سایت موزه محوطه باستانی پارک کوهساران اهواز

شهریور 1390 بود که به همراه یکی از دوستانم در پارک کوهساران اهواز متوجه وجود محوطه ای باستانی شدیم و بلافاصله میراث فرهنگی را در جریان این موضوع قرار دادیم. بافت خاص این محوطه و وجود استودان ها و مقبره های سنگی و دیگر سازه های تاریخی باعث شد میراث فرهنگی از این منطقه بازدید و پس از بررسی های دقیق و لازم باستانی بودن آن را اعلام کند. پس از این اعلام، حفاظت و نگهداری از محوطه باستانی مذکور به میراث فرهنگی و شهرداری و همچنین خود ما به عنوان دوستداران میراث فرهنگی سپرده شد.

پارک کوهساران در منطقه 7 شهرداری اهواز قرار دارد و یکی از جاذبه های گردشگری و تفریحی شهر اهواز محسوب می شود. اما پاسخ این پرسش که یک محوطه باستانی وسط یک پارک شهری چه می کند، از این قرار است که این پارک از نیمه‌های دهه80 ه.ش روی تپه‌های باستانی ساخته شد. محوطه این پارک بالاترین نقطه شهر اهواز محسوب می شود که در آن استودان های تاریخی وجود دارد. استودان در اصل به معنای قبرهایی است که در ادیان مختلف گذشته مردگان را در آن دفن می کردند تا پس از خاکستر شدن به طبیعت بازگردند .

متاسفانه تاکنون در این محوطه کاووشی صورت نگرفته و نمی توان با قاطعیت اعلام کرد تاریخچه این منطقه مربوط به چه دوره ای است، اما طبق اعلام نظر باستان شناسانی که تا به حال از آن بازدید کرده اند، تاریخچه تپه های باستانی پارک کوهساران به احتمال زیاد به دوره اشکانی برمی‌گردد.

مشکل بزرگ این‌است که بی توجهی برای کاوش، ثبت و حفاظت از محوطه باستانی پارک کوهساران اهواز به تخریب، حفاری های غیرمجاز و اقامت معتادان و گورخواب‌هایی منجر شده است که در گور دخمه‌ها جا خوش کرده اند.

با گذشت حدود شش سال از شناسایی و معرفی این محوطه باستانی از سوی دوستداران میراث فرهنگی و تائید باستانی بودن آن از طرف برخی باستان شناسان و همچنین اداره کل میراث فرهنگی خوزستان، نه این اداره کل اقدام لازم را برای ثبت محوطه انجام داده و نه پژوهشکده باستان شناسی کشور برای بررسی و کاوش در این خصوص دستوری صادر کرده است.

مجتبی گهستونی، فعال انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان در خصوص اهمیت این محوطه تاریخی می گوید: دکتر علی رحمانی، زمین شناس ارشد شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و پژوهشگر برتر این شرکت در سال1391 که تاکنون ژئو سایت‏های نفتی و گازی متعددی را با قابلیت گردشگری شناسایی کرده از مکان قرارگیری گوردخمه‏ها و قبرهای تاریخی پارک کوهساران اهواز به عنوان یک ژئو سایت شگفت انگیز نام برده است. این زمین شناس با دعوت انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا برای بازدید و بررسی این محوطه تاریخی به پارک کوهساران آمد و بعد از مشاهده اعلام کرد، این مکان تاریخی و گردشگری از نظر تقسیم بندی‏ها در گروه آثار زمین شناسی- تاریخی قرار می‏گیرد، زیرا متاثر از شرایط زمین شناسی است و بازگو کننده دوره ای از تاریخ گذشته شهر کهن و تاریخی اهواز است.

دکتر علی رحمانی بیش از 40 کلاس زمین شناسی خود را همراه با دانشجویان در محوطه پارک کوهساران برگزار و عنوان کرد: پارک کوهساران اهواز علاوه بر این‌که یک مجموعه تفریحی، تاریخی و باستانی است یک ژئوسایت کم نظیر زمین شناسی است و از مسئولان مربوطه بخصوص میرات فرهنگی و شهرداری اهواز خواست این مجموعه به طرز صحیح و علمی نگهداری و حفاظت شود.

گهستونی در ادامه سخنانش درخصوص محوطه باستانی پارک کوهساران اهواز گفت: این محوطه یکی از جاذبه هایی است که البته برای بسیاری از افراد ناشناخته مانده است. دیدن محلات، خانه ها، معابر، آدم ها و ماشین ها از بالا و مشاهده شهر از بلندی در روز جلوه خاصی دارد و در شب بسیار باشکوه است .همچنین چشم انداز زیبا، نزدیکی به تپه آسیه آباد و خرابه های شهر هرمز اردشیر، قبرستان سنگی پارک کوهساران بر فراز تپه های منبع آب و مجاورت با رودخانه تمدن ساز کارون از جمله ویژگی‌های است که پارک کوهساران را متمایز از دیگر پارک‌ها کرده و این مجموعه امتیازات، فرصت خوبی است تا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان با همکاری شهرداری اهواز یکی از سایت های تاریخی و گردشگری اهواز را احیا کند.

گهستونی افزود: از نظر من تبدیل محوطه باستانی کوهساران به یک سایت موزه اقدامی دور از ذهن نیست که نیاز به همکاری و همراهی میراث فرهنگی و شهرداری دارد، زیرا تا امروز هزاران گردشگر داخلی و خارجی از این محوطه بازدید کرده اند. احیا و باز زنده سازی سایت موزه پارک کوهساران چون توانمندی های زیادی برای جذب توریست دارد، ضرورت است.

این فعال میراث فرهنگی یادآور شد: منطقه 7 شهرداری اهواز دارای توانمندی‌های زیادی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی دارد، از جمله استقرار دو قبرستان مسیحیان و لهستانی ها در محل میدان بارفروش ها، وجود تپه آسیه آباد، قبرستان سنگی پارک کوهساران بر فراز تپه های منبع آب، مجاورت با رودخانه تمدن ساز کارون، بقعه علی بن مهزیار اهوازی و بناهای دیگر که باید در راستای تأمین زیرساخت‌ها و احیای بافت موجود در این منطقه گام هایی بلند برداشت.

درهر روی باید اذعان کرد اهواز دارای توانمندی های زیادی برای بازدید گردشگران داخلی و خارجی است و باید در راستای تأمین زیرساخت‌ها و احیای بافت موجود در این شهر گام هایی بلند برداشت که در این زمینه نیازمند همکاری شهرداری کلانشهر اهواز، میراث فرهنگی و دوستداران تاریخ و فرهنگ هستیم.

 نویسنده: سورن شیرانی؛ فعال میراث فرهنگی

“آرامش” ناگهان نابود شد/ تخریب سوال برانگیز یک خانه ثبت ملی در خوزستان

۲۴۰ هکتار بافت تاریخی و آجری دزفول در خطر؛

به گزارش خبرگزاری میزان، تخریب سوال برانگیز یک خانه تاریخی در دزفول باز هم زمینه یادآوری وضعیت وخیم میراث فرهنگی در استان خوزستان شده است. خانه آرامش روزهای تعطیل آخر هفته گذشته در حالی تخریب شد که پیشتر قرار بود پس از ساماندهی و مرمت این بنا تبدیل به اقامتگاه بوم گردی شود.

مجتبی گهستونی، عضو انجمن میراث فرهنگی خوزستان در این باره گفت: بزرگترین پرسشی که این روزها بیان می شود چرایی تخریب خانه مرمت شده آرامش (فیروزی) است که میراث فرهنگی آنجا هزینه کرده است. این بنا بر اثر کدام باران نیامده تخریب شده؟ یا بر اساس کدام رانش زمین صورت نگرفته فرو ریخته است؟

وی افزود: محله لوریان که خانه آرامش در آن واقع است یکی از محله‎هایی است که دارای بیشترین اثر تاریخی ثبت‎ملی شده است. معاون میراث فرهنگی کشور مدعی است خطری که این بناهای محله را تهدید می‎کند، فرونشست‎هایی است که به دلیل عبور فاضلاب‎ها و چاه‎ها درحال رخ دادن است، صحت این موضوع نیازمند بررسی است.

گهستونی با فرض صحت فرونشست زمین در این منطقه گفت: حال این پرسش پیش می آید که سازمان میراث فرهنگی از شرکت آب و فاضلاب شهرستان دزفول به خاطر سهل انگاری در ساماندهی فضلاب های شهری شکایت می کند و ادعای فرونشست زمین چطور توسط میراث فرهنگی اثبات می شود؟.

«آرامش» ناگهان نابود شد/ تخریب سوال برانگیز یک خانه ثبت ملی در خوزستان+تصاویر

این فعال میراث فرهنگی با اشاره به روند تخریب خانه های ثبت ملی در خوزستان گفت: تخریب خانه تاریخی آرامش (فیروزی) در 17 اسفند سالروز ثبت بناهای تاریخی دزفول که این بنا هم در فهرست ثبت آثار ملی کشور به ثبت رسیده بود زنگ خطری برای بافت ها و دیگر بناهای با ارزش معماری خوزستان است. تخریب خانه  آرامش در حالی رخ می دهد که به تازگی خانه های تاریخی رئیسی و عسکری در دزفول هم تخریب شده اند. موضوعی که همواره نگران کننده و پرسش بر انگیز است عمدتا انفعال در نتیجه تخریب بناها و محوزه های ثبت ملی شده است.

وی با اهمیت معماری بافت تاریخی دزفول اشاره کرد و گفت: در دزفول با نوعی معماری برخورد می‌کنیم که بر خلاف معماری شهرهای دیگر بر اساس هندسه منضبط و چند ایوان است. از ویژگیهای منحصر به فرد که در معماری سنتی ایران دیده می‌شود و در معماری دزفول نیز به عینه دیده می‌شود. پیوستگی در بافت، ترکیب و اختلاط انجام یافته فضاها، تناسب میان ابعاد فضاها با کارکرد آنها ، محصور بودن فضاهای باز، درونگرایی و همچنین وحدت در عین کثرت بخشی از ویژگی های این بافت تاریخی است.

نماینده مردم دزفول هم یکی از مسئولانی است که نسبت به تخریب این خانه واکنش نشان داده است. عباس پاپی زاده گفت: امروز شاهد تخریب دو منزل که یکی از آنها ثبت ملی نیز بود در بافت قدیم دزفول بودیم، منازلی که بیانگر تاریخ و هویت شهر دزفول هستند. با نگاهی گذرا به بافت کهن و قدیمی دزفول مشاهده خواهیم کرد که بناهایی با قدمت 100 سال و یا بیشتر وجود دارد که بعضا یا ثبت ملی شده اند و یا در شرف ثبت هستند ولی از لحاظ استحکام و ایمنی دچار مشکل و غیر ایمن هستند.

وی گفت: امروز شاهد بودیم که دو منزل مسکونی که ثبت ملی نیز بودند بدلیل عدم استحکام مناسب ریزش کرده و تخریب شدند. از سه سال پیش با توجه به خطرات احتمالی در بافت قدیم جلسات متعددی در وزارت راه و شهر سازی با معاون وزیر محترم برگزار شده و در بحث رسیدگی به بافت فرسوده شهر جلساتی تشکیل گردیده و حتی مصوباتی نیز انجام گرفته است.

پاپی زاده گفت: بارها اخطار هایی به وزارت راه و شهر سازی بعلت نبود ایمنی برخی منازل بافت قدیمی دزفول داده شده و حتی بازدیدهایی از نزدیک توسط هئیت اعزامی آنها صورت گرفته ولی متاسفانه  تذکرات را تاکنون نادیده گرفته که امروز شاهد تخریب دو منزل مسکونی در بافت قدیم شهر بودیم. متاسفانه سازمان میراث فرهنگی بودجه قابل توجهی برای بازسازی و ایمن کردن بافت کهن دزفول که بیانگر پیشینه و قدمت شهر دزفول است تخصیص نمی دهد.

یکصدوپنجاه و چهار اثر ثبتی و بیش از 200 اثر در شرف ثبت در دزفول وجود دارد. در نتیجه بی اهمیتی به آثار تاریخی در خوزستان 240 هکتار بافت تاریخی و آجری دزفول در خطر است و در این استان ضرورت دارد یا پایگاه ملی حفاظت از بافت های تاریخی و یا کمیته پیگیری خانه ها و بناهای تاریخی تشکیل شود.

هشت بنگله اهواز موزه می‌شود

ایران ما گرچه سرزمین آثار و بناهای تاریخی و فرهنگی چند هزارساله است و تمدن و تاریخ این کشور با همین آثار گرانقدرش گره خورده؛ اما آثار و ابنیه‌ای هم در این سرزمین هست که شاید قدمتش از یکی دو قرن تجاوز نکند، اما به دلیل سهم و نقش تاثیرگذاری که در اقتصاد و توسعه زیرساخت‌های کشور داشته‌اند، ارزشی دو چندان یافته و سزاوار حفاظت و نگهداری و به نمایش درآمدن شده‌اند.


از جمله این آثار، ایستگاه‌ها، منازل سازمانی و خطوط قدیمی راه‌آهن ایران است که ارزش تاریخی ـ فرهنگی ـ اقتصادی آنها اکنون به چشم مسئولان هم آمده و بر همین اساس قرار است هشت بنگله شهر اهواز به موزه‌ای از تاریخ راه‌آهن این استان و کشور تبدیل شود.

به گزارش جام‌جم، راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران همچون صنایع نفت و گاز کشور، از قدمتی بیش از صد سال برخوردار است و همین قدمت به تنهایی کافی است تا تمام ابنیه، تجهیزات و اسناد تاریخی‌شان چون میراثی گرانبها تحت مراقبت قرار گیرد و برای آیندگان حفظ و به نمایش گذاشته شود، گرچه نقش و تاثیری که این مجموعه‌ها در گذار ایران از دوران حیات سنتی به دوران کنونی صنعتی و توسعه اقتصادی داشته‌اند، اهمیت و ارزش آنها را دوچندان می‌کند و حفاظت آنها را برای نسل آینده ضروری‌تر. 

وزارت نفت چندسالی است با ایجاد دفتر موزه‌ها و اسناد صنعت نفت در راه تحقق این مهم گام برداشته و با شناسایی آثار صنعت نفت در گوشه‌گوشه ایران در تلاش برای حفظ و مراقبت از این آثار با مرمت و بازسازی و ایجاد موزه از آنهاست. این امر در مجموعه راه‌آهن ایران نیز قابل پیگیری و تحقق است و اتفاقا در همین خصوص اولین موزه راه‌آهن در کشور ابتدای امسال در ایستگاه راه‌آهن زاهدان ایجاد شد و مورد استقبال مسافران این مسیر قرار گرفت. راه‌آهن سیستان و بلوچستان ادامه راه‌آهن هندوستان به شمار می‌رود و از سال 1916میلادی ساخت خط ریلی آن آغاز شده؛ یعنی بیش از صد سال، گرچه قدمت برخی تجهیزات آن مثل جرثقیل حمل زغال سنگ بیش از قدمت خود خط آهن است.

هشت بنگله را نجات دهید

اما راه‌آهن استان خوزستان و برخی شهرهای آن چون اهواز نیز از قدمت زیادی برخوردار است و آثار و بناهای این مجموعه هم درخور حفاظت و مرمت و تبدیل شدن به جاذبه‌های گردشگری. از جمله آثار این مجموعه می‌شود به هشت بنگله (منازل سازمان بنا شده درون یک باغ) شهر اهواز اشاره کرد که قدمت آن به دوران پهلوی اول می‌رسد و شامل چهار ساختمان با معماری زیبا و قدیمی است که در گذشته محل اسکان مدیران راه‌آهن جنوب بوده است. امروز یکی از آنها با تغییر کاربری به رستوران تبدیل شده، دو بنای دیگر هنوز به عنوان منزل مسکونی در اختیار مسئولان راه‌آهن است و یکی از آنها هم از ده سال پیش تخلیه و به حال خود رها شده و درصورت عدم رسیدگی مخروب شده و از بین خواهد رفت. همه این چهار بنا که در اختیار راه‌آهن اهواز است، در فهرست آثار ملی کشور قرار دارند.

وضعیت نامطلوبی که هشت بنگله‌های اهواز دارد، بسیاری از میراث دوستان خوزستان را نگران کرده است، از جمله مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی را که درباره شرایط این بنا به ما می‌گوید: بنای ثبت ملی هشت بنگله اهواز (منازل سازمانی راه آهن) که در مالکیت راه‌آهن جنوب است، اکنون و یک دهه پس از تخلیه ساکنان آن در شرایط نامطوبی به سر می‌برد و روز به روز هم شرایطش بدتر می‌شود.

گهستونی با بیان این‌که این بناها هم ارزش تاریخی دارند و هم به نوعی داستان بخشی از راه‌آهن جنوب را تعریف می‌کنند، تنها راه نجات این بنا را مرمت و تبدیل آن به موزه یا فضای فرهنگی می‌داند و در توضیح پیشنهاد خود می‌افزاید: ساختمان هشت بنگله اهواز به عنوان یکی از مهم‌ترین بناهای شهر اهواز دارای شأن فرهنگی است و با توجه به قرارگیری در زون فرهنگی و محور گردشگری اهواز و همچنین مجاورت با راه‌آهن جنوب در اهواز بهترین تصمیم‌گیری، راه‌اندازی موزه راه‌آهن در آن است.

دغدغه حفظ هشت بنگله باعث شده این فعال میراث‌فرهنگی حتی دیداری هم با مدیرکل راه‌آهن جنوب داشته باشد و پیام میراث دوستان را مبنی بر این‌که این بنا نباید به رستوران، کافی شاپ یا حتی مهمانسرا تبدیل شود را به وی برساند. مدیرکل راه‌آهن هم البته گفته تصمیم به حفظ و مرمت این بنا دارند و خواهان مشارکت اداره میراث فرهنگی خوزستان برای مرمت و ساماندهی آن هستند.

گهستونی یادآور می‌شود تمام بنگله‌های راه آهن اهواز مورد بی‌توجهی قرار گرفته و با این رویه در نهایت تخریب می‌شود؛ درحالی که طبق مصوبه سال 1383 هیات دولت هر ارگان دولتی موظف است یک بنای تاریخی را بخرد و آن را به موزه همان ارگان تبدیل کند، مصوبه‌ای که البته مورد بی‌توجه جدی قرار می‌گیرد.

ما هم دوست داریم موزه شود

عبدالکریم درویش‌زاده، مدیرکل راه‌آهن جنوب اما درخصوص تصمیم راه‌آهن اهواز برای مرمت و تغییر کاربری هشت بنلگه اهواز به جام‌جم می‌گوید: من از همان بدو شروع به کار در سمت مدیرکلی راه‌آهن جنوب، در نامه‌ای به مدیرکل وقت میراث فرهنگی خوزستان درخواست کردم با توجه به ثبت ملی بودن بنای هشت بنگله راه‌آهن جنوب در اهواز برای مرمت آن اقدام بشود که توافق‌هایی هم صورت گرفت، اما هیچ اقدامی برای مرمت این بنا از سوی اداره‌کل میراث فرهنگی انجام نشد، تا این که بحث سرمایه‌گذاری در هشت بنگه و واگذاری آن به بخش خصوصی مطرح و تصمیم به تغییر کاربری بنا گرفته شد.

درویش‌زاده می‌افزاید درهمین خصوص فردی برای تغییر کاربری هشت بنلگه به رستوران مراجعه کرد و تمام مراحل واگذاری بنا تا مرحله انعقاد قرار داد انجام شد، اما در مرحله نهایی شدن قرارداد، (و البته پس از جلسه با اداره کل میراث فرهنگی و تصمیم برای مرمت و حفظ بنا،) راه‌آهن از واگذاری منصرف شد، چراکه

در جلسه با مدیران میراث مقرر شد هزینه بازسازی بنای هشت بنگله تامین شود و مرمت آن به سرانجام برسد.

وی یادآور می‌شود این مهم مورد موافقت مدیران قبلی میراث خوزستان قرار گرفت و حتی هزینه‌ای 800 میلیون تومانی برای آن درنظر گرفته و مقرر شد اعتبار درخواست شده را به اداره‌کل میراث فرهنگی اختصاص بدهند.

درویش‌زاده تاکید می‌کند خواست و اصرار راه‌آهن هم این است که این بنا زیر نظر اداره کل میراث فرهنگی مرمت شود و کاربری متناسب با شان بنا پیدا کند. ضمن این که اکنون کلی اسناد و اقلام داریم که می‌توانیم آنجا را تبدیل به موزه کنیم.

آغاز مرمت بنا از سال آینده

شاید کلام آخر برای این‌که سرانجام هشت بنگله به کجا خواهد رسید را مدیران میراث فرهنگی خوزستان بگویند که البته در یکی دو سال اخیر مدیران مرتب تغییر کرده‌اند.

ایزدی، مدیرکل اداره میراث فرهنگی استان خوزستان که بیش از یک ماه از مدیریت وی در صدر اداره میراث فرهنگی خوزستان نمی‌گذرد، در این باره به جام‌جم می‌گوید در جریان ریز ماجرایی که بر هشت بنگله و قرارو مدارهای مدیران قبلی میراث و راه‌آهن جنوب گذشته، قرار ندارد، اما پیگیری هایش نشان می‌دهد اعتباری که گفته‌شده برای مرمت بنا در نظر گرفته شده، درحد حرف بوده و چیزی روی کاغذ ثبت نشده است.

ایزدی خودش ارزش و اهمیت هشت بنا را وقتی متوجه شده که میراث دوستان خوزستان او را به هشت بنگله برده و بنا را نشانش داده‌اند و وی متوجه زیبایی و ارزش بنا شده است. برای همین خودش پیگیر مرمت آن شده است.

وی به ما می‌گوید در همین زمینه و چند روز پیش، جلسه‌ای با حاجتی، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان خوزستان داشته و نامه‌ای را تقدیم وی کرده و مبلغ یک میلیارد تومان اعتبار خواسته تا مرمت بنا را سال آینده شروع کند.

ایزدی می‌افزاید این نخستین گام وی است و از آنجا که مالکیت بنا با اداره راه‌آهن است، در مرحله بعدی و برای تصمیم‌گیری درخصوص نحوه اداره و مالکیت و همچنین تغییر کاربری مناسب بنا وارد گفت‌وگو با راه‌آهن جنوب خواهد شد و در نهایت هر تصمیمی توسط راه آهن گرفته شود، میراث فرهنگی آماده همکاری و حمایت است.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان هم تاکید می‌کند هشت بنگله قابلیت و ظرفیت موزه شدن را دارد و کار مرمت آن از ابتدای سال آینده و پس از تخصیص اعتبار وعده داده شده، آغاز خواهد شد، گرچه برای مرمت نقشه و طرح لازم است و هنوز هیچ طرحی هم برای مرمت تهیه نشده است.

میراث «بی‌حریم» جنوب

صبا رضایی: میراث‌فرهنگی استان خوزستان بدون حریم حفاظت مانده‌اند. به گفته کارشناسان میراث‌فرهنگی، بیش از ۲۰ هزار اثر تاریخی، بنای باستانی و مکان تاریخی در این استان وجود دارد که ۹۰۰ اثر آن به ثبت ملی رسیده و فقط ۲۱ اثر تاریخی دارای حریم حفاظت است و آثار دیگر به دلیل بودجه کافی حریم حفاظت ندارند.

سازمان‌ها، فعالان بخش خصوصی و حتی کشاورزان در حریم محوطه‌های تاریخی و آثار باستانی استان خوزستان کارشکنی‌های متعددی انجام می‌دهند؛ کارخانه صنعتی احداث می‌کنند، پل می‌زنند، ساختمان‌سازی می‌کنند، کشاورزی می‌کنند و حتی خاک حریم آثار باستانی را به دیگر مناطق منتقل می‌کنند. استان خوزستان یکی از باستانی‌ترین و تاریخی‌ترین استان‌های کشور به شمار می‌رود، اما جای تعجب ندارد اگر بسیاری از مردم کشور از این امر بی‌خبر باشند.
به طور حتم نام چغازنبیل به گوش بسیاری از ایرانیان رسیده است؛ نخستین اثر تاریخی کشور که به ثبت جهانی یونسکو رسید، که البته از آن نیز چنان که باید محافظت نمی‌شود. استان خوزستان یکی از نخستین مناطق کشور است که در آن کشاورزی رونق گرفت و دارای آثار تاریخی متعدد از سکونت بشر است. به طور حتم در صورت توجه و رسیدگی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری این شهر می‌تواند گردشگران بسیاری را به خود جذب کرده و درآمدزایی و اشتغالزایی خوبی به همراه داشته باشد.
این در حالی است که نسبت به بیشتر آثار تاریخی استان خوزستان بی‌توجهی شده و اغلب این آثار فرهنگی نیاز به مرمت دارند.

میراث بدون حریم
نبود حریم حفاظت آثار باستانی یکی از مهم‌ترین مشکلات میراث‌فرهنگی استان خوزستان به شمار می‌رود و در کنار آن نبود بودجه لازم برای تعیین حریم موجب شده تا تلاش‌ها برای تعیین حریم آثار باستانی بی‌نتیجه بماند.
مجتبی گهستونی، فعال میراث‌فرهنگی استان خوزستان به «گسترش تجارت» گفت: مهم‌ترین نکته‌ای که باید در حوزه میراث‌فرهنگی مورد توجه قرار گیرد مرمت و حفاظت از آثار تاریخی است، اما متاسفانه در استان خوزستان به آن توجهی نمی‌شود.
او افزود: یکی از مهم‌ترین عواملی که موجب آسیب وارد شدن به آثار باستانی و بناهای تاریخی می‌شود تعیین نکردن حریم حفاظت این آثار است. میراث‌فرهنگی در تمام شهرهای استان خوزستان به همین دلیل مورد تعرض و مشکلات بسیاری قرار می‌گیرد.
گهستونی در ادامه بیان کرد: بسیاری از نهادهای دولتی و خصوصی برای اجرای پروژه‌های خود در حریم آثار تاریخی از اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان استعلام نمی‌گیرند و زمانی که ناچار به استعلام می‌شوند از لابی‌های مختلف استفاده می‌شود.

خطر حفاری‌های غیرمجاز
وی با اشاره به حفاری‌های غیرمجاز بیان کرد: این حفاری‌ها به طور معمول از سوی قاچاقچیان میراث‌فرهنگی انجام می‌شود. سازمان‌های مختلف پروژه‌های خود را در حریم محوطه‌های باستانی اجرا و کشاورزان نیز در حریم این محوطه‌ها کشت می‌کنند.
گهستونی گفت: یگان حفاظت ویژه میراث‌فرهنگی هم ضعیف عمل می‌کند. به طور کلی نبود حریم حفاظت برای محوطه‌های تاریخی و بناهای باستانی موجب مداخله‌ها و مشکلات بسیاری در این عرصه شده است و از کشاورزان گرفته تا سازمان‌های دولتی همگی به حریم میراث‌فرهنگی تعرض می‌کنند.
او با اشاره به وجود ۲۰ هزار اثر باستانی و محوطه‌های تاریخی دراستان خوزستان اظهار کرد: در این میان فقط ۹۰۰ اثر به ثبت ملی رسیده و کمتر از ۲۰ اثر دارای حریم حفاظت است.

کارشکنی‌های مردم و نهادها
به گفته این کارشناس میراث‌فرهنگی زمانی که اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری از اقدامات کارشکنانه شکایت می‌کند راه به جایی نمی‌برد، چراکه حریم آثار تاریخی و محدوده محوطه‌های تاریخی مشخص نیست و هیچ تابلویی نیز در آن نزدیکی نصب نشده است.
او افزود: در شوش ۲ پروژه صنعتی در حریم هفت‌تپه در حال اجرا است؛ یکی از آنها پروژه توسعه راه‌آهن در حریم میراث‌فرهنگی این شهر و دیگری یک پروژه صنعتی است. سازمان‌ها می‌دانند هفت‌تپه حریم حفاظت نداشته و می‌توانند به راحتی به فعالیت خود ادامه دهند. در ایذه نیز سوله و تاسیسات اداری تاسیس و به حریم و عرصه اشکفت سلمان تعرض کرده‌اند.

گهستونی اظهار کرد: در بسیاری از شهرهای استان خوزستان مانند شوش، شوشتر، اهواز، بهبهان و رامهرمز در حریم میراث‌فرهنگی پروژه‌های برج سازی، پل سازی، جاده‌سازی، آپارتمان‌سازی و ایجاد زیرگذر در حال اجرا هستند. یکی از مشکلات دیگر میراث‌فرهنگی استان خوزستان نبود بودجه لازم برای این بخش است. وی درباره تاثیر توجه به میراث‌فرهنگی استان خوزستان بر درآمدزایی این استان بیان کرد: استان خوزستان دروازه تاریخ و تمدن و در طول تاریخ همواره مرکز رونق کشاورزی بوده است و اکنون با آثار تاریخی که در اختیار دارد می‌تواند گردشگران بسیاری را به خود جذب کند.

گهستونی افزود: چغازنبیل نخستین اثر باستانی ایرانی است که ثبت جهانی شده اما بسترها و شرایط لازم برای استفاده و حفاظت از این بنا فراهم نشده است.
او با اشاره به اینکه خوزستان دارای ظرفیت‌های لازم برای توسعه گردشگری است، اظهار کرد: مردم خوزستان به توسعه گردشگری علاقه‌مند هستند، اما بسترهای لازم برای آن فراهم نیست.

وقتی مدیر دلسوز نداریم
کارشناسان میراث‌فرهنگی نبود مدیر مناسب برای اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان را یک مشکل می‌دانند و معتقدند مدیران این استان هرگز تخصص و دلسوزی لازم را نداشته‌اند.

دولتی مختاران، رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی بهبهان به «گسترش تجارت» گفت: متاسفانه یگان حفاظت ویژه استان خوزستان به خوبی عمل نمی‌کند و اقداماتی مستقل از اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان انجام می‌دهد.

او افزود: به جرات می‌توانم بگویم در ۵۰ سال گذشته اداره‌کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان هرگز مدیر مناسب و کارآمدی نداشته و فرد توانمند، متخصص یا فردی با رشته مرتبط مدیر این اداره در استان نبوده است.

او افزود: مدیری که برای اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان انتخاب می‌شود باید چند اصل را رعایت کند که شامل داشتن انگیزه لازم، علاقه، تجربه، تخصص، شناخت محیط و شناخت کافی از کار و فعالیت خود می‌شود، اما هرگز مدیران میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان چنین ویژگی‌هایی نداشته‌اند. مختاران در ادامه بیان کرد: مدیر این اداره باید به طور مداوم به آثار تاریخی و میراث باستانی استان سرکشی کرده و از شرایط آن مطلع باشد اما مدیران همواره به یک بازدید ساده از دفاتر شهرستان‌ها بسنده می‌کنند.

سخن پایانی
بر اساس شواهد بسیاری از آثار باستانی استان خوزستان تخریب شده‌اند اما نه تنها توجهی به آنها نشده، بلکه به نظر می‌رسد نهادهای مختلف اعم از دولتی و خصوصی به جان این آثار افتاده و در حریم آنها به کشت و زرع و تولید محصولات صنعتی مشغولند؛ حتی ساختمان سازی‌های متعددی نیز در حریم محوطه‌های تاریخی انجام شده است. به نظر می‌رسد مردم علاقه بسیاری به زندگی در حریم میراث‌فرهنگی خود دارند. اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان نیز به دلیل تعیین نکردن حریم حفاظت میراث‌فرهنگی استان خوزستان در صورت شکایت راه به جایی نمی‌برد.

وضعیت وخیم کاوش های غیر مجاز در خوزستان

حفاران غیرمجاز به عرصه ثبت جهانی شوش رسیدند؟ / وضعیت وخیم کاوش های غیر مجاز در خوزستان

خبرگزاری میزان- تصاویر تازه ای از حفاری غیر مجاز در شوش منتشر شده که بیم آن می رود پای حفارات غیر مجاز به محوطه ثبت جهانی شوش باز شده باشد.
تصاویری تازه ای از حفاری های غیرمجاز در شهر شوش منتشر شده که بیم آن می رود این حفاری ها روی عرصه ثبت جهانی شهر شوش صورت گرفته باشد. مدتی است که میراث فرهنگی استان خوزستان دچار بحران شده و مدیران سازمان میراث فرهنگی به جای رسیدگی فوری به وضعیت این استان تنها به تغییر مدیر کل میراث فرهنگی اقدام کرده اند. در حالی که مدت هاست حجم حفاری های غیر مجاز در خوزستان افزایش یافته تاکنون رییس یگان حفاظت میراث فرهنگی حتی یکبار برای بررسی وضعیت به این استان سفر نکرده. روسا و مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی نیز به تازگی تنها برای افتتاح پروژه های خرد گردشگری به شهرهای مختلف سفر می کنند اما کسی پیگیر میراث بحران زده استان خوزستان نیست.

مجتبی گهستونی، فعالی میراث فرهنگی استان خوزستان درباره تصاویر حفاری غیرمجاز به خبرگزاری میزان می گوید: به نظر می رسد این تصاویر بخشی از محوطه های باستانی شوش باشد که متاسفانه بخشی زیادی از آنها فنس کشی نشده است.

وی درباره محل این حفاری های غیر مجاز می گوید: هیچ دور از ذهن نیست که در عرصه صد در صدی ثبت جهانی شهر باستانی شوش هم حفاری غیر مجاز داشته باشیم. این محوطه 400 هکتار وسعت دارد و به راحتی روی آن رفت و آمد صورت می گیرد و حتی برخی موتورسواری می کنند. سر کشی به این محوطه دائمی و مستمر نیست. احشام، موتورها و افراد به راحتی روی محوطه حضور دارند، جایی که گردشگران حضور دارند. هنوز ده ها موتور روی محوطه باستانی شوش موتورسواری می کنند و تپه های باستانی را تبدیل به سکوهای پرش کرده اند.

گهستونی درباره وضعیت حفاری های غیرمجاز در خوزستان می گوید: حفاران غیر مجاز مدت هاست روی تپه های باستانی خوزستان فعالیت گسترده ای دارند و بهشت باستان شناسان ایران موجب خوشحالی حفاران و قاچاقچیان شده است. به طوری که حتی با لودر حفاری غیر مجاز صورت می گیرد.

وی با اشاره به وضعیت یگان حفاظت میراث فرهنگی خوزستان می گوید: حفاری در شوش بسیار است و یکی از دلایل آن اندک بودن نیروهای یگان حفاظت است. محوطه باستانی زیادی در اطراف شوش است و تعداد کم نیروهای یگان حفاظت پاسخگو این شهر نیست.

این فعال میراث فرهنگی با اشاره به نقش مردم در حفظ محوطه ها و بناهای تاریخی می گوید: هرگز در رسانه ملی هیچ هشداری برای حفاری های غیرمجاز نمی دهند و حتی در شهر شوش که یک شهر باستانی است هیچ هشدار و آموزشی وجود ندارد. از سوی دیگر وقتی حضور نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی محسوس نیست و حفاران احساس ترس نمی شود.

وی با اشاره به تخریب هایی که این حفاری ها به دنبال دارد می گوید: اینکه چقدر آثار در این حفاری ها از بین می رود، آثار به کجا می روند، چه چیزهایی کشف می شود یا اینکه چرا این همه فلزیاب در دست افراد است جای سوال دارد.

http://www.mizanonline.com/fa/news/398266/%D8%AD%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D8%B5%D9%87-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%AE%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3

پس از تخریب 23 اثر تاریخی؛ نیرو نداشتیم، خودم نگهبان شدم

مهتاب جودکی - شهروند: نگهبان پتک را برداشت و ٢٣ قطعه تاریخی را خرد کرد. او آثار بازمانده از اشکانیان را مثل سنگ‌های بی‌ارزش تکه‌تکه کرد؛ پای تلفن اعتراف کرد چه بر سر بازمانده‌های میراث ایذه آورده و شبانه پستش را ترک کرد. رئیس اداره میراث فرهنگی وقتی پشت تلفن خبر را از نگهبان شنید، چنان شوکه شد که نیم‌ساعت تمام گریه کرد. ایذه موزه نداشت و آثار در حیاط پایگاه پژوهشی نگهداری می‌شدند.

حالا هشت روز از این اتفاق عجیب گذشته و ایوب سلطانی، رئیس اداره میراث فرهنگی ایذه و پایگاه پژوهشی �آیاپیر� در این مدت خودش شبانه‌روز از آثار نگهبانی كرده. در این مدت از اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان که رئیس‌اش همین دو روز پیش استعفا كرد، هیچ نماینده‌ای به ایذه سر نزده، هیچ واکنشی از طرف مسئولان استانی نشان داده نشده و هیچ‌کس نیامده تا میزان تخریب را بررسی کند. در عوض ایوب سلطانی خودش هیأت مرمت تخت جمشید را به ایذه دعوت کرده تا تکه‌های خرد‌شده درِ سنگی اشکانی و پایه ستون‌ها و نیم‌ستون‌های المیایی و ایلامی را به هم بچسبانند و البته بازخواست شده که چرا این‌قدر زود وارد کار مرمت شده است.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شهر ایذه که همزمان رئیس پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هست، با وقوع این اتفاق به دلیل سنگین‌بودن مسئولیت، مشکلات بسیار میراث فرهنگی ایذه و نبود اعتبارات مورد نیاز و حتی حقوق از سمتش استعفا كرده بود؛ اما با درخواستش موافقت نشد، برای هشتمین روز متوالی خودش به‌عنوان نیروی یگان، از ٢٣ قطعه تاریخی تکه‌تکه‌شده نگهبانی می‌كند. نگهبان خاطی یکی از پنج نیروی یگان حفاظت شهر ایذه بود، روز اول متواری شد و حالا چند روزی است به دادگاه می‌رود.
آقای سلطانی نیرویی که از اساس برای مراقبت از میراث تاریخی نگهبانی می‌داد، دست به این کار زد. مسأله حقوق در میان بود؟ بعد از اتفاق درباره مشکلات اعصاب و روان این نگهبان هم صحبت‌هایی شده؛ فکر می‌کنید دلیل اتفاق چه بود؟
واقعا برای ما هم روشن نیست؛ ابدا بحث حقوقش مطرح نبود. همیشه حقوقش را به موقع می‌گرفت، درست سر هر ماه. من هیچ‌‌وقت قرص و داروی اعصاب دست او ندیدم. درباره مشکلات عصبی‌اش هم همین روزها چیزهایی شنیده‌ام. نمی‌دانم چرا چنین کاری کرده. گمان کنم مواد صنعتي استفاده كرده، البته این یک حدس است.
در این مدت رفتار غیر عادی از او ندیدید؟
او از ١١‌سال پیش در استخدام اداره میراث فرهنگی بود و من در حدود دو ‌سال پیش به این‌جا آمدم. در این مدت هیچ رفتار عجیبی از او ندیده بودم. هر کسی به این‌جا آمده، به خوب بودن برخوردش اعتراف کرده؛ واقعا هنوز شوکه‌ایم.
چطور متوجه شدید که نگهبان این تخریب را انجام داده؟
رفته بودم اهواز که شب زنگ زد و گفت خودش همه آثار آیاپیر را تخریب کرده است.
درباره این تخریب اقدام قضائی انجام شده؟
موضوع را همان وقت با بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی در میان گذاشتم و شکایت تنظیم و تقدیم مقامات قضائی شد. روز شنبه و یکشنبه بازجویی شد. یک‌بار گفت من بودم و یک‌بار گفت من نبودم؛ حرف‌هایش ضدونقیض است.
آثاری که در حیاط �آیاپیر� نگهداری می‌شوند، چند قطعه‌اند؟ مرمتشان به کجا رسیده؟
٤٨ ساعت پس از اتفاق هیأت مرمت پایگاه جهانی تخت جمشید که از دوستانم هستند را به ایذه دعوت کردم. چهار- پنج روزی است که آنها بشدت درگیرند. شکر خدا کار خوب پیش‌ رفته است. آثاری که خیلی برای ما اهمیت داشتند در اولویت مرمت قرار گرفتند: ٣پایه ستون، ٢ تا نیم‌ستون، با یک در سنگی اشکانی. این آثار که الیمایی و اشکانی‌اند مرمت شدند. جز اینها چند‌ هاون، بام غلتان، دست‌ساب و سنگ آسیاب و یک شیر سنگی متعلق به پهلوی اول هم زیر ضربه‌های پتک خرد شدند. اینها بازمانده‌های عصر صفوی تا دوره اسلام بودند که در اولویت دوم مرمت قرار دارند؛ در حال حاضر ٩٠‌درصد کار مرمت پیش رفته است.
وقتی نگهبان با شما تماس گرفت و اعتراف کرد، واکنشتان چه بود؟
شوکه شدم؛ گوشی را قطع کردم و مثل زمانی که پدرم به رحمت خدا رفت، گریه کردم. این آثار اسناد هویت ما ایرانیان بود که زیر پتک خرد شد. یادم نیست آخرین بار کِی تا این حد متأثر شده بودم.
و حالا نگهبان دیگری گذاشته‌اید؟
خودم نگهبانی می‌دهم. نیرویی نداریم. مشکل همین‌جاست. ایذه با ٢٧‌هزار کیلومتر مربع وسعت، گستره بزرگی از تاریخ و طبیعت را در خود جای داده است اما با این وسعت تنها ٥ نیرو داشتیم. هنوز نيروي مراقب در اختيار پايگاه قرار نگرفته و من براي هشتمين روز پياپي به صورت شبانه‌روزي در حال مراقبت هستم. برخلاف تماس‌هاي مكرر، يگان حفاظت همچنان از تامين حفاظت پايگاه سرباز مي‌زند.
یعنی با رفتن این نگهبان تعداد به چهار نفر رسیده است؟
بله، دیگر حاضر نیستیم او را به‌عنوان نیروی حفاظت بپذیریم. تعداد نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی ایذه خیلی بیشتر از اینها بود. حدود ١٢نیرو داشتیم که دو نفرشان تصادف کردند، دو نفر به مرگ طبیعی مردند، یکی دو نفر هم به دلیل تخلفات اداری اخراج شدند. از چهار نفر نیروی باقیمانده یکی نارسایی کبد دارد، یکی ٧٠‌درصد نابیناست و یکی دیگرشان توانایی حرکت چندانی ندارد. آقای فرجی باستان‌شناس اداره ما شب‌ها لباس یگان حفاظت می‌پوشد و همراه من برای گشت می‌آید. در این شرایط نیروی جایگزین نداریم؛ برای همین خودم نگهبانی می‌دهم.
مسأله نیروی انسانی برای اداره کل هم کمتر مسأله بوده؛ اخیرا رئیس اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان هم در نشستی خبری به �شهروند� گفته بود که قرار نیست برای افزایش نیروی یگان اقدامی بشود. افزایش نیرو یک طرف و انتخاب نیروهای شایسته یک طرف. آیا کسی مثل نگهبان متخلف که حالا به هر دلیلی مرتکب این تخریب شده، در زمان استخدام برای حفاظت از میراثی که متعلق به تمام مردم ایران است، به درستی سنجش می‌شود؟
این موضوع هیچ‌وقت برای سازمان دغدغه نبوده که حالا با این رویداد مطرح شود؛ باید واقع‌بین بود، میراث فرهنگی در سطح کلان دچار چالش است و هیچ نگاهی در این ساختار به حوزه میراث نبوده است. هم و غم همه شده است �گردشگری� و این حوزه زمینه شوآف‌ها و برنامه‌های نمایشی مدیران شده است. این وسط میراث فرهنگی فرزندی است که کج‌دار و مریز به حیاتش ادامه می‌دهد. پرسش‌ها برای استخدام نیروها در آزمون گزینش مطمئنا درباره ایران‌دوستی و علاقه به فرهنگ و تمدن نبوده و همیشه همین‌طور است. از نیروهایی که قرار است از تاریخ و تمدن این مرز و بوم حفاظت کنند و این مسئولیت سنگین را به گردن بگیرند، فقط درباره مسائل دینی می‌پرسند نه ذره‌ای از ابعاد حرفه‌ای این کار.
واکنش سازمان میراث فرهنگی به تخریب آثار چه بود؟
بازخواست کردند که چرا با این سرعت عمل وارد بحث مرمت شده‌اید. گفتند باید صبر می‌کردید تا سیستم قضائی وارد مسأله بشود؛ اما کسی نیست که بگوید اگر قرار بود این تکه‌های شکسته را رها می‌کردیم، مثل چند پازل هزاران تکه‌ای می‌شد که جدا‌کردنشان از هم اصلا آسان نبود. اشیا را در حیاط پایگاه خرد کرده بود، نمی‌توانستیم به حال خودشان رها کنیم. بعضی آثار مثل درِ اشکانی ٣٠٠ تکه شده بود. مجبور شدیم با آن میزان پراکندگی زودتر مرمتشان کنیم.
چرا اشیای اشکانی و الیمایی با این تاریخ در حیاط نگهداری می‌شوند؟
ایذه با این گستره تاریخ و این همه آثار هنوز موزه ندارد. شاید اگر موزه داشتیم این اتفاق نمی‌افتاد. خوشبختانه اتفاق خوب بعد از مدت‌ها این است که ساختمانی برای موزه در نظر گرفته‌ایم و بخش زیادی از کار انجام شده است. اداره میراث فرهنگی ایذه به مدت ٢٧‌سال در فضایی استیجاری بود و در تمام این سال‌ها از ماهی ٥٠٠ تومان تا ٧٢٥‌هزار تومان هزینه کرایه می‌داد. وقتی نزدیک دو‌ سال پیش به این‌جا آمدم، ساختمان رو‌به‌روی اداره میراث را گرفتیم و قرار است بخشی از آن به موزه باستان‌شناسی ایذه تبدیل شود. امسال ٥٠٠‌میلیون تومان اعتبار از محل اعتبارات سازمان برنامه و بودجه استانی برای تکمیل موزه دریافت کردیم و قرارداد این موزه اگر زودتر بسته شود، تا سه ماه دیگر موزه خواهیم داشت. طراحی محتوایی موزه انجام شده و فقط دکوراسیون و ساماندهی محوطه باقی مانده است.
معاون میراث فرهنگی استان یا کارشناس اداره‌کل برای بررسی موضوع به ایذه نیامدند؟
خیر؛ نیامدند.
دلیل استعفایتان چه بود؟
تمام اتفاقات اداره میراث فرهنگی در شهر ایذه و ضعف نیرو، کمبود امکانات لجستیکی و مالی. من همزمان مسئول پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هستم و ما در اداره بشدت در مضیقه‌ایم. خود من ماه‌هاست حقوق نگرفته‌ام و در نبود اعتبارات برای اداره، چاره‌ای ندارم جز این‌که خودم هزینه کنم. این‌که آدم فقط پز مدیریتی داشته باشد که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. باید امکاناتی برای پاسخگویی به تعهدات مدیریتی داشته باشیم؛ اما درنهایت با استعفایم موافقت نشد.
برای مرمت آثار چقدر هزینه کرده‌اید؟
هزینه مرمت آثار تا امروز ٨‌میلیون تومان شده است. هیأت مرمت که از دوستان من هستند، با هزینه شخصی خودشان از تخت جمشید تا این‌جا آمده‌اند و علاوه بر ابزار و موادی که برای مرمت به کار گرفتند باید حقوق و کرایه‌شان را هم در نظر گرفت.
اگر برخورد قضائی درستی با خاطی نشود، احتمال تکرار اتفاق وجود دارد؛ فکر نمی‌کنید این‌طور باشد؟
همین طور است. من نگران عواقب اجتماعی پس از این اتفاق هستم. به لحاظ مدیریتی دچار چالش هستیم. میراث فرهنگی دچار خلأهای قانونی و حفاظتی است. از طرف دیگر از لحاظ اجتماعی هم برای اعمال قانون محدودیت‌هایی داریم. باید در این‌باره تصمیم درستی گرفته شود. یکی از کارشناسان منتقد می‌گفت باید برای نگهبان، یک مراقب دیگر هم گذاشت؛ اما مگر می‌شود؟ منتظر تصمیم دادگاه هستیم. او پای تلفن اعتراف کرد و پس از اتفاق مدتی متواری شد اما از لحاظ قانونی اتهام او هنوز اثبات نشده است؛ با این همه نگهبان خاطی دیگر در این اداره پذیرفته نمی‌شود.
�این یک تخریب معمولی نیست�
حالا در این شرایط مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن تاریانا خوزستان معتقد است که اتفاق افتاده، یک تخریب معمولی نیست. او تأکید می‌کند که �تخریب از سوی کسی اتفاق افتاد که باید از آثار مراقبت می‌کرد و ٢٣ اثر الیمایی تا دوره اسلامی تکه تکه شد. ایذه موزه رو باز نقش برجسته و سنگ‌نگاره‌هاست و باید درباره تکرار اتفاق نگران بود.�
این کنشگر میراث فرهنگی خوزستان لازم می‌داند که اتفاق از جنبه‌های مختلف بررسی شود؛ او با پرسیدن این سوال که چرا یک نگهبان مرتکب چنین خطایی شده، می‌گوید: �توجه به مسائل روحی و روانی پرسنل میراث فرهنگی هر منطقه اهمیت پیدا می‌کند. او ٢٣ قطعه الیمایی، ایلامی تا اسلامی را تخریب کرده است. اینها اشیای مهمی بوده که در کاو‌ش‌ها به دست آمده و از حفاران غیرمجاز گرفته شده و در حالی‌که ایذه هیچ موزه‌ای ندارد، در حیاط پایگاه پژوهشی آیاپیر نگهداری می‌شدند.�
فعالان میراث فرهنگی بارها و بارها درباره وضع آثار تاریخی در ادارات هشدار داده‌اند، مثل گهستونی که می‌گوید: �همه ادارات شهرستان‌ها دو سه سالی است که تنخواه دریافت نکرده‌اند. بیشتر مدیران شهرستانی در مدت مسئولیت‌شان از ٥ تا ٣٠‌میلیون تومان شخصا برای میراث فرهنگی هزینه کرده‌اند و با این‌که سند این پرداختی‌ها را به اداره کل داده‌اند، هنوز پرداخت نشده است. این رویه نابسامانی است که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را به خطر می‌اندازد. اگر میراث در این قضیه و قضایای مشابه برخورد بی‌تفاوتی داشته باشد، احتمال تکرار چنین کاری بالاست.�

جولان بی‌شمار حفاران غیرمجاز در محوطه‌های باستانی خوزستان

مجتبی گهستونی - دبیر انجمن دوست‌داران میراث فرهنگی تاریانا

خوزستان را سال‌هاست بهشت باستان شناسان می‌نامند، اما باستان شناسان حالا در خوزستان رقبای جدی و مصمم تری دارند؛ قاچاقچیان و حفاران غیرمجاز. حفاران غیرمجاز روی تپه‌های باستانی خوزستان ویراژ می‌دهند؛ گاهی سوار بر لودر و گاهی پیاده. پروایی هم ندارند که گهگاه حضور خود را با عکس‌های یادگاری ثبت و عمومی کنند.

«حفاران بخش خصوصی» لقب طنزی است که برخی خوزستانی‌ها به قاچاقچیان و حفاران تپه‌های باستانی داده‌اند. حالا بسیاری نگرانند که خوزستان به بهشت حفاران غیرمجاز تبدیل شود؛ حفارانی که گویا ابایی از فعالیت خود ندارند.

حفاری‌ها در منطقه شوش استان خوزستان بتازگی وارد فاز عجیبی شده است. براساس گزارش فعالان و دوستداران میراث فرهنگی، بخش عظیمی از زمین‌های روستای صالح مشحوت در این شهرستان چندی است با کاربری کشاورزی تصاحب شده و صاحبان (و به اصطلاح زارعان جدید) در حال حفاری‌های گسترده در این اراضی هستند. تصاویر رسیده به انجمن تاریانا نیز حکایت از حفاری آزادانه در این منطقه دارد. گزارش شده بیش از 35 هکتار از زمین‌های این منطقه ارزش میراثی دارد و حفاران روزانه و بدون واهمه در حال حفاری هستند. این حفاران حتی تصاویری از حضور خود را در منطقه نیز ثبت کرده‌اند.

تصاویر نشان‌دهنده حجم بالایی از حفره‌های ایجاد شده در منطقه است که گویا بسیاری از آنها شامل آثار و اشیای تاریخی نیز بوده‌اند.

با این حال هنوز هیچ گونه برخوردی با این اتفاق تلخ چه در سطح این شهرستان و چه سایر نقاط استان صورت نگرفته است. این نخستین‌بار نیست که با چنین حجمی از حفاری‌های غیرمجاز درخوزستان روبه رو می‌شویم؛ اتفاقی که بارها تکرار شده و همچنان ادامه دارد.

گستره وسیعی از محوطه باستانی مگرنات نیز در شوش مورد تجاوز و حفاری بی امان سودجویان و قاچاقچیان قرار گرفته است.

مشاهدات افراد مختلف بومی و غیربومی حکایت از وجود صدها حفاری غیرمجاز در این منطقه دارد که اتفاقا تعجب و حیرت بازدیدکنندگان این محوطه تاریخی را نیز برانگیخته است. همه این حفاری‌ها و تجاوزات درحالی صورت می‌گیرد که بسیاری از محوطه‌های باستانی شوش ثبت ملی شده و حفاری در آنها عملی مجرمانه به شمار می‌رود، با این حال این مناطق همچنان مورد هجوم سودجویان است و پایش و حفاظت از این محوطه‌های تاریخی با مشکلات اساسی دست و پنجه نرم می‌کند.

شوش با وجود گستردگی بی‌نظیرش فقط چهار نیروی یگان حفاظت دارد و امکانات این یگان برای حمل و نقل و جابه‌جایی اشیای مکشوفه بسیار اندک و نگران‌کننده است؛ وضعیتی که این سوال را سبب می‌شود که سرنوشت اشیای کشف شده در آن محوطه باستانی چه می‌شود؟ و بررسی کارشناسانه وسعت حفاری‌ها و تخریب‌های انجام شده چه سازوکاری دارد؟

یگان حفاظت میراث فرهنگی سال‌هاست با کم توجهی مواجه شده و نداشتن نیروی کافی و امکانات لازم باعث شده این یگان توانایی برخورد قاطع با حفاران غیرمجاز را نداشته باشد. از سوی دیگر قانون در برخورد با حفاران نیاز به بازنگری و تشدید مجازات‌ها دارد. حفارانی که نه تنها آثار تاریخی و ارزشمند کشور را به جهت سودجویی شخصی قاچاق می‌کنند که فعالیتشان در محوطه‌های تاریخی و باستانی نیز باعث برهم خوردن نظم و از بین رفتن ارزش پژوهشی این مناطق می‌شود.

تقویت یگان حفاظت ضامن امنیت محوطه‌های باستانی

مجتبی گهستونی / روزنامه آسمان آبی 
تصاویر تازه‌ای از حفاری‌های غیرمجاز در شهر شوش منتشر شده است که بیم آن می‌رود این حفاری‌ها روی عرصه ثبت جهانی آن صورت گرفته باشد. مدتی است میراث فرهنگی استان خوزستان دچار بحران شده است؛ حجم حفاری‌های غیرمجاز در خوزستان افزایش یافته و تاکنون رئیس یگان حفاظت میراث فرهنگی حتی یک‌‌بار هم برای بررسی وضعیت به این استان سفر نکرده است.

رؤسا و مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی نیز به‌تازگی تنها برای افتتاح پروژه‌های خرد گردشگری به شهرهای مختلف سفر می‌کنند، اما کسی پیگیر میراث بحران‌زده استان خوزستان نیست.هیچ دور از ذهن نیست که در عرصه ثبت جهانی شهر باستانی شوش هم حفاری غیرمجاز داشته باشیم. این محوطه 400 هکتار وسعت دارد و به‌راحتی روی آن رفت‌وآمد می‌شود و حتی برخی آن‌جا موتورسواری می‌کنند. سرکشی به این محوطه دائمی و مستمر نیست. احشام، موتورها و افراد روی محوطه دیده می‌شوند؛ جایی که گردشگران حضور دارند. ده‌ها موتورسوار روی محوطه باستانی شوش موتورسواری می‌کنند و تپه‌های باستانی را به سکوهای پرش تبدیل کرده‌اند.
حفاران غیرمجاز مدت‌هاست روی تپه‌های باستانی خوزستان فعالیت گسترده‌ای دارند و بهشت باستان‌شناسان ایران اسباب خوشحالی حفاران و قاچاقچیان را فراهم کرده است؛ به‌طوری‌که حتی با لودر حفاری غیرمجاز صورت می‌گیرد. حفاری در شوش بسیار انجام می‌شود و یکی از دلایل آن به اندک بودن نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی برمی‌گردد. محوطه‌های باستانی فراوانی اطراف شوش وجود دارد و تعداد کم نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی پاسخگوی محوطه‌های باستانی آن نیست.

همیشه معتقد بوده و هستم اگر بیماری در وضعیتی وخیم به سر می‌برد، وظیفه ذاتی و اخلاقی و عرفی پزشک و کادر درمانی و مکانی که بیمار در آن بستری است حکم می‌کند اقدامات لازم را برای بهبود او انجام دهند. وقتی انواع خرابی در لوله‌ها و انشعابات به شرکت گاز گزارش می‌شود، فورا کارشناسان خود را به محل اعزام می‌کند تا انفجاری رخ ندهد؛ آن‌ها برای رفع عیب کوشش می‌کنند. بخش تعمیرات آب هم وقتی مکانی نشتی پیدا می‌کند برای این‌که شهر و روستا را سیل نبرد به وظیفه ذاتی خود عمل می‌کند، امداد خودرو، آتش‌نشانی، منابع طبیعی و محیط زیست هم به همین ترتیب، اما وقتی یک محوطه باستانی مورد تعرض قرار می‌گیرد و با انواع بلاها مواجه می‌شود، برای حل مشکل چه اقدامی صورت می‌گیرد؟ اگر یگان حفاظت میراث فرهنگی و حتی معاونت میراث ‌فرهنگی را در سطح کلان و استانی، اورژانس فرض کنیم، برای محوطه‌ها و بناهای مورد تعرض چه اقدامات حفاظتی و بررسی و شناسایی انجام می‌دهند؟ چقدر درباره آن پژوهش می‌کنند؟ در این‌باره چراهای فراوانی می‌توان مطرح کرد.
به‌طور کلی معتقدم نگاه اورژانسی به میراث فرهنگی وجود ندارد و سازمان میراث ‌فرهنگی فاقد اورژانس میراث فرهنگی است. یگان حفاظت میراث ‌فرهنگی هم صلاحیت لازم را برای ایفای نقش واقعی اورژانس ندارد. چرا صلاحیت ندارد؟ چون نیرو و امکانات کافی و کارشناسِ لازم در اختیارش نیست. برای این‌که ملموس‌تر سخن بگویم به ذکر مثال‌هایی بسنده می‌کنم. چندی پیش در شهر بهبهان با خانه‌ای به نام اخوان مواجه شدم که در مالکیت اداره کل میراث ‌فرهنگی خوزستان بود. مردم محله تا گروه عکاس و خبرنگار ما را دیدند شروع به گلایه کردند. آن‌ها از این‌که هر لحظه ممکن است خانه اخوان بر سر اهل محل و عابران آوار شود، شکایت داشتند. تا خودمان داخل و بیرون خانه را از نزدیک ندیدیم و لمس نکردیم و گواه به ناپایداری بنا ندادیم، باورمان نمی‌شد.

واقعا چرا بنایی چنین باشکوه باید به این وضع فاجعه‌بار دچار شود؟ اهل محل یک پرسش اساسی داشتند؛‌ آن‌ها می‌گفتند چرا وقتی چنین ملکی خریداری می‌شود و در تملک دولت درمی‌آید چاره‌ای برای مرمت و استفاده از آن اندیشیده نمی‌شود؟ آیا منتظرند بنا فروبریزد و بعد بگویند حالا که اصل بنا از دست رفته، زمین آن ارزش دارد و بعد دست به کار شوند؟ بی‌شک از این قبیل بناها بسیار می‌توان نام برد؛ مثلا در اهواز محوطه‌ای باستانی به نام آسیه‌آباد وجود دارد که در ارزش باستانی آن هیچ شکی نیست، اما چرا هر قدر از پرمخاطره بودن و تعرض به آن محوطه سخن گفته می‌شود، هیچ نگاه اورژانسی میراثی به آن نمی‌شود تا در دستور ساماندهی و نجات‌بخشی قرار گیرد؟ چرا چنین محوطه‌ای ثبت ملی نمی‌شود؟ چرا حتی کارشناسان دوستدار میراث فرهنگی هیچ‌گونه سندی دال بر ثبت ملی شدن و حفاظت آن در دست ندارند؟

اگر یگان حفاظت و درنهایت معاونت میراث فرهنگی صلاحیت عنوان اورژانس میراث را دارند، مانع نصب دکل، ساخت جاده، مغازه و آپارتمان دقیقا روی عرصه تپه نمی‌شوند؟ کوتاه سخن این‌که مشت نمونه خروار است و مثال‌ها از بی‌توجهی بسیار. باید برای حفاظت از محوطه‌ها، بناها و اشیای تاریخی تدبیر ملی شود.

اورژانس میراثی

مجتبی گهستونی: همیشه معتقد بودم و هستم که اگر بیماری در وضعیت وخیمی به سر می‌برد، وظیفه ذاتی و اخلاقی و عرفی پزشک و کادر درمانی و مکانی که آن بیمار بستری است حکم می‌کند که اقدام لازم برای بهبود یافتن فرد بیمار صورت بگیرد. به شرکت گاز هم وقتی انواع خرابی گاز گزارش می‌شود، فورا انواع کارشناسان خود را به محل اعزام می‌کند تا انفجاری رخ ندهد. آنها کوشش می‌کنند تا رفع عیب کنند. بخش تعمیرات آب هم وقتی مکانی نشتی آب پیدا می‌کند برای اینکه شهر و روستا را سیل نبرد به وظیفه ذاتی خود عمل می‌کند. امداد خودرو، آتش‌نشانی، منابع طبیعی و محیط‌زیست هم به همین ترتیب. 

اما وقتی یک محوطه باستانی مورد تعرض قرار می‌گیرد و با انواع بلاها مواجه می‌‌شود، درباره آن مشکل به‌وجود آمده با چه اقدامی روبه‌رو می‌‌شود؟ اگر یگان حفاظت میراث فرهنگی و حتی معاونت میراث‌فرهنگی را چه در سطح کلان و استانی، اورژانس فرض بگیریم برای آن دسته از محوطه‌‌ها و بناها که مورد تعرض قرار گرفته‌اند و درحال آسیب بیشتر هستند چقدر اقدامات حفاظتی صورت می‌دهند؟ چقدر بررسی شناسایی انجام می‌دهند؟ چقدر درباره آن پژوهش می‌کنند؟ در این‌باره چراهای فراوان می‌توان مطرح کرد.

به طور کلی معتقدم در بسیاری از موارد نگاه اورژانسی به میراث فرهنگی وجود ندارد و سازمان میراث‌فرهنگی فاقد اورژانس میراث‌فرهنگی است. یگان حفاظت میراث‌فرهنگی هم صلاحیت لازم را برای اینکه نقش واقعی آن اورژانس را بازی کند ندارد. اما چرا صلاحیت ندارد؟ چون هم نیروی کافی در اختیار ندارد هم کارشناس لازم را ندارد و هم اینکه با توجه به ماهیت کار خود امکانات لازم را در اختیار ندارد.

برای اینکه ملموس‌‌تر سخن بگویم به ذکر مواردی به‌عنوان مثال بسنده می‌کنم. چندی پیش در شهر بهبهان با خانه‌ای به نام اخوان مواجه شدم که در مالکیت اداره کل میراث ‌فرهنگی خوزستان بود. مردم محله تا گروه عکاس و خبرنگار ما را دیدند شروع به سخن کردند. نه از سر خوشحالی بلکه از دریچه گلایه ما را شرمنده خود کردند. آنها از اینکه هر لحظه ممکن است خانه اخوان، آواری بر سر اهل محل و عابران شود فریاد می‌‌زدند. تا خودمان داخل و بیرون خانه را از نزدیک ندیدیم و لمس نکردیم و گواه به ناپایداری بنا ندادیم باورمان نمی‌شد. واقعا چرا بنایی به این باشکوهی باید وضع فاجعه‌ای داشته باشد؟ اهل محل یک پرسش اساسی داشتند. می‌گفتند چرا وقتی چنین ملکی خریداری می‌شود و در تملک دولت در می‌آید چاره‌‌ای برای مرمت و استفاده از آن نمی‌کنند؟ آیا به فکر این هستند که بنا فرو بریزد و بعد بگویند حالا که اصل بنا از دست رفته پس زمین آن بنا ارزش دارد و بعدش دست به کسب‌وکار دیگری بزنند؟ بی‌شک از این دست بناها بسیار می‌توان نام برد. مثلا در اهواز محوطه‌‌ای باستانی به نام آسیه‌‌آباد وجود دارد که در باستانی و با ارزش بودن آن هیچ شک و شبه‌ای وجود ندارد.

اما چرا هر چقدر از پرمخاطره بودن و تعرض در آن محوطه سخن گفته می‌شود هیچ نگاه اورژانسی میراثی به آن محوطه صورت نمی‌گیرد تا در دستور ساماندهی و نجات بخشی قرار گیرد؟ چرا چنین محوطه‌ای ثبت ملی نمی‌شود؟ اگر دارد بر‌اساس کدام پرونده، شماره و آدرس؟ چرا حتی کارشناسان دوستدار میراث فرهنگی از وجود هرگونه سندی که دال بر ثبت ملی شدن و حفاظت کند در دست ندارند؟ اگر یگان حفاظت و در نهایت معاونت میراث فرهنگی صلاحیت برخورداری از عنوان اورژانس میراث را دارند مانع نصب دکل، ساخت جاده، مغازه و آپارتمان دقیقا روی عرصه تپه نشدند؟ کوتاه سخن اینکه مشت نمونه خروار است و مثال‌‌ها از بی‌توجهی، بسیار. پیشنهاد اینکه باید برای حفاظت از محوطه‌ها، بناها و اشیا تاریخی تدبیر ملی صورت گیرد.