتراض دوستداران میراث فرهنگی باعث شد تا نماسازی دیوار مسجد تاریخی توحید (بیگدلی) اهواز متوقف شود. نماسازی با سنگ گرانیت هیچ سنخیتی با این بنا ندارد و بهتر است که نسبت به معماری بنا وفادار بوده و از مصالحی استفاده کند که با روح بنا همخوان باشد.

هیت امنا مسجد پیشتر با درآوردن تابلو ثبتی بنا که در ورودی مسجد نصب شده بود مداخلاتی در این بنا انجام دادند که با اعتراض مواجه شد. درحال‌حاضر تخریب بخش هایی از دیوارهای آجری قدیمی، نصب بیلبورد عظیم با هدف مخدوش کردن نمای منظری بنا بر روی پشت بام از جمله این تعرض‌ها است. این درحالی است که مسجد توحید در بافت تاریخی منطقه یک اهواز و در مرکز شهر واقع شده است. تاریخ دقیق و قابل استنادی از ساخت مسجد توحید در دست نیست، اما آنچه که کاملاً مشهود می باشد این است که در سال ۱۳۱۱ هنگام تاسیس پل سیاه وجود داشته است. مسجد توحید تا پیش از انقلاب با نام آیت الله بیگدلی شناخته می شد.این مسجد توسط علامه بزرگ آیت الله بیگدلی که از اندیشمندان برجسته زمان خویش بود، بنا شد. آیت الله بیگدلی امام مسجد نیز بود و نام او نیز به همین دلیل بر مسجد گذاشته شد. این بنا در تولیت اوقاف و مالکیت آن دولتی است.

نکته قابل توجه اینکه برای ساخت پل سیاه و احداث خیابان، بخشی از حیاط مسجد ویران شد که این نشان از گستردگی و وسعت مسجد دارد. به گفته کارشناسان معماری بنا شکل بسیار ساده و بی آلایشی دارد. صحن کوچک و کم عرض، تک ایوان مسجد که به ورودی اصلی ختم می شود، بازشوهای محدود بیشترشان قوسی شکل هستند و دیواره ها و جداره های بنا نیز کم عرض بود.

 

مسجد حاج رضا

مسجد «حاج رضا» درست در قلب تپنده شهر در بازار کاوه واقع شده است که در سال ۸۱ ثبت ملی میراث فرهنگی شد. میگویند که مسجد حاج رضا در سال ۱۲۷۲ تاسیس شده و می‌تواند لقب یکی از قدیمی ترین‌ها را در اهواز به خود اختصاص دهد. این مسجد را فردی خیرخواه با نام «حاج رضا» ساخته است و مردم هم به نیت قدردانی از این حرکت، بعدها نام خود او را بر مسجد گذاشتند. مسجد حاج رضا با کاشی‌کاری‌های هفت رنگ و ۲ مناره کاشی کاری‌شده جلوه خاصی به مرکز شهر اهواز بخشیده است. آجر، سنگ و کاشی‌های رنگی از مصالح اصلی هستند که در بنای این مسجد به کار برده شده است. رنگ‌های آبی، مشکی و سفید رنگ قالب کاشی کاری‌های این مسجد زیبا و قدیمی در مرکز شهر اهواز است.

به گفته کارشناسان مسجد حاج رضا مانند سایر بناهای دوره قاجاریه دارای شبستان است و سقف طاق و تویزه دارد. یکی از مناره‌های این مسجد در دوران جنگ تحمیلی مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و به همین دلیل مناره کج شده است. اتفاق مثبت این مسجد بازسازی اصولی آن در سال ۸۳ و با نظارت مستقیم و دقیق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان در آن سال بود. گفته می‌شود در دوران بازسازی، بازرسان اداره میراث فرهنگی خوزستان به دقت عملیات بهسازی این مسجد را زیر نظر گرفته بودند تا به این اثر تاریخی و مذهبی شهر اهواز خدشه ای وارد نشود و به اصطلاح آجری بی جهت جا به جا نشود.

 

مسجد نبهان یا عامری

این روزها درباره مسجد شیخ نبهان یا عامری بحث های مختلفی در رسانه های خوزستان مطرح شد. تمام اخبار حول یک موضوع بود. این مسجد قاجاری است و قدمتی بیش از آن ندارد. موضوعی که اخیرا عده ای تصمیم دارند قدمت مسجد را بیش از ۴۰۰ سال اعلام کنند.

مصالح به کار رفته در مسجد عامری مثل بافت قدیمی منطقه غالباً خشتی و آجری قدیمی است و آنچه که از ظاهر بنا برمی آید جز اولین مساجد بنا شده در شهر اهواز است. اما تمام شواهد و قرائن قدمت ۴۰۰ ساله بنا را تائید نمی کند. به گفته کارشناسان سقف مسجد از دیگر نکات برجسته بنا است؛ به خصوص ستون های مسجد که به زیبایی و استواری تمام بنا شده و با ریزه کاری های مناسب در بدنه دیده می شود. شاید هیچ مسجد دیگری را در اهواز نتوان یافت که در فضای درون مسجد طاق هایی به زیبایی مسجد عامری داشته باشند.

در پرونده ثبتی این اثر خواندم که این بنا به گفته افراد محلی و خادم مسجد، ۲۱۸ سال قبل توسط یک معمار اصفهانی به دستور حاج احمد عامری تاسیس شد. در ساخت این بنا از گل رس و آهک استفاده شده است. این بنا مسجدی شبستانی با قوس های جناقی است و ۶ گنبد بر روی ستون دارد. حیاط مسجد دارای طاقچه هایی با قوس هلالی است. قوس های ورودی شبستان دارای تکنیک تزیینی است. محراب دارای قوس جناقی است. شبستان دارای سه ورودی است که دهانه وسط بزرگتر است. جهت پوشش سقف از تیرهایی با چوب ساج استفاده شده است. همچنین شبستان مسجد نیز چهار گنبد دارد.

 

مسجد طالب زاده

مسجد طالب زاده اهواز هنوز ثبت ملی نشده است. اما ارزش تاریخی دارد و میراث فرهنگی آن را می شناسد و پرونده ثبتی آن را نیز آماده کرده است.

سازنده بنا شخصی به نام طالب زاده است. اما مالکیت بنا وقفی و در تولیت اداره اوقاف اهواز است. سقف بنا به صورت گنبدی شکل با کاشیکاری سنتی نقش بسته است. دیوارهای بنا و گلدسته های مسجد نیز کاشیکاری هایی مزین به آیه های قرآن است. آجرچینی زیر گنبد مسجد نیز منقش به اسماء متبرکه است. گنبد مسجد از هلال ها و قوس های ضخیم و قوی شکل گرفته است. دالان های تودرتو و شبستان بلند از ویژگی های درونگرای مسجد طالب زاده است. سردر مسجد نیز با کاشیکاریهای رنگین تزئین شده است. کارشناسان می گویند رسم و گره های روی تنه مناره از دیگر عناصر جذاب و زیبای بدنه مسجد طالب زاده است که نمای جذاب و هنری قابل توجهی به این بنا بخشیده است. سقف قسمتی از مسجد، طاق ضربی است که آجرهای آن از دو رنگ نزدیک به یکدیگر یعنی زرد و قهوه ای کمرنگ تشکیل شده است. فراوانی بازشوها از دیگر عناصر مشهود مسجد طالب زاده است که مرمت های صورت گرفته در آن نیز در برخی قسمت ها مشهود است. مناره های آجری ضلع جنوبی از دیگر عناصر این مسجد است که اکنون در دست مرمت قرار دارد. تقارن زیبا در نمای عمومی مسجد نیز به شیوه ای نزدیک به سبک خراسانی بنا شده است.

از بدو تاسیس مسجد تا سال های آغازین شروع جنگ تقریبا هیچ گونه آسیب جدی یا تخریب قابل توجهی متوجه این اثر نبود. اما متاسفانه با تداوم جنگ قسمتی از مسجد به خصوص ضلع شمال و شمال غربی آن تخریب شد که پس از اتمام جنگ، بازسازی و مرمت شد. با توجه به آسیب وارده به مناره سمت راست مسجد طالب زاده، این مناره به طور جدی در معرض خطرپذیری قرار دارد و نیاز به بازسازی و مرمت فوری این قسمت از بنا احساس می شود.

تعرض به تپه ساسانی آسیه آباد

11

تپه آسیه‌آباد از جمله آثار دوره ساسانی اهواز است که این روزها مورد تعرض و حفاری قرار گرفته‌، این درحالی‌ست که سرپرست معاون میراث فرهنگی خوزستان از نبود عرصه و حریم مصوب برای این منطقه خبر می‌دهد.

تپه آسیه‌آباد اهواز ازجمله آثار باستانی است که در محدوده کنونی اهواز واقع شده و در زمره خرابه‌های شهر قدیم هرمز اردشیر قرار می‌گیرد. این اثر ساسانی در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۴۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید.

مجتبی گهستونی فعال میراث فرهنگی در استان خوزستان گفت: گرچه امروز جز تلی از خاک چیزی از این تپه باقی نمانده اما با انجام کاوش و بررسی‌های لازم می‌توان به لایه‌های زیرین آن دسترسی یافت. اما پیش از این لازم است طرح بزرگ‌تری از آن تهیه و تعریف شود. طرحی متشکل از یک شهر بزرگ در دوره ساسانی و اوایل اسلامی که دارای دو محله مجزا بوده و به‌وسیله یک پل به یکدیگر مرتبط می‌شوند.

این فعال میراث فرهنگی یادآور شد: با این‌وجود اقدام خاصی در این خصوص انجام نشده‌ است که درنتیجه نه تنها این اثر باستانی، عرصه و حریم مصوب ندارد بلکه بی‌توجهی‌ها سبب شده طی روزهای گذشته شاهد حفاری‌های متعدد روی تپه باشیم. حفاری برای کشیدن لوله آب که در بخش‌های متعددی از تپه انجام شده‌است.

گهستونی تاکید کرد: از آنجا که گودبرداری‌هایی که در گذشته در بخشی از تپه انجام شد، لایه‌های تپه را درهم آمیخته این نکته حائز اهمیت است که گودبرداری‌ها و کنده‌کاری‌های جدید به هر دلیل چه برای لوله‌کشی آب یا برق و فاضلاب می‌تواند صدمات بیشتری را متوجه لایه‌های زیرین تپه کند. این امر سبب می‌شود تا دیگر امکان لایه‌برداری و ترانشه‌گذاری و پژوهش باستان‌شناسی در تپه آسیه آباد با مشکل روبه رو شود.

محمدحسین ارسطوزاده (سرپرست معاونت میراث فرهنگی خوزستان) ضمن تایید حفاری‌های صورت گرفته روی تپه باستانی آسیه‌آباد گفت: باید تپه آسیه‌آباد به صورت کلی تعیین عرصه و حریم شود و این مهم در برنامه سال جاری میراث فرهنگی قرار گرفته است.

او با اشاره به آنکه موضوع حفاری روی تپه آسیه‌آباد به یگان حفاظت منتقل شده‌ است، تصریح کرد: کارهای پیشگیرانه در حال انجام است. واحد پژوهش نیز در حال انجام مطالعات و بررسی میدانی هستند تا اگر حین گودبرداری و کندن زمین که توسط اداره آب و برق انجام شده‌، مشکلی برای تپه باستانی پیش آمده باشد، بتوانیم برای آن برنامه‌ریزی کنیم و از این موضوع گزارش تهیه کنیم.

ارسطوزاده خاطرنشان کرد: از آنجا که تپه آسیه‌آباد در شهر اهواز قرار دارد و از بسیاری جهات با ارزش است اما تاکنون به اندازه‌ای که باید مورد حفاظت قرار نگرفته و آنچنان که باید پژوهش‌های لازم دراین باره انجام نشده‌ است. اما در سال جاری برنامه‌ای مفصل برای برقراری کارگاه دائمی و فعال برای پژوهش و مطالعه در تپه آسیه‌آباد در دستور کار قرار داده‌ایم.

04

حسین فیضی (کارشناس ارشد باستان‌شناسی) درباره تپه آسیه‌آباد گفته‌ است: در پی بررسی سطحی تپه آسیه‌آباد و برپایه وسعت تپه و همچنین حجم بالای سفال‌های پراکنده کشف شده از دوره ساسانی تا دوره ایلخانی در منطقه، باستانی بودن تپه محرز و مشخص شده که منطقه مذکور محل استقرار دائم از دوره ساسانی تا ایلخانی بوده است. همچنین براساس اینکه این منطقه در شعاع نزدیکی به گور دخمه‌های حصیرآباد است و در نزدیکی این تپه، داده‌های قابل توجه‌ای از دوره ساسانی یافت شده، می‌توان اعلام کرد تپه آسیه‌آباد در گذشته جزوی از شهر کهن ساسانی هرمز اردشیر بوده است.

از آنجا که روی تپه، آجرهای مشکوک به دوره ساسانی به وفور دیده می‌شود و خاک تپه نیز در پی گودبرداری، رنگ‌های متفاوتی از خود نشان داده که بیانگر لایه‌های باستانی است. نکته حائز اهمیت بعدی در باب این تپه، سازه‌های معماری است که در پی گودبرداری از تپه به وضوح دیوار بزرگی که با سنگ لاشه درست شده قابل رویت است.

گردشگري گاوميش

Image result for ‫گردشگری گاومیش‬‎

نويسنده: مجتبي گهستوني

يكي از جاذبه هايي كه هر گردشگري وقتي به خوزستان سفر مي كند و دلش مي خواهد مشاهده كند، «لب كارون» و «شب هاي لب شط» است. در كنار همين لب كارون هم جاذبه هاي ديگري وجود دارد كه به جذابيت سفر اضافه مي كند. البته كه جنوبي ها به رودخانه، «شط» مي گويند. گردشگري كه عينك ريبون زده كنار «پل سفيد» عكسي به يادگار مي گيرد، گروهي هم در بلم هاي درون شط عكس دسته جمعي خود را به يادگار مي گيرند تا در آلبوم خوش بنشيند. البته گروهي از گله داران هم وقتي كه گرم شان مي شود و مي خواهند تني به آب بزنند در كنار گله «گاوميش» خود آب تني مي كنند.

گردشگران هم كه سوار بلم مي شوند، اگر شيب رودخانه را به سمت جنوب پايين بروند در رودخانه كارون بين دو محله «گلستان» و «آخرآسفالت» حيواناتي شبيه «بوفالو» مي بينند كه اسم آنها گاوميش است. حيواناتي كه متعلق ‬به ‬دسته ‬پستانداران، ‬زير ‬دسته ‬سم داران، ‬راسته ‬سم شكافتگان، ‬زير ‬راسته ‬نشخواركنندگان هستند و از پنج هزار سال پيش اهلي شده اند. شواهد ‬و ‬مداركي ‬وجود ‬دارد ‬كه ‬اين ‬نژاد ‬در ‬استان ‬لرستان ‬ايران ‬درقرن ‬نهم ‬قبل ‬از ‬ميلاد ‬پرورش ‬مي ‬يافت، ‬به ‬طوري ‬كه ‬نقش ‬۶ ‬سر ‬گاوميش ‬بر ‬روي ‬عصاي ‬برنزي ‬متعلق ‬به ‬اين ‬دوران ‬كنده ‬كاري ‬شده ‬است. ‬ 

خوزستان خاستگاه حيوانات و جانوران مهمي همچون شير ايراني (منقرض شده)، اسب اصيل عرب ايراني، گوزن زرد، سمندر امپراتور، گاوميش و... است. مشاهده اين حيوانات و جانوران نوعي گردشگري حيات وحش است. گردشگراني كه صرفا براي بررسي گونه هاي جانوري و شناخت بيشتر اقليم آن منطقه سفر مي كنند. وجه صحيح گردشگري حيات وحش، مشاهده حيوانات و عكسبرداري از آنها در حالت طبيعي خودشان است. 

اما با توجه به جامعه آماري گذاميش ها و تراكم جمعيت آنان در خوزستان، فرصت مناسبي براي گردشگران هستند: فرصتي كه به آن توجه نشده و هيچ برنامه ريزي اصولي براي آن صورت نگرفته است. مثلا بخش عمده اي از گردشگراني كه به شهرستان «ورزنه» سفر مي كنند حتما به ديدن «گاوچاه» مي روند. گاوي كه با خواندن آواز دشتي صاحبش حركت مي كند و از چاه آب مي آورد. 

يا گردشگران به ديدن «كبوترخانه» ها مي روند تا نحوه زندگي بسيار رمزآلود كبوترها را در كبوترخانه رصد كنند.
اما با توجه به اينكه گاوميش ها دو زيست هستند و در خشكي و آب زندگي مي كنند و از سويي در برخي استان هاي كشور پراكندگي دارند حيوان ناشناخته اي است. به همين دليل مشاهده آن توسط گردشگران ايراني و خارجي كه با گاوميش غريبه هستند جذابيت دارد. گردشگراني كه به تالاب بين المللي «شادگان» در خوزستان سفر مي كنند عمدتا شاهد زيست اين گاوميش ها در سطح تالاب ها هستند. در اهواز محله اي به گاوميش آباد در حاشيه شط كارون وجود دارد كه جمعيت قابل توجهي از گاوميش هاي اهواز در آنجا ساكن هستند. در ابتداي شهر ثبت جهاني سازه هاي آبي تاريخي شوشتر محله اي به نام گاوميش آباد وجود دارد كه ساكنان آن عمدتا گاوميش دار بودند. 
جالب است بدانيد كه گاوميش ‬مانند ‬گاو ‬چهار ‬معده اي ‬و ‬نشخواركننده است. وزن ‬گاوميش ‬بالغ ‬ بر ‬۴۵۰ ‬تا يك هزار ‬كيلوگرم ‬متغير ‬است. البته گاوميش ‬مقدار ‬قابل ‬توجهي ‬شير ‬نيز ‬توليد ‬مي كند. مثلا در سال ١٣٩٦ افزون بر ۳۲۶ هزار تن شير در استان خوزستان توليد شد. در اين ميان گاوهاي دورگ با ۴۰ درصد توليد شير استان، بيشترين سهم توليد را بر عهده داشته اند و بعد از آن گاوميش با ۱۸ درصد در رتبه بعدي قرار دارد. 
آنچه براي بسياري از گردشگران مشاهده ويژگي هاي ‬رفتاري ‬و ‬جايگاه ‬پرورش ‬گاوميش است كه سفر را جذاب تر مي كند. گاوميش ‬علاقه ‬زيادي ‬به ‬آب تني دارد ‬و ‬معمولا ‬پس ‬از ‬مدتي ‬چرا كردن ‬خود ‬را ‬به ‬آب ‬مي رساند ‬و ‬در ‬آن ‬غوطه ‬ور ‬مي شود. اين صحنه را مي توانيد به كرات در ساحل شرقي رودخانه كارون، آن هم در محله آخر آسفالت و كوي مشعلي ببينيد. 

در ‬مناطق ‬جنوب ‬غربي ‬ايران، ‬گاوميش ها ‬در ‬سراسر ‬سال ‬به ‬طور ‬آزاد ‬در ‬مراتع ‬و ‬نيزارها ‬مشغول ‬چرا ‬هستند ‬در ‬حالي ‬كه ‬در ‬مناطق ‬شمالي ‬ايران ‬در ‬كرانه ‬درياي ‬خزر، ‬دام ها ‬فقط ‬در ‬ايام ‬زمستان ‬در ‬جايگاه ‬بسته ‬نگهداري ‬مي ‬شوند. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
طبق ‬آمار ‬سال ‬۱۳۸۸، ‬جمعيت ‬گاوميش ‬در ‬ايران ‬حدود ‬۴۵۹ ‬هزار ‬راس ‬برآورد ‬شده ‬كه ‬اكثريت ‬اين ‬جمعيت در استان خوزستان پراكنده است. 
گردشگراني كه تمايل به خوردن شير دارند بهتر است بدانند كه ‬قيمت ‬شير ‬گاوميش ‬دو ‬برابر ‬شير ‬گاو ‬است. همچنين ‬از ‬پوست ‬گاوميش ‬در ‬صنعت ‬چرم سازي ‬استفاده ‬مي شود. ‬از ‬پهن يا كود ‬گاوميش ‬به ‬عنوان ‬سوخت ‬در ‬مناطق ‬روستايي ‬استفاده ‬مي شود. 
اگر خواستيد سوار گاوميش شويد يا به آن نزديك بشويد حتما احتياط كنيد وگرنه مثل نويسنده اين نوشتار توسط گاوميش آسيب مي بينيد و راهي بيمارستان خواهيد شد.

*چاپ شده در روزنامه اعتماد 

گزارشی از طبیعت زیبا و بکر روستای«مال آقا» در جنوب کشور

بهشت خوزستان را از دست ندهید

مجتبی گهستونی

آتش به همان اندازه که می‌سوزاند و نابود می‌کند، حیات‌بخش، روشنی‌بخش و گاهی هم کاشف گمشده‌های میان تاریکی است؛ مثل وقتی که آتش به دل یکی از مناطق باغملک استان خوزستان افتاد و خبرش پخش شد و تازه فهمیدیم منطقه مذکور یکی از روستاهای زیبای گردشگری و معروف به بهشت خوزستان است؛ یعنی روستای «مال‌آقا» که آب و هوایش همین حال و در دمای 50 درجه خوزستان هم تگری است؛ سرد و دلچسب؛ سرسبز و چشم‌نواز و البته فرصتی غنیمت برای گذران تعطیلات داغ و کسالت‌آور تابستان.

این روزها اخباری که از خوزستان می‌رسد، فقط بوی گرما و خشکی و بی‌آبی و شوری می‌دهد، اما این فقط یک روی سکه است؛ صورت عیانش؛ روی دیگر خوزستان؛ جلگه‌های سرسبز، آبادی‌های کنار رود و میان تالاب و دره‌های مسکونی بهشتی در دل کوهستان ستبر و سربه فلک کشیده زاگرس است، مثل روستای تاریخی «مال‌آقا»، که در دره‌ای دنج و خوش آب و هوا در لابه‌لای سلسله‌جبال زاگرس، کنار رودخانه‌ای سرد و مواج، آرمیده و طبیعت سرسبز و هوای باطراوت و دل‌انگیزش، در فصول بهار و تابستان، خیلی از شهروندان خوزستانی و استان‌های همجوارش را به سوی خود می‌کشاند.

از «مال آقا» سخن می‌گوییم؛ زیباترین تفرجگاه شمالی خوزستان؛ طبیعت بکر و خوش آب و هوایی که مردمان دیار داغ خوزستان، هرم جسم گرمادیده‌شان را در خنکای سایه‌سار درختان و آب چشمه‌های گوارای آن از تن بیرون می‌کنند. به «مال‌آقا» که می‌رسی، گرمای تنت را در خنکای آب جاری از ستیغ کوه می‌سپاری و گونه‌های سرخ آفتاب‌زده‌ات را در تلالو نور خورشید به باد رهگذر امانت می‌دهی. از شادی‌های کودکانه گرداگرد بلوط‌ها حظ می‌کنی و نگاهت را در لابه‌لای سرخی انارها قاب می‌گیری. آبشار زیبای شیوند و چنارهای سر به فلک کشیده و گیاهان محلی روییده در حاشیه رود هم جادویت می‌کند. حرکت با پای پیاده در تنگه «تنگ تِهی» شما را در نهایت به آبشار زیبا می‌رساند.

 

تصویر بهشت خوزستان را از دست ندهید

طبیعت در دل تاریخروستای گردشگری مال‌آقا علاوه بر طبیعت بکرش از سابقه تاریخی کهنی برخوردار است و مردمان لر و بختیاری‌اش، به جای مانده از هزاره‌های پیش از تاریخ به منطقه غنا بخشیده است.

کتیبه‌های سنگ‌نوشته به‌جا مانده از دوران مصریان ملقب به بردگپ (سنگ بزرگ) و همین‌طور آثار باقیمانده از خانه‌های ساخته شده در دل کوه، چهره تاریخی این روستا را عیان می‌کند. یک سازه کهن آبیاری هم در کنار روستا هست که در گویش محلی آن را «بیاره» می‌گویند. این سازه سنتی برای انتقال آب از محل‌هایی که گسستگی در مسیر وجود داشته باشد، ساخته می‌شود. این سازه در فصول بهار و تابستان پوشیده از گیاه «پر سیاوش» می‌شود و منظره زیبایی به وجود می‌‌آورد.

گور دخمه‌سنگی و آسیاب‌های آبی هم از جمله آثار دوره ساسانیان در این منطقه‌اند و ظرفیت‌های گردشگری دیگری چون امامزاده عبدا... و رباط هم در این خطه جلوه‌گری می‌کند. عبور رودخانه ابوالعباس از این محل، مناظر بدیع و زیبایی را خلق کرده است. طرح گردشگری این منطقه سال 82 تهیه شده است.

برای اقامت در مال‌آقا، محلی‌ها باغات و خانه‌های خود را به گردشگران اجاره می‌دهند.

منطقه گردشگری مال‌آقا در فاصله 15 کیلومتری قلعه تل در دامنه زاگرس واقع است. این روستای و بخشی از روستاهای گردشگری پیرامون آن، در شهرستان باغملک در شمال شرقی خوزستان قرار دارند که از نظر توانمندی برای توسعه و پیشرفت از مناطق منحصر‌به‌فرد در کشور به شمار می‌روند.

اگر قصد سفر از اهواز به مال‌آقا در شهرستان باغملک را دارید، از میدان چهارشیر (شهیدبندر) در اهواز به سمت شرق که بروید تابلوها شما را به جاده ایذه و باغملک هدایت می‌کنند. گردشگرانی که از استان چهارمحال و بختیاری وارد خوزستان می‌شوند ابتدا به شهر دهدز و سپس به ایذه وارد می‌شوند و پس از آن با گذر از شهر قلعه تل می‌توانند وارد مال‌آقا شوند.

علاقه‌مندان دیدار مال‌آقا از شهر باغملک که به سمت مال‌آقا حرکت می‌کنند با پشت سر گذاشتن شهر قلعه تل و طی حدود چهار کیلومتر راه، با دیدن تپه‌ها و کوه‌ها و نسیم خنک کوهستان و جنگل‌های انبوه بلوط، گویی وارد دنیایی متفاوت شده‌اند. کمی جلوتر از مال‌آقا هم روستای تمبی با قدمتی چند هزار ساله و بافتی زیبا در دل کوهستان در مقابل دیدگان گردشگران قد علم می‌کند.

*چاپ شده در روزنامه جام جم 

تخریب تعمدی خانه تاریخی نفیسی در اهواز

خانه تاریخی ثبت ملی شده «نفیسی» در اهواز به دلیل بی‌توجهی شهرداری و اداره میراث فرهنگی شهر بطور تعمدی و پنهانی توسط مالک این بنا تخریب شد.

خانه نفیسی شهر اهواز مربوط به دوره پهلوی اول است که در تاریخ ۲۵ اسفندماه سال ۷۹ با شماره ۳۴۹۴ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد.

براساس تصاویر و اطلاعاتی که مجتبی گهستونی عضو انجمن میراث فرهنگی خوزستان و مسئول کمیته رسانه شورای هماهنگی تشکل‌های میراث فرهنگی که برای صدای میراث ارسال کرد، مالک این بنای تاریخی بدون آن که دیوارهای این خانه را تخریب کند بطور پنهانی این بنا را از درون فرو ریخته است.

خانه نفیسی اهواز پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران تبدیل به مهد کودک شده بود و در تمام سال‌هایی که این بنا ثبت ملی بود نه مرمتی در آن انجام شد و نه بودجه ای برای حفاظت و مرمت آن در نظر گرفته شد.شهرداری و اداره میراث فرهنگی شهر اهواز نیز موضوع حفاظت از این بنای ثبت ملی شده را جدی نگرفتند.

اما مالک خانه تاریخی نفیسی شهر اهواز از دهه ۹۰ تلاش‌ها برای تخریب این خانه ثبت ملی شده را آغاز کرد. او به تدریج این خانه تاریخی را تخریب کرد و حالا تصاویر اقدامات او بر علیه یک بنای ثبت ملی شده در صدای میراث منتشر شده است. مالک خانه نفیسی بارها تلاش کرده بود تا این خانه را از فهرست آثار ملی کشور خارج کند اما پس از شکست در این تصمیم خانه نفیسی را به اینروز انداخت که در تصاویر قابل مشاهده است.

خانه تاریخی نفیسی شهر اهواز در منطقه یک این شهر و در قلب شهر اهواز در بازار این شهر قرار گرفته است. منطقه بازار اهواز یک منطقه تجاری است و زمین‌های آن قیمت بیشتری نسبت به سایر نقاط شهر دارد.

تا پیش از یکسال گذشته که تلاش‌های دوستداران میراث فرهنگی آن شهر به ثمر نشست و تعامل بین شورای شهر اهواز، شهرداری و اداره میراث فرهنگی خوزستان برقرار شد، خانه های تاریخی زیادی در آن شهر تخریب شدند. حالا اما با تعامل خوب ایجاد شده شهرداری اهواز تمامی استعلامات مربوط به خانه های تاریخی و ساخت و سازها را به اداره میراث فرهنگی خوزستان ارسال می‌کند و در صورت مجوز میراث پروانه ساخت و ساز صادر می‌کند.

شورای شهر اهواز نیز اعلام کرده است که مبلغ ۴٫۵ میلیارد تومان برای مرمت و حفاظت از بناهای تاریخی شهر اهواز اختصاص داده است. این رقم تا پیش از این اعلام ۲۰۰ میلیون تومان بود که هرگز صرف حفاظت از بناهای تاریخی و مرمت آن ها نمی‌شد.

 

نوشدارویی که به سهراب نرسید

مالک بنای تاریخی نفیسی درحالی با تخریب پنهانی مرگ یکی از مهمترین بناهای تاریخی اهواز را رقم زد که معاون میراث فرهنگی استان خوزستان از بودجه‌بندی امسال و تخصیص اعتبار برای مرمت خانه نفیسی خبر داد. نوشدارویی که به سهراب نرسید و پایان تلخ خانه تاریخی نفیسی با فروریختن سقف این بنا توسط مالک رقم خورد.

خانه نفیسی اهواز ۲۵ اسفندماه سال ۷۹ با شماره ۳۴۹۴ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد و طی ۷ سال گذشته به طور پنهانی و به تدریج توسط مالک تخریب و حالا تصاویر آن در صدای میراث منتشر شده است.

محمدحسین ارسطوزاده، معاون میراث فرهنگی استان خوزستان اما در گفت‌وگو با صدای میراث، درحالی از پیگیری‌های حقوقی برای جلوگیری از تخریب بیشتر این بنای ارزشمند متعلق به دوره پهلوی اول خبر می‌دهد که به گفته شاهدان محلی، خانه نفیسی به طور کامل از بین رفته و تنها دیوارهای اطراف آن باقی مانده است.

معاون میراث فرهنگی استان خوزستان اما می‌گوید: بخش حقوقی با جدیت این موضوع را پیگیری می‌کند. مالک بنای تاریخی نفیسی به عوامل میراث فرهنگی اجازه حضور در داخل بنا را نداده است و یگان حفاظت از میراث فرهنگی از اماکن دیگر و فضاهای مشرف به این بنا متوجه میزان تخریب‌های صورت گرفته شده‌اند.

او گفت: خانه نفیسی درحالی توسط مالک تخریب شد که اداره میراث فرهنگی استان خوزستان برای مرمت و حفاظت این بنای تاریخی اعتبار تخصیص داده بود. با توجه به اتفاقات اخیر برنامه‌ریزی شده است تا اولویت به بناهای در معرض خطر استان خوزستان اختصاص پیدا کند.

به گفته وی، فهرستی از بناهای در معرض خطر و یا بناهایی که برای اهالی خطر آفرین هستند برای اختصاص بودجه تهیه شده است.

معاون میراث فرهنگی استان خوزستان با اشاره به استحکام بخشی و مرمت و حفاظت اضطراری بناهای تاریخی استان خوزستان اعلام کرد: برای جلوگیری از تخریب های احتمالی لازم است که بناها، محوطه ها و حتی اشیایی که در مرحله خطر هستند استحکام بخشی و حفاظت شوند و پس از آن به ساماندهی و احیاء فعالیت‌های دیگر پرداخت.

او در پاسخ به این پرسش که برنامه‌های اداره میراث فرهنگی استان خوزستان در رابطه با آثار تاریخی استان خوزستان و جلوگیری از تخریب‌های احتمالی چیست؟ گفت: درحال حاضر به صورت گسترده مطالعات و پژوهش‌هایی که قبل‌تر صورت گرفته بود درحال بازنگری هستند. برنامه‌ریزی یکساله و پنج ساله را بویژه در بحث حفاظت و نگهداری از آثار و اجرای برنامه جامع پایش برای تمامی آثار تدوین و در دستور کار قرار داده‌ایم تا از حال و روز آثار مطلع باشیم.

ارسطوزاده گفت: با پایش مداوم آثار تاریخی وضعیت بناهای تاریخی مشخص و برنامه‌ریزی ها انجام می‌گیرد. همه عوامل میراث فرهنگی استان، مطابق برنامه باید اقدام کنند تا پس از ارسال گزارش‌ها به معاونت میراث‌فرهنگی برای رفع مشکلات و عوامل آسیب‌رسان اقدام شود.

گزارش از: مریم جلیلوند

انجمن های میراث‌فرهنگی به اتفاقات شوش معترض‌اند

شوش؛ شهر جهانی، بدون جشن بدون خوشحالی 

گزارش از سایت صدای میراث، انجمن مفاخر معماری ایران در تازه ترین نشست خود پرونده شوش را روی میز گذاشت و از فعالان میراث فرهنگی و رییس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان پرسید چرا شوش مهم است؟ همین پرسش عنوان نشست انجمن مفاخر معماری ایران بود و علیرضا قهاری رییس انجمن مفاخر معماری ایران در جمع دوستداران میراث فرهنگی و مدیران شوش به این دلیل که چرا هیچ جشنی برای ثبت جهانی شوش گرفته نشد گلایه کرد.

او گفت که برای ثبت جهانی یک اثر از فلسطین در فهرست میراث جهانی یونسکو، فلسطینی ها به همان اندازه که ایرانی ها برای مسابقات فوتبال به خیابان های شهر ریختند به خیابان ها رفتند و جشن ثبت جهانی یک اثر تاریخی را گرفتند. در حالی که در ایران وقتی یک اثری به ثبت جهانی می رسد نه در دولت و نه میان ملت انگار که نه انگار این اتفاق افتاده است.

قهاری با ابراز تاسف از بی توجهی به میراث فرهنگی و ثبت جهانی آثار تاریخی کشور گفت: ۵ تیرماه ۱۳۸۰ شوش به ثبت ملی رسید و ۱۵ سال بعد ثبت جهانی شد. اما متاسفانه هیچ جشنی برای جهانی شدن این محوطه باستانی مهم کشور گرفته نشد.

 

انجمن های میراث‌فرهنگی به اتفاقات شوش معترض‌اند/چرا باستان‌شناس‌ها در قبال اتفاقات شوش سکوت کردند؟

مجتبی گهستونی از فعالان میراث فرهنگی استان خوزستان در نشست «چرا شوش مهم است؟» که به همت انجمن مفاخر معماری در موزه امام علی (ع) برگزار شد از اعتراض جدی انجمن‌های میراث فرهنگی به اتفاقات رخ داده در شهر شوش خبر داد.

او گفت: انجمن‌ها به عنوان دوستداران میراث فرهنگی نسبت به هر آنچه در شوش اتفاق افتاده است معترض هستند و اعتراض خود را با صدای بلند در رسانه ها فریاد می‌زنند و و به اطلاع مدیران و مسئولین میراث فرهنگی استان خوزستان و کشور می‌رسانند.

عضو انجمن میراث فرهنگی استان خوزستان گفت: اعتراضات ما فقط مربوط به اتفاقات رخ داده در شوش نیست که متوجه شوشتر و ایذه و همه گسل های میراثی در خوزستان است.

او گفت: ۵ تیرماه سالروز ثبت جهانی شوشتر و ۱۳ تیرماه نیز زمان ثبت جهانی شوش است. در حالی که طی سال های گذشته شاهد چالش های بی‌شمار در سطح شهرستان شوش بودیم و بخشی از آسیب هایی که به شوش وارد شد به دلیل تصمیمات نادرست مدیران بومی و غیربومی استان خوزستان در سازمان های مختلف صورت گرفته است.

به گفته او، بسیاری از مکان های باستانی شوش به دلیل توسعه ناپایدار شهری طی چند دهه اخیر تخریب شده اند.

 

پهنه‌های تاریخی شوش تخریب شده‌اند

گهستونی سپس به اتفاقات شهر شوش اشاره کرد و گفت: بخشی از پهنه‌های تاریخی شوش دچار تخریب شده است. در شهرستان شوش تپه‌های باستانی زیادی توسط مدیران شهری و حتی مردم شهر مورد آسیب قرار گرفته است و حالا سوال ما این است که چرا باستان‌شناسان کشور در قبال اتفاقاتی که در شوش رخ داده است سکوت کرده‌اند؟

او با طرح این سوال که چرا جشن ثبت جهانی شوش تاکنون برگزار نشده است؟ گفت: وقتی تلاش های مردم از سوی مسئولین مورد توجه قرار نگیرد تلاش آن‌ها نیز چندان موفق نخواهد بود و امروز به جرات می‌گوییم که مسئولان میراث فرهنگی و مردم در شهر شوش با یکدیگر در تعارض هستند.

گهستونی تاکید کرد: مردم در شهر شوش نگران هستند و بخشی از نگرانی آن‌ها قابل توجه است و بخشی دیگر تحت تاثیر جریان‌های مختلف است که پذیرفتنی نیست.

او گفت: به دلیل تعارض بین مردم و مسئولین در شوش است که مدیران شهری و مردم هنوز نتوانسته‌اند به گفتمان مناسبی در این شهر تاریخی برسند.

وی گفت: امروز مدیران بخش های مختلف در شوش، منهای مدیران میراث فرهنگی از جمله تخریب کنندگان اصلی شهر شوش هستد. وقتی یک مسئول برای اجرایی شدن یک پروژه تهدید می‌کند که اگر آن پروژه اجرایی نشود ساختمان میراث‌فرهنگی را روی سر آن‌ها خراب می‌کند یا وقتی مدیری برای اجرایی شدن یا نشدن یک پروژه تهدید می‌کند که باید از روی جنازه او رد شوند، فکر می‌کنید چه جریانی در شهر شوش و بین مردم حاکم می‌شود؟

 

شوش همچنان در تهدید

او به ماجرای زیرگذر شوش اشاره کرد که بارها در رسانه ها مطرح شد و به خبر مهم حوزه میراث فرهنگی تبدیل شده بود.

گهستونی گفت: درخصوص زیر گذر شوش بسیاری از کارشناسان اعم از باستان شناس ها و معمارها شوش را تنها گذاشتند و هیچ کدام سخن نگفتند. دلایلشان متعدد بود. مثلا می گفتند موضوع درون شهری یا درون استانی است و موضوع ما نیست. در حالی که وقتی شوش به دلایل مختلف سرآمد شهرهای جهان می شود چگونه می شود که باستان شناس ها به خودشان اجازه ندهند سخنی در موضوع احداث زیرگذر شوش بگویند. اما انجمن های میراث فرهنگی با کمک رسانه ها و مدیران میراث فرهنگی و پایگاه های میراث جهانی توانستند فشارهای مرتبط با احداث زیرگذر را برطرف کنند.

گهستونی با تاکید بر این که نباید تنها از منظر میراث فرهنگی به شوش نگاه کرد که باید از منظر طبیعت و دین هم به شوش توجه داشت. مثلث میراث جهانی شوش، چغازنبیل و شوشتر دارای رودخانه ها، جنگل و گونه های جانوری متعدد است. کدام شهر در دنیا وجود دارد که سه رودخانه در آن جاری باشد؟ دو پارک ملی و جنگل داشته باشد و گوزن زرد ایرانی هم در آن آزادانه زندگی کند؟ به همه این موارد حالا ثبت جهانی اثر را هم اضافه کنید.

وی تاکید کرد: امروز تهدیدهای بسیار زیادی متوجه شوش است. احداث زیرگذر و احداث پل نظام مافی یکی از آن ها است. غرب شوش هم واقعا رها شده است. فاتحه ایوان کرخه را هم باید خواند. بویژه آن که در ۲۰ سال اخیر هر چه سازه تاریخی هم داشته نابود شده است. با این حال نباید ناامید شد.

او افزود: برغم آن که تمام آثار تاریخی در خوزستان در معرض خطر هستند اما خوزستان به لحاظ فرهنگی و هویتی باید مورد توجه جدی قرار بگیرد چون از دست رفتن خوزستان، می تواند خطرات زیادی برای کشور داشته باشد.

 

چرایی اهمیت شوش

محمدحسین ارسطو زاده معاون میراث فرهنگی استان خوزستان اما در این نشست به تشریح چرایی اهمیت شوش پرداخت و گفت: برای ثبت جهانی سازه های آبی شوشتر از سال ۸۶ درگیر بودیم و ۱۲۰ شیت نقشه برای پرونده ثبت جهانی سازه های آبی شوشتر تهیه کردیم و ۱۴ بنای آبی را در یک پرونده به ثبت جهانی رساندیم.

او با اشاره به سخت گیری های یونسکو برای ثبت جهانی یک اثر تاریخی گفت: پرونده ثبت جهانی شوش دو بار برگشت خورد در سال ۹۴ توانستیم رفع نواقص و ساماندهی محوطه را انجام دهیم.

به گفته ارسطو زاده برای ثبت جهانی یک اثر ارزیابان یونسکو سوالاتی در مورد اصالت و تاریخچه اثر و پلان مدیریت ۲۰ ساله آن اثر و چگونگی حفاظت از آن مطرح می کنند و آنجا است که ناچاریم میراث جهانی را به سطحی از استانداردهای بین المللی برسانیم که خدمات گردشگری تنها بخشی از آن است و ساختار و نظام مند بودن مدیریت اثر بخش مهمتر!

 

شوش نیازمند جشن جهانی شدن است

معاون میراث فرهنگی استان خوزستان اما در تشریح اهمیت ثبت جهانی یک اثر گفت: وقتی یک اثر به ثبت جهانی می رسد یونسکو بصورت متناوب کمک های کارشناسی و فنی و پول و یورو و دلار نمی دهد بلکه پشتیبانی مهندسی و فنی می کند. مگر در مواقع بحران و خطر اتفاق بیفتد مانند آنچه در ارگ بم اتفاق افتاد و زلزله ای واقع شد و یونسکو بطور مستقیم به این اثر جهانی ورود کرد و هزینه هم برای ارگ بم پرداخت. امتیازات دیگر ثبت جهانی یک اثر آن است که یونسکو در بعد جهانی اثر را معرفی می کند و بروشورهای میراث جهانی را منتشر می کند.

به گفته ارسطوزاده، سومین امتیاز ثبت جهانی یک اثر نیز آن است که اثر تحت نظارت و حمایت سازمان ملل متحد قرار می گیرد. به عنوان مثال در صورت تخریب تعمدی یک اثر ثبت جهانی شده در جنگ ها و نزاع های بین المللی، انهدام آن اثر به معنای جنایت جنگی است و مرتکبین مورد تعقیب بین المللی قرار می گیرند.

وی به مسئولیتی که دولت ها در قبال ثبت جهانی یک اثر تاریخی پیدا می کنند نیز اشاره کرد و گفت: مسئولین کشورها موظف می شوند برای رسیدن به برنامه ای که تعریف می شود در عرصه مدیریتی اعتبار اختصاص بدهند و تخصیص این اعتبارها نیز کمتر دچار سیاست بازی می شود. ردیف اعتباری به میراث جهانی اختصاص می یابد.

معاون میراث فرهنگی استان خوزستان موضوع ثبت جهانی شوش و لزوم برپایی جشن ثبت جهانی این اثر در خوزستان را مهم خواند و گفت: وقتی مردم منطقه شاهد برپایی جشن ثبت جهانی اثری باشند که سال ها آن اثر را در برگرفته اند و با آن زندگی کرده اند آنزمان اثر تاریخی ثبت ملی و جهانی شده را مال خود بدانند و از آن حفاظت کنندو به جهانی بودن آن افتخار کنند. این یکی از اجزای تعامل میان آثار تاریخی و مردمی است که پیرامون یک اثر زندگی می کنند.

 

شوش شهر غارت شده/ اروپایی‌ها عهد عتیق خواندند و شوش را در خوزستان یافتند

لقمان احمدزاده کارشناس ارشد باستان‌شناسی از پایگاه میراث جهانی شوش با اشاره به ارزش های تاریخی محوطه ثبت جهانی شده شوش گفت: در دنیای غرب خیلی‌ها براساس آنچه از کتاب عهد عتیق خوانده بودند می‌دانستند که شهری به نام شوش وجود داشته است.

به گفته او، در کتاب عهد عتیق چندین داستان روایت شده است که در داستان های دانیال پیامبر و استر و مردخای به طور واضح به شهر شوش اشاره شده است و به دلیل این کتاب اروپایی ها کنجکاو شدند که در جست وجوی شهری به نام شوش برآیند.

 

فرانسوی‌ها آثار شوش را به موزه‌هایشان منتقل کردند

لقمان احمدزاده این سخنان را در نشست چرا شوش مهم است اعلام کرد و گفت: اروپایی ها حدس می زدند که شهر باستانی شوش به واسطه وجود آرامگاه دانیال پیامبر در آن، باید در همین محدوده امروزین باشد. براساس همین کنجکاوی ها بود که یک سرهنگ انگلیسی در فاصله سال های ۱۸۵۰ تا ۵۲ به کاوش در محدوده شوش پرداخت و نخستین بقایای یک کاخ آشکار شد و کتیبه های به دست آمد که در آن ها به صراحت مشخص می کرد این محدوده همان شوش باستانی است که در کتاب عهد عتیق از آن یاد شده است. در آن کاوش ها کاخ آپادانا و سرستون معروف سنگی نیز به دست آمد.

احمدزاده به آغاز کاوش فرانسوی ها پس از انگلیسی ها در شوش اشاره کرد و افزود:  فرانسوی ها در فاصله سال های ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶ در شوش کاوش کردند و اشیای زیادی به دست آوردند که بخش زیادی از آن ها را به موزه های فرانسه منتقل کردند. آجرهای لعابدار با نقوش مختلف از جانوران اسطوره ای و افسانه ای تا سربازان هخامنشی از این محوطه به دست آمد که بیشتر آن ها در موزه های فرانسه است.

او گفت: ژاک دومورگان نخستین فرانسوی بود که به شوش اعزام شد و قرارداد ۱۰۰ ساله برای کاوش در شوش داشت. او ابتدای عزیمت به شوش چادری برپا کرد و هیات خود را در چادر مستقر کرد اما چون نمی شد برای یکصدسال در چادر ماند آن ها قلعه شوش را بنا کردند و مصالح قلعه را از آجرها و خشت ها و کتیبه هایی تهیه کردند که از محوطه باستانی شوش کشف کردند. دومورگان شایای بسیار بیشتری در شوش کشف کرد. یکی از آن ها لوح حمورابی بود که نشان می داد امپراتوری ایلامی ها ۱۴۰۰ سال تداوم داشت در حالی که براساس اسناد به دست آمده از تمدن بین النهرین بیشتر امپراتوری های بین النهرین ۲۰۰ سال بیشتر تداوم نداشتند اما در شوش ایلامی ها ۱۲۰۰ سال حکومت کردند.

به گفته این کارشناس ارشد باستان شناسی در پایگاه میراث جهانی شوش، نخستین کاوش های باستان شناسی در چغازنبیل به دلیل جنگ جهانی متوقف شد اما پس از جنگ دوباره از سر گرفته شد و اینبار گیرشمن وارد شوش شد. رومن گیرشمن برخلاف کاوش گران قبلی شوش در دانشگاه تحصیلات آکادمیک داشت. آن ها که پیشتر شوش را کاوش کردند یا مهندس معدن بودند یا تخصص دیگری داشتند که کنار آن ها کار باستان شناسی هم انجام می دادند. گیرشمن اما با لایه نگاری در باستان شناسی آشنا بود و توانست در شهر شهای ۱۵ لایه شهرذنشینی را کاوش کند و سیر معماری و شهرسازی در شوش از طریق کاوش های گیرشمن مشخص شد. پس از گیرشمن ژان پرو وارد شوش شد و اطلاعات لایه نگاری ژان پرو یکی از دقیق ترین اطلاعات لایه نگاری است که در شوش ثبت شده است. تیم او کاملا حرفه ای بود و در دوره او بود که بیشتر گپ های تاریخی برطرف شد و اطلاعات او از هزاره چهار پیش از میلاد تا قرن ۱۳ میلادی بصورت علمی در اختیار است اگرچه بسیاری از گزارش های او هنوز چاپ نشده است.

احمدزاده به کاوش های صورت گرفته در کاخ آپادانا توسط ژان پرو و کشف سنگ نبشته هایی در مورد چگونگی ساخت آپادانا و معماری و مصالح و قومیت هایی که در ساخت این کاخ شرکت داشتند اشاره کرد و گفت: کاخ دیگری مربوط به دوره اردشیر اول یا دوم هخامنشی در شوش کشف شد.

به گفته کارشناس پایگاه میراث جهانی شوش، پس از انقلاب ایران تمامی امتیازهای هیات های خارجی در ایران از سوی دولت ایران لغو شد و سیر جدیدی در باستان شناسی ایران آغاز شد که شامل کاوش هایی است که توسط هیات های ایرانی انجام شد. میرعابدین کابلی و مهدی رهبر از نخستین باستان شناس هایی هستند که در شوش به کار باستان شناسی مشغول شدند. در زمان جنگ اما سازه چغازنبیل و کاخ شاوور و محوطه باستانی هفت تپه در خوزستان دچار آسیب شدند که مهدی رهبر کار ساماندهی و مرمت آثار تخریب شده در جنگ را در این محوطه ها برعهده گرفت. کاوش های باستان شناسی شوش چند سال لغو شد اما به مرور کاوش های جسته و گریخته انجام شد تا به امروز.

 

شهر امروزی شوش مدیون باستان شناس‌ها است

احمدزاده در تشریح وضعیت دشت شوشان پیش از بنیاد گذاشتن محوطه باستانی شوش، گفت: محوطه شوش اواخر هزاره پنجم قبل از میلاد بنیان گذاشته شد و ۹ هزار سال پیش، خوزستان دارای روستاهای کوچک و جمعیت یکجانشین بود. کشاورزی به شکل ابتدایی رواج داشت و روستایان گندم و جو و عدس می کاشتند . از گوشت گوزن و گراز نیز برای خورد و خوراک استفاده می کردند و مردم روستاها با یکدیگر ارتباط داشتند. همه این موارد در مورد زندگی در دشت شوشان در ۹ سال پیش از مواد باستان شناسی به دست آمده از دوره های مختلف در شوش به دست آمده است.

او گفت: در هزاره پنجم قبل از میلاد یکباره شهر باستانی شوش بنیان گذاشته شد. دلیل بنا شدن این شهر مشخص نیست. سکوی بزرگ خشتی به وسعت ۵ هزار متر مکعب در محوطه شوش ساخته می شود که ۸ متر از سطح زمین ارتفاع داشت. براساس آثار به دست آمده از شوش می توان گفت که مهرو موم در این زمان رایج بود. در دوره شوش ۳ نگارش به معنای اولیه آن ایجاد شد. شمارش هم در همین دوره به آرامی ایجاد شد. آن ها شکل اشیاء را بر گل نبشته ها می کشیدند و در کنارش عددهای با اشکال مختلف رسم می کردند و مهر و موم های متعلق به گیرنده و فرستنده داشتند. بعدها مهرهای استوانه ای در شوش ساخته شد که به مهرهای سیلندری شهرت داشت و سیستم ثبت و ضبط با آن ها تسریع شد.

احمدزاده همچنین به صنعت و هنرهای رایج در شوش اشاره کرد و افزود: فلزکاری و حکاکی و سفالگری در شوش رواج فراوان داشت و شوشی ها در هنر فلزکاری سرآمد بودند. در دوره هخامنشی شوش تبدیل به پایتخت هخامنشی شد. در دوره ساسانی و پارتی شوش اهمیت زیادی یافت. در دوره اسلامی مسلمانان دانستند که شوش ضرابخانه دارد و شهرهایی که ضرابخانه داشتند اهمیت اقتصادی فراوان داشتند.

او گفت: در کاوش های اولیه در شوش آثار معماری دوره اسلامی این محوطه باستانی از بین رفته است ولی دو مسجد از آن دوره در شوش کاوش شده است. پیش از آغاز قرن ۱۳ میلادی نیز شوش متروک شد و در قرن ۱۸ میلادی باستان شناسان خارجی بار دیگر کلنگ باستان شناسی را بر محوطه جهانی شوش زدند و این محوطه باستانی جان تازه گرفت.

کارشناس پایگاه میراث جهانی شوش درخصوص شکل گیری شهر امروزین شوش تاکید کرد: شکل گیری شهر کنونی شوش در خوزستان مدیون هیات های باستان شناسی است که در گوشه و کنار کپرها و آلونک هایی درست کردند که به ترتیب همه شان به خانه تبدیل شدند و بتدریج شهر بزرگ و گسترده شوش شکل گرفت. شوش امروزین در حقیقت زاده کاوش های باستان شناسی است و مردم نیز با جهانی شدن این شهر قدر شوش را بیش از گذشته دانسته اند.

شش انتصاب در یک روز/ خوزستان و چرایی انتصاب‌های جدید در میراث فرهنگی

مجتبی گهستونی

در پی تصمیم مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان در نمازخانه این اداره کل، شاهد قرائت احکامی بودیم که با ابلاغ آن احکام برخی معاونت‌ها کنار گذاشته شدند و برخی نیروها منصوب شدند تا شاید به واسطه تجربه و انگیزه‌ای که نیرهای جدید دارند شاهد تحول جدی در حوزه‌های مختلف بود.

اما خبرهای دیگری از انتصاب در شهرستان‌ها هم در راه است که امید است انتصاب‌های جدید نیز بر پایه شایسته سالاری صورت بگیرد و موجب نشود برخی تلاش‌های مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان زیر سئوال برود.

پیش از اینکه به تشریح ابعاد انتصاب‌ها بپردازیم در خبرها آمده بود که در احکامی از سوی مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان، «سید حکمت‌اله موسوی» به جای «امیر کاویانی» عنوان سرپرست معاونت توسعه مدیریت، «محمدحسین ارسطوزاده» به جای «مرجان شوشتری» به عنوان سرپرست معاونت میراث فرهنگی، «شکراله قاسمی» به جای «پرویز طلائیان‌پور» به عنوان سرپرست معاونت صنایع دستی و «پیمان نبهانی» به جای «محمدعلی خلیلی» به عنوان سرپرست معاونت گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان منصوب شدند.

"حکمت موسوی" از کارکنان سازمان همیاری شهرداری بود که در زمان مدیرکلی «صادق محمدی» با مدرک عمران جذب اداره کل شد و مدتی معاون میراث‌فرهنگی، مدتی هم معاون سرمایه‌گذاری و زمانی مدیر دفتر فنی بود.

"محمدحسین ارسطوزاده" نیز در کارنامه خود ریاست اداره میراث فرهنگی شوشتر، رئیس پایگاه سازه‌های آبی تاریخی شوشتر و در حال حاضر همزمان با معاونت میراث فرهنگی تصدی پایگاه جهانی شوش را بر عهده دارد.

"شکراله قاسمی" از کارمندان قدیمی سازمان صنایع‌دستی است. او حسابداری خوانده و پس از ادغام صنایع‌دستی با میراث فرهنگی و گردشگری همچنان در سازمان میراث فرهنگی ماند و یک دوره نیز معاون صنایع‌دستی و در دوره دیگر معاون توسعه مدیریت شد.

"پیمان نبهانی" نیز عمران خوانده است و در کارنامه خود مسئولیت نمایندگی میراث فرهنگی دشت آزادگان و امور قراردادهای اداره کل را دارد.

اما اکنون جای این پرسش است که واقعا این انتصاب‌ها بر اساس شایسته سالاری انجام شده است؟ آیا این افراد از تمام انگیزه‌های کیفی برای یک معاون مطلوب برخوردارند؟ آیا افراد منصوب شده با برنامه و راهکارهای عملیاتی بر صندلی معاونان قبلی تکیه زده‌اند؟ آیا سعی می‌کنند که نه تنها در بین همکاران خود بلکه در سطح استان، حضور اثربخش داشته باشند؟ آیا جدا از چهار معاونت، دو فرد منصوب شده در امورقراردادها و دفتر فنی، اوضاع نامناسب و نه چندان بر وفق مراد قراردادها و دفتر فنی را سامان خواهند داد؟ برکناری یکباره شش فرد و انتصاب شش تن از دیگر همکاران آن‌ها منجر به ایجاد حاشیه‌های جدید نخواهد شد؟ آیا انتصاب‌های اخیر می‌تواند مقدمه ای است بر کادرسازی از درون کارمندان اداره میراث فرهنگی استان خوزستان تا در آینده مدیران کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان شوند؟ آیا انتصاب‌های اخیر پایانی بر اوضاع به شدت وخیم شهرستانها و اتمام نارضایتی‌های قبلی در شهرستان‌های خوزستان خواهد بود؟ ایا افراد منصوب شده به رسانه‌ها پاسخگو خواهند بود و با تشکل‌های صنفی و انجمن‌های مردم نهاد مشورت خواهند داشت؟

اگرچه پرسش‌های بی‌شمار دیگری نیز می‌توان به سئوالات بالا افزود اما باید گفت تاکنون در اداره کل میراث فرهنگی خوزستان سابقه نداشت که به یکباره شش انتصاب در چهار معاونت و دو سمت دیگر صورت بگیرد و این مهم بسیاری را غافلگیر کرد. با انجام این انتصاب‌ها به خوبی می‌توان متوجه شد که انتصاب‌های صورت گرفته واکنش‌های پی‌درپی در داخل و بیرون از اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان به همراه دارد. در یک بررسی اجمالی به نظر می‌رسد که دست مدیرکل میراث فرهنگی استان خوزستان چندان پر نبوده و تاوان عدم کادرسازی‌های لازم طی سال‌های گذشته را می‌پردازد و به همین دلیل نیز ناچار به بهره‌گیری از برخی نیروهای درون سازمانی در اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان بود.

از آنجایی که نظام اداری در بسیاری مواقع براساس برخی مصلحت اندیشی‌ها و توصیه‌ها و در نهایت گرایش‌های سیاسی حاکم در جامعه اداره می‌شود، بی شک در برخی مواقع اداره کل میراث فرهنگی خوزستان هم از این رویه مستثنی نبوده و در سال های احیر شاهد هستیم که از چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصولگرا سعی کرده‌اند حتی به اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان هم رحم نکنند و در تلاش باشند که در چینش نیروها دست ببرند.

هدف از این نگاشته البته این نیست که اعلام کنیم انتصاب‌های اخیر مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان، بر اساس شایسته‌سالاری صددرصدی انجام گرفته است، بلکه اعتقاد بر این است که او کوشیده از نیروهای داخل سازمان متبوع خود که ویژگی‌های یک معاونت را دارند بهره بگیرد.

بارها و بارها پرسنل اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان خواستار آن بودند که بیش از پیش از نیروهای داخلی برای تصدی مسئولیت‌ها استفاده شود. برغم نقدهایی که به برخی از افراد تازه منصوب شده وجود دارد اما نمی توان پذیرفت که عمده این افراد از برخی مجراها یا برخی سفارش‌ها به سمت‌های جدید منصوب شده باشند، بلکه با شناختی که از دکتر ایزدی مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان، با سابقه ۲۰ ساله در سازمان میراث فرهنگی وجود دارد، او پس از چهارماه بررسی دست به انتصاب های جدید در اداره میراث فرهنگی استان خوزستان زده است.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان بارها تاکید کرده است که توصیه‌پذیر نیست و براین اساس، باید این ویژگی او را مثبت ارزیابی کرد و عدم توصیه‌پذیری برای انتصاب نیروهای فرمایشی و سیاسی کار در انتصاب‌ها را به فال نیک گرفت. تردیدی وجود ندارد که در انتصاب‌های اخیر شخص مدیرکل دلایل و توجیهات خود را دارد و اما و اگرهای بسیاری را نیز کنار یکدیگر قرار داده است و کوشید تا از خیرالموجودین در انتصاب ها بهره ببرد.

با این انتصاب‌ها مشخص شد که دلالان پست‌ها و سیاسی‌کارها در انتصاب‌ها باید بدانند که سازمان میراث فرهنگی و اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان باید روی پای خود بایستند. شاید آسان‌ترین راه این بود که مدیرکل میراث فرهنگی استان خوزستان در زمین افراد صاحب نفوذ در استان که سعی بر چیدن نیروها دارند بازی کند و از خارج از اداره میراث فرهنگی استان و سازمان میراث فرهنگی برای معاونت‌های خود نیرو بیاورد که در آنصورت نیز سیستم درونی اداره کل میراث فرهنگی خوزستان آن انتصاب‌ها را تاب نمی آورد.

باید تاکید کرد که البته این نگاشته به معنای دفاع کورکورانه از مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان در انتصاب‌های اخیر نیست. بلکه باید دانست که او در میان نیروهای خود کمتر فردی را در اختیار داشت که از ویژگی‌های یک معاونت برخوردار باشند و به همین دلیل از بین بی‌شمار افراد دست به انتخاب تیم مورد نظر زد. معاونان تازه منصوب شده نیز باید تلاش بیشتری برای ارتقای سطح معاونت‌ها در میراث فرهنگی استان خوزستان داشته باشند و حواس‌شان باشد که تنها به رشد کیفی حوزه کاری خود بیاندیشند نه آن که اسیر سهم‌خواهی‌ها، خرده فرمایش‌ها و معادلات جاری استانی شوند.

مدیرکل میراث فرهنگی استان خوزستان با انتصابات اخیر از خودگذشتگی کرد و انتقادهای بعضا ناصحیح را نیز به جان خرید. معاونت‌های تازه منصوب شده نیز باید بدانند که چشم‌های ناظر افکار عمومی در رسانه‌ها و تشکل‌های غیردولتی، حوزه‌های سه‌گانه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان رفتار آن‌ها را بیش از پیش رصد می‌کنند. افکار عمومی همچنین انتظار دارد حالا که پنج‌ماه از انتصاب مدیرکل جدید گذشته و نیروی‌های با انگیزه برخورداری از سمت با میل به خدمت در معاونت‌های اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان منصوب شده‌اند، به مرور شاهد تحول در حوزه‌های میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، مدیریت توسعه انسانی و در نهایت سرمایه‌گذاری در اداره‌کل میراث فرهنگی استان خوزستان باشد.

دهملا هندیجان قربانی طرح‌های کشاورزی می‌شود

پس از تخریب و تهدید 305 محوطه باستانی در پروژه احیایی اراضی

مسئولان جهاد نصر معتقد هستند که شاید در ابتدا استعلام‌های لازم را طلب نکرده ولی چرا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان هم از همان ابتدا سراغ پروژه نیامد تا سراغی از محوطه‌های باستانی بگیرد و یا چرا به بخشی از استعلام‌های درخواستی ما را پاسخ نداد؟

 تپه قبرستان روستای باستانی دهملا در هندیجان در حالی قربانی می شود که شرکت جهاد نصر بدون توجه به هشدارهای اداره میراث فرهنگی به فعالیت خود ادامه می دهد و اقدام به حفر کانال پرداخته که شواهد مبنی بر گسترش کانال به سمت تپه است.

مجتبی گهستونی – فعال میراث فرهنگی یادداشتی را درباره محوطه باستانی روستای دهملا هندیجان در اختیار چمدان قرار داد که به شرح زیر است:

موسسه جهاد نصر بدون اخذ مجوز از میراث فرهنگی و حتی بدون تهیه پیوست تخصصی میراث فرهنگی شروع به عملیات زهکشی در منطقه باستانی دهملا در شهرستان هندیجان کرده که حداقل پنج تپه باستانی در آن محدوده وجود دارد.

۵۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی خوزستان در دستور کار موسسه جهاد نصر به عنوان موسسه‌ای غیردولتی و عمومی قرار گرفته تا احیا شود. این اراضی در ۲۰ شهرستان قراردارد که بیش از ۳۰۵ منطقه باستانی را در برمی‌گیرد. آن هم مناطقی که خودشان دارای تپه ها و محوطه‌های تاریخی بسیاری هستند.

پروژه احیای این اراضی در سال ۷۵ پیشنهاد و از سال ۸۶ آغاز شد. در این مدت و از آنجا که طرح موردنظر دارای پیمانکاران متعددی بود، برخی از این پیمانکاران برای اجرای طرح های عمرانی و احیای این زمین ها هیچ استعلامی را از سازمان میراث فرهنگی نگرفتند اما در برخی از مناطق، مدیران میراث فرهنگی شهرستان‌ها متوجه فعالیت آنها شده و کار را متوقف کرده بودند. در کل برای اجرای طرح احیای ۵۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی در استان خوزستان هیچ استعلامی گرفته نشد، تا اینکه در سال ۹۲ تفاهمنامه ای بین سازمان میراث فرهنگی و جهاد نصر امضا شد ولی هیچ وقت پیگیری نهایی نشد.

تپه قبرستان روستای باستانی دهملا در هندیجان در حالی قربانی می شود که شرکت جهاد نصر بدون توجه به هشدارهای اداره میراث فرهنگی به فعالیت خود ادامه می دهد و اقدام به حفر کانال پرداخته که شواهد مبنی بر گسترش کانال به سمت تپه است. دوستداران میراث فرهنگی خواهان مانع شدن این فعالیت شرکت مربوطه هستند.
براساس بند(۱-الف) ماده ۱۰۰ قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه کشور تهیه و الحاق پیوست تخصصی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای کلیه طرح های توسعه ای بزرگ و مهم در حوزه زیربنایی،تولیدی و خدمات دستگاه های موضوع ماده(۳) قانون تشکیل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری مصوب ۳/۱۰/۱۳۸۲ جهت تطبیق با اهداف و وظایف سازمان مذکور در سطوح ملی، منطقه ای، استانی و شهری الزامی است.
اکنون در محوطه تاریخی دهملا اقدام به عملیات زهکشی اراضی کشاورزی (بخشی از طرح احیای ۵۰۰ هزار هکتاری اراضی خوزستان) نموده است که براساس توافقات و مکاتبات باید به منظور حفظ و صیانت از آثار تاریخی و فرهنگی موجود با انتخاب مشاور اقدام به استعلام و بررسی محدوده طرح و مستثنی نمودن محوطه های باستانی یاد شده از این فعالیت می کرد.

محوطه باستانی دهملا به شماره ۳۰۳۲۲ و در تاریخ ۲۳/۳/۹۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و تحت حفاظت و نظارت قوانین و مقررات ناظر بر حفاظت از آثار تاریخی- فرهنگی قرار داشته و عملیات یاد شده مصداق تجاوز به عرصه و حریم یک محوطه باستانی بوده و برابر مفاد قانون مجازات اسلامی جرم و قابل تعقیب است.

پیگیری باستان شناسان و فعالان میراث فرهنگی و مشاهده آنها و بررسی نقشه‌های هوایی در سال‌های متمادی نشان داد که وسعت عملیات اجرایی پروژه موردنظر و تعرض به محوطه‌های باستانی در اثر اجرای این طرح بسیار زیاد است چون طبق اعلام سایت موسسه جهاد نصر ۲۶۰۰ دستگاه ماشین آلات سنگین و نیمه سنگین و تخصصی در طرح مورد نظر فعالیت می‌کند و بنابر پیش‌بینی مجریان طرح، این میزان ماشین آلات تا پنج هزار خودرو افزایش می یابد.اما فعالیت های مرتبط با احیای این۵۰۰ هکتار زمین کشاورزی در خوزستان موجب شده که برخی از محوطه‌های تاریخی از بین برود.

پروژه احیایی ۵۰۰ هزار هکتار از اراضی خوزستان با ۷۰ پیمانکار آغاز شده است. پیش تر مسئولان این موسسه در صحبتی که با آنها داشتم، عنوان کردند که در سال ۱۳۹۲ کلیه نقشه های شبکه آبیاری و زهکشی پروژه ۵۲۰۰ هکتاری را از اداره کل میراث فرهنگی خوزستان استعلام کرده‌اند ولی هیچ پاسخی از میراث فرهنگی دریافت نکرده اند.
مسئولان جهاد نصر معتقد هستند که شاید در ابتدا استعلام های لازم را طلب نکرده ولی چرا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان هم از همان ابتدا سراغ پروژه نیامد تا سراغی از محوطه‌های باستانی بگیرد و یا چرا به بخشی از استعلام های درخواستی ما را پاسخ نداد؟

به هیچ وجه منکر بخشی از تاثیرات اقتصادی و فنی پروژه احیای اراضی خوزستان (در صورت وجود آب کافی) در راستای رسیدن به دستاوردهای اقتصاد مقاومتی به‌عنوان بزرگترین طرح کشاورزی ایران نیستیم اما تمام ایراد دوستداران میراث فرهنگی انجام تخریب‌ها و تعرض‌های پی در پی به محوطه های تاریخی خوزستان است.بررسی‌ها حکایت از آن دارد که بعضی مناطقی که این پروژه اجرا می‌شود مملو از محوطه‌های تاریخی است و داده‌های فرهنگی که در روی زمین مشاهده می‌شود این ادعا را ثابت می‌کند. این پروژه در شهرهایی از جمله آبادان ( در گستره ۳ منطقه باستانی)، اهواز (۱۲ منطقه)، اندیمشک (۱۲ منطقه)، ایذه (۱۳ منطقه)، رامهرمز (۹۰ منطقه)، شوش (۶۰ منطقه)، حمیدیه (یک منطقه)، ویس (۳ منطقه)، سوسنگرد (۴ منطقه)، هندیجان (۵ منطقه)، خرمشهر (۲ منطقه)، شوشتر (۲۴ منطقه)، هویزه (۳ منطقه)، کارون (۱ منطقه)، رامشیر (۸ منطقه)، آغاجاری (۲ منطقه)، شادگان (۳ منطقه)، امیدیه (۱۴ منطقه)، بهبهان (۱۶ منطقه)، دزفول (۷ منطقه) و در اراضی پایاب سدهای کرخه، دز، مارون، زهره، خیرآباد و کارون انجام می شود. تاکنون این پروژه با کمترین استعلام از اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان پیشرفت داشته است.


برای انجام بخش‌هایی از پروژه در کل استان خوزستان، دوهزار کیلومتر لوله زهکش زیر زمینی خریداری شده که این اقدام از عمق تعرض به بخش هایی از محوطه های تاریخی خوزستان حکایت می کند. اما به دلیل نداشتن دسترسی به اطلاعات پروژه مربوطه و عدم اطلاع رسانی از تخریب های صورت گرفته توسط مجریان طرح، تاکنون هیچ آمار رسمی از میزان تخریب ها منتشر نشده ولی با توجه به اینکه طرح ۵۰۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی خوزستان در دو مرحله ۳۲۰ هزار و ۱۸۰ هزار هکتار در بیشتر شهرستان های تاریخی خوزستان انجام خواهد شد، پیش بینی می شود که میزان خسارت بسیار زیادتر از احتمالات باشد.

با این حال در گفت وگویی که با تعدادی از مدیران عالی رتبه جهادنصر داشتم آنها معتقدند که دوستدار میراث فرهنگی هستند و پیگیری‌های آنها باعث شده تا مدیران و کارشناسان میراث فرهنگی پای مذاکره بنشینند. عالی ترین مدیر مربوطه، به بخشنامه‌ای اشاره کرد که تمام پیمانکاران را از مهرماه ۱۳۹۴ به بعد ملزم کرده تا در راستای حفظ منابع و آثار تاریخی خوزستان در حین اجرای عملیات پروژه ها در صورت مشاهده آثار تاریخی ضمن انجام استعلام های لازم مراتب را به مسئولین امر اطلاع بدهند.

شرکت جهاد نصر که برای بخش عمده ای از پروژه مورد نظر سالها برای گرفتن مجوز و استعلام از اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان خودداری می‌کرد در سال جاری با تخریب های گسترده از غرب شوش باعث نگرانی‌های فراوان دوستداران میراث فرهنگی و سرعت عمل کارشناسان و نیروهای یگان حفاطت میراث فرهنگی خوزستان شد. این اقدام باعث شد تا از پیمانکاران موسسه جهاد نصر در دستگاه قضایی شکایت شود و آن موسسه را مجاب به ورود برای مذاکره با اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان کند.

انتقاد از ضعف اطلاع‌رسانی پایگاه‌های جهانی میراث فرهنگی خوزستان

مشکلی که گردشگران با آن مواجهند!

مجتبی گهستونی

فعال میراث فرهنگی استان خوزستان- در یادداشتی که در اختیار چمدان گذاشت نوشت: با اینکه همواره بزرگان میراث فرهنگی تاکید داشته اند که پایگاه‌های ملی و جهانی اقدام به خلاقیت و نوآوری کنند و به تقویت سیستم فناورانه خود بپردازند و این پایگاه‌های باید به محلی برای رجوع تمام اقشار علمی که دنبال اطلاعات علمی و دست اول هستند، تبدیل شوند، اما ظاهرا انبوهی از چالش های پیش روی این پایگاهها باعث می شود که از برخی ماموریت های خود غافل شوند.

با اینکه گفته می شود هم اکنون بیش از ۹۰ پایگاه ملی و جهانی در کشور وجود دارد که دارای ساختار و برنامه مدیریتی منظمی هستند اما لازم به یادآوری است که عمده پایگاه‌ها در سال‌های گذشته شرایط سختی را پشت سر گذاشته اند، فراز و نشیب‌های زیادی را پیش روی خود داشتند و در برهه‌ای برخی از آن‌ها متوقف و برخی دیگر رها شده بودند اما امروزه به گواه معاون سازمان میراث فرهنگی کشور، این پایگاهها هم اکنون به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده که اهداف پایگاه‌های کشور با ساختار مشخص، برنامه مدیریتی مناسب و چشم‌انداز بلندمدت پیش برده شوند. در این میان تعداد پایگاههای میراث جهانی در ایران به عدد ۲۲ رسیده است.

در حالی که تاکید می شود وقت آن رسیده که پایگاه‌ها تبدیل به محلی برای ایده‌های نو و کشفیات جدید در علوم مختلف شوند و پژواک فعالیت آنها جهانی شود، ابتدا لازم است که اثر و ارزش‌های آن را به درستی بشناسیم و به صورت مداوم در پایگاه حضور داشته باشیم تا به تبادل اطلاعات بپردازیم.

بارها عنوان سایت پایگاههای جهانی شوش، چغازنبیل و سازه های آبی شوشتر را در گوگل جستجو کرده بودم. تنها یک بار با سایت پایگاه جهانی شوش مواجه شدم، پیش تر بارها سایت پایگاه جهانی چغازنبیل و هفت تپه را  دیده بودم اما هیچگاه موفق نشدم از سایت میراث جهانی سازه های آبی تاریخی شوشتر بهره ببرم. این در حالی است که اولین اثر ثبت شده ایران در سال ۱۳۵۸ متعلق به چغازنبیل، دهمین اثر ثبت جهانی ایران متعلق به شوشتر در سال ۱۳۸۸ و هجدمین اثر ثبت جهانی شده به شهر شوش در سال ۱۳۹۴ تعلق دارد.

در روزهای گذشته در جستجوی ساعت بازگشایی محوطه های میراث جهانی شوش، چغازنبیل و شوشتر بودم که ناچار شدم سایت های هر سه پایگاه جهانی در خوزستان را جستجو کنم و عجب آن که نشانی از سایت شوش پیدا نمی کردم. ناچار شدم برای پیدا کردن جواب پرسش خود به رئیس پایگاه جهانی زنگ بزنم. ابتدا جویای سایت شدم. آدرس susachtb.ir را داد. سپس درباره ساعات بازگشایی موزه شوش در ایام ماه رمضان پرسیدم. سپس به امید دریافت اطلاعات بیشتر به آدرس سایت پایگاه جهانی شوش مراجعه کردم. با سایتی بسیار ضعیف، بعضا اطلاعات کم یا قدیمی و در بسیاری از آیکون ها با فضای خالی مواجه شدم. این یعنی اینکه مدتهاست نه به روز رسانی صورت گرفته شده و نه متولیان امر در پایگاه به ضرورت برخورداری از سایتی در خور شان و نام و قدمت شوش واقف هستند.

در جستجوی بعدی امیدم به مراجعه به سایت پایگاه میراث جهانی چغازنبیل و هفت تپه بود. هرچی آدرس choghazanbil.ir را جستجو کردم سایت بارگذاری نمی شد. فکر کردم شاید اینترنت من توانایی باز کردن سایت را ندارد. با رئیس پایگاه میراث جهانی چغازنبیل تماس گرفتم و ایشان نیز بدون هیچ توجیهی از غیر فعال شدن سایت به منظور به روز رسانی سایت و رونمایی از سایت جدید در آینده نزدیک خبر داد. البته ایشان خیلی شجاعانه به ضعف های سایت قبلی اشاره کرد و از به روز رسانی سایت خبر داد. این در حالی است که البته می توانستند بدون غیر فعال کردن سایت آن را به دلخواه به روزرسانی کنند.

به خیال اینکه از ساعات بازگشایی سازه های آبی تاریخی شوشتر جویا شوم عنوان پایگاه میراث جهانی سازه های آبی تاریخی شوشتر را جستجو کردم اما از سایت اطلاع رسانی این میراث جهانی هم خبری نبود. نخستین موضوعی که به ذهنم رسید این بود که چرا با وجود برخورداری خوزستان از سه پایگاه میراث جهانی و برخورداری از مطالب بسیار با ارزش و عکس های نفیس تاریخی و حتی جدید این پایگاهها یا از سایت برخوردار نیستند و یا کمتر فعال هستند. آیا گردشگرانی که از کشورهای مختلف قصد سفر به ایران را دارند و دلشان می خواهد مطالب جامع تر و موثق تری از میراث های جهانی خوزستان کسب کنند، حق ندارند اطلاعات بیشتری از سایت های خبری این سه پایگاه به دست بیاورند؟

بر فرض مثال که اطلاعاتی هم موجود بود آیا بخش انگلیسی این سایت ها در حد و اندازه معرفی یک میراث جهانی هست؟ از سویی خبرنگاران، محققان و پژوهشگران و گردشگران ایرانی و خارجی که می خواهند درباره بخش های تخصصی، آزمایشگاه، بخش حفاظت و مرمت، باستان شناسی، بانک سفال، معماری، مستندنگاری، کتابخانه و مرکز اسناد، معرفی و آموزش، موزه، عرصه و حریم، جاذبه های پیرامونی، فرهنگ منطقه، راههای دسترسی، انتشارات، تاریخچه، معرفی مقام مسئول، اعضا پایگاه و…. هر سه پایگاه میراث جهانی شوش، چغازنبیل و شوشتر کسب اطلاع کنند با پایگاه های اطلاع رسانی بسیار ضعیف این سه اثر ثبت جهانی رو به رو می شوند.

اندکی بعد به جستجو درباره سایت های خبری دیگر پایگاههای میراث جهانی کشور گشتم. بلافاصله با سایت پایگاه های جهانی پاسارگاد فارس، بافت تاریخی یزد، کاخ گلستان در تهران و سلطانیه زنجان، میمند کرمان مواجه شدم که قطعا برخی از این پایگاهها عمرشان از تشکیل عمر پایگاههای میراث جهانی خوزستان کمتر است.

بهتر است که مدیران سه پایگاه میراث جهانی در خوزستان که هر سه فرزندان خطه جنوب هستند و با سرزمین خوزستان به خوبی آشنایی دارند و سابقه کاری نسبتا طولانی دارند با انگیزه های بیشتری مواجه باشند و با توجه به عنوانی که برای حوزه کاری شان یعنی میراث جهانی انتخاب شده است، نگاهشان جهانی باشد، تا هم از پایگاه اطلاع رسانی در خور شانی برخوردار باشند و هم بدانند که عمده گردشگران و پژوهشگران داخلی و خارجی پیش از سفرشان به هر مکانی به جستجوی اطلاعات بیشتری می پردازند.

بی شک از معاونت میراث فرهنگی کشور و رئیس پایگاههای میراث جهانی کشور انتظار می رود یکی از ماموریت های مهم پایگاهها را نه برای به رخ کشیدن تنها داشته های فرهنگی ایران بلکه برای تبادل اطلاعات با مخاطبین داخلی و خارجی، راه اندازی و به روز رسانی یک سایت قوی برای تمام پایگاههای میراث جهانی را در الویت قرار بدهند. وظیفه پایگاه‌هاست که اطلاع‌رسانی را  سرمایه اجتماعی خود بدانند و فعالیت‌ جدی کنند.

فاجعه بارتر زمانی است که وقتی به سایت دفتر پایگاههای میراث جهانی مراجعه می کنیم اطلاعات این دفتر که در آدرس http://omurpaygah.ichto.ir درج شده بسیار قدیمی است. به طور مثال در بخش اطلاعات حوزه مدیریتی چغازنبیل داده ها مربوط به مدیر ارشد پایگاه جهانی چغازنبیل مربوط به دو مدیر پیش از مدیر فعلی پایگاه است. درباره شوشتر هم همین موضوع صدق می کند. به شوش اشاره نمی کنم چون در سایت دفتر پایگاههای جهانی فقط اطلاعات مختصری از ۱۷ محوطه و بنای ثبت جهانی پلان مدیریتی وجود دارد. به همین دلیل از شوش اطلاعاتی موجود نیست.

پیش تر معاون میراث‌فرهنگی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری گفته بود: پایگاه‌های ملی و جهانی یک فعالیت چندرشته‌ای محسوب می‌شود، به‌طوری‌که اگر پایگاه‌ها بتوانند اقدام به ایجاد کتابخانه‌های تخصصی و راه‌اندازی سیستم فناورانه کنند، گام بسیار مهمی در حوزه میراث‌فرهنگی برداشته‌اند. در این شرایط پایگاه‌ها نیاز به تشکیلات دائم دارند. همچنین این پایگاه‌ها مرکز جمع‌آوری اطلاعات دست اول آن مجموعه هستند و باید به گونه‌ای فعالیت کنند که کشفیات جدید آنها پژواک جهانی داشته باشد.

طالبیان پایگاه‌های کشور را ظرفیتی مهم دانست که می‌توانند پیش قراول برنامه‌های توسعه‌ای کشور باشند و افزود: پایگاه‌ها دیگر فقط متعلق به سازمان میراث‌فرهنگی نیستند، به گونه‌ای که سازمان‌ها و دستگاه‌های دیگر پایگاه‌های میراث‌فرهنگی را توسعه می‌دهند. این روند با افزایش دانش و فعالیت‌های میان‌رشته‌ای توسعه بیشتری پیدا کرده و خوشبختانه هر دستگاهی که ورود پیدا کرده، متوجه جریان مدیریتی و تاثیرگذاری آن شده است.

او با اشاره به این‌که سازمان میراث فرهنگی باید سایت‌های خود را به استاندارد ملی و جهانی برساند و با زبان و چگونگی گفت و گو و انتشارات بین‌المللی آشنایی کامل داشته باشد. در این میان کارشناسان پایگاه‌ها نیز لازم است اشراف کامل به کنوانسیون‌ها، دستورالعمل و راهنماها داشته باشند و کاملا با معیارها و اصول آنها آشنا باشند و در ادامه انتظار سازمان میراث‌فرهنگی از پایگاه‌ها را تبدیل این مکان‌ها به به محلی برای رجوع تمام اقشار علمی که دنبال اطلاعات علمی و دست اول هستند، بیان کرد.

پیش تر فرهاد عزیزی، مدیرکل امور پایگاه‌های میراث‌جهانی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری نیز در سخنانی اظهار کرد: ‌در حال حاضر ۷۵ پایگاه ملی و ۲۲ پایگاه جهانی در کشور وجود دارد که در این پایگاه‌ها علاوه بر موضوعات حفاظت، مرمت و سامان‌دهی آثار، ایجاد امکانات و زیرساخت‌های مورد نیاز گردشگران و معرفی ارزش‌های برجسته جهانی آثار در دستور کار قرار دارد.

او بیان کرد: همه‌ی فعالیت‌ها در پایگاه‌های میراث‌فرهنگی به ویژه پایگاه‌های جهانی براساس پلان مدیریت و براساس برنامه‌ریزی‌های مصوب، هر سال توسط همکاران امور پایگاه‌ها انجام می‌شود که این اقدامات با هدایت و نظارت بالغ بر ۴۰۰ کارشناس، استاد خبره و شورای راهبردی انجام می‌شود.

وی ادامه داد: پایگاه‌ها به دلیل جایگاه و شان ملی و بین‌المللی، توجه و حضور مداوم مردم و گردشگران در این فضاها، پراکندگی یکنواخت و گسترش آنها در کشور و امکاناتی که به لحاظ سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و منابع انسانی دارند، می‌توانند نقش مهم و موثری در توسعه و آبادانی مناطق مختلف کشور داشته باشند.

مدیرکل امور پایگاه‌های میراث جهانی بیان کرد: دفتر امور پایگاه‌ها تاکنون تمام تلاش خود را برای همسان‌سازی کیفی پایگاه‌ها از نظر امکانات و اعتبارات به کار بسته است، همچنین ایجاد فرصت برای پژوهش و تعامل با مراکز علمی و آموزشی در سطح ملی و بین‌المللی برای انجام مطالعات کاربردی و اقدامات اجرایی مشترک از دیگر مواردی است که دفتر امور پایگاه‌ها پیگیری می‌کند.

او گفت: با وجود توجه به مسائل، مشکلات و کمک‌های بسیار زیاد بخش‌های مختلف سازمان میراث‌فرهنگی و سایر دستگاه‌ها به‌ویژه سازمان برنامه و بودجه به پایگاه‌های میراث جهانی و ملی، محدودیت‌های متعددی به لحاظ مالی و تشکیلاتی در چشم‌انداز پایگاه‌ها قرار دارد و تا رسیدن به نقطه مطلوب در این حوزه فاصله‌ی زیادی داریم اما با تلاش فعالان این حوزه دستیابی به وضعیت مطلوب دور از دسترس نیست.

همچنین رئیس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری گفت: پایگاه‌های جهانی و ملی جایی هستند که چتری باز می‌کنند به‌اندازه همه جهان. بنابراین فعالیت پایگاه‌ها باید بین‌المللی و دستاوردهای آن‌ها نیز باید جهانی باشد.

سیدمحمد بهشتی افزود: در سال‌های دور شرایط به گونه‌ای بود که فعالیت ما در آثار و سایت‌های مهم بسیار محدود بود. به‌عنوان مثال در سایت مهم تاریخی کشور از جمله چغازنبیل ما فقط آثار تاریخی را نگهداری می‌کردیم. در سایت مهمی چون تخت سلیمان تنها با دو نگهبان نگهداری می‌شد و در ایام سال کارشناسان حضور جدی در آنجا نداشتند و به ندرت پیش می‌آمد که حفاظت، مرمت، پژوهش و معرفی در کنار هم انجام شود.

او افزود: پایگاه یک چتری باز می‌کند به اندازه همه جهان. بنابراین پایگاه‌ها در عمل می‌توانند جهانی و بین‌المللی باشند. آن‌ها باید امکان گفت‌وگو با مراکز جهانی داشته باشند و دستاوردهایی که در پایگاه‌ها رخ می‎دهد باید پژواک جهانی داشته باشد.

ونیز ایران خالی از گردشگر مانده است

استقبال گردشگران از شادگان هنوز نتوانسته آن را به یک مقصد جذاب در گردشگری تبدیل کند.

«هوا مرطوب، بدبو و چسبناک و گرما خفه‌کننده بود، روز بعد خوشبختانه آفتاب می‌درخشید، نوای نوازندگان کافه‌ها از گوشه و کنار شنیده می‌شد و خیل گردشگران -و تک و توکی ونیزیان- در هم می‌لولیدند (می‌گویند نسبت ونیزی‌های بومی و توریست‌های این شهر در طول سال یک‌به‌شصت است)»* شادگان ونیز ایران است، جایی که مردم روی آب زندگی می‌کنند، قایق وسیله تردد بسیاری از مردم بومی است و صید یکی از منابع اصلی معیشتی. با این حال نسبت گردشگری میان روستاهای حوالی تالاب شادگان و ونیز، مسابقه میان هیچ و شهری است که چنان گردشگران به آن هجوم آورده‌اند که حتی محدودیت برای ورود به آن تعیین می‌کنند.

ونیز ایران خالی از گردشگر مانده است

شادگان یکی از تالاب‌های بین‌المللی ایران است که در کنوانسیون رامسر1 نیز ثبت شده است. سال‌ها است که پروژه حفاظت از تالاب‌ها در منطقه شادگان مشغول به فعالیت است و حتی در جریان این پروژه مضیف‌هایی2 برای پذیرایی از گردشگران ساخته شد. بااین‌حال گردشگری در این منطقه رونق نیافته و حتی اقامتگاه بومی برای گردشگران نیز وجود ندارد. چرا این منطقه نتوانسته است از مواهب گردشگری بهره‌مند شود؟

مجتبی گهستونی فعال محیط‌زیست و گردشگری استان خوزستان گفت:...

ادامه نوشته

آیا مهاجرت مردم از خوزستان از زمان جنگ بیشتر شده است؟

می گویند 80 هزار نفر از خوزستان مهاجرت کرده است. اما آمار مهاجرت از خوزستان فراتر از عدد اعلام ‌شده است.

«من دیگر هیچ امیدی به آینده ندارم، اگر کاری در تهران پیدا شود، حاضر هستم خانواده‌ام را بردارم و اینجا را ترک کنم. هزینه‌های نفس کشیدن آن‌قدر بالا است که نمی‌توانم با این شرایط ادامه بدهم.» این روایت یکی از مدیران استانداری استان خوزستان است. آیا مهاجرت مردم از خوزستان از زمان جنگ بیشتر شده است؟

او می‌گوید: «ماندن در این استان برای من هیچ سودی ندارد، هیچ انگیزه‌ای برای ادامه کار نیست. هم کارمندان و هم کشاورزان به دنبال راه‌هایی هستند تا بتوانند از اینجا بروند؛ درواقع هرکسی که پول داشته از این استان رفته است!»

خوزستان یکی از پرآب‌ترین و حاصلخیزترین استان‌های کشور، در حال نابودی است. گرمای هوا، شوری آب حاصل از ساخت سد گتوند و ریزگردها سه عامل اصلی مهاجرت در استان محسوب می‌شوند، اما مهاجرت بی‌رویه باعث خالی شدن شهرها از نیروهای کیفی، خروج سرمایه، عدم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و ناامیدی میان باقی‌ماندگان شده است.

وضعیت تراژیک آب‌وهوا، نخل‌هایی که روزگاری نماد سرسبزی استان بوده و حالا به خاطر شوری آب با سرهای بریده‌شده در بیابان رهاشده و قطعی برق و کیفیت بسیار پایین آب و تعطیلی پی‌درپی مدارس و اداره‌ها نام اهواز را جهانی کرده است.

وضعیت نامساعد خوزستان بارها پای مقامات سیاسی را به این استان بازکرده است. هر بار هم از طرحی برای بهتر شدن شرایط پرده‌برداری شده، اما پس از مدتی نیمه‌کاره به حال خود رها شده است. به‌طور مثال بودجه‌ای برای طرح کمربند سبز در اطراف شهر اهواز به مسئولیت شهرداری شهر اهواز در سال ۱۳۹۱ تصویب شد، طرحی که امروز پس از گذشت شش سال، ۸۰۰ هکتار نهال کاشته شده از آن باقی‌مانده است که به علت مشکلات آبیاری و شکنندگی خاک در شرایط نامطلوبی قرار دارند.

نداشتن حداقل شرایط برای زیستن عامل اصلی مهاجرت در خوزستان است، اما عیسی کلانتری می‌گوید: «اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ٧٠‌ درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵٠‌ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند. سرانه آب تجدیدپذیر کشور به ‌100 میلیارد مترمکعب رسیده است.»

 

80 هزار نفر رفتند

در دورانی که معصومه ابتکار در سازمان محیط‌زیست حضور داشت، اعلام کرده بود بودجه‌ای تحت عنوان «تاب‌آوری» برای انطباق زیست‌بوم و امکان حیات سالم برای شهروندان در نظر گرفته‌شده، بودجه‌ای که قرار بود به عایق‌بندی خانه‌ها و مدارس، تأمین وسایل حمل‌ونقل عمومی و دستگاه‌های تهویه مطبوع اختصاص داده شود؛ اما تا به حال تخصیصی صورت نگرفته است.

امید حاجتی معاون برنامه‌ریزی استاندار خوزستان به «ایانا» خبرگزاری کشاورزی خوزستان می‌گوید: «دوباره درخواستی برای هیئت دولت ارسال‌شده و امیدواریم این اتفاق به‌زودی روی دهد.» حاجتی می‌گوید: «باید راه‌حلی برای مهاجرت در استان پیدا شود، زیرا با شرایط موجود کسی حاضر نیست در استان بماند.»

خوزستان بیشترین میزان مهاجرت و خروج از استان را طی دو سال گذشته در کشور داشته است. حاجتی دراین‌باره می‌گوید: «خوزستان «مهاجر فرست» شده و میزان 80 هزار نفر خالص مهاجرت در استان بوده است.»

حاجتی گرمای بالای استان و گرد غبار و شرایط مرزی استان را عامل اصلی مهاجرت می‌داند.

بررسی مرکز آمار نشان می‌دهد بین سال‌های 1355 تا 1375 که کشور دو دوره وقوع انقلاب و جنگ را تجربه کرده، 55 هزار نفر از استان خوزستان مهاجرت کرده‌اند و آمار خروج بیش از 80 هزارنفری فقط مابین سال‌های 1395 تا ابتدای سال 1397 نشان می‌دهد وضعیت مهاجرت در استان خوزستان به‌مراتب بدتر از دو دوره بحرانی وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بوده است.

حاجتی اعتقاد دارد خروج چشم‌گیر مردم از یک استان استراتژیک مانند خوزستان یک فاجعه برای «امنیت ملی» نیز محسوب می‌شود.

شریعتی عضو مجمع نمایندگان خوزستان در گفت‌وگو با وب‌سایت «خانه ملت» گفته بود: «مهاجرت در استان خوزستان در مرز فاجعه قرار دارد و می‌توانم بگویم استان خوزستان نماد توسعه‌نیافتگی ایران محسوب می‌شود و دود مهاجرت از این استان به چشم همه خواهد رفت.»

 

مرثیه خوزستان را خوانده‌ایم

هر بار پدیده گردوغبار در خوزستان شدت پیدا می‌کند، شبکه‌های مجازی از عکس‌ها و فیلم‌هایی پر می‌شود که خوزستان را شبیه شهری بدون سکنه نشان می‌دهند. درست شبیه فیلم‌های هالیوودی که به‌یک‌باره شهر از جمعیت خالی می‌شود. فعالان محیط‌زیست استان خوزستان سال‌هاست با برپایی کمپین‌های مختلف سعی دارند تا صدای خوزستان را به گوش مقامات سیاسی در تهران و حتی نهادهای بین‌المللی برسانند.

کمپین «فریاد کارون، فریاد همه رودهای ایران است» از یونسکو خواسته بود تا کارون را ثبت جهانی کند. همچنین کمپین «شادگان را نجات دهیم» به دنبال شفاف‌سازی وضعیت سد نمکی «گتوند» است. سدی که با محاسبات غلط فنی آب کارون را شور کرد و کشاورزی این استان را به مرحله نابودی کشیده است.

مجتبی گهستونی فعال محیط‌ زیست استان خوزستان درباره پدیده مهاجرت ویران بار در خوزستان به «ایانا» می‌گوید: «آمار مهاجرت از استان خوزستان فراتر از عدد اعلام‌شده از سوی دولت است.»

گهستونی اعتقاد دارد: «وضعیت اسف‌بار محیط‌زیست باعث گران شدن زندگی در این استان شده و همه تمایل دارند تا از این منطقه خارج شوند.»

برنامه‌های اجرا شده در شرایط مشابه در جهان، نشان می‌دهد با رسیدن یک منطقه به این اندازه از شکنندگی، هم‌زمان با رفع و کاهش موانع فرسایش خاک و هدررفت آب، حفظ جمعیت ساکن در منطقه نیز بسیار مهم می‌شود، اما گهستونی معتقد است دست‌های پشت پرده‌ای وجود دارد که از مهاجرت از استان استقبال می‌کند به گفته این فعال محیط‌زیست «تعارضات قومی و وجود نفت در این منطقه که دینامیزم اقتصاد کشور را در دست دارد، باعث شده تفکری در کشور از مهاجرت در این استان استقبال کند.»

گهستونی یکدست‌سازی جمعیت در خوزستان را یکی دیگر از عوامل می‌داند. درحالی‌که به عقیده کارشناسان حفظ جمعیت پویا یکی از عوامل «امنیت ملی» در هر منطقه‌ای محسوب می‌شود. طی اعتراضات سال گذشته در استان خوزستان یکی از مطالبات جدی ساکنان شهرهای اهواز، ایذه و مسجدسلیمان حل مسئله ریزگردها بوده است. احیای تالاب‌های استان و رود کارون و همین‌طور توقف برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی می‌تواند کمک مهمی به بهبود مدیریت کانون‌های ریزگرد داخلی کند. کارگروه ملی مبارزه با ریزگرد و بیابان‌زایی کشور می‌گوید: «بودجه لازم در این زمینه را ندارد.»

گهستونی اعتقاد دارد: «تلاش‌هایی در استانداری صورت گرفته تا بودجه لازم تأمین شود، اما روند پیشرفت کند است و مرثیه استان را خوانده‌ایم و باید منتظر مهاجرت بیشتر از استان نیز باشیم.»

خوزستان روزبه‌روز گرم‌تر می‌شود، حسن روحانی می‌گوید: «دوباره خوزستان را به وضعیت مطلوب بازمی‌گردانیم.» مسئولان سیاسی به‌خوبی می‌دانند این استان را نباید به حال خود رها کرد، اما مردم خوزستان به آینده امیدی ندارند، آن‌ها این روزها بیش از آنکه چشم‌انتظار دستورات رسیده از تهران باشند، نگاهشان به آسمان است شاید قطره بارانی شرایط را برای آن‌ها تغییر دهد.

سایت موزه محوطه باستانی پارک کوهساران اهواز

شهریور 1390 بود که به همراه یکی از دوستانم در پارک کوهساران اهواز متوجه وجود محوطه ای باستانی شدیم و بلافاصله میراث فرهنگی را در جریان این موضوع قرار دادیم. بافت خاص این محوطه و وجود استودان ها و مقبره های سنگی و دیگر سازه های تاریخی باعث شد میراث فرهنگی از این منطقه بازدید و پس از بررسی های دقیق و لازم باستانی بودن آن را اعلام کند. پس از این اعلام، حفاظت و نگهداری از محوطه باستانی مذکور به میراث فرهنگی و شهرداری و همچنین خود ما به عنوان دوستداران میراث فرهنگی سپرده شد.

پارک کوهساران در منطقه 7 شهرداری اهواز قرار دارد و یکی از جاذبه های گردشگری و تفریحی شهر اهواز محسوب می شود. اما پاسخ این پرسش که یک محوطه باستانی وسط یک پارک شهری چه می کند، از این قرار است که این پارک از نیمه‌های دهه80 ه.ش روی تپه‌های باستانی ساخته شد. محوطه این پارک بالاترین نقطه شهر اهواز محسوب می شود که در آن استودان های تاریخی وجود دارد. استودان در اصل به معنای قبرهایی است که در ادیان مختلف گذشته مردگان را در آن دفن می کردند تا پس از خاکستر شدن به طبیعت بازگردند .

متاسفانه تاکنون در این محوطه کاووشی صورت نگرفته و نمی توان با قاطعیت اعلام کرد تاریخچه این منطقه مربوط به چه دوره ای است، اما طبق اعلام نظر باستان شناسانی که تا به حال از آن بازدید کرده اند، تاریخچه تپه های باستانی پارک کوهساران به احتمال زیاد به دوره اشکانی برمی‌گردد.

مشکل بزرگ این‌است که بی توجهی برای کاوش، ثبت و حفاظت از محوطه باستانی پارک کوهساران اهواز به تخریب، حفاری های غیرمجاز و اقامت معتادان و گورخواب‌هایی منجر شده است که در گور دخمه‌ها جا خوش کرده اند.

با گذشت حدود شش سال از شناسایی و معرفی این محوطه باستانی از سوی دوستداران میراث فرهنگی و تائید باستانی بودن آن از طرف برخی باستان شناسان و همچنین اداره کل میراث فرهنگی خوزستان، نه این اداره کل اقدام لازم را برای ثبت محوطه انجام داده و نه پژوهشکده باستان شناسی کشور برای بررسی و کاوش در این خصوص دستوری صادر کرده است.

مجتبی گهستونی، فعال انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان در خصوص اهمیت این محوطه تاریخی می گوید: دکتر علی رحمانی، زمین شناس ارشد شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و پژوهشگر برتر این شرکت در سال1391 که تاکنون ژئو سایت‏های نفتی و گازی متعددی را با قابلیت گردشگری شناسایی کرده از مکان قرارگیری گوردخمه‏ها و قبرهای تاریخی پارک کوهساران اهواز به عنوان یک ژئو سایت شگفت انگیز نام برده است. این زمین شناس با دعوت انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا برای بازدید و بررسی این محوطه تاریخی به پارک کوهساران آمد و بعد از مشاهده اعلام کرد، این مکان تاریخی و گردشگری از نظر تقسیم بندی‏ها در گروه آثار زمین شناسی- تاریخی قرار می‏گیرد، زیرا متاثر از شرایط زمین شناسی است و بازگو کننده دوره ای از تاریخ گذشته شهر کهن و تاریخی اهواز است.

دکتر علی رحمانی بیش از 40 کلاس زمین شناسی خود را همراه با دانشجویان در محوطه پارک کوهساران برگزار و عنوان کرد: پارک کوهساران اهواز علاوه بر این‌که یک مجموعه تفریحی، تاریخی و باستانی است یک ژئوسایت کم نظیر زمین شناسی است و از مسئولان مربوطه بخصوص میرات فرهنگی و شهرداری اهواز خواست این مجموعه به طرز صحیح و علمی نگهداری و حفاظت شود.

گهستونی در ادامه سخنانش درخصوص محوطه باستانی پارک کوهساران اهواز گفت: این محوطه یکی از جاذبه هایی است که البته برای بسیاری از افراد ناشناخته مانده است. دیدن محلات، خانه ها، معابر، آدم ها و ماشین ها از بالا و مشاهده شهر از بلندی در روز جلوه خاصی دارد و در شب بسیار باشکوه است .همچنین چشم انداز زیبا، نزدیکی به تپه آسیه آباد و خرابه های شهر هرمز اردشیر، قبرستان سنگی پارک کوهساران بر فراز تپه های منبع آب و مجاورت با رودخانه تمدن ساز کارون از جمله ویژگی‌های است که پارک کوهساران را متمایز از دیگر پارک‌ها کرده و این مجموعه امتیازات، فرصت خوبی است تا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان با همکاری شهرداری اهواز یکی از سایت های تاریخی و گردشگری اهواز را احیا کند.

گهستونی افزود: از نظر من تبدیل محوطه باستانی کوهساران به یک سایت موزه اقدامی دور از ذهن نیست که نیاز به همکاری و همراهی میراث فرهنگی و شهرداری دارد، زیرا تا امروز هزاران گردشگر داخلی و خارجی از این محوطه بازدید کرده اند. احیا و باز زنده سازی سایت موزه پارک کوهساران چون توانمندی های زیادی برای جذب توریست دارد، ضرورت است.

این فعال میراث فرهنگی یادآور شد: منطقه 7 شهرداری اهواز دارای توانمندی‌های زیادی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی دارد، از جمله استقرار دو قبرستان مسیحیان و لهستانی ها در محل میدان بارفروش ها، وجود تپه آسیه آباد، قبرستان سنگی پارک کوهساران بر فراز تپه های منبع آب، مجاورت با رودخانه تمدن ساز کارون، بقعه علی بن مهزیار اهوازی و بناهای دیگر که باید در راستای تأمین زیرساخت‌ها و احیای بافت موجود در این منطقه گام هایی بلند برداشت.

درهر روی باید اذعان کرد اهواز دارای توانمندی های زیادی برای بازدید گردشگران داخلی و خارجی است و باید در راستای تأمین زیرساخت‌ها و احیای بافت موجود در این شهر گام هایی بلند برداشت که در این زمینه نیازمند همکاری شهرداری کلانشهر اهواز، میراث فرهنگی و دوستداران تاریخ و فرهنگ هستیم.

 نویسنده: سورن شیرانی؛ فعال میراث فرهنگی

“آرامش” ناگهان نابود شد/ تخریب سوال برانگیز یک خانه ثبت ملی در خوزستان

۲۴۰ هکتار بافت تاریخی و آجری دزفول در خطر؛

به گزارش خبرگزاری میزان، تخریب سوال برانگیز یک خانه تاریخی در دزفول باز هم زمینه یادآوری وضعیت وخیم میراث فرهنگی در استان خوزستان شده است. خانه آرامش روزهای تعطیل آخر هفته گذشته در حالی تخریب شد که پیشتر قرار بود پس از ساماندهی و مرمت این بنا تبدیل به اقامتگاه بوم گردی شود.

مجتبی گهستونی، عضو انجمن میراث فرهنگی خوزستان در این باره گفت: بزرگترین پرسشی که این روزها بیان می شود چرایی تخریب خانه مرمت شده آرامش (فیروزی) است که میراث فرهنگی آنجا هزینه کرده است. این بنا بر اثر کدام باران نیامده تخریب شده؟ یا بر اساس کدام رانش زمین صورت نگرفته فرو ریخته است؟

وی افزود: محله لوریان که خانه آرامش در آن واقع است یکی از محله‎هایی است که دارای بیشترین اثر تاریخی ثبت‎ملی شده است. معاون میراث فرهنگی کشور مدعی است خطری که این بناهای محله را تهدید می‎کند، فرونشست‎هایی است که به دلیل عبور فاضلاب‎ها و چاه‎ها درحال رخ دادن است، صحت این موضوع نیازمند بررسی است.

گهستونی با فرض صحت فرونشست زمین در این منطقه گفت: حال این پرسش پیش می آید که سازمان میراث فرهنگی از شرکت آب و فاضلاب شهرستان دزفول به خاطر سهل انگاری در ساماندهی فضلاب های شهری شکایت می کند و ادعای فرونشست زمین چطور توسط میراث فرهنگی اثبات می شود؟.

«آرامش» ناگهان نابود شد/ تخریب سوال برانگیز یک خانه ثبت ملی در خوزستان+تصاویر

این فعال میراث فرهنگی با اشاره به روند تخریب خانه های ثبت ملی در خوزستان گفت: تخریب خانه تاریخی آرامش (فیروزی) در 17 اسفند سالروز ثبت بناهای تاریخی دزفول که این بنا هم در فهرست ثبت آثار ملی کشور به ثبت رسیده بود زنگ خطری برای بافت ها و دیگر بناهای با ارزش معماری خوزستان است. تخریب خانه  آرامش در حالی رخ می دهد که به تازگی خانه های تاریخی رئیسی و عسکری در دزفول هم تخریب شده اند. موضوعی که همواره نگران کننده و پرسش بر انگیز است عمدتا انفعال در نتیجه تخریب بناها و محوزه های ثبت ملی شده است.

وی با اهمیت معماری بافت تاریخی دزفول اشاره کرد و گفت: در دزفول با نوعی معماری برخورد می‌کنیم که بر خلاف معماری شهرهای دیگر بر اساس هندسه منضبط و چند ایوان است. از ویژگیهای منحصر به فرد که در معماری سنتی ایران دیده می‌شود و در معماری دزفول نیز به عینه دیده می‌شود. پیوستگی در بافت، ترکیب و اختلاط انجام یافته فضاها، تناسب میان ابعاد فضاها با کارکرد آنها ، محصور بودن فضاهای باز، درونگرایی و همچنین وحدت در عین کثرت بخشی از ویژگی های این بافت تاریخی است.

نماینده مردم دزفول هم یکی از مسئولانی است که نسبت به تخریب این خانه واکنش نشان داده است. عباس پاپی زاده گفت: امروز شاهد تخریب دو منزل که یکی از آنها ثبت ملی نیز بود در بافت قدیم دزفول بودیم، منازلی که بیانگر تاریخ و هویت شهر دزفول هستند. با نگاهی گذرا به بافت کهن و قدیمی دزفول مشاهده خواهیم کرد که بناهایی با قدمت 100 سال و یا بیشتر وجود دارد که بعضا یا ثبت ملی شده اند و یا در شرف ثبت هستند ولی از لحاظ استحکام و ایمنی دچار مشکل و غیر ایمن هستند.

وی گفت: امروز شاهد بودیم که دو منزل مسکونی که ثبت ملی نیز بودند بدلیل عدم استحکام مناسب ریزش کرده و تخریب شدند. از سه سال پیش با توجه به خطرات احتمالی در بافت قدیم جلسات متعددی در وزارت راه و شهر سازی با معاون وزیر محترم برگزار شده و در بحث رسیدگی به بافت فرسوده شهر جلساتی تشکیل گردیده و حتی مصوباتی نیز انجام گرفته است.

پاپی زاده گفت: بارها اخطار هایی به وزارت راه و شهر سازی بعلت نبود ایمنی برخی منازل بافت قدیمی دزفول داده شده و حتی بازدیدهایی از نزدیک توسط هئیت اعزامی آنها صورت گرفته ولی متاسفانه  تذکرات را تاکنون نادیده گرفته که امروز شاهد تخریب دو منزل مسکونی در بافت قدیم شهر بودیم. متاسفانه سازمان میراث فرهنگی بودجه قابل توجهی برای بازسازی و ایمن کردن بافت کهن دزفول که بیانگر پیشینه و قدمت شهر دزفول است تخصیص نمی دهد.

یکصدوپنجاه و چهار اثر ثبتی و بیش از 200 اثر در شرف ثبت در دزفول وجود دارد. در نتیجه بی اهمیتی به آثار تاریخی در خوزستان 240 هکتار بافت تاریخی و آجری دزفول در خطر است و در این استان ضرورت دارد یا پایگاه ملی حفاظت از بافت های تاریخی و یا کمیته پیگیری خانه ها و بناهای تاریخی تشکیل شود.

هشت بنگله اهواز موزه می‌شود

ایران ما گرچه سرزمین آثار و بناهای تاریخی و فرهنگی چند هزارساله است و تمدن و تاریخ این کشور با همین آثار گرانقدرش گره خورده؛ اما آثار و ابنیه‌ای هم در این سرزمین هست که شاید قدمتش از یکی دو قرن تجاوز نکند، اما به دلیل سهم و نقش تاثیرگذاری که در اقتصاد و توسعه زیرساخت‌های کشور داشته‌اند، ارزشی دو چندان یافته و سزاوار حفاظت و نگهداری و به نمایش درآمدن شده‌اند.


از جمله این آثار، ایستگاه‌ها، منازل سازمانی و خطوط قدیمی راه‌آهن ایران است که ارزش تاریخی ـ فرهنگی ـ اقتصادی آنها اکنون به چشم مسئولان هم آمده و بر همین اساس قرار است هشت بنگله شهر اهواز به موزه‌ای از تاریخ راه‌آهن این استان و کشور تبدیل شود.

به گزارش جام‌جم، راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران همچون صنایع نفت و گاز کشور، از قدمتی بیش از صد سال برخوردار است و همین قدمت به تنهایی کافی است تا تمام ابنیه، تجهیزات و اسناد تاریخی‌شان چون میراثی گرانبها تحت مراقبت قرار گیرد و برای آیندگان حفظ و به نمایش گذاشته شود، گرچه نقش و تاثیری که این مجموعه‌ها در گذار ایران از دوران حیات سنتی به دوران کنونی صنعتی و توسعه اقتصادی داشته‌اند، اهمیت و ارزش آنها را دوچندان می‌کند و حفاظت آنها را برای نسل آینده ضروری‌تر. 

وزارت نفت چندسالی است با ایجاد دفتر موزه‌ها و اسناد صنعت نفت در راه تحقق این مهم گام برداشته و با شناسایی آثار صنعت نفت در گوشه‌گوشه ایران در تلاش برای حفظ و مراقبت از این آثار با مرمت و بازسازی و ایجاد موزه از آنهاست. این امر در مجموعه راه‌آهن ایران نیز قابل پیگیری و تحقق است و اتفاقا در همین خصوص اولین موزه راه‌آهن در کشور ابتدای امسال در ایستگاه راه‌آهن زاهدان ایجاد شد و مورد استقبال مسافران این مسیر قرار گرفت. راه‌آهن سیستان و بلوچستان ادامه راه‌آهن هندوستان به شمار می‌رود و از سال 1916میلادی ساخت خط ریلی آن آغاز شده؛ یعنی بیش از صد سال، گرچه قدمت برخی تجهیزات آن مثل جرثقیل حمل زغال سنگ بیش از قدمت خود خط آهن است.

هشت بنگله را نجات دهید

اما راه‌آهن استان خوزستان و برخی شهرهای آن چون اهواز نیز از قدمت زیادی برخوردار است و آثار و بناهای این مجموعه هم درخور حفاظت و مرمت و تبدیل شدن به جاذبه‌های گردشگری. از جمله آثار این مجموعه می‌شود به هشت بنگله (منازل سازمان بنا شده درون یک باغ) شهر اهواز اشاره کرد که قدمت آن به دوران پهلوی اول می‌رسد و شامل چهار ساختمان با معماری زیبا و قدیمی است که در گذشته محل اسکان مدیران راه‌آهن جنوب بوده است. امروز یکی از آنها با تغییر کاربری به رستوران تبدیل شده، دو بنای دیگر هنوز به عنوان منزل مسکونی در اختیار مسئولان راه‌آهن است و یکی از آنها هم از ده سال پیش تخلیه و به حال خود رها شده و درصورت عدم رسیدگی مخروب شده و از بین خواهد رفت. همه این چهار بنا که در اختیار راه‌آهن اهواز است، در فهرست آثار ملی کشور قرار دارند.

وضعیت نامطلوبی که هشت بنگله‌های اهواز دارد، بسیاری از میراث دوستان خوزستان را نگران کرده است، از جمله مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی را که درباره شرایط این بنا به ما می‌گوید: بنای ثبت ملی هشت بنگله اهواز (منازل سازمانی راه آهن) که در مالکیت راه‌آهن جنوب است، اکنون و یک دهه پس از تخلیه ساکنان آن در شرایط نامطوبی به سر می‌برد و روز به روز هم شرایطش بدتر می‌شود.

گهستونی با بیان این‌که این بناها هم ارزش تاریخی دارند و هم به نوعی داستان بخشی از راه‌آهن جنوب را تعریف می‌کنند، تنها راه نجات این بنا را مرمت و تبدیل آن به موزه یا فضای فرهنگی می‌داند و در توضیح پیشنهاد خود می‌افزاید: ساختمان هشت بنگله اهواز به عنوان یکی از مهم‌ترین بناهای شهر اهواز دارای شأن فرهنگی است و با توجه به قرارگیری در زون فرهنگی و محور گردشگری اهواز و همچنین مجاورت با راه‌آهن جنوب در اهواز بهترین تصمیم‌گیری، راه‌اندازی موزه راه‌آهن در آن است.

دغدغه حفظ هشت بنگله باعث شده این فعال میراث‌فرهنگی حتی دیداری هم با مدیرکل راه‌آهن جنوب داشته باشد و پیام میراث دوستان را مبنی بر این‌که این بنا نباید به رستوران، کافی شاپ یا حتی مهمانسرا تبدیل شود را به وی برساند. مدیرکل راه‌آهن هم البته گفته تصمیم به حفظ و مرمت این بنا دارند و خواهان مشارکت اداره میراث فرهنگی خوزستان برای مرمت و ساماندهی آن هستند.

گهستونی یادآور می‌شود تمام بنگله‌های راه آهن اهواز مورد بی‌توجهی قرار گرفته و با این رویه در نهایت تخریب می‌شود؛ درحالی که طبق مصوبه سال 1383 هیات دولت هر ارگان دولتی موظف است یک بنای تاریخی را بخرد و آن را به موزه همان ارگان تبدیل کند، مصوبه‌ای که البته مورد بی‌توجه جدی قرار می‌گیرد.

ما هم دوست داریم موزه شود

عبدالکریم درویش‌زاده، مدیرکل راه‌آهن جنوب اما درخصوص تصمیم راه‌آهن اهواز برای مرمت و تغییر کاربری هشت بنلگه اهواز به جام‌جم می‌گوید: من از همان بدو شروع به کار در سمت مدیرکلی راه‌آهن جنوب، در نامه‌ای به مدیرکل وقت میراث فرهنگی خوزستان درخواست کردم با توجه به ثبت ملی بودن بنای هشت بنگله راه‌آهن جنوب در اهواز برای مرمت آن اقدام بشود که توافق‌هایی هم صورت گرفت، اما هیچ اقدامی برای مرمت این بنا از سوی اداره‌کل میراث فرهنگی انجام نشد، تا این که بحث سرمایه‌گذاری در هشت بنگه و واگذاری آن به بخش خصوصی مطرح و تصمیم به تغییر کاربری بنا گرفته شد.

درویش‌زاده می‌افزاید درهمین خصوص فردی برای تغییر کاربری هشت بنلگه به رستوران مراجعه کرد و تمام مراحل واگذاری بنا تا مرحله انعقاد قرار داد انجام شد، اما در مرحله نهایی شدن قرارداد، (و البته پس از جلسه با اداره کل میراث فرهنگی و تصمیم برای مرمت و حفظ بنا،) راه‌آهن از واگذاری منصرف شد، چراکه

در جلسه با مدیران میراث مقرر شد هزینه بازسازی بنای هشت بنگله تامین شود و مرمت آن به سرانجام برسد.

وی یادآور می‌شود این مهم مورد موافقت مدیران قبلی میراث خوزستان قرار گرفت و حتی هزینه‌ای 800 میلیون تومانی برای آن درنظر گرفته و مقرر شد اعتبار درخواست شده را به اداره‌کل میراث فرهنگی اختصاص بدهند.

درویش‌زاده تاکید می‌کند خواست و اصرار راه‌آهن هم این است که این بنا زیر نظر اداره کل میراث فرهنگی مرمت شود و کاربری متناسب با شان بنا پیدا کند. ضمن این که اکنون کلی اسناد و اقلام داریم که می‌توانیم آنجا را تبدیل به موزه کنیم.

آغاز مرمت بنا از سال آینده

شاید کلام آخر برای این‌که سرانجام هشت بنگله به کجا خواهد رسید را مدیران میراث فرهنگی خوزستان بگویند که البته در یکی دو سال اخیر مدیران مرتب تغییر کرده‌اند.

ایزدی، مدیرکل اداره میراث فرهنگی استان خوزستان که بیش از یک ماه از مدیریت وی در صدر اداره میراث فرهنگی خوزستان نمی‌گذرد، در این باره به جام‌جم می‌گوید در جریان ریز ماجرایی که بر هشت بنگله و قرارو مدارهای مدیران قبلی میراث و راه‌آهن جنوب گذشته، قرار ندارد، اما پیگیری هایش نشان می‌دهد اعتباری که گفته‌شده برای مرمت بنا در نظر گرفته شده، درحد حرف بوده و چیزی روی کاغذ ثبت نشده است.

ایزدی خودش ارزش و اهمیت هشت بنا را وقتی متوجه شده که میراث دوستان خوزستان او را به هشت بنگله برده و بنا را نشانش داده‌اند و وی متوجه زیبایی و ارزش بنا شده است. برای همین خودش پیگیر مرمت آن شده است.

وی به ما می‌گوید در همین زمینه و چند روز پیش، جلسه‌ای با حاجتی، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان خوزستان داشته و نامه‌ای را تقدیم وی کرده و مبلغ یک میلیارد تومان اعتبار خواسته تا مرمت بنا را سال آینده شروع کند.

ایزدی می‌افزاید این نخستین گام وی است و از آنجا که مالکیت بنا با اداره راه‌آهن است، در مرحله بعدی و برای تصمیم‌گیری درخصوص نحوه اداره و مالکیت و همچنین تغییر کاربری مناسب بنا وارد گفت‌وگو با راه‌آهن جنوب خواهد شد و در نهایت هر تصمیمی توسط راه آهن گرفته شود، میراث فرهنگی آماده همکاری و حمایت است.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان هم تاکید می‌کند هشت بنگله قابلیت و ظرفیت موزه شدن را دارد و کار مرمت آن از ابتدای سال آینده و پس از تخصیص اعتبار وعده داده شده، آغاز خواهد شد، گرچه برای مرمت نقشه و طرح لازم است و هنوز هیچ طرحی هم برای مرمت تهیه نشده است.

میراث «بی‌حریم» جنوب

صبا رضایی: میراث‌فرهنگی استان خوزستان بدون حریم حفاظت مانده‌اند. به گفته کارشناسان میراث‌فرهنگی، بیش از ۲۰ هزار اثر تاریخی، بنای باستانی و مکان تاریخی در این استان وجود دارد که ۹۰۰ اثر آن به ثبت ملی رسیده و فقط ۲۱ اثر تاریخی دارای حریم حفاظت است و آثار دیگر به دلیل بودجه کافی حریم حفاظت ندارند.

سازمان‌ها، فعالان بخش خصوصی و حتی کشاورزان در حریم محوطه‌های تاریخی و آثار باستانی استان خوزستان کارشکنی‌های متعددی انجام می‌دهند؛ کارخانه صنعتی احداث می‌کنند، پل می‌زنند، ساختمان‌سازی می‌کنند، کشاورزی می‌کنند و حتی خاک حریم آثار باستانی را به دیگر مناطق منتقل می‌کنند. استان خوزستان یکی از باستانی‌ترین و تاریخی‌ترین استان‌های کشور به شمار می‌رود، اما جای تعجب ندارد اگر بسیاری از مردم کشور از این امر بی‌خبر باشند.
به طور حتم نام چغازنبیل به گوش بسیاری از ایرانیان رسیده است؛ نخستین اثر تاریخی کشور که به ثبت جهانی یونسکو رسید، که البته از آن نیز چنان که باید محافظت نمی‌شود. استان خوزستان یکی از نخستین مناطق کشور است که در آن کشاورزی رونق گرفت و دارای آثار تاریخی متعدد از سکونت بشر است. به طور حتم در صورت توجه و رسیدگی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری این شهر می‌تواند گردشگران بسیاری را به خود جذب کرده و درآمدزایی و اشتغالزایی خوبی به همراه داشته باشد.
این در حالی است که نسبت به بیشتر آثار تاریخی استان خوزستان بی‌توجهی شده و اغلب این آثار فرهنگی نیاز به مرمت دارند.

میراث بدون حریم
نبود حریم حفاظت آثار باستانی یکی از مهم‌ترین مشکلات میراث‌فرهنگی استان خوزستان به شمار می‌رود و در کنار آن نبود بودجه لازم برای تعیین حریم موجب شده تا تلاش‌ها برای تعیین حریم آثار باستانی بی‌نتیجه بماند.
مجتبی گهستونی، فعال میراث‌فرهنگی استان خوزستان به «گسترش تجارت» گفت: مهم‌ترین نکته‌ای که باید در حوزه میراث‌فرهنگی مورد توجه قرار گیرد مرمت و حفاظت از آثار تاریخی است، اما متاسفانه در استان خوزستان به آن توجهی نمی‌شود.
او افزود: یکی از مهم‌ترین عواملی که موجب آسیب وارد شدن به آثار باستانی و بناهای تاریخی می‌شود تعیین نکردن حریم حفاظت این آثار است. میراث‌فرهنگی در تمام شهرهای استان خوزستان به همین دلیل مورد تعرض و مشکلات بسیاری قرار می‌گیرد.
گهستونی در ادامه بیان کرد: بسیاری از نهادهای دولتی و خصوصی برای اجرای پروژه‌های خود در حریم آثار تاریخی از اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان استعلام نمی‌گیرند و زمانی که ناچار به استعلام می‌شوند از لابی‌های مختلف استفاده می‌شود.

خطر حفاری‌های غیرمجاز
وی با اشاره به حفاری‌های غیرمجاز بیان کرد: این حفاری‌ها به طور معمول از سوی قاچاقچیان میراث‌فرهنگی انجام می‌شود. سازمان‌های مختلف پروژه‌های خود را در حریم محوطه‌های باستانی اجرا و کشاورزان نیز در حریم این محوطه‌ها کشت می‌کنند.
گهستونی گفت: یگان حفاظت ویژه میراث‌فرهنگی هم ضعیف عمل می‌کند. به طور کلی نبود حریم حفاظت برای محوطه‌های تاریخی و بناهای باستانی موجب مداخله‌ها و مشکلات بسیاری در این عرصه شده است و از کشاورزان گرفته تا سازمان‌های دولتی همگی به حریم میراث‌فرهنگی تعرض می‌کنند.
او با اشاره به وجود ۲۰ هزار اثر باستانی و محوطه‌های تاریخی دراستان خوزستان اظهار کرد: در این میان فقط ۹۰۰ اثر به ثبت ملی رسیده و کمتر از ۲۰ اثر دارای حریم حفاظت است.

کارشکنی‌های مردم و نهادها
به گفته این کارشناس میراث‌فرهنگی زمانی که اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری از اقدامات کارشکنانه شکایت می‌کند راه به جایی نمی‌برد، چراکه حریم آثار تاریخی و محدوده محوطه‌های تاریخی مشخص نیست و هیچ تابلویی نیز در آن نزدیکی نصب نشده است.
او افزود: در شوش ۲ پروژه صنعتی در حریم هفت‌تپه در حال اجرا است؛ یکی از آنها پروژه توسعه راه‌آهن در حریم میراث‌فرهنگی این شهر و دیگری یک پروژه صنعتی است. سازمان‌ها می‌دانند هفت‌تپه حریم حفاظت نداشته و می‌توانند به راحتی به فعالیت خود ادامه دهند. در ایذه نیز سوله و تاسیسات اداری تاسیس و به حریم و عرصه اشکفت سلمان تعرض کرده‌اند.

گهستونی اظهار کرد: در بسیاری از شهرهای استان خوزستان مانند شوش، شوشتر، اهواز، بهبهان و رامهرمز در حریم میراث‌فرهنگی پروژه‌های برج سازی، پل سازی، جاده‌سازی، آپارتمان‌سازی و ایجاد زیرگذر در حال اجرا هستند. یکی از مشکلات دیگر میراث‌فرهنگی استان خوزستان نبود بودجه لازم برای این بخش است. وی درباره تاثیر توجه به میراث‌فرهنگی استان خوزستان بر درآمدزایی این استان بیان کرد: استان خوزستان دروازه تاریخ و تمدن و در طول تاریخ همواره مرکز رونق کشاورزی بوده است و اکنون با آثار تاریخی که در اختیار دارد می‌تواند گردشگران بسیاری را به خود جذب کند.

گهستونی افزود: چغازنبیل نخستین اثر باستانی ایرانی است که ثبت جهانی شده اما بسترها و شرایط لازم برای استفاده و حفاظت از این بنا فراهم نشده است.
او با اشاره به اینکه خوزستان دارای ظرفیت‌های لازم برای توسعه گردشگری است، اظهار کرد: مردم خوزستان به توسعه گردشگری علاقه‌مند هستند، اما بسترهای لازم برای آن فراهم نیست.

وقتی مدیر دلسوز نداریم
کارشناسان میراث‌فرهنگی نبود مدیر مناسب برای اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان را یک مشکل می‌دانند و معتقدند مدیران این استان هرگز تخصص و دلسوزی لازم را نداشته‌اند.

دولتی مختاران، رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی بهبهان به «گسترش تجارت» گفت: متاسفانه یگان حفاظت ویژه استان خوزستان به خوبی عمل نمی‌کند و اقداماتی مستقل از اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان انجام می‌دهد.

او افزود: به جرات می‌توانم بگویم در ۵۰ سال گذشته اداره‌کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان هرگز مدیر مناسب و کارآمدی نداشته و فرد توانمند، متخصص یا فردی با رشته مرتبط مدیر این اداره در استان نبوده است.

او افزود: مدیری که برای اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان انتخاب می‌شود باید چند اصل را رعایت کند که شامل داشتن انگیزه لازم، علاقه، تجربه، تخصص، شناخت محیط و شناخت کافی از کار و فعالیت خود می‌شود، اما هرگز مدیران میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان چنین ویژگی‌هایی نداشته‌اند. مختاران در ادامه بیان کرد: مدیر این اداره باید به طور مداوم به آثار تاریخی و میراث باستانی استان سرکشی کرده و از شرایط آن مطلع باشد اما مدیران همواره به یک بازدید ساده از دفاتر شهرستان‌ها بسنده می‌کنند.

سخن پایانی
بر اساس شواهد بسیاری از آثار باستانی استان خوزستان تخریب شده‌اند اما نه تنها توجهی به آنها نشده، بلکه به نظر می‌رسد نهادهای مختلف اعم از دولتی و خصوصی به جان این آثار افتاده و در حریم آنها به کشت و زرع و تولید محصولات صنعتی مشغولند؛ حتی ساختمان سازی‌های متعددی نیز در حریم محوطه‌های تاریخی انجام شده است. به نظر می‌رسد مردم علاقه بسیاری به زندگی در حریم میراث‌فرهنگی خود دارند. اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان نیز به دلیل تعیین نکردن حریم حفاظت میراث‌فرهنگی استان خوزستان در صورت شکایت راه به جایی نمی‌برد.

وضعیت وخیم کاوش های غیر مجاز در خوزستان

حفاران غیرمجاز به عرصه ثبت جهانی شوش رسیدند؟ / وضعیت وخیم کاوش های غیر مجاز در خوزستان

خبرگزاری میزان- تصاویر تازه ای از حفاری غیر مجاز در شوش منتشر شده که بیم آن می رود پای حفارات غیر مجاز به محوطه ثبت جهانی شوش باز شده باشد.
تصاویری تازه ای از حفاری های غیرمجاز در شهر شوش منتشر شده که بیم آن می رود این حفاری ها روی عرصه ثبت جهانی شهر شوش صورت گرفته باشد. مدتی است که میراث فرهنگی استان خوزستان دچار بحران شده و مدیران سازمان میراث فرهنگی به جای رسیدگی فوری به وضعیت این استان تنها به تغییر مدیر کل میراث فرهنگی اقدام کرده اند. در حالی که مدت هاست حجم حفاری های غیر مجاز در خوزستان افزایش یافته تاکنون رییس یگان حفاظت میراث فرهنگی حتی یکبار برای بررسی وضعیت به این استان سفر نکرده. روسا و مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی نیز به تازگی تنها برای افتتاح پروژه های خرد گردشگری به شهرهای مختلف سفر می کنند اما کسی پیگیر میراث بحران زده استان خوزستان نیست.

مجتبی گهستونی، فعالی میراث فرهنگی استان خوزستان درباره تصاویر حفاری غیرمجاز به خبرگزاری میزان می گوید: به نظر می رسد این تصاویر بخشی از محوطه های باستانی شوش باشد که متاسفانه بخشی زیادی از آنها فنس کشی نشده است.

وی درباره محل این حفاری های غیر مجاز می گوید: هیچ دور از ذهن نیست که در عرصه صد در صدی ثبت جهانی شهر باستانی شوش هم حفاری غیر مجاز داشته باشیم. این محوطه 400 هکتار وسعت دارد و به راحتی روی آن رفت و آمد صورت می گیرد و حتی برخی موتورسواری می کنند. سر کشی به این محوطه دائمی و مستمر نیست. احشام، موتورها و افراد به راحتی روی محوطه حضور دارند، جایی که گردشگران حضور دارند. هنوز ده ها موتور روی محوطه باستانی شوش موتورسواری می کنند و تپه های باستانی را تبدیل به سکوهای پرش کرده اند.

گهستونی درباره وضعیت حفاری های غیرمجاز در خوزستان می گوید: حفاران غیر مجاز مدت هاست روی تپه های باستانی خوزستان فعالیت گسترده ای دارند و بهشت باستان شناسان ایران موجب خوشحالی حفاران و قاچاقچیان شده است. به طوری که حتی با لودر حفاری غیر مجاز صورت می گیرد.

وی با اشاره به وضعیت یگان حفاظت میراث فرهنگی خوزستان می گوید: حفاری در شوش بسیار است و یکی از دلایل آن اندک بودن نیروهای یگان حفاظت است. محوطه باستانی زیادی در اطراف شوش است و تعداد کم نیروهای یگان حفاظت پاسخگو این شهر نیست.

این فعال میراث فرهنگی با اشاره به نقش مردم در حفظ محوطه ها و بناهای تاریخی می گوید: هرگز در رسانه ملی هیچ هشداری برای حفاری های غیرمجاز نمی دهند و حتی در شهر شوش که یک شهر باستانی است هیچ هشدار و آموزشی وجود ندارد. از سوی دیگر وقتی حضور نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی محسوس نیست و حفاران احساس ترس نمی شود.

وی با اشاره به تخریب هایی که این حفاری ها به دنبال دارد می گوید: اینکه چقدر آثار در این حفاری ها از بین می رود، آثار به کجا می روند، چه چیزهایی کشف می شود یا اینکه چرا این همه فلزیاب در دست افراد است جای سوال دارد.

http://www.mizanonline.com/fa/news/398266/%D8%AD%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D8%B5%D9%87-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%AE%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3

پس از تخریب 23 اثر تاریخی؛ نیرو نداشتیم، خودم نگهبان شدم

مهتاب جودکی - شهروند: نگهبان پتک را برداشت و ٢٣ قطعه تاریخی را خرد کرد. او آثار بازمانده از اشکانیان را مثل سنگ‌های بی‌ارزش تکه‌تکه کرد؛ پای تلفن اعتراف کرد چه بر سر بازمانده‌های میراث ایذه آورده و شبانه پستش را ترک کرد. رئیس اداره میراث فرهنگی وقتی پشت تلفن خبر را از نگهبان شنید، چنان شوکه شد که نیم‌ساعت تمام گریه کرد. ایذه موزه نداشت و آثار در حیاط پایگاه پژوهشی نگهداری می‌شدند.

حالا هشت روز از این اتفاق عجیب گذشته و ایوب سلطانی، رئیس اداره میراث فرهنگی ایذه و پایگاه پژوهشی �آیاپیر� در این مدت خودش شبانه‌روز از آثار نگهبانی كرده. در این مدت از اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان که رئیس‌اش همین دو روز پیش استعفا كرد، هیچ نماینده‌ای به ایذه سر نزده، هیچ واکنشی از طرف مسئولان استانی نشان داده نشده و هیچ‌کس نیامده تا میزان تخریب را بررسی کند. در عوض ایوب سلطانی خودش هیأت مرمت تخت جمشید را به ایذه دعوت کرده تا تکه‌های خرد‌شده درِ سنگی اشکانی و پایه ستون‌ها و نیم‌ستون‌های المیایی و ایلامی را به هم بچسبانند و البته بازخواست شده که چرا این‌قدر زود وارد کار مرمت شده است.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شهر ایذه که همزمان رئیس پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هست، با وقوع این اتفاق به دلیل سنگین‌بودن مسئولیت، مشکلات بسیار میراث فرهنگی ایذه و نبود اعتبارات مورد نیاز و حتی حقوق از سمتش استعفا كرده بود؛ اما با درخواستش موافقت نشد، برای هشتمین روز متوالی خودش به‌عنوان نیروی یگان، از ٢٣ قطعه تاریخی تکه‌تکه‌شده نگهبانی می‌كند. نگهبان خاطی یکی از پنج نیروی یگان حفاظت شهر ایذه بود، روز اول متواری شد و حالا چند روزی است به دادگاه می‌رود.
آقای سلطانی نیرویی که از اساس برای مراقبت از میراث تاریخی نگهبانی می‌داد، دست به این کار زد. مسأله حقوق در میان بود؟ بعد از اتفاق درباره مشکلات اعصاب و روان این نگهبان هم صحبت‌هایی شده؛ فکر می‌کنید دلیل اتفاق چه بود؟
واقعا برای ما هم روشن نیست؛ ابدا بحث حقوقش مطرح نبود. همیشه حقوقش را به موقع می‌گرفت، درست سر هر ماه. من هیچ‌‌وقت قرص و داروی اعصاب دست او ندیدم. درباره مشکلات عصبی‌اش هم همین روزها چیزهایی شنیده‌ام. نمی‌دانم چرا چنین کاری کرده. گمان کنم مواد صنعتي استفاده كرده، البته این یک حدس است.
در این مدت رفتار غیر عادی از او ندیدید؟
او از ١١‌سال پیش در استخدام اداره میراث فرهنگی بود و من در حدود دو ‌سال پیش به این‌جا آمدم. در این مدت هیچ رفتار عجیبی از او ندیده بودم. هر کسی به این‌جا آمده، به خوب بودن برخوردش اعتراف کرده؛ واقعا هنوز شوکه‌ایم.
چطور متوجه شدید که نگهبان این تخریب را انجام داده؟
رفته بودم اهواز که شب زنگ زد و گفت خودش همه آثار آیاپیر را تخریب کرده است.
درباره این تخریب اقدام قضائی انجام شده؟
موضوع را همان وقت با بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی در میان گذاشتم و شکایت تنظیم و تقدیم مقامات قضائی شد. روز شنبه و یکشنبه بازجویی شد. یک‌بار گفت من بودم و یک‌بار گفت من نبودم؛ حرف‌هایش ضدونقیض است.
آثاری که در حیاط �آیاپیر� نگهداری می‌شوند، چند قطعه‌اند؟ مرمتشان به کجا رسیده؟
٤٨ ساعت پس از اتفاق هیأت مرمت پایگاه جهانی تخت جمشید که از دوستانم هستند را به ایذه دعوت کردم. چهار- پنج روزی است که آنها بشدت درگیرند. شکر خدا کار خوب پیش‌ رفته است. آثاری که خیلی برای ما اهمیت داشتند در اولویت مرمت قرار گرفتند: ٣پایه ستون، ٢ تا نیم‌ستون، با یک در سنگی اشکانی. این آثار که الیمایی و اشکانی‌اند مرمت شدند. جز اینها چند‌ هاون، بام غلتان، دست‌ساب و سنگ آسیاب و یک شیر سنگی متعلق به پهلوی اول هم زیر ضربه‌های پتک خرد شدند. اینها بازمانده‌های عصر صفوی تا دوره اسلام بودند که در اولویت دوم مرمت قرار دارند؛ در حال حاضر ٩٠‌درصد کار مرمت پیش رفته است.
وقتی نگهبان با شما تماس گرفت و اعتراف کرد، واکنشتان چه بود؟
شوکه شدم؛ گوشی را قطع کردم و مثل زمانی که پدرم به رحمت خدا رفت، گریه کردم. این آثار اسناد هویت ما ایرانیان بود که زیر پتک خرد شد. یادم نیست آخرین بار کِی تا این حد متأثر شده بودم.
و حالا نگهبان دیگری گذاشته‌اید؟
خودم نگهبانی می‌دهم. نیرویی نداریم. مشکل همین‌جاست. ایذه با ٢٧‌هزار کیلومتر مربع وسعت، گستره بزرگی از تاریخ و طبیعت را در خود جای داده است اما با این وسعت تنها ٥ نیرو داشتیم. هنوز نيروي مراقب در اختيار پايگاه قرار نگرفته و من براي هشتمين روز پياپي به صورت شبانه‌روزي در حال مراقبت هستم. برخلاف تماس‌هاي مكرر، يگان حفاظت همچنان از تامين حفاظت پايگاه سرباز مي‌زند.
یعنی با رفتن این نگهبان تعداد به چهار نفر رسیده است؟
بله، دیگر حاضر نیستیم او را به‌عنوان نیروی حفاظت بپذیریم. تعداد نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی ایذه خیلی بیشتر از اینها بود. حدود ١٢نیرو داشتیم که دو نفرشان تصادف کردند، دو نفر به مرگ طبیعی مردند، یکی دو نفر هم به دلیل تخلفات اداری اخراج شدند. از چهار نفر نیروی باقیمانده یکی نارسایی کبد دارد، یکی ٧٠‌درصد نابیناست و یکی دیگرشان توانایی حرکت چندانی ندارد. آقای فرجی باستان‌شناس اداره ما شب‌ها لباس یگان حفاظت می‌پوشد و همراه من برای گشت می‌آید. در این شرایط نیروی جایگزین نداریم؛ برای همین خودم نگهبانی می‌دهم.
مسأله نیروی انسانی برای اداره کل هم کمتر مسأله بوده؛ اخیرا رئیس اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان هم در نشستی خبری به �شهروند� گفته بود که قرار نیست برای افزایش نیروی یگان اقدامی بشود. افزایش نیرو یک طرف و انتخاب نیروهای شایسته یک طرف. آیا کسی مثل نگهبان متخلف که حالا به هر دلیلی مرتکب این تخریب شده، در زمان استخدام برای حفاظت از میراثی که متعلق به تمام مردم ایران است، به درستی سنجش می‌شود؟
این موضوع هیچ‌وقت برای سازمان دغدغه نبوده که حالا با این رویداد مطرح شود؛ باید واقع‌بین بود، میراث فرهنگی در سطح کلان دچار چالش است و هیچ نگاهی در این ساختار به حوزه میراث نبوده است. هم و غم همه شده است �گردشگری� و این حوزه زمینه شوآف‌ها و برنامه‌های نمایشی مدیران شده است. این وسط میراث فرهنگی فرزندی است که کج‌دار و مریز به حیاتش ادامه می‌دهد. پرسش‌ها برای استخدام نیروها در آزمون گزینش مطمئنا درباره ایران‌دوستی و علاقه به فرهنگ و تمدن نبوده و همیشه همین‌طور است. از نیروهایی که قرار است از تاریخ و تمدن این مرز و بوم حفاظت کنند و این مسئولیت سنگین را به گردن بگیرند، فقط درباره مسائل دینی می‌پرسند نه ذره‌ای از ابعاد حرفه‌ای این کار.
واکنش سازمان میراث فرهنگی به تخریب آثار چه بود؟
بازخواست کردند که چرا با این سرعت عمل وارد بحث مرمت شده‌اید. گفتند باید صبر می‌کردید تا سیستم قضائی وارد مسأله بشود؛ اما کسی نیست که بگوید اگر قرار بود این تکه‌های شکسته را رها می‌کردیم، مثل چند پازل هزاران تکه‌ای می‌شد که جدا‌کردنشان از هم اصلا آسان نبود. اشیا را در حیاط پایگاه خرد کرده بود، نمی‌توانستیم به حال خودشان رها کنیم. بعضی آثار مثل درِ اشکانی ٣٠٠ تکه شده بود. مجبور شدیم با آن میزان پراکندگی زودتر مرمتشان کنیم.
چرا اشیای اشکانی و الیمایی با این تاریخ در حیاط نگهداری می‌شوند؟
ایذه با این گستره تاریخ و این همه آثار هنوز موزه ندارد. شاید اگر موزه داشتیم این اتفاق نمی‌افتاد. خوشبختانه اتفاق خوب بعد از مدت‌ها این است که ساختمانی برای موزه در نظر گرفته‌ایم و بخش زیادی از کار انجام شده است. اداره میراث فرهنگی ایذه به مدت ٢٧‌سال در فضایی استیجاری بود و در تمام این سال‌ها از ماهی ٥٠٠ تومان تا ٧٢٥‌هزار تومان هزینه کرایه می‌داد. وقتی نزدیک دو‌ سال پیش به این‌جا آمدم، ساختمان رو‌به‌روی اداره میراث را گرفتیم و قرار است بخشی از آن به موزه باستان‌شناسی ایذه تبدیل شود. امسال ٥٠٠‌میلیون تومان اعتبار از محل اعتبارات سازمان برنامه و بودجه استانی برای تکمیل موزه دریافت کردیم و قرارداد این موزه اگر زودتر بسته شود، تا سه ماه دیگر موزه خواهیم داشت. طراحی محتوایی موزه انجام شده و فقط دکوراسیون و ساماندهی محوطه باقی مانده است.
معاون میراث فرهنگی استان یا کارشناس اداره‌کل برای بررسی موضوع به ایذه نیامدند؟
خیر؛ نیامدند.
دلیل استعفایتان چه بود؟
تمام اتفاقات اداره میراث فرهنگی در شهر ایذه و ضعف نیرو، کمبود امکانات لجستیکی و مالی. من همزمان مسئول پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هستم و ما در اداره بشدت در مضیقه‌ایم. خود من ماه‌هاست حقوق نگرفته‌ام و در نبود اعتبارات برای اداره، چاره‌ای ندارم جز این‌که خودم هزینه کنم. این‌که آدم فقط پز مدیریتی داشته باشد که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. باید امکاناتی برای پاسخگویی به تعهدات مدیریتی داشته باشیم؛ اما درنهایت با استعفایم موافقت نشد.
برای مرمت آثار چقدر هزینه کرده‌اید؟
هزینه مرمت آثار تا امروز ٨‌میلیون تومان شده است. هیأت مرمت که از دوستان من هستند، با هزینه شخصی خودشان از تخت جمشید تا این‌جا آمده‌اند و علاوه بر ابزار و موادی که برای مرمت به کار گرفتند باید حقوق و کرایه‌شان را هم در نظر گرفت.
اگر برخورد قضائی درستی با خاطی نشود، احتمال تکرار اتفاق وجود دارد؛ فکر نمی‌کنید این‌طور باشد؟
همین طور است. من نگران عواقب اجتماعی پس از این اتفاق هستم. به لحاظ مدیریتی دچار چالش هستیم. میراث فرهنگی دچار خلأهای قانونی و حفاظتی است. از طرف دیگر از لحاظ اجتماعی هم برای اعمال قانون محدودیت‌هایی داریم. باید در این‌باره تصمیم درستی گرفته شود. یکی از کارشناسان منتقد می‌گفت باید برای نگهبان، یک مراقب دیگر هم گذاشت؛ اما مگر می‌شود؟ منتظر تصمیم دادگاه هستیم. او پای تلفن اعتراف کرد و پس از اتفاق مدتی متواری شد اما از لحاظ قانونی اتهام او هنوز اثبات نشده است؛ با این همه نگهبان خاطی دیگر در این اداره پذیرفته نمی‌شود.
�این یک تخریب معمولی نیست�
حالا در این شرایط مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن تاریانا خوزستان معتقد است که اتفاق افتاده، یک تخریب معمولی نیست. او تأکید می‌کند که �تخریب از سوی کسی اتفاق افتاد که باید از آثار مراقبت می‌کرد و ٢٣ اثر الیمایی تا دوره اسلامی تکه تکه شد. ایذه موزه رو باز نقش برجسته و سنگ‌نگاره‌هاست و باید درباره تکرار اتفاق نگران بود.�
این کنشگر میراث فرهنگی خوزستان لازم می‌داند که اتفاق از جنبه‌های مختلف بررسی شود؛ او با پرسیدن این سوال که چرا یک نگهبان مرتکب چنین خطایی شده، می‌گوید: �توجه به مسائل روحی و روانی پرسنل میراث فرهنگی هر منطقه اهمیت پیدا می‌کند. او ٢٣ قطعه الیمایی، ایلامی تا اسلامی را تخریب کرده است. اینها اشیای مهمی بوده که در کاو‌ش‌ها به دست آمده و از حفاران غیرمجاز گرفته شده و در حالی‌که ایذه هیچ موزه‌ای ندارد، در حیاط پایگاه پژوهشی آیاپیر نگهداری می‌شدند.�
فعالان میراث فرهنگی بارها و بارها درباره وضع آثار تاریخی در ادارات هشدار داده‌اند، مثل گهستونی که می‌گوید: �همه ادارات شهرستان‌ها دو سه سالی است که تنخواه دریافت نکرده‌اند. بیشتر مدیران شهرستانی در مدت مسئولیت‌شان از ٥ تا ٣٠‌میلیون تومان شخصا برای میراث فرهنگی هزینه کرده‌اند و با این‌که سند این پرداختی‌ها را به اداره کل داده‌اند، هنوز پرداخت نشده است. این رویه نابسامانی است که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را به خطر می‌اندازد. اگر میراث در این قضیه و قضایای مشابه برخورد بی‌تفاوتی داشته باشد، احتمال تکرار چنین کاری بالاست.�

جولان بی‌شمار حفاران غیرمجاز در محوطه‌های باستانی خوزستان

مجتبی گهستونی - دبیر انجمن دوست‌داران میراث فرهنگی تاریانا

خوزستان را سال‌هاست بهشت باستان شناسان می‌نامند، اما باستان شناسان حالا در خوزستان رقبای جدی و مصمم تری دارند؛ قاچاقچیان و حفاران غیرمجاز. حفاران غیرمجاز روی تپه‌های باستانی خوزستان ویراژ می‌دهند؛ گاهی سوار بر لودر و گاهی پیاده. پروایی هم ندارند که گهگاه حضور خود را با عکس‌های یادگاری ثبت و عمومی کنند.

«حفاران بخش خصوصی» لقب طنزی است که برخی خوزستانی‌ها به قاچاقچیان و حفاران تپه‌های باستانی داده‌اند. حالا بسیاری نگرانند که خوزستان به بهشت حفاران غیرمجاز تبدیل شود؛ حفارانی که گویا ابایی از فعالیت خود ندارند.

حفاری‌ها در منطقه شوش استان خوزستان بتازگی وارد فاز عجیبی شده است. براساس گزارش فعالان و دوستداران میراث فرهنگی، بخش عظیمی از زمین‌های روستای صالح مشحوت در این شهرستان چندی است با کاربری کشاورزی تصاحب شده و صاحبان (و به اصطلاح زارعان جدید) در حال حفاری‌های گسترده در این اراضی هستند. تصاویر رسیده به انجمن تاریانا نیز حکایت از حفاری آزادانه در این منطقه دارد. گزارش شده بیش از 35 هکتار از زمین‌های این منطقه ارزش میراثی دارد و حفاران روزانه و بدون واهمه در حال حفاری هستند. این حفاران حتی تصاویری از حضور خود را در منطقه نیز ثبت کرده‌اند.

تصاویر نشان‌دهنده حجم بالایی از حفره‌های ایجاد شده در منطقه است که گویا بسیاری از آنها شامل آثار و اشیای تاریخی نیز بوده‌اند.

با این حال هنوز هیچ گونه برخوردی با این اتفاق تلخ چه در سطح این شهرستان و چه سایر نقاط استان صورت نگرفته است. این نخستین‌بار نیست که با چنین حجمی از حفاری‌های غیرمجاز درخوزستان روبه رو می‌شویم؛ اتفاقی که بارها تکرار شده و همچنان ادامه دارد.

گستره وسیعی از محوطه باستانی مگرنات نیز در شوش مورد تجاوز و حفاری بی امان سودجویان و قاچاقچیان قرار گرفته است.

مشاهدات افراد مختلف بومی و غیربومی حکایت از وجود صدها حفاری غیرمجاز در این منطقه دارد که اتفاقا تعجب و حیرت بازدیدکنندگان این محوطه تاریخی را نیز برانگیخته است. همه این حفاری‌ها و تجاوزات درحالی صورت می‌گیرد که بسیاری از محوطه‌های باستانی شوش ثبت ملی شده و حفاری در آنها عملی مجرمانه به شمار می‌رود، با این حال این مناطق همچنان مورد هجوم سودجویان است و پایش و حفاظت از این محوطه‌های تاریخی با مشکلات اساسی دست و پنجه نرم می‌کند.

شوش با وجود گستردگی بی‌نظیرش فقط چهار نیروی یگان حفاظت دارد و امکانات این یگان برای حمل و نقل و جابه‌جایی اشیای مکشوفه بسیار اندک و نگران‌کننده است؛ وضعیتی که این سوال را سبب می‌شود که سرنوشت اشیای کشف شده در آن محوطه باستانی چه می‌شود؟ و بررسی کارشناسانه وسعت حفاری‌ها و تخریب‌های انجام شده چه سازوکاری دارد؟

یگان حفاظت میراث فرهنگی سال‌هاست با کم توجهی مواجه شده و نداشتن نیروی کافی و امکانات لازم باعث شده این یگان توانایی برخورد قاطع با حفاران غیرمجاز را نداشته باشد. از سوی دیگر قانون در برخورد با حفاران نیاز به بازنگری و تشدید مجازات‌ها دارد. حفارانی که نه تنها آثار تاریخی و ارزشمند کشور را به جهت سودجویی شخصی قاچاق می‌کنند که فعالیتشان در محوطه‌های تاریخی و باستانی نیز باعث برهم خوردن نظم و از بین رفتن ارزش پژوهشی این مناطق می‌شود.

تقویت یگان حفاظت ضامن امنیت محوطه‌های باستانی

مجتبی گهستونی / روزنامه آسمان آبی 
تصاویر تازه‌ای از حفاری‌های غیرمجاز در شهر شوش منتشر شده است که بیم آن می‌رود این حفاری‌ها روی عرصه ثبت جهانی آن صورت گرفته باشد. مدتی است میراث فرهنگی استان خوزستان دچار بحران شده است؛ حجم حفاری‌های غیرمجاز در خوزستان افزایش یافته و تاکنون رئیس یگان حفاظت میراث فرهنگی حتی یک‌‌بار هم برای بررسی وضعیت به این استان سفر نکرده است.

رؤسا و مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی نیز به‌تازگی تنها برای افتتاح پروژه‌های خرد گردشگری به شهرهای مختلف سفر می‌کنند، اما کسی پیگیر میراث بحران‌زده استان خوزستان نیست.هیچ دور از ذهن نیست که در عرصه ثبت جهانی شهر باستانی شوش هم حفاری غیرمجاز داشته باشیم. این محوطه 400 هکتار وسعت دارد و به‌راحتی روی آن رفت‌وآمد می‌شود و حتی برخی آن‌جا موتورسواری می‌کنند. سرکشی به این محوطه دائمی و مستمر نیست. احشام، موتورها و افراد روی محوطه دیده می‌شوند؛ جایی که گردشگران حضور دارند. ده‌ها موتورسوار روی محوطه باستانی شوش موتورسواری می‌کنند و تپه‌های باستانی را به سکوهای پرش تبدیل کرده‌اند.
حفاران غیرمجاز مدت‌هاست روی تپه‌های باستانی خوزستان فعالیت گسترده‌ای دارند و بهشت باستان‌شناسان ایران اسباب خوشحالی حفاران و قاچاقچیان را فراهم کرده است؛ به‌طوری‌که حتی با لودر حفاری غیرمجاز صورت می‌گیرد. حفاری در شوش بسیار انجام می‌شود و یکی از دلایل آن به اندک بودن نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی برمی‌گردد. محوطه‌های باستانی فراوانی اطراف شوش وجود دارد و تعداد کم نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی پاسخگوی محوطه‌های باستانی آن نیست.

همیشه معتقد بوده و هستم اگر بیماری در وضعیتی وخیم به سر می‌برد، وظیفه ذاتی و اخلاقی و عرفی پزشک و کادر درمانی و مکانی که بیمار در آن بستری است حکم می‌کند اقدامات لازم را برای بهبود او انجام دهند. وقتی انواع خرابی در لوله‌ها و انشعابات به شرکت گاز گزارش می‌شود، فورا کارشناسان خود را به محل اعزام می‌کند تا انفجاری رخ ندهد؛ آن‌ها برای رفع عیب کوشش می‌کنند. بخش تعمیرات آب هم وقتی مکانی نشتی پیدا می‌کند برای این‌که شهر و روستا را سیل نبرد به وظیفه ذاتی خود عمل می‌کند، امداد خودرو، آتش‌نشانی، منابع طبیعی و محیط زیست هم به همین ترتیب، اما وقتی یک محوطه باستانی مورد تعرض قرار می‌گیرد و با انواع بلاها مواجه می‌شود، برای حل مشکل چه اقدامی صورت می‌گیرد؟ اگر یگان حفاظت میراث فرهنگی و حتی معاونت میراث ‌فرهنگی را در سطح کلان و استانی، اورژانس فرض کنیم، برای محوطه‌ها و بناهای مورد تعرض چه اقدامات حفاظتی و بررسی و شناسایی انجام می‌دهند؟ چقدر درباره آن پژوهش می‌کنند؟ در این‌باره چراهای فراوانی می‌توان مطرح کرد.
به‌طور کلی معتقدم نگاه اورژانسی به میراث فرهنگی وجود ندارد و سازمان میراث ‌فرهنگی فاقد اورژانس میراث فرهنگی است. یگان حفاظت میراث ‌فرهنگی هم صلاحیت لازم را برای ایفای نقش واقعی اورژانس ندارد. چرا صلاحیت ندارد؟ چون نیرو و امکانات کافی و کارشناسِ لازم در اختیارش نیست. برای این‌که ملموس‌تر سخن بگویم به ذکر مثال‌هایی بسنده می‌کنم. چندی پیش در شهر بهبهان با خانه‌ای به نام اخوان مواجه شدم که در مالکیت اداره کل میراث ‌فرهنگی خوزستان بود. مردم محله تا گروه عکاس و خبرنگار ما را دیدند شروع به گلایه کردند. آن‌ها از این‌که هر لحظه ممکن است خانه اخوان بر سر اهل محل و عابران آوار شود، شکایت داشتند. تا خودمان داخل و بیرون خانه را از نزدیک ندیدیم و لمس نکردیم و گواه به ناپایداری بنا ندادیم، باورمان نمی‌شد.

واقعا چرا بنایی چنین باشکوه باید به این وضع فاجعه‌بار دچار شود؟ اهل محل یک پرسش اساسی داشتند؛‌ آن‌ها می‌گفتند چرا وقتی چنین ملکی خریداری می‌شود و در تملک دولت درمی‌آید چاره‌ای برای مرمت و استفاده از آن اندیشیده نمی‌شود؟ آیا منتظرند بنا فروبریزد و بعد بگویند حالا که اصل بنا از دست رفته، زمین آن ارزش دارد و بعد دست به کار شوند؟ بی‌شک از این قبیل بناها بسیار می‌توان نام برد؛ مثلا در اهواز محوطه‌ای باستانی به نام آسیه‌آباد وجود دارد که در ارزش باستانی آن هیچ شکی نیست، اما چرا هر قدر از پرمخاطره بودن و تعرض به آن محوطه سخن گفته می‌شود، هیچ نگاه اورژانسی میراثی به آن نمی‌شود تا در دستور ساماندهی و نجات‌بخشی قرار گیرد؟ چرا چنین محوطه‌ای ثبت ملی نمی‌شود؟ چرا حتی کارشناسان دوستدار میراث فرهنگی هیچ‌گونه سندی دال بر ثبت ملی شدن و حفاظت آن در دست ندارند؟

اگر یگان حفاظت و درنهایت معاونت میراث فرهنگی صلاحیت عنوان اورژانس میراث را دارند، مانع نصب دکل، ساخت جاده، مغازه و آپارتمان دقیقا روی عرصه تپه نمی‌شوند؟ کوتاه سخن این‌که مشت نمونه خروار است و مثال‌ها از بی‌توجهی بسیار. باید برای حفاظت از محوطه‌ها، بناها و اشیای تاریخی تدبیر ملی شود.

اورژانس میراثی

مجتبی گهستونی: همیشه معتقد بودم و هستم که اگر بیماری در وضعیت وخیمی به سر می‌برد، وظیفه ذاتی و اخلاقی و عرفی پزشک و کادر درمانی و مکانی که آن بیمار بستری است حکم می‌کند که اقدام لازم برای بهبود یافتن فرد بیمار صورت بگیرد. به شرکت گاز هم وقتی انواع خرابی گاز گزارش می‌شود، فورا انواع کارشناسان خود را به محل اعزام می‌کند تا انفجاری رخ ندهد. آنها کوشش می‌کنند تا رفع عیب کنند. بخش تعمیرات آب هم وقتی مکانی نشتی آب پیدا می‌کند برای اینکه شهر و روستا را سیل نبرد به وظیفه ذاتی خود عمل می‌کند. امداد خودرو، آتش‌نشانی، منابع طبیعی و محیط‌زیست هم به همین ترتیب. 

اما وقتی یک محوطه باستانی مورد تعرض قرار می‌گیرد و با انواع بلاها مواجه می‌‌شود، درباره آن مشکل به‌وجود آمده با چه اقدامی روبه‌رو می‌‌شود؟ اگر یگان حفاظت میراث فرهنگی و حتی معاونت میراث‌فرهنگی را چه در سطح کلان و استانی، اورژانس فرض بگیریم برای آن دسته از محوطه‌‌ها و بناها که مورد تعرض قرار گرفته‌اند و درحال آسیب بیشتر هستند چقدر اقدامات حفاظتی صورت می‌دهند؟ چقدر بررسی شناسایی انجام می‌دهند؟ چقدر درباره آن پژوهش می‌کنند؟ در این‌باره چراهای فراوان می‌توان مطرح کرد.

به طور کلی معتقدم در بسیاری از موارد نگاه اورژانسی به میراث فرهنگی وجود ندارد و سازمان میراث‌فرهنگی فاقد اورژانس میراث‌فرهنگی است. یگان حفاظت میراث‌فرهنگی هم صلاحیت لازم را برای اینکه نقش واقعی آن اورژانس را بازی کند ندارد. اما چرا صلاحیت ندارد؟ چون هم نیروی کافی در اختیار ندارد هم کارشناس لازم را ندارد و هم اینکه با توجه به ماهیت کار خود امکانات لازم را در اختیار ندارد.

برای اینکه ملموس‌‌تر سخن بگویم به ذکر مواردی به‌عنوان مثال بسنده می‌کنم. چندی پیش در شهر بهبهان با خانه‌ای به نام اخوان مواجه شدم که در مالکیت اداره کل میراث ‌فرهنگی خوزستان بود. مردم محله تا گروه عکاس و خبرنگار ما را دیدند شروع به سخن کردند. نه از سر خوشحالی بلکه از دریچه گلایه ما را شرمنده خود کردند. آنها از اینکه هر لحظه ممکن است خانه اخوان، آواری بر سر اهل محل و عابران شود فریاد می‌‌زدند. تا خودمان داخل و بیرون خانه را از نزدیک ندیدیم و لمس نکردیم و گواه به ناپایداری بنا ندادیم باورمان نمی‌شد. واقعا چرا بنایی به این باشکوهی باید وضع فاجعه‌ای داشته باشد؟ اهل محل یک پرسش اساسی داشتند. می‌گفتند چرا وقتی چنین ملکی خریداری می‌شود و در تملک دولت در می‌آید چاره‌‌ای برای مرمت و استفاده از آن نمی‌کنند؟ آیا به فکر این هستند که بنا فرو بریزد و بعد بگویند حالا که اصل بنا از دست رفته پس زمین آن بنا ارزش دارد و بعدش دست به کسب‌وکار دیگری بزنند؟ بی‌شک از این دست بناها بسیار می‌توان نام برد. مثلا در اهواز محوطه‌‌ای باستانی به نام آسیه‌‌آباد وجود دارد که در باستانی و با ارزش بودن آن هیچ شک و شبه‌ای وجود ندارد.

اما چرا هر چقدر از پرمخاطره بودن و تعرض در آن محوطه سخن گفته می‌شود هیچ نگاه اورژانسی میراثی به آن محوطه صورت نمی‌گیرد تا در دستور ساماندهی و نجات بخشی قرار گیرد؟ چرا چنین محوطه‌ای ثبت ملی نمی‌شود؟ اگر دارد بر‌اساس کدام پرونده، شماره و آدرس؟ چرا حتی کارشناسان دوستدار میراث فرهنگی از وجود هرگونه سندی که دال بر ثبت ملی شدن و حفاظت کند در دست ندارند؟ اگر یگان حفاظت و در نهایت معاونت میراث فرهنگی صلاحیت برخورداری از عنوان اورژانس میراث را دارند مانع نصب دکل، ساخت جاده، مغازه و آپارتمان دقیقا روی عرصه تپه نشدند؟ کوتاه سخن اینکه مشت نمونه خروار است و مثال‌‌ها از بی‌توجهی، بسیار. پیشنهاد اینکه باید برای حفاظت از محوطه‌ها، بناها و اشیا تاریخی تدبیر ملی صورت گیرد.

زندگی عشایری ، افسون گردشگری

مجتبا گهستونی / هفته نامه امرداد 
«زندگی‌ عشایر با طبیعت آمیخته است. آن‌ها به سادگی نیاکان و شبکه‌ی عشایری خود، اعم از ایل و طایفه و تیره و تش و اولاد و خانوار را می‌شناسند. در هازمان عشایری دام‌ها نام دارند. در میان آن‌ها بدهکاری نشانه‌ی تهی‌دستی نیست، بلکه شاخصه رونق زندگی است. قوانین نانوشته‌ای دارند که کمتر کسی از آن‌ها سرپیچی می‌کند. مرگ در جنگ برایشان سربلندی است و ساختار هازمانی‌شان گونه‌ای از هرم قدرت را نمایش می‌دهد.
چادر زدن آن‌ها از تکنیک ویژه‌ای پیروی می‌کند. طرح قالی و حتا دار قالی‌شان با گونه‌ی دار قالی در هازمان روستایی فرق دارد. خنیا (:موسیقی) ‌شان برای خود دنیایی است و باورهایشان در هر گامی که برمی‌دارند یا هر سخنی که بر زبان می‌رانند نمایان است. در هنگام کوچ و در هنگام اسکان و در گرمسیر و سردسیر شیوه‌های ویژه برای دنباله‌ی زندگی در پیش می‌گیرند. ویژگی گیاهان دارویی را به همان نسبت می‌شناسند که آب‌و‌هوا را در چند روز آینده پیش‌بینی می‌کنند....»
آنچه در بالا آمده بخشی از نوشتار «زندگی عشایری، افسون گردشگری» است که یک روز زندگی عشایری را بازگو می‌کند این نوشتار در رویه‌ی مردم «امرداد» 383 چاپ شده است.

خوانندگان می‌توانند برای دسترسی به هفته‌نامه‌ی امرداد افزون‌بر نمایندگی‌ها و روزنامه‌فروشی‌ها از راه‌های زیر نیز بهره ببرند.

لینک خرید اینترنتی شماره‌‌ی 383 امرداد:

https://goo.gl/YyN844

لینک اشتراک ایمیلی هفته‌نامه امرداد:

https://goo.gl/XqpSbS

تا چشم به هم بزنید زمان می‌گذرد

مجتبی گهستونی: حدود یک ماه گذشته بار دیگر میراث فرهنگی خوزستان در صدر اخبار رسانه‌ها قرار گرفت. حتی این روزها دچار تحولاتی در حوزه مدیریت عالی شده است. پرسش‌های بی‌شماری از فعالان میراث فرهنگی، از آینده میراث فرهنگی خوزستان درباره وضعیت موجود و آینده مطرح می‌شود.

پرسش‌هایی با عنوان «آیا مدیرکل جدید بهتر از مدیر قبلی خواهد بود یا خیر؟» یا «آیا مدیر جدید برنامه‌ای برای برون‌رفت از وضع فعلی دارد؟» و البته هر کسی از ظن خود پرسش‌هایی مطرح می‌کند. حال که خبر انتصاب مدیرکل جدید مشخص شد، نباید از مدیرکل فعلی میراث فرهنگی خوزستان این انتظار را داشته باشیم که بتواند برای اداره کل معجزه کند. دلیل این حرف ماموریت‌های گسترده‌ای است که در نهاد سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری وجود دارد و حتی مدیرکل جدید هم نمی‌تواند مشکلات آن را به‌طور کامل حل کند.

درحالی‌که میراث فرهنگی را با ناز و ادا نمی‌شود حفظ کرد. باید برای دفاع از حق میراث فرهنگی لباس رزم به تن کرد و سلاح مذاکره را انتخاب کرد. از مدیرکل جدید انتظار می‌رود دهن‌بین نباشد و ضمن شنیدن سخنان همه افراد دلسوز و دست‌اندرکاران حوزه‌های مرتبط با سازمانی که فعلا او مدیرکلش است برنامه‌ریزی دقیق انجام دهد تا بخش عمده‌ای از مشکلات و موانع را متوجه شده و درصدد رفع آنها برآید. در غیر ‌این صورت برای مدیرکل که شناختی از عقبه این سازمان و نیروهایش ندارد خطرناک است که به یک باره با موارد غافلگیرکننده‌ای مواجه شود. 

توصیه نگارنده این نوشتار به مدیرکل آن است که به عهدی که برای حفاظت از میراث فرهنگی و توسعه پایدار در حوزه گردشگری و حمایت از صنایع دستی می‌دهد، وفادار باشد. دیدار با دست‌اندرکاران و فعالان این حوزه بدون اینکه ایشان فکر کند وقتش گرفته می‌شود توصیه‌ای است که متاسفانه مدنظر قرار نمی‌دهند. خب به هر جهت هر زمان که نگاه از بالا به پایین باشد چندان نتیجه‌بخش نیست. هر مدیرکلی به جای ژست‌های روشنفکرانه و نشان‌دادن قالبی متفکرانه بهتر است به درون سیستم نفوذ کرده و خود با معاونان، کارشناسان، مدیران، حافظان و دوستداران دیدار کرده و با گوش‌ها و چشمانش بشنود و ببیند. مدیرکلی که می‌خواهد منصوب شود ممکن است در حوزه کار قبلی خود موفق بوده باشد اما دلیل بر آن نیست که حوزه فعالیت میراث فرهنگی و صنایع دستی گردشگری خوزستان را با همه ویژگی‌های آن دست‌کم بگیرند و فکر کنند با پشت میز نشستن و حرکت نکردن می‌توانند به حل مشکلات آن از طریق کنترل از راه دور بپردازند. لذا بهترین کار این است که آستین‌ها را بالا زده و از نزدیک به بازدید از محوطه‌های باستانی و بناهای تاریخی برود، همچنین مناطق گردشگری و کارگاه‌های خانگی صنایع دستی را رصد کند و در صدد رفع مشکلات و توسعه این حوزه‌ها برآید. مدیرکل فعلی هر کسی که می‌خواهد باشد ممکن است الان در حال مطالعه و شناخت از حوزه میراث فرهنگی باشد. اما چشم به هم بزند وقت می‌گذرد و برنامه‌ای برای حال و آینده میراث فرهنگی خوزستان نخواهد داشت. مدیرکل جدید باید به همه ثابت کند که برنامه هدفمند دارد. اگر مدیرکل جدید منصوب شود چندی دیگر عید نوروز فرا می‌رسد و او از یک ماه قبل درگیر ستاد نوروزی می‌شود. بعد از عید نوروز هم فصل گرما می‌رسد و لابد شرایط آب و هوایی اجازه نمی‌دهد تا به درستی از محوطه‌ها و بناها محافظت شود. حالا هم که فصل سرماست و شرایط به گونه‌ای دیگر مانع انجام بعضی تعهدها می‌شود.
مدیرکل میراث فرهنگی جدید که منصوب شد حتما باید دید برنامه‌اش برای حفاظت از شهرهای تاریخی و جلوگیری از تخریب محوطه‌هایی که در محدوده احیای اراضی کشاورزی خوزستان است چیست؟ مدیرکل جدید از بافت‌های تاریخی خوزستان چه اطلاعی دارید؟ وضعیت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در حوزه‌های سه‌گانه را چقدر بهبود خواهد داد؟ خبر دارید که محوطه‌های باستانی سراسر شرق خوزستان در حال به تاراج رفتن و تخریب شدن است؟ هیچ خبر دارید که محوطه‌های تاریخی غرب خوزستان به بهانه‌های واهی مورد تعرض قرار می‌گیرند؟ چه خبر از مناطق هدف گردشگری و روستاهای گردشگری؟ حال که اداره کل اقدام به ثبت میراث ناملموس می‌کند برای احیای آنها چه اقدامی خواهید کرد؟ برنامه شما برای ارتقای صنایع دستی خوزستان و شناسایی هزاران صنعتگری که در شهرها و روستاها ناشناخته مانده‌اند چیست؟ برای تملک‌ها چه‌کار خواهید کرد؟ برای حل موضوعات انباشته حقوقی و ایجاد هماهنگی بین واحدها برنامه‌ای دارید؟

پس از تخریب 23 اثر تاریخی؛ نیرو نداشتیم، خودم نگهبان شدم

مهتاب جودکی - شهروند: نگهبان پتک را برداشت و ٢٣ قطعه تاریخی را خرد کرد. او آثار بازمانده از اشکانیان را مثل سنگ‌های بی‌ارزش تکه‌تکه کرد؛ پای تلفن اعتراف کرد چه بر سر بازمانده‌های میراث ایذه آورده و شبانه پستش را ترک کرد. رئیس اداره میراث فرهنگی وقتی پشت تلفن خبر را از نگهبان شنید، چنان شوکه شد که نیم‌ساعت تمام گریه کرد. ایذه موزه نداشت و آثار در حیاط پایگاه پژوهشی نگهداری می‌شدند.

حالا هشت روز از این اتفاق عجیب گذشته و ایوب سلطانی، رئیس اداره میراث فرهنگی ایذه و پایگاه پژوهشی «آیاپیر» در این مدت خودش شبانه‌روز از آثار نگهبانی كرده. در این مدت از اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان که رئیس‌اش همین دو روز پیش استعفا كرد، هیچ نماینده‌ای به ایذه سر نزده، هیچ واکنشی از طرف مسئولان استانی نشان داده نشده و هیچ‌کس نیامده تا میزان تخریب را بررسی کند. در عوض ایوب سلطانی خودش هیأت مرمت تخت جمشید را به ایذه دعوت کرده تا تکه‌های خرد‌شده درِ سنگی اشکانی و پایه ستون‌ها و نیم‌ستون‌های المیایی و ایلامی را به هم بچسبانند و البته بازخواست شده که چرا این‌قدر زود وارد کار مرمت شده است.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شهر ایذه که همزمان رئیس پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هست، با وقوع این اتفاق به دلیل سنگین‌بودن مسئولیت، مشکلات بسیار میراث فرهنگی ایذه و نبود اعتبارات مورد نیاز و حتی حقوق از سمتش استعفا كرده بود؛ اما با درخواستش موافقت نشد، برای هشتمین روز متوالی خودش به‌عنوان نیروی یگان، از ٢٣ قطعه تاریخی تکه‌تکه‌شده نگهبانی می‌كند. نگهبان خاطی یکی از پنج نیروی یگان حفاظت شهر ایذه بود، روز اول متواری شد و حالا چند روزی است به دادگاه می‌رود.
آقای سلطانی نیرویی که از اساس برای مراقبت از میراث تاریخی نگهبانی می‌داد، دست به این کار زد. مسأله حقوق در میان بود؟ بعد از اتفاق درباره مشکلات اعصاب و روان این نگهبان هم صحبت‌هایی شده؛ فکر می‌کنید دلیل اتفاق چه بود؟
واقعا برای ما هم روشن نیست؛ ابدا بحث حقوقش مطرح نبود. همیشه حقوقش را به موقع می‌گرفت، درست سر هر ماه. من هیچ‌‌وقت قرص و داروی اعصاب دست او ندیدم. درباره مشکلات عصبی‌اش هم همین روزها چیزهایی شنیده‌ام. نمی‌دانم چرا چنین کاری کرده. گمان کنم مواد صنعتي استفاده كرده، البته این یک حدس است.
در این مدت رفتار غیر عادی از او ندیدید؟
او از ١١‌سال پیش در استخدام اداره میراث فرهنگی بود و من در حدود دو ‌سال پیش به این‌جا آمدم. در این مدت هیچ رفتار عجیبی از او ندیده بودم. هر کسی به این‌جا آمده، به خوب بودن برخوردش اعتراف کرده؛ واقعا هنوز شوکه‌ایم.
چطور متوجه شدید که نگهبان این تخریب را انجام داده؟
رفته بودم اهواز که شب زنگ زد و گفت خودش همه آثار آیاپیر را تخریب کرده است.
درباره این تخریب اقدام قضائی انجام شده؟
موضوع را همان وقت با بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی در میان گذاشتم و شکایت تنظیم و تقدیم مقامات قضائی شد. روز شنبه و یکشنبه بازجویی شد. یک‌بار گفت من بودم و یک‌بار گفت من نبودم؛ حرف‌هایش ضدونقیض است.
آثاری که در حیاط «آیاپیر» نگهداری می‌شوند، چند قطعه‌اند؟ مرمتشان به کجا رسیده؟
٤٨ ساعت پس از اتفاق هیأت مرمت پایگاه جهانی تخت جمشید که از دوستانم هستند را به ایذه دعوت کردم. چهار- پنج روزی است که آنها بشدت درگیرند. شکر خدا کار خوب پیش‌ رفته است. آثاری که خیلی برای ما اهمیت داشتند در اولویت مرمت قرار گرفتند: ٣پایه ستون، ٢ تا نیم‌ستون، با یک در سنگی اشکانی. این آثار که الیمایی و اشکانی‌اند مرمت شدند. جز اینها چند‌ هاون، بام غلتان، دست‌ساب و سنگ آسیاب و یک شیر سنگی متعلق به پهلوی اول هم زیر ضربه‌های پتک خرد شدند. اینها بازمانده‌های عصر صفوی تا دوره اسلام بودند که در اولویت دوم مرمت قرار دارند؛ در حال حاضر ٩٠‌درصد کار مرمت پیش رفته است.
وقتی نگهبان با شما تماس گرفت و اعتراف کرد، واکنشتان چه بود؟
شوکه شدم؛ گوشی را قطع کردم و مثل زمانی که پدرم به رحمت خدا رفت، گریه کردم. این آثار اسناد هویت ما ایرانیان بود که زیر پتک خرد شد. یادم نیست آخرین بار کِی تا این حد متأثر شده بودم.
و حالا نگهبان دیگری گذاشته‌اید؟
خودم نگهبانی می‌دهم. نیرویی نداریم. مشکل همین‌جاست. ایذه با ٢٧‌هزار کیلومتر مربع وسعت، گستره بزرگی از تاریخ و طبیعت را در خود جای داده است اما با این وسعت تنها ٥ نیرو داشتیم. هنوز نيروي مراقب در اختيار پايگاه قرار نگرفته و من براي هشتمين روز پياپي به صورت شبانه‌روزي در حال مراقبت هستم. برخلاف تماس‌هاي مكرر، يگان حفاظت همچنان از تامين حفاظت پايگاه سرباز مي‌زند.
یعنی با رفتن این نگهبان تعداد به چهار نفر رسیده است؟
بله، دیگر حاضر نیستیم او را به‌عنوان نیروی حفاظت بپذیریم. تعداد نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی ایذه خیلی بیشتر از اینها بود. حدود ١٢نیرو داشتیم که دو نفرشان تصادف کردند، دو نفر به مرگ طبیعی مردند، یکی دو نفر هم به دلیل تخلفات اداری اخراج شدند. از چهار نفر نیروی باقیمانده یکی نارسایی کبد دارد، یکی ٧٠‌درصد نابیناست و یکی دیگرشان توانایی حرکت چندانی ندارد. آقای فرجی باستان‌شناس اداره ما شب‌ها لباس یگان حفاظت می‌پوشد و همراه من برای گشت می‌آید. در این شرایط نیروی جایگزین نداریم؛ برای همین خودم نگهبانی می‌دهم.
مسأله نیروی انسانی برای اداره کل هم کمتر مسأله بوده؛ اخیرا رئیس اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان هم در نشستی خبری به «شهروند» گفته بود که قرار نیست برای افزایش نیروی یگان اقدامی بشود. افزایش نیرو یک طرف و انتخاب نیروهای شایسته یک طرف. آیا کسی مثل نگهبان متخلف که حالا به هر دلیلی مرتکب این تخریب شده، در زمان استخدام برای حفاظت از میراثی که متعلق به تمام مردم ایران است، به درستی سنجش می‌شود؟
این موضوع هیچ‌وقت برای سازمان دغدغه نبوده که حالا با این رویداد مطرح شود؛ باید واقع‌بین بود، میراث فرهنگی در سطح کلان دچار چالش است و هیچ نگاهی در این ساختار به حوزه میراث نبوده است. هم و غم همه شده است «گردشگری» و این حوزه زمینه شوآف‌ها و برنامه‌های نمایشی مدیران شده است. این وسط میراث فرهنگی فرزندی است که کج‌دار و مریز به حیاتش ادامه می‌دهد. پرسش‌ها برای استخدام نیروها در آزمون گزینش مطمئنا درباره ایران‌دوستی و علاقه به فرهنگ و تمدن نبوده و همیشه همین‌طور است. از نیروهایی که قرار است از تاریخ و تمدن این مرز و بوم حفاظت کنند و این مسئولیت سنگین را به گردن بگیرند، فقط درباره مسائل دینی می‌پرسند نه ذره‌ای از ابعاد حرفه‌ای این کار.
واکنش سازمان میراث فرهنگی به تخریب آثار چه بود؟
بازخواست کردند که چرا با این سرعت عمل وارد بحث مرمت شده‌اید. گفتند باید صبر می‌کردید تا سیستم قضائی وارد مسأله بشود؛ اما کسی نیست که بگوید اگر قرار بود این تکه‌های شکسته را رها می‌کردیم، مثل چند پازل هزاران تکه‌ای می‌شد که جدا‌کردنشان از هم اصلا آسان نبود. اشیا را در حیاط پایگاه خرد کرده بود، نمی‌توانستیم به حال خودشان رها کنیم. بعضی آثار مثل درِ اشکانی ٣٠٠ تکه شده بود. مجبور شدیم با آن میزان پراکندگی زودتر مرمتشان کنیم.
چرا اشیای اشکانی و الیمایی با این تاریخ در حیاط نگهداری می‌شوند؟
ایذه با این گستره تاریخ و این همه آثار هنوز موزه ندارد. شاید اگر موزه داشتیم این اتفاق نمی‌افتاد. خوشبختانه اتفاق خوب بعد از مدت‌ها این است که ساختمانی برای موزه در نظر گرفته‌ایم و بخش زیادی از کار انجام شده است. اداره میراث فرهنگی ایذه به مدت ٢٧‌سال در فضایی استیجاری بود و در تمام این سال‌ها از ماهی ٥٠٠ تومان تا ٧٢٥‌هزار تومان هزینه کرایه می‌داد. وقتی نزدیک دو‌ سال پیش به این‌جا آمدم، ساختمان رو‌به‌روی اداره میراث را گرفتیم و قرار است بخشی از آن به موزه باستان‌شناسی ایذه تبدیل شود. امسال ٥٠٠‌میلیون تومان اعتبار از محل اعتبارات سازمان برنامه و بودجه استانی برای تکمیل موزه دریافت کردیم و قرارداد این موزه اگر زودتر بسته شود، تا سه ماه دیگر موزه خواهیم داشت. طراحی محتوایی موزه انجام شده و فقط دکوراسیون و ساماندهی محوطه باقی مانده است.
معاون میراث فرهنگی استان یا کارشناس اداره‌کل برای بررسی موضوع به ایذه نیامدند؟
خیر؛ نیامدند.
دلیل استعفایتان چه بود؟
تمام اتفاقات اداره میراث فرهنگی در شهر ایذه و ضعف نیرو، کمبود امکانات لجستیکی و مالی. من همزمان مسئول پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هستم و ما در اداره بشدت در مضیقه‌ایم. خود من ماه‌هاست حقوق نگرفته‌ام و در نبود اعتبارات برای اداره، چاره‌ای ندارم جز این‌که خودم هزینه کنم. این‌که آدم فقط پز مدیریتی داشته باشد که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. باید امکاناتی برای پاسخگویی به تعهدات مدیریتی داشته باشیم؛ اما درنهایت با استعفایم موافقت نشد.
برای مرمت آثار چقدر هزینه کرده‌اید؟
هزینه مرمت آثار تا امروز ٨‌میلیون تومان شده است. هیأت مرمت که از دوستان من هستند، با هزینه شخصی خودشان از تخت جمشید تا این‌جا آمده‌اند و علاوه بر ابزار و موادی که برای مرمت به کار گرفتند باید حقوق و کرایه‌شان را هم در نظر گرفت.
اگر برخورد قضائی درستی با خاطی نشود، احتمال تکرار اتفاق وجود دارد؛ فکر نمی‌کنید این‌طور باشد؟
همین طور است. من نگران عواقب اجتماعی پس از این اتفاق هستم. به لحاظ مدیریتی دچار چالش هستیم. میراث فرهنگی دچار خلأهای قانونی و حفاظتی است. از طرف دیگر از لحاظ اجتماعی هم برای اعمال قانون محدودیت‌هایی داریم. باید در این‌باره تصمیم درستی گرفته شود. یکی از کارشناسان منتقد می‌گفت باید برای نگهبان، یک مراقب دیگر هم گذاشت؛ اما مگر می‌شود؟ منتظر تصمیم دادگاه هستیم. او پای تلفن اعتراف کرد و پس از اتفاق مدتی متواری شد اما از لحاظ قانونی اتهام او هنوز اثبات نشده است؛ با این همه نگهبان خاطی دیگر در این اداره پذیرفته نمی‌شود.
«این یک تخریب معمولی نیست»
حالا در این شرایط مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن تاریانا خوزستان معتقد است که اتفاق افتاده، یک تخریب معمولی نیست. او تأکید می‌کند که «تخریب از سوی کسی اتفاق افتاد که باید از آثار مراقبت می‌کرد و ٢٣ اثر الیمایی تا دوره اسلامی تکه تکه شد. ایذه موزه رو باز نقش برجسته و سنگ‌نگاره‌هاست و باید درباره تکرار اتفاق نگران بود.»
این کنشگر میراث فرهنگی خوزستان لازم می‌داند که اتفاق از جنبه‌های مختلف بررسی شود؛ او با پرسیدن این سوال که چرا یک نگهبان مرتکب چنین خطایی شده، می‌گوید: «توجه به مسائل روحی و روانی پرسنل میراث فرهنگی هر منطقه اهمیت پیدا می‌کند. او ٢٣ قطعه الیمایی، ایلامی تا اسلامی را تخریب کرده است. اینها اشیای مهمی بوده که در کاو‌ش‌ها به دست آمده و از حفاران غیرمجاز گرفته شده و در حالی‌که ایذه هیچ موزه‌ای ندارد، در حیاط پایگاه پژوهشی آیاپیر نگهداری می‌شدند.»
فعالان میراث فرهنگی بارها و بارها درباره وضع آثار تاریخی در ادارات هشدار داده‌اند، مثل گهستونی که می‌گوید: «همه ادارات شهرستان‌ها دو سه سالی است که تنخواه دریافت نکرده‌اند. بیشتر مدیران شهرستانی در مدت مسئولیت‌شان از ٥ تا ٣٠‌میلیون تومان شخصا برای میراث فرهنگی هزینه کرده‌اند و با این‌که سند این پرداختی‌ها را به اداره کل داده‌اند، هنوز پرداخت نشده است. این رویه نابسامانی است که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را به خطر می‌اندازد. اگر میراث در این قضیه و قضایای مشابه برخورد بی‌تفاوتی داشته باشد، احتمال تکرار چنین کاری بالاست.»

خوزستان با تمدني كهن بي‌بهره از موزه

فرزانه قبادي
سكوت تنها صدايي است كه لاي نخل‌ها و درختان كهن باغ مي‌پيچد. درختاني كه مدت‌هاست به حال خود رها شده‌اند و ريشه‌ها و تنشان بيمار شده. كوشك مياني باغ پر از ويترين‌هاي خاك گرفته‌اي است كه زماني محل نمايش تمدن كهن و تاريخ غني شهر بودند. امروز اما نه حال باغ تعريفي دارد و نه احوال كوشك خالي و بي‌عبور ميان باغ. اينجا عمارت صميمي رامهرمز است.

عمارتي كه بخشي از آن در دوره صفوي و بخشي ديگر در عصر حكومت قاجارها ساخته شده. تا چند سال پيش كوشك مياني باغ به عنوان تنها موزه شهر رامهرمز فعاليت مي‌كرد، اما دو سالي مي‌شود كه تنها موزه شهر تعطيل شده و اين تنها سرنوشت اين موزه نيست. در سال‌هاي اخير مهر تعطيلي بر پيشاني چند موزه ديگر هم در استان خوزستان خورده است. استاني كه بسياري آن را بهشت باستان شناسان مي‌دانند و گنجينه‌هاي بسياري كه از نقاط مختلف آن از جمله شوش و هفت تپه و چغارنبيل به دست آمده است، پازل جهان باستان را براي پژوهشگران كامل كرده‌اند.

گنجينه‌هايي كه بخش عمده آنها در موزه‌هاي ديگر كشورها و بخش ديگري هم در موزه‌هاي تهران يا شهرهاي ديگر نگهداري مي‌شوند. گنجينه شاخص جوبجي كه در سال ٨٦ در يكي از روستاهاي رامهرمز كشف شد، تا به حال در رامهرمز به نمايش درنيامده است و براي نخستين‌بار در نمايشگاهي در بن آلمان به نمايش درآمد و بعد به انبار موزه ملي منتقل شد تا اطلاع ثانوي كه باز نقاب از چهره بردارد و روايتگر بخشي از تاريخ خوزستان شود.
اشياي ارزشمند و گنجينه‌هاي شاخصي از سرزمين خوزستان بيرون آمده‌اند، اما اين استان غني هنوز موزه‌اي كه شايسته گنجينه‌هايش باشد، ندارد.

محمدرضا كارگر، مدير اداره كل موزه‌هاي كشور در خصوص اهميت منطقه خوزستان در حوزه ميراث فرهنگي مي‌گويد: «خوزستان از نظر اهميت در موزه‌هاي تاريخي و تمدني ما بي‌بديل است و شايد اين استان از اين منظر به تنهايي قابل مقايسه با تمام كشور باشد. البته در طول زمان موضوعاتي در اين استان اتفاق افتاد كه نتايج آن را امروز شاهديم. ما تجربه جنگ را در اين استان داشتيم كه چند سال خدمت‌رساني به خوزستان را مختل كرد. البته از نظر موزه‌ها كاستي‌هايي در خوزستان وجود دارد، هرچند بخشي از اين كاستي‌ها در كل كشور مشترك است و بخشي از آن را بايد بررسي كرد.»

مجتبي گهستوني، فعال ميراث فرهنگي خوزستان در رابطه با وضعيت موزه‌هاي خوزستان مي‌گويد: «اهواز به عنوان مركز استان حتي يك موزه براي نمايش آثار تاريخي و باستاني كشف شده در استان ندارد. در آبادان يك موزه از قديم وجود داشته كه در زمان جنگ غيرفعال شد و بعد مجددا فعال شد كه البته مشكلات و مسائل خاص خود را دارد. در مسجد رنگوني‌ها يك موزه اسناد خطي بود كه در حال حاضر غيرفعال شده است. دزفول يك موزه مردم‌شناسي در حمام كرناسيون دارد. شوش با آن حجم اشياي مكشوفه در اين منطقه يك موزه تاريخي دارد كه به نسبت ارزش اشيا و اهميت شوش اصلا موزه مناسبي نيست و در واقع يك موزه راكد است و فعاليت‌هاي جانبي در اين موزه صورت نمي‌گيرد. يك موزه هم در هفت تپه وجود دارد كه در دهه چهل ساخته شد و در زمان جنگ غير فعال شده است. شوشتر هم يك موزه مردم‌شناسي كوچك دارد. در بهبهان موزه‌اي بود كه چند سالي است تعطيل شده، در رامهرمز هم همين‌طور. مسجد سليمان يك موزه دارد كه چند سالي است در يك محوطه باستاني ايلامي فعال شده، اما شرايط خوبي ندارد. ساختمان موزه يكي از خانه‌هاي شركت نفت است كه در واقع روي يك سايت باستاني ساخته شده است. موزه‌هاي خوزستان به نسبت محوطه‌هاي باستاني استان تعدادشان بسيار كم است. كاوش‌هايي در سال‌هاي اخير انجام شده كه منجر به كشف اشيا بسياري شده، اما اين اشيا كجا مي‌روند؟ سرنوشت‌شان چيست؟ اينكه مي‌گويند ١٠٠ هزار شي در قلعه شوش داريم، اينها كجا نمايش داده مي‌شوند؟ برنامه‌اي براي نمايش آنها هست؟ چرا اهواز به عنوان مركز استان موزه تاريخي ندارد؟»
از سويي مدير اداره كل موزه‌هاي ميراث فرهنگي خبر از بهره‌برداري موزه منطقه‌اي خوزستان تا دو سال آينده مي‌دهد و مي‌گويد: «ساخت موزه منطقه‌اي خوزستان در شهر اهواز در حال انجام است. ساخت اين موزه به صورت جدي دنبال مي‌شود و اعتبارات خوبي هم براي آن در نظر گرفته شده است. ايجاد اين موزه اتفاق مهمي در حوزه ميراث فرهنگي استان است. به واسطه اهميت اين منطقه از كشور و كشفياتي كه در آن صورت گرفته، تمركز خوبي براي تاسيس اين موزه وجود دارد. به نظر مي‌رسد كه ايجاد اين موزه گام بزرگي در جهت ارتقاي سطح موزه‌هاي خوزستان است. از طرف ديگر اعتبار خوبي براي بازسازي موزه آبادان در نظر گرفته شده است كه در اختيار ميراث فرهنگي خوزستان قرار گرفته است. اين موزه نماد آبادان است و يكي از موزه‌هاي قديمي كشور محسوب مي‌شود.»

كارگر در خصوص انتقاداتي كه كارشناسان ميراث فرهنگي به جانمايي موزه منطقه‌اي خوزستان دارند، مي‌گويد: «ساخت اين موزه را سازمان آب آغاز كرد و بعد بناي آن را در اختيار ميراث فرهنگي قرار داد. بخشي از كار پيش رفته بود كه بنا به ميراث فرهنگي واگذار شد. ما در واقع وارث اين موزه بوديم. عده‌اي از كارشناسان هم معتقدند اگر رودخانه طغيان كند يا اتفاقي مشابه بيفتد ممكن است به بنا و آثار آسيب برسد كه اين موضوع را هم معمار و طراح بنا در نظر گرفته‌اند و پيش‌بيني‌هاي لازم را انجام داده‌اند.»

گسترش حفاري‌هاي غيرمجاز
علاوه بر مشكل تعطيل شدن موزه‌هاي خوزستان، معضل ديگري كه در حوزه ميراث فرهنگي اين استان وجود دارد، موضوع نيروهاي يگان حفاظت است، به گفته خسرو نشان، مديركل ميراث فرهنگي خوزستان، مشكل نيروهاي حفاظت در اين استان يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي اين استان در موزه‌ها و محوطه‌هاي باستاني است. برخي موزه‌هاي استان به دليل نبود نيروي حفاظت تعطيل شده‌اند و بعضي ديگر هم تنها با حضور يك نگهبان اداره مي‌شوند. محوطه‌هاي باستاني ارزشمند اين استان پر از ردپاي حفاران غيرمجاز است و اشياي بسياري از اين منطقه به صورت غيرقانوني خارج مي‌شوند و كمبود نيروي حفاظت ميراث فرهنگي هم بر اين مساله دامن مي‌زند.

گهستوني در اين رابطه مي‌گويد: «علاوه بر محوطه‌هاي باستاني موزه‌ها هم شرايط خوبي از نظر حفاظتي ندارد، موزه هفت تپه نه نگهبان دارد نه نيروي يگان حفاظت ميراث، با توجه به اينكه بيرون از شهر هم قرار گرفته و يك موزه تاريخي است كه در پايگاه جهاني هفت‌تپه و چغازنبيل واقع شده، ضرورت حضور نيروهاي يگان حفاظت به‌شدت احساس مي‌شود. علاوه بر اين يك بانك غني از نقش برجسته‌هاي عيلامي و كتيبه در اين موزه قرار دارد، اما با اين حال از نظر حفاظتي مشكل دارد. با اينكه هنوز در هفته تپه كاوش صورت مي‌گيرد اما اين موزه فضاي خيلي محدودي براي نگهداري اشيا در اختيار دارد.

آفت به جان تنها باغ ثبت ملي شده خوزستان
در ميان موزه‌هاي تعطيل شده خوزستان ماجراي تعطيلي موزه رامهرمز و باغ صميمي بيش از ديگر بناها نگران‌كننده و تلخ است. باغ صميمي تنها باغ سنتي استان خوزستان است كه در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است. با اين حال، اين باغ در اين روزها با مشكلاتي نيز روبه‌رو است. محمد علي نژاد، مدير ميراث فرهنگي رامهرمز در مورد وضعيت باغ صميمي مي‌گويد: «دو سال پيش، نبود اعتبارات مجبورمان كرد باغبان‌ها را مرخص كنيم. حالا دو سال است كه باغ با درختان چندصد ساله‌اش به حال خود رها شده. اين باغ حدود ٤٠٠ سال قدمت دارد و متعلق به دوره صفوي است. قارچ و انگل به درختان باغ زده است.» درختان كنار، پرتقال، نارنج، انار، كاج، زيتون، انجير، بيد و نخل باغ در حال تسليم شدن به آفاتي هستند كه بي‌توجهي به جان ريشه‌ها و شاخ و برگ‌شان انداخته است،

علي‌نژاد در اين رابطه مي‌گويد: «در حال حاضر شناسنامه درختان باغ را تهيه كرده‌ايم، اما كارشناسان جهاد كشاورزي كه بررسي كردند، گفتند باغ در حال نابودي است و امسال تنها فرصت نجات درختان است.» خوزستان يكي از استان‌هايي است كه علاوه بر گنجينه‌هاي تاريخي، با تنوع قومي و فرهنگي و ديني قابل توجهي كه دارد، قابليت اين را دارد كه موزه‌هاي شاخص مردم‌شناسي و قوم‌شناسي را در شهرهاي مختلف خود داير كند، موزه‌هايي كه مي‌توانند نمايانگر غناي فرهنگ و تمدن اين استان باشند كه اين روزها از تمامي جهات مورد كم لطفي قرار گرفته است.

صورت جلسه تاریخی نبودن محوطه شرکت نفت را منتشر کنید

دبیر انجمن میراث فرهنگی خوزستان در واکنش به پاسخ اداره کل میراث فرهنگی خوزستان به گزارش سیمان شدن یک محوطه باستانی،خواستار انتشار مدارک غیر تاریخی بودن این محوطه شد.
صورت جلسه تاریخی نبودن محوطه شرکت نفت را منتشر کنیدبه گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی خوزستان در واکنش به پاسخ میراث فرهنگی خوزستان به گزارش سیمان شدن یک محوطه تاریخی، یادداشتی را برای خبرگزاری میزان ارسال کرده که در ادامه می خوانید.

در جوابیه اداره میراث فرهنگی استان خوزستان گفته که محوطه بر اثر فعالیت های مختلف سبب آشفتگی شده است. همچنین در متن خبر اصل وجود محوطه باستانی را تائید کرده است. با نتیجه گیری از دو بند فوق عقل و اخلاق حرفه ای باستان شناسی و وظیفه به لحاظ سازمانی حکم می کند که باستان شناس همین محوطه به ظاهر آشفته را به عنوان سرنخ قرار داده و کاوش را از همان نقطه با هدف رسیدن چنجاه چنجاه شروع نماید.

سوال این جاست که اگر محوطه آشفته بود پس چرا میراث فرهنگی موضوع را با پژوهشکده اطلاع داده و تقاضای کاوش نموده است؟ چرا در جلسه ای حضوری در اتاق مدیرکل میزاث خوزستان وقتی از معاون میراث فرهنگی پرسیده شد که سرنوشت این محوطه چی می شود معاون میراث گفت ما با پژهشکده مکاتبه کردیم اما پژوهشکده جواب ما را نمی دهد. چگونه گفته می شود در آن منطقه سایت باستانی نیست. بر اساس چه علمی و بررسی هایی؟

در همان منطقه شرکت نفت، من و دو تن از کارشناسان و مدیران میراث فرهنگی در اواخر دهه 80 شاهد دو گور باستانی بودیم که میراث پروژه را متوقف کرد. دقیقا در فاصله کمتر از 300 متری محل فعلی که به توصیه میراث سیمان شد.
همچنین در میدان دروازه که فاصله اندکی با محل سیمان شده دارد در سال 86 بر اثر حفاری های مترو لایه های باستانی مشاهده شد که باستان شناسان و کارشناسانی هجون رایتی مقدم، عبیدی، صابری، جوادی، چگنی صورتجلسه آن را امضا کردند. مدیرکل وقت میراث و معاون وقت میراث هم امضا کرده است.

حال که میراث فرهنگی مدعی است در پیرامون محوطه سیمان شده سایت باستانی نیست چرا در محله آسیه باد در مجاورت شرکت نفت بر اثر گوبرداری خانه تعدادی کوزه پیدا شد که هیچ وقت از آن خبری به بیرون درز نشد. واقعا آثار آن کجا هستند؟

عکس هوایی سال 1335 نشان دهنده یک محوطه بزرگ در نیوساید و آسیه آباد و حصیرآباد هستیم. همه در منطقه 7 اهواز و در مجاورت شرکت نفت هستند. شما که هنرتان فقط صدور جوابیه است چرا دست به کاوش های باستان شناسی نمی زنید. به گونه ای که حتی کارشناسان شما از شناسایی گورستان کوهساران عاجز بودند و اینجانب درباره آن اطلاع رسانی کردم و خبر شناسایی اش را دادم و کارشناسان شما با همراهی من در محل حاضر شدند. همه اینها که در مجاورت شرکت نفت است.

کلیه ساخت و سازهای داخلی آن هم در حد یک حیاط سه در چهار را نیروی کار امور تاسیسات شرکت نفت انجام می دهد و نیازی به تغییر پیمانکار نیست. همچنین گفته شده که بر اساس مشاهدات و بررسی‌ها، شواهد و بقایای موجود، برجای مانده از تدفین‌های متأخر در این بخش از شهر اهواز بوده و جنبه‌ی تاریخی ندارند. آیا امکان نشان دادن صورتجلسه های اتاق فکر مورد نظر وجود دارد؟ کدام باستان شناس با تجربه ای در این زمینه نظر داده اند؟ اصلا این همه سفال در گورهای متاخر چه کار می کند؟ لابد مردگان متاخر عادت داشتند به شیوه مردم باستان اموال سفالی خود را دفن کنند؟

بنابر این اگر در دو منطقه مجاور یکدیگر که توسط جاده از هم جدا شدند آثار فرهنگی یافت شده این موضوع برای هر باستان شناس ژرف نگری نشان دهنده شواهدی از یک محوطه باستانی می تواند باشد که منتهی به یک نظریه شده که با کاوش نظریه ثابت می شود.

با توجه به اینکه در دو منطقه مجاور هم آثاری یافت شده این احتمال (هرچند ضعیف) وجود دارد که ممکن است در این منطقه یک محوطه باستانی یا همان آثار شهر هرمز اردشیز وجود داشته باشد که در سال 1310 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است. از طرفی وجود تپه آسیه آباد که پر از داده های باستان شناسی است و سال تا سال کارشناسان شما حتی به آن سر هم نمی زنند، گورستان کوهساران، آثار به دست آمده از حفاری های مترو و... دلالت بر باستانی بودن منطقه در نزدیکی محل سیمان شده با چراغ سبز میراث فرهنگی خوزستان نیست.

آیا شواهد و مدارک موجود آثار و شواهد شهر باستانی هرمز اردشیر نمی تواند باشد؟ حال این سئوال این است که چرا همه این شواهد گفته شده نادیده گرفته شده است؟ آیا این شواهد فرصتی طلایی برای کشف آثاری از شهر هرمز اردشیر نیست؟»

http://www.mizanonline.com/fa/news/390120/%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF

شرکت نفت محوطه باستانی را سیمان کرد!/ باز هم کم کاری میراث فرهنگی خوزستان

محوطه باستانی که در داخل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در اهواز کشف شده بود، با کم کاری میراث فرهنگی سیمان شد.
به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، سال گذشته در محوطه شرکت ملی مناطق نفت خیز اهواز بقایای یک اسکلت و مواد فرهنگی باستانی کشف شد اما با گذشت یک سال از این اتفاق و پیگیری نکردن میراث فرهنگی خوزستان، محل کشف آنها با سیمان پر شد.

مجتبی گهستونی، دبیر انجمن میراث فرهنگی تاریانا به خبرگزاری میزان می گوید: پنج مهرماه سال گذشته این آثار در حیاط یکی از ادارات خرمکوشک پس از انجام گودبرداری‌هایی برای ساخت یک انبار مشاهده شد. پس از اطلاع رسانی ها، مسئولان میراث فرهنگی و باستان شناسان نیز در این محل حاضر شدند.

او درباره این کشف می گوید: وجود آثاری ازجمله سفال و استخوان که نیاز به بررسی‌ها و مطالعات بیشتر داشت این موضوع را یادآور می‌شود که منطقه هفت اهواز ازجمله مناطق مهم تاریخی خوزستان است که باوجود تپه‌های باستانی، استودان، گور دخمه و... مورد بی‌توجهی و بی‌مهری قرارگرفته و بخشی از تاریخ این شهر همچنان ناشناخته باقی مانده است.

دبیر انجمن میراث فرهنگی تاریانا درباره بی توجهی میراث فرهنگی می گوید: یک سال پس از اینکه مسئولان میراث فرهنگی محوطه را بررسی کردند و ارزش اشیای کشف شده را تایید کرد، این منطقه سیمان کشی شده است. مسئولان شرکت نفت مدتی پیگیر آن بودند اما میراث فرهنگی کاری برای ان محوطه نکرد.

او درباره پیگیری از اداره کل میراث فرهنگی می گوید: مسئولان این نهاد یک سال شرکت نفت را معطل کرد. یکسال است نتایج این بررسی مشخص نشده و معلوم نیست موضوع به پژوهشگاه میراث فرهنگی منتقل شده یا خیر. آنقدر گفتند کل شرکت نفت باستانی است، کل محوطه کاوش می خواهد یا این اتفاقات عادی است که شرکت نفت محل کشف را با سیمان پر کرد.

http://www.mizanonline.com/fa/news/389552/%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%DA%A9%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

دعوا بر سر عرصه جهانی شوش ادامه دارد/تخریب پل روگذر و احداث زیرگذر

از اواخر آذرماه سال جاری، حصارکشی اطراف پل روگذر شهر شوش آغاز شده و خبرها حاکی از حذفِ پلِ روگذرِ شوش به زیرگذر بود، تا اینکه سرانجام از هفته‌ گذشته، پل رو گذر شوش تخریب شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مرجان شوشتری (معاون میراث فرهنگی استان خوزستان) گفت: این طرح قبل از ثبت جهانی جزو برنامه‌های شهر شوش بوده است. هر آنچه در محدوده‌‌ عرصه‌ جهانی باشد، میراث فرهنگی موظف است پس از بررسی دقیق و کارشناسانه نسبت به آن‌ تصمیم لازم را بگیرد. برداشتن این پل، با درنظر گرفتنِ اینکه در آنجا میدانی احداث شود و منظری برای شهر باشد و به شرط اینکه کاوش‌های میراث فرهنگی انجام شود و تخریب یا تهدیدی نسبت به آثار صورت نگیرد، با موافقتِ‌ میراث فرهنگی همراه بوده است.

وی ادامه داد: سازمان میراث فرهنگی در رابطه با آنچه زیر زمین است و با چشم دیده نمی‌شود، از طریق بررسی دقیق جواب آن را ارائه خواهد داد. آنچه روی زمین اتفاق می‌افتد و هم‌چنین برداشت پل، تهدیدی برای میراث جهانی شوش محسوب نمی‌شود. اما در رابطه با اتفاقاتی که ممکن است بر اثر اجرای طرح، برای آثاری که ما در حال حاضر نسبت به آن‌ اشرافی نداریم و به چشم نمی‌آیند چون در زیر زمین واقع شده‌اند، قطعاً پس از بررسی، نتیجه را اعلام می‌کنیم.

وی درخصوص اقداماتی که تا به حال انجام شده، افزود: یکی از این اقداماتی که انجام شد، مطالعات ژئوفیزیک بود. به دلیل اینکه پایه‌های پل با مصالح آهنی ساخته شده، هنوز نمی‌شود جواب دقیقی نسبت به وضعیت زیر زمین داشت. اگر قرار باشد طرح به زیرگذر تبدیل شود، فقط پس از مطالعات میراث فرهنگی این اتفاق رخ می‌دهد.

شوشتری گفت: هر اتفاقی در این محدوده‌ از این پس رخ دهد، با مشورت سازمان میراث فرهنگی خواهد بود. باید بررسی‌ها صورت بگیرد تا سازمان میراث فرهنگی موافقت یا مخالفتش را نسبت به احداث زیرگذر اعلام کند. برآورد‌های اولیه و میزان هزینه‌های این طرح صورت گرفته و سازمان برنامه و بودجه و استان هم برای این برآورد اولیه همکاری لازم را کرده‌اند. طبق برآورد اولیه، این مبلغ به چیزی در حدودِ 300 میلیون تومان می‌رسد.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا این طرح جزو ‌برنامه‌های شهرداری بوده یا میراث فرهنگی، گفت: این یک برنامه‌ شهری و استانی بوده و سازمان میراث فرهنگی هم به عنوان متولی میراث این کشور به نمایندگی از مردم و دولت، قطعاً در تمام مراحل آن نظارت داشته است.

با این حال، مجتبی گهستونی (فعال میراث فرهنگی خوزستان) نسبت به این طرح بدبین است. وی می‌گوید: پل روگذر را خراب کردند تا با پشت پا زدن به ضوابط عرصه جهانی، زیر گذر احداث کنند. احداث زیر گذر به معنای از بین رفتن آثار تاریخی زیر زمین است. چرا بر خلاف قوانینی که به صراحت به ما می‌گویند قبل از هرگونه عملیات عمرانی باید از مراجع و دستگاه‌های ذی‌صلاح با کسب استعلام، مجوز لازم بلامانع را از طرف مجری طرح اخذ شود با این حال هیچ مجوزی مبنی بر حفر زیرگذر از سوی میراث جهانی شوش صادر نگردیده است؟ آیا توقف پل روگذر نظام مافی را از یاد برده‌ایم که با صرف هزینه‌های هنگفت، سازمان میراث فرهنگی مانع ادامه روند این کار شد، یا اینکه مدرسه کنار فلکه ساعت را فراموش کرده‌ایم که میراث فرهنگی بازهم مانع از ادامه روند توسعه آن شده است.

گهستونی ادامه داد: چرا متولیان امر قبل از تعطیلی پروژه فکر آینده نه چندان دور و توقف عملیات اجرایی آن توسط میراث فرهنگی را نمی‌کنند؟ در صورتی که مجوز زیرگذر توسط سازمان میراث فرهنگی صادر نشود پاسخگوی وضعیت آشفته پیش رو چه کسی خواهد بود؟ چرا مجوز قطعی و رسمی از میراث فرهنگی اخذ و کسب استعلام نشده است؟ بدیهی است که حذف پل روگذر از نظر ضوابط حاکم بر میراث جهانی شوش بلامانع است ولی حفر زیرگذر و تعریض جاده و تغییر در وضعیت موجود برخلاف ضوابط است و در آینده مشکل اساسی پیش روی شهر ایجاد می‌شود.

این فعال میراث فرهنگی خوزستان گفت: ناگفته نماند که شهرداری متولی روند 20 درصد از هزینه‌های آن شده است، ذکر این نکته لازم است که اگر آقایان مسئول شهرداری شوش هزینه‌های هنگفت این‌چنینی در صندوق ذخیره خود دارند چرا فکری به حال مشکلات توسعه شهری شوش نمی‌کنند و به دنبال یک پروژه ملی نیستند، یا بر فرض اینکه شهرداری هزینه‌های آن را دارد، آیا به نظر نمی‌رسد که شهرداری شوش به جای اینکه ابتداً هزینه‌های خود را انجام دهد باید منتظر بماند تا دیگر متولیان هزینه‌های خود را انجام داده و در آخر کار شهرداری شوش هزینه‌های باقی مانده خود را انجام دهد. اما نکته مهم‌تر اینکه مگر همین مسئولان شهرستانی و استانی رأی به اینکه شوش ثبت جهانی شود و پرونده‌اش در یونسکو مطرح شود، ندادند، حال چرا اینقدر عهدشکنی و قانون‌شکنی می‌کنند و ضوابط میراث جهانی را نادیده می‌گیرند؟

وی درخصوص تعرض به عرصه‌ جهانی شوش نیز گفت: وقتی پل روگذر شوش روی عرصه پیش از ثبت جهانی ساخته شد، دیگر نباید تخریب صورت می‌گرفت بلکه باید به قوانین مربوط به ثبت جهانی یک شهر پایبند بود.

وی در پایان گفت: از طرفی معاون میراث فرهنگی کشور، رئیس پژوهشکده میراث فرهنگی کشور، پژوهشکده باستان‌شناسی کشور، اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و پایگاه جهانی شوش باید متحدتر و با قدرت تمام بار دیگر ضوابط جهانی محوطه ها و آثار ثبت جهانی شده که نه تنها برای شوش بلکه برای خوزستان و ایران اهمیت دارد را بار دیگر به مسئولان یادآور شوند.

https://www.ilnanews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/583988-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%D8%B5%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%BE%D9%84-%D8%B1%D9%88%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AB-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B1

گور دخمه‌های باستانی اهواز رها شده است

گور دخمه های باستانی اهواز رها شده است + عکس

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا گفت: گور دخمه‌های باستانی منطقه ۷ اهواز رها شده و پاتوق حفاران غیر قانونی است.
مجتبی گهستونی در گفت و گو با خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان گفت: محوطه باستانی کوهساران سال 1390 شناسایی شد و پس از آن باستان شناسان از این مکان بازدید کردند و میراث فرهنگی تایید کرد این محوطه باستانی است. یکی از باستان شناسان نیز با تایید باستانی بودن این گور دخمه ها، مقاله ای درباره آنها منتشر کرده است.

وی افزود: این محوطه باستانی در یک منطقه کوهستانی قرار دارد که شهرداری آن را تبدیل به بوستان کرده و با تلاش هایی که صورت گرفته بود، شهرداری به این محوطه تعرضی نکرد.

گهستونی با اشاره به وضعیت بد این محوطه تصریح کرد: در حال حاضر میراث فرهنگی این محوطه را رها کرده و شهرداری هم دیگر حاضر به هزینه در این محوطه نیست و معتقد است تنها در صورتی که میراث فرهنگی این محوطه را تعیین و تکلیف کند، به وضع آن رسیدگی خواهد شد.

وی مشخص نشدن وضعیت این محوطه باستانی را علت تعرض به آن دانست و خاطرنشان کرد: این پاس کاری بین شهرداری و میراث فرهنگی باعث شده که این محوطه رها شود و آسیب ببیند.

گهستونی درباره تعرض به این محوطه باستانی بیان کرد: در بازدید که اخیرا از این محوطه داشتم، داخل قبرها حفاری شده و بخشی از محوطه ها خاک برداری شده است. همان زمان موضوع را به شهرداری اطلاع دادم و آنها گفتند که طی نامه ای به میراث فرهنگی، موضوع را به اطلاع آنها رسانده اند.

وی با اشاره به جنبه های تاریخی دیگر این منطقه افزود: استاندار خوزستان هم به تازگی از این محوطه بازدید کرده و به شهرداری و استانداری پیشنهاد دادیم که منطقه 7 اهواز به دلیل جنبه های تاریخی می تواند تبدیل به یک محور گردشگری شود.

این فعال میراث فرهنگی منطقه 7 اهواز را منطقه ویژه ای از لحاظ جاذبه های تاریخی دانست و گفت: این منطقه بافت کم برخورداری دارد اما تعداد زیادی جنبه های تاریخی در این منطقه قرار گرفته که با ایجاد محور گردشگری در آن و احیای محوطه های تاریخی رونق اقتصادی در این منطقه ایجاد کرده است.

http://www.mizanonline.com/fa/news/379596/%DA%AF%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%AE%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%DA%A9%D8%B3

تعرض شرکت گاز به تپه باستانی تل گسر رامهرمز | میراث فرهنگی خوزستان چه می‌کند؟

با وجود حضور یگان حفاظت میراث فرهنگی در محوطه تل گسر رامهرمز اداره گاز بدون مجوز میراث فرهنگی در حال کندن زمین برای لوله گذاری است.

چمدان: محوطه باستانی تل گسر به عنوان یکی از مراکز عمده جمعیتی از هزاره سوم و پنجم پیش از میلاد در شهرستان رامهرمز از توابع خوزستان که چند صباحی است حفاری‌هایی با عمق ۲ متر برای گازکشی در آن انجام می‌شود.

در اواخر سال ۹۴ تا ۹۵ اخبار زیادی از خوزستان به گوش می‌رسید که برای خشنودی نمایندگان در انتخابات و عملی کردن وعده‌های آنها میراث فرهنگی خوزستان با شرکت‌های مجری طرح‌های عمرانی همچون آب و برق و گاز همکاری شفاهی خود را اعلام کرده است به این ترتیب که کارشناسان و یگان حفاظت در محل مستقر می‌شوند، میراث فرهنگی هم مجوزی مبنی بر عبور طرح‌های عمرانی صادر نمی‌کند اما شرکت‌های عمرانی به فعالیت‌های خود در عرصه و حریم محوطه‌های تاریخی ادامه می‌دهند و صرفاً اگر به آثاری برخوردند باید گزارش بدهند. این در حالی است که هرگونه فعالیت در عرصه آثار تاریخی مطلقاً ممنوع بوده و در حریم آن نیز نیاز به مجوز رسمی میراث فرهنگی دارد. از جمله گفته می‌شد فعالیت‌های عمرانی در تل گسر، تل برمی و سر تلی در حال اجرا است. از سویی مسوولان به شدت این موضوع را تکذیب می کردند و سخن از دفاع صریح خود از این محوطه ها به میان می‌آوردند.

 اینک بار دیگر خبر می‌رسد با وجود حضور یگان حفاظت میراث فرهنگی در محوطه تل گسر رامهرمز اداره گاز بدون مجوز میراث فرهنگی در حال کندن زمین برای لوله گذاری است.

تل گسر در ۲۵ کيلومتري شمال غربي رامهرمز واقع شده است و در بخش شرقي دشت قرار دارد و از پنج تپه تشکيل شده است.

در سال ۱۹۴۸ دونالد مک کاون و همسرش از سوي موسسه شرقي دانشگاه شيکاگو براي انتخاب يک محوطه باستاني که دربرگيرنده مدارک مربوط به هزاره‌هاي سوم تا پنجم پيش از ميلاد باشد به جنوب غربي ايران فرستاده شدند. پس از يک بررسي مقدماتي و دو ترانشه آزمايشي در تل گسر، نزديک رامهرمز، مک کاون اين محوطه را براي شناخت اين دوره‌هاي کليدي در جنوب غربي ايران مناسب دانست.

سال بعد (۱۹۴۹) جوزف کالدول نيز به اين تيم پيوست و با کاوش دو ترانشه بزرگ به طبقات پيش از تاريخی هزاره‌هاي پنجم و ششم رسيدند. متأسفانه مک کاون پس از بازگشت به شيکاگو از دنياي باستان‌شناسي کناره گيري کرد و جوزف کالدول نيز به جز يک مقاله کوتاه با مرگ نابهنگامش نتوانست مدارک دو فصل کاوش در تل گسر را به چاپ برساند. با وجود اين، مقاله کالدول نشان داد که تل گسر نقشی اساسی در ارتباط دشت‌های پست خوزستان با فلات ايران به ويژه فارس دارد.

مجتبی گهستونی سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در گفت‌وگو با خبرنگار چمدان با اشاره به این که روستایی که روی محوطه تل گسر ساخته شده حتی فاقد طرح هادی است، می‌گوید: اداره گاز تا عمق ۲ متری زمین را کنده است. یگان حفاظت هم در محل حضور پیدا کرده است اما شرکت گاز همچنان بدون مجوز اداره میراث فرهنگی در حال انجام کار است.»

 او ادامه می‌دهد: «اگر این پرسش مطرح شود که چرا این حفاری‌های منجر به تعرض به محوطه‌های تاریخی در رامهرمز همچنان ادامه دارد باید گفت تخریب‌ها در رامهرمز در مقیاس‌های مختلفی انجام می‌شود. بخشی از گزارش‌های تخریب و غارت در محوطه‌های باستانی از جمله رامهرمز به دلایل مختلف به مراجع قانونی داده نمی‌شود. یکی از این دلایل سرپوش گذاشتن روی مشکلات است. چون گاهی همین گزارش‌ها وقتی به اداره کل یگان ارسال می‌شود موجب توبیخ مدیران و سایر عوامل می‌شود و حتی برخی از این گزارش‌ها به تهران هم ارسال نمی‌شود. گاهی هم گزارش‌های تعرض به محوطه‌های باستانی زمانی اطلاع رسانی می‌شود که حفاری‌ها انجام شده و مخوطه مخدوش شده است.»

 گهستونی درباره اهمیت این محوطه با بیان این که با پايان كاوش در تل گسر که سال ۱۳۸۵ توسط عباس علیزاده و لیلی نیاکان انجام شد گفته شد که يكي از شهرهاي هزاره‌ چهارم خوزستان شناسايي شده است، می‌افزاید: «همچنین کتاب سیستم‌های استقراری و فرهنگ‌های باستانی دشت رامهرمز جنوب غربی ایران که حاصل نتایج کاوش در تل گسر و بررسی منطقه ای رامهرمز است توسط پژوهشگاه میراث فرهنگی منتشر شده است. به گفته باستان شناسان محوطه باستانی تل گسر یکی از مراکز عمده جمعیتی از هزاره سوم و پنجم پیش از میلاد است و همچون حائلی میان دشت‌های پست خوزستان و بلندی‌های فارس قرار دارد و نماینده ارتباط فرهنگی و تجاری بین این دو منطقه باستانی محسوب می‌شود.»

http://chamedanmag.ir/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D8%B6-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%BE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%84-%DA%AF%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%87/