خوزستان در کشاکش سیلاب و گرد و غبار/ سیلاب، حقابه‌ کارون است

خوزستان سیلاب

سیلاب اخیر برای خوزستانی‌ها اشک و لبخند آورد. ناراحتی از خسارت‌هایی که به مردم وارد آمد و شادی تماشای کارون پرخروش، حالا مقدمه‌ای است برای میزبانی از ریزگردهایی که آرام آرام فرامی‌رسند.

سرزمین آب و آفتاب هنوز از خسارت سیلاب‌های اخیر کمر راست نکرده که آرام آرام باید آماده‌ی مهمان هر ساله شود: ریزگردها. مردم این خطه‌ی ارزشمند کشور بیشترین زیان را از تغییرات اقلیمی دیده‌اند و با وجود این هنوز هم بیشترین تهدید طرح‌های انتقال آب و سدسازی متوجه این استان است.

 

خوزستان تشنه است و با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارد

اظهار نظر تازه استاندار یزد درباره انتقال آب از سرشاخه های کارون به یزد موجب رنجش اقشار مختلف مردم خوزستان شده است.

یک فعال محیط زیست ساکن خوزستان در این باره به خبرنگار مهر می‌گوید: موضوع بحران کم آبی در خوزستان جدی است و سیلاب اخیر در خوزستان نشانه‌ای برای پر آبی خوزستان نیست. وقتی طی روزهای گذشته محدودیت کشت در بخش‌هایی از خوزستان به مانند دیگر فصول سال اعلام می‌شود یعنی اینکه خوزستان تشنه است و با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارد.

مجتبی گهستونی تصریح می‌کند: خسارت‌های جبران‌ناپذیر ناشی از فعالیت‌های ناصحیح بر منابع آبی کشور باعث شده تا حیات خوزستان با خطر مواجه شود. مردم خوزستان که همواره حافظ منافع ملی بوده‌اند و در مدت هشت سال جنگ تحمیلی متحمل خسارت‌های سنگین روحی، روانی و جسمی شده‌اند می‌گویند آیا نابودی خوزستان و به تاراج رفتن کارون را می‌خواهند با چهار طرح انتقال آب بیرگان از منطقه کوهرنگ، بهشت آباد از منطقه اردل، سبزه کوه از منطقه چغاخور و ونک در منطقه لردگان به یزد تکمیل کنند؟

به گفته وی در نتیجه همین طرح‌های خطرناک انتقال آب بین‌حوزه‌ای و سدسازی‌‌ها است که امروز شاهد نابودی و آلودگی اکوسیستم‌ها و برهم خوردن تعادل اکولوژیک اقلیمی هستیم.

گهستونی تأکید می‌کند: همه آنهایی که فکر می کنند اصرار مردم خوزستان به جلوگیری از انتقال آب از سرشاخه های کارون فقط برای بقای مردم خوزستان است سخت در اشتباه هستند چون اگر این حساسیت درباره کارون و سایر رودخانه های خوزستان وجود نداشته باشد علاوه بر اینکه خوزستان نابود می شود کل سیستم کشور دچار نابودی می شود. اگر رودخانه های کارون، دز، مارون و کرخه توسط مردم و فعالان محیط زیست خوزستان و سایر استانها نگاهبانی نشود به وجود آمدن هر مشکل دیگری در اکوسیستم‌ خوزستان و خسارت های بعدی آن برای کل کشور خواهد بود.

 

برای مردم خوزستان منشأ داخلی یا خارجی ریزگردها تفاوتی ندارد

خشکیدن بیش از یک‌صد رود کشور و خشک شدن دریاچه‌های ارومیه، حوض سلطان، بختگان و خشکیدن بخش هایی از تالاب‌های جازموریان، گاوخونی، انزلی و شادگان پیامد اجرای طرح‌هایی است که برای توسعه صنایع ناسازگار و مصارف نامولد و پرمصرف و بدون در نظر گرفتن پیامدهای حقیقی بر مردم و جوامع بومی ساخته و اجرا شده‌اند. مهم‌ترین راهکارها برای مهار کانون‌های داخلی ریزگرد مانع شدن از انتقال آب سر‌شاخه‌های رودخانه‌ها و احیای عرصه‌های طبیعی تخریب‌شده مانند تالاب‌ها، مناطق مرطوب و مراتع است. انتقال آب کارون از ۱۷ سرشاخه کارون بزرگ که شامل رودخانه دز هم می شود باعث شده تا انتقال ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب از سال ۱۳۳۲ از طریق تونل کوهرنگ یک، ۲۵۰ میلیون متر مکعب از سال ۶۷ از طریق کوهرنگ دو، ۱۲۰ میلیون متر مکعب از چشمه لنگان و ۴۰ میلیون متر مکعب از خدنگستان، ضمن کاهش دبی رودخانه ها، کم شدن حجم مخزن دریاچه ها و ممنوعیت بسیاری از کشت ها، باعث گسترش ریزگردها با منشا داخلی شود.

گهستونی می‌گوید: برای مردم خوزستان فرقی نمی کند که این ریزگردها که مرگ تدریجی مردم خوزستان را رقم می زند منشا داخلی یا خارجی دارند. اکنون ۴۰۰ هزار هکتار از اراضی مرغوب و حاصل‌خیز دشت خوزستان در نتیجه عواملی نظیر تغییر اقلیم از یک‌سو و اثرات سوء برخی طرح های عمرانی و سوء‌ مدیریت منابع آب‌ تبدیل به کانون های ریزگرد شده اند.

به گفته وی در هورالعظیم با توجه به شیب غالب زمین از سمت ایران به سمت عراق تصمیم برآن گرفته شد که با ساخت خاکریزی مهندسی شده قسمت ایرانی تالاب با آب کرخه آبدار و مرطوب نگاهداری و از توسعه سطح تبخیر جلوگیری شود بنابرین به ناچار با استفاده از خاکریزهای ساخته شده زمان جنگ معروف به جاده های آنتنی این تالاب ارزشمند به ۵ مخزن تقسیم بندی شد تا به شکلی مهندسی شده آب در بین آنها تقسیم شود. شرکت نفت هم با جاده سازی های غیر اصولی راه آب را در بسیاری از مناطق سد کرده و هیچ دهانه آبرویی وجود ندارد.

گهستونی با بیان اینکه با دیدن هور خشک شده و خالی از هر زندگی که منشا تولید ریزگرد شده دل هر دلسوزی به درد می‌آید تصریح می‌کند: فعالیت های اکتشاف نفت هیچ کمکی به توسعه منطقه نکرده و هیچ پیشرفتی و تولید ثروتی در منطقه دیده نمی شود و زندگی فقیرانه ای در منطقه جاری است و تصاویر روستاها و شهرهای خالی از رونق بسیار اسفبار است.

 

این سیلاب حق‌آبه کارون است

هیچ کارشناسی نمی پذیرد که خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری با اراضی حاصلخیز و منابع آبی که دارند اراضی شان به صورت دیم کشت شود و ایران مرکزی با اراضی ماسه ای و تبخیر ۳۰۰۰ میلی متر در سال، با انتقال آب از استان های خوزستان و لرستان و چهارمحال بختیاری در اراضی ماسه ای کشت پنبه و طالبی و هندوانه و ... داشته باشند.

به علت حجم کم سابقه بارندگی در اول اردیبهشت حجم مخزن سد دز تکمیل و برای تخلیه مقداری از آب پشت سد دریچه های آن باز شد که با بازکردن دريچه های سرريز سد هر ثانيه ۹ هزار ليتر آب سرريز شد که با هشدار به مردم از آنان خواسته شد تا از مسیرهای مربوط به رهاسازی آب این سد دوری کنند که در پی افزایش دبی رودخانه دز سیلاب از شمال به سمت جنوب سرازیر شده و منجر به ایجاد مشکلات فراوان برای بیش از ۷۰ روستا در خوزستان شد و ساکنان برخی مناطق بحران زده در زمان وقوع افزایش سیلاب یا به مناطق امن منتقل شدند و یا سعی شد نیازهای خوراکی روزانه آنها تامین شود. در آن مقطع با مدیریت اعمال شده و با توجه به حجم بارش ها به مردم دزفول، شوشتر، شوش و اهواز هشدارهای پی درپی داده شد. حال با توجه به اینکه در اردیبهشت ماه شاهد سیلاب بودیم و حجم باران پیش بینی نشده منجر به ایجاد خسارت های فراوان به مردم خوزستان شد این نگرانی وجود دارد آیا با توجه به اینکه به نظر می‌رسد ذخیره برفی حوزه بالا دست از بین رفته باشد آیا در تابستان هم با عدم ورودی مناسب در پشت سدها مواجه خواهیم بود.

گهستونی هشدار می‌دهد: خوزستانی ها معتقد بودند که مرکز نشینان با بزرگ نمایی طغیان رودخانه ها در استان به دنبال القای این تفکر هستند که استان خورستان مشکل آب ندارد و همه خبرهای قبلی در خصوص خشکسالی شایعه و جریان سازی بوده است. وجود چنین دغدغه هایی نشان از نگرانی های بی شمار در مردم خوزستان است.

وی ادامه می‌دهد: با اینکه به دلیل عدم لایروبی بستر رودخانه های اصلی خوزستان و نیز ساخت و سازهای غیرمجاز در اطراف رودخانه و کاهش عرض بستر، شاهد بروز سیل در دشت خوزستان بودیم باید بپذیریم سیل اخیر در خوزستان، نه تنها می تواند اراضی شور جلگه خوزستان را آبشویی کرده و مواد حاصلخیز فراوانی به آن تزریق کند، بلکه با ورود به خلیج فارس از طریق بهمن شیر و اروندرود، می تواند جریان پس رونده حاکم در مصب ورودی به خلیج فارس تا خورموسی را متحول کرده و میزان تخم ریزی ماهی ها را به شکل محسوسی افزایش دهد.

​گهستونی تأکید می‌کند: در واقع پر آب شدن رودخانه های جنوب غرب ایران، سیل محسوب نمی شود و این، حق‌آبه طبیعی رودخانه های کارون، دز و... است که به خاطر ساخت و ساز غیر اصولی انسان ها در حریم رودخانه و از بین رفتن نصف حجم آن، به حالت سیلاب جلوه می کند. با این حال ورود یکباره این حجم آب به تالاب ها موجب ادامه زندگی در تالاب و حیات جانداران بومی آن است. من این تاثیر را در بازدید اخیرم از تالاب هورالعظیم دیدم.​

 

گزارش از: مسعود بُربُر

منطقه باستانی جوبجی رامهرمز از گزند حفاری های غیرمجاز در امان نمانده است

یک دوستداران میراث فرهنگی خوزستان در باره منطقه باستانی جوبجی به خبرنگار ایرنا گفت: منطقه جوبجی متاسفانه آن قدر که باید از گزند حفاری های غیرمجاز در امان نمانده و لازم بود میراث فرهنگی بیشتر حاکمیت خود را اعمال کند.

مجتبی گهستونی افزود: امروز پایگاه جوبجی تنها در حد حرف وجود دارد و هیچ گونه کار پژوهشی و حفاظتی در آن منطقه انجام نشده است.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان گفت: موقعیت محوطه جوبجی در کنار رودخانه است و رودخانه لازمه توسعه آن منطقه است اما میراث فرهنگی و دستگاه های مربوطه نتوانستند تعریف مشخصی بین توسعه آنجا و حفظ میراث فرهنگی داشته باشند.

گهستونی یادآور شد: میراث فرهنگی با اجرای پروژه های مختلف سازمان ها در این منطقه مخالفت کرد و پروژه ها به سرانجام نرسید.

وی ادامه داد: برخی سازمان ها سعی می کنند با پنهان کاری پروژه های خود را پیش ببرند و اگر کسی متوجه خطای آنها شد خود را دوستدار میراث فرهنگی نشان می دهند و ادعای تخلف نمی کنند.

سخنگو دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان اضافه کرد: با توجه به حساسیت موضوع در بحث کانال های آب و باستانی بودن منطقه جوبجی، در سال 86 برخی مسئولان به این منطقه آمدند و موضوع را مورد نظارت قرار دادند و قرار شد در عمارت صمیمی رامهرمز موزه ای راه اندازی شود که بخشی از گنجینه رامهرمز در آن نمایش داده شود.

وی بیان کرد: گنجینه جوبجی هیچ گاه در خوزستان نمایش داده نشد اما در بندرعباس و تهران نمایش داده شد.

کل حریم محوطه باستانی جوبجی 60 تا 70 هکتار است اما عرصه کمتر از این است. منطقه دو هزار و 500 ساله جوبجی رامهرمز در سال 1386 در جریان عملیات عمرانی با بیل یک لودر، آرامگاهی عیلامی کشف شد و مقدمه حضور پژوهشکده باستان‌شناسی در محل را فراهم آورد. کشفیات در محوطه جوبجی موجب اهمیت بین المللی و جهانی این محوطه و پس از آن پایگاه پژوهشی جوبجی در آن منطقه ایجاد شد.

آیا خانه صنایع دستی اهواز تعطیل و اتحادیه صنایع دستی خوزستان منحل می شود؟

مجتبی گهستونی

در حالی که گفته می شود سال 1395 یک سال طلایی برای صنایع دستی کشور است اما خانه صنایع دستی اهواز و اتحادیه صنایع دستی خوزستان وضعیت مناسبی ندارند و بیم منحل شدن آنها می رود.

خانه صنایع دستی اهواز، اتحادیه صنایع دستی و شرکت سرمایه گذاری گردشگری که هر سه در محل ساختمان سابق صنایع دستی در جاده ساحلی اهواز مستقر هستند در آستانه تعطیلی و نیمه تعطیلی قرار گرفتند و گفته می شود قرار است آن محل که ملکش در مالکیت ارگان دیگری هم است تبدیل به مهمانسرای اداره کل میراث فرهنگی خوزستان شود.

خانه صنایع دستی با حمایت و نظارت معاونت صنایع دستی استانها و به صورت خودگردان اداره می شود و اتحادیه صنایع دستی در قالب تعاونی از وزارت تعاون مجوز گرفته فعالیت می کند که تلاش برای انحلال این اتحادیه بدون خواسته هیات مدیره دخالت در امور یک تشکل مردمی محسوب می شود.

اما راه‌اندازی مراکز خانه صنایع دستی از اواخر سال 92 در کشور آغاز شد و در سال 1394 بود که دومین خانه صنایع دستی کشور در اهواز افتتاح شد.

هدف از راه‌اندازی خانه‌های صنایع دستی ابتکاری است که در بخش صنایع دستی آغاز شد و ماموریتی به مانند مراکز رشد و فناوری را بر عهده دارند. این خانه ها با آن هدف تشکیل شدند تا شرایط برای حمایت از صنعتگران و تولیدکنندگان صنایع دستی باز شود و برای حمایت از فعالان در این عرصه مشاوره‌های تخصصی ارائه شود.

در همان ماههای نخست، تشکیل خانه صنایع دستی در اهواز بخشی از امور محوله به خوبی پیش می رفت و اگر حمایت های بیشتری از سوی اداره کل اعمال می شد انتظار می رفت نقش بی همتای خود را در کشور ایفا کند. 

اما در اهواز استقرار خانه صنایع دستی و اتحادیه صنایع دستی در ......

ادامه نوشته

"رازقی" به جای "رشنویی" منصوب شد، انتصاب های دیگر رقم خواهد خورد؟

مجتبی گهستونی

سرانجام مدیریت سه ساله عاطفه رشنویی معاونت میراث فرهنگی خوزستان در دور دوم معاونتش به پایان رسید و به جای آن دکتر علیرضا رازقی بر این مسند نشست.

پس از اینکه انتصاب خسرو نشان به سمت مدیرکلی میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان حتمی شد، عاطفه رشنویی و خسرو نشان که مدتی همکاری مشترکی با هم داشتند هیچ گاه فکر نمی کردند در همان ماههای نخست رودروی هم قرار بگیرند. چرا که خسرو نشان به دلیل اینکه از حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شناخت چندانی نداشت همواره یکی از امیدهایش برای پیشبرد اهداف مدیریتی اش عاطفه رشنویی بود. اما چرا خیلی زود شاهد تغییر رشنویی بر سر یک سری اختلاف نظرها بودیم موضوعی است که قصد پرداختن به آن را ندارم.

اما همه چیز از یک استعفای اولیه معاونت میراث فرهنگی شروع شد. استعفایی که منجر به انتصاب دکتر رازقی مدیر اسبق میراث جهانی گنبد سلطانیه، عضو هیت راهبردی حفاظت و مرمت پایگاه میراث شهری اردکان و سرپرست پایگاه میراث جهانی چغازنبیل به جای رشنویی شد.

البته پس از تصمیم گیری برای جابه جایی عاطفه رشنویی، گزینه های متعدد دیگری در کنار نام دکتر رازقی مطرح بود ولی از آنجایی که برخی انتصاب های قبلی در دوره مدیریت جدید به زعم عده ای ناشیانه آمد، این بار به نظر می رسید که مدیرکل تصمیم دارد در نحوه انتصاب هایش منطقی تر عمل کند.

در حالی که این برکناری موافقان و مخالفان بسیاری داشت اما باعث تعجب همگان شد و تودیع معارفه در ساعات پایانی هفته کاری و بدون حضور بسیاری از همکاران سازمانی برگزار شد.

به هر جهت مهم ترین معاونت این اداره کل که باعث شد نطفه این سازمان در کشور بسته شود حوزه میراث فرهنگی است. لذا در حال حاضر قصد ورود جدی به این موضوع را ندارم و زمان همه چیز را ثابت خواهد کرد.

همچنین جا دارد به دکتر علیرضا رازقی با تجربه های بسیار خوبی که در کارنامه اش دارد تبریک گفته و از او درخواست کنیم که به عنوان یک فرد باتجربه، جوان و با انگیزه بیش از پیش خوزستان را جدی گرفته و به حداقل ها بسنده نکند و با اشراف بر وظایف معاونت میراث فرهنگی سربلندتر از قبل بیرون بیاید.

از معاونت جدید میراث فرهنگی درخواست می شود ضمن دوری از لابی گرها، چشم پوشی ها، به اعمال نظر هرچه بیشتر قانون بپردازد و مواردی که در ادامه به آن اشاره می شود را مورد توجه قرار دهد: جدی گرفتن تشکیل شورای باستان شناسی، شورای موزه های استان، پیگیری مرمت ها، اتمام پروژه های ناتمام، تملک بناها و محوطه ها، خرید اموال فرهنگی، سرعت عمل دادن همراه با دقت در پاسخ به استعلام ها، توجه بیشتر به بافت های تاریخی شهرها و روستاها که بسیار وضعیت نگران کننده ای دارند، مستندنکاری، ساماندهی اسناد تاریخی، انجام هرچه بیشتر بررسي و پيشنهاد حريم محوطه ها، تپه ها، بناها و بافت هاي تاريخي، ضرورت ساماندهي اموال منقول تاريخي و تهيه شناسنامه فني، ساماندهی هرچه بهتر پایگاهها و دهها وظیفه دیگر را مدنظر قرار دهد.

*********

با تغییر چهار معاون از مجموع معاونت های پنجگانه اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اینبار معاونت فعلی گردشگری خوزستان باید منتظر بماند تا طی روزهای بسیار نزدیک جای خود را به شخص دیگری بدهد.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان که از سویی فکر می کند فرد آگاه و شایسته ای را در درون سیستم اداره کل برای پست معاونت گردشگری ندارد از سویی به نظر می رسد بدش نمی آید، یکی از مشاورین خود را در سمت معاونت گردشگری ببیند.

طی روزهای گذشته نام هایی همچون ارسطوزاده مدیر پایگاه جهانی شوش و دکتر اقبالی مشاور سرمایه گذاری خسرو نشان به میان آمد که در همان ابتدا نام یکی از این گزینه ها رد و نام دیگری برای هماهنگی های نهایی اعلام شده بود.

حال باید دید که سکان گردشگری استان خوزستان به دست چه کسی خواهد افتاد و پنجمین معاون اداره کل که خسرو نشان منصوبش می کند آیا از میان مشاورین و یا از مجموعه خود اداره کل است که به جای خلیلی خواهد نشست.

درباره اوضاع گردشگری استان خوزستان و شرایط نا به سامان آن بسیار گفته ایم. هم در نوشارها و هم در نشست های علنی. از فسادها و کم کاری هایی که برخی آژانس ها و هتل ها انجام می دهند بارها گلایه کرده ایم. از ستاره های بی ظابطه ای که به برخی هتل ها داده می شود چند بار سخن گفتیم. همچنین از نا به سامانی های مناطق گردشگری بسیار سخن گفته شده است.

اکنون که گفته می شود قرار است به ماموریت جناب خلیلی معاون فعلی گردشگری که خود دانش آموخته این رشته است و شاغل در همین معاونت می باشد پایان داده شود باید منتظر باشیم تا ببینیم مدیرکل محترم میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان چه نسخه ای برای گردشگری استان خوزستان می پیچد.

بخشی از کتیبه شرقی دانشسرای مقدماتی اهواز تخریب شد

دانشسرای مقدماتی پسران اهواز که در ضلع جنوبی باغ معین و در مجاورت باغ انگلیسی ها یا باغ لنچ (هتل باغ معین) قرار دارد قرار دارد به حال خود رها شده است چنانکه بخشی از بخشی از کتیبه شرقی آن به دلیل بی توجهی‌ها و عدم مرمت تخریب شده‌است.

با وجود آنکه دانشسرای مقدماتی که زمان تاسیس بنای آن مربوط به سال 1314 است با اینکه در سال 1376 به شماره 2605 ثبت ملی شد اما تاکنون مرمت نشده است.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در اینباره گفت: دانشسرای مقدماتی دارای معماری ایرانی با دو حیاط در مرکز بنا که دارای الگوی مرکزی است و در دوره پهلوی اول، انتهای خیابان شهید آهنگری و مشرف به رودخانه کارون به منظور ایجاد دانشسرای پسرانه اهواز ساختمانی بزرگ در زمینی 3900 متر مربعی ساخته شد. کاشی نوشته های سردر قدیمی عمارت حکایت از تاسیس ساختمان در سال 1314 هجری شمسی دارد اما برخی معتقدند ساختمان بیش از این تاریخ بنا شده ولی از زمان یاد شده به عنوان دانشسرا مورد استفاده قرار گرفته است. این ساختمان در فهرست ابنیه تاریخی به ثبت رسیده و امروز به عنوان دبیرستان دخترانه حجاب با مالکیت آموزش و پرورش استان در حال فعالیت است.

مجتبی گهستونی افزود: دکتر محمد معین صاحب فرهنگ لغت معین در مهر ماه سال 1314 به دبیری دبیرستان شاهپور اهواز منصوب شد و پس از سه ماه، ریاست دانشسرای شبانه‌روزی را برعهده گرفت که همزمان عضویت تحقیق اوقاف و ریاست پیشاهنگی و تربیت بدنی استان خوزستان به عهده وی بود.

وی اظهار داشت: با وجود آنکه این بنا از اهمیت تاریخی برخوردار است اما به دلیل بی توجهی مسئولان و عدم مرمت، چندی پیش بخشی از کتیبه شرقی تخریب شد این درحالی است که با وجود آسیب‌های وارده به بنا و طرح این موضوع با مسئولان اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری اهواز، هنوز فعالیتی جهت مرمت این بنا و کتیبه آن انجام نشده‌است.

ایذه و باغملک مجتمع بزرگ تفرجگاه های شمالی خوزستان

مجتبی گهستونی

شهرستان های ایذه و باغملک در شمال شرق استان خوزستان، غرب استان کهکیلویه و بویراحمد و جنوب استان چهارمحال بختیاری در میان کوهستان های سربه فلک کشیده رشته کوههای زاگرس قرار گرفته اند.

وسعت این دو شهرستان حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع و جمعیت آنها بر روی هم بیش از ۴۵۰ هزار نفر می‌باشد که در شش شهر ایذه، باغملک، قلعه تل، دهدز، صیدون، میداود و روستاهای تابعه پراکنده‌اند.

ایذه و باغملک از سابقه تاریخی کهنی برخوردارند به گونه‌ای که از ادوار تاریخی مختلف نشانه‌های فراوانی در این دو شهرستان یافت می‌شود. از دوران های کهن یعنی روزگار امپراتوری ایلام آثاری چون نقش برجسته سرهانی و سنگ نوشته قلعه تل در شهرستان باغملک و آثاری چون نقش برجسته‌های اشکفت سلمان، شهسوار، خنگ اژدر و کول فرح در ایذه باقی مانده‌اند.

در ایذه و باغملک باستانی مردم لر و بختیاری، به جای مانده از...

ادامه نوشته

از استعفای معاونت میراث فرهنگی تا برکناری مدیر امور حقوقی در میراث فرهنگی خوزستان

چرایی بدعت ها و حاشیه های جدید در میراث فرهنگی خوزستان

مجتبی گهستونی

آبان ماه 1394 بود که سکان هدایت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان از افشین حیدری به خسرو نشان رسید.

مدیران هوادار خسرو نشان برای اینکه سکان اداره کل میراث فرهنگی خوزستان را بین یکی از همفکران خود توضیح کنند و از همه مهمتر برای اینکه مانع حضور افرادی که تاکنون سابقه مدیریت نداشتند بشوند قرعه را به نام خسرو نشان انداختند.

خسرو نشان به عنوان فردی که به واسطه انجام برخی رویدادها از جمله جشنواره تیاتر ایران زمین، جشنواره فیلم اجتماعی آبادان و..... نامش بر سر زبان ها افتاده بود در آستانه تغییر افشین حیدری از سمت مدیرکلی میراث فرهنگی خوزستان زمزمه استعفایش از معاونت فرهنگی دانشگاه شهید چمران شنیده می شد و همچنین اختلاف های عمیقی که با برخی پیدا کرده بود باعث شد تا مهم ترین کاندید مدیرکلی میراث فرهنگی خوزستان شود.

با اینکه کلیه هشدارها از وضعیت متلاطم میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان از دهه های قبل به لحاظ نیروی انسانی، مالی، ساختار اداری، پروژه هی زمین مانده، بدهی ها و... قبل از معارفه دکتر خسرو نشان به ایشان داده شد اما در نهایت پس از بررسی های فروان او برای انجام هرآنچه در ذهن داشت حاضر شد که به اداره کل میراث فرهنگی خوزستان بیاید.

حال با گذشت شش ماه از انتصاب او، مدیرکل جدید میراث فرهنگی خوزستان، شاهد تغییر در پست ها و حتی انجام بدعت هایی هستیم که باعث شده تا این اداره کل را با حاشیه هایی مواجه کند.

حال این پرسش پیش می آید که آیا سازمان مرکزی کلیه رفتارها و اقدامات مدیرکل جدید را تایید می کند و از درون استان خبر دارد؟ اما چرا این روزها یکی از حامیان مدیرکل جدید میراث فرهنگی خوزستان از سمت معاونت میراث فرهنگی خوزستان استعفا می دهد؟ واقعن اتاق فکر.....

ادامه نوشته

سخنرانی دبیر و سخنگو انجمن تاریانا در شورای اداری خوزستان

http://taryana.ir/files/images/shoraye_edari_02_95.jpg

به دعوت روابط عمومی استانداری خوزستان و خانه مطبوعات از مجتبی گهستونی روزنامه نگار و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان دعوت شد تا در جلسه شورای اداری خوزسان با حضور استاندار، معاونین استاندار، مدیران کل، فرمانداران و خبرنگاران سخنرانی کند.

در ادامه متن سخنرانی ایشان تقدیم حضورتان می شود.

با سلام و درود فراوان خدمت.......

ادامه نوشته

چرا میراث فرهنگی در استان خوزستان اندرخم یک کوچه است؟

چرا نام شهرهای خوزستان درجمع هفت شهر برتر گردشگری کشور نیست؟

سهم بازدید و درآمد خوزستان از محوطه های جهانی چقدر بوده است؟

مجتبی گهستونی

چندی پیش در نهمین جلسه ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر؛ هفت شهر برتر گردشگری در ایام نوروز معرفی شدند و اینبار نیز نام شهرهای خوزستان در لیست غایب است.

در این میان با نام هفت شهر مشهد، اصفهان، ساری، خرم آباد، نیشابور، مریوان و رامسر مواجه می شویم و از بین شهرهای قابل تقدیر همچون تبریز، شیراز، ایلام، سنندج، مراغه و بانه، نام آبادان را هم می بینیم که کلیه برنامه های انجام شده در ان نتیجه زحمات شهرداری توانمند این شهر و منطقه آزاد اروند است.

البته از سازمان میراث فرهنگی کشور که نام هفت شهر برتر ایران را در حوزه گردشگری انتخاب کرده انتظار نمی رود که نام شهرهای خوزستان را که برنامه هایشان با حداقل امکانات و با قرض و رو زدن به دیگران و حتی وعده های تو خالی برگزار می شود را در رتبه شهرهای کشور گذاشت.

اما باید متاسف بود که چرا خوزستان با برخورداری از سه اثر ثبت جهانی و چندین اثر شاخص دیگر که قابلیت ثبت جهانی دارند و با طبیعت بکر و رودخانه ها، تالاب ها، جنگل ها، چشمه ها، بناها، موزه ها، تنوع قومی، تنوع گویش و لباس و... همچنان در لیست برترین ها قرار نمی گیرد.

اگرچه سلطانی فر؛ رییس سازمان میراث فرهنگی کشور معتقد است که استان های مازندران، گیلان، خراسان رضوی، فارس، خوزستان که همه ساله مقصد مسافران نوروزی هستند، پس چگونه است که خوزستان همواره در لیست برترین ها قرار نمی گیرد.

در واقع این پرسش مطرح می شود که شهرهای برتر در حوزه گردشگری بر اساس چه شاخص هایی انتخاب می شوند. چرا که بعضی مواقع ثابت شده است که این نوع انتخاب ها مثل آمارها سلیقه ای هستند. در همین خصوص شخص به غیر قابل قبول بودن برخی آمارها اذهان دارند. وی در اینباره گفت: ایجاد نظام آماری دقیق به عنوان یکی دیگر از مهمترین توصیه های رئیس جمهور به اعضای ستاد هماهنگی خدمات سفر باید مورد توجه قرار گیرد. نظام آماری که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد دقیق نیست و ما باید با استفاده از امکانات و تجهیزات و با کمک دستگاه های عضو ستاد هماهنگی خدمات سفر، نظام آماری دقیقی را طراحی و مورد استفاده قرار دهیم. طراحی و ایجاد نظام آماری دقیق به منظور برنامه ریزی برای خدمات رسانی مناسب به مردم و گردشگران بسیار لازم و ضروری است.

اگرچه درآمدهای حاصل از بازدیدها به خزانه مرکزی واریز می شود اما سهم بازدید و درآمد خوزستان از بازدیدهایی که در بناها و محوطه های میراث جهانی خوزستان (چغازنبیل، شوشتر و شوشتر) صورت می گیرد چقدر بوده است؟

بر اساس آمارهای رسمی یک میلیون و 845 هزار و 392 نفر گردشگر داخلی و 26 هزار و 419 گردشگر خارجی در ایام عید نوروز از 19 پایگاه میراث جهانی در ایران بازدید کردند. در این میان بیش از 446 هزار گردشگر ایرانی از تخت جمشید بازدید کرده اند و درآمد حاصل از بازدید گردشگران ایرانی از تمام 19 پایگاه جهانی حدود 5 میلیارد و 361 میلیون و 760 هزار تومان بوده است.

در این میان چغازنبیل، شوش و سازه های آبی تاریخی هر کدام با حدود 15 تا 35 هزار بازدید کننده از بازدید کننده های اندکی برخوردار بودند. با این احتساب در طول 13 روز ایام عید از محل فروش بلیت 3 هزار تومانی برای گردشگران داخلی و بلیت 20 هزار تومانی گردشگران خارجی بیش از 5 میلیارد و  456 میلیون تومان عاید 19 پایگاه میراث جهانی شده است.

درآمد پایگاه ها از محل فروش بلیت های نوروزی مستقیما به خزانه دولت واریز می شود تا پس از مدتی 70 درصد آن به حساب اداره کل میراث فرهنگی استان ها واریز سپس سهم هر پایگاه به آن ها داده شود اما این اتفاق به ندرت می افتد و پایگاه های جهانی از درآمد بازدیدهایشان نیز محروم هستند.

 

اما چرا اداره های میراث فرهنگی شهرستانها در استان خوزستان اندرخم یک کوچه هستند؟

اداره های میراث فرهنگی در شهرهای خوزستان، با پشت سرگذاشتن نوروز 1395 دوره ای دیگر را با استفاده از حداقل امکانات به پایان رساندند تا بار دیگر شرایط نامناسب خود را به رخ همگان بکشاند.

با نگاهی به مجموع تلاش های انجام شده در شهرستانهای خوزستان برای پذیرایی و ارائه خدمات به مهمانان نوروزی در قالب ارائه نقشه، بروشور، گل، شیرینی و یا برگزاری رویدادهای فرهنگی برای معرفی پتانسیل های تاریخی، طبیعی و مذهبی و همچنین معرفی سوغات و آداب و رسوم، پی می بریم که نهایت تلاش ها صورت گرفته شده تا این اقدام های مفید و اولیه به سرانجام برسد.

در خوزستان وقتی به ایام اسفندماه می رسیم و تب و تاب ها برای پشت سرگذاشتن تعطیلات نوروز شروع می شود، تشکیل ستاد نوروزی نخستین اقدامی است که صورت می گیرد. ستادی که با جمع آوری امکانات واحدها و معاونت های مختلف و کمک گرفتن از نیروی بخش های مختلف اداری تشکیل می شود تا نهایت خدمات مورد نیاز را به گردشگران ارائه دهد.

تجربه یک دوره حضور دائمی در ستاد نوروزی استان خوزستان و همچنین همکاری های دوره ای این موضوع را بر من ثابت کرده است که نهایت تلاش ستاد مرکزی در استان خوزستان معطوف به جمع آوری انواع آمارها و در نهایت ارسال و دریافت نامه های اداری است.

در شهرستان های مختلف خوزستان، ادارات و ستادهای نوروزی بیشترین تلاش و زحمات را متحمل می شوند تا حداقل امکانات را برای مهمانان نوروزی فراهم کرده و رویدادهای فرهنگی مختلف را به سرانجام برسانند. البته وقتی به میزان روزهای تعطیلات نوروزی و خواسته های متعدد گردشگران و بومیان نگاه می کنیم متوجه می شویم که مجموع برنامه های انجام شده یا بسیار جزیی است و یا بیشتر از آن نمی توان انتظاری داشت.  

در هفته آخر اسفند 94 بود که برگزاری رویداد نوروزگاه را در بوق و کرنا کردند ولی حاصل برگزاری این رویداد به لطف بی پولی ها و عدم حمایت ها و نبود تبلیغات تبدیل به یک رویداد محله ای با حضور کمتر از 100 تماشاچی طی سه روز شد.

به بیان ساده، ادرات میراث فرهنگی شهرستانها با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند. چون گاهی شهرستانی که کل نیروهای اداری آن 20 نفر و در شهرستانی دیگر 4 نفر است شبیه به هم مقایسه می شوند. شهرستانی که دهها اثر ثبت ملی شده دارد و دیگر شهرستانی که از آثار ثبت جهانی برخوردار است و همچنین گستره خدمات آن دهها کیلومتر است تفاوت های ظاهری اندکی در زمینه امکانات و اعتبارات دارند.

بهتر است یک مثال بزنم. اداراتی مثل شوشتر و دزفول و بهبهان که بیش از 100 اثر ثبت شده دارند با اداره ای که فقط 10 اثر ثبت شده دارد و حتی به لحاظ جغرافیایی گستره آنها هم فرق می کند و میزان جاذبه های طبیعی آن متفاوت است، تنگناه های مالی آنها  که در طول سال متحمل خسارت های فراوان می شوند برابری می کنند.

در بعضی شهرستانهای خوزستان حتی سالانه پانصد هزار تومان تنخواه هم به اداره میراث فرهنگی شهرستان پرداخت نمی شود. حق ماموریت پرسنل یا با تاخیر داده می شود و یا به طور کامل پرداخت نمی گردد. در بسیاری مواقع حتی پرسنل اداری برای جابه جایی های ساده و یا ماموریت های اداری یا وسیله نقلیه نداشته و یا از نبود سوخت برای خودرو اداری محروم هستند. بارها مشاهده شده مدیر اداره میراث فرهنگی در یک شهرستان پس از پایان شورای اداری شهرسان که در فرمانداری تشکیل می شود به دلیل نداشتن خودرو، یا باید سوار ماشین های عبوری و تاکسی سرویس شود و یا باید با خودرو مدیر فلان اداره به به محل کار خود برود.

وقتی ادارات میراث فرهنگی در شهرهای مختلف خوزستان به خصوص در ایام نوروز حتی برای تامین غذای پرسنل خود و برگزاری ساده ترین برنامه های فرهنگی بودجه ای ندارند و با قرض گرفتن و درخواست از ادارات مختلف برای تامین نیازهای اولیه خود اقدام می کنند، در چنین شرایطی نمی توان انتظار داشت که کلیه ماموریت های محوله به شکل مناسبی به سرانجام برسد.

اگر نبود عشق و تلاش عده ای از دوستداران میراث فرهنگی در داخل و خارج از اداره کل میراث فرهنگی و ادارات شهرستان ها، همین اندک تلاش ها به وقوع نمی پیوست.

آب «تاریخ »را با خود برد!

گزارشی از تاثیر سیلاب خوزستان بر تخریب و فرسودگی آثار و بناهای تاریخی؛

الهام عدیمی:

بارش باران بدون وقفه در روزهای اخیر، باعث بروز سیلاب‌هایی در استان‌های مختلف شده است و براساس گزارش‌ها 14 استان، بر اثر این بارندگی‌ها دچار مشکل شده‌اند. در این میان اهمیت جان مردم در اولویت قرار می‌گیرد و مسئولان تلاش می‌کنند تا در وهله نخست از بروز فاجعه‌ای انسانی جلوگیری کنند.

با این حال وضعیت میراث فرهنگی کشور در بحبوحه بحران‌هایی چون سیل، زلزله یا جنگ همواره مورد توجه بوده‌اند به‌گونه‌ای که همواره تدابیری به منظور حفظ و نگهداری این آثار ارزشمند که هویت تاریخی یک سرزمین به‌شمار می‌آیند، در نظر گرفته می‌شود. به طور نمونه از اتفاقاتی که در چنین بحران‌هایی برای آثار باستانی و تاریخی رخ داده است، می‌توان به تخریب ارگ ارزشمند بم در زلزله یا مناطقی تاریخی کشورهای افغانستان، عراق و سوریه در جنگ اشاره کرد. سیل روزهای اخیر استان خوزستان نیز از بحران‌هایی است که این روزها علاقه‌‌مندان به حوزه میراث فرهنگی و تاریخی کشور را با نگرانی‌های بسیاری روبه‌رو کرده است، به طوری که بسیاری از ناظران خبر از وقوع تخریب‌هایی در بناها و آثار تاریخی خوزستان می‌دهند.

 مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی درباره وضعیت آثار می‌گوید: در حال حاضر نمی‌توان گزارشی از میزان خسارات به دست آورد چرا که آمارها در این خصوص پراکنده است. از سوی دیگر متاسفانه به دلیل تعطیلی آخر هفته و ضعف لجستیکی اداره میراث فرهنگی هنوز آمار درستی در دسترس نیست. با این حال با توجه به میزان و شدت بارندگی، همچنین طغیان رودخانه‌های کرخه و دز احتمال آسیب دیدن بناها و آثار تاریخی وجود دارد.

دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان، می‌افزاید: در دزفول، پل شناوری که در بالادست پل ساسانی بر روی رودخانه بوده، تخریب شده و این امر عملا باعث افزایش قدرت طغیان رودخانه می‌شود که به سمت پل ساسانی دزفول در حرکت است. پل ساسانی از بااهمیت‌ترین پل‌های تاریخی دزفول شناخته می‌شود که ثبت ملی نیز شده است. با این حال نیاز است که کارشناسان میراث گزارشی از میزان آسیب دیدن پل و پایه‌های آن در روزهای آینده تهیه کنند. چرا که معتقدم شدت چنین سیلابی به پایه های پل آسیب می زند.

به گفته گهستونی، در دزفول و در بخش پایین‌دست سد دز و سد تنظیمی، سازه‌هایی به نام «کَت» وجود دارند که از جنس کنگلومرای بختیاری است و در دل کوه واقع شده است؛ اما متاسفانه بخش عمده‌ای از آن زیر آب رفته است. از دیگر اتفاقاتی که بر اثر این سیل رخ داده، زیر آب رفتن تاسیسات کنار رودخانه کرخه است. در این میان موزه آب که از سازه‌های آبی تاریخی دزفول به‌شمار می‌آید و شبیه سازه‌های شوشتر است، به طور کامل به زیر آب رفته است. همچنین مجتمع‌های گردشگری حاشیه رودخانه دز از جمله "علی کله" را نیز آب گرفته است. خانه قلق‌چی دزفول که اخیرا مرمت شده بود زیر آب رفته و بخش‌هایی از بنای قاجاری هتل قو اهواز نیز تخریب شده است. همچنین دو بنای دیگر در دزفول دچار تخریب و آب گرفتگی شده‌اند.

 این فعال میراث فرهنگی می‌افزاید: کرانه‌های رودخانه دز و کرخه دارای تپه‌ها و محوطه‌های باستانی ناشناخته‌ای است که باید کارشناسان میزان آسیب به آنها را نیز در روزهای آینده تخمین بزنند. با این حال آن چه باعث نگرانی بسیاری از فعالان میراث فرهنگی است، دو سایت گوزن‌های زرد ایرانی است که در حاشیه دز قرار دارند و آب به این منطقه حفاظت‌شده وارد شده و خسارات زیادی به ساختمان سایت گوزن زرد میان‌رود وارده شده که نگرانی‌ها را افزایش داده است.

او توضیح می‌دهد: جاده‌های حمیدآباد، عباس‌آباد و صفی‌آباد نیز بسته و در اهواز اعلام سیلاب شده است که از شمال خوزستان به سمت اهواز و سپس آبادان و خرمشهر می‌رود که تمهیداتی برای جلوگیری از تخریب در این مسیر انجام نشده است.

گهستونی با اشاره به تشکیل ستاد بحران در استان با حضور حمیدرضا چیت‌چیان، وزیر نیرو، می‌گوید: اولویت‌های خدمات‌رسانی به مردم و عشایر و نجات دام‌هاست. با این حال باید توجه کرد که این سیلاب‌ها و باران‌ها باعث فرسودگی در آثار ارزشمندی چون معبد چغازنبیل یا قلعه شوش و سازه‌های آبی این استان شود. البته سازمان‌ها و نهادهای مسئول، تمامی تمهیدات را در مرکز استان در نظر گرفته‌اند تا جلوی تخریب‌های بیشتر را بگیرند. با این حال در 70 سال گذشته چنین سیلابی غیرمترقبه بوده است.

او در پایان سخنانش بیان می‌کند: در واقع مقصر اصلی این امر، جانمایی غلط روستاهای سیل گرفته است که مربوط به وزارت کشور، جهاد کشاورزی و سازمان امور عشایر هستند. در حالی که همه مدیریت غلط آب را مقصر قلمداد می‌کنند که چنین برداشتی نتیجه منفعل عمل کردن بخش آب در استان به‌شمار می آید. اگر چه در تمامی کشورها، به ویژه با توجه به قرارگیری در وضعیت بلایای طبیعی، همواره اقداماتی برای جلوگیری از آسیب‌های احتمالی در نظر گرفته می‌شود اما مشخص نیست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری چه تمهیداتی در نظر گرفته است؟ اگر چه به نظر می‌رسد این آثار از اولویت‌های آخر برای نجات در بحران قرار دارند. با این حال باید منتظر ماند تا از میزان تخریب بناها و آثار تاریخی از منطقه پس از سیل آگاه شد.

گزارش انجمن تاریانا از بافت تاریخی اهواز در صحن علنی شورای شهر

در صدو بیست و هفتمین جلسه علنی شورای شهر اهواز که در تاریخ دوشنبه 23 فروردین 94 برگزار شد مجتبی گهستونی دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به دعوت دریاست شورای شهر اهواز در صحن علنی شورا به ارایه گزارشی از بافت تاریخی شهر اهواز پرداخت.

در این جلسه که اکثریت اعضای شورای شهر، نمایندگانی از شهرداری، خبرنگاران و تعدادی از شهروندان اهوازی حضور داشتند، تنی چند از اعضای شورای شهر پس از شنیدن سخنان نماینده انجمن تاریانا، به تایید سخنان ایشان پرداختند.

متن سخنرانی مورد نظر به قرار زیر است:

به خداوند جان و خرد

با عرض سلام و درود خدمت حضار محترم، شهروندان گرامی و اعضای محترم شورای شهر، خبرنگاران و نمایندگان شهرداری.

به مناسبت روز جهانی بناها و محوطه های تاریخی درخدمت شما هستم تا اندکی از وضعیت پیش روی بناها و محوطه های تاریخی اهواز حرف بزنم.

زمانیکه بحث میراث فرهنگی و اماکن تاریخی مطرح می‌شود نکته حائز اهمیت لزوم توجه به کالبد تاریخی است. کالبد یک الگو و بیان ‌کننده داستان و حیات گذشته یا به اصطلاح «میراثمعنوی» است. براین اساس اماکن تاریخی فرهنگی از دو جنبه اهمیت دارند، بخش میراث ملموس که همان کالبد بناهای تاریخی است و میراث غیرملموس یا ناملموس، یعنی آداب رفتار و سنن ساکنان آنها.

با  نگاهی  اجمالی به  وضعیت شهرهای ایران به ‌ویژه شهرهای دارای بافت تاریخی و همچنین با توجه به گونه‌گون شدن و بی‌هویتی معماری امروز و تاثیرات آن بر بدنه شهرها، این موضوع عیان است که جامعه متخصصان و عموم مردم به آرامی دچار فقر دانش‌هایی شده‌اند که از نتایج ملموس آن فروپاشی و ناهنجاری‌های اجتماعی و رفتاری، فقر مشارکت و سرمایه‌های اجتماعی همچنین مصرف‌گرایی صرف و نابودی محیط‌ زیست و منابع طبیعی انرژی و ... است. در تمام شهرهای معاصر از جمله اهواز که در حال تغییراتی هستند بیشترین نگرانی‌ها در نگهداری از هسته‌های تاریخی شهرها است و در اینجا موضوع مهم این است که یاد بگیریم چگونه می‌توان بین نیاز برای حرکت به سمت شهرهای مدرن و حفظ عناصر تاریخی تعادل ایجاد کرد؛ چرا که هسته‌های تاریخی شهرهای امروزی را نباید از زندگی خالی کرد و تنها نگاه موزه‌ای به آنها داشت. شهر یک عنصر سیال است و به بهانه نگهداری از آثار تاریخی نیز نمی‌توان حرکت شهرها بر روند نیازمندی‌ها، تکنولوژی و توسعه را متوقف کرد؛ چون شهرها هیچ‌گاه به عقب باز نمی‌گردند و همیشه در حال حرکت رو به جلو هستند.

ما در انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان معتقدیم که اگر بخش اندکی از مسئولان و شهروندان به وظیفه ملی و شهروندی و فرهنگی خود برای حفاظت و بهره برداری درست از میراث فرهنگی توجه می کردند، امروز شهر اهواز در این زمینه می توانست جز شهرهایی باشد که شان فرهنگی خود را حفظ کرده است. متاسفانه روند پیش رو باعث شده تا تخریب های پی درپی در بافت تاریخی در هم تنیده، اهواز را به شهری با تک بناهای پراکنده در مناطق 1، 2، 7 مواجه کند.

شهر اهواز با حدو 40 اثر ثبت شده از جمله محوطه باستانی، خانه، مسجد، مغازه، میدان و پل و صدها بنای تاریخی ثبت نشده از جمله شهرهای تاریخی کشور محسوب می شود که در فقیرترین شرایط به لحاظ حفاظت و بهره برداری از بناهای تاریخی است.

پیشاپیش از جمع حاضر پوزش می خواهم اگر سخنان من در ادامه این نوشتار ممکن است مکدرشان کند.

بی شک عدم ورود جدی و مسئولانه بسیاری از اعضای شورای شهر طی چهار دوره گذشته و همچنین بی تفاوتی و باز هم رفتارهای غیر مسئولانه عده ای از مدیران شهرداری و از سویی بی انگیزه گی شهروندان باعث شده تا بناهای تاریخی شهر اهواز در بدترین وضع موجود قرار بگیرند.

البته ما نیز مثل بسیاری از شما افراد محترم عقیده داریم که دستگاه متولی امر یعنی اداره کل میراث فرهنگی خوزستان نیز بسیار قصور کرده است. اگر نبود تعهد عده ای اندک از کارشناسان میراث فرهنگی و تلاش های بسیار دوستداران میراث فرهنگی همین میزان سرمایه های تاریخی نیز وضعیت فلاکت باری پیدا می کردند.

اعضای محترم شورای شهر اهواز، ما می دانیم که شهر اهواز مشکلات فراوان دارد اما خوب می دانیم که توجه به میراث فرهنگی و به خصوص حفظ و بهره برداری خانه های با ارزش و بافت های تاریخی بخشی از وظایف شهرداری است. در تهران هستند اعضای محترم شورای شهر که هر هفته دوشنبه ها با خبرنگاران و دوستداران میراث فرهنگی به تهران گردی می پردازند تا شرایط موجود را یا حفظ کنند و یا  وضعیت را بهبود بدهند. اما دریغ و درد که در اهواز بعید می دانم تعداد قابل توجهی از اعضای محترم حتی به خانه دادرس، سرای معین التجار، سرای عجم، خانه نفیسی، خانه ماپار، محوطه اشکانی پارک کوهساران به عنوان یک سایت موزه مهم، قبرستان لهستانی ها و حتی آشوریان به عنوان کهن ترین ساکنان خوزستان سر زده باشند.

ما به عنوان کسانی که سالانه با هزاران گردشگر ایرانی و خارجی مواجه هستیم. این خداییش از شنیدن این حرف که چرا شهر اهواز فاقد انواع موزه آثار تاریخی، موزه مردم شناسی، موزه سکه، موزه نان، موزه تجارت، موزه مطبوعات و... است و یا چرا شهر اهواز بنایی تاریخی برای بازدید ندارد شرمنده و سرافکنده می شویم.

هیچ میدانید که فقط منطقه 7 اهواز به دلیل مجاورت با رودخانه کارون، وجود بقعه علی بن مهزیار اهوازی، محله های قدیمی و تاریخی عامری، آسیه آباد و حصیرآباد، وجود قبرستان ارامنه، آشوریان و لهستانی ها، وجود تپه های آسیه آباد به عنوان بخشی از هرمز اردشیر، وجود محوطه تاریخی در پارک کوهساران در بام اهواز، وجود مشاغل سنتی، تکثر اقوام، جود میدان ثبت ملی شده چهارشیر،وجود بافت صنعتی و خانه های شرکتی کارون و نیوساید، وجود  تاسیسات منبع از دهه 20 تاکنون و... می تواند منطقه 7 را به محور تاریخی و گردشگری اهواز تبدیل کند؟ اما واقعن کسی به این موضوع فکر می کند؟

برای حفظ بناها و بافت‌های تاریخی باید ابزارهایی در اختیار مالکان و ساکنان آنها قرارداد تا آنها خود به حفظ یک بنای تاریخی یا بافت تاریخی تشویق شوند؛ چون نگهداری فضایی که در آن زندگی وجود دارد آسان‌تر است و افرادی که در آن ساکن هستند با آموزش‌های لازم یاد می‌گیرند که چرا باید از یک بنای تاریخی محافظت کرد.

 برخی از شهرهای ایران پيشرفت‌هاي خوبي در نگهداري و ساماندهي بناهاي تاريخي داشته‌اند، به اين ‌معنا که با ايجاد کاربري‌هاي متناسب فرهنگی، اجتماعي، گردشگري و خدماتي حضور مردم را در آن مکان‌ها پررنگ کرده‌اند.

متاسفانه در اهواز اين تفکر در ميان برخي از مسئولان وجود دارد که رفت و آمد در بناهاي تاريخي باعث از بين رفتن شان مي‌شود، ‌اما بايد گفت که اين تفکر اشتباه است. ایجاد محورهای گردشگری می‌تواند به‌ عنوان یکی

از محرک‌ها و روش‌های احیای فضاهای تاریخی شهری و جذب گردشگر مورد استفاده قرار گیرد. ایجاد فعالیت‌های اقتصادی مناسب با محور گردشگری به نحوی که مورد توجه گردشگران باشد، اقتصاد محله‌ها و پهنه‌های شهری را متحول می‌کند. همچنین تغییر کاربری بناهای با ارزش به‌ عنوان محل‌های استراحت، مانند هتل و رستوران نیز در این موضوع موثر است.

متاسفم که بگویم کسی از نسل اول تابلوهای سنگی خیابان های مرکز شهر اهواز که از دهها سال پیش نصب شده و امروزه متاسفانه 14 تابلوسنگی باقی مانده خبر ندارد و نمی داند نشانی آنها کجاست.

راستی چرا مردم شهر اهواز نباید نام برخی از خیابان هایشان و حتی برخی از ایستگاههای مترویشان نام های تاریخی شهر اهواز در دوره های مختلف مثل اوکسین، تاریانا، هرمز اردشیر، سوق الاهواز و حتی اهواز باشد.

چرا مردم شهر اهواز نباید از شهرداری خود به مانند شهرداری شهرهای دزفول، یزد، کاشان، اردکان، اصفهان، تهران و... خدمات بسیاری در حوزه حفظ و احیا بناهای تاریخی ببینند؟

اعضای محترم شورای شهر ما به شما پیشنهاد می دهیم حداقل شما کم کاری برخی از نمایندگان دوره های قبل و مدیران شهرداری را در حفظ میراث فرهنگی جبران کنید.

ما به شما پیشنهاد می دهیم که ضمن تشکیل کمیته پیگیری خانه های تاریخی اهواز به عنوان یک پروژه موفق برای نجات بافت تاریخی عودلاجان تهران، موضوع توانمند کردن و پاسخگو ترکردن سازمان نوسازی بهسازی شهرداری اهواز، ایجاد شهرداری بافت تاریخی در شهر اهواز را به مااند برخی از شهرهای کشور و اخیرن شهر شوشتر، فعال کردن اداره گردشگری شهرداری اهواز،تشکیل جلسات کاربردی بین میراث فرهنکی شورای شهر و شهرداری برای بررسی طرح های مختلف مشترک، اختصاص اعتبار به شهرداری برای تملک بناهای تاریخی و بهره برداری از آنها که با شان آن اثر تاریخی همخوانی دارد را در دستور کار قرار دهید.

تعامل بين ميراث فرهنگي و ديگر سازمان‌ها مي‌تواند در راستاي حفاظت و صيانت از آثار باستاني شهر اهواز موثر باشد. براي مثال درسال‌هاي اخير بازسازي و مرمت موزه علي‌اكبرخان صنعتي با عقد تفاهم بين سازمان زيباسازي شهرداري تهران، سازمان هلال‌احمر و با نظارت سازمان ميراث فرهنگي انجام و به اين ترتيب از تخريب حتمي چنين بنايي جلوگيري شد. یا در تبریز مرمت بازار تبريز منجر به ثبت جهانی این بازار شد. اما چقدر تاسف بار است که کسی از خانه بزرگترین نویسنده جنوب یعنی مرحوم احمد محمود در خیابان 30 متری اهواز خبر ندارد.

تعامل بين شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي نه تنها براي ميراث تاريخي و فرهنگي آسيب‌زا نيست، بلكه با استفاده از بودجه اين سازمان مي‌توان در اسرع وقت به ترميم اين ميراث پرداخت. اين تعامل‌ها در قالب عمليات‌هاي اجرايي و زير نظر سازمان ميراث فرهنگي انجام مي‌شود.

اعضای محترم شورای شهر، وظيفه شهرداري فقط جمع‌آوري زباله وفروش تراكم نيست، بلكه شهرداري موظف به استفاده و هزينه درآمدهاي خود در حوزه‌هاي گوناگون است، براي مثال يكي از اين وظايف اين سازمان حفاظت و نگهداري ازآثار باستاني است.

اعضای محترم شورای شهر، بر اساس بخشنامه های موجود از سال 1383، اهواز یکی از 90 شهر دارای بافت تاریخی است اما دریغ از اینکه تاکنون شهرداری اهواز اقدام مفیدی برای حفاظت کیفی از بناهای تاریخی شهر کرده باشد. وقتی شهرداری اهواز یک شهر تصمیم می گیرد که ساختمان مسجد دوره قاجاری بیگدلی یا توحید را سنگ مرمر سیاه کند، دوستداران میراث فرهنکی حق دارند مانع کار شوند. وقتی شهرداری به مالک بنای سرای عجم اصرار فراوان می کند که این ملک دوره قاجاری را تخریب کند شما انتظار دارید دوستداران میراث فرهنگی سکوت کنند.

در پایان از شما نمایندگان شورای شهر درخواست دارم بخشی از فعالیت های خود را در مدت باقی مانده شورا صرف توجه به میراث فرهنگی شهر اهواز کنید.

دست و پنجه نرم کردن مرکز آموزش علمی کاربردی میراث فرهنگی خوزستان

با اینکه مرکز آموزش علمی کاربردی میراث فرهنگی استان خوزستان از روز چهاردم فروردین بازگشایی شده اما فقدان سیسم خنک کننده موجب تعطیلی موقت این واحد آموزشی تا اطلاع ثانوی شده و همچنین چهارماه است که اجاره ماهانه به صاحب ملک پرداخت نشده و این موضوع باعث ایجاد نگرانی هایی شده است.

مرکز آموزش علمی کاربردی میراث فرهنگی استان خوزستان با کمتر از یک سال فعالیت، با انبوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می کند که مدتی است به دلیل نداشتن سیستم خنک کننده در فضاهای آموزشی تعطیل است و پرداخت نکردن چهارماه اجاره ماهانه به صاحب ملک باعث ایجاد نگرانی هایی در محل موسسه و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان شده است. این در حالی است که تامین بهداشت روانی در میان قشر جوان و فرهیخته ی کشور وتسری سلامت در فضای دانشگاه اهمیت بسیاری دارد.

شهریور سال 1394بود که با حکم رئیس موسسه آموزش عالی علمی کاربردی، سرپرست مرکز آموزش علمی کاربردی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان منصوب شد. در آن زمان مقرر شد تا ساختمانی در خیابان 16 کیانپارس اهواز اجاره شود که در نهایت به دلیل هزینه سنگین اجاره مقرر شد مکان دیگری برای این کار اختصاص بیابد. در نهایت در منطقه امانیه ساختمانی اجاره شد که باید ماهانه مبلغ 50 میلیون ریال به مالک آن پرداخت می کردند.

با گذشت چهارماه از عدم پرداخت اجاره ماهانه از سوی اداره کل میراث فرهنگی خوزستان، چندین بار مالک بنا با حضور در محل مرکز آموزش علمی کاربردی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان و همچنین محل اداره کل حاضر و به اعتراض پرداخت که موجب ناخوشنودی عمده دانشجویان و کارمندان اداره کل شد.

در حالی که از زمان تاسیس مرکز آموزش علمی کاربردی میراث فرهنگی استان خوزستان تاکید شده است که راه‌اندازی دانشگاه کار ساده‌ای نیست و باید استانداردهایی را کسب کرد، چند باری هم اعلام شده بود که در سال 95 ظرفیت پذیرش دانشجو در در این مرکز دو برابر می‌شود.

با این حال پرداخت نکردن اجاره 4 ماه کرایه مالک به مبلغ 200 میلیون ریال به همراه اعتراض های گاه و بیگاه مالک موجب انباشت دلخوری هایی شده است. این در حالی است که اداره کل میراث فرهنگی خوزستان بر اساس توافق کتبی مقرر شده بود به مدت چهارسال، کرایه را به صورت ماهانه پرداخت کند. حال با عدم پرداخت چهارماه از کرایه ماهانه به نظر می رسد که این اداره کل توان پرداخت هزینه های جاری را ندارد. چرا که نبود سیستم خنک کننده در شرایط آب وهوایی خوزستان برای فضاهای آموزشی این موسسه، کار را با مشکل مواجه کرده است.

مرکز آموزش علمی کاربردی میراث فرهنگی خوزستان، حدود یکصد نفر دانشجو دارد که حدود سی نفر از دانشجویان، پرسنل میراث فرهنگی خوزستان هستند که از این یکصد نفر بخش عمده آنها یا با غیبت های متعدد مواجه هستند و یا بر سر کلاس حاضر نمی شوند. مطابق بررسی های به دست آمده حدود نیمی از دانشجویان دانشگاه جامع علمی کاربردی شاغل هستند که وجود همین آمار یکی دیگر از مشکلات دانشگاه جامع علمی کاربردی را نشان می دهد زیرا کشورهایی که از رتبه علمی بالای دانشگاهی برخوردارند، یک دانشجو تنها چند ساعت آن هم در تعطیلات آخر هفته می تواند کاری نیمه وقت داشته باشد و این چیزی است که در ایران به خاطر مشکلات معیشتی هرگز عملی نخواهد شد.

حال که مدیرکل جدید میراث فرهنگی خوزستان تصمیم دارد گزینه مورد نظر خود را منصوب کند از ایشان انتظار می رفت با حمایت بیشتر از این مرکز آموزشی که برای تربیت و آموزش افراد متخصص کارآیی لازم را دارد حمایت بیشتری به عمل می آورد و مدبرانه جلو میرفت و تا انتصاب سرپرست موردنظر، به تعهدات مندرج در قرارداد از جمله پرداخت کرایه ماهانه عمل میکردند تا صاحب ملک، در محل مرکز آموزشی در انظارعمومی، و همچنین در دفتر مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان باعث آبروریزی و سر وصدا نمی شد.

اگرچه گفته می شود که به زودی سرپرست مرکز علمی کاربردی میراث فرهنگی خوزستان جای خود را به مدیر دیگری خواهد داد. اما پیش تر سرپرست مرکز با اعلام اینکه دانشگاه باید تجلی اخلاق باشد گفته بود: متأسفانه برخی نگاه اشتباهی به دانشگاه دارند و شاهد برخی هتک حرمت ها و بداخلاقی ها هستیم که این مسائل پسندیده جامعه دانشگاهی نیست.

وی یادآور شد: باید در دانشگاه ها افراد و عزل و نصب ها براساس توانایی های علمی و اخلاقی باشد و حذف مدیران دانشگاهی براساس جناح بندی های سیاسی بدور از عقلانیت است. مدیریت دانشگاه کارزیربنایی و مهمی است و نیاز به عزم ملی و همگانی دارد و دانشگاه میراث با هزینه های جزیی کار خود را ادامه می دهد؛ ولی شاهد هستیم، برخی به جای حمایت از توسعه دانشگاه به کارهای تبلیغاتی و رسانه های به دور از واقعیت می پردازند.

در صورتی که از چنین مراکزی حمایت کافی نشود و نظام آموزشی انسجام یافته ای در آن مقرر نشود، این مرکز آموزشی به مانند دیگر مراکز محکوم به شکست خواهد بود چون در تعاریف بین المللی دانشگاه مکانی است برای افرادی که مایل به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر هستند تا در رشته مورد علاقه خود تخصص پیدا کنند. بنابراین ورود به دانشگاه برای کسب علم، با مدرک گرایی بسیار تفاوت دارد زیرا مدرک گرایی به علاقه و تخصص کاری ندارد و تنها مدرک تحصیلی را از دوره متوسطه به دوره دانشگاهی تبدیل می کند.

دانشگاه جامع علمی کاربردی در کشور به عنوان یک دانشگاه با در نظر داشتن ایجاد ارتباط دوسویه بین نظام آموزش عالی و بازار کار در هجدهم مهرماه سال 1373 تاسیس شد. چه بسا بیشترین خدمت آن برداشتن کنکور از تمام دوره های مقطع کاردانی است. کنکور و محدود بودن گنجایش دانشجویان چیزی است که همیشه فشاری روحی و اجتماعی روی فرد کنکوری و خانواده اش داشته است و بر خلاف دیگر نقاط جهان که ورود به دانشگاه آسان و خروج از آن سخت است. در ایران خروج از دانشگاه به هر ترتیب امکان پذیر می شود اما با تاسیس دانشگاه جامع علمی کاربردی اینگونه برداشت می شود که مشکل ورود نیز حل شده است.

ادای احترام برای انتصاب ایوب سلطانی در ایذه و سجاد پاک گهر در خرمشهر

مجتبی گهستونی

انتصاب ایوب سلطانی به سمت مدیریت میراث فرهنگی ایذه و همچنین سجاد پاک گهر به سمت ریاست اداره میراث فرهنگی خرمشهر و واگذاری امور موزه های آبادان به ایشان، نشان از توانایی و قابلیت های جوانانی است که دل به میراث فرهنگی خوزستان سپرده اند و سلامت و تعهد آنها بخشی از سرمایه هایی است که در وجودشان نهفته است.

البته در آبادان یک انتصاب دیگر هم ثبت شد و آن صدور حکم برای یکی از نیروهای قدیمی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به سمت ریاست اداره میراث فرهنگی آبادان بود. اگرچه انتظار می رفت این انتصاب فقط ادای دین دکتر خسرو نشان به یکی از دوستان قدیمی خود باشد اما عملکرد بسیار ناموفق و ناشیانه جناب آقای مرادی رییس تازه منصوب شده در آبادان آنهم در برگزاری رویداد نوروزگان که به مانند یک قبرستان متروکه بود را نباید فراموش کرد. خب البته برای جناب مرادی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم از ظرفیت آبادان بیش از پیش استفاده کند.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان اگرچه در بخشی از انتصاب های اخیر به خصوص در حوزه معاونت های صنایع دستی و سرمایه گذاری ناشیانه عمل کرد و در سطح باقی ماند اما در حوزه شهرستان با دو انتصاب ایوب سلطانی در ایذه و سجاد پاک گهر در خرمشهر که هر دو از خانواده میراث فرهنگی هستند سعی کرد بخشی از خلاءهای موجود را بپوشاند و بخشی از انتصاب های ضعیف خود را جبران کند.

البته از دکتر خسرو نشان انتظار می رود که به تقویت مدیران همه شهرستانهای خوزستان بپردازد و برای آنها مایه دلگرمی باشد.

یادم میاد سالها پیش که دکتر جعفر مهرکیان مدیر پایگاه آپاپیر ایذه بود در کنار یکی از نقش برجسته های شماره 2 یا 3 کول فرح خطاب به ما درباره جناب اسدپور میراث بان کول فرح گفت: اسد پور یکی از نگاره هایی است که از میان این 400 نقش بیرون آمده و تا به امروز از کول فرح مراقبت می کند. از نظر من هم ایوب سلطانی یکی از این افراد خلف است که به مکانی در قلعه بردی اندیکا تعلق دارد که مردمش معتقدند کوروش شاه ایران زمین از آنجا متولد شده است. او یکی از بازماندگان همان 400 نگاره کول فرح است که برگشته تا به مراقبت از آن آثار بپردازد.

در ادامه با توجه به شناخت دیرینه ای که از ایوب سلطانی دارم سعی می کنم ادای دین خود را به این جوان تا حدودی برآورده کنم. او کسی است که می شود چشم بسته از سلامت نفس او سخن گفت و تجربیاتش را به رخ کشید. سابقه کار او در حوزه میراث فرهنگی بسیار عیان است و دعوت او برای راه اندازی اداره میراث فرهنگی شهرستان اندیکا در سال 1393 حکایت از درایتی بود که به خرج داده شد. اما انتخابی که دکتر نشان با ایوب سلطانی انجام داد اگر با حمایت های بعدی و نه کارشکنی های احتمالی بعضی افراد انجام شود قطعن این انتصاب برای خارج کردن بحران های شهرستان ایذه در حوزه میراث فرهنگی گردشگری صنایع دستی آگاهانه و هوشمندانه بوده است.

شناخت ایوب سلطانی از بناها و محوطه های تاریخی و همچنین از توانمندی های طبیعی و استعدادهای عظیمی که در حوزه صنایع دستی شمال خوزستان وجود دارد فرصت مناسبی است تا اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان قطار جهانی شدن ایذه را به حرکت در آورد.

البته از ایوب سلطانی نمی توان برای ارتقای حوزه بحران زده میراث فرهنگی گردشگری صنایع دستی ایذه انتظار معجزه داشت اما از فرمانداری ایذه و سایر مسئولین این شهرستان انتظار می رود بیش از پیش به ارزش های نهفته در حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری توجه کنند و این شهر را با کمک جوانانی چون ایوب سلطانی و دیگر اساتیدی که سالها در این شهر کار کرده اند و یا حرف برای گفتن دارند در سطح بین المللی ارتقا دهند. آقای فرماندار باید برای اینکه در هیبت نماینده دولت نقش اثرگذاری از خود در شهرستان ایذه برجای بگذارد و تمام فرهیخته گان و افراد دوستدار میراث فرهنگی و همچنین دانش آموخته گان این شهر را گرد خود بیاورد به حوزه میراث فرهنگی گردشگری صنایع دستی بیش از پیش توجه نشان بدهد و با اعتماد کردن به توانمندی های ایوب سلطانی راه را برای اجرای طرح ها و پیشنهادهای خوب این فرزند خوزستان فراهم بسازد.

وقتی باستان شناسی چون ایوب سلطانی تلاش می کند آثار تاریخی و طبیعی بی شماری را در شهرهای مسجدسلیمان، اندیکا و لالی را با کمک دوستانش شناسایی و پرونده ثبتی تهیه کند و گاهی هم در مقام استعدادیاب عمل کند و در ادامه گام های موثری بر دارد این فرد قطعن می تواند در ایذه هم موفق باشد.

ایذه به عنوان پارک موزه سنگی و با برخورداری ﺍﺯ ﭼﺸﻢ‌ﺍﻧﺪﺍﺯهای زیبا و ﺩﻭ ﺗﺎﻻ‌ﺏ ملی ﻣﻴﺎﻧﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺼﻠﻲ ﺑُﻨﺪﺍﻥ حق دارد که به محلی برای کاوش باستان شناسان و حضور گردشگران متعدد تبدیل شود.

ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ‌ﻫﺎ از جمله ﻋﻴﻼ‌ﻣﻴﺎﻥ، ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﻴﺎﻥ، ﺍﺷﻜﺎﻧﻴﺎﻥ، ﺳﺎﺳﺎﻧﻴﺎﻥ، ﺍﺗﺎﺑﻜﺎﻥ‌ﻟﺮ‌ ﻭ… ﻫﺮﻛﺪﺍﻡ روزگاری ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻳﺎﺩﮔﺎﺭﻫﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﺑﻲ‌ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. به گواه همین ادعا است که در روزگارانی به ایذه کنونی در زمان عیلامی ﺁﻳﺎﭘﻴﺮ و ﺍﻧﺸﺎﻥ، در زمان ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﻲ ﺁﻧﺰﺍﻥ، در زمان اشکانی و ساسانی ﺍﻳﺪﻳﺪ، در زمان اسلامی ﺍﻳﺬﺝ، و در دوره حکمرانی اتابکان ﻣﺎﻟﻤﻴﺮ می گفتند.

نوروز را در محورهای گردشگری خوزستان سپری کنید

مجتبی گهستونی

آغازگر سفری در همین حوالی هستیم. سفر به دیاری کهن که شناسنامه اش از دوردست ها تا کنون نشان از قرن ها و سال هایی پنهان شده در دل تاریخ دارد. تکاپویی از انسان که با طلوع هزار باره ی خورشید بیدار شده، در سکوت و هیاهوی طبیعت نقش یافته و با غروب آفتاب به خواب می رود. امّا سپیده دمی دیگر در انتظار اوست... و شاید رفتن ما روشنایی بخش این انتظار باشد.

خوزستان، سرزمین تاریخ و تمدن خوزستان از آغاز، گذرگاه و محل استقرار نژادها و قوم های مختلف بوده است به گونه ای كه خوزستان را گهواره تمدن نامیده اند. استقرار تمدن های کهن كه از راه تجارت و بازرگانی به وسیله كشتی، گواه تاریخ با قدمت این استان پهناور است كه بهشت باستان شناسان محسوب می شود.

سرزمین خوزستان به حق شاهد بلوغ ادوار تاریخی بشر بوده است. از جنوب غربی ترین نقاط این استان واقع در حاشیه رودخانه های بزرگ كارون، دز و كرخه تا شمالی ترین نقاط آن واقع در سرزمین آیاپیر (ایذه) در دامنه های زاگرس، آثار بسیاری وجود دارد كه مایه افتخار، غرور و شكوه ملی سرزمین بزرگ ایلامی محسوب می شوند.

این سرزمین با آثار بسیار وسیعی كه در زمینه های تاریخی، تمدن، فرهنگ، هنر، صنعت و ... در خود دارد می تواند به خوبی عطش سلیقه و ذائقه هر گردشگری را فرونشاند. جریان ۵ رودخانه بزرگ از جمله كارون، دز، كرخه و ... در میان این سرزمین از سویی و قرارگیری سرزمین خوزستان در حاشیه خلیج فارس از سوی دیگر، مناسب ترین موقعیت را برای خوزستان فراهم آورده است. وجود آثار متعدد تاریخی و طبیعی در خوزستان همانند صنایع تولید انرژی های آبی و انرژی های فسیلی، ریشه دارترین ابزار و شرایط توسعه را عرضه می كنند.

یكی از قدیمی ترین تمدن های بشری در ۶ هزار سال پیش در «شوش» پدید آمد و هزار سال بعد دولت مقتدر ایلام در شوش پایه گذاری شد و درسایه این امر تحولات و پیشرفت های مهمی در امر كشاورزی، اجتماعی و اقتصادی صورت گرفت كه در ضمن این تحولات دو پدیده مهم از جمله ابداع خط و دیگری تشكیل نخستین حكومت های مركزی، در این منطقه بوده است. به عبارتی پایه های نخستین حكومت مركزی در ایران در اول هزاره سوم پیش از میلاد با روی كارآمدن سلسله های ایلامی بوده كه تا حدود سال ۶۴۰ پیش از میلاد موجودیت داشته اند.

اما خوزستان درطول تاریخ به نام های گوناگون نامیده شده است كه از جمله این نام ها می توان به سوزیانا، حالتا متی اشاره كرد. خوزستان به لحاظ اقتصادی، موقعیت صنعتی و كشاورزی یكی از مهم ترین قطب های كشور به شمار می رود. وجود شهرهای بندری سربندر، ماهشهر، خرمشهر، آبادان، شادگان و هندیجان با ویژگی سهولت برقراری ارتباط با كشورهای كویت و عراق و همچنین وجود سوغات محلی و انجام سفرهای ارزان قیمت اهمیت این سفرها را به لحاظ اقتصادی و توریستی به اثبات می رساند.

دسترسی به آب های آزاد در طول سواحل جنوبی و داشتن رودخانه های متعدد و پرآب كه از هزاره های پیش از میلاد زیستگاه اقوام كهن ایرانی و مهد تمدن و كشت و كار و آبیاری بوده است، به عبارتی دیگر عرصه اكوتوریسم خوزستان شامل تالاب شادگان، هورالعظیم، بامدژ، شیمبار، میانگران و... باشد. در تالاب های هورالعظیم پرندگان و پستاندارانی همچون مرغابی، غاز، پلیكان، گراز، شغال، خرگوش و در تالاب میانگران خوك وحشی، روباه، شغال، خرگوش، موش، انواع اردك، غاز، لك لك و... زیست می كنند.

منطقه حفاظت شده دز و كرخه، شیمبار، منگشت و هفت شهیدان و پناهگاه حیات وحش كرخه، دز، تالاب شادگان و منطقه شكار ممنوع میش داغ، شاداب و كرائی از جمله مهم ترین زیستگاه های استان خوزستان محسوب می شوند. حماسه های جاوید رزمندگان اسلام در طول ۸ سال دفاع مقدس یادمان های افتخارآمیزی را در تاریخ این كشور بر جای نهاده است. مناطق عملیاتی فكه، دارخوین، شهادتگاه شلمچه، فتح المبین، دهلاویه، هویزه و چذابه، گلزار شهیدان آبادان، خرمشهر، دزفول، بقایای پلهای جنگی، جفیر، طلائیه و غنایم جنگی از جمله جاذبه های دفاع مقدس در حوزه توریسم فرهنگی محسوب می شود.

خوزستان با برخورداری از هزاران اثر تاریخی و محوطه باستانی دارای جاذبه های بسیاری است كه بسیاری از آنها برای هموطنان ناشناخته مانده است. خرابه های شهر قدیم لور در مجاورت اندیمشك كنونی، ویرانه های شهر ایلامی زعفران دشت در منگره، قلعه رزه، پل صیحه یا آباره عباس خان، قلعه صالح آباد، سد دز در اندیمشك، پالایشگاه، بندر و اسكله و موزه آبادان، پل معلق، معین التجار، هتل قو، هشت بنگله، پل سفید، خانه های راه آهن و بانک ملی، گورستان سنگی کوهساران و مقام علی بن مهزیار در اهواز، اشكفت سلمان، كول فرح، تاق تویله، کوشک نورآباد، تالاب میانگران و دشت سوسن در ایذه، کوشک ارغوانی، امام زاده عبدالله، مال آقا و قلعه تل در باغ ملك، جلگه تشون، ارجان، سنگ نگاره های تنگ سروك، امام زاده حیدر، بشیر نذیر، پل دیلمان و خیرآباد و تنگ تكاب در بهبهان، دبیرستان رودکی، آبشار ملارآهنگی در هفتکل، مسجد جامع و موزه جنگ و جزیره مینو در خرمشهر، تپه چغامیش، بقایای شهر ساسانی جندی شاپور، پل قدیم، آسیاب رعنا، بقعه سبز قبا، حمام كرناسیون و بازار قدیم در دزفول، تشکوه، عمارت صمیمی، قلعه داودختر و قلعه امیر مجاهد در رامهرمز، تالاب بین المللی شادگان، روستای رگبه و امام زاده سیدصالح در شهرستان شادگان، قلعه اكروپل، موزه، زیگورات چغازنبیل، كاخ آپادانا، شهر شاهی، بقعه دانیال نبی، كاخ اردشیر و موزه هفت تپه در شوش و قلعه سلاسل، آبشارها، بند میزان، كلاه فرنگی، نهر داریون و بند قیر در شوشتر، موزه نفت، صفه سرمسجد و بردنشانده، آبشار پاگچی، چم آسیاب و گورستان ارامنه در مسجدسلیمان، غار پیده، پل قدیم اوسور، آبشارهای باباروزبهان، شهر بنه وار در لالی، قلعه بردی، دشت شیمبار، سوزتینا، تنگ بتا در اندیكا، سد تیرا، پارک گمبوعه کوشک، بقعه مشعشعیان در حمیدیه، مضیف بردیه و حمادی، یادمان شهید چمران، جنگل ام الدبس در سوسنگرد و بستان و... بخش كوچكی از جاذبه ها و آثار تاریخی و طبیعی استان خوزستان محسوب می شوند. گوناگونی فرهنگ مردم خوزستان موجب گردیده تا صنایع دستی نیز در این استان از تنوع چشمگیری برخوردار باشد.

برخورداری خوزستان از  هزاران صنعتگر در رشته های كپوبانی، احرام بانی، قالی بافی، حصیربافی، معرق كاری، خراطی، نساجی سنتی، گلیم بافی، عبابافی، گیوه بافی، ورشوكاری، لنگ بافی، وریس و شیردنگ بافی، چوقا بافی و... از جمله دیگر جاذبه های این نگین پرافتخار ایران است. هر ساله هزاران نفر از هموطنان ایرانی و گردشگران خارجی بهترین روزهای خود را در خوزستان می گذرانند تا با حضور فیزیكی خود شاهد بخش كوچكی از تاریخ پرفراز و نشیب ایران باشند. براستی حضور هر گردشگر ایرانی و خارجی در كنار آثار تاریخی و جاذبه های طبیعی خوزستان انسان را به غرور و افتخار وامی دارد.

در ادامه به صورت مختصر به معرفی چند محور گردشگری در خوزستان می پردازم.

محور گردشگری شمال شرقی خوزستان

اگر از سمت چهارمحال و بختیاری وارد خوزستان شدید که ابتدا وارد شهرستان ایذه و سپس باغملک می شوید. شهرستان های ایذه و باغملک در شمال شرق استان خوزستان، غرب استان کهکیلویه و بویراحمد و جنوب استان چهارمحال بختیاری در میان کوهستان های سربه فلک کشیده رشته کوههای زاگرس قرار گرفته اند. وسعت این دو شهرستان حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع است. جمعیت این دو شهرستان بر روی هم بیش از ۴۵۰ هزار نفر می‌باشند که در شش شهر ایذه، باغملک، قلعه تل، دهدز، صیدون میداود و روستاهای تابعه پراکنده‌اند.

ایذه و باغملک از سابقه تاریخی کهنی برخوردارند به گونه‌ای که از ادوار تاریخی مختلف نشانه‌های فراوانی در این دو شهرستان یافت می‌شود. از دوران های کهن یعنی روزگار امپراتوری ایلام آثاری چون نقش برجسته سرهانی و سنگ نوشته قلعه تل در شهرستان باغملک و آثاری چون نقش برجسته‌های اشکفت سلمان، شهسوار، خنگ اژدر و کول فرح در ایذه باقی مانده‌اند.

در ایذه و باغملک باستانی مردم لر و بختیاری، به جای مانده از هزاره های پیش از میلاد مسیح زندگی می کنند. اسقرار و حاکمیت پادشاهان پارینه سنگی، ایلامی، هخامنشی و ایلیمایی در سرتاسر کوهستان و دشت ایذه باغملک، این دو شهر را در زمره مهم ترین شهرهای تاریخی با ده‌ها نقش برجسته و سنگ نوشته قرار داده است.

ایذه و باغملک از نظر توانمندی برای توسعه و پیش رفت از مناطقی منحصر به فرد در کشور به شمار می‌روند. گذشته از توانمندی انسانی و جود استعدادهای خداداد طبیعی همچون رودخانه‌ها، معادن، جنگل‌ها، عرصه‌های طبیعی، مناطق سیاحتی و… در ایذه و باغملک را می‌توان از پتانسیل‌های بالا برای توسعه دانست.

به عنوان نمونه از نظر روان آب‌ها سه رودخانه دایمی کارون، مال آقا و علاء و دهها چشمه سار بزرگ و کوچک بخشی از توانمندی‌های خداداد منطقه‌اند که اگر در سرمایه گذاری‌ها به آنها توجه شود بی شک در برون رفت منطقه از توسعه نایافتگی موثر خواهند بود.

یکی دیگر از توانمندی‌های منطقه، پتانسیل‌های سیاحتی آن است به عنوان نمونه مناطقی چون امامزاده عبدالله، رباط، سنگار و مال آقا در شهرستان باغملک و مناطقی چون حاجی کمال، شیوند، سادات حسینی، غریبی ها، دشت‌های کوچک و بزرگ در دهدز، شمین و سوسن در ایذه را می‌توان یاد کرد.

برای سفر به ایذه و باغملک از اهواز از میدان چهارشیر (شهیدبندر) به سمت شرق که بروید تابلوها شما را به جاده ایذه و باغملک منتهی می کند. گردشگرانی که از استان چهارمحال و بختیاری وارد خوزستان می شوند ابتدا به شهر دهدز و سپس ایذه وارد می شوند و پس از آن می توانند به باغملک بروند.

از اهواز به باغملک 145 کیلومتر و به ایذه 185کیلومتر است. در مسیر اهواز به باغملک از سه راهی شهرهای رامهرمز و کمربندی هفتکل عبور کرده و به باغملک می رسید. پس از باغملک با گذر از شهر تاریخی و کوچک قلعه تل و عبور از روستای بارانگرد که بیشتر شغل ساکنین آن قصابی و گوشت فروشی است وارد ایذه می شوید. فاصله شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری به ایذه 260 کیلومتر و تا باغملک 300 کیلومتر است.

برای اقامت در ایذه و اطراف این شهر علاوه بر اینکه می توانید با گذر از دریاچه سد کارون سه آن هم از طریق شناور به روستاهای گردشگری سادات حسینی و شیوند بروید امکان اقامت در دهکده گردشگری زراس هم وجود دارد. البته در ایذه هتل و مسافرخانه هم وجود دارد.

برای اقامت در باغملک که بیشترین تفرجگاههای خوزستان را در خود دارد می توانید به روستای تاریخی و طبیعی مال آقا در مسیر ایذه به باغملک بروید. البته اگر به شهر باغملک هم ورود پیدا کردید می توانید پس از گذر 50 کیلومتر به منطقه امامزاده عبدالله رفته و از منطقه گردشگری آنجا هم بهره ببرید. امکان اقامت در نزد روستاییان هم وجود دارد. اکثر ادارات کل خوزستان نیز در همین منطقه کمپ دارند که باید با هماهنگی قبلی آنجا را رزرو کنید. البته از دیگر اقامتگاههای روستایی در اطراف باغملک را می توان روستاهای رباط و ابوالعباس نام برد.

 

محور گردشگری جنوب غربی خوزستان

به سوسنگرد می رویم. شهری از حماسه که هر چند هشت سال روزهای پی در پی جنگ بی امان ایران، آتشی بر قلب پردردش پدیدار نمود امّا دیدنی هایش چشم انتظار نگاه گردشگرانی است تا با افق پرمهر مردمان این دیار، سرود همنوایی را بر قلب و روح این سرزمین مرهمی باشند. می رویم تا صدای پای کرخه را بشنویم. تاریخ را در عمارتی قدیمی بیابیم. مقابر مقدس و یادمان شهدا را به صلواتی ختم کنیم، تالاب هورالعظیم و آب تنی گاومیش ها، زیبایی های صحرا، جنگل «اُم الدِبِس» و تپه  های شنی را به همراه هنر دست زنان و مردان نظاره  گر باشیم و لذّت سفر را در سرپناهی از طبیعت هور، به ضیافت عشق و محبت مردم عرب در "مُضیف" بنشینیم تا خاطره ی خوشایند سفر را با عطر قهوه به یادگار بازگردانیم.

مبدأ سفر ما اهواز است و مقصد سوسنگرد و "بستان" واقع در 85 کیلومتری شهر اهواز. دو مسیر پیش رو داریم. شما هم می توانید از مسیر شهر "الوان" در جنوب شهر شوش و دیگری از مسیر سه راهی خرمشهر – سوسنگرد در اهواز راهی خطه دشت میشان شوید. البته جهت دسترسی بهتر و آسان تر مسیر سه راه خرمشهر واقع در اهواز به شما پیشنهاد می دهیم. شاید شما با اتومبیل شخصی و یا به وسیله ی تور سفر کنید، در غیر این صورت سواری ها و مینی بوس های عمومی در ایستگاه سه راه خرمشهر شما را به سوسنگرد خواهند رساند. برای رفتن به مقاصد دیگر سفر باید از سوسنگرد برنامه ریزی کنید.

 

محور گردشگری شرق خوزستان

گردشگران عزیزی که از سمت کهگیلویه و بویر احمد و استان فارس وارد خوزستان می شوند ابتدا به شهرستان بهبهان ورود می نمایند. شهر باستاني بهبهان (ارجان) در فاصله ۲۰۰ كيلومتري شرق اهواز واقع شده است. برای کسانی که دی و بهمن ماه وترد خوزستان می شوند قدیمی ترین نرگس زارهای ایران که متعلق به شهرستان بهبهان در شرق خوزستان است دیدن دارد. اما حالا که فصل دیدن نرگس زارهای کهن شهر بهبهان نیست می توانید از دیگر جاذبه های این کهن شهر بازدید کنید. چندی پیش کشف یک گورستان هفت هزار ساله در بهبهان دروازه جدیدی برای مطالعه تاریخ خوزستان را گشود.

بهبهان به عنوان سرزمین دشت های زیبا و همزاد تاریخ از فرهنگ، موسیقی، غذاهای محلی، گویش غنی برخوردار است. بهبهان داراي قدمتي بيش از 5000 سال است كه آثار تاريخي بسياري دردل خود جاي داده و ارائه‌دهنده تمدن بشري ايراني و حتي بخشي از جهان است. چشمه آب درمانی گراب بهبهان واقع در این ناحیه، به عنوان یکی از بهترین چشمه های آب درمانی کشور معرفی شده است که به سبب رنگین بودن آن  به چشمه رنگین نیز شهرت دارد. موزه بهبهان دارای بخش هایی متنوع است که در یک بخش آن می توان آثار بی نظیری از جمله سفالینه های کشف شده عصر ساسانی، سکه های دوران ساسانی و اسلامی را مشاهده کرد و در بخش دیگر آن می توان با شیوه زندگی، فعالیت و آداب و رسوم مردم این منطقه آشنا شد. بهبهان جغرافیای تاریخی بر باد رفته گوشه ای از تاریخ فارس به عنوان دروازه پارس و همچنین گوشه ای از تاریخ خوزستان را تواما با خود به همراه دارد. بهبهان در روزگار ساسانی محل تلاقی ادیان و مذاهب مختلف در طول تاریخ بوده بطوریکه بقایای کلیسای نسطوری و بقعه بزرگان علمی و مذهبی هنوز هم در آن پابرجا است. در قرون پیش مردم ارجان پس از ویرانی این شهر به بهبهان کوچ کردند. ايالت ارجان قبل از ساسانيان موسوم به آرياگان يعني محل سکونت آرياها بود که در دوره اسلامي ارجان ناميده شد. با ویرانی ارجان، شهر بهبهان که از روستاهاي تابع آن بود رو به آبادي گذاشت و جانشين ارجان شد. از جاذبه های تاریخی و فرهنگی ماندگار این دیار می توان چشمه های آب معدنی و درمانی، مدرسه خیرآباد، آتشکده ساسانی، راسته بازار و کتیبه های تنگ تکاب را نام برد. یکی از صنایع قدیمی این شهر صنعت عبابافی نامیده می شود که نسل به نسل انتقال یافته و دارای شهرت جهانی است و همچنین مراسم سینه زنی سه سنگ در ایام ماه محرم و موسیقی فولکلور آن از ویژگی های بی نظیر این شهر است.

از بهبهان که خارج شدید به رامهرمز می رسید. شهر محوطه های ایلامی و گنجینه جوبجی. رامهرمز ‌در 95 كيلومتري شرق اهواز قرار‌ گرفته و منسوب ‌به‌ هرمز ساساني است. بررسي هاي باستان‌شناسي استقرار انسان در دشت رامهرمز را حداقل تا هزاره ششم پيش از ميلاد مشخص نمود. علاوه بر كشف آثاري مربوط به دوره عيلامي شواهد مربوط به شكوفايي منطقه در دوره ساساني و اسلامي نيز يافت شده است. شهرستان رامهرمز در سال های اخير مجددا اهميت گذشته خود را به دست آورده و رو به توسعه و ترقی نهاده و امروزه از شهرستان‌های مهم استان خوزستان به شمار می‌رود. در بعضي از روستاهاي اين شهرستان قالي بافي، جاجيم بافي، خورجين بافي و سياه چادر به صورت محدود بافته مي شود كه صرفاً جنبه خود مصرفي دارد. از آثار منطقه رامهرمز مي توان تل گستر، تل برمي، قلعه داو دختر، قلعه عظيم يزدگرد و مختارك، سد تاريخي جره(سارو)، بقعه علمدار و قدمگاه امام رضا(ع)، باغ صميمي، خانه امير مجاهد و بقعه سيد حسين زاهدون را نام برد.

 

خوزستان، پرچمدار میراث جهانی ایران

در استان خوزستان دو شهرستان شوش و شوشتر سه گنجینه جهانی را به خود اختصاص داده اند. آثار تاریخی شهر و معبد چغازنبیل در شهرستان شوش و سازه های آبی تاریخی در شهرستان شوشتر از جمله آثاری هستند که به دنیا معرفی شده اند.

«محوطه باستانی شوش» به عنوان هجدهمین اثر ایران در یونسکو به ثبت رسید. محوطه باستانی شوش سومین اثر از خوزستان است که ثبت جهانی شد چرا که پیش‌تر از آن محوطه‌ تاریخی «چغازنبیل» و «سازه‌های آبی تاریخی شوشتر» نیز به جهانیان معرفی شده‌اند. از این قرار می‌توان خوزستان را با سه اثر ثبت جهانی پرچمدار میراث جهانی ایران دانست. شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم، از معروف‌ترین شهرهای دنیا، پایتخت چند هزار ساله مملکت ایلام و همچنین پایتخت زمستانی امپراطوری هخامنشی بوده ‌است. آرامگاه دانیال نبی (ع) در شهر شوش واقع گردیده‌ است. شوش در دوره اسلامی نیز مدت‌ها از شهرهای پرجمعیت و پررونق بود. هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز منتقل شد شوش کم‌کم اهمیت خود را از دست داد. در طبقات پایین‌تر این شهر آثاری به دست آمده که باستان شناسان آنها را مربوط به هشت هزار سال پیش می‌دانند.

«محوطه‌ تاریخی چغازنبیل» در شوش نخستین اثر تاریخی بود که در 19 اردیبهشت 1358 و با تلاش‌های مرحوم شهریار عدل در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. اهمیت این محوطه‌ی تاریخی به عنوان مهم‌ترین اثر بجای‌مانده از دوران حکومت ایلامی، قدمت ٣٠٠٠ ساله‌ی آن همراه با جاذبه‌های طبیعی از جمله عوامل مؤثر در به ثبت‌رسیدن این مجموعه به‌عنوان میراث جهانی بوده‌اند.

«سازه‌های آبی تاریخی شوشتر» دهمین بنای جهانی ایران است که در سال 1388 در فهرست یونسکو به ثبت رسید. پروژه بزرگ مطالعه، حفاظت و مرمت محوطه آسیاب‌های شوشتر (آبشارها) از سال 1377 توسط سازمان میراث فرهنگی، به منظور نجات بخشی یکی از محوطه‌های تاریخی در معرض خطر آغاز به فعالیت کرد و پس از آن از سال 1381 پایگاه میراث فرهنگی سازه های آبی تاریخی شوشتر با هدف مطالعه و پژوهش پیرامون سازه‌های آبی تاریخی این منطقه و کشور و همچنین ساماندهی، حفاظت و مرمت و معرفی مجموعه آثار تاریخی شوشتر تشکیل شد.

کشف گورستان هفت هزار ساله در بهبهان دروازه جدیدی برای مطالعه تاریخ خوزستان

http://tadbirvaomid.ir/files/fa/news/1394/12/22/126916_870.jpg

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان گفت: کشف گورستان هفت هزار ساله در بهبهان اطلاعات تاریخی مهمی از جمله نحوه زندگی و آیین های تدفین در آن دوران در استان را نشان می دهد.

مجتبی گهستونی یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: چند ماهی است که یک هیات باستان شناسی از تهران برای کاوش به منطقه شرق خوزستان و بهبهان وارد شده اند. این هیات به تازگی از کشف یک گورستان هفت هزار ساله در منطقه تلچگا سفلی در نزدیکی شهر زیدون در شهرستان بهبهان را خبر دادند.

این فعال میراث فرهنگی افزود: طبق اطلاعاتی که این هیات عنوان کرده است بخشی از اجساد در این گورستان به صورت دست جمعی و بخشی به صورت فردی دفن شده اند که این مهم اطلاعات بسیار ارزشمندی را از این منطقه مشخص خواهد کرد. این آثار کشف شده مجهولاتی را در تاریخ استان مشخص می کند و کشف این اثر به مطالعات بعدی کمک می کند.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان افزود: این گورستان کشف شده می تواند نحوه زندگی در هفت هزار سال گذشته و نوع پوشش و ادواتی که در آن دوران استفاده می شده را مشخص می کند و علاوه بر آن این اثر می تواند نوع تدفین و آیین های تدفین در دوره هفت هزار ساله گذشته خوزستان را نشان دهد. این منطقه منحصر به فرد است و می تواند به یک سایت تاریخی بسیار مهم تبدیل شود و چیزی که در کشف این اثر بسیار مهم است سرنوشت و آینده این منطقه است که به حال خود رها نشود.

گهستونی بیان کرد: این منطقه می تواند به یک منطقه باستان شناسی تبدیل شود.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان اظهار کرد: باستان شناسان غربی قبل از انقلاب به شرق خوزستان و شهرستان بهبهان آمدند و کاوش های باستان شناسی انجام دادند که متاسفانه بعد از انقلاب تا کنون این منطقه به حال خود رها شد و هیچکونه کاوشی در این منطقه در سه دهه اخیر انجام نشد.

این اثر با کاوش یک باستان شناس پیشکسوت به نام عباس مقدم که در یک هیات باستان شناسی از تهران چند ماهی است در منطقه شرق خوزستان در حال تحقیق است کشف شده است.

محوطه تاریخی 'بروایه عمیر' به طور کامل تسطیح می شود؟

در ادامه حفاری های گسترده و سریالی محوطه های باستانی خوزستان اینبار حفاران و قاچاقچیان اشیای تاریخی اقدام به تخریب محوطه تاریخی 'بروایه عمیر' اهواز کردند.

در محوطه تاریخی "بروایه عمیر" یک تپه باستانی وجود دارد که با توجه به تعرض ها و حفاری های فراوان بیم آن می رود که در روزهای آینده بر اثر فعالیت های کشاورزی تسطیح شود.

در نتیجه تخریب و حفاری های بی امان در این محوطه تاریخی از اداره کل میراث خوزستان انتظار می رود که با اعزام کارشناسان و نیروهای یگان حفاظت محوطه باستانی "بروایه عمیر" تخریب های پیش آمده را مورد ارزیابی قرار داده و پرونده قضایی برای آن تشکیل دهند.

در نتیجه تخریب ها و حفاری های متعدد غیر مجاز در محوطه ارزشمند "بروایه عمیر"، شیارهای عمیقی که با استفاده از بیل مکانیکی بوجود آمده و منجر به ازبین رفتن لایه های باستانی و نابودی آثار معماری تزیینی و سفالینه ها شده است.

با توجه به عکسهایی که تنی چند از باستانشناسان از محوطه و سفالیه ها دیده اند احتمال داده می شود این محوطه مربوطه به دوره عیلامی (ایلامی) است که ابتدا باید ثبت ملی، تعیین عرصه و حریم، سپس نجات بخشی، تملک و حفاظت شود.

توسعه روستاها و اراضی کشاورزی گستردگی و عدم شناسایی همه محوطه های تاریخی عدم تملک محوطه ها، ثبتی نبودن همه محوطه های تاریخی، کمبود نیروی یگان حفاظت و عدم توانایی استفاده از جوامع محلی، از جمله مشکلاتی است که دامن گیر آثار تاریخی خوزستان است.

انتظار می رود که مسئولان استان خوزستان با درک اهمیت حفاظت از محوطه ها و بناهای تاریخی، وضعیت بحرانی محوطه هایی که به حال خود رها شده اند را رسیدگی نمایند تا ضمن جلوگیری از تخریب های احتمالی از بازگشایی پرونده های قضایی خودداری شود.

متن کامل خبر به همراه عکس های بیشتر را در میراث خبر ببینید:

http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=117065&Serv=3&SGr=22

محوطه پیش از تاریخ 'بیت شمع' نیازمند نجات بخشی اضطراری است

http://taryana.ir/files/New%20folder/beytsham_02.jpg

تعریض خط راه آهن اهواز به شوش باعث تخریب 3 هکتار از محوطه باستانی پیش از تاریخ 'بیت شمع' شد. روستای جعادله محوطه باستانی 3 هکتاری بیت شمع که نیاز به عملیات نجات بخشی دارد در روستای جعاوله در اطراف منطقه بامدژ اهواز واقع است. 

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام تعرض به محوطه تاریخی بیت شمع به CHN گفت: محوطه تاریخی تخریب شده آثاری از دوره های متعدد پیش از تاریخ تا دوره اسلامی را در خود جای داده است. مجتبی گهستونی افزود: به دنبال تخریب های صورت گرفته شده توسط راه آهن جنوب، از طرف اداره کل میراث فرهنگی خوزستان تعیین خسارت انجام شده است که هیچ گاه امیدی به پرداخت این میزان خسارتمالی نیست و از طرفی بخش های عمده محوطه باستانی تخریب شده است.

http://taryana.ir/files/New%20folder/beytsham_01.jpg

وی اظهار داشت: چنین محوطه هایی قابلیت انجام مطالعات باستان شناسی را دارد و انجام تعرض های فعلی این ضرورت را ایجاب می کند که عملیات نجات بخشی در محدوده پروژه راه آهن انجام شود. عضو انجمن میراث فرهنگی خوزستان که استاندار خوزستان ریاست آن را برعهده دارد گفت: تعرض راه آهن به یکی از مهم ترین محوطه های تاریخی ایران در خوزستان به عنوان بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی منطقه ناشی از عدم توجه و تعهد لازم بعضی از ارگانها از جمله راه آهن و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان است که عملکرد ناصحیح شان موجب شده تا در اصالت و یکپارچگی محوطه خدشه وارد کنند.

http://taryana.ir/files/New%20folder/beytsham_03.jpg

گهستونی یادآور شد: تعرض به محوطه باستانی بیت شمع در اثر تخریب و تسطیح پروژه راه آهن، موجب راه یابی آب های سطحی به درون محوطه و لایه های باستانی و فروپاشی محوطه شده است. وی تاکید کرد: با توجه به وجود محوطه های متعدد با ارزش های گوناگون در محور تاریخی اهواز به چغازنبیل و شوش، این تخریب صورت موجب مخدوش شدن هویت فرهنگی منطقه شده است. اهواز با 35 اثر و محوطه ثبت شده در سال 1393 از اداره میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری برخوردار شد که تاکنون اختیارات کامل و امکانات مورد نیاز برای آن لحاظ نشده است. بی شک عدم توجه به شناسایی، ثبت، کاوش و نجات بخشی در محوطه های تاریخی اهواز موجب تخریب روز افرون این محوطه ها خواهد شد.

350 سازه تاریخی آبی خوزستان نیازمند مرمت است

http://taryana.ir/files/2_0/polband_kheirabad.JPG

مجتبی گهستونی:  شنبه هشتم اسفند 1394 خوزستان میزبان برگزاری کارگاه ضرورت حفاظت از سازه های تاریخی – آبی بود که توسط دفتر گنجینه آب سازمان آب و برق خوزستان برگزار شد. کارگاه ضرورت حفاظت از سازه های تاریخی – آبی به این دلیل برگزار شد چون وجود رودخانه های بزرگی همچون کارون، دز، کرخه، جراحی و زهره با ده ها شاخه فرعی و چشمه سارهای فراوان و همچنین دشت های مسطح و حاصلخیز، خوزستان را به جذاب ترین نقطه برای سکونت انسان ها در دوره های مختلف تبدیل کرده است. آبیاری اولیه برای کشاورزی با توجه به بالا بودن سطح رودخانه ها در آن دوران منحصر به نهرهای کوچکی بود که از رودخانه ها منشعب می شدند.

 پایین رفتن سطح رودخانه ها و افزایش جمعیت، انسان را وادار کرد راهی برای حل این معضل بیابد. در طول تاریخ انسان های ساکن در خوزستان سازه های بی نظیری در جهت حفاظت، مهار، نگهداری و بهره برداری صحیح از آب ایجاد کردند که نمونه آنها را می توان در تمامی شهرهای استان مشاهده کرد. گفته می شود نخستین نمونه های آبیاری در اطراف تپه "چغامیش" و همچنین نمونه گیاهان اهلی مانند گندم، جو، عدس و ماش در حفاری های تپه چغانبوت دزفول به ترتیب در هزاره ششم و هزاره نهم پیش از میلاد کشف شده است. از سوی دفتر گنجینه آب سازمان آب و برق خوزستان تاکنون بیش از 350 سازه تاریخی آبی شامل انواع سد، پل، پل بند، حمام، آبراهه، آسیاب، انهار، تونل، قنات و... در سطح خوزستان شناسایی شده که از حیث تعداد و قدمت، غنی ترین منطقه در جهان به شمار می رود.

در کارگاه ضرورت حفاظت از سازه های تاریخی – آبی، معاون میراث فرهنگی کشور که محور سخنرانی او "معرفی سازه‌های آبی تاریخی شوشتر و طرح حفاظتی آن" بود با اشاره به ساخت و سازهای متعدد و ناهمگون که سازه های آبی تاریخی شوشتر را مورد تعرض قرار دادند گفت: حرمت و ارزش شهر شوشتر که شاهکارهایی از نظام مهندسی آب، را در خود جای داده گرامی داشته نشد و با ساخت و سازهای متعدد و ناهمگون شوشتر را مورد تعرض قرار دادند. محمد حسن طالبیان معاون میراث فرهنگی کشور درس‌هایی که باید از تاریخ و تجربیات گذشتگان بگیریم اشاره کرد و گفت: تعامل دستگاه‌های دولتی برای حفاظت از بناها و محوطه های تاریخی ضرورت فراوان دارد.خوزستان همواره مکانی برای زیست بوده است. اگر یکپارچگی نظام طبیعی در سازه های آبی تاریخی از دست برود با تخریب این گنجینه ها روبرو می شویم.

به اعتقاد وی، آنچه شوشتر را جهانی می‌کند قرارگیری مجموعه ای از تکنولوژیی ها در کنار هم است. چنانکه در این بخش، دانش مهندسی خاصی به معنای واقعی وجود دارد و انسان هنگامی که به عمق وجودی سازه های آبی تاریخی می‌رود در مقابل این عظمت خود را کوچک می داند. با این وجود، متاسفانه حرمت و ارزش شهر شوشتر که شاهکارهایی از نظام مهندسی آب، را در خود جای داده گرامی داشته نشد و با ساخت و سازهای متعدد و ناهمگون شوشتر را مورد تعرض قرار دادند. معاون میراث فرهنگی کشور در ادامه از شوشتر به عنوان یک دانشگاه مهندسی آب نام برد و اظهار کرد: عظمت این سازه آن باعث شد تا ارزیابان یونسکو پس از پرواز بر فراز شهر و مشاهده مسیر سازه های آبی تاریخی رای به ثبت آثار دهند. در حال حاضر با توسعه نامتوازن در کشور روبه‌رو هستیم. دستگاه‌های متولی اگر در ارتباط با کارهای خود به دانش گذشتگانشان مراجعه کنند در کار خود با آسیب های کمتری مواجه می شوند. به طور مثال، اگر وزارت راه و وزارت صنایع به تجربه گذشتگان خود در حوزه کاریشان توجه کنند، هم آسیب پذیری کمتری را خوهند داشت و هم آسیب کمتری به میراث فرهنگی وارد می‌آورند.

 

غفلت در حفاظت از سازه‌های آبی – تاریخی

با وجود آنکه حدود ۳۵۰ سازه آبی – تاریخی درخوزستان شناسایی شده‌است اما تاکنون نه تنها موزه‌ای تحت این عنوان در این استان راه‌اندازی نشده بلکه مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان معتقد است: سازه‌های آبی – تاریخی خوزستان مورد غفلت قرار گرفته‌اند. محمدرضا شمسایی مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان با اشاره به آنکه نخستین بار 20 سال پیش به اهمیت بحث سازه‌های آبی- تاریخی پی برده‌است عنوان کرد: از این رو نخستین اقدام خود را دعوت از مهندس بهشتی رییس وقت سازمان میراث فرهنگی  قرار دادم تا برای بررسی و مورد توجه قرار دادن این سازه‌ّهای تاریخی به خوزستان سفر کند.

http://taryana.ir/files/2_0/asiab_susan_sorkhaab.jpg

او با اشاره به اقدامات اولیه‌ای که برای شناسایی، حفاظت و مرمت این سازه‌ها انجام شد تصریح کرد: با گذشت 20 سال از آن زمان تاکنون متاسفانه مجموعه استان خوزستان اقدام مفیدی در زمنیه حفاظت و مرمت از این سازه‌ها انجام نداده‌است چنانکه در مقابل حجم تعداد این سازه‌ها کارهای اندکی انجام شد. اما طی 20 سال گذشته در سازمان آب و برق 350 سازه‌ را شناسایی و شناسنامه آنها را تهیه کرده‌ایم که به زودی نرم افزادی از اطلاعات کامل آن ارائه خواهد شد.

شمسایی در ادامه به اقداماتی که برای راه‌اندازی 4 موزه آب در شهرهای اهواز، دزفول، شوشتر و بهبهان طی سال‌های گذشته انجام شده ‌بود اشاره کرد و افزود:‌‌ در آن سالها کارهایی برای تحقق و راه‌اندازی این موزه‌ّها انجام شد و تصمیم داشتیم بخشی از توانمندی های آبی - تاریخی را در این موزه ها ارائه دهیم که به دلیل نبود همکاری و توجه لازم رها شد. حتا، 13 سال پیش کلنگ موزه آب اهواز در یکی از جزایر به زمین زده شد اما مسئولان به دلیل نداشتن اطلاعات کافی و نبود دلسوزی کار را رها کرده و این پروژه را به اداره کل میراث فرهنگی خوزستان تحویل دادند که آن هم تصمیم داشت موزه‌ای به جز موزه آب احداث کند و آن پروژه را متوقف کرد. طراحی زیبای این موزه شبیه چغازنبیل است. با این وجود تلاش‌ها برای به ثمر رساندن این پروژه‌ که بیش از یک دهه پیش با اعتبارات هنگفت آغاز شده بود ادامه دارد.

مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان در ادامه صحبت‌ّهای خود از آغاز سایر پروژه‌ها با تامین اعتبارات اولیه آنها خبر داد و گفت:‌ در این سال‌ها سازه‌های آبی - تاریخی از جمله آسیاب‌های آبی دزفول و تونل بلیتی از مجموعه شوشتر را مورد مطالعه قرار دادیم. برای نجات سازه‌های آبی - تارخی خوزستان باید به دنبال راه حل مهم گشت تا از وضعیت نگران کننده  فعلی خارج شویم. از این رو باید در خوزستان علاقه و آشنایی بیشتر مسئولان را مورد توجه قرار دهیم. او با اشاره به آنکه در برخی از استانها از سازه‌های کم سن و سال خود حمایت می‌کنند یادآور شد: اما گنجینه‌های تاریخی - آبی خوزستان که تاریخ آنها دیرینه است به حال خود رها شده‌اند. به طور مثال در طول سال‌های گذشته که به کاشان و یزد سفر کردم پیشرفت آنها را در زمینه حفاظت از گنجینه‌های آبی دیدم که مثال زدنی است. اما در این حوزه در خوزستان از کل کشور عقب تر هستیم. مرمت و حفاظت از این گنجینه‌ها هزینه‌ّهای زیادی را می طلبد که با هزینه‌های قطره چکانی صورت نمی‌گیرد. از این رو پیشنهاد می‌کنم بخشی از این گنیجینه‌ها به بخش خصوصی واگذار شود.

شمسایی معتقد است: «توجه به گردشگری آبی و ورزش‌های آبی در کنار این گنجینه‌ها می‌توان راهکاری برای برون رفت بخشی از این سازه‌ها از نابودی باشد. به عنوان یک مدیر خوزستانی خود را متعهد می‌دانم در حد توانم به حفاظت، مرمت و بهره برداری صحیح از این آثار بپردازم. قدم‌های هرچند کوچک ما می‌تواند مقدمه یک کار بزرگ باشد اما متاسفم که بسیاری از متولیان و مسئولان نه تنها تلاشی برای تامین اعتبار در این زمینه نمی‌کنند بلکه علاقه‌ای هم به این مهم نشان نمی‌دهند. در این نقطه است که نقش NGO ها در حمایت و حفاظت از این سازه‌ها بسیار اهمیت می‌یابد و امیدوارم انجمن‌های تخصصی در این زمینه تشکیل شوند.

در این کارگاه، اسحاقی مشاور مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان در گنجینه آب و مدیر مهندسی عمومی نیز به وجود 350 سازه دست کند آبی - تاریخی در استان خوزستان اشاره کرد و از وظایف ذاتی و کاری گروه گنجینه آب سخن گفت و حفاظت و مرمت از این گنجینه‌ها را مورد توجه قرار داد. علی اصغر سمسار یزدی نیز دیگر سخنران این کارگاه آموزشی بود که شناخت سازه‌های آبی تاریخی بخصوص قنات را مورد بررسی قرار داد. در ادامه نیز نادر کریمیان پژوهشگر، درباره سازه‌های تمدن آبی ایران سخن گفت. مجید لباف خانیکی پژوهشگر نیز به معرفی قنات و فن آوری‌های مرتبط با آن پرداخت.

نیاز به 'شورای بافت تاریخی' و یا 'کمیته پیگیری و دفاع از بافت تاریخی'

روند تخریب روز به روز بناهای با ارزش که بافت تاریخی محسوب می شوند در شهر اهواز نگران کننده است و مسئولان امر برای نجات این خانه ها شانه خالی می کنند و مسئولیتی هم نمی‌پذیرند. هم اکنون با مراجعه به خیابان های مرکز شهر اهواز از جمله نظامی، خسروی، حافظ، سعدی، مسلم، کیکاوس، شریعتی، طالقانی و... به راحتی می توان از روند تخریب بناهای تاریخی مطلع شد.

با توجه به اینکه، بافت های تاریخی به عنوان هسته اولیه تشکیل دهنده شهرها و روستاهای کهن از ارزش های بی نظیر و یادگارهای بی بدیل فرهنگی تاریخی و اجتماعی در زندگی امروزه نشان دهنده هویت، اصالت و ریشه دار بودن شهرها و مدرک زنده و غیر قابل تکرار تاریخی و اجتماعی ایران محسوب می شوند، متولیان امر در اهواز، به جای شعار دادن در عمل به نجات بافت تاریخی بپردازند. شانه خالی کردن هر یک از مسئولان فرار از قول و تعهدی است که به مردم داده اند.

دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اشاره به اینکه تشکیل "شواری بافت تاریخی" و یا "کمیته پیگیری و دفاع از بافت تاریخی" را باید در اولویت قرار داد گفت: از شهرداری اهواز، اداره کل مسکن و شهرسازی خوزستان، اداره کل میراث فرهنگی خوزستان، اداره کل بودجه و برنامه ریزی و استانداری خوزستان درخواست داریم که نه در جایگاه نهادهای بی‌توجه بلکه در مقام افرادی که مسئولیت مستقیم اخلاقی، قانونی و ملی برای حفظ بافت تاریخی دارند ورود کرده و از خود اثر مطلوبی به جای بگذارند و شور و نشاط را به بافت های تاریخی برگردانند.

مجتبی گهستونی افزود: روند تخریب در بافت تاریخی اهواز به خصوص در منطقه یک بسیار نگران کننده است و هیچ فرد و یا ارگانی هم به این مهم اعتراض نمی کند. اداره میراث فرهنگی اهواز را تشکیل می دهند ولی به آن اختیارات، امکانات و نیرو کافی نمی دهند. کارشناسان اداره کل هم یا اندک هستند و یا عمده آنها مسئولیت های دیگری دارند.

وی بیان کرد: اداره کل میراث فرهنگی خوزستان ادعا می کند که در زمینه عرصه و حریم، ثبت و  تهیه شرح خدمات مرمت  در سطح کشور اداره کل پایلوت محسوب می شود که جای تقدیر و تشکر دارد ولی وقتی در عمل شاهد تخریب بناها و محوطه های تاریخی هستیم یعنی برای بافت تاریخی نه عرصه و حریم وجود دارد و نه ضوابط میراث فرهنگی اعمال می شود،  واقعن بر اساس چه معیارهایی خوزستان پایلوت است. به گونه ای که حتی برای مرمت ها مطالعات اندکی صورت می گیرد. با این حال برای اهواز این پرسش مطرح می شود که ثبت، عرصه و حریم، تهیه شرح خدمات مرمت چه جایگاهی دارد.

عضو انجمن میراث فرهنگی خوزستان که استاندار خوزستان ریاست آن را برعهده دارد گفت: ضمن تشکر از استاندار خوزستان که در دو سال گذشته سعی کردند توجه لازم را به گردشگری داشته باشند اما باید به ایشان یادآور شد که گردشگری آبی و طبیعی با توجه کردن به میراث فرهنگی و بناها و محوطه ها فرق دارد و در این خصوص به جز مواردی اندک اقدام چندانی صورت نگرفته است. در این خصوص لازم است که انجمن میراث فرهنگی خوزستان نه به صورت نمادین بلکه به صورت رسمی فعالیت و بودجه لازم را لحاظ نماید و برای برون رفت از وضعیت نامناسب میراث فرهنگی در اهواز چاره اندیشی کند.

گهستونی بیان کرد: تحقیق و پژوهش پیرامون اصول معماری و شهرسازی بافت تاریخی اطلاعات ارزشمندی از چگونگی وضعیت اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و نوع و نحوه ارتباط مردم را در طول زمان به نمایش گذاشته و توانایی طرح بسیاری از مسائل قابل مطرح در مبحث شهرسازی ایرانی را از منظر تنظیم شرایط محیطی، مقابله با بلایای طبیعی و بسیاری از مشکلات مبتلابه موجود در طراحی شهرها را دارد.

اما یک فعال میراث فرهنگی دیگر در شهر اهواز با استقبال از تشکیل "شواری بافت تاریخی" گفت: شهرهای استان خوزستان یکی از کانون های تمدن ساز و تاثیرگذار در فرهنگ و تمدن شهری محسوب می شوند و آثار تاریخی نفیس و بی نظیری را در خود جای داده که هر یک آیینه تمام نمای فرهنگ خوزستان است.

سعید محمدپور افزود: لزوم اهمیت و حفاظت و صیانت از گنجینه های بی بدیل تاریخی – فرهنگی یک وظیفه ملی، اخلاقی و قانونی است که از سوی بعضی متولیان از جمله شهرداری مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفته است.

رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا با درخواست از استاندار خوزستان به عنوان عالی ترین مقام اجرایی استان خوزستان که دغدغه صیانت از گنجینه های فرهنگی – تاریخی را دارد گفت: نقش موثر جنابعالی در ایجاد اتحاد و همکاری مثمرثمر می تواند به گونه ای مفید به فایده باشد و به کمک اداره کل میراث فرهنگی خوزستان بیاید که آثار باقی مانده از سونامی رشد و توسعه نامتوازن، بی مطالعه گی، بی مبالاتی و سهل انگاری بخشی از متولیان، مورد حفاظت و صیانت قرار بگیرد.

نیاز صنایع دستی خوزستان به مستندنگاری، استانداردسازی و اطلس صنایع دستی

عرضه برخی از دست بافته های خوزستان به نام استانهای دیگر / ضرورت راه اندازی موزه صنایع دستی در خوزستان

عرضه برخی از دست بافته های خوزستان به نام استانهای دیگر / ضرورت راه اندازی موزه صنایع دستی در خوزستان /ضرورت تشکیل فروشگاه تامین مواد اولیه مرغوب صنایع دستی خوزستان / از صنعتگرانی که مهر اصالت گرفته اند حمایت شود

مجتبی گهستونی: کسب 53 مهر اصالت توسط صنعتگران استان خوزستان که تمام ملزومات آن را خود صنعتگران فراهم آورده اند نشانه وجود ظرفیت بالقوه در خوزستان است و در همین خصوص به روز کردن رشته های صنایع دستی و نیاز به حفظ اصالت اثر و تسهیل در فروش محصولات صنایع دستی ضرورت دارد.

برای به روز کردن و همچنین ترغیب صنعتگران برای ساخت دست بافته های اصیل و ممتاز خود به منظور کسب مهر اصالت هیچ اعتباری از سوی خوزستان هزینه نمی شود و آنچه اتفاق می افتند فعالیت خودجوش و رغبت خود صنعتگران و تلاش برخی کارشناسان برای نقش آفرینی موثر در همین زمینه است.

اگر برای صنعتگرانی که به صورت خودجوش تلاش کرده اند تا اثری ممتاز خلق کنند و مهر اصالت دریافت کنند انگیزه های لازم را فراهم نمایند و حتی یک آئین تقدیر برگزار کنند و به این صنعتگران سختکوش یادآور شوند که تلاش آنان چقدر اهمیت دارد بی شک در تحرک بخشیدن به مابقی صنعتگران موثر واقع خواهد شد. عمده صنعتگران از وعده های بدون نتیجه متولیان ابراز نگرانی کرده اند و از وجود تبعیض در حمایت از برخی صنعتگران گلایه دارند.

وجود بیش از 50 اثر نفیس که نشان ملی و بین المللی گرفتند می تواند مقدمه ایجاد یک موزه کوچک صنایع دستی باشد اما متاسفم که بگویم هیچ برنامه ای برای حفاظت و به نمایش گذاشتن آثاری که نشان ملی دریافت کرده اند وجود ندارد. به نمایش گذاشتن تعداد اندکی از این آثار نفیس در خانه صنایع دستی آن هم بدون در نظر گرفتن شرایط و ضوابط موزه نه در شان این آثار است و نه با هدف جذب بازدید کننده صورت گرفته است.

پیشنهاد می شود که با توجه به نفیس بودن آثار تولید شده توسط صنعتگرانی که نشان ملی گرفته اند، این آثار خریداری شوند و مورد حفاظت قرار بگیرند، چون برخی از صنعتگران وقتی متوجه می شوند که کسب نشان ملی برای آنها سودآوری نداشته و فقط گزارش عملکرد مدیران بالا رفته در نتیجه همان اثر را هم به دلیل تامین نیازهای مالی در بین مابقی سفارش های خود به فروش می رساند.

حتی برگزاری نمایشگاهی اختصاصی از صنعتگرانی که نشان ملی گرفته اند یک انگیزه قوی برای آنان محسوب خواهد شد و حتی به دلیل به وجود آمدن حس رقابت، برخی از صنعتگران ترغیب می شوند که رشد پیدا کنند.

متولیان صنایع دستی به خوبی می دانند که برخی از دست بافته های صنعتگران خوزستان در رشته های مختلف که در استان خوزستان تولید می شود به نام استانهای دیگر عرضه می شوند.

از ابتدای سال 94 تاکنون از روستاهای متعدد در خوزستان بازدید و با صنعتگران بسیاری که بیش از انگشتان یک دستشان هنرهای دستی را می دانستند دیدار کردم که صددرصد آنان از عدم حمایت کافی نگرانی هایی داشتند و از بی انگیزه بودن خود ابراز نگرانی می کردند.

بسیار دردناک است که برخی از تولیدکنندگان مواد اولیه بازار بهتری در خارج از استان خوزستان دارند. در حالی که عمده صنعتگران خوزستانی همین مواد اولیه را با مبلغ گران تری از استان دیگری خریداری می کند و این مهم باعث می شود که هزینه گزافی روی دوش صنعتگران بومی خوزستان سنگینی کند.

از زمانی که سازمان صنایع دستی با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ادغام شد، موضوع واگذاری مواد اولیه که به آسانی و ارزان در اختیار صنعتگران قرار می گرفت منتفی شد. به همین دلیل پیشنهاد می شود که یک فروشگاه تامین مواد اولیه مرغوب از طرف اداره کل میراث فرهنگی خوزستان تشکیل و به بخش خصوصی واگذار شود.

عرضه برخی از دست بافته های خوزستان به نام استانهای دیگر / ضرورت راه اندازی موزه صنایع دستی در خوزستان

عمده صنعتگرانی که بدون کمترین امکانات و حمایتی فعالیت می کنند، معتقدند که در حال حاضر قادر به استفاده از صددرصد توانایی خود نیستند و نیاز به تجهیزات و یا مواد اولیه بیشتر و یا ارزان تری دارند.

متولیان صنایع دستی بهتر است کمی به خود تکان بدهند و با حضور در شهرها و روستاها وضعیت صنایع دستی را سامان بدهند. در بعضی از روستاها که دهها صنعتگر وجود دارد آنان می گویند مدتهاست چشمشان به جمال کارشناسان صنایع دستی روشن نشده است. البته در این خصوص عمده کارشناسان مقصر نیستند چون شرایط لازم برای سفر و تحقیق و پژوهش فراهم نیست.

متولیان استان باید شرایط بهتری برای به روز کردن رشته های صنایع دستی فراهم کنند چون در نتیجه همین سهل انگاری ها باعث شده تا مسگری، ورشو سازی، نمدمالی، لنگ بافی، ملحفه بافی، ابریشم بافی، نساجی سنتی، مثقال بافی و... یا منسوخ شدند و یا در حال منسوخ شدن می باشند. با اینکه خود مسئولان استان مدام از نقش صنایع دستی در ایجاد اشتغال و ارزآوری سخن می گویند اما قادر به تامین بودجه لازم در زمینه زیر شاخه های آموزش و ترویج، بازرگانی و حمایت از تولید نیستند.

با این حال در این بخش توصیه من به متولیان صنایع دستی خوزستان جدا از تکمیل مستندنگاری، استانداردسازی، طراحی و نقشه برای صنایع دستی، به نتیجه رساندن اطلس صنایع دستی خوزستان است.

محوطه تاریخی کل کلل زیر تیغ غارتگران میراث فرهنگی

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/19-11-1394/IMAGE635905300118301862.jpg

مجتبی گهستونی

درحالی که محوطه تاریخی و باستانی کل کلل از توابع شهرستان باغملک از جمله محوطه های تاریخی بسیار مهم استان خوزستان است اما با بی مهری مسئولان میراث فرهنگی، زیر تیغ غارتگران قرار گرفته.

محوطه تاریخی و باستانی کل کلل بخش میداود از توابع شهرستان باغملک از جمله محوطه های تاریخی بسیار مهم استان خوزستان است.

این محوطه درچند صد متری روستا های سرله و دالون قرار دارد و جاده آسفالت که راه عبور اهالی این روستاها و سایر روستاهای دیگر است از وسط این محوطه می گذرد و محوطه را به دو قسمت بالای جاده و پایین جاده تقسیم کرده است. این محوطه حدود 50 الی 60 هکتار مساحت دارد و بر اساس مشاهدات عینی و شواهد سطحی موجود، قدمت این محوطه تاریخی به دوره ساسانی تا اسلامی باز می گردد.

محوطه کل کلل میداود در چند سال گذشته توسط دوستداران میراث فرهنگی باغملک کشف و به اداره میراث فرهنگی باغملک معرفی شده است. اثار بناها و وفور سفالینه های شکسته شده در این محوطه و همچنین وجود سازه های مهم آبی و چندین سنگ آسیاب آبی حکایت از روزگاری پر رونق برای این شهر تاریخی دارد.

با وجود آنکه مشابه این محوطه تاریخی در این شهرستان مشاهده و کشف نشده، طی دو سال گذشته مورد بی مهری و بی توجهی اداره میراث فرهنگی باغملک قرار گرفته و صدمات عمده ای به این اثر تاریخی و باستانی وارد شده است. چنانکه در سال 93 حفاری های غیر مجاز و تعرضات فراوانی از طریق افراد سود جوو برخی کشاورزان آن منطقه به نقاط مختلف این اثر منحصر به فرد وارد شده است و در سال 94 نیز در محوطه پایین جاده بر اساس تصاویر طبقه بندی شده مربوط به قبل از تخریب و بعد از تخریب چند تپه تاریخی مهم به کلی تخریب و تسطیح و تبدیل به زمین های کشاورزی شده است.

سایر تپه ها که از گذشته تاکنون هیچ گونه کشت و زراعتی در آنها صورت نمی گرفت نیز مورد تعرض قرار گرفته و تبدیل به زمین های کشاورزی شده اند. همچنین در همین محوطه دو سنگ آسیاب که تصویر آنها موجود است مفقود شدند و از سوی مسئولین امر اقدام خاصی در این خصوص انجام نشده است.

حتا در محوطه بالای جاده، شخصی اقدام به حفر چاه آب به صورت غیر مجاز به عمق 24 متر در عرصه اصلی اثر نموده است که هیچ گونه اقدامی برای جلوگیری و ممانعت از آن صورت نگرفته و به نظر می رسد متولیان امر در خواب غفلت فرو رفته اند.

 حال این موضوع قابل تامل است که با وجود جاده دسترسی مناسب شاهد تخریب این آثار تاریخی و نابودی آنها هستیم، پس چگونه می توان انتظار داشت وضعیت آثار تاریخی که جاده دسترسی ندارند خوب باشد؟

این نکته نیز حائز اهمیت است؛ حفاظت و حراست از اثار تاریخی و فرهنگی از جمله وظایف اصلی و ذاتی میراث فرهنگی به شمار می‌رود که در خصوص این محوطه اقدام ارزنده ای صورت نگرفته. در صورتی که روند بی توجهی به محوطه های تاریخی باغملک اینگونه ئیش رود و کمترین تلاشی برای شناسایی، کاوش و نجات بخشی آن انجام نشود نمی توان به حفظ و احیای آن چشم داشت و باید در سالهای آینده به نظاره نابودی و غارت آن نشست.

 

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=116816&Serv=0&SGr=0

 

حال و آینده روزهای میراث فرهنگی خوزستان

مجتبی گهستونی

با گذشت بیش از سه ماه از حضور مدیرکل جدید میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان حرفها و روایت های متعددی درباره حال و آینده این اداره کل و سرنوشت نابه سامان میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری که محصول سالها اتخاذ تصمیم های ناکارآمد است مطرح می شود.

پیش از هر پیش داوری توسط خوانندگان موافق و مخالف باید عرض کنم یکی از بدبختی های جامعه در حال توسعه ما، نداشتن آستانه تحمل برای شنیدن حرف حق از سوی بسیاری افراد است. هر کسی با خواندن این نوشتار ممکن است تفسیر خود را صادر نماید. لذا تاکید می کنم آنچه که نوشته ام درد و دل های یک روزنامه نگار و فعال میراث فرهنگی است و نه درد و دل کسی که خواهان باج، فرصت و مقام طلبی می باشد. اینجانب به نوبه خود متاسفم که بسیاری از اطرافیان او از اینکه من در یادداشت اولیه ام به مدیرکل تازه واردی چون او در حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری توصیه هایی کردم ابراز نگرانی کردند و آن یادداشت را به مثابه یک تخریب قلمداد کردند. البته خوب می دانم که شخص مدیرکل هم از آن یاداشت نگران شدند. از ایشان که تمایل دارد در هیبت روشنفکری قد علم کند انتظار می رود اطرافیانش را به سعه صدر دعوت کرده و تحملشان را بالا ببرند و فکر حذف و حاشیه سازی صدای منتقد دلسوز را به هر قیمتیی از ذهن خود دور کنند.

تصمیم داشتم در این نوشتار به فرصت ها و تهدیدها، نقاط ضعف و قوت میراث فرهنگی، صنایع دستی، گردشگری، یگان حفاظت و سرمایه گذاری خوزستان بپردازم ولی ترجیح دادم که درد ودل دیگری مطرح کنم و در روزهای آینده نوشنار اصلی خود را نشر بدهم.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان که پیش تر در حوزه هنر و البته با مشارکت و همیاری هنرمندان موفقیت هایی کسب کرده بود اکنون با حجم گسترده ای از مشکلات و کارهای انجام نشده در حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان مواجه است. او که شناخت کافی از حوزه سه گانه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری نداشت اکنون با سردرگمی های فراوانی مواجه است.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان که تاکنون موفق نشده اعتماد تشکل های مردم نهاد کارآمد و خلاق و البته رسانه های موثر را جلب کند، بدون کمتر اعتمادی به اطرافیان، حلقه ای را به عنوان هاله دور خود جمع نموده تا بدون توجه به افکار عمومی و نظرات دیگران، انتظار روزهایی را می کشد که شاید برای او برگ برنده ای محسوب بشود.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان خوب می داند که انتظار از او بالاست، بسیاری که او را می شناسند خوب می دانند که او نباید شکست بخورد. البته بسیاری از یاران و دوستان و همکاران قدیمی اش خوب می دانند که گاهی خودکامگی و خودرایی و آرمانگرایی کار دست او می دهد. البته اگر این شانس را داشته باشد که نگاهی همراه با واقعیت را در طول مدیریتش دنبال کند و دست همکاری برای همه دراز نماید و فقط و فقط به حوزه سه گانه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری اندیشه نماید می توان امیدوار بود که موفقیت هایی نصیبش شود.

نکته بعدی اینکه رسانه های استانی و ملی و فعالان حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری حق دارند که با مدیرکل گفت وگو کنند و نقطه نظرات او را بشنوند. شنیدن صدای پیامگیر در صورت امکان پیام بگذارید"، "برقراری ارتباط امکان پذیر نیست"، "فعلن در جلسه ام"، " خسته ام" و یا حتی پاسخ ندادن و از دسترس خارج کردن و... خوشایند مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری نیست.

متاسفانه در سفر اخیر 13 خبرنگار حوزه میراث فرهنگی و گردشگری به خوزستان نه تنها مدیرکل و معاونین، حتی در شهرستانها نیز روسای پایگاهها و بعضی مدیران ادارات شهرستان نیز حضور نیافتند و از فرصت گفت و گو با آنها و شنیدن نقطه نظرات خبرنگاران تخصصی حوزه میراث فرهنگی خود را محروم کردند. حتی در این سفر درایت به خرج ندادند تا افراد کارشناس و آشنا به کل خوزستان را از درون مجموعه میراث فرهنگی همراه آنان کنند. متاسفانه عدم حضور خبرنگاران و فعالان رسانه ای خوزستان در کنار خبرنگاران تهرانی مصداق واقعی مرغ همسایه غاز است را اثبات کرد. بهانه اینکه انجام این سفر از سوی پژوهشکده باستان شناسی انجام گرفته و ما در خوزستان فقط یک کارمند اداره، ماشین و خوابگاه را برای آنها فراهم کردیم دیگر قدیمی شده است. البته خوب می دانم که تعامل استان خوزستان با پژوهشکده باستان شناسی و بالعکس در بسیاری جهات وجود داشته که این مهم خود جای نگرانی دارد.

جناب مدیرکل محترم حضور فردی چون شما باید بیش از هرچیز باعث رفت و آمد بزرگترین باستان شناسان، مرمت گران، پژوهشگران، کارشناسان و... در حوزه های سه گانه از برای کمک به خوزستان باشد. در میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان بیش از آنکه کارهای نمادین و جشنواره ها و فستیوال ها و شوها نتیجه بدهد، انجام بررسی شناسایی، مرمت، کاوش، جلوگیری از حفاری های غیر مجاز، مستندنگاری، احیا رشته های منسوخ صنایع دستی، پژوهش، زیر سازی، رفع موانع حقوقی، تملک، و... نتیجه بخش تر خواهد بود.

همواره به مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان تاکید شده که با بدنه کارشناسی ارتباط موثری برقرار کند و نقطه نظرات آنها و دیگر افراد را بشنود. متاسفانه در سه ماه گذشته ایشان نه با بسیاری از کارمندان اداره کل دیدار داشته و نه در بسیاری از نیروهای شهرستانی ایشان را دیده اند تا از نزدیک با او به گفت وگو بنشینند.

اگر مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان بر عکس آن سالهای اول مدیریت خود در اداره کل فرهنگ و ارشاد عادت داشت که دست به انتصاب های زود هنگام بزند قبل از انتصاب خود در میراث فرهنگی خوزستان مدعی شد که با تامل بیشتری دست به تغییرات مفید خواهد زد. اما در انتصاب معاونت صنایع دستی متوجه شدیم که اقدام به انتصاب عجولانه ای زد که نشان از هوشیاری مدیرکل نیست. البته انتصاب بخشی از مشاوران غریبه با حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان هم نمی تواند چندان کارساز باشد.

البته در روزهای اخیر شایعات فراوانی در خصوص انتصاب در معاونت های میراث فرهنگی، گردشگری و سرمایه گذاری مطرح و اسم های مختلفی نقل گردید. از مدیرکل میراث فرهنگی انتظار می رود که تمام گزینه های موجود را بررسی کامل کرده و سپس دست به تغییر بزند. تغییر لازم است اما نه به هر قیمتی.

در روزهایی که او و بعضی همکارانش کوله بارشان را می بندند تا به صربستان بروند که خوزستان را در آنجا معرفی کنند درخواست می شود که با شناختی کامل خوزستان را معرفی کنند. با نگاهی به لیست مسافران بلگراد خوب می توان متوجه شد که شناخت آنان از خوزستان بسیار سطحی و پیش پا افتاده است. از حداکثر مسافران یک هفته ای به این کشور انتطار می رود که حرفهای تازه تری را یاد گرفته و به گونه ای به تبلیغ خوزستان برآیند که در حد و اندازه عظمت خوزستان باشد. باید منتظر نشست تا ببینیم در نهایت چه کسانی عازم سفر به سرزمین بلگراد خواهند شد و در نهایت چه آورده ای به همراه خواهد داشت؟

قابل توجه عقلای جمع اینکه در آینده جشن راهنمایان گردشگری ایران برای نهمین سال برگزار می شود و به روال هر سال، بخشی از راهنمایان توانمند خوزستان حضور پیدا می کنند برنامه اداره کل برای حمایت از این قشر چیست؟

سخن آخر اینکه وضعیت بناها و محوطه های تاریخی خوزستان از نظر مرمت، حفاظت در بسیاری از شهرها دور از شان است. مناطق گردشگری خوزستان نابه سامانی های فراوان خود را دارد. بسیاری از صنعتگران خانگی شناسایی نشده اند، حمایت مالی و معنوی از صنعتگران باعث انتقاد فراوان از آن شده است. دلالان فراوان در خانه صنعتگران ناآشنا به سیستم اداری در دورترین مناطق خوزستان باعث شده تا صنایع دستی خوزستان به نام استان های دیگر فروش برسد.

روایات و داستان های قدیمی پشتوانه قوی برای حفظ هویت فرهنگی هستند

http://taryana.ir/files/pedaran_madaran_ghesegoo_94_01/pedaran_madaran_ghesegoo_94_03.jpg

اختتامیه دومین جشنواره مادران و پدران قصه‌گو شامگاه شنبه دهم بهمن‌ماه در سینما هلال اهواز برگزار شد.

مجتبی گهستونی دبیر این جشنواره با بیان اینکه قصه در حال فراموش شدن است، گفت: امروز ورود تکنولوژی به دنیای مدرن باعث کمرنگ شدن قصه‌ها شده است، در حالیکه ما قصه‌های فراوانی را از زبان مادران و مادربزرگ‌های خود و حتی پدران و پدربزرگ‌هایمان شنیده‌ایم و وظیفه داریم این قصه‌ها را حفظ و به نسل بعد منتقل کنیم.

به گفته دبیر و سخنگوی انجمن میراث فرهنگی تاریانا این قصه‌ها انواع مختلف داشته‌اند. بعضی عاشقانه و بعضی حماسی و پهلوانی بوده‌اند. برخی قصه‌ها جنبه اسطوره‌ای داشته و بعضی به روایت‌های مذهبی می‌پرداختند. گهستونی در ادامه بیان کرد: انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا در دهمین سال فعالیت خود با همکاری اداره کل ارشاد خوزستان به برگزاری دومین جشنواره مادران و پدران قصه‌گو همت کرده؛ چرا که توجه به قصه، توجه به فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی است. ما بسیاری از آموزه‌های خود را از طریق قصه می‌توانیم به نسل بعد منتقل کنیم.

دبیر جشنواره مادران و پدران قصه‌گو، تحکیم قومیت‌ها را از مهمترین رسالت‌های این جشنواره دانست و افزود: قومیت‌های مختلف عرب، شوشتری، دزفولی، بهبهانی، بندری و بختیاری و حتی هموطنان اقلیت مذهبی در خوزستان زندگی می‌کنند که هر کدام به لهجه و زبان خود قصه می‌گویند، اما پایه و اساس قصه‌ها یکی است و قصه‌ها بهانه‌ای هستند که قومیت‌های مختلف به هم نزدیک شوند و از اشتراکات هم بگویند. به همین خاطر طی فراخوانی از شهرها و روستاهای مختلف استان دعوت کرده‌ایم تا برای حفظ قصه‌ها، مادران و پدران با گویش و زبان خود قصه بگویند و قصه‌هایشان را به دبیرخانه ارسال کنند.

http://taryana.ir/files/pedaran_madaran_ghesegoo_94_01/pedaran_madaran_ghesegoo_94_01.jpg

وی در این مراسم، عنوان کرد: دومین جشنواره مادران و پدران قصه ‌گو با هدف معرفی و رواج فرهنگ قصه‌ گویی و تشویق عموم مردم به پاسداشت از این میراث فرهنگی برگزار شد تا قصه ‌ها که بخش مهمی از میراث فرهنگی یک سرزمین را تشکیل می‌دهند، سینه به سینه از پدران به نسل حاضر رسیده، تا بدینوسیله  و نوجوان و جوان امروز قصه ‌ها را بشناسد. با این حال مادر و پدرها، نقش بسیار مهمی در انتقال قصه‌ ها به نسل جوان دارند.

گهستونی ادامه داد: قصه ‌ها به رویدادهای تاریخی، رزم‌ ها، بزم‌ ها، قهرمانی ‌ها، عشق و محبت، شادی و اندوه، آموزه‌ های دینی و اخلاقی و... توجه می ‌کنند و شکی نیست که قصه‌ گویی در فرهنگ سنتی ما قدمتی چند هزار ساله دارد. وی به آثار رسیده اشاره کرد و اذعان داشت: پس از انتشار فراخوان جشنواره، بیش از ١٠٠ اثر از سراسر استان و بیشتر از مناطق روستایی به دبیرخانه رسید که از این میان 23 اثر که با معیارهای جشنواره هماهنگ بودند، انتخاب شدند.

دیبر دومین جشنواره مادران و پدران قصه‌گو، یاد آور شد: آنچه در این جشنواره برای ما مهم است، قصه، نوع روایت و پندآموز بودن آن است و قومیت و زبان قصه برای ما مهم نیست. گهستونی اظهار کرد: اتفاقی که در جشنواره رخ خواهد داد این است که جشنواره امسال رقابتی نیست و از همه قصه گوها تجلیل و خلاصه ای از قصه ها پخش خواهد شد، اما در مدت زمان دیگری پس از برگزاری جشنواره همه قصه ها در دو سانس و به طور کامل در سینما هلال پخش می شوند.

در دومین جشنواره مادران و پدران قصه‌گو خوزستان همایون قنواتی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، اظهار داشت: روایات و داستان های قدیمی پشتوانه قوی برای حفظ هویت فرهنگی ما هستند و لازم است آنها را حفظ و تقویت کنیم.  همایون قنواتی گفت: این گونه برنامه ها که به فضای همدلی، همفکری و همراهی کمک می کنند، بسیار خوب و لازمند. به دلیل تنوع قومی که در استان خوزستان وجود دارد، قصه ها، داستان ها و تمثیل هایی نیز از اقوام مختلف وجود دارد و وظیفه ما این است که آنها را جمع آوری کنیم و در اختیار نسل های آینده قرار دهیم.

وی به شناسنامه دار نبودن قصه های قدیمی اشاره کرد و افزود: قصه های قدیمی مانند قصه های جدید شناسنامه ندارند و ما نمی دانیم این قصه ها و متل ها از کجا آمده اند و اولین بار چه کسانی آنها را روایت کرده اند، اما می دانیم که این قصه ها از گذشته به جا مانده اند و نسل به نسل و در هر دوره تغییراتی یافته اند و صیقل داده شده اند اما ماهیت آنها تغییر نکرده است. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، در پایان خاطر نشان کرد: این روایات و داستان ها پشتوانه قوی هستند که برای حفظ هویت فرهنگی در اختیار ما گرفته اند و لازم است آنها را حفظ و تقویت کنیم.

از دیگر سخنرانان این همایش علی خانجانی نویسنده، پژوهشگر و از کارشناسان قصه گویی کشور بود که اظهار داشت: نگاه امروز به قصه گویی دیگر فقط جنبه سرگرمی ندارد و هر کس باید رفتار نویسی و گفتار نویسی برای اجرای قصه خود داشته باشد. قصه گویی که به قصه تازه دسترسی داشته باشد 50 درصد راه را رفته است. اگر قصه نو و تازه باشد قصه گو می تواند انرژی خودش را مدیریت کند. ما قصه ناگفته زیاد داریم. قصه گویی و قصه پژوهی در دنیا یکی از مولفه های اساسی برای مردم شناسی است.

وی با بیان این‌که شباهت میان قصه‌گویی و قصه‌نویسی تنها در خود واژه «قصه» است گفت: ارتباط مستقیمی میان قصه‌گو و قصه‌شنو وجود دارد و این دو با هم، قصه را پیش می‌برند، اما در قصه‌نویسی مخاطب غایب است و معلوم نیست قصه‌ای که نوشته می‌شود چه زمان به دست خواننده می‌رسد و او با قصه چگونه ارتباط برقرار می‌کند.

علی خانجانی با اشاره به این‌که قصه‌نویس هم باید چون قصه‌گو، رده سنی و میزان درک و فهم مخاطب را درنظر بگیرد، گفت: قصه‌نویس هم باید با دنیای کودکان و زبان و درک آن‌ها آشنا باشد اما حس و حال آنان را به هنگام خواندن قصه خود درنمی‌یابد در صورتی‌که در قصه‌گویی، ماجرا به گونه دیگری است. قصه‌گویی، یک جریان دوسویه است و قصه‌گو براساس حس و حال و شرایط روحی شنونده، قصه را جلو می‌برد.

این نویسنده با اشاره به این‌که برای گفتن قصه‌های نوشته شده باید فرآیندی طی شود، گفت: ابتدا باید قصه‌ها خوانده و ساده‌نویسی شوند. ابهام‌زدایی و بازنویسی یا بازآفرینی قصه‌ها از جمله مراحلی است که باید پشت سر گذاشته شود تا یک قصه نوشتاری به قالب گفتار درآید.

او به ضرورت توجه مسئولان ارشد نظام به قصه‌گویی اشاره کرد و گفت: بچه‌ها قصه را دوست دارند چون قصه، آن‌ها را به یک دنیای سحرآمیز می‌برد. صدا و سیما می‌تواند به تقویت قصه‌خوانی کمک کند. معلمان آموزش و پرورش می‌توانند با قصه آشنا شوند؛ قصه‌ها می‌توانند زنده بمانند اگر متولیان فرهنگی از این قالب، حمایت کنند.

در ادامه مراسم، طاهره گرمسیری کارشناس قصه گویی کانون پرورشی کودکان قصه پری و دریا را و فروغ شاکریان قصه بابا یوسف و خانم رحمانیان  از کارشناسان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قصه کلاغ را برای برای حضار اجرا کردند، سپس بخشی کوتاهی از قصه های برگزیده برای حضار پخش شد و در پایان از 22 قصه گوی برگزیده شده تقدیر شد.

همچنین در این مراسم که ریکا اوماگاری رایزن فرهنگی ژاپن، پری یوش گنجی، حمزه ای، علی خانجانی و طاهره گرمسیری کارشناسان کانون پرورش فکری کودکان حضور داشتند، از حفیظ الله ممبینی داستان نویس و پژوهشگر ادبیات عامه و محمد نوروزی شاعر و داستان نویس تقدیر شد. در پایان با اهدا لوح تقدیر، تندیس و هدیه نقدی جشنوار از قصه‌گویان برگزیده این جشنواره شامل غانم سواری، علی یارزارعی، پاپی‌علی سبزی‌زاده، عبدالحسین پوراستاد، محمد شیخ‌جمالی، سیروس خان‌زاده، غلام‌علی طاهری، حیاتقلی فرخ‌منش، مرحوم خلیل مهرنیا، کریمی‌ نثاری، زینت توکل‌باندری، دولتی مختاران، صومه درویش‌بچاری، عبدالسید رشیدی‌پور، غلام‌رضا جلالی، طوبی حاجی‌پور، عبدالحسین لویمی، پریزاد رشیدی، رضا کرد، ماهپاره اژدریان، اسعد عسکری، رحیم اسکندری و محمدحسین چینی‌ساز، امیرهوشنگ عارفیان، سمیرا چاش، زهرا شریفات، بهنام اسکندری، نسرین جودکی قدردانی شد.

از دیگر بخش های جشنواره مادران و پدران قصه گو اجرای موسیقی به سرپرستی علی اویسی و اجرای آواز محلی توسط هنرمند نوجوان پژمان حسینی جهان بود.

کتیبه‌های «تنگ بتا» در معرض تخریب / ضرورت مستندنگاری با اسکن لیزری

تنگ بتا با ۱۲ نقش برجسته ۸ و نیم متری و یک نقش یک متر و ۱۴۰ سانتی‌متری در ارتفاعات کوه دلا در شهرستان اندیکا در تیررس شکارچیان، حفاران غیرمجاز و قاچاقچیان قرار دارد.

بر اساس بررسی‌هایی که باستان شناسان در دوره‌های مختلف داشته‌اند در اندیکای خوزستان نزدیک به ۷۰۰ محوطه و بنای تاریخی و باستانی شناسایی شده است.

در اندیکا اگر به طور میانگین برای هر ۱۰ اثر یک مراقب استخدام شود نیازمند ۷۰ نگهبان است. این در حالی است که اداره اندیکا با چهار نفر شامل رئیس، یک نیروی دفتری و دو سرباز وظیفه و تنها با یک خودرو اداره می‌شود.

ارتفاع اندیکا از سطح دریا بین ۱۶۰۰ تا ۲۸۰۰ است و با توجه به ناهمواری هایی که در شهرستان وجود دارد از نظر سرمایه‌گذاری در ایجاد زیرساخت ها برای میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تلاشی صورت گرفته نشده است.

"تنگ بتا" از متفاوت‌ترین نقش برجسته‌های خوزستان محسوب می‌شود که با در نظر گرفتن نوع پوشش و آرایش موی سر این سنگ نگاره‌ها می‌توان گفت که همزمان با دوره اشکانیان و مربوط به الیمائیدها (حکومت محلی همزمان با اشکانیان که اندیکا جزئی از قلمرو آنها محسوب می‌شده) هستند.

 تنگ بتا در سال ۱۳۸۹ به شماره  ۲۵۹۸۹ در فهرست آثار ملی کشور به عنوان یکی از ۳۸ اثر تاریخی این شهرستان ثبت شده و شامل دو بخش است. یک تابلو که نقش یک نفر بر آن حجاری شده و در تابلو دیگر ۱۲ نقش برجسته دیگر وجود دارد. در این نقش برجسته ۱۲ نفری ۹ نفر هم قد و در بخش دیگر سه نفر قامت کوتاه تری دارند. در میانه نقش این ۱۲ انسان، کتیبه، گرز و پایه آتش دان دیده می شود.

مجتبی گهستونی دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان که در دی ماه از این نقش برجسته‌ها بازدید کرده است به خبرنگار مهر می‌گوید: نقش برجسته های تنگ بتا در ارتفاعات شهرستان کوهستانی اندیکا واقع شده‌اند و هیچ تضمینی مبنی بر این که این نقش برجسته ارزشمند توسط افراد مغرض، سودجو و نابلد تخریب نشود وجود ندارد.

گهستونی افزود: به گفته محلی‌های تنگ بتا، علی‌رغم همه سرکشی‌هایی که رئیس اداره میراث فرهنگی اندیکا انجام می‌دهد اما بخش‌هایی از این نقش برجسته‌ها توسط حفاران غیرمجاز و مخربان آثار تاریخی با انواع ابزار از جمله تفنگ، پتک و ابزار تیز به طمع وجود اشیاء قیمتی در دوره های مختلف تخریب شده است.

وی بیان کرد: مهارت در ریزه کاری ها توسط استادکاران الیمایی در تراشیدن این نقش‌ها، تنوع در پوشش ها، وجود پنج کتبیه به خط الیمایی در این اثر منحصر به فرد با مضمون ستایش و نیایش رب النوع ها و نفرین به معترضان، ضرورت ایجاد شرایطی مناسب برای معرفی نقش برجسته بتا و حفاظت از آن را ثابت می‌کند.

 

حفاظت بی‌مزد و منت

گهستونی به گفتگویی که با مردم داشته اشاره و بیان کرد: افراد محلی می‌گویند ما بابت مراقبت‌هایی که انجام می دهیم مزدی نمی‌گیریم و حتی نامه ای هم نداریم. اما چون این مکان زادگاه ما است از آن اثر مراقبت می کنیم. اما چون محل زندگی ما با نقش برجسته‌ها فاصله دارد در صورتی که متوجه تردد افراد در این کوهستان پهناور بشویم می توانیم مراقبت کنیم اما در غیر این صورت مسئولیتی متوجه ما بومیان نیست.

وی گفت: دومین بار است که از این نقش برجسته‌های ارزشمند بازدید کردم. میزان آسیب هایی که به صورت طبیعی در نتیجه عوامل جوی و میزان تعرض هایی که توسط انسان در تنگ بتا صورت گرفته است محسوس بود. به طور مثال تخریب نصف بدن تک نقش برجسته ای که ۲۰ متر با ۱۲ نقش برجسته دیگر قرار دارد نسبت به بازدید قبلی من بیشتر بود.

این فعال میراث فرهنگی گفت: میزان تخریب‌ها در پنج کتیبه تنگ بتا بسیار زیاد شده به گونه‌ای که بخشی از کتیبه‌ها قابل رویت نیستند. تعدادی از افراد سودجو با انواع ابزار تیز اقدام به نوشتن کلمات و اعداد نامفهوم بر روی کتیبه ها و نقش برجسته ها کرده اند.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان بیان کرد: با توجه به اینکه در منطقه تنگ بتا که در بالادست دشت شیمبار قرار دارد علاوه بر این نقش برجسته ها آثار دیگری همچون دو قلعه دختر و دزبرون، پل اشکانی نگین و انواع گوردخمه در نزدیکی هم قرار دارد، خواسته بومی‌ها این بود که مسئولان اداره کل میراث فرهنگی خوزستان شرایطی را فراهم کنند تا از بومی‌ها به عنوان یگان حفاظت استفاده کنند.

گهستونی با اشاره به اینکه حفاری و تعرض معضل اصلی محوطه ها و بناهای تاریخی کشور محسوب می شوند گفت: در ۲ سال گذشته که نمایندگی میراث فرهنگی در اندیکا تشکیل شد و با توجه به گفت وگوهایی که مسئول اداره با بزرگان و معتمدان داشت میزان حساسیت جوامع ملی برای حفظ میراث فرهنگی بالا رفت و از تعداد تخریب ها و تعرض ها کم شد و حتی اطلاع رسانی مخبرین به قدری تاثیرگذار بود که چندین باند حفاری غیرمجاز شناسایی و کشف شد.

با توجه به وجود آثار متعدد الیمایی به عنوان یک دوره خاص در تاریخ ایران، پیشنهاد می‌شود که سازمان میراث فرهنگی کشور، پژوهشکده باستان شناسی، اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و سایر ارگانها به موضوع میراث فرهنگی و جاذبه های گردشگری و تنوع صنایع دستی در خوزستان توجه ویژه‌ای داشته باشند. اما به طور خاص درباره نقش برجسته‌ها و کتیبه‌های تنگ بتا موضوع مستندنگاری آنها به روش اسکن لیزر و تعیین عرصه و حریم آثار یک ضرورت همگانی است.

همچنین برگزاری انواع همایش برای دهیاران، بخشداران و اعضای شوراهای شهر و روستا در جهت آگاه سازی هرچه بیشتر برای نگهداری بهتر از آثار تاریخی و بهره وری مناسب از سایر جاذبه ها در دستور کار قرار بگیرد.

ظرفیت‌های خالی گردشگری آبی در خوزستان

باوجود پتانسیل‌هایی که برای توسعه گردشگری آبی در خوزستان وجود دارد بی توجهی مسئولان سبب شده تا بخش عمده ای از این ظرفیت بدون استفاده باقی بماند.

 در حالی که خوزستان برخوردار از پنج رودخانه بزرگ و مهم، سه تالاب ملی، یک تالاب بین المللی، پنج سد بزرگ و برخوردار از 300 کیلومتر ساحل دریایی است و همواره تاکید می شود که خوزستان به قطب گردشگری آبی تبدلیل خواهد شد.

در خصوص تبدیل خوزستان به قطب گردشگری آبی تنها اقدامی که صورت گرفته است می توان به برنامه های استانداری خوزستان برای رونق تفریحات آبی در استان خوزستان اشاره کرد که به گواه فعالان محیط زیست و عده ای دیگر به دلیل نوع ساخت و سازها نقض آشکار، تعهدی و تعرض به حریم بستر رودخانه های خوزستان است.

در این راستا 7پروژه گردشگری در حوزه رودخانه کارون، بهمنشیر و تالاب شادگان اجرا می شود و در مجموع5  طرح گردشگری نیز از مقطع اهواز تا شهرستان کارون، یک طرح در جزیره شادمانی آبادان و یک طرح نیز در شهرستان شوشتر اجرا می شود.از جمله اینکه در رودخانه کارون در مقطع اهواز بناست 11 اسکله قایقرانی و رستوران ها به همراه پارکینگ و تآسیسات وابسته احداث شود.

آنچه که باعث شده است تا از خوزستان به عنوان قطب گردشگری آبی نام برده شود برخورداری از فرصت های بی شمار در حوزه آب است به گونه ای که قدیمی ترین و با  ارزش ترین سازه های آبی ایران در خوزستان قرار دارد و به عنوان میراث جهانی به ثبت رسیده اند.

باوجود همه پتانسیل هایی که در خوزستان وجود دارد این استان ثابت کرده که در جذب و گردش درآمد برای اهالی خود کارنامه درخشانی ندارد.

در همین خصوص دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به CHN گفت: با استقرار دولت یازدهم و انتصاب استانداری توانمند و خلاق برای خوزستان، موضوع رونق گردشگری خوزستان در اولویت گرفت.

مجتبی گهستونی افزود: .....

ادامه نوشته

جای خالی خانه نقالی و شاهنامه خوانی در خوزستان

زوج نقال و شاهنامه خوان ایران 

گزارش: مجتبی گهستونی

خوزستان نقالان و شاهنامه خوانان بی شماری دارد که برخی آوازه ملی دارند درعین حال مردمان خوزستان تاثیرپذیری زیادی از شاهنامه دارند. در این میان شاهنامه خوانان خوزستانی بر لزوم راه اندازی خانه نقالی در این استان تاکید دارند.

 "نقالی" یکی از جلوه‌های مهم و اصیل در نمایش‌های سنتی ایران است، که بر پایه سنت قصه خوانی و روایتگری استوار است. نقالی از دیدگاه متخصصان تاریخ نمایش جهان، یکی از سه عامل عمده پیدایش تئاتر یعنی آیین، تقلید و نقل است.

نقالی در میان هنرهای نمایشی ایران بر پایه درون مایه و شکل اجرا به سه گونه نقل داستان‌های شاهنامه، نقل قصه‌ها و افسانه‌های تاریخی و نقل وقایع دینی تقسیم می‌شود.

خوزستان نقالان و شاهنامه خوانان بی شماری دارد که برخی آوازه ملی دارند که از آن جمله می توان به فاطمه حبیبی زاد معروف به گرد آفرید، خانواده نوربخش احمدزاده طماسبی اشاره کرد. همچنین می توان از اردوان ظاهری بیرگانی و مهرانگیز قلاوند به عنوان زوج نقال شاهنامه خوان ایران نام برد.

برگزاری همایش‌های متعدد با محوریت نکوداشت فردوسی، برگزاری نقالی در نوروز و ماه رمضان و میزبانی سیزده ساله شوشتر از همایش استانی و ملی شاهنامه خوانی از جمله فعالیت‌های نقالان در استان خوزستان است که در شهرهای مختلف استان از جمله اهواز، اندیمشک، ایذه، اندیکا، دزفول، شوشتر، بهبهان، مسجدسلیمان، هفتکل، لالی و باغملک اجرا می‌شود.

حال، هنرمندان نقال و شاهنامه خوان، راه اندازی خانه نقالی و شاهنامه خوانی در خوزستان که سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی به دنبال راه اندازی آن در پنج استان کشور است را خواستار هستند.

اردوان ظاهری بیرگانی و مهرانگیز قلاوند به عنوان اولین زوج نقال و شاهنامه‌خوان ایران انتخاب شده‌اند چنانچه با اجرای نمایش‌های "رزم گرد‌آفرید"، "عروسی رستم" و " منم آرش" حضور موفقی در همایش‌ها و جشنواره‌های متعدد داشتند.

روش نقالی این زوج نقال و شاهنامه خوان به صورت گروهی و دارای میزانسن، تم و ضرباهنگ بهتر و بیشتر و شامل حرف‌های دو نقال با یکدیگر است. عده ای از کارشناسان امر از شیوه نقالی و شاهنامه‌خوانی جدید و نوی آنها، به عنوان تحولی در نقالی و شاهنامه‌خوانی یاد می ‌کنند.

آنها معتقد هستند:.....

ادامه نوشته

خانه احمد محمود موزه نویسنده شود

در گفتگو با محمود اعطا مطرح شد:

مجتبی گهستونی:

 "احمد محمود" در "زمین سوخته" خوزستان غریب بود و این نهایت نامهربانی مردم یک دیار با برجسته ترین نویسنده دیارشان است. غریبگی احمد محمود بیش از پیش زمانی برایم مشخص شد که راهی محله دوران کودکی اش شدم. همسایه ها کم و بیش می شناختند و عده ای هم حتی اسمش را نشنیده بودند. با این حال احمد محمود هنوز برای اهالی ادبیات نامی شناخته شده است به گونه ای که او را بر فراز قله های ادبیات داستانی ایران و جنوب قلمداد می کنند.

نام اصلی او "احمد اعطا" است که به دلیل علاقه اش به برادر کوچکتر نام او را برای فامیلی خود انتخاب می کند و در نهایت احمد اعطا به احمد محمود معروف می شود.  چندی پس از فرا رسیدن چهارم دی ماه، در خیابان سی متری (دکتر شریعتی) اهواز به منزلی رفتم که احمد محمود در آنجا متولد شد و اکنون دو برادر کوچکتر از او در آن زندگی می کنند. قرار بر گفت وگو با "محمود اعطا" را داشتم که از زبده ترین معلمان دبیرستان های خوزستان بود. هرچه باشد احمد ....

ادامه نوشته

توصیه هایی به میراث فرهنگی خوزستان؛ تا چشم به هم بزنید زمان می گذرد

مجتبی گهستونی

شهر تبریز با پذیرایی از 700 هزار گردشگر در سال و همچنین برخورداری از زیرساخت ها و 35 درصد رشد گردشگری نسبت به سال قبل برای سال 2018 به عنوان شهر نمونه گردشگری دنیا معرفی شد. این در حالی است که در سال 1389 وقتی به سومین جشن راهنمایان گردشگری ایران در تبریز رفتم مدیرکل وقت میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری آذربایجان شرقی از کمبود گردشگر ورودی به استانش نگران بود و برگزاری جشن راهنمایان گردشگری را در "سَر ایران" به قال نیک گرفت. چرا را که از نظر او می توان اثراتش را به زودی مشاهده کرد. اما در دیگر سو و در جنوب غربی ایران، وضعیت میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری استان خوزستان اندرخم یک کوچه است و دورنمایی از آینده خوزستان در حوزه های سه گانه وجود ندارد.

در حدود دوماهی که میراث فرهنگی خوزستان دچار تحولاتی در حوزه مدیریت عالی شده است پرسش های بی شماری از ما به عنوان فعالان میراث فرهنگی، از آینده میراث فرهنگی خوزستان درباره وضعیت موجود و آینده مطرح می شود. پرسش هایی با عنوان "آیا مدیر کل جدید بهتر از مدیر قبلی است؟" و یا "آیا مدیر جدید برنامه ای دارد؟" و البته هر کسی از ظن خود پرسش هایی مطرح می کند.

بی شک نگارنده این نوشتار کسی است که نزدیک به 17 سال دکتر "خسرو نشان" را از زمان تصدی مدیرکلی در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان می شناسد و به توانایی او در اداره کل حوزه فرهنگ و هنر واقف است.

وقتی صحبت از مدیرکلی جناب نشان مطرح شد سه دسته از دوستان و نزدیکانش مسائلی مطرح کردند. عده ای که می گفتند اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری برای خسرو نشان کوچک است و او باید به سمت بالاتری بیندیشد. عده ای دیگر از دوستانش فرقی برایشان نمی کرد که او در چه اداره کلی سمت مدیرکلی را دریافت کند، مهم برای آنها استفاده از توانایی های شخصیتی چون او بود. اما دسته سوم خوشحال بودند که شاید با آمدن دکتر نشان، اداره کل میراث فرهنگی خوزستان که در زمان تصدی "افشین حیدری" جان دوباره ای گرفته بود بتواند بیش از پیش سربلندتر شود.

اما بیان یک واقعیت خالی از لطف نیست. آن زمان که گزینه های دیگری برای جایگزینی حیدری مطرح بود برای اینکه گزینه های ضعیف بر مسند صندلی ننشینند گزینه ای به نام "نشان" مطرح شد و او با اصرار زیاد قبول کرد که در اتاق مدیرکل ساختمان شیرخوارگاه سابق و اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان فعلی جای بگیرد.  

آمدن نشان با استقبال فراوان همراه شد و عده ای هم که یا با او مشکل شخصی داشتند و یا اندیشه هایش را نمی پسندیدند با آمدنش نگران شدند.

باری به هرجهت با همه این مقدمه چینی ها و تاییدها نباید از مدیرکل فعلی میراث فرهنگی خوزستان این انتظار را داشته باشیم که بتواند برای اداره کل معجزه کند. دلیل این حرف ماموریت های گسترده ای است که در نهاد سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری وجود دارد و حتی خسرو نشان هم نمی تواند مشکلات آن را به طور کامل حل نماید. شاید هم عده ای با تابو و بت سازی های خود قصد دارند با حلوا حلوا کردن دهان ها را شیرین کنند. در حالی میراث فرهنگی را با ناز و ادا نمی شود حفظ کرد. باید برای دفاع از حق میراث فرهنگی لباس رزم به تن کرد و سلاح مذاکره را انتخاب نمود. 

البته از دکتر خسرو نشان هم انتظار می رود دهن بین نباشد و ضمن شنیدن سخنان همه افراد دلسوز و دست اندرکاران حوزه های مرتبط با سازمانی که فعلن او مدیرکلش است برنامه ریزی دقیق انجام دهد تا بخش عمده ای از مشکلات و موانع را متوجه شده و در صدد رفع آنها برآید. در غیر این صورت برای مدیری چون نشان که شناختی از عقبه این سازمان و نیروهایش ندارد خطرناک است که به یک باره با موارد غافل گیرکننده ای مواجه شود.

توصیه نگارنده این نوشتار به جناب نشان آن است که به عهد خود برای حفاظت از میراث فرهنگی و توسعه پایدار در حوزه گردشگری و حمایت از صنایع دستی وفادار باشد. دیدار با دست اندرکاران و فعالان این حوزه بدون اینکه ایشان فکر کند وقتش گرفته می شود توصیه ای است که متاسفانه مدنظر قرار نمی دهند. خب به هر جهت هر زمان که نگاه از بالا به پایین باشد چندان نتیجه بخش نیست. بهتر است به جای ژست های روشنفکرانه و نشان دادن قالبی متفکرانه به درون سیستم نفوذ کرده و خود با معاونان، کارشناسان، مدیران، حافظان، دوستداران دیدار کرده و با گوش ها و چشمانش بشنود و ببیند. در ضمن اگر کسی هم به ایشان احترام می گذارد به خاطر فروتنی و سابقه درخشان قبلی ایشان است و این دلیل نمی شود که در حوزه میراث فرهنگی فعال و کوشا باشیم ولی چشم روی آینده مبهم میراث فرهنگی ببندیم و اگر هم نقدی وارد شد اطرافیان فکر کنند که پای تخریب به میان آمده است.

قابل توجه جناب نشان اینکه حوزه فعالیت میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری با اداره کل فرهنگ و ارشاد تفاوت بسیار دارد. ایشان اگر در حوزه کار قبلی خود موفق بودند و با حمایت های فراگیر همراه بوده اند دلیل برآن نیست که حوزه فعالیت میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری را دست کم بگیرند و فکر کنند با پشت میز نشستن و حرکت نکردن می توانند به حل مشکلات آن از طریق کنترل از راه دور بپردازند. لذا بهترین کار این است که آستین ها را بالا زده و از نزدیک به بازدید از محوطه های باستانی و بناهای تاریخی برود و همچنین مناطق گردشگری و کارگاههای خانگی صنایع دستی را رصد نماید و در صدد رفع مشکلات و توسعه این حوزه ها برآید.

جناب آقای نشان الان که در حال مطالعه و شناخت از حوزه میراث فرهنگی هستید. اما چشم به هم برنید وقت می گذرد و برنامه ای برای حال و آینده میراث فرهنگی خوزستان نخواهید داشت. راستی به همه ثابت کنید که شما فقط تز نمی دهید و برنامه هدفمند دارید. چندی دیگر عید نوروز فرا می رسد و شما از یک ماه قبل درگیر ستاد نوروزی می شوید. این یعنی غفلت از سایر حوزه ها. بعد از عید نوروز هم فصل گرما می رسد و لابد شرایط آب و هوایی اجازه نمی دهد تا به درستی از محوطه ها و بناها محافظت شود. حالا هم که فصل سرما است و شرایط به گونه ای دیگر مانع از انجام بعضی تعهدها می شود.

راستی شما برنامه تان برای حفاظت از شهر تاریخی جندی شاپور و حفاظت و احیا بقعه یعقوب لیث چیست؟ برای جلوگیری از تخریب محوطه های که در محدوده احیای اراضی کشاورزی خوزستان است چیست؟ راستی از بافت های تاریخی خوزستان چه اطلاعی دارید؟ وضعیت سرمایه گذاری بخش خصوصی در حوزه های سه گانه چقدر رضایت بخش است؟ خبر دارید که محوطه های باستانی سراسر شرق خوزستان در حال به تاراج رفتن و تخریب شدن است؟ هیچ خبر دارید که محوطه های تاریخی غرب خوزستان به بهانه های واهی مورد تعرض قرار می گیرند؟ چه خبر از مناطق هدف گردشگری و روستاهای گردشگری؟ حال که اداره کل اقدام به ثبت میراث ناملموس مینماید برای احیاء آنها چه اقدامی خواهید کرد؟ برنامه شما برای ارتقای صنایع دستی خوزستان و شناسایی هزارتان صنعتگری که در شهرها و روستاها ناشناخته مانده اند چیست؟ برای تملک ها چکار خواهید کرد؟ برای حل موضوعات انباشته حقوقی و ایجاد یک هماهنگی بین واحدها برنامه ای دارید؟

جناب نشان بارها و بارها از بعضی نزدیکان شما شنیده ام که گفته اند خسرو نشان بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. البته قرار نیست کسی باد و شما هم بید شوید. حمایت از شما که قطعن نیاز به کمک دارید وظیفه همه فعالان بخش های سه گانه است ولی بی توجه ای به افکار عمومی از نوع رسانه و فعالان حوزه های سه گانه برای شما که مثل هر مدیری می آید و می روید با روح دموکراسی سازگاری ندارد.

درست است که شما ذاتا آدم کم حرفی هستید و گاهی از این خصوصیت استفاده می کنید و فقط می شنوید و حرفی نمی زنید اما پاسخگو بودن وظیفه هر مدیر و مسئولی در هر جایگاهی است.   

شهرتاریخی و جهانی شوش در معرض خطر / ادامه ساخت پل درعرصه و حریم شهر

کمتر از ۶ماه از ثبت‌جهانی شوش گذشته اما ساخت پل نظام‌مافی در عرصه‌وحریم آن ۳۰درصد پیشرفت فیزیکی داشته به گفته مدیر پایگاه شوش، اگر ضوابط جهانی رعایت نشود این پرونده به مشکل می‌خورد.

شهر تاریخی شوش تیر ماه امسال با وجود چالش های بسیاری مانند کاهش حریم شوش به  ۴۰۰ هکتار که باستان شناسان و فعالان میراث فرهنگی مخالفش بودند یا پل نظام مافی که در آن زمان، مسئولان شهری شوش در پی احداثش بودند، در فهرست میراث یونسکو به ثبت رسید . با این حال معاون میراث فرهنگی کشور گفته بود که پلی در ورودی این محوطه قرار دارد که مدیران شهری در استان خوزستان معتقدند باید آن را برداشته و به جایش یک جاده‌ ترانزیت و میدان ایجاد شود چون این پل ورودی شهر شوش را کور کرده است، آنها مشاورانی هم گرفته‌اند و چند سالی روی طرح کار کرده‌اند. اکنون قرار است تمام راه‌حل‌های پیشنهادی در این طرح، توسط مشاور دیده و همه‌ گزینه‌های مورد نظر در این زمینه بررسی شود تا آن زمان هم هیچ اتفاقی در محدوده این محوطه‌ تاریخی رخ نمی‌دهد.

وی درباره پل نظام مافی گفته بود: این طرح نیز پیش از این تصویب شده و پایه‌های پل هم زده شده است. اما بحث جدیدی در مورد آن نیست.

با این وجود، پس از گذشت یک ماه از ثبت جهانی شوش در تیر ماه امسال، تابلویی جلوی پل نظام مافی نزدیک بیمارستانی به همین نام نصب شد که نشان می داد کار این پل از مرداد ماه شروع می شود و کارفرمای آن نیز اداره راه و ترابری استان خوزستان است. این تقاطع غیر همسطح (رو گذر) از همان زمان تا کنون حدود ۳۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.

پایه های شرقی پل روی حریم درجه یک و پایه های غربی در عرصه قرار دارد . همچنین در سمت شرقی پل، یک مجتمع بین راهی و سرویس بهداشتی که توسط اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان ساخته شده بود، مدتها پیش توسط پیمانکار تخریب شد تا پایه های شرفی بنا شود.

این طور که معلوم است اداره میراث فرهنگی شوش مجوز اولیه را قبل از ثبت جهانی آن داده است. چرا که تا قبل از پرونده ثبت جهانی همه متولیان می دانستند این پل در حریم و عرصه محوطه تاریخی شوش قرار دارد یعنی در اصل با علم بر اینکه شوش قرار است ثبت جهانی ثبت شود این مجوز داده شد.

در این باره، مجتبی گهستونی، دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان و به خبرنگار مهر گفت: در زمان شروع احداث پل، پایگاه شوش مانع انجام کار شد ولی پیمانکار و کارفرما بدون توجه به این تذکرات کار را آغاز کردند  و تا امروز هم دفتر حقوقی میراث فرهنگی استان هیچ شکایتی نکرده است در حالی که پل همچنان درحال ساخت است و هیچ علامتی مبنی بر جلوگیری از ادامه کار دیده نمی شود.

عضو هیت موسس شورای هماهنگی تشکل های مردم نهاد کشور ادامه داد: درحالی این پل برخلاف ضوابط عرصه محوطه های جهانی ساخته شده که این ضوابط به تمام دستگاههای درون شهرستان، استانداری و اداره کل مسکن ابلاغ شده است.

چند روز پیش موضوع ساخت این پل در جلسه شورای فنی مطرح شده و اعضای حاضر در آن جلسه نیز همگی مخالف ادامه ساخت این پل بوده اند و مخالفتشان را به دستگاههای متولی نیز ابلاغ کرده اند با این حال معلوم نیست چه کسی مجوز ادامه فعالیت پل را داده و یا این که چه ضرورتی می دیدند تا این کار ادامه پیدا کند.

گهستونی در این باره اظهار نگرانی کرده و این سوال را مطرح کرد که آیا سرنوشت این پل به سرنوشت ترمینالی دچار می شود که سازمان میراث فرهنگی مجبور به خرید آن شد؟همچنین در گذشته نه چندان دور اقدام به صدور مجوزهای بی شماری کرده اند که برای ساخت و ساز در محوطه ها داده شده بود و ساخت سیلو، پارکینگ، هتل، بانک و ترمینال از جمله آنهاست.

 

ثبت جهانی شوش در معرض خطر

عاطفه رشنویی معاون میراث فرهنگی خوزستان معتقد است که احداث پل متوقف شده است این درحالی است که گزارش های رسیده از شوش خبر می دهد این پل آرام آرام در حال ساخت است. رشنویی به خبرنگار مهر گفت: موضوع این پل در حال بررسی است. امکان دارد که منظر شهر تاریخی شوش را مخدوش کند با این حال در حال صحبت با مسئولان استان هستیم تا این پل را به طرح دیگری تبدیل کنند و برای شوش کمربندی پیش بینی شود.

وی در پاسخ به این سوال که مگر اداره میراث فرهنگی چند سال پیش نمی دانست که این پل در حال ساخت است پس چرا جلوی کار را نگرفت گفت: گویا پایه هایی که در نزدیک بیمارستان است از سال ۸۶ یا ۸۸ زده شده و چند پایه رو به روی محوطه آن هم خارج از عرصه در سال ۸۸ احداث و بعد متوقف شده است. الان حدود ۶ ماهی می شود که این موضوع به یک معضل تبدیل شده است درحالی که چند سال پیش این مخاطرات وجود نداشت. وقت آن نیست که به ۶ سال پیش برگردیم امروز فقط می شود با مطالعه شهرسازی و برخی تغییرات در باند تندرو و کندرو در آزادراه کاری انجام داد.

رشنویی گفت: اکنون با توجه به اینکه تقاطع خطرناک بوده، نظر اداره راه و شهرسازی این است که پل ساخته و این تقاطع مرتفع شود اما باید همه جانبه به آن فکر کنند.

جدا از ایجاد سوالات بسیار پیرامون چرایی ساخت این پل و مجوز ادامه کار آن، موضوع مهم این است که احداث این پل ممکن است پرونده ثبت جهانی شهر شوش را به خطر بیاندازد. با وجود اینکه رشنویی اعلام کرد پرونده ثبت جهانی شوش با وجود این پل به خطر نمی افتد اما محمدحسن ارسطوزاده مدیر پایگاه جهانی شوش به خبرنگار مهر گفت: این پل در جنوب شرقی درحال ساخت است که به عرصه و حریم شوش تعرض می کند. اداره میراث فرهنگی استان مخالف ساخت این پل است ولی اکنون آنها کار خودشان را می کنند. اما به نامه ها و استعلام های اداره راه و شهرسازی بارها پاسخ دادیم که این کار ممنوع است. چون بخشی از آن در عرصه و بخشی در حریم شوش قرار دارد. ایران متعهد شده که ضوابط ثبت جهانی را رعایت کند اما اگر خللی در این زمینه وارد شود، پرونده ثبت جهانی شوش دچار مشکل خواهد شد.

به نظر می رسد با توجه به اینکه از مرداد ماه تا کنون ساخت روگذر نظام مافی، ۳۰ درصد رشد داشته و متوقف نشده است و مدیران شهری نیز برای جلوگیری از ضرر مالی دولت، اصرار دارند این پل تا پایان سال تکمیل شود، روگذر نظام مافی عاملی برای در معرض خطر قرار گرفتن پرونده ثبت جهانی شوش خواهد شد.

چه کسی جلوی ساخت و سازهای غیرمجاز عرصه‌ محوطه‌های ثبت جهانی را می‌گیرد؟

چه کسی جلوی ساخت و سازهای غیرمجاز عرصه‌ محوطه‌های ثبت جهانی را می‌گیرد؟

ساخت‌ و سازها در عرصه و حریم آثار تاریخی به محوطه‌های ثبت جهانی نیز رسیده است تا آنجا که بر روی عرصه چغازنبیل و شوش نیز این سازه‌ها به وضوح قابل رویت است، هرچند با ساخت سفره‌خانه در زیر پل بند لشکر (بخشی از سازه‌های آبی ثبت جهانی شوشتر) دیگر نباید از دیدن یا شنیدن چنین اتفاقاتی شوک زده شد؟!

به گزارش هنرنیوز؛ ثبت آثار تاریخی و تعیین حریم و ضوابط چگونگی برخورد با این آثار یکی از مهمترین اقداماتی است که دستگاه متولی میراث فرهنگی و طبیعی هر کشوری، تحت منشورها و معاهده های بین المللی امضاء و پذیرفته شده از سوی دولت متبوعش، به آن دست می یازد. بر این اساس سه وظیف اصلی سازمان میراث فرهنگی۱- شناسایی و ثبت آثار با ارزش،۲ – حفظ و احیاء و مرمت آثار ،۳ – معرفی آثار ارزشمند تاریخی است.

 

زیرپل بند لشکر (بخشی از سازه های آبی ثبت جهانی شوشتر تاریخ عکس صحیح عکس 2015 است)

هرچند این سازمان در طول سالیان گذشته سعی کرده است که با ثبت اثار گام نخستین را در حفظ آنها بردارد اما به نظر می‌رسد در تعیین حریم و حفظ و احیا ومرمت و معرفی آثار و اهمیت آنها هرگز موفق نبوده است گواه آن تجاوز هر روزه به عرصه و حریم آثار تاریخی در نقاط مختلف کشور است. اما نکته تلخ وقتی بیشتر نمود پیدا می‌کند که دست‌اندرکاران میراث فرهنگی خود در مقام متولی حرمت امامزاده خودشان را نگه نمی‌دارند و اقدام به ساخت و ساز در عرصه‌های ثبت ملی شده می‌کنند، اقدامی که در گامی فراتر حتی به محوطه‌های ثبت جهانی شده نیز رسیده است. اگر بتوان از ساخت و ساز در عرصه عمارت مسعودیه و موزه ملی و....با حضور زعمای قوم در همین پایتخت و نه در استان‌های دیگر چشم پوشید و هزار توجیه برای آن آورد، چه کسی پاسخگوی ساخت و ساز در عرصه‌های ثبت جهانی است . مصداق آن ساخت سفره‌خانه بدون رعایت نکات حفاظت و مرمتی در زیر پل بند لشکر است.

 

ساخت و سازهای شهرداری در کنار پل نیروی هوایی شوش

اقدامی که ظاهراً در سایر آثار جهانی از جمله شوش و چغازنبیل نیز ادامه دارد. شوش که علی‌رغم مخالفت طیف گسترده‌ای از باستان‌شناسان با عرصه ۴۰۰ هکتاری به ثبت جهانی رسید اکنون شاهد ساخت و سازهایی در عرصه و حریم خود است.

هم اینک در کنار پل هوایی شوش شهرداری مشغول ساخت و ساز آلاچیق و مغازه و سنگ‌فرش آن است.

میراث فرهنگی در اذهان عمومی ارگانی است که معمولا مانع ساخت و سازهایی می‌شود که با قوانین آن مغایرت دارد. به همین منظور نیز قسمتی شبه نظامی بنام یگان حفاظت میراث فرهنگی ایجاد شده که وظیفه‌اش رسیدگی به مسائلی از این دست است.

اما اگر یک زمان، خود میراث فرهنگی قوانین خود را فراموش کند و نه در حریم، بلکه در عرصه های باستانی اقدام به ساخت و ساز نماید تکلیف چیست؟ چه کسی باید مانع از آن شود؟ آیا یگان حفاظت نمی‌تواند در این مواقع وارد عمل شود؟ چرا؟ مگر قانون، خودی و غیرخودی می شناسد؟

میراث خوزستان پتانسیل زیادی دارد. نسبت به سایر استان‌ها نیز محوطه‌های تاریخی بیشتری را ثبت جهانی کرده است.

اما همین محوطه‌های جهانی شده ظاهرا به مکان‌هایی برای زیرپا گذاشتن قانون بدل شده‌اند. به راستی چه کسی باید بر اقدامات مدیران محوطه‌های ثبت جهانی شده که خود را به هیچ کجا از جمله میراث شهرستان‌ها و حتی استانها پاسخگو نمی‌دانند و خود را مالک بلامنازع آثار تحت امرشان می‌دانند؛ نظارت کند؟

چغازنبیل از اولین محوطه هایی است در ایران است که از سال ۱۳۵۸ در فهرست یونسکو ثبت شده است. اکنون پایگاه چغازنبیل تصمیم گرفته در فاصله‌ای نزدیک به زیگورات اقدام به ایجاد ساختمانی جدید در کنار ساختمان های قدیم خود به بهانه سرویس بهداشتی یا هر عنوان دیگری کند. آیا بهتر نبود که مثلا برای احداث سرویس بهداشتی از امکانات پیش ساخته استفاده شود.

در شوش نیز دقیقا روبروی کاخ اردشیر، در محلی که بخشی از عرصه باستانی شوش محسوب می‌شود نیز سازه ای جدید در حال ساخت است و علیرغم اینکه در معرض دید بسیاری از پرسنل میراث فرهنگی و نیروهای یگان حفاظت آن قرار دارد، اقدامی برای متوقف ساختن آن صورت نمی گیرد.

جالب اینجاست که این سازه در حریم رودخانه شاوور که بخشی مهم از محیط طبیعی است که عرصه باستانی در آن شکل گرفته نیز قرار دارد.

در حریم عرصه باستانی شوش نیز وضع به همین منوال است. در انتهای خیابان شریعتی و تنها به فاصله کمتر از ۱۰۰ متر از عرصه باستانی شوش شاهد احداث ساختمان ۵ طبقه دیگری با ارتفاع بیش از ۱۵ متر می باشیم. این در حالیست که میراث فرهنگی بابت این موضوع در سکوت و انفعال کامل قرار گرفته است.

 

انتهای خیابان شریعتی شوش- منتهی به عرصه باستانی شوش

آیا میراث فرهنگی از ثبت جهانی تنها گلکاری و باغ آرایی و برپایی مراسم جشن استقبال از مدیران است؟ پاسخ میراث فرهنگی در سالهای آینده به کارشناسان و بازرسان یونسکو بابت این ساختمان های مرتفع غیر مجاز چه خواهد بود؟

سوال دیگر اینست که انجمن های دوستدار میراث فرهنگی برای چه چشم خود را بر روی این تخلفات بسته‌اند و اعتراضی نمی‌کنند؟ در حالیکه در سال‌های نه چندان دور، کمترین ارتفاع های غیرمجاز در حد ۲ تا ۳ متر را نیز پیگیری و رسانه ای کرده و اعتراض خود را اعلام می‌کردند؟

این در حالی است که میراث فرهنگی با استناد به قوانین خود در برخی مواقع اقدام به ممانعت از ساخت و ساز و حتی ایجاد چاه های لازم جهت سرویس های بهداشتی منازل مسکونی و تجاری می‌کند. اما اکنون این ساخت و سازها توسط  میراث و یا نمونه هایی که در عرصه باستانی توسط غیره احداث می شود ، باعث ایجاد این شبهه در اذهان عمومی می شود  که چرا برخی ملزم به رعایت قانون هستند و برخی از جمله خود مسوولان و مجریان میراث فرهنگی ملزم به اجرای صحیح قوانین از جانب میراث فرهنگی نیستند! آیا این مصداق  اصطلاح یک بام و دو هوا نیست؟!