در گفت وگوی با دکتر ناصر کرمی؛ اقلیمشناس، نویسنده و روزنامهنگار مطرح شد:
خوزستان دچار قهقهرای سرزمینی شده است
ضرورت تجدید نفس منابع آب خوزستان
مجتبی گهستونی
دکتر ناصر کرمی اقلیمشناس، نویسنده و روزنامهنگار متولد خوزستان است. او سابقه دانشیاری جغرافیا در دانشگاههای آزاد و علامه طباطبایی در تهران و دانشگاههای برگن و ترونهایم در نروژ را دارد. دکتر کرمی هم اکنون مجری یک پروژه تحقیقاتی در زمینه رابطه توتالیتریسم و محیط زیست برای موسسه دولتی NFFO در نروژ است. وی به عنوان یکی از 30 شخصیت برتر محیط زیست ایران در سی سال گذشته انتخاب شده است. در کتابی به نام des heros pour la terre," " که ویژه معرفی قهرمانان محیط زیستی به بچههای فرانسوی است خلاصهای از زندگینامه ناصر کرمی به عنوان یکی از چهرههای سرشناس محیط زیست جهان منتشر شده است.
ناصر کرمی 10 کتاب منتشر کرده است که یکی از آنها، کتاب راهیاب ایران، پرفروشترین کتاب در حوزه جغرافیای گردشگری ایران است.
حوزه تحقیقاتی ایشان توسعه پایدار و تغییرات اقلیمی، جغرافیای فیزیکی، تغییرات آب و هوایی، برنامه ریزی منطقهای، مدیریت منابع طبیعی و مدیریت محیط زیست میباشد.
تحلیلهایی که جنابعالی از خوزستان در مواقع گوناگون میدهید مبتنی از چه دادهها و تحلیلها و گزارشهایی است؟
علاوه بر اینکه جغرافیدان و اقلیمشناس هستم بر روی اقلیم ایران و به طور خاص بر روی اقلیم هم کار کردم. یک تحقیق بر روی بررسی ماهیت تغییر اقلیم در خاورمیانه انجام دادم که موضوع خشکسالی هم تز من است. همواره مثال های من از خوزستان است. به هر حال من خوزستانی هستم و به این استان هم علاقه دارم. معمولا همه گزارش وزارتخانهها که بر روی خوزستان متمرکز باشند را میخوانم. دوستان خوزستانی فراوانی دارم که در سطوح مختلف مدیریتی و کارشناسی فعالیت دارند و با هم تبادل نظر میکنیم. از این حیث آگاهیهای من درباره خوزستان و نقطه نطراتی که از طرف من بیان میشود به روز هستند.
سرانجام با سدگتوند و دریاچهاش چه باید کرد. تبعات بعدی زیست محیطی خوزستان ناشی از پیامدهای این سد فاجعهبار است؟
نه به مطالعات مستقیم دسترسی داریم و نه امکان بازدید از سد گتوند فراهم است. لذا اطلاعاتی که درباره شوری آب، ژئوموفولژیکی، شیمیایی آب سد گتوند بیرون میآید متفاوت است. آنچه که درباره این سد وجود دارد مربوط به بررسیهای قبلی برخی کارشناسان وزارت نیرو است که مستقیما برروی سد مطالعه کردند. در این میان هم برخی استادان دانشگاه شهید چمران اهواز هم بررسیهای مستقیمی انجام دادند. با این حال سد گتوند خیلی نگران کننده است و میتواند یک فاجعه به بار بیاورد. این سد یکی از عوامل کم آبی است اما از عوامل اصلی نیست. اگر این سد نبود حجم قابل توجهی آب وارد کارون میشد. اما در حال حاضر به خاطر این سد فاجعهبار عمده آب در پشت تاج سد باقی میماند و بخشی از آن تبخیر و بخشی هم شور میشود. لذا مقدار کمی از آب رها میشود. اما خطری که وجود دارد بیمسئولیتی کسانی است که در پی طراحی و ساخت این سد دست بالا دارند. اما هیچ بعید نیست که آب شور را رها کنند تا بر روی اشتباه خود سرپوش بگذارند. این رها شدن نمک زیست بوم پائین دست را تحت تاثیر قرار میدهد. یادمان نرود که متولیان امر در زمان خود به هر نحو ممکن بر روی خطای مهندسی خود سرپوش گذاشتند.
بحران آب یا تنش آب، کنترل یا مدیریت منابع آبی، در کدام وضعیت هستیم؟
خوزستان دچار خشکیدگی است. خشکانده شده است. مثل میوه تازهای که زیر آفتاب گذاشتنش تا پلاسیده شود. تعریف علمی پلاسیده شدن همان خشکی است. چون خشکتر و گرمتر شده منابع آبش هم از بین رفته است. چاهها باعث شده اند که منابع آب زیر زمینیاش کشیده شود. آب بالادستش هم که منتقل می شود. آبی هم که به سمت پائین میآید در نتیجه سو مدیریت و مصرف نادرست در نتیجه کشاورزی ناپایدار موجب شده تا آب کمتری گیر طبیعت خوزستان بیاید و آب کمتری گیر پائین دست خوزستان بیاید و آبی که به پائین دست میرسد کیفیت کمتری داشته باشد. مجموعه این عوامل باعث شده که هم طبیعت خوزستان نابود شود و هم نیمه غربی و نیمه جنوبی خوزستان دچار مشکل شود. خوزستان دچار قهقهرای سرزمینی شده است. اگر بگوییم خوزستان دچار تنش آب شده که یک شوخی است، چون تقریبا همه جای ایران تنش آب دارد. بحران آبی هم که مقطعی است. پس شرایط خوزستان بدتر از بحران و یا تنش آب است، چون دچار همان قهقهرای سرزمینی شده است.
پس خوزستان امروز ناشی از وجود سوءمدیریت است؟
مشکلات امروز خوزستان ناشی از اعمال سیاستهای غلط است. لذا نظام در اجرای سیاستهای کلان خود به دنبال برخی موضوعات رفته که دارای عوارض جانبی بوده و منجر به خشکیدگی خوزستان شده است. لذا خوزستان دچار مشکلی فراتر از سوءمدیریت است و این سوءمدیریت مقصری کوچولو برای وضعیت امروز خوزستان است.
پس مشکل خوزستان با اعمال چه تدبیری قابل حل است؟
منابع آب استان خوزستان باید تجدید نفس کند. به واسطه اجرای سدهای متعدد آب خوزستان را در معرض تبخیر گذاشتهاند. من به نظر من خوزستان باید در کشاورزی محدود شود. باید منابع آبی این استان صرف خدمات و صنایع و مقتضیات زمانه کنونی خوزستان شود. مشکل خوزستان با تجدید نظر در کلیه سیاستهای مدیریت محیطی حل میشود. پس آب به تنهایی مسئله خوزستان نیست.
فعالیتهای نفتی و جادهسازی دوران جنگ و ایجاد دایک مرزی و قطعهبندی هورالعظیم چقدر به خشکی این زیستگاه منجر شده است؟
همه اینها تاثیر خود را گذاشته است. اما آنچه که تاثیر خودش را بیش از پیش گذاشته کشاورزی ناپایدار و استفاده نامناسب از منابع آب و سدسازی است. تابآوری چیزی است که در برابر حمله، توان مقاومت میدهد. شما اگر پول داشته باشی، تابآوریات بیشتر میشود. ما هیچ مؤلفهای تابآورتر از پول نداریم. با پول میشود اغلب آسیبپذیریها را جبران کرد. بنابراین، کشورهایی مثل کویت، امارات و عربستان با پول میتوانند این وضعیت را تاب بیاورند. با این حال بدون جنگ هم خوزستان به مشکل میخورد. مگر اینکه ما فرض کنیم که اگر جنگ نمیشد، دولت طرحهای توسعهٔ خوزستان را ادامه میداد. اما میدانیم که طرحهای توسعه به جز در جاهایی مثل اصفهان و کرمان، که لابی عظیم در ساختار قدرت داشتند، در بقیهٔ جاها هم دنبال نشد.
واقعا زیست در اهواز و خوزستان تا چه زمان امکانپذیر است. کی خوزستان خالی از سکنه خواهد شد؟
کیفیت زندگی در خوزستان خیلی پائین آمده است. بخشی از آن اجتماعی و اقتصادی، بخشی دیگر زیستمحیطی است. بخشی از مشکلات زیستمحیطی به آب بر میگردد، اما بخشی دیگر اقلیمی است. خوزستان گرم شده، موجهای شدید گرمایی در آن بیشتر شده است. گرد و خاک پدیدهای محلی است ولی ریزگرد پدیدهای است که در مقیاس عظیم رخ میدهد. مثلاً از افریقا بلند میشود میآید چشم مردم اهواز را کور میکند. اغلب موجهای ریزگرد از سمت غرب وارد ایران میشود و از بیرون میآید. این موجها حجم بسیار زیادی دارد، آنقدر که میتواند از زاگرس با ارتفاع چهار هزار متر رد شود. از عراق میتواند راه بیفتد تا گیلان! این تغییر اقلیم در خاورمیانه مختص ایران نیست، و عراق، سوریه، کویت، بخشهایی از عربستان را هم گرفتار کرده است. به هر حال، این پدیدهٔ ریزگرد کیفیت زندگی را در خوزستان به شدت پایین آورده است و به طور مرتب، مردم را آزار میدهد. حالا به این موضوعات، فقر، بیکاری، ورشکستگی کارخانهها را هم اضافه کنید. در این شرایط یک ایرانی غیر خوزستانی به صورت طبیعی خوزستان را انتخاب اول خود برای سکونت قرار نمیدهد. حتی اگر به اکثریت خوزستانیها فرصت مهاجرت داده شود قبول میکند که خوزستان را ترک کند. اما خوزستان به یک مکان مطلقا غیر قابل سکونت تبدیل نخواهد شد. اگر منابع آب خوزستان به درستی مدیریت شود و دستکاریهایی که در چشمانداز صورت گرفته رفع عیب شود و منابع آبی خوزستان تجدید شود، خوزستان نفس خواهد کشید. اگر خوزستان به جایی تبدیل شود که تولید کننده ثروت باشد قطعا هم تابآوری بیشتری پیدا خواهد کرد و هم کیفیت زندگی در آن افزایش خواهد یافت. شهرهایی که مطابق استاندارد زیستمحیطی توسعه پیدا نکردهاند. مثلاً مصرف آب یک شهروند خوزستانی بسیار زیاد است چون برخی ناچار هستند کولر آبی استفاده کنند. یا اینکه در خانههایی زندگی میکنند که کارایی انرژی در آنجا پایین است. و به همین دلیل یک کولر گازی بزرگ باید بیست و چهار ساعت کار کند تا یک اتاق خانه خنک باشد. اگر از این اتاق به آن اتاق بروی، از گرما میمیری. چون معماری خانه مناسب نیست. مثلاً خانهها شیشههایی دارد که وقتی آفتاب به آنها میخورد تا قلب خانه را میسوزاند. مجموعهٔ این عوامل باعث میشود خوزستان جای آسیبپذیری باشد و این آسیبپذیری تا حدی است که میتوانم بگویم خوزستان را از پا درآورده است.
مجتبی گهستونی متولد نخستین روز مهرماه 1358 در شهر اهواز که روزگاری نام شهرش تاریانا، اوکسین، هرمز اردشیر و هوجستان واجار گذاشته بودند به دنيا آمد.