زندگی عشایری ، افسون گردشگری

مجتبا گهستونی / هفته نامه امرداد 
«زندگی‌ عشایر با طبیعت آمیخته است. آن‌ها به سادگی نیاکان و شبکه‌ی عشایری خود، اعم از ایل و طایفه و تیره و تش و اولاد و خانوار را می‌شناسند. در هازمان عشایری دام‌ها نام دارند. در میان آن‌ها بدهکاری نشانه‌ی تهی‌دستی نیست، بلکه شاخصه رونق زندگی است. قوانین نانوشته‌ای دارند که کمتر کسی از آن‌ها سرپیچی می‌کند. مرگ در جنگ برایشان سربلندی است و ساختار هازمانی‌شان گونه‌ای از هرم قدرت را نمایش می‌دهد.
چادر زدن آن‌ها از تکنیک ویژه‌ای پیروی می‌کند. طرح قالی و حتا دار قالی‌شان با گونه‌ی دار قالی در هازمان روستایی فرق دارد. خنیا (:موسیقی) ‌شان برای خود دنیایی است و باورهایشان در هر گامی که برمی‌دارند یا هر سخنی که بر زبان می‌رانند نمایان است. در هنگام کوچ و در هنگام اسکان و در گرمسیر و سردسیر شیوه‌های ویژه برای دنباله‌ی زندگی در پیش می‌گیرند. ویژگی گیاهان دارویی را به همان نسبت می‌شناسند که آب‌و‌هوا را در چند روز آینده پیش‌بینی می‌کنند....»
آنچه در بالا آمده بخشی از نوشتار «زندگی عشایری، افسون گردشگری» است که یک روز زندگی عشایری را بازگو می‌کند این نوشتار در رویه‌ی مردم «امرداد» 383 چاپ شده است.

خوانندگان می‌توانند برای دسترسی به هفته‌نامه‌ی امرداد افزون‌بر نمایندگی‌ها و روزنامه‌فروشی‌ها از راه‌های زیر نیز بهره ببرند.

لینک خرید اینترنتی شماره‌‌ی 383 امرداد:

https://goo.gl/YyN844

لینک اشتراک ایمیلی هفته‌نامه امرداد:

https://goo.gl/XqpSbS

تا چشم به هم بزنید زمان می‌گذرد

مجتبی گهستونی: حدود یک ماه گذشته بار دیگر میراث فرهنگی خوزستان در صدر اخبار رسانه‌ها قرار گرفت. حتی این روزها دچار تحولاتی در حوزه مدیریت عالی شده است. پرسش‌های بی‌شماری از فعالان میراث فرهنگی، از آینده میراث فرهنگی خوزستان درباره وضعیت موجود و آینده مطرح می‌شود.

پرسش‌هایی با عنوان «آیا مدیرکل جدید بهتر از مدیر قبلی خواهد بود یا خیر؟» یا «آیا مدیر جدید برنامه‌ای برای برون‌رفت از وضع فعلی دارد؟» و البته هر کسی از ظن خود پرسش‌هایی مطرح می‌کند. حال که خبر انتصاب مدیرکل جدید مشخص شد، نباید از مدیرکل فعلی میراث فرهنگی خوزستان این انتظار را داشته باشیم که بتواند برای اداره کل معجزه کند. دلیل این حرف ماموریت‌های گسترده‌ای است که در نهاد سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری وجود دارد و حتی مدیرکل جدید هم نمی‌تواند مشکلات آن را به‌طور کامل حل کند.

درحالی‌که میراث فرهنگی را با ناز و ادا نمی‌شود حفظ کرد. باید برای دفاع از حق میراث فرهنگی لباس رزم به تن کرد و سلاح مذاکره را انتخاب کرد. از مدیرکل جدید انتظار می‌رود دهن‌بین نباشد و ضمن شنیدن سخنان همه افراد دلسوز و دست‌اندرکاران حوزه‌های مرتبط با سازمانی که فعلا او مدیرکلش است برنامه‌ریزی دقیق انجام دهد تا بخش عمده‌ای از مشکلات و موانع را متوجه شده و درصدد رفع آنها برآید. در غیر ‌این صورت برای مدیرکل که شناختی از عقبه این سازمان و نیروهایش ندارد خطرناک است که به یک باره با موارد غافلگیرکننده‌ای مواجه شود. 

توصیه نگارنده این نوشتار به مدیرکل آن است که به عهدی که برای حفاظت از میراث فرهنگی و توسعه پایدار در حوزه گردشگری و حمایت از صنایع دستی می‌دهد، وفادار باشد. دیدار با دست‌اندرکاران و فعالان این حوزه بدون اینکه ایشان فکر کند وقتش گرفته می‌شود توصیه‌ای است که متاسفانه مدنظر قرار نمی‌دهند. خب به هر جهت هر زمان که نگاه از بالا به پایین باشد چندان نتیجه‌بخش نیست. هر مدیرکلی به جای ژست‌های روشنفکرانه و نشان‌دادن قالبی متفکرانه بهتر است به درون سیستم نفوذ کرده و خود با معاونان، کارشناسان، مدیران، حافظان و دوستداران دیدار کرده و با گوش‌ها و چشمانش بشنود و ببیند. مدیرکلی که می‌خواهد منصوب شود ممکن است در حوزه کار قبلی خود موفق بوده باشد اما دلیل بر آن نیست که حوزه فعالیت میراث فرهنگی و صنایع دستی گردشگری خوزستان را با همه ویژگی‌های آن دست‌کم بگیرند و فکر کنند با پشت میز نشستن و حرکت نکردن می‌توانند به حل مشکلات آن از طریق کنترل از راه دور بپردازند. لذا بهترین کار این است که آستین‌ها را بالا زده و از نزدیک به بازدید از محوطه‌های باستانی و بناهای تاریخی برود، همچنین مناطق گردشگری و کارگاه‌های خانگی صنایع دستی را رصد کند و در صدد رفع مشکلات و توسعه این حوزه‌ها برآید. مدیرکل فعلی هر کسی که می‌خواهد باشد ممکن است الان در حال مطالعه و شناخت از حوزه میراث فرهنگی باشد. اما چشم به هم بزند وقت می‌گذرد و برنامه‌ای برای حال و آینده میراث فرهنگی خوزستان نخواهد داشت. مدیرکل جدید باید به همه ثابت کند که برنامه هدفمند دارد. اگر مدیرکل جدید منصوب شود چندی دیگر عید نوروز فرا می‌رسد و او از یک ماه قبل درگیر ستاد نوروزی می‌شود. بعد از عید نوروز هم فصل گرما می‌رسد و لابد شرایط آب و هوایی اجازه نمی‌دهد تا به درستی از محوطه‌ها و بناها محافظت شود. حالا هم که فصل سرماست و شرایط به گونه‌ای دیگر مانع انجام بعضی تعهدها می‌شود.
مدیرکل میراث فرهنگی جدید که منصوب شد حتما باید دید برنامه‌اش برای حفاظت از شهرهای تاریخی و جلوگیری از تخریب محوطه‌هایی که در محدوده احیای اراضی کشاورزی خوزستان است چیست؟ مدیرکل جدید از بافت‌های تاریخی خوزستان چه اطلاعی دارید؟ وضعیت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در حوزه‌های سه‌گانه را چقدر بهبود خواهد داد؟ خبر دارید که محوطه‌های باستانی سراسر شرق خوزستان در حال به تاراج رفتن و تخریب شدن است؟ هیچ خبر دارید که محوطه‌های تاریخی غرب خوزستان به بهانه‌های واهی مورد تعرض قرار می‌گیرند؟ چه خبر از مناطق هدف گردشگری و روستاهای گردشگری؟ حال که اداره کل اقدام به ثبت میراث ناملموس می‌کند برای احیای آنها چه اقدامی خواهید کرد؟ برنامه شما برای ارتقای صنایع دستی خوزستان و شناسایی هزاران صنعتگری که در شهرها و روستاها ناشناخته مانده‌اند چیست؟ برای تملک‌ها چه‌کار خواهید کرد؟ برای حل موضوعات انباشته حقوقی و ایجاد هماهنگی بین واحدها برنامه‌ای دارید؟

پس از تخریب 23 اثر تاریخی؛ نیرو نداشتیم، خودم نگهبان شدم

مهتاب جودکی - شهروند: نگهبان پتک را برداشت و ٢٣ قطعه تاریخی را خرد کرد. او آثار بازمانده از اشکانیان را مثل سنگ‌های بی‌ارزش تکه‌تکه کرد؛ پای تلفن اعتراف کرد چه بر سر بازمانده‌های میراث ایذه آورده و شبانه پستش را ترک کرد. رئیس اداره میراث فرهنگی وقتی پشت تلفن خبر را از نگهبان شنید، چنان شوکه شد که نیم‌ساعت تمام گریه کرد. ایذه موزه نداشت و آثار در حیاط پایگاه پژوهشی نگهداری می‌شدند.

حالا هشت روز از این اتفاق عجیب گذشته و ایوب سلطانی، رئیس اداره میراث فرهنگی ایذه و پایگاه پژوهشی «آیاپیر» در این مدت خودش شبانه‌روز از آثار نگهبانی كرده. در این مدت از اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان که رئیس‌اش همین دو روز پیش استعفا كرد، هیچ نماینده‌ای به ایذه سر نزده، هیچ واکنشی از طرف مسئولان استانی نشان داده نشده و هیچ‌کس نیامده تا میزان تخریب را بررسی کند. در عوض ایوب سلطانی خودش هیأت مرمت تخت جمشید را به ایذه دعوت کرده تا تکه‌های خرد‌شده درِ سنگی اشکانی و پایه ستون‌ها و نیم‌ستون‌های المیایی و ایلامی را به هم بچسبانند و البته بازخواست شده که چرا این‌قدر زود وارد کار مرمت شده است.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شهر ایذه که همزمان رئیس پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هست، با وقوع این اتفاق به دلیل سنگین‌بودن مسئولیت، مشکلات بسیار میراث فرهنگی ایذه و نبود اعتبارات مورد نیاز و حتی حقوق از سمتش استعفا كرده بود؛ اما با درخواستش موافقت نشد، برای هشتمین روز متوالی خودش به‌عنوان نیروی یگان، از ٢٣ قطعه تاریخی تکه‌تکه‌شده نگهبانی می‌كند. نگهبان خاطی یکی از پنج نیروی یگان حفاظت شهر ایذه بود، روز اول متواری شد و حالا چند روزی است به دادگاه می‌رود.
آقای سلطانی نیرویی که از اساس برای مراقبت از میراث تاریخی نگهبانی می‌داد، دست به این کار زد. مسأله حقوق در میان بود؟ بعد از اتفاق درباره مشکلات اعصاب و روان این نگهبان هم صحبت‌هایی شده؛ فکر می‌کنید دلیل اتفاق چه بود؟
واقعا برای ما هم روشن نیست؛ ابدا بحث حقوقش مطرح نبود. همیشه حقوقش را به موقع می‌گرفت، درست سر هر ماه. من هیچ‌‌وقت قرص و داروی اعصاب دست او ندیدم. درباره مشکلات عصبی‌اش هم همین روزها چیزهایی شنیده‌ام. نمی‌دانم چرا چنین کاری کرده. گمان کنم مواد صنعتي استفاده كرده، البته این یک حدس است.
در این مدت رفتار غیر عادی از او ندیدید؟
او از ١١‌سال پیش در استخدام اداره میراث فرهنگی بود و من در حدود دو ‌سال پیش به این‌جا آمدم. در این مدت هیچ رفتار عجیبی از او ندیده بودم. هر کسی به این‌جا آمده، به خوب بودن برخوردش اعتراف کرده؛ واقعا هنوز شوکه‌ایم.
چطور متوجه شدید که نگهبان این تخریب را انجام داده؟
رفته بودم اهواز که شب زنگ زد و گفت خودش همه آثار آیاپیر را تخریب کرده است.
درباره این تخریب اقدام قضائی انجام شده؟
موضوع را همان وقت با بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی در میان گذاشتم و شکایت تنظیم و تقدیم مقامات قضائی شد. روز شنبه و یکشنبه بازجویی شد. یک‌بار گفت من بودم و یک‌بار گفت من نبودم؛ حرف‌هایش ضدونقیض است.
آثاری که در حیاط «آیاپیر» نگهداری می‌شوند، چند قطعه‌اند؟ مرمتشان به کجا رسیده؟
٤٨ ساعت پس از اتفاق هیأت مرمت پایگاه جهانی تخت جمشید که از دوستانم هستند را به ایذه دعوت کردم. چهار- پنج روزی است که آنها بشدت درگیرند. شکر خدا کار خوب پیش‌ رفته است. آثاری که خیلی برای ما اهمیت داشتند در اولویت مرمت قرار گرفتند: ٣پایه ستون، ٢ تا نیم‌ستون، با یک در سنگی اشکانی. این آثار که الیمایی و اشکانی‌اند مرمت شدند. جز اینها چند‌ هاون، بام غلتان، دست‌ساب و سنگ آسیاب و یک شیر سنگی متعلق به پهلوی اول هم زیر ضربه‌های پتک خرد شدند. اینها بازمانده‌های عصر صفوی تا دوره اسلام بودند که در اولویت دوم مرمت قرار دارند؛ در حال حاضر ٩٠‌درصد کار مرمت پیش رفته است.
وقتی نگهبان با شما تماس گرفت و اعتراف کرد، واکنشتان چه بود؟
شوکه شدم؛ گوشی را قطع کردم و مثل زمانی که پدرم به رحمت خدا رفت، گریه کردم. این آثار اسناد هویت ما ایرانیان بود که زیر پتک خرد شد. یادم نیست آخرین بار کِی تا این حد متأثر شده بودم.
و حالا نگهبان دیگری گذاشته‌اید؟
خودم نگهبانی می‌دهم. نیرویی نداریم. مشکل همین‌جاست. ایذه با ٢٧‌هزار کیلومتر مربع وسعت، گستره بزرگی از تاریخ و طبیعت را در خود جای داده است اما با این وسعت تنها ٥ نیرو داشتیم. هنوز نيروي مراقب در اختيار پايگاه قرار نگرفته و من براي هشتمين روز پياپي به صورت شبانه‌روزي در حال مراقبت هستم. برخلاف تماس‌هاي مكرر، يگان حفاظت همچنان از تامين حفاظت پايگاه سرباز مي‌زند.
یعنی با رفتن این نگهبان تعداد به چهار نفر رسیده است؟
بله، دیگر حاضر نیستیم او را به‌عنوان نیروی حفاظت بپذیریم. تعداد نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی ایذه خیلی بیشتر از اینها بود. حدود ١٢نیرو داشتیم که دو نفرشان تصادف کردند، دو نفر به مرگ طبیعی مردند، یکی دو نفر هم به دلیل تخلفات اداری اخراج شدند. از چهار نفر نیروی باقیمانده یکی نارسایی کبد دارد، یکی ٧٠‌درصد نابیناست و یکی دیگرشان توانایی حرکت چندانی ندارد. آقای فرجی باستان‌شناس اداره ما شب‌ها لباس یگان حفاظت می‌پوشد و همراه من برای گشت می‌آید. در این شرایط نیروی جایگزین نداریم؛ برای همین خودم نگهبانی می‌دهم.
مسأله نیروی انسانی برای اداره کل هم کمتر مسأله بوده؛ اخیرا رئیس اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان هم در نشستی خبری به «شهروند» گفته بود که قرار نیست برای افزایش نیروی یگان اقدامی بشود. افزایش نیرو یک طرف و انتخاب نیروهای شایسته یک طرف. آیا کسی مثل نگهبان متخلف که حالا به هر دلیلی مرتکب این تخریب شده، در زمان استخدام برای حفاظت از میراثی که متعلق به تمام مردم ایران است، به درستی سنجش می‌شود؟
این موضوع هیچ‌وقت برای سازمان دغدغه نبوده که حالا با این رویداد مطرح شود؛ باید واقع‌بین بود، میراث فرهنگی در سطح کلان دچار چالش است و هیچ نگاهی در این ساختار به حوزه میراث نبوده است. هم و غم همه شده است «گردشگری» و این حوزه زمینه شوآف‌ها و برنامه‌های نمایشی مدیران شده است. این وسط میراث فرهنگی فرزندی است که کج‌دار و مریز به حیاتش ادامه می‌دهد. پرسش‌ها برای استخدام نیروها در آزمون گزینش مطمئنا درباره ایران‌دوستی و علاقه به فرهنگ و تمدن نبوده و همیشه همین‌طور است. از نیروهایی که قرار است از تاریخ و تمدن این مرز و بوم حفاظت کنند و این مسئولیت سنگین را به گردن بگیرند، فقط درباره مسائل دینی می‌پرسند نه ذره‌ای از ابعاد حرفه‌ای این کار.
واکنش سازمان میراث فرهنگی به تخریب آثار چه بود؟
بازخواست کردند که چرا با این سرعت عمل وارد بحث مرمت شده‌اید. گفتند باید صبر می‌کردید تا سیستم قضائی وارد مسأله بشود؛ اما کسی نیست که بگوید اگر قرار بود این تکه‌های شکسته را رها می‌کردیم، مثل چند پازل هزاران تکه‌ای می‌شد که جدا‌کردنشان از هم اصلا آسان نبود. اشیا را در حیاط پایگاه خرد کرده بود، نمی‌توانستیم به حال خودشان رها کنیم. بعضی آثار مثل درِ اشکانی ٣٠٠ تکه شده بود. مجبور شدیم با آن میزان پراکندگی زودتر مرمتشان کنیم.
چرا اشیای اشکانی و الیمایی با این تاریخ در حیاط نگهداری می‌شوند؟
ایذه با این گستره تاریخ و این همه آثار هنوز موزه ندارد. شاید اگر موزه داشتیم این اتفاق نمی‌افتاد. خوشبختانه اتفاق خوب بعد از مدت‌ها این است که ساختمانی برای موزه در نظر گرفته‌ایم و بخش زیادی از کار انجام شده است. اداره میراث فرهنگی ایذه به مدت ٢٧‌سال در فضایی استیجاری بود و در تمام این سال‌ها از ماهی ٥٠٠ تومان تا ٧٢٥‌هزار تومان هزینه کرایه می‌داد. وقتی نزدیک دو‌ سال پیش به این‌جا آمدم، ساختمان رو‌به‌روی اداره میراث را گرفتیم و قرار است بخشی از آن به موزه باستان‌شناسی ایذه تبدیل شود. امسال ٥٠٠‌میلیون تومان اعتبار از محل اعتبارات سازمان برنامه و بودجه استانی برای تکمیل موزه دریافت کردیم و قرارداد این موزه اگر زودتر بسته شود، تا سه ماه دیگر موزه خواهیم داشت. طراحی محتوایی موزه انجام شده و فقط دکوراسیون و ساماندهی محوطه باقی مانده است.
معاون میراث فرهنگی استان یا کارشناس اداره‌کل برای بررسی موضوع به ایذه نیامدند؟
خیر؛ نیامدند.
دلیل استعفایتان چه بود؟
تمام اتفاقات اداره میراث فرهنگی در شهر ایذه و ضعف نیرو، کمبود امکانات لجستیکی و مالی. من همزمان مسئول پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هستم و ما در اداره بشدت در مضیقه‌ایم. خود من ماه‌هاست حقوق نگرفته‌ام و در نبود اعتبارات برای اداره، چاره‌ای ندارم جز این‌که خودم هزینه کنم. این‌که آدم فقط پز مدیریتی داشته باشد که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. باید امکاناتی برای پاسخگویی به تعهدات مدیریتی داشته باشیم؛ اما درنهایت با استعفایم موافقت نشد.
برای مرمت آثار چقدر هزینه کرده‌اید؟
هزینه مرمت آثار تا امروز ٨‌میلیون تومان شده است. هیأت مرمت که از دوستان من هستند، با هزینه شخصی خودشان از تخت جمشید تا این‌جا آمده‌اند و علاوه بر ابزار و موادی که برای مرمت به کار گرفتند باید حقوق و کرایه‌شان را هم در نظر گرفت.
اگر برخورد قضائی درستی با خاطی نشود، احتمال تکرار اتفاق وجود دارد؛ فکر نمی‌کنید این‌طور باشد؟
همین طور است. من نگران عواقب اجتماعی پس از این اتفاق هستم. به لحاظ مدیریتی دچار چالش هستیم. میراث فرهنگی دچار خلأهای قانونی و حفاظتی است. از طرف دیگر از لحاظ اجتماعی هم برای اعمال قانون محدودیت‌هایی داریم. باید در این‌باره تصمیم درستی گرفته شود. یکی از کارشناسان منتقد می‌گفت باید برای نگهبان، یک مراقب دیگر هم گذاشت؛ اما مگر می‌شود؟ منتظر تصمیم دادگاه هستیم. او پای تلفن اعتراف کرد و پس از اتفاق مدتی متواری شد اما از لحاظ قانونی اتهام او هنوز اثبات نشده است؛ با این همه نگهبان خاطی دیگر در این اداره پذیرفته نمی‌شود.
«این یک تخریب معمولی نیست»
حالا در این شرایط مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن تاریانا خوزستان معتقد است که اتفاق افتاده، یک تخریب معمولی نیست. او تأکید می‌کند که «تخریب از سوی کسی اتفاق افتاد که باید از آثار مراقبت می‌کرد و ٢٣ اثر الیمایی تا دوره اسلامی تکه تکه شد. ایذه موزه رو باز نقش برجسته و سنگ‌نگاره‌هاست و باید درباره تکرار اتفاق نگران بود.»
این کنشگر میراث فرهنگی خوزستان لازم می‌داند که اتفاق از جنبه‌های مختلف بررسی شود؛ او با پرسیدن این سوال که چرا یک نگهبان مرتکب چنین خطایی شده، می‌گوید: «توجه به مسائل روحی و روانی پرسنل میراث فرهنگی هر منطقه اهمیت پیدا می‌کند. او ٢٣ قطعه الیمایی، ایلامی تا اسلامی را تخریب کرده است. اینها اشیای مهمی بوده که در کاو‌ش‌ها به دست آمده و از حفاران غیرمجاز گرفته شده و در حالی‌که ایذه هیچ موزه‌ای ندارد، در حیاط پایگاه پژوهشی آیاپیر نگهداری می‌شدند.»
فعالان میراث فرهنگی بارها و بارها درباره وضع آثار تاریخی در ادارات هشدار داده‌اند، مثل گهستونی که می‌گوید: «همه ادارات شهرستان‌ها دو سه سالی است که تنخواه دریافت نکرده‌اند. بیشتر مدیران شهرستانی در مدت مسئولیت‌شان از ٥ تا ٣٠‌میلیون تومان شخصا برای میراث فرهنگی هزینه کرده‌اند و با این‌که سند این پرداختی‌ها را به اداره کل داده‌اند، هنوز پرداخت نشده است. این رویه نابسامانی است که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را به خطر می‌اندازد. اگر میراث در این قضیه و قضایای مشابه برخورد بی‌تفاوتی داشته باشد، احتمال تکرار چنین کاری بالاست.»

خوزستان با تمدني كهن بي‌بهره از موزه

فرزانه قبادي
سكوت تنها صدايي است كه لاي نخل‌ها و درختان كهن باغ مي‌پيچد. درختاني كه مدت‌هاست به حال خود رها شده‌اند و ريشه‌ها و تنشان بيمار شده. كوشك مياني باغ پر از ويترين‌هاي خاك گرفته‌اي است كه زماني محل نمايش تمدن كهن و تاريخ غني شهر بودند. امروز اما نه حال باغ تعريفي دارد و نه احوال كوشك خالي و بي‌عبور ميان باغ. اينجا عمارت صميمي رامهرمز است.

عمارتي كه بخشي از آن در دوره صفوي و بخشي ديگر در عصر حكومت قاجارها ساخته شده. تا چند سال پيش كوشك مياني باغ به عنوان تنها موزه شهر رامهرمز فعاليت مي‌كرد، اما دو سالي مي‌شود كه تنها موزه شهر تعطيل شده و اين تنها سرنوشت اين موزه نيست. در سال‌هاي اخير مهر تعطيلي بر پيشاني چند موزه ديگر هم در استان خوزستان خورده است. استاني كه بسياري آن را بهشت باستان شناسان مي‌دانند و گنجينه‌هاي بسياري كه از نقاط مختلف آن از جمله شوش و هفت تپه و چغارنبيل به دست آمده است، پازل جهان باستان را براي پژوهشگران كامل كرده‌اند.

گنجينه‌هايي كه بخش عمده آنها در موزه‌هاي ديگر كشورها و بخش ديگري هم در موزه‌هاي تهران يا شهرهاي ديگر نگهداري مي‌شوند. گنجينه شاخص جوبجي كه در سال ٨٦ در يكي از روستاهاي رامهرمز كشف شد، تا به حال در رامهرمز به نمايش درنيامده است و براي نخستين‌بار در نمايشگاهي در بن آلمان به نمايش درآمد و بعد به انبار موزه ملي منتقل شد تا اطلاع ثانوي كه باز نقاب از چهره بردارد و روايتگر بخشي از تاريخ خوزستان شود.
اشياي ارزشمند و گنجينه‌هاي شاخصي از سرزمين خوزستان بيرون آمده‌اند، اما اين استان غني هنوز موزه‌اي كه شايسته گنجينه‌هايش باشد، ندارد.

محمدرضا كارگر، مدير اداره كل موزه‌هاي كشور در خصوص اهميت منطقه خوزستان در حوزه ميراث فرهنگي مي‌گويد: «خوزستان از نظر اهميت در موزه‌هاي تاريخي و تمدني ما بي‌بديل است و شايد اين استان از اين منظر به تنهايي قابل مقايسه با تمام كشور باشد. البته در طول زمان موضوعاتي در اين استان اتفاق افتاد كه نتايج آن را امروز شاهديم. ما تجربه جنگ را در اين استان داشتيم كه چند سال خدمت‌رساني به خوزستان را مختل كرد. البته از نظر موزه‌ها كاستي‌هايي در خوزستان وجود دارد، هرچند بخشي از اين كاستي‌ها در كل كشور مشترك است و بخشي از آن را بايد بررسي كرد.»

مجتبي گهستوني، فعال ميراث فرهنگي خوزستان در رابطه با وضعيت موزه‌هاي خوزستان مي‌گويد: «اهواز به عنوان مركز استان حتي يك موزه براي نمايش آثار تاريخي و باستاني كشف شده در استان ندارد. در آبادان يك موزه از قديم وجود داشته كه در زمان جنگ غيرفعال شد و بعد مجددا فعال شد كه البته مشكلات و مسائل خاص خود را دارد. در مسجد رنگوني‌ها يك موزه اسناد خطي بود كه در حال حاضر غيرفعال شده است. دزفول يك موزه مردم‌شناسي در حمام كرناسيون دارد. شوش با آن حجم اشياي مكشوفه در اين منطقه يك موزه تاريخي دارد كه به نسبت ارزش اشيا و اهميت شوش اصلا موزه مناسبي نيست و در واقع يك موزه راكد است و فعاليت‌هاي جانبي در اين موزه صورت نمي‌گيرد. يك موزه هم در هفت تپه وجود دارد كه در دهه چهل ساخته شد و در زمان جنگ غير فعال شده است. شوشتر هم يك موزه مردم‌شناسي كوچك دارد. در بهبهان موزه‌اي بود كه چند سالي است تعطيل شده، در رامهرمز هم همين‌طور. مسجد سليمان يك موزه دارد كه چند سالي است در يك محوطه باستاني ايلامي فعال شده، اما شرايط خوبي ندارد. ساختمان موزه يكي از خانه‌هاي شركت نفت است كه در واقع روي يك سايت باستاني ساخته شده است. موزه‌هاي خوزستان به نسبت محوطه‌هاي باستاني استان تعدادشان بسيار كم است. كاوش‌هايي در سال‌هاي اخير انجام شده كه منجر به كشف اشيا بسياري شده، اما اين اشيا كجا مي‌روند؟ سرنوشت‌شان چيست؟ اينكه مي‌گويند ١٠٠ هزار شي در قلعه شوش داريم، اينها كجا نمايش داده مي‌شوند؟ برنامه‌اي براي نمايش آنها هست؟ چرا اهواز به عنوان مركز استان موزه تاريخي ندارد؟»
از سويي مدير اداره كل موزه‌هاي ميراث فرهنگي خبر از بهره‌برداري موزه منطقه‌اي خوزستان تا دو سال آينده مي‌دهد و مي‌گويد: «ساخت موزه منطقه‌اي خوزستان در شهر اهواز در حال انجام است. ساخت اين موزه به صورت جدي دنبال مي‌شود و اعتبارات خوبي هم براي آن در نظر گرفته شده است. ايجاد اين موزه اتفاق مهمي در حوزه ميراث فرهنگي استان است. به واسطه اهميت اين منطقه از كشور و كشفياتي كه در آن صورت گرفته، تمركز خوبي براي تاسيس اين موزه وجود دارد. به نظر مي‌رسد كه ايجاد اين موزه گام بزرگي در جهت ارتقاي سطح موزه‌هاي خوزستان است. از طرف ديگر اعتبار خوبي براي بازسازي موزه آبادان در نظر گرفته شده است كه در اختيار ميراث فرهنگي خوزستان قرار گرفته است. اين موزه نماد آبادان است و يكي از موزه‌هاي قديمي كشور محسوب مي‌شود.»

كارگر در خصوص انتقاداتي كه كارشناسان ميراث فرهنگي به جانمايي موزه منطقه‌اي خوزستان دارند، مي‌گويد: «ساخت اين موزه را سازمان آب آغاز كرد و بعد بناي آن را در اختيار ميراث فرهنگي قرار داد. بخشي از كار پيش رفته بود كه بنا به ميراث فرهنگي واگذار شد. ما در واقع وارث اين موزه بوديم. عده‌اي از كارشناسان هم معتقدند اگر رودخانه طغيان كند يا اتفاقي مشابه بيفتد ممكن است به بنا و آثار آسيب برسد كه اين موضوع را هم معمار و طراح بنا در نظر گرفته‌اند و پيش‌بيني‌هاي لازم را انجام داده‌اند.»

گسترش حفاري‌هاي غيرمجاز
علاوه بر مشكل تعطيل شدن موزه‌هاي خوزستان، معضل ديگري كه در حوزه ميراث فرهنگي اين استان وجود دارد، موضوع نيروهاي يگان حفاظت است، به گفته خسرو نشان، مديركل ميراث فرهنگي خوزستان، مشكل نيروهاي حفاظت در اين استان يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي اين استان در موزه‌ها و محوطه‌هاي باستاني است. برخي موزه‌هاي استان به دليل نبود نيروي حفاظت تعطيل شده‌اند و بعضي ديگر هم تنها با حضور يك نگهبان اداره مي‌شوند. محوطه‌هاي باستاني ارزشمند اين استان پر از ردپاي حفاران غيرمجاز است و اشياي بسياري از اين منطقه به صورت غيرقانوني خارج مي‌شوند و كمبود نيروي حفاظت ميراث فرهنگي هم بر اين مساله دامن مي‌زند.

گهستوني در اين رابطه مي‌گويد: «علاوه بر محوطه‌هاي باستاني موزه‌ها هم شرايط خوبي از نظر حفاظتي ندارد، موزه هفت تپه نه نگهبان دارد نه نيروي يگان حفاظت ميراث، با توجه به اينكه بيرون از شهر هم قرار گرفته و يك موزه تاريخي است كه در پايگاه جهاني هفت‌تپه و چغازنبيل واقع شده، ضرورت حضور نيروهاي يگان حفاظت به‌شدت احساس مي‌شود. علاوه بر اين يك بانك غني از نقش برجسته‌هاي عيلامي و كتيبه در اين موزه قرار دارد، اما با اين حال از نظر حفاظتي مشكل دارد. با اينكه هنوز در هفته تپه كاوش صورت مي‌گيرد اما اين موزه فضاي خيلي محدودي براي نگهداري اشيا در اختيار دارد.

آفت به جان تنها باغ ثبت ملي شده خوزستان
در ميان موزه‌هاي تعطيل شده خوزستان ماجراي تعطيلي موزه رامهرمز و باغ صميمي بيش از ديگر بناها نگران‌كننده و تلخ است. باغ صميمي تنها باغ سنتي استان خوزستان است كه در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است. با اين حال، اين باغ در اين روزها با مشكلاتي نيز روبه‌رو است. محمد علي نژاد، مدير ميراث فرهنگي رامهرمز در مورد وضعيت باغ صميمي مي‌گويد: «دو سال پيش، نبود اعتبارات مجبورمان كرد باغبان‌ها را مرخص كنيم. حالا دو سال است كه باغ با درختان چندصد ساله‌اش به حال خود رها شده. اين باغ حدود ٤٠٠ سال قدمت دارد و متعلق به دوره صفوي است. قارچ و انگل به درختان باغ زده است.» درختان كنار، پرتقال، نارنج، انار، كاج، زيتون، انجير، بيد و نخل باغ در حال تسليم شدن به آفاتي هستند كه بي‌توجهي به جان ريشه‌ها و شاخ و برگ‌شان انداخته است،

علي‌نژاد در اين رابطه مي‌گويد: «در حال حاضر شناسنامه درختان باغ را تهيه كرده‌ايم، اما كارشناسان جهاد كشاورزي كه بررسي كردند، گفتند باغ در حال نابودي است و امسال تنها فرصت نجات درختان است.» خوزستان يكي از استان‌هايي است كه علاوه بر گنجينه‌هاي تاريخي، با تنوع قومي و فرهنگي و ديني قابل توجهي كه دارد، قابليت اين را دارد كه موزه‌هاي شاخص مردم‌شناسي و قوم‌شناسي را در شهرهاي مختلف خود داير كند، موزه‌هايي كه مي‌توانند نمايانگر غناي فرهنگ و تمدن اين استان باشند كه اين روزها از تمامي جهات مورد كم لطفي قرار گرفته است.

صورت جلسه تاریخی نبودن محوطه شرکت نفت را منتشر کنید

دبیر انجمن میراث فرهنگی خوزستان در واکنش به پاسخ اداره کل میراث فرهنگی خوزستان به گزارش سیمان شدن یک محوطه باستانی،خواستار انتشار مدارک غیر تاریخی بودن این محوطه شد.
صورت جلسه تاریخی نبودن محوطه شرکت نفت را منتشر کنیدبه گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی خوزستان در واکنش به پاسخ میراث فرهنگی خوزستان به گزارش سیمان شدن یک محوطه تاریخی، یادداشتی را برای خبرگزاری میزان ارسال کرده که در ادامه می خوانید.

در جوابیه اداره میراث فرهنگی استان خوزستان گفته که محوطه بر اثر فعالیت های مختلف سبب آشفتگی شده است. همچنین در متن خبر اصل وجود محوطه باستانی را تائید کرده است. با نتیجه گیری از دو بند فوق عقل و اخلاق حرفه ای باستان شناسی و وظیفه به لحاظ سازمانی حکم می کند که باستان شناس همین محوطه به ظاهر آشفته را به عنوان سرنخ قرار داده و کاوش را از همان نقطه با هدف رسیدن چنجاه چنجاه شروع نماید.

سوال این جاست که اگر محوطه آشفته بود پس چرا میراث فرهنگی موضوع را با پژوهشکده اطلاع داده و تقاضای کاوش نموده است؟ چرا در جلسه ای حضوری در اتاق مدیرکل میزاث خوزستان وقتی از معاون میراث فرهنگی پرسیده شد که سرنوشت این محوطه چی می شود معاون میراث گفت ما با پژهشکده مکاتبه کردیم اما پژوهشکده جواب ما را نمی دهد. چگونه گفته می شود در آن منطقه سایت باستانی نیست. بر اساس چه علمی و بررسی هایی؟

در همان منطقه شرکت نفت، من و دو تن از کارشناسان و مدیران میراث فرهنگی در اواخر دهه 80 شاهد دو گور باستانی بودیم که میراث پروژه را متوقف کرد. دقیقا در فاصله کمتر از 300 متری محل فعلی که به توصیه میراث سیمان شد.
همچنین در میدان دروازه که فاصله اندکی با محل سیمان شده دارد در سال 86 بر اثر حفاری های مترو لایه های باستانی مشاهده شد که باستان شناسان و کارشناسانی هجون رایتی مقدم، عبیدی، صابری، جوادی، چگنی صورتجلسه آن را امضا کردند. مدیرکل وقت میراث و معاون وقت میراث هم امضا کرده است.

حال که میراث فرهنگی مدعی است در پیرامون محوطه سیمان شده سایت باستانی نیست چرا در محله آسیه باد در مجاورت شرکت نفت بر اثر گوبرداری خانه تعدادی کوزه پیدا شد که هیچ وقت از آن خبری به بیرون درز نشد. واقعا آثار آن کجا هستند؟

عکس هوایی سال 1335 نشان دهنده یک محوطه بزرگ در نیوساید و آسیه آباد و حصیرآباد هستیم. همه در منطقه 7 اهواز و در مجاورت شرکت نفت هستند. شما که هنرتان فقط صدور جوابیه است چرا دست به کاوش های باستان شناسی نمی زنید. به گونه ای که حتی کارشناسان شما از شناسایی گورستان کوهساران عاجز بودند و اینجانب درباره آن اطلاع رسانی کردم و خبر شناسایی اش را دادم و کارشناسان شما با همراهی من در محل حاضر شدند. همه اینها که در مجاورت شرکت نفت است.

کلیه ساخت و سازهای داخلی آن هم در حد یک حیاط سه در چهار را نیروی کار امور تاسیسات شرکت نفت انجام می دهد و نیازی به تغییر پیمانکار نیست. همچنین گفته شده که بر اساس مشاهدات و بررسی‌ها، شواهد و بقایای موجود، برجای مانده از تدفین‌های متأخر در این بخش از شهر اهواز بوده و جنبه‌ی تاریخی ندارند. آیا امکان نشان دادن صورتجلسه های اتاق فکر مورد نظر وجود دارد؟ کدام باستان شناس با تجربه ای در این زمینه نظر داده اند؟ اصلا این همه سفال در گورهای متاخر چه کار می کند؟ لابد مردگان متاخر عادت داشتند به شیوه مردم باستان اموال سفالی خود را دفن کنند؟

بنابر این اگر در دو منطقه مجاور یکدیگر که توسط جاده از هم جدا شدند آثار فرهنگی یافت شده این موضوع برای هر باستان شناس ژرف نگری نشان دهنده شواهدی از یک محوطه باستانی می تواند باشد که منتهی به یک نظریه شده که با کاوش نظریه ثابت می شود.

با توجه به اینکه در دو منطقه مجاور هم آثاری یافت شده این احتمال (هرچند ضعیف) وجود دارد که ممکن است در این منطقه یک محوطه باستانی یا همان آثار شهر هرمز اردشیز وجود داشته باشد که در سال 1310 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است. از طرفی وجود تپه آسیه آباد که پر از داده های باستان شناسی است و سال تا سال کارشناسان شما حتی به آن سر هم نمی زنند، گورستان کوهساران، آثار به دست آمده از حفاری های مترو و... دلالت بر باستانی بودن منطقه در نزدیکی محل سیمان شده با چراغ سبز میراث فرهنگی خوزستان نیست.

آیا شواهد و مدارک موجود آثار و شواهد شهر باستانی هرمز اردشیر نمی تواند باشد؟ حال این سئوال این است که چرا همه این شواهد گفته شده نادیده گرفته شده است؟ آیا این شواهد فرصتی طلایی برای کشف آثاری از شهر هرمز اردشیر نیست؟»

http://www.mizanonline.com/fa/news/390120/%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF

شرکت نفت محوطه باستانی را سیمان کرد!/ باز هم کم کاری میراث فرهنگی خوزستان

محوطه باستانی که در داخل شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در اهواز کشف شده بود، با کم کاری میراث فرهنگی سیمان شد.
به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، سال گذشته در محوطه شرکت ملی مناطق نفت خیز اهواز بقایای یک اسکلت و مواد فرهنگی باستانی کشف شد اما با گذشت یک سال از این اتفاق و پیگیری نکردن میراث فرهنگی خوزستان، محل کشف آنها با سیمان پر شد.

مجتبی گهستونی، دبیر انجمن میراث فرهنگی تاریانا به خبرگزاری میزان می گوید: پنج مهرماه سال گذشته این آثار در حیاط یکی از ادارات خرمکوشک پس از انجام گودبرداری‌هایی برای ساخت یک انبار مشاهده شد. پس از اطلاع رسانی ها، مسئولان میراث فرهنگی و باستان شناسان نیز در این محل حاضر شدند.

او درباره این کشف می گوید: وجود آثاری ازجمله سفال و استخوان که نیاز به بررسی‌ها و مطالعات بیشتر داشت این موضوع را یادآور می‌شود که منطقه هفت اهواز ازجمله مناطق مهم تاریخی خوزستان است که باوجود تپه‌های باستانی، استودان، گور دخمه و... مورد بی‌توجهی و بی‌مهری قرارگرفته و بخشی از تاریخ این شهر همچنان ناشناخته باقی مانده است.

دبیر انجمن میراث فرهنگی تاریانا درباره بی توجهی میراث فرهنگی می گوید: یک سال پس از اینکه مسئولان میراث فرهنگی محوطه را بررسی کردند و ارزش اشیای کشف شده را تایید کرد، این منطقه سیمان کشی شده است. مسئولان شرکت نفت مدتی پیگیر آن بودند اما میراث فرهنگی کاری برای ان محوطه نکرد.

او درباره پیگیری از اداره کل میراث فرهنگی می گوید: مسئولان این نهاد یک سال شرکت نفت را معطل کرد. یکسال است نتایج این بررسی مشخص نشده و معلوم نیست موضوع به پژوهشگاه میراث فرهنگی منتقل شده یا خیر. آنقدر گفتند کل شرکت نفت باستانی است، کل محوطه کاوش می خواهد یا این اتفاقات عادی است که شرکت نفت محل کشف را با سیمان پر کرد.

http://www.mizanonline.com/fa/news/389552/%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%DA%A9%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86