مجتبی گهستونی، فعال حوزه میراثفرهنگی خوزستان
تغییر یکباره مدیرکل میراثفرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان تعجب بسیاری از دست اندرکاران حوزه میراثفرهنگی صنایعدستی، گردشگری و حتی برخی از اهالی رسانه را به دنبال داشت. این نوع رفتنها و آمدنها حتما نیاز به واکاوی دارد، چون حکایت از یک سیستم بیمار در خوزستان میکند و موجب
نگرانیهای برخی از دست اندرکاران حوزههای سه گانه قرار گرفته است. اگرچه گفته میشود غیر بومی بودن کار به دست علیرضا ایزدی داد اما او تنها مدیرکل غیر بومی این حوزه در دو دهه اخیر نبود و پیشتر فرامرز تطهیرمقدم و علیرضا قلینژاد از تهران بر صندلی مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان تکیه زده بودند.
اطمینان از کنارهگیری ایزدی از سمت مدیرکلی خوزستان زمانی قوت گرفت که مسوولان سازمان میراث فرهنگی کشور به اشتباه نام او را به عنوان مدیرکل هرمزگان اعلام کرد، خبری که در دقایقی بعد از سایت رسمی سازمان برداشته شد. اما در آن خبر به جای هرمزگان باید استان مرکزی نوشته میشد!
میکند و موجب نگرانیهای برخی از دست اندرکاران حوزههای سه گانه قرار گرفته است.
اگرچه گفته میشود غیر بومی بودن کار به دست علیرضا ایزدی داد اما او تنها مدیرکل غیر بومی این حوزه در دو دهه اخیر نبود و پیشتر فرامرز تطهیرمقدم و علیرضا قلینژاد از تهران بر صندلی مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان تکیه زده بودند.
اطمینان از کنارهگیری ایزدی از سمت مدیرکلی خوزستان زمانی قوت گرفت که مسوولان سازمان میراث فرهنگی کشور به اشتباه نام او را به عنوان مدیرکل هرمزگان اعلام کرد، خبری که در دقایقی بعد از سایت رسمی سازمان برداشته شد. اما در آن خبر به جای هرمزگان باید استان مرکزی نوشته میشد!
ایزدی از همان روزهای اول حضورش در خوزستان از بیسامانی، پلشتی اداری و بیتفاوتی و تنشهای درون و بیرون اداری خوزستان گلایه داشت. او کوشید نه خود به این روند دامن بزند و نه مجال چندانی به مفسدان بدهد.
ایزدی به عنوان یک نیروی کاملا با تجربه در حوزههای مختلف دولتی و با سابقه مدیرکلی و فرمانداری، با مهارت تمام و با یک گشادهرویی موفق شد با افراد زیادی در خوزستان گفتوگو کند و نظر بسیاری را برای همراهی با میراثفرهنگی صنایعدستی وگردشگری جلب کند. اگرچه میتوانست در برخی موارد قاطعیت نشان دهد اما او یک فرصت برای خوزستان بود. در مدت ده ماه گذشته تلاش کرد تا دستاوردهایی را به همراه بیاورد که باید به خاطر آن قدردانی کرد.
اما معتقدم ایزدی اشتباهاتی هم داشت. اگرچه در ابتدا گفته بود زیر بار فشار هیچ نماینده ای نمی رود اما در آخرین روزهای حضورش کوتاه آمد. انتصاب برخی معاونت ها و البته برخی انتصاب ها در شهرستانها به خوبی گویای این مماشات است. اگرچه بخشی از این نمایندگان ثابت کرده اند که خوزستان را برای خود تقسیم کرده و لابی گری ها و رفتارهای گاه تمامیت خواهانه شان تمامی ندارد. ایزدی از همان اول گفت تلاش می کند تا انتصاب ها درون سازمانی باشد. شایسته سالاری را مدنظر قرار دهد و توصیه پذیر هم نباشد. اما برخی انتصاب های برون سازمانیاش با آنچه که گفته بود به شدت تعارض داشت. او که می دانست تلاش های ناحقی برای برکناری اش صورت می گیرد اما با برخی انتصاب هایش انتقادهایی را متوجه خود کرد.
درباره کیفیت چرایی رفتن دکتر علیرضا ایزدی و مطرح شدن نام گزینههای متعددی که به گوش می شنویم به زودی و مفصل سخن خواهیم گفت.
اما فارغ از اینکه برخی از این افراد محترم هستند و شایستهگیهای متعددی دارند اما معتقدم حتی برخی از این نامهای مطرح شده تلاشی برای سمت مدیرکلی نکردهاند و اگر هم کوششی بوده، مربوط به سنوات مختلف است. به برخی افراد دیگر توانمند و محترم که واقعا صادقانه میکوشند برای خدمت به خلق و تاریخ و فرهنگ خوزستان به ساختمان شیرخوارگاه سابق (محل فعلی اداره کل میراث فرهنگی خوزستان) راه پیدا کنند توصیه میکنم که وقت بیشتری به خود بدهند و شناخت بهتری از حوزه های کاری این ادارهکل پیدا کنند. این تامل باعث میشود تا در شرایط ایدهآلتری به این مسئولیت دست پیدا کنند. اگر توانمندی آنها به حد اثبات شده ای برسد قطعا به سراغشان خواهند آمد. اگر انتصاب سید حکمت الله موسوی در شرایط عادی رخ داده و بر اساس بده بستانهای سیاسی انجام نشده باشد، حضور ایشان را باید به فال نیک گرفت. او به عنوان یکی از پرسنل اداره کل که سه معاونت میراث فرهنگی، سرمایه گذاری و برنامه ریزی و توسعه مدیریت و در نهایت مدیریت دفتر فنی را تجربه کرده و بارها بر پاک دستی و استقلال نظر تاکید کرده گزینه مناسبی برای نشستن در جایگاه مدیرکل است.
با این حال گفته می شود که دکتر ایزدی در توصیه ایشان به رئیس سازمان برای صدور حکم مدیرکلی خوزستان نقش داشته است. اما نباید فراموش کرد که عوامل و جریانهای دیگری هم میکوشند تا مدیرکلی نصیبشان شود. بنابراین آنچه که گفته م شود خطاب به همه افراد احتمالی برای تصاحب مدیرکلی است.
با این حال اگر این فرضیه درست باشد که چون مدیرکل به توصیههای برخی مقامات ارشد خوزستان به خاطر منصوب نکردن برخی دوستان و همفکرانشان در برخی معاونت توجه نکرده و برکنار شده، آیا باید منتظر باشیم تا سفارش های سیاسی و رفیقانه و سهم خواهانه به سمت سید حکمت الله موسوی سرازیر شود؟ بگذریم که برخی فتنه گران قومی سعی کردند که کنار رفتن دکتر ایزدی را به برخی افراد و جریانها نسبت بدهند که این نوشتار آنان هم به زباله دادن سپرده میشود. از مدیرکل آینده انتطار میرود برنامههای کوتاه، بلند مدت و دراز مدت را ارائه دهد.
از سید حکمت موسوی به عنوان شخصی که اهل بیحیایی اخلاقی نیست و از تکبر به دور است، انتظار میرود که پس از دریافت حکم مدیرکلی تعارف نکرده و رفیق بازی را پیشه نکند. با این حال سید حکمت الله موسوی از انبوه مشکلات درون اداری، سازمان متبوع خود خبر دارد.
از ایشان انتظار میرود که بیاراده نباشد و جلوی بسیاری از ناهنجاری اداری و سیاسی در حوزه سهگانه را بگیرد.
در سالهای متمادی دیده شده که حرمت برخی کارشناسان آنچنان که باید و شاید گذاشته نشده است. حال انتظار میرود که کادرسازی و توسعه مدیریت و خودداری از اهمالهای گسترده و روزمرگی فاحش مثل خوره به جان میراث افتاده است و اگر وظیفهشناسی برخی افراد دلسوز و کاردان نباشد مشکلات فراوان به وجود میآید.
جناب سید حکمت موسوی در کسوت سرپرست و یا مدیرکل آینده اگر دلشان میخواهد که نام نیکی برجای بگذارند باید به جای نگرانی از عواقب برخی “نه” گفتنها، به عاقبت به خیری توجه کرده و به برخی شایستهسالاریها توجه کنند. اگر بپذیریم که انتصاب موسوی مقدمهای برای آغار اصلاحات درون سازمانی با انتصاب یک نیروی درون اداری است پس به کار گرفتن افراد در جایگاه خود چه در قامت معاون یا کارشناس مدیر ضرورت دارد. مثلا اکنون که سید حکمت الله موسوی پست معاونت توسعه مدیریت را ترک و در اتاق مدیرکل مستقر میشود، این سمت معاونت توسعه مدیریت به چه شخص با صلاحیتی میرسد. یا وقتی شنیده میشود که معاونت صنایعدستی جای خود را عوض میکند آیا بهتر نیست که فرد متعهد و دانش آموخته این حوزه بر مسند بنشیند؟ جناب سرپرست اداره کل، کادرسازی را از خود معاونتها شروع کنید. آغازگر احیای اصولی اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان که پر از رفتارهای غیرسازمانی است باشید. البته همین پیشنهاد برای معاونت های گردشگری، میراث فرهنگی و سرمایهگذاری هم داده میشود.
زمانی که اهداف هزاره سوم تعریف شد، هر سازمان و ارگانی که درک درستی از از زیستن در آینده داشت سعی کرد تا خودش را به این اهداف نزدیک کند. پس هر انسانی روی کره زمین مسئولیت هایی دارد و میتواند خود را با اهداف نجات زمین نزدیک کند، چرا که زمین بزرگترین میراثی است که هر فرد برای فرزندش به جا خواهد گذاشت.
از متولی اداره کل، انتظار میرود که بکوشد ماهیت صددرصد فرهنگی اداره کل را برگرداند. چرا که برخی آدمهای این اداره کل که وظیفهاش پاسداری و احیای تاریخ و فرهنگ و طبیعت است مثل پسر بچههای فیلم “دونده” هستند که برای به دست آوردن قالب یخ زیر پای هم را خالی میکنند تا خود قالب را به دست بیاورند. اما دریغ که وقتی نفر آخر به یخ میرسد اما دیگر اثری از آن نمیبیند. پس جناب موسوی افرادی را بر جایگاه واقعیشان منصوب کن که تمام وجودشان برای خدمت کردن به حوزه میراثفرهنگی صنایعدستی وگردشگری باشد.
بسیاری از اشخاصی که در گذشته و در این اداره کل متصدی امور بودهاند عملا توانستهاند گام مثبتی در پیشبرد امور و تحقق اهداف سازمانی بردارند. کدامشان توانستهاند چشمانداز تازهای پیش رو سازمان بگشایند؟
در حوزه میراثفرهنگی بارها و بارها دیده و ثابت شده که برخی مدیران شهرستانی و کارشناسان به هر دلیلی چشمشان را روی برخی قوانین و ضوابط بسته و حتی خود را به نشنیدن زدهاند. گویی که اداره کل میراثفرهنگی، وظیفهاش حفاظت نیست. حتی در حوزه صنایعدستی و در گردشگری هم همین نگرشها در برخی افراد وجود دارد. بارها و بارها شکایتهای مختلفی از سوی برخی سرمایهگذاران عمده به دست ما رسیده که برخی از آنان میگویند مثل یک بدهکار به ما نگاه شده است. اگر بخواهیم عیب و ایرادهای فردی و در نهایت اداری را لیست کنیم به سیاههای پر رنگ و لعاب دست پیدا میکنیم.
از سید حکمت الله موسوی انتظار میرود که رودربایستیهای خیلی زیادش را کنار بگذارد و مقتدرانهتر به امور بنگرد. بیشک سیاسیکاری و برخی بده بستانها راه حل لازم برای پیشبرد امور نیست کما اینکه پیش از مدیرکل فعلی، باز هم مدیرانی بودند که همین رویه را دنبال می کردند و اداره کل را با تنش های گوناگونی مواجه کرده بودند، پس حضور سیدحکمت الله موسوی باید نقطه پایانی بر این گونه ولنگاری ها باشد.
سرپرست جدید اداره کل میراثفرهنگی که از انگیزههای بالایی برای موفق شدن برخوردار است، در صورتی میتواند موفق شود که صداقت و تعهد را همچون قبل پیشه خود کند و با برخورداری از تعامل مفید فقط به حفظ میراثفرهنگی و نه بیتوجهای به آن، رعایت معیارهای فنی و مقررات محیطزیستی و ارزشهای فرهنگی در انتخاب مناطق هدف گردشگری، رعایت کرامت صنعتگران و احیای صنایعدستی در حال منسوخ و ارتقا سطح صنایعدستی خوزستان بکوشد.
سرپرست جدید اداره کل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری خوزستان باید به خوبی آگاه باشد که هیچ مسئولیتی جز توجه به شان و جایگاه میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری ندارد. پس بهتر است در آستانه شروع فعالیت خود این پرسشها را مرور کند که کجا هستیم؟ چقدر میاندیشیم؟ چقدر فرآیندسازی میکنیم و چه ابزارهایی برای دستیابی به هدفمان داریم؟
از استاندار پرتلاش خوزستان نیز که بارها به دستاندرکاران و فعالان حوزه میراثفرهنگی، صنایعدستی وگرشگری مجال داده و اعلام کرده که برای کمک به این حوزه کوتاهی نمیکند، انتظار میرود که همواره از حرمت و شان این حوزه دفاع کرده و در مقابل خواستههای گاه دوستانش و یا هم طیفان سیاسی کوتاه نیاید و اجازه ندهد که از استاندار بخواهند که اداره کل ، صنایعدستی و گردشگری به مثابه “خونه مادربزرگه، هزار تا قصه داره” و یا “حیات خلوت شدن” سوق پیدا کند.
فعال کردن انجمن میراث فرهنگی خوزستان به ریاست استاندار و کارگروه حوزههای سهگانه بهتر است در دستور کار مدیرکل و استاندار خوزستان قرار بگیرد.