آیا خوزستان از قافله کنوانسیون جهانی گردشگری عقب مانده است؟

مجتبی گهستونی

طی دو سال گذشته عنوان کنوانسیون گردشگری 2017 به میزبانی ایران بارها در رسانه ها و مجامع مطرح شده است. این در حالی است که بسیاری حتی از کارکرد این کنوانسیون آگاهی کافی نداشته و گاه می پرسند کنوانسیون چیست؟ چه کسانی و یا کدام ارگان برگزار کننده آن است؟ پرسش هایی از این دست را در استان خوزستان که محل زندگی من به عنوان نگارنده است بارها شنیده ام و حتی به عنوان یک علاقه مند به گردشگری در حد توان و آگاهی پاسخ لازم داده ام. اما انتظار می رود که متولیان گردشگری حداقل از برگزاری رویدادهایی مثل کنوانسیون گردشگری 2017 آگاهی داشته و خود به تشویق برگزار کنندگان و تاثیر آن از زوایایی مختلف آن بپردازند. در این باره باید اعتراف کرد که مردم و صنوف همواره از دولت پیشتازتر هستند.

اما از پرسش هایی که درباره گردشگری مطرح می شود به یک نتیجه رسیده ام و آن اینکه گردشگری قدرت های پیدا و پنهانی دارد و باعث ایجاد گفت وگو و شناخت بیشتر می شود. آنهایی که به صورت حرفه ای و گردشگری را دنبال می کنند و دستی در آن دارند انواع زوایای گردشگری را تشخیص داده و به قدرت آن ایمان کافی دارند.

از زاویه دید برخی از کارشناسان، گردشگری آنقدر ظرفیت دارد که بتوان برای ارتباط میان فرهنگی بین همه اقوام و جوامع بشری در جهت صلح و دوستی و توسعه روابط انسانی و تاثیرگذاری بر عرصه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از آن بهره گرفت.

در چنین شرایطی عده ای که خود برآمده از لایه های مختلف جامعه هستند و به گردشگری ورود پیدا کرده و حتی در توانمندسازی جوامع محلی نقش داشته اند در کانون انجمن های صنفی راهنمایان گردشگری ایران گردهم آمدند و قدم در راهی گذاشته اند و جریانی را ایجاد کرده اند که اوج شجاعت، اعتماد به نفس و توان آنان را می رساند. همین افراد به عنوان راهنمایان گردشگری در کانون انجمن های صنفی در سال 2017 میزبان کنوانسيون جهاني راهنمايان گردشگري خواهند بود. رویدادی که از آن به عنوان بزرگترين و مهمترين گردهمايي راهنمايان جهان نام برده می شود.

همین راهنمایان گردشگری ایران با میل و اراده صنفی خود در سال 2015 و با توانایی لازم کاری کردند و موفق شدند نظر فدراسيون جهاني راهنمايان گردشگري (WFTGA) را برای برگزاری این رویداد در ایران جلب کنند.

در این مطلب کاری به فرآیند چگونه گی میزبانی کنوانسیون که بسیار سخت و همراه با رقابت شدید است ندارم اما کلام من در این بخش به تمام فعالیت های گروهی و صنفی اشاره دارد که در نتیجه همین با هم بودن روی می دهد تا منجر به یک اتفاق مهم شود.

در چنین شرایطی دهها نفر در سراسر کشور به صورت خودجوش و با کمترین حمایت های مالی و معنوی دولتی و با کمک مردم که لطف و مهرشان همواره شامل گردشگران مقید به رعایت همه اخلاق گردشگری شده است تاکنون فعالیت هایی انجام داده اند که نتیجه اش خروجی بسیار داشته است. درباره این خروجی ها با هم سخن خواهیم گفت اما باز نتیجه سخن من این است که دیگر دست اندرکاران حوزه گردشگری به جز برخی راهنمایان چقدر پیام این کار بزرگ را درک کرده اند؟

با اینکه در کشور ایران بسیاری از امور به صورت حاکمیتی در اختیار دولتمردان است اما چرا خود آنها دست به ابتکار عمل های اینچنینی نمی زنند؟ قصد من رویارویی دولت با راهنمایان گردشگری نیست بلکه هدف این نوشتار یادآوری و تلنگر به مسئولانی است که امور به آنها سپرده شده است و باید درک بهتری از تاثیر گردشگری داشته باشند. 

پس نتیجه میگیریم که خود راهنمایان گردشگری و فعالان گردشگری باید به تکاپو و تاثیرگذاری بیشتر بیندیشند.

به طور مثال در خوزستان انجمن صنفی راهنمایان گردشگری خوزستان و برخی افراد دغدغه مند می کوشند تا به تاثیرگذاری کنوانسيون جهاني راهنمايان گردشگري 2017 ایران بپردازند اما اگر متولیان دولتی می کوشیدند تا حداقل در خلوت خود به اهمیت چنین رویدادی فکر کنند و از توان و نیروی راهنمایان و دیگر فعالان گردشگری استفاده کنند آیا امروز فرصت بهره گیری و استفاده از ظرفیت کنوانسيون جهاني راهنمايان گردشگري در خوزستان از دست می رفت؟

بی شک پاسخ این پرسش خیر است و باید تاکید کرد اینبار هم مقصر فرصت سوزی دست اندرکارانی هستند که بر روی صندلی های خود محکم نشسته اند. مدیرانی که باید به رشد و توسعه گردشگری هدفمند هم فکر کنند.

به گفته برگزار کنندگان کنوانسیون جهانی راهنمایان گردشگری هر كنوانسيون شامل سه مرحله پيش از سفر، سفر و پس از سفر مي شود كه ميزبان، براي هر كدام از اين مراحل، تورها و برنامه ريزي هاي دقيق و جذابي را سامان مي دهد تا رضايت خاطر ميهمانان خود را جلب كند چرا که اين رويداد تاثير به سزايي در رشد صنعت گردشگري و آشنايي مردم جهان با كشورهاي ميزبان خواهد داشت. بنابراين همواره تلاش ميزبانان بر اين است كه بيشترين تعداد راهنمايان از كشورهاي مختلف را گرد هم جمع كنند.

با برگراری چنین رویدادی در هر نقطه ای از ایران ضمن اینکه توجه جهانی به آن منطقه بیشتر می شود و شور وشوقی و تکاپویی در مردم ایجاد میگردد، فرصت معرفي و بازديد جاذبه هاي فرهنگي، تاريخي و طبيعي كشورها و توسعه پايدار صنعت گردشگري هم فراهم می آید و در نتیجه امکان برقراري ارتباط ميان راهنمايان گردشگري و ارتقاي دانش و اخلاق حرفه اي آنها بر اساس استانداردهاي جهاني به دست خواهد آمد.

 باید تاکید دوباره کرد که توجه کردن به گردشگری پایدار و مسئولانه یک بازی برد برد است و به روایتی موجب شناخت و آشنایی با تاریخ، تمدن و فرهنگهای مناطق مختلف جهان و توسعه تعاملات فرهنگی و انسانی به واسطه گردشگری نیل به دیپلماسی فرهنگی و گردشگری می شود که حتی می تواند بر دیپلماسی رسمی و دیپلماتیک هم تاثیرگذار باشد.

وقتی صحبت از "گردشگری برای همه" با توجه به شعار سازمان جهانی جهانگردی می شود لازمه آن تلاش بیشتر برای رسیدن به دستاوردهای آن شعار است چرا که گردشگری پدیده‌ای فرهنگی است و زمینه ساز تحولات روحی و فکری در بسیاری افراد و جوامع محسوب می شود.

در همین خصوص رئیس هیات‌مدیره کانون سراسری انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری ایران، دستیابی به میزبانی هفدهمین کنوانسیون جهانی راهنمایان تور را مقدمه‌ای برای توجه بیشتر مردم و مسئولین به موضوع گردشگری و ایجاد عزم ملی برای رونق آن دانست.

آرش نورآقایی معتقد است: هنگامی که در تاریخ 2 اسفند 1386، روز جهانی راهنمایان گردشگری در ایران مورد توجه قرار گرفت، شاید هیچ‌کس به این موضوع نمی‌اندیشید که 10 سال بعد، راهنمایان گردشگری دنیا تصمیم بگیرند به ایران سفر کنند.

وی افزود: انسجام راهنمایان گردشگری ایران، پیوستن ایران به «فدراسیون جهانی راهنمایان گردشگری(WFTGA)‌»، برگزاری 9 دوره پی‌در‌پی گردهمایی راهنمایان گردشگری در استان‌های مختلف، برگزاری دوره‌های آموزشی زیر نظر WFTGA، دعوت از رئیس فدراسیون جهانی و دیگر کارشناسان، حمایت بخش‌های خصوصی و دولتی از راهنمایان گردشگری و نهایتا حضور ایران در «شانزدهمین کنوانسیون فدراسیون جهانی»، منجر به میزبانی ایران برای برگزاری هفدهمین کنوانسیون در سال 2017، همزمان با دهمین گردهمایی راهنمایان گردشگری ایران شد.

 

خوزستان و جای خالی آن در کنوانسیون جهانی راهنمایان گردشگری

اما در پایان روی سخن من با مدیران خوزستانی است. در حالی که برگزاری کنوانسیون راهنمایان گردشگری سراسر جهان در سال 2017 در ایران محک بزرگی برای تاسیسات و آمادگی کشورمان برای میزبانی از گردشگران دنیا است باید نگرانی خودم و بسیاری دیگر از فعالان گردشگری را از اینکه خوزستان نقش موثری در حمایت از این رویداد ندارد را اعلام کنم چرا که در صورت قرارگیری خوزستان در لیست استان هایی که سهمی از این رویداد بین المللی دارند این استان می توانست بهره کافی را از جوانب مختلف ببرد.

اما یکی از عایدی هایی که به لطف این کنوانسیون و البته تلاش و اراده برخی راهنمایان گردشگری و فعال این حوزه برای خوزستان فراهم آمده است انتشار برخی تصاویر از جاذبه های تاریخی طبیعی و توانمندی های خوزستان در حوزه مردمشناسی است که با درج در سایت کنوانسیون جهانی راهنمایان گردشگری، ظرفیت های فرهنگی و طبیعی خوزستان معرفی میشود.

برای خوزستان که سه مجموعه ثبت جهانی تاریخی و یک جاذبه طبیعی بین المللی دارد قرار گرفتن در حاشیه یک نکته منفی و عقبگرد محسوب می شود و در این خصوص متولیان گردشگری و برخی از مسئولان را باید به بی درایتی خطاب کرد.

در حالی که یکی از تاثیرهای برگزاری این کنوانسیون در ایران پرداخت هزینه توسط شرکت کنندگان در کنوانسیون 2017 راهنمایان گردشگری است و از این حیث این رویداد آورده اقتصادی برای کشور خواهد داشت. اما از آن سو عده ای در تلاش هستند تا 25 دست اندرکار گردشگری از یک کشور کمتر شناخته شده را به خوزستان دعوت کنند و هزینه هایی را هم سربار خوزستان نمایند.

حال که خوزستان از قافله برگزاری رویدادهای تاثیرگذار ملی و بین المللی به لطف و سعی مسئولان عقب مانده است و دیدیم در چند ماه گذشته چه همایش ها و جشن های زودبازده و کمتر تاثیرگذاری را برگزار کردند از دوستان و فعالان غیردولتی در حوزه گردشگری خوزستان درخواست می کنم که نقش عمیق تر و تاثیرگذارتری در حوزه گردشگری ایفا کنند که کم کاری در این حوزه متوجه همه خوزستان خواهد بود. 

آیا دوران بی رمقی معاونت میراث فرهنگی به پایان رسید؟

مجتبی گهستونی  

سرانجام پس از پنج ماه معاون میراث فرهنگی خوزستان منصوب شد. مرجان شوشتری هم اکنون یکی از سه زن در میان پنج معاون در اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان است. معاون میراث فرهنگی خوزستان خوب می داند که به دلیل مسئولیت هایی که دارد تمام نگاه فعالان میراث فرهنگی، رسانه های تخصصی، انجمن های فعال در حوزه میراث فرهنگی و کارشناسان به او دوخته شده است.

حال باید دید او نیز می تواند به مانند دیگر هم جنس و همکار خود حضوری چند ساله در سمت معاونت داشته باشد یا به مانند دیگر همکارش در فاصله کمتر از یک ماه استعفا می دهد.

حوزه معاونت میراث فرهنگی خوزستان در چند ماه گذشته به دلیل نداشتن یک معاون میراث فرهنگی و تنزل آن در جایگاه یک جانشین، روزهای با ثباتی را پشت سر نگذاشت و این شرایط باعث شد تا فعالیت های چندانی هم صورت نگیرد و این معاونت را به رمق ترین دوران خود تبدیل کند.

اگرچه باید از تلاش ها و پیگیری های هرچند جزیی انجام شده در چند ماه گذشته چه در دوره فعالیت "عاطفه رشنویی"، "علی رضا رازقی" و سپس "پرویز طلائیان پور" تشکر کرد اما باید به این نکته اشاره کرد که از زمان آغاز فعالیت مدیرکل فعلی میراث فرهنگی این معاونت فقط روزهای به ظاهر آرامی داشته ولی از درون با التهاب های ناشی از بی ثباتی همراه بود.

چرا معاونت میراث فرهنگی بی رمق شد؟

در ابتدا خودِ شخص مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان هیچ گاه فکر نمی کرد که مجبور شود اولین حکم برکناری را برای معاون میراث فرهنگی اش که به او تا حدی برای همراهی اش امید داشت صادر کند و حتی فکر نمی کرد که معاون بعدی را که انتخاب میکند هنوز یک ماه نشده استعفا بدهد و همه را در یک شوک قرار بدهد. حتی کسی فکر نمیکرد معاونت میراث فرهنگی را در حد یک جانشین نگه بدارد.

خب در چنین شرایطی که به گواه بسیاری اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان روزهای نه چندان آرام و قراری را می گذاراند باز هم هیچ کسی فکر نمیکرد یکی از کارشناسان حوزه معاونت میراث به سرپرستی روابط عمومی میراث فرهنگی منصوب شود و مدیرکل مربوطه هم مجبور شود چند روز بعد حکم سرپرستی را برای او امضا کند. این در حالی است که اغلب انتصاب های انجام شده در حوزه معاونت ها و برخی حوزه های ستادی تجربه موفقی نبودند.

اگر چه بعد از استعفا دکتر علیرضا رازقی از معاونت میراث فرهنگی خوزستان عده ای می کوشیدند تا جلب نظر کنند تا شاید حکم معاونت میراث برایشان رقم بخورد اما عده ای هم بودند که نامشان جز گزینه های مورد نظر برای معاونت بود. اما در نهایت پرویز طلائیان پور کارشناس همیشه آرام و بی حاشیه معاونت میراث برای مدتی به عنوان جانشین معاونت منصوب شد تا در حد توان امور را پیگیری کند. اما در این میان گزینه هایی که خود را محق می دانند و هیچ گاه هم شانس معاونت شدن را هم در اداره کل تجربه نکرده بودند و همچنان هم پیگیر معاون شدن هستند ولی شانس نشستن بر روی صندلی معاونت میراث فرهنگی نصیبشان نشد.

سرانجام چه کسی معاون میراث شد؟

حال که قرعه به نام "مرجان شوشتری" از کارشناسان میراث فرهنگی خوزستان افتاده است تا سکان معاونت میراث فرهنگی خوزستان را پس از ماهها نداشتن یک متولی که اختیار لازم معاونت را داشته باشد در دست بگیرد ضمن تبریک به ایشان و آرزوی موفقیت برای او و همکارانش ذکر چند نکته لازم و ضروری است.

از نظر نگارنده این نوشتار، با توجه به دگرگونی هایی که در چندماه گذشته در حوزه معاونت میراث فرهنگی رخ داده، دوره جدید را باید مهم دانست چرا که هم اکنون این حوزه صاحب معاون شده و دیگر بهانه بی ثباتی این حوزه نباید معنا و مفهومی داشته باشد و لازم است که با برنامه ریزی و توجه به همه کمبودهایی که وجود دارد، معاونت میراث فرهنگی را به جایگاه کاربردی خود نزدیک کند.

معاون میراث فرهنگی چه ماموریت هایی دارد؟

اکنون باید دید که معاون میراث فرهنگی برای ماموریت هایی که در حوزه معاونت او وجود دارد چه اولویت هایی تعیین می کند. باید دید برنامه معاونت میراث فرهنگی خوزستان برای نجات بخشی محوطه هایی که در معرض انواع آسیب ها و تعرض ها است چه برنامه ای دارد. اکنون که مرجان شوشتری به معاونت میراث فرهنگی منصوب شده و همواره شاهد حرص و جوشهای او برای میراث فرهنگی بوده ام باید دید که با توجه به سابقه کاری او از زمان استخدامش در حوزه معاونت میراث فرهنگی چقدر از این تجربه استفاده می کند. باید دید که با ابتکار عمل هایی که به خرج می دهد آیا می تواند به یک شخصیت کاریزماتیک تبدیل شود.

برای معاونت میراث فرهنگی خوزستان هیچی نباید مهمتر از حفظ میراث فرهنگی با انواع زیر شاخههایش باشد. خانم شوشتری خوب میداند که بیشتر محوطه های باستانی خوزستان نه ثبت شده اند و نه همه آنهایی که ثبت شده اند تعین عرصه و حریم شده اند. همین آثار نیز بیشترشان به کاوش، نجات بخشی، مرمت و احیا دارد. قطعن ایشان خوب می دانند که باید با استدلالهای قوی بتوانند نظر بودجه ریزان استانی و ملی را برای اختصاص ردیف های هرچه بیشتر به میراث فرهنگی خوزستان تامین کنند.

مشکلات حوزه معاونت میراث فرهنگی چیست؟

یکی از مشکلات عمده حوزه معاونت میراث فرهنگی کمبود نیروی کارشناس در حوزههای مختلف به خصوص در شهرستانها است. معاونت میراث فرهنگی باید از وقتی که در اختیار او گذاشته شده است برای اجرایی کردن چارت معاونت استفاده نماید و شرح وظایف جدیدی را متناسب با ماموریت های معاونت ابلاغ کند. چرا که موضوع حفاظت از بناها و بافت های تاریخی، تپه ها و محوطه های باستانی، مردم شناسی، ثبت آثار و اموال منقول در حد حرف سامان پیدا نمی کند.

در همین خصوص باید به کمبود نیروی امین اموال و هم تعدد آثار انباشته شده و حتی سرگردان اشاره کرد که نیاز به ساماندهی دارند. ورود به همین موضوع ضمن اینکه باعث ایجاد اشتغال بیشتر و ساماندهی اشیا می شود، فرصت های مطالعاتی و پژوهشی را هم فراهم می آورد.

یکی از موضوعاتی که طی چند ماه گذشته باعث ایجاد برخی نگرانی ها به خصوص در شهرستان ها شده است فقدان و حتی کمبود نیروی ناظر مقیم در شهرستان های تابعه و عزیمت کارشناسان از مرکز به شهرستانها و گرفتن اختیار استعلام ها و بررسی ها از کارشناسان شهرستانی و سپردن آن به کارشناسان اداره کل است که این مهم با ذات تکریم ارباب رجوع در تضاد است. به نظر می رسد در این خصوص باید به جای تضعیف، ادارات شهرستانی را با مستقر کردن کارشناس مربوط به همان شهرستان تقویت کرد. البته نباید از یاد ببریم که نظارت روی کارشناسان نباید فراموش شود. واقعن دردناک است که برخی کارشناسان بدون هیچ دلیل و منطق و عقلانیتی چشمشان را روی قسمی که خورده اند می بندند و دل در گروه برخی مسائل می نهند و نتیجه اش تخریب میراث فرهنگی می شود.

ساماندهی بانک اطلاعاتی از نتایج مطالعات و پژوهش های مختلف به خصوص گزارش کاوش ها است. امکان سنجی مرمت بناها و محوطه های تاریخی خوزستان با هدف عملیاتی کردن آن، انجام بررسی های لازم برای استفاده از ظرفیت های بیشتر موزه ای در خوزستان که در این خصوص از فقر شدیدی رنج برده می شود از دیگر موضوع هایی است که معاونت میراث فرهنگی باید به آن توجه کند.

یکی از فرصت هایی که در حوزه میراث فرهنگی وجود دارد امکان باززنده سازی آثار و بناهایی تاریخی با کاربری متناسب با شان بنا است که در این خصوص باید دید معاون جوان میراث فرهنگی چقدر با خلاقیت و ابتکار عمل به این حوزه ورود پیدا می کنند. در همین خصوص می توان به ظرفیت های اصل چهل وچهار قانون اساسی و خصوصی سازی در امر باززنده سازی و نگهداری بناهای تاریخی اشاره کرد.

هنگامی که این مطلب را به نگارش در می آوردم خبری خواندم که با حضور دبیر شورای عالی شهرسازی و معماری در اهواز، طرح جامع اهواز بررسی می شود، در همین خصوص معاونت میراث فرهنگی خوزستان که خود از کارشناسان قدیمی معاونت میراث محسوب می شود و خوب می دانند که بافت تاریخی اهواز دستخوش چه تخریب ها و تعرض هایی شده است و هیچ فرد و هیچ دستگاهی هم از میراث فرهنگی استعلام نمی گیرد چه برنامه ریزی و اقدام های عملی را برای اینکه از کیان بناهای تاریخی اهواز حمایت کند اتخاذ خواهند کرد.

اگرچه استفاده از طرفیت های بر.ن سازمانی هم یکی از وظایف میراث فرهنگی محسوب می شود اما لازم است به معاونت محترم این یادآوری شود که از ظرفیت انجمن های مردم نهاد استان در راستای معرفی و حفاظت از آثار تاریخی ومعنوی خوزستان و همچنین استفاده از ظرفیت دانشگاه های موجود و مراکز علمی در بحث آموزش و پژوهش چه استفاده هایی خواهد کرد.؟

حال که خوزستان سه اثر و یا به تعبیری سه مجموعه عظیم ثبت جهانی شده دارد و تفاوت آن با برخی از استانها تنوع و گستردگی و قدمت آن آثار است آیا معاونت میراث فرهنگی کوشش خواهند کرد تا سطح حوزه میراث فرهنگی ادارات و پایگاههای دو شهرستان شوشتر و شوش را ارتقا بدهند. اکنون که سخن از پایگاهها به میان آمد لزوم یادآوری شرح وظایف پایگاهها و ادارات شهرستانی هم بسیار مهم است چرا که مشاهده اختلاف نظرها و یا حتی تداخل های کاری در برخی مواقع بسیار سطحی و گاه باعث ایجاد یک سری تنشهای درونی میشود.

نگارنده این نوشتار اعتقاد دارد که در سطح کلان و در سازمان مرکزی، معاونت میراث فرهنگی به دلایل مختلف و در بسیاری مواقع در میان سایر معاونتها کمرنگ شده و همین عامل هم باعث شده تا نارسایی قوانین در برخورد با دستگاههای دولتی معارض محوطه های تاریخی بیشتر به چشم بیاید و تاثیر بگذارد. در خوزستان هم بارها دیده ایم که علی رغم برخی اختیارات و برخی قوانین باز هم اداره کل میراث فرهنگی خوزستان نتوانسته است حمایت های لازم را از میراث فرهنگی به عمل آورد.

نکته دیگر اینکه هم ما و هم معاونت فعلی میراث فرهنگی خوزستان که خود با حوزه بافت های تاریخی به خوبی آشنا هستند همواره شاهد تخریب بناهایی بوده که در نتیجه زیاده خواهی و کم کاری متولیان امر تخریب شده اند. در همین خصوص لازم است کوشش هایی برای رفع نارسایی های موجود و اتخاذ راهکار برای دریافت رضایت مالکین آثار تاریخی جهت ثبت در فهرست آثار ملی و مرمت های مشارکتی صورت بگیرد. شاید برای موفقیت در این زمینه لازم به تهیه بسته های حمایتی و تشویقی برای آن دسته از مالکینی باشند که موافق فرآیند ثبت ملک با ارزش خود نیستند. یا حتی بناهایی وجود دارد که میراث فرهنگی در آنها بخش هایی را مرمت کرده ولی مالکین آن تعامل لازم را با متولی مرمت ندارند. در این خصوص لازم است که با مشورت گرفتن از متخصین علم قضا راهکار لازم برای برون رفت از این مشکل جستجو شود.

جدا از ضرورت تعیین عرصه و حریم بناها و محوطه ها در خوزستان لازم است تابلوگذاری در عرصه های مصوب تاریخی برای جلوگیری از سواستفاده و تخریب های احتمالی صورت بگیرد.

یکی از مشکلات دیگر که در استان خوزستان وجود دارد کمبود اعتبار و البته اراده لازم برای تملک عرصه و حریم آثار و محوطه های در معرض خطر است که در این خصوص می توان به صدها محوطه باستانی در کل خوزستان اشاره کرد.

بی شک از جمله موضوعاتی که باعث ایجاد ضریب اشتباه در امر مرمت می شود، ابلاغ اعتبار اجرایی قبل از اعتبار مطالعه و تهیه طرح است که لازم است با اتخاذ راه حلی این مشکل بر طرف شود.

اما اگر از زوایای دیگری بخواهیم به حوزه معاونت میراث فرهنگی ورود پیدا کنیم باید وجود حفاری های غیر مجاز که به صورت گسترده در خوزستان انجام می شود را یادآور شد. تا کی باید به انتظار نشست تا شاید رهگذری یک حفاری را خبر دهد. در این خصوص حتی گاهی مشاهده می شود شهرستانها حفاری مورد نظر را حتی به مرکز استان اطلاع رسانی نمی کنند. حال بگذریم که شاهد سهولت قاچاق اموال و اشیا به علت داشتن مرزهای گسترده آبی و خاکی خوزستان هستیم. البته این نکته را هم باید اشاره کنم که گاهی خود عوامل میراث فرهنگی عامل اصلی تعرض هستند که در این باره نمونه هایی وجود دارد که اینجا مطرح نمی کنم.

خانم شوشتری خوب می دانند که اجرای بعضی پروژه های ملی و استانی بدون اطلاع و یا دریافت مجوز از میراث فرهنگی و اقدام به اجرای آن گاهی اوقات منجر به تخریب و تعرض به آثار می گردد. جدا از برخی تعرض های عمدی، گاهی مشاهده می شود که فلان نهاد و ارگانی در حین انجام فعالیتی به یک محوطه باستانی برخورد می کند و آن ارگان هم به دستگاه متولی حفظ آثار خبر می دهد اما نباید به گونه ای باشد که روند رسیدگی های هرچند اولیه در محوطه های تاریخی به قدری طولانی باشد که موجب اخلال در انجام کار شود که این مهم باعث دلسردی افراد برای اطلاع رسانی های بعدی می شود.

در همین خصوص برنامه ريزي برای حفظ، مرمت، احياء، ساماندهي و مديريت بناها، مجموعه بناها، محوطه ها و بافت هاي تاريخي و اجرای ضوابط و دستور العملهایی در خصوص حفاظت، نگهداري، مرمت و احياء ميراث فرهنگي غير منقول و اموال و اشياء تاريخي و نظارت بر حسن اجراي آنها را باید مدنظر قرار داد.

یکی از بی سامان ترین حوزههایی که در معاونت میراث فرهنگی خوزستان سراغ دارم مربوط به پایگاههای استانی و یا به ظاهر ملی است که در همین باره توسعه پايگاههاي ميراث فرهنگي در آثار تاريخي مهم خوزستان را نباید مورد بی توجهای قرار داد. به طور مثال باید گفت پایگاه ارجان و جوبجی در چه جایگاهای قرار دارند؟ آیا پایگاه جندی شاپور مکانی برای خود دارد؟ و اصلا به جز مدیر آن کارشناسان دیگری در اختیار این پایگاه هستند؟ اما عنوان پایگاه "جندی شاپور – ایوان کرخه" مصوب کشوری است یا عنوانی من درآوردی محسوب می شود؟ چرا برای پایگاه ایوان کرخه دو حکم در دست دو نفر وجود دارد؟ آیا پایگاه آیاپیر فقط محدوده کاری آن ایذه است یا حوزههای فرهنگی پیرامون خود را در شهرهای مجاور هم شامل می شود؟

آیا معاونت محترم میراث فرهنگی خوزستان برنامهای برای تشکیل شوراهای باستانشناسی، موزه، مرمت و مردم شناسی به منظور استفاده از تحصیلداران و علاقمندان دارد. به راستی باید پرسید که نقشه باستانشناسی خوزستان سرانجام به اتمام رسید و یا به اتمام میرسد؟

آنچه که نوشته شد بخش جزیی از حرفهایی است که لازم بود مطرح شود. به امید اینکه گفته های مطرح شده مفید واقع شود و باعث ایجاد نگرانی و پیشبرد اهداف میراث فرهنگی شود.

پرورش‌ماهی در تپه باستانی چغاچشمه،‌ میراث پیش از تاریخ خوزستان

واقعه چغامیش و از بین رفتن محوطه های پیش از تاریخ در خوزستان دوباره تکرار می شود. این بار، حوضچه های سنتی پرورش ماهی در دل تپه باستانی چغاچشمه احداث شده است. این تنها یکی از تعرض ها به این تپه باستانی پیش از تاریخ به شمار می رود. بازدید یکی از فعالان میراث فرهنگی خوزستان از این محوطه تاریخی حاکی از آن است که در این تپه تاسیسات اداری آب و فاضلاب نیز بر پا شده.

البته آریایی، رییس میراث فرهنگی دزفول در گفت و گو با «خبرآنلاین» این خبر را تکذیب می کند. این در حالی است که محمدحسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی قول می دهد که به زودی شرایط این محوطه پیش از تاریخ را پیگیری و بررسی کند. سال گذشته تپه های اقماری چغامیش که نخستین یافته های تاریخ بشری از دل آن کشف شده بود، به دنبال مجوز مسئولان میراث فرهنگی دزفول شخم زده و با خاک یکسان شد. امسال هم تپه باستانی چغاچشمه قربانی این شخم زنی ها شده است.

مجتبی گهستونی، یکی از فعالان میراث فرهنگی خوزستان در این باره به خبرآنلاین می گوید: «دیروز هنگام بازدید از این محوطه باستانی با فاجعه ای دیگر رو به رو شدم. روی این تپه سکوی سیمانی ساخته و از سوی دیگر حفره های بزرگی در نتیجه سیلاب روی آن ایجاده شده بود. همه این ها باعث می شد که دیگر چیزی به نام محوطه تاریخی از این تپه برجای نماند.»

به گفته او، بخش هایی از تپه تاریخی تراشیده و بخش هایی دیگر به زمین های کشاورزی اضافه شده است. ایجاد حوضچه های سنتی پرورش ماهی روی عرصه، یکی دیگر از اقداماتی است که به تپه پیش از تاریخ آسیب های جدی وارد کرده است. این فعال میراث فرهنگی شرحی از آنچه در این محوطه تاریخی دیده است، می دهد: «با توجه به فرسایش و ایجاد مسیرهای موتور رو به روشنی مشخص است که تپه باستانی به مکانی برای پیست موتورسواران تبدیل شده است.»

اما چرا این محوطه تاریخی مهم است؟ گفته می شود که تپه چغاچشمه از جمله تپه های مهم و مادر مربوط به پیش از تاریخ خوزستان به شمار می رود. گهستونی می گوید که روند تخریب و تعرض ها به این محوطه تاریخی از سال ۹۰ به بعد آغاز شد و تا امروز همچنان ادامه دارد. این محوطه باستانی همچون چغامیش دارای تپه های اقماری است و با توجه به اینکه این تپه هم به مانند تپه چغامیش از اهمیت برخوردار است باستان شناسان خارجی مثل آدامز و جانسون آن را بررسی کرده اند.

گفته می شود یکی از دلایل شرایط ناگوار این محوطه تاریخی، نبود سرکشی های مداوم از سوی نیروهای یگان حفاظت و نبود تعیین عرصه و حریم در این محوطه پیش از تاریخ است. کارشناسان معتقدند که این محوطه تاریخی نیاز به انجام کاوش های باستان شناسی دارد تا اسرار دوران پیش از تاریخ خوزستان از دل خاک بیرون آمده و به گوش جهانیان برسد، هر چند به نظر می رسد که این آرزو برای همیشه از بین می رود.

فاطمه علی‌اصغر / خبرآنلاین

گردشگری و میراث فرهنگی در حرف حالشان خوب است

از سال ۱۹۸۰ میلادی، سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد سالانه روز ۲۷ سپتامبر را به عنوان روز جهانی گردشگری جشن می‌گیرد. این سازمان دراقدامی مسئولانه روز گردشگری سال 2016 را بنام "گردشگری برای همه" نام گذاری کرد و از تمام کشورهای عضو خواست نسبت به گسترش اقدامات مربوط به ایجاد دسترسی همگان بخصوص معلولان, سالمندان و حتی افراد بیمار به امکانات گردشگری درکشورهایشان تلاش کنند. حال این سئوال مطرح است در کشور ما و خصوصا استان خوزستان چه اقداماتی برای جذب گردشگر انجام شده است؟ آیا امکانات و زیرساخت های کافی برای افراد عادی وجود دارد؟

به گزارش روزان، استان خوزستان به دلیل تنوع آب و هوایی و قومی می تواند مقصد گردشگران زیادی باشد و با وجود سایه سنگین صنایعی مانند نفت، گاز و فولاد همچنان مغفول مانده و با مشکلات عدیده ایی دست و پنجه نرم می کند.

با مجتبی گهستونی بعنوان عضو فعال در حوزه گردشگری و محیط زیست که سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان و روزنامه نگار در این حوزه است به دلیل شناخت کافی از بخش عمده ای از مشکلات در این حوزه ها گفتگویی انجام شده و دلایل عدم موفقیت خوزستان در حوزه گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی مطرح شده است، گفتگوی زیر را باهم می خوانیم:....

ادامه نوشته

سفیران میراث فرهنگی پروژه ای زودگذر و صرفا تبلیغاتی و نمادین است

مجتبی گهستونی: 

از زمان معرفی پنج سفیر میراث فرهنگی کشور به نام سفیران میراث فرهنگی خوزستان که خردادماه معرفی شدند سه ما می گذرد و اینبار قرار است به مناسبت روز گردشگری حافظ ناظری که خواننده هستند و شاید کسانی دیگر به همراه ایشان به عنوان سفیران گردشگری خوزستان معرفی شوند.  فارغ از کار نمادین اداره کل میراث فرهنگی خوزستان، این پرسش پیش می آید که آیا از این پس این هنرمندان نامبرده که برخی از آنها خوزستانی هستند ولی سالیان سال از این استان دور بوده و کمتر شناختی از جاذبه های تاریخی و طبیعی و مذهبی خوزستان دارند قرار است به مانند شخصیت هایی مثل مایکل داگلاس سفیر خلع سلاح، جین گودال سفیرحفاظت از طبیعت، پائولو کوئلیو سفیر فقر و گفتگوی بین فرهنگی، شارلیز ترون سفیر پیشگیری از ایدز و حذف خشونت علیه زنان و البته لئوناردو دی‌کاپریو سفیر تغییرات آب‌وهوایی سفر کنند و با جامعه محلی خوزستان ارتباط برقرار کرده و آگاهی بخشی کنند یا قرار است با مسئولان به گفت وگو بپردازند و برای نجات میراث فرهنگی از دست مخبران آه و ناله کنند؟

شاید هم محسن چاوشی خواننده تاثیر گذار پاپ قرار است از این پس برخی از آوازهایش را به موضوع میراث فرهنگی اختصاص بدهد و شاید در ابتدای شروع و پایان ترانه هایش پند و اندرزی درباره ضرورت حفاظت از میارث فرهنگی خوزستان بدهد. شاید هم آقایان شهاب الدین عادل، محسن امیریوسفی، مهدی جعفری که از دیگر سفیران میراث فرهنگی هستند قرار است جور دوستداران میراث فرهنگی خوزستان را بکشند و ناله های محوطه ها و بناهای تاریخی را به گوش فلک برسانند. خدا می داند. شاید هم در رودروایستی قرار گرفته اند و فکر کرده اند روی رفیقشان را زمین نزنند و در خیالشان فکر کنند شاید روزی اعتبار سفیران گردشگری خوزستان مثل شوالیه یا سزار شود. 

البته پاسخ به این پرسش را ناصر پلنگی یکی از دیگر سفیران داده است و خیال مرا راحت کرد که قرار نیست این سفیران میراث فرهنگی در خوزستان سفرهایی داشته باشند و پای درد دل دوستداران میراث فرهنگی بنشینند و با جامعه محلی سخن بگویند و به رایزنی با مدیران استانی و ملی بپردازند تا شاید دردی از دردهای میراث فرهنگی خوزستان دوا شود. 

ناصر پلنگی می گوید ما سفیر میراث شدیم و این بدان معناست که میراث را برای انتقال باید با زبان هنر انتقال دهیم و دکتر نشان بار سنگینی بر دوش ما گذاشتند و این عنوان خیلی عجیب است و نیروی عجیب هنر این استان می تواند به ما کمک کند. اگر قرار باشد میراث ماندگار شده و به جهان معاصر منتقل شود ما زبانی جز هنر نمی شناسیم. 

با این سخن جناب پلنگی نمی خواهم ارزش و اعتبار کار آنها و مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان را بی ارزش کنم. چرا که اگر یک نفر هم فقط اسم میراث را بر زبان بیاورد خود با ارزش است اما این دیگر تبلیغات و هیاهو نمی خواهد. با این حال خود و برخی از دوستانم باور داریم که تاثیر کارهای تبلیغاتی از جمله همین سفیران گردشگری که قطعن تره ای هم برای بناها و محوطه های گردشگری خرد نخواهند کرد زودگذرا است چرا که این سفیران میراث فرهنگی معرفی شده به دلیل تعلق های رفاقتی که با مدیرکل فعلی دارند بعد از پایان دوره کاری این مدیر حتی حاضر نیستند به میراث فرهنگی خوزستان فکر کنند چه برسد در نقش سفیر همراهی کنند. 

وقتی که مهدی جعفری نیز یادآور می شود که ما نماینده جمعی از هنرمندان هستیم و ما هنرمندان موظفیم فرهنگسازی کنیم تا مردم بیشتر بدانند که چگونه با میراث فرهنگی برخورد کنند و با دلسوزی بیشتری به میراث توجه کنیم این پرسش پیش می آید که فرهنگ سازی به چه قیمتی؟ آیا از سر اخلاص است یا با انعقاد پروژه های بعدی قابل پیگیری است؟ 

از اداره کل میراث فرهنگی خوزستان که پس ماهها همچنان در رکود است و صرفا به برگزاری جشن هایی زودگذرا و نه بنیادین دلخوش است درخواست می شود واقع بینانه به اطراف نگاه کند و سری به محوطه های تاریخی شهرهای مختلغف خوزستان و بناهای رها شده و بی سامان بیندازد. هرچه باشد از مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان به عنوان انسان فرهیخته ای یاد می شود و انتظار می رود که شاهد تحولات بنیادین و نه سطحی همراه با حیف و میل اعتبارات قطره چکانی باشیم.

شهدای اقلیت مذهبی خوزستان؛ شهدای میهن دوستی و وحدت ملی

مجتبی گهستونی

در میان شهدای جنگ تحمیلی نام تنی چند از شهدا با اقلیت‌های مذهبی موجود در خوزستان گره خرده است. اگرچه شهدای جنگ تحمیلی خود دستشان از دنیا کوتاه است تا بگویند حفظ آب‌وخاک ایران از هر چیز برایشان ارزشمندتر است منتها بازماندگان نیز که مسئول ساماندهی به قبور شهدا هستند واقعاً چه پاسخی برای بی‌توجهی به قبور آنان این تعداد اندک شهید دارند. برای بسیاری فرقی نمی‌کند که در جبهه‌های جنگ شهید شده باشی یا براثر حملات موشکی. باری به هر جهت عده‌ای جانشان را در جنگ تحمیلی ازدست‌داده‌اند و تکریم آنان وظیفه هر ایرانی است. خانواده شهدای اقلیت مذهبی می‌گویند ما انتظاری نداریم ولی شهدا جایگاهشان ارزشمند است و احترامشان برای همه ما ضروری است.

حال در آستانه فرارسیدن سی و یکم شهریور سالروز آغاز هفته دفاع مقدس هستیم و ...

ادامه نوشته

دوره آسان‌سازی گردشگری درشش روستای آبادان و خرمشهر

 

نفیسه حاجاتی: شش روستای منتخب که چهار وجه مشترک نهر، نخلستان و آرامش دارند و در مرز ایران با عراق قرار گرفته‌اند، این ماه میزبان یک گروه از اکوتوریست‌ها و فعالان گردشگری و میراث فرهنگی بودند. هدف این گردهمایی تسهیل‌گری گردشگری در این مناطق بود، به امید این‌که این صنعت سبز بتواند برای روستاهای محروم، اما بسیار باقابلیت منطقه وجه دیگری از زندگی را که مساوی با اشتغال‌زایی همراه با حفظ محیط زیست، میراث ناملموس و ارزش‌های سنتی و مذهبی است، به نمایش بگذارد.

از سادات تا شلهه

مجتبی گهستونی، یکی از فعالان میراث فرهنگی و محیط زیست خوزستان است که در پروژه کارگاه آموزشی گردشگری روستایی برای شش روستای منتخب منطقه آزاد اروند در آبادان و خرمشهر، به‌عنوان یکی از تسهیل‌گران حضور داشته و همراه گروهی از موسسه آوای طبیعت پایدار به این منطقه سفر کرده است. در این کارگاهها مجتبی گهستونی که روزنامه نگار، دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا، فعال گردشگری و محیط زیست و میراث فرهنگی است در کنار نیما اذری و افسانه احسانی حضور داشته است.

نیما آذری هم کارشناس ارشد معماری و طراحی منظر و مدرس اکوتوریسم است. افسانه احسانی هم کارشناس زیست شناسی و کارشناس ارشد جغرافیا و توریسم و مدرس اکوتوریسم می باشد.

موضوع فعالیت موسسه آوای طبیعت پایدار ارائه کلیه خدمات مشاوره ای، برنامه ریزی، نظارت و اجرای فعالیتهای تخصصی و پروژه های مختلف در مورد موضوعات زیست محیطی، منابع طبیعی، جغرافیایی و علوم وابسته مانند گردشگری، اکوتوریسم طراحی محیط، کارآفرینی، جوامع محلی، صنایع دستی و... و نیز مشاوره طراحی و اجرای دوره های آموزشی در زمینه محیط زیست، توریسم و اکوتوریسم، میراث فرهنگی و ..... می باشد.

گهستونی درباره این تجربه توضیح داد: در این کارگاه که به سفارش منطقه آزاد اروند برگزار شدند، زنان و مردان روستاهای سادات، غانمیه، فیاضی، بدریه، معاف و شلهه در آبادان و خرمشهر هر روز با حضور در یکی از حسینیه‌ها واقع در روستاها در کلاس‌های توانمندسازی جوامع محلی در حوزه گردشگری و شناسایی جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و مذهبی شرکت می‌کردند. به گفته او، هدف از برگزاری این کارگاه‌ها این است که در کنار گردشگری مرتبط با راهیان نور، سایر پتانسیل‌های گردشگری منطقه را شناسایی کرده و برای بهره‌برداری پایدار و صحیح از آن‌ها برنامه‌ریزی و ساماندهی محیطی انجام دهد.

 

معضل بیکاری در عروس شهرهای ایران

روستاگردی این روزها همزمان با گسترش اقامتگاه‌های بوم‌گردی مورد توجه علاقه‌مندان فرهنگ و محیط زیست قرار گرفته؛ چراکه هم راهی است برای فرار ساکنان شهرها از شلوغی و ازدحام روزمره و رسیدن به آرامش در پناه طبیعت و فرهنگ بومی و هم دریچه امیدی است برای افزایش اشتغال و جلوگیری از مهاجرت روستاییان. شش روستایی که در منطقه آزاد اروند برای اجرای طرح تسهیل‌گری گردشگری انتخاب شدند، روستاهایی با پتانسیل بالا برای جذب گردشگر بودند.

مجتبی گهستونی درباره این روستاها توضیح داد: آبادان و خرمشهر پیش از جنگ به‌عنوان عروس شهرهای ایران شناخته می‌شدند و حتی نیروی کار بین‌المللی را جذب می‌کردند؛ اما اکنون با معضل بیکاری 20 درصدی رو به رو هستند. به گفته او، در حالی که این دو شهر و روستاهای منطقه اروندکنار قابلیت‌های بسیار زیادی دارند و حتی در زمینه حمل و نقل هم با وجود فرودگاه بین‌المللی آبادان و مسیر ریلی خرمشهر مشکلی وجود ندارد، اما هنوز از ظرفیت‌های گردشگری منطقه به‌درستی استفاده نشده است. تا جایی که اکثر گردشگران آبادان فقط سراغ بازار ته‌لنجی‌ها را می‌گیرند و اکثر مسافران خرمشهر در قالب کاروان‌های راهیان نور به منطقه می‌آیند؛ در حالی که نهرگردی، روستاگردی، بازدید از صنعت گلافی (لنج‌سازی) و حتی غذاگردی از جمله وجوه گردشگری بارز این منطقه هستند که نادیده گرفته شده‌اند.

تسهیل گردشگری در دمای 60 درجه

یک هفته در آبادان و خرمشهر اقامت کردیم. در گرمایی که به 60 درجه با رطوبت 80 درصد نیز رسید، هر روز در یک روستا بودیم. صبح‌ها برای خانم‌ها، ظهرها برای بهیاران و اعضای شوراها و عصرها برای آقایان کارگاه برگزار کردیم. مشارکت مردم هم بسیار خوب بود.

گهستونی با اشاره به روند برگزاری کارگاه‌های روستایی توضیح داد: در مرحله اول با جوامع محلی گفت‌وگو و سعی کردیم به مردم روستاها بگوییم، چه طور می‌توانند از آداب و رسوم، باورها، خورد و خوراک و جاذبه‌هایشان بهره‌برداری بهتری در جهت جذب گردشگران داشته باشند. در کارگاه‌ها از شرکت‌کنندگان می‌خواستیم یک مسیر گردشگری برای گردشگرانی که به روستایشان می‌رسند طراحی کنند.

او با اشاره به سیاست‌های گردشگری اجتماع محور دامه داد: نمایش فیلم و عکس از نمونه‌های موفق گردشگری روستایی هم داشتیم و البته هم مواهب و هم مصایب مرتبط با رونق گردشگری را برایشان توضیح دادیم؛ مثلاً برایشان از احتمال به وجود آمدن تعارض‌ها، رقابت‌های بین روستاها گفتیم. ایجاد اشتغال محلی و متنوع‌سازی منابع کسب درآمد را توضیح دادیم و از طرفی درباره احتمال ایجاد تورم توضیح دادیم. گفتیم نگهداشت و حفاظت از محیط زیست روستا ضروری است؛ ولی احتمال تهدیدات زیست‌محیطی با افزایش زباله و تخریب هم وجود دارد.

 

خانه‌هایی میان نخل و نهر

شش روستای منتخب منطقه همگی نخلستان و نهرهای زیادی دارند. مردم منطقه مسلمان شیعه و از اعراب خوزستان هستند و تعداد زیاد حسینیه‌ها نسبت به جمعیت روستاها قابل توجه است. در حالی که پیش از جنگ ایران و عراق در این منطقه باغ‌های انگور، سیب، زردآلو و انواع میوه‌ها وجود داشته؛ اکنون بیش‌تر نخلستان و تک و توک انگورستان می‌بینید. خانه‌های روستایی بازسازی شده‌اند و برخی هم خانه‌های گلی به جای مانده از دوران پیش از جنگ هستند. اما میراث ناملموس منطقه پرشمارند، روستاها بسیار پاکیزه و مردم ‌میهمان‌نواز.

به گفته گهستونی نوروز امسال فقط در روستای «سادات» 50 خانوار خانه‌هایشان را در اختیار گردشگران قرار داده‌اند. این روستای 2 هزار نفره 30 حسینیه دارد و دارای آداب و رسوم مذهبی مختلفی نیز است، از جمله این‌که برای روز هفتم محرم، صبحانه بسیار خاصی به نام «مفتح» که گوسفند شکم‌پر است برای عزاداران طبخ می‌کنند. گهستونی درباره روستای «شلهه» هم توضیح داد: شلهه روستایی است که نخلستان‌های پراکنده دارد، به‌طوری که هر خانواده خانه‌اش را در میان نخلستان خودش بنا کرده و این باعث شده مسیرهای بسیار زیبای روستاگردی با چشم‌انداز نخل و نهر به وجود بیایند و البته موقعیت بسیار خوبی برای راه‌اندازی اقامت‌گاه‌های بومگردی به وجود بیاید.

مردمان «سادات» و «شلهه» در آبادان و «غانمیه»، «فیاضی»، «رمسان» یا «معاف» و «بدریه» در خرمشهر حالا بعد از این دوره درصدد رونق گردشگری‌شان برآمده‌اند.

 مجتبی گهستونی درباره این منطقه گفت: همه این روستا بسیار نزدیک به مرز عراق بودند و آرامش و امنیت زیادشان برایم جالب بود. ما تاکید کردیم که نمی‌خواهیم از طریق گردشگری آرامش این روستاها را با تعارض رو به رو کنیم و حفظ ارزش‌های دینی و فرهنگی آن‌ها در اولویت است. ایجاد انگیزه‌های گردشگری اجتماع‌محور می‌تواند معضل بیکاری آن‌ها را از میان ببرد. ما از بُعد اجتماعی اقتصادی و زیست‌محیطی به مساله گردشگری در این مناطق پرداختیم.

شبیخون دزدان عتیقه به رامهرمز،‌ میراث ۲۵۰۰ساله

http://images.khabaronline.ir/images/2016/8/16-8-17-8364443.jpg

عمده تخریب‌های انجام شده در محوطه‌های رامهرمز که متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی از جمله ایلامی، هخامنشی و ساسانی است، یعنی متعلق به محوطه‌هایی که بخشی از آنها هنوز به ثبت ملی نرسیده است.

چهار پیران و مربچه رام هرمز باستانی در چند روز اخیر مورد هجوم قاچاقچیان اشیاء عتیقه قرار گرفتند. هنوز در خاطر مردم هست که چندی پیش بسیاری از نیروهای حراست میراث فرهنگی خوزستان تعدیل شدند. حالا معلوم نیست که سرنوشت سایر آثار خوزستان بعد از این چه خواهد شد.

http://images.khabaronline.ir/images/2016/8/16-8-17-8374548.jpg

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ رامهرمز شهری از بناهای هرمز پادشاه ساسانی است در حوالی شوشتر، که در قدیم به آن «سمنگان» می‌گفته‌اند. رامهرمز خوزستان همواره از جمله شهرهایی بوده که محوطه های باستانی‌اش رکورددار حفاری غیرمجاز است.

مجتبی گهستونی، از دوستداران میراث فرهنگی خوزستان به خبرآنلاین می‌گوید که پیش از این هم محوطه باستانی مربچه چند بار مورد حفاری‌های غیر مجاز قرار گرفته و میزان حفاری قاچاق در این شهرستان باستانی بی‌سابقه است و همیشه ما به مسئولان میراث فرهنگی هشدار دادیم که محوطه‌های باستانی رامهرمز مورد تعرض قاچاقچیان اشیاء باستانی قرار گرفته و هنوز هم این تخریب‌ها ادامه دارد.

گفته می‌شود که پیش از این هم بیش از ۲۵ محوطه باستانی از جمله تل ملاسوزی، تل قصیل، تل قراول، تل مش‌تانه، تپه گسر، تپه بغدک، دو تپه مولوچه، تپه گور پی‌وزی، تل چهارطاقی، تل کایَت، تل سرچشمه، تل ماوا، سر تلی، تپه عباس، تپه بایمان، تپه سوبیتی، محوطه باستانی جوبجی، تل برمی، محوطه مختارک، قلعه داودختر، تپه حوری نعمت، چهارطاقی زیره‌زیر،‌ امامزاده شاه‌چراغ، سرتلی و ... غارت شده اند که عکس‌ها و مستندات آنها پیش دوستداران میراث فرهنگی و همچنین اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و اداره رامهرمز موجود است.

بر اساس گفته‌های این دوستدار میراث فرهنگی، عمده تخریب‌های انجام شده در محوطه‌های رامهرمز که متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی از جمله ایلامی، هخامنشی و ساسانی است، یعنی متعلق به محوطه‌هایی که بخشی از آنها هنوز به ثبت ملی نرسیده است.

http://images.khabaronline.ir/images/2016/8/16-8-17-8385531.jpg

این تخریب‌ها به حدی زیاد بوده که گهستونی می‌گوید که تخریب برخی از محوطه‌های باستانی به حدی است که نمی‌شود به حفره تخریب شده نزدیک شد، چرا که به علت سست بودن اطراف چاله خطر ریزش و در نهایت مشکلات جانی را به همراه دارد.

چرا این حفاری‌های غیر مجاز همچنان ادامه دارد؟ آیا مراجع قانونی پیگیر پرونده‌های مربوط به این تخریب‌ها نیستند؟ پاسخ گهستونی این است: «گزارش‌های تخریب و غارت در محوطه‌های باستانی از جمله رامهرمز به دلایل مختلف به مراجع قانونی داده نمی‌شود. یکی از این دلایل سرپوش گذاشتن به مشکلات است. چون گاهی همین گزارش‌ها وقتی به اداره کل یگان ارسال می‌شود موجب توبیخ مدیران و سایر عوامل می‌شود و حتی برخی از این گزارش‌ها به تهران هم ارسال نمی‌شود. به همین علت گاهی اوقات یگان حفاظت میراث فرهنگی از این تخریب‌ها بی اطلاع است. به طوری که محوطه‌های غارت شده و چاله‌های عمیقی به وجود آمده دوباره توسط مسئولان میراث فرهنگی پر می‌شود اما تاکنون هیچ مسئولی پاسخ‌گو نیست.

تخریب‌ها در رامهرمز در مقیاس های مختلفی انجام می شود. برخی تخریب‌ها در حد چاله‌های حفاری غیرمجاز یا عبور لوله‌های آب است و برخی دیگر همچون تخریب محوطه‌ها باستانی در حد بازگشایی یک ترانشه عظیم باستانی توسط حفاران غیرمجاز صورت گرفته است. حفاران در سال جدید سه، چهار بار اقدام به حفاری کردند. یکبار هم گودال ۷ متری در تپه های «قراول» در مربچه کندند. در محوطه چهارپیران اثاری پیدا شده که چند تا را در کانال گذاشتند که نشان می دهد دوره های مختلف از ایلامیان گرفته تا تیموریان در اینجا اثار وجود دارد.

http://images.khabaronline.ir/images/2016/8/16-8-17-8394758.jpg

فرهاد محمدیان از بومیان مربچه که تلاش زیادی برای حفاظت از اثار می‌کند، می‌گوید:«معمولا چوپان‌ها و مردم روستا اگر چنین مواردی ببینند به او اطلاع می دهند اما متاسفانه مهم رسیدگی از سوی مسئولان است که انجام نمی‌شود.» /  گزارش از: فاطمه‌ علی‌اصغر

اولین بنای ثبت جهانی شده ایران، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

واقعا در میراث فرهنگی خوزستان چه خبر است؟

احشام موجود در بخش شرقی هفت‌تپه و در پیرامون زیگورات سه‌هزارساله چغازنبیل بدون دریافت هیچ بلیتی و مجوزی در هر ساعت شبانه‌روز که دلشان بخواهد خود را به صحن اصلی معبد می‌رسانند تا به گردشگران ایرانی و اخراجی یادآور شوند که ما هم ارزش این شاهکار انسانی را خوب می‌دانیم! بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

گاوها و گوسفندها به معبد 3200 ساله چغازنبیل در شهرستان شوش هجوم می‌آورند تا خود را در فضای آزاد آن‌ها بی‌قیدوبند رها کنند؛ اما جا ماندن حجم زیادی از فضولات احشام ازجمله گاو، گوسفند و سگ‌ها در سایت باستانی این زیگورات منجر به اعتراض عمومی در شبکه‌های اجتماعی شد.

عبور این حیوانات از سه لایه حصار این معبد و نزدیک شدن به سازه اصلی نشان از بی‌توجهی مسئولان نسبت به نگهداری این اثر باستانی دارد چراکه این حیوانات هم ازنظر حفاظتی برای این اثر باستانی و آجرهای کتیبه دارش مشکل‌ساز هستند هم ازنظر بصری و زیبایی تا جایی که گردشگران داخلی و خارجی مجبور شده‌اند برای تماشای زیگورات چغازنبیل از کنار فضولات این حیوانات گذر کنند.

«علیرضا رازقی»، مدیر پایگاه میراث جهانی چغازنبیل علت حضور گاوها و سایر احشام در این محوطه «عیلامی» را آتش زدن زمین‌های کشاورزی توسط کشاورزان منطقه می‌داند و می‌گوید: «در حال حاضر وضعیت زیگورات پاک‌سازی شده است.»

عکس‌هایی که خبر از پخش فضولات در سایت جهانی زیگورات چغازنبیل دارد و حضور گردشگران خارجی در آن‌ها نمایان است را مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن میراث فرهنگی تاریانا خوزستان خوزستان تهیه‌کرده و در اختیار خوزنیوز قرار داده است.

 او گفت: «این عکس‌ها در فواصل مختلف سال گرفته‌شده است.» او در زمان تهیه این عکس‌ها به همراه گردشگران خارجی و ایرانی به این سایت رفته بود. البته راهنمایان تور دیگری هم از این وضعیت عکس تهیه‌کرده‌اند آن‌هم درزمانی که گردشگر خارجی را برای دیدار یکی از آثار ثبت جهانی شده کشور به شوش برده بودند.

بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

به گفته گهستونی گاوها متعلق به چند روستای اطراف محوطه باستانی چغازنبیل هستند. آن‌طور که او اطلاع می‌دهد محوطه باستانی در هر شیفت دو نگهبان دارد که از سوی یگان حفاظت مأمور شده است.

گهستونی افزود: «وسعت محوطه چغازنبیل هزار هکتار است و حصار هم ندارد؛ بنابراین گاو‌ها خیلی راحت وارد منطقه می‌شوند.» البته احشام دیوار کوتاه بنای اصلی زیگورات را هم نادیده گرفته و از روی دیوارهای خشتی گذشته و به‌پای بخش اصلی زیگورات رسیده‌اند.

باوجوداین وی اعتقاد دارد به دلیل وسعت بسیار زیاد و نیروی کم خیلی نمی‌توان به پایگاه ایراد گرفت. او خود شاهد گاو و گوسفند‌هایی بوده که از در وارد زیگورات شده‌اند! اما گاوها گله‌ای می‌آیند و از روی دیوار‌ها می‌گذرند. به بناهای خشتی فشار می‌آورند و آن‌ها را له می‌کنند.

گهستونی اظهار داشت: «البته کارشناسان چغازنبیل می‌گویند که ما دیوارها را با خشت روکش کرده و ملاط زده‌ایم. اصل بنا زیر خشت‌ها قرار دارد.» زیگورات چغازنبیل که ازجمله نخستین آثار تاریخی کشور است در سال 1979 به ثبت جهانی رسیده است.

بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

به گفته گهستونی هیچ نیروی دائمی از چغازنبیل حفاظت نمی‌کند: «تنها دو نفر در جلوی در وجود دارد که از گردشگران بلیت می‌گیرند و درنهایت یک نفر از آن‌ها به همراه گردشگر وارد سایت می‌شود.»

گله‌ها اما سر ظهر که هوا گرم است می‌آیند. زمانی که به گفته گهستونی به‌احتمال‌قوی نگهبان در اتاقک خود نشسته است. بر اساس گفته‌های گهستونی چغازنبیل سه شیفت نگهبانی دارد که هر شیفت دو نفر از آن نگهبانی می‌کنند. دونفری که هیچ وسیله نقلیه‌ای ندارند، نه موتور، نه شوکر و نه حتی تفنگ. بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

نگهبان‌ها حقوق نگرفته‌اند

به گفته گهستونی در بهترین حالت سایت یک هزار هکتاری چغازنبیل در هر شیفت تنها سه نفر نگهبان دارد که از پس حفاظت از سایت برنمی‌آیند.

وی می‌گوید: «این افراد ماه‌هاست که حقوق نگرفته‌اند.» به اعتقاد او همین موضوع باعث شده تا انگیزه لازم را برای حفاظت از تنها زیگورات کشور نداشته باشند. گهستونی همچنین از برداشته شدن آجرهای چغازنبیل توسط افراد متفرقه خبر می‌دهد و می‌گوید: «بارها گردشگران آمده‌اند و درباره لق بودن آجرهای سه‌هزارساله سایت تذکر داده‌اند.»

به گفته او وقتی گاوها در این حجم به‌راحتی وارد سایت می‌شوند ورود افراد متفرقه و برداشتن آجرها دور از انتظار نیست. مسئله دیگری هم وجود دارد. به گفته او اگر کسی شبانه مسلح داخل سایت شود نگهبان با دست‌خالی جرئت نمی‌کند با او روبه‌رو شود.

بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

به گفته گهستونی نه‌تنها دوربین مداربسته در سایت وجود ندارد که حتی یک پهپاد هم وجود ندارد که حداقل یک‌بار سایت پایش شود. او می‌گوید: «یگان حفاظت در سایت حتی یک چراغ‌قوه ندارند و از وسایل شخصی خودشان استفاده می‌کنند.»

از سوی دیگر سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا درباره حضور احشام در معبد عیلامی چغازنبیل می‌گوید: «چرای گاو و گوسفند و حضور این احشام در محوطه باستانی چغازنبیل موضوع تازه‌ای نیست و هیچ‌کسی نقش عشایر منطقه و ساکنان دائمی روستاهای اطراف چغازنبیل را به‌عنوان پیکره جدانشدنی از آن کهن سرزمین نادیده نگرفته، فقط اینکه چرا گردشگران باید در کنار حیوانات و فضولات آن‌ها در یک اثر جهانی راه روند، جای تأمل دارد!»

بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

یک موتور به نگهبانان چغازنبیل داده شد

علیرضا رازقی، مدیر پایگاه جهانی چغازنبیل می‌گوید: «در حال حاضر شرایطی که در این عکس‌ها دیده می‌شود در زیگورات وجود ندارد و پاک‌سازی‌شده است.» به گفته او هرساله در فصولی از سال مردم روستا مزارع را آتش می‌زنند و گاو‌ها و سایر احشام را به سمت زمین‌های اطراف یعنی مجموعه زیگورات هدایت می‌کنند.

 او می‌گوید: «نگهبان‌ها نتوانسته‌اند از پس هجوم گاوها به زیگورات چغازنبیل بربیایند بنابراین تعداد نگهبان‌ها را اضافه کردیم.» به گفته او یگان حفاظت دو نگهبان در اختیار زیگورات گذاشته اما پایگاه کاربری شغلی نیروهای خود را تغییر داده تا الآن 18 نفر در سه شیفت از چغازنبیل حفاظت کنند!

او در پاسخ به این سؤال که با توجه به تعیین حریم سایت چغازنبیل چرا اطراف آن با سیم‌خاردار محصور نمی‌شود می‌گوید: «یکی از گزینه‌های ما این روش بود اما نمی‌خواستیم پیوستگی منظری- طبیعی مجموعه را به هم بزنیم.»

او اعتقاد دارد که گردشگر باید هم تاریخ و هم محیط‌زیست زیگورات را به تماشا بنشیند اما از سوی دیگر باز بودن فضای سایت باعث حضور گاو‌ها و تخریب تاریخ و محیط‌زیست آن می‌شود؛ یعنی دلیل اصلی حضور گردشگر در این سایت را زیر سؤال می‌برد!

رازقی حضور گاو‌ها را مربوط به یک روز تعطیل می‌داند تا این سؤال از سوی ما پیش بیاید که مگر نگهبانی از سایت باستانی باز، روز تعطیل هم دارد؟ که پاسخ واضحی دریافت نمی‌کند.

رازقی اعتقاد دارد که برخلاف خبرها گاوها نه از دیوار که از سه «در» چغازنبیل واردشده‌اند! تا این سؤال پیش بیاید که آیا واقعاً گاو‌ها تفاوت دیوار و در را متوجه می‌شوند! درنهایت رازقی قبول می‌کند که گاوها از روی دیوارهای کوتاه هم رد شده‌اند.

همچنین او حضور گاو‌ها در سایت را بسیار کوتاه‌مدت می‌خواند اما حجم فضولات به‌جای مانده از گاو‌ها که در عکس‌ها هم مشخص است حرف او را رد می‌کند.

بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

رازقی در پاسخ به این سؤال که چرا یک سایت جهانی مثل چغازنبیل نباید چند موتور را در اختیار نیروهای یگان خود بگذارد می‌گوید: «به‌تازگی یک موتور در اختیار آن‌ها قرار داده‌شده است.» او درباره حقوق کارکنان پایگاه هم می‌گوید: «به‌محض اینکه استان حقوق آن‌ها را ابلاغ کند، پرداخت می‌شود.»

وی درباره حفاظت هرچه بهتر از محوطه چغازنبیل با اشاره به سه راهکار عملی می‌گوید: «برای جلوگیری از ورود احشام به محوطه معبد سه‌راه وجود دارد. نخست آنکه کل پیرامون محوطه با حفاظی مناسب بسته شود که کیفیت منظری مجموعه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و ما تاکنون سعی کرده‌ایم حالت طبیعی و بکر این مجموعه و ارتباط توپوگرافی آن را حفظ کنیم. دوم فرهنگ‌سازی و آموزش جوامع محلی و افزایش شناخت آن‌ها نسبت به محوطه و سوم افزایش نیروهای محافظ.»

به گفته رازقی برای اینکه بتوان سایت چغازنبیل را به‌صورت اصولی حفاظت کرد زیگورات نیاز به 24 نگهبان دارد که در هر شیفت 8 نفر مسئولیت حفاظت از آن را بپذیرند! در حال حاضر هر شیفت 2 نگهبان دارد.

این اظهارات متناقض رازقی در حالی است که پیش از این در همین گفت و گو اعلام کرده بود که سایت 18 نگهبان در سه شیفت دارد یعنی 6 نگهبان در هر شیفت.

بناهای ثبت جهانی شده، چراگاه احشام؛ اقامتگاه سگ‌های ولگرد!

کمبود نیروهای یگان حفاظت نه‌تنها در محوطه باستانی چغازنبیل وجود دارد بلکه در دیگر سایت‌های باستانی و تاریخی و همین‌طور اداره‌های میراث فرهنگی استان خوزستان محسوس است این در حالی است که مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان خوزستان 80 نفر از نیروهای این اداره را که تعداد چشمگیری از آن‌ها از نیروهای یگان حفاظت بوده‌اند، تعدیل کرده است.

گفتنی است محوطه باستانی چغازنبیل در نزدیکی رودخانه و جنگل دز ساخته و وجود مراتع باارزش باعث شده است تا عشایر و ساکنان روستاهای مجاور چغازنبیل احشام خود را برای چرا به اطراف ببرند؛ اما این موضوع نباید دلیلی بر تعرض به محوطه باستانی چغازنبیل شود چون گستردگی منطقه به‌گونه‌ای است که می‌توان مانع تردد این احشام شد.

بااین‌وجود عدم توجه گله‌داران و فاصله‌ای که متصدیان بلیت‌فروشی از حیاط مرکزی زیگورات دارند مانع دید این افراد نسبت به حضور احشام می‌شود مگر اینکه نگهبانان از حیاط مرکزی سرکشی کنند یا گردشگران به اتاق نگهبانی و بلیت‌فروشی شکایتی ببرند!

سپردن سرای افضل شوشتر به بخش خصوصی و بیکاری صنعتگران

پس از تعطیلی خانه سفال، غیر فعال شدن خانه صنایع دستی اهواز، عدم راه اندازی بازارچه صنایع دستی اهواز پس از یک سال با وجود تجهیز شدن، این‌بار در شوشتر که با مجموعه‌ای از انواع مشکلات میراثی دست به گریبان است، سرای افضل به عنوان تنها بازارچه ثابت و دائمی خوزستان با چهل غرفه فروش و کارگاه صنایع دستی همچنین دارای بودن تنها کافه موزه خوزستان قرار است ظرف پنج روز (دو روز گذشته و سه روز آینده) تخلیه و تعطیل شود.

به گزارش معماری نیوز؛ در نامه‌ای به تاریخ 19 امرداد، رییس اداره میراث فرهنگی شوشتر از غرفه داران خواسته است که غرفه‌های خود را تعطیل و ظرف پنج روز تخلیه کنند.

تب واگذاری به بخش خصوصی چنان به سرتاسر سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگر سرایت کرده است که گویی باید به هر قیمتی از داشته‌های این سازمان کسب درآمد کرد. کاروانسرای افضل متعلق به دوره قاجاریه که در فهرست آثار ملی کشور جای دارد، واقع درخیابان طالقانی کوچه سنگ فرش به سبک معماری سنتی بصورت دوره ساز بنا شده و شامل یک طبقه با شبستان (زیر زمین) است که مساحت کل بنا 1000 متر مربع و بخش آجری نوساز در ضلع جنوبی 350 متر است. محلی که همگان آن را محل تولید و عرضه صنایع دستی شوشتر می‌شناسند و صنعتگران این شهر از آن کسب روزی می‌کنند.

نخستین بار 7 اردیبهشت 93 افشین حیدری – رییس وقت سازمان میراث فرهنگی استان خوزستان- در گفت و گو با رسانه‌ها اعلام کرد با اشاره به پیگیری‌های انجام شده برای واگذاری آثار تاریخی شوشتر به بخش خصوصی قرار است در شهرستان شوشتر آثار تاریخی مانند خانه مرعشی، کاروان سرای افضل و قلعه سلاسل به بخش خصوصی واگذار شود.

پس از آن رسانه‌های محلی به تاریخ 4 مرداد 93 خبردادند که سرانجام پس از ماه‌ها بررسي توسط صندوق حفظ و احيای آثا تاريخی كشور سرای افضل شوشتر با كاربری بازارچه صنايع دستی برای واگذاری به بخش خصوصی به مزايده گذاشته شده است؛ سرمايه‌گذاران برای شركت در مناصه اسناد را دريافت كنند.

علی محمد چهارمحالی رییس اداره میراث فرهنگی شوشتر هم با تأکید بر احیا نساجی سنتی شوشتر در تاریخ 29 شهریور 94 گفت: رشته‌های لنگ‌بافی، ملافه‌بافی و چفیه‌بافی در سرای افضل شوشتر راه‌اندازی شد. بعد از فوت مرحوم استاد "سید علی زوارزاده" تنها بافنده ملافه و لنگ در شوشتر بیم آن می‌رفت که فن تولید این صنعت ارزشمند به وادی فراموشی سپرده شود اما با کوشش بسیاری که در کشف استعدادهای جوان، آموزش و حمایت از آنان شد این هنر دوباره احیا و کارگاه آن دایر شد.

حال در تاریخ 19 امرداد 95 اعلام می‌شود که صنعتگران ظرف 5 روز باید این سرا را جهت مرمت و تحویل به بخش خصوصی تخلیه کنند. حال این پرسش مطرح می‌شود که چه اقداماتی پیش از تخلیه از سوی مسوولان صندوق و میراث فرهنگی خوزستان انجام شده است؟ آیا مطالعاتی صورت گرفته که کدام بخش نیاز به مرمت دارد و این مرمت چقدر زمان می‌برد؟ در صورت انجام چنین مطالعاتی چگونه به یکباره دستور تخلیه برای همه واحدها صادر می‌شود؟ آیا نوع برخورد با یک بنای تاریخی خالی و یک سرایی که محل کسب درآمد مردم و بویژه صنعتگران است باید به یک شکل باشد؟ آیا مسوولان میراث فرهنگی و صنایع دستی خوزستان تدبیری‌اندیشیده‌اند تا کسانی که در این مکان مشغول به کارند در این مدت در جای دیگری به کسب روزی بپردازند و پس از مرمت و احیا با بخش خصوصی جدید قرارداد ببندند و دوباره به این جا نقل مکان کنند؟ آیا خسارت این جابه‌جایی‌های یکباره برآورد شده است؟ از سویی چه تضمینی وجود دارد صنعتگرانی که از این سر می‌روند دوباره به اینجا بازگردند؟ آیا در این باره با بخش خصوصی ذی‌ربط صحبت شده است که اقداماتش در جهت احیا و تداوم صنایع دستی و با توجه به حمایت از صنعتگران باشد؟ از طرفی این بی‌برنامگی از کجا نشأت گرفته که در آستانه نزدیکی به فصل پاییز یعنی زمان حضور گردشگران چنین سرای مهمی با کاربری صنایع دستی بسته شود؟

مجتبی گهستونی در این باره به خبرنگار معماری نیوز می‌گوید: اگر چه سرای افضل هنوز به صورت رسمی به بهره بردار واگذار نشده است اما اگر در حالت خوشبینانه مرمت افضل از اول شهریور هم شروع شود، عملاً مهم ترین بنای دوره قاجاری شوشتر که هر روز دهها گردشگر از آن بازدید می کنند در اوج فصل گردشگری خوزستان که از مهرماه تا فروردین خواهد بود خالی از گردشگر می‌شود.

ملاک و معیار طرح مطالعاتی مرمتی سرای افضل چیست؟

او با اشاره به این که سرای افضل نیاز به مرمت دارد، توضیح می‌دهد: در ضلع شمال این بنا یک بنای الحاقی وجود دارد که هرچند آن هم مربوط به این سرا است اما عملاً با یک دیوار از آن جدا شده است حال قرار است بخش خصوصی این دیوار را بردارد و آن قسمت را به رستوران تبدیل کند. انجام آن اقدامات مرمتی قطعاً ضربه‌ای به سایر بخش‌ها نمی‌زند چرا که یک بخش جداگانه‌ است انجام مرمت آن خللی در کسب و کار صنعتگران سایر اضلاع مجموعه بوجود نمی‌آورد اما چگونه بدون بررسی پرونده مرمتی سایر اضلاع به یکباره از همه صنعتگران می‌خواهند که مجموعه را ظرف پنج روز تخلیه کنند؟! حتی اگر همه بخش‌های این سرا نیاز به مرمت داشته باشد باید پس از تهیه طرح مرمتی، به صورت فازبندی و مرحله به مرحله و بر اساس ضرورت و الویت این مرمت صورت بگیرد در این صورت نیازی نیست که به یکباره تعداد زیادی صنعتگر سرگردان و حیران شوند و چشم‌نگرانند آینده شغلی خود بشوند؟

قرارداد 48 ماهه کافه موزه تارمه 6 ماهه شد!

این فعال میراث فرهنگی و سخنگوی انجمن تاریانا تأکید می‌کند: کافه موزه تارمه که در محیط پیرامونی سرای افضل واقع است و به این بنا تعلق دارد، چگونه باید ظرف پنج روز تخلیه کند آن هم در حالی که شش ماه از بهره برداری آن می‌گذرد و طبق تعهدات انجام شده 48 ماه به صاحب موزه اجازه داده شده از چنین فضایی بهره بهره برداری کند. حال سرنوشت هزاران اشیا موجود در کافه تارمه چه می‌شود؟ این در حالی است که به گفته صاحب کافه وی اقدامات مرمتی بنای مورد اجاره خود را نیز انجام داده است.»

او اظهار می‌کند: مالک کافه موزه تارمه که از دوستداران میراث فرهنگی خوزستان است شش ماه پیش، بیش از 200 میلیون تومان هزینه کرد تا کافه موزه تارمه را برای 48 ماه راه اندازی کند و حال باید پس از شش ماه اسباب خود را برچیند.

به گزارش معماری نیوز؛ واگذاری سرای افضل از سوی صندوق حفط و احیا انجام شده است. در سال 1388 سرای افضل با اعتباری بالغ بر یک میلیارد تومان راه اندازی شد و در اختیار صنعتگران با هدف حفظ احیا و ترویج صنایع دستی قرار گرفت.در این مدت 9 رشته صنایع دستی بومی احیا و چهار مهر اصالت برای چهار رشته اخذ شد.

400 تا 800 هزار تومان قسط ماهیانه

گهستونی با اشاره به این که حدود 70 درصد صنعتگران موجود در سرای افضل وام کارافرینی گرفته‌اند، اظهار می‌کند: به همین دلیل آنها ماهانه از 400 تا 800 هزار تومان قسط پرداخت می‌کنند که اعلام تخلیه فوری به آنان یک شوک در زندگی آنان به عنوان قشر ضعیف جامعه بود.

بلاتکلیفی آموزشی 30 درصد صنعتگران

وی با توجه به برگزار نکردن دوره های آموزشی تابستانه در شوشتر برای علاقمندان به صنایع دستی می‌افزاید: حدود 30 درصد صنعتگران اقدام به برگزاری دوره‌های اموزشی این صنایع کرده‌اند که تعطیلی این دوره‌ها ضربه‌ای فرهنگی- آموزشی- اقتصادی به مربیان و هنرجویان خواهد بود.

سرنوشت 400 هنرجو چه می‌شود؟

به گفته گهستونی حدود 60 درصد صنعتگران که از کم‌ترین حمایت‌ها برخوردارند شغل اولشان صنعتگری است. با تعطیلی سرای افضل ضربه جبران ناپذیری به اقتصاد خانوار آنان وارد می شود.

او که خود شاهد تألم و حتی گریه برخی از صنعتگران به دلیل سرگردانی حاصل از تعطیلی سرای افضل و مشکلات اقتصادی احتمالی پیش روی آنها بوده است، بار دیگر تأکید می‌کند: صنعتگران چگونه طی پنج روز قادر به تخلیه سرای افضل و تامین مکان مورد نظر برای استقرار و حتی عرضه تجهیرات کارگاهی و تولیدات خود هستند؟

نامور مطلق دفاع کند

گهستونی خاطر نشان می‌کند: بیشتر صنعتگران سرای افضل خواهان آن هستند که بهمن نامور مطلق – معاون صنایع دستی کل کشور – در این باره اعلام موضع کرده و از حق آنها قاطعانه دفاع کند.

گفته می‌شود در سرای افضل بیش از 50 نفر به صورت مستقیم در 40 کارگاه موجود و بیش از 100 نفر به صورت غیر مستقیم مشغول به کار هستتد. همچنین بیشتر گردشگران ایرانی و خارجی پس از بازدید از سازه‌های آبی تاریخی شوشتر یکی از مقاصد بازدید خود را سرای افضل در قلب بازار شوشتر تعیین می کنند. 

به گزارش معماری نیوز؛ موسسه صندوق احیاء و بهره‌برداری از اماکن تاریخی و فرهنگی در آگهی مزایده مجدد خود در آذرماه 94 اعلام کرده بود در نظر دارد به منظور احیاء و ایجاد کاربری بازارچه صنایع‌دستی، بنای تاریخی کاروانسرای افضل را برای مدت13سال [شش ماه تهیه طرح و اجرای عملیات تکمیلی مرمت و آماده‌سازی احیاء – 12سال و شش ماه بهره‌برداری]، با مبلغ پایه اجاره‌بهای ماهیانه مبلغ ۵۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال با ضریب افزایش سالانه ۲۰ درصد طبق مشخصات مندرج در اسناد مزایده از طریق مزایده عمومی واگذار می کند.

برآورد هزینه اجرای عملیات تکمیلی مرمت و آماده سازی و احیای بنای تاریخی مذکور 4/000/000/000 ریال است.

تعرض اداره بهداشت به محوطه تاریخی دستوا

سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام خبر تعرض اداره بهداشت به محوطه تاریخی دستوا در شوشتر از شرایط مضطرب این ممحوطه خبر داد.

مجتبی گهستونی گفت: بافت تاریخی شهر دستوا در شهرستان شوشتر واقع در استان خوزستان که طی سال‌های گذشته با آسیب‌های فراوانی درگیر بوده، بار دیگر مورد تعرض قرار گرفت و این‌بار وزارت بهداشت اقدام به ساخت اداره بهداشت در این شهر تاریخی کرده است.

وی یادآور شد: شهر باستانی دستوا که مقر حکومت ایلیمایی‌ها بوده، در سال 1347 در فهرست آثار ملی ثبت شد. نخستین فعالیت باستان‌شناسی در این منطقه سال 1356 آغاز شد، اما برخلاف اهمیتش این شهر تاریخی هنوز پایگاه باستان‌شناسی ندارد و از آخرین فعالیت باستان‌شناسی در این منطقه بیش از سه دهه می‌گذرد.

گهستونی تاکید کرد: به همین دلیل دستوا در طول سال‌های گذشته آسیب‌های فراوانی دیده، از فعالیت کشاورزان در زمین‌هایش تا حفاری‌هایی که به بهانه پیدا کردن گنج در اطراف این شهر تاریخی انجام می‌شود و بهای آن نزدیک شدن هر روزش به ویرانی است.

سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان گفت: در سال‌های گذشته نه‌تنها از مشکلات این منطقه تاریخی کم نشده، بلکه روزبه‌روز بر آن اضافه می‌شود تا جایی که وزارت بهداشت بدون کسب مجوز از اداره میراث فرهنگی این شهر اقدام به ساخت اداره بهداشت در زمین‌های تاریخی آن کرده که گرچه مسئولان بهداشت مدعی هستند این ساختمان ارتباطی با دستوا ندارد و در منطقه «درخزینه» ساخته می‌شود، اما مسئول اداره میراث فرهنگی شوشتر معتقد است برای ساخت‌وساز در «درخزینه» نیز مجوزی گرفته نشده و ساخت‌وساز در این منطقه هم به دلیل وجود محوطه ثبت‌شده «عسکر مکرم» بدون اشکال نیست.

ریحانه جوادی خبرنگار روزنامه فرهیختگان پس از کسب اطلاع این خبر از سخنگو انجمن تاریانا تصمیم به تهیه یک گزار ش از تعرض به محوطه دستوا تهیه کرد.

نتیجه استعلام از میراث غیرمجاز بود؛ مسئولان بهداشت پی را کندند

محمدعلی چهارمحالی، مسئول اداره میراث فرهنگی شوشتر درباره ساخت این اداره در محوطه تاریخی دستوا به «فرهیختگان» گفت: «پیش از انجام هر ساخت‌وسازی در محوطه‌های باستانی طبق قانون باید از میراث فرهنگی استعلام شود. اداره بهداشت که متولی ساخت این ساختمان است، تنها یک بار در سال 1389 از اداره میراث فرهنگی شوشتر استعلام گرفت که در آن زمان یک مجوز فعالیت 6 ماهه برای آنها صادر شد که در آن مدت هیچ‌فعالیتی انجام ندادند. بعد از آن برای شروع فعالیت، از اداره میراث فرهنگی استعلام مجدد گرفتند که این اداره در پاسخ به درخواست آنها اعلام کرد هرگونه ساخت‌وساز در این منطقه غیرمجاز است، اما مسئولان بهداشت پیش از آنکه به دنبال پاسخ استعلام خود از اداره میراث فرهنگی باشند، فعالیت خود را برای ساخت اداره بهداشت شروع کردند و در حال حاضر تا اندازه کندن پی ساختمان پیش رفته‌اند.»

او افزود: «زمینی که قرار است اداره بهداشت در آن ساخته شود ظاهرا از سوی مالک خصوصی برای این کار وقف شده، اما با توجه به محل قرار‌گیری این زمین در بافت تاریخی امکان ساخت‌وساز در آن وجود ندارد و باید با هماهنگی‌های لازم زمین دیگری برای این کار اختصاص پیدا کند. در منطقه دستوا آثاری تاریخی وجود دارد که ساخت‌وساز و حفاری می‌تواند سبب از بین رفتن آنها شود، در این صورت بخشی از تاریخ دستوا دچار خدشه خواهد شد.»

چهارمحالی درباره ادعای مسئولان بهداشت درباره اینکه ساخت‌وساز در منطقه «درخزینه» است، افزود: «اگر ساخت‌وساز در این منطقه هم باشد برای انجام آن مجوزهای لازم باید از اداره میراث گرفته می‌شد که این اتفاق رخ نداده است. در منطقه «درخزینه» نیز بافت تاریخی وجود دارد و باید پیش از ساخت اداره میراث فرهنگی بداند که آیا ساخت‌وساز در منطقه تاریخی بوده یا خیر.»

اداره میراث فرهنگی شوشتر که مسئول حفاظت از بافت تاریخی این شهر است، به دلایل مختلف از جمله نداشتن نیروی یگان حفاظت به اندازه کافی و کمبود اعتبار قادر به انجام اقدامات حفاظتی بیش از این نیست. به گفته مسئول این اداره با وجود همین تعداد نیروی اندک، ماموران یگان حفاظت به‌طور مستمر از منطقه بازدید می‌کنند، با این وجود کمبود اعتبار به‌عنوان معضل همیشگی میراث فرهنگی همچنان قربانی می‌گیرد.

طوفان توسعه ناپایدار بافت تاریخی پنج هکتاری اهواز را در هم می‌کوبد

هر چند اهواز در روزگار ساسانیان از شهرهای مهم خوزستان و از مراکز عمده صنایع نساجی خوزستان به شمار می‌رفت و این رونق را با فراز و فرودهایی تا قرن ششم هجری حفظ کرد اما بنا بر منابع تاریخی این شهر یک دوره زوال به‌علت خراب شدن بند شادروان و پایین رفتن سطح آب رونق‌دهنده شهر و نیز جنگ‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، را تجربه کرد.

 تا آن که در سال ۱۸۶۹ م (۱۲۴۸ ش) هم‌زمان با حفر کانال سوئز که منجر به کوتاه شدن مسیر تجارت دریایی اروپاییان و توجه آنها به منطقه شد اهواز رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش تجارت و کشتی‌رانی بر روی رود کارون استفاده کرد و در سال ۱۲۶۶ ش کشتی‌رانی را بر رود کارون برای خارجیان آزاد اعلام کرد. بدین ترتیب بار دیگر این شهر آهسته آهسته جانی دوباره گرفت تا آنجا که امروز جزو شهرهای بزرگ و مطرح ایران به شمار می‌رود.

 

اهواز بافت تاریخی ندارد؟!

با توجه به چنین سیر تاریخی انتظار می‌رود اگر آثاری از دوره‌های پیشین در اهواز قابل رویت نباشد، حداقل بتوان به عناصر هویتی از دوره قاجار به بعد در این شهر دست یافت. اما چندی پیش شهردار منطقه یک اهواز در سخنان عجیبی اظهار کرد که این شهر بافت تاریخی ندارد و بافت آن صرفاً فرسوده است.

5 هکتار بافت تاریخی اهواز

اظهار نظری که نخست واکنش سریع فعالان میراث و سپس واکنش رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اهواز را در اواخر خرداد 95 به همراه داشت. غلامرضا جلیلی‌نیا با اشاره به این که اهواز دارای 5هکتار بافت تاریخی است، توضیح داد: شهر اهواز جزو هفت شهر تاریخی استان با 40 اثر ثبت ملی و 150 اثر در نوبت ثبت است و مناطق منبع آب، پارک کوهساران و مکان‌های خانه ماپار، هتل قو، خانه دادرس، معین التجار و سرای عجم از آثار تاریخی این شهر و گویای تاریخی بودن بافت اهواز به ویژه در هسته مرکزی شهر است.همچنین  در هسته مرکزی شهر اهواز در خیابان‌های سی متری)شریعتی( و 24 متری)آزادگان( بافت تاریخی دوره قاجار و ساباط و حمام های قدیمی وجود دارد.

او یادآور شد: به ویژه در مناطق یک، دو و هفت شهرداری بافت تاریخی بسیاری از دوران قاجار و پهلوی وجود دارد.

آیا اهواز شهری بی‌اصالت است

شاید شنیدن عدد 5 هکتار از منظری برای دوستداران میراث فرهنگی خوشایند باشد و فکر کنند شاید به دلیل وسعت کم بافت تاریخی اهواز در قیاس با مشهد، یزد،تبریز، کرمان،اصفهان، تهران و... باید حداقل این بافت حال و روز بهتری نسبت به سایر شهرهای بزرگ داشته باشد اما مجتبی گهستونی – فعال میراث فرهنگی و سخنگوی انجمن تاریانا- به خبرنگار معماری‌نیوز می‌گوید: در گویش محاوره‌ای اهواز یک شهر بی‌هویت است اما وجود بناها و محوطه‌های تاریخی در مرکز شهر اهواز و محلات شمالی و جنوبی آن این بی‌اصالتی و بی‌هویتی را رد می‌کند.

 

250 بنای تاریخی اهواز چشم انتظار تصمیمات مدیران

او ادامه می‌دهد: در سال 1310 که ثبت آثار تاریخی ایران شروع شد از خوزستان 12 اثر ثبت ملی شدند که پرونده ثبتی شهر ساسانی هرمز اردشیر در محدوده فعلی شهر اهواز یکی از آنها بود. اهواز تا به امروز 40 بنا را ثبت ملی کرده است ولی این 40 بنا تنها آثار فرهنگی اهواز محسوب نمی‌شوند و در فهرست تهیه شده انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان از پایشی که انجام داده است اهواز  بیش از 250 بنای تاریخی از دوره قاجاری تا پهلوی اول در دارد.

هتل قو شاخص ترین بنای اهواز که هر لحظه امکان فرو ریختن آن وجود دارد( عکس متعلق به 4 سال پیش است و اکنون حدود 40 درصد بنا تخریب شده است)

 

عدم تفویض اختیار بلای جان اداره میراث اهواز

گهستونی با اشاره به این که تصور بی‌هویتی در اهواز باعث شده تا مدیران شهرداری از غفلت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان در سال‌های گذشته استفاده کرده و اقدام به تخریب بیش از پیش بناهای تاریخی کنند، می‌افزاید: البته راه‌اندازی اداره میراث فرهنگی شهر اهواز در سال 1393 اگرچه باعث کند شدن روند تخریب‌ها شد اما عدم حمایت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان از اداره اهواز و عدم تفویض اختیارات لازم به این اداره باعث شده تا اداره نوپای میراث فرهنگی اهواز در حد و اندازه واقعی خود نقش آفرینی نکند. ساختمانهایی موسوم به هشت بنگله متعلق به راه آهن که به حال خود رها شده اند.

ضرورت مراقبت اضطراری از بافت تاریخی

وی تأکید می‌کند: بافت شهری و جدید اهواز که قدمتی بیش از 100 سال دارد سبب شده تا ویژگی‌های تاریخی این شهر نادیده گرفته شود. اگر تلاش دوستداران میراث فرهنگی اهواز نبود امروز باید شاهد شرایط ناگوار‌تری برای بناها و محوطه‌های تاریخی بودیم.

شهرداری پارسال بالای این مغازه ها موسوم به سرای شیخ واقع در خیابان 24 متری نبش خیابان امام را به نام زیباسازی در 100 متری رودخانه کارون تخریب کرد

این فعال میراث فرهنگی اظهار می‌کند که با وجود تخریب‌های متعدد در محلاتی که بناهای با ارزش تاریخی در آن متمرکز هستند اما هنوز آثار متعددی وجود دارد که با مراقبت اضطراری از آن می‌توان شاهد یک بافت تاریخی تا حدودی سالم در این شهر بود.

 

بیشترین تخریب آثار در منطقه یک اهواز

او می‌گوید: متاسفانه در یک دهه اخیر تخریب بناهای تاریخی در مناطق یک، دو و هفت اهواز به وضوح قابل مشاهده بود که منطقه یک اهواز به دلیل قرار گرفتن در  مرکز شهر اهواز شرایط بحرانی‌تری دارد.

 

تخریب بنای تاریخی در خیابان کیکاووس

وی می‌افزاید: بناهای تاریخی و با ارزش اهواز و به ویژه بازارهای مرکزی و برخوردار این شهر که در نهایت به رودخانه کارون اتصال پیدا می‌کنند و یا به موازات این رودخانه هستند در اطراف خیابان های 30 متری، 24 متری، بلوار بهبهانی و جاده ساحلی متمرکز است.

به گفته این فعال میراث فرهنگی محله عامری و حصیرآباد و آسیه آباد کهن‌ترین محله‌های شهر اهواز به شمار می‌روند که دورترین آن کمتر از یک کیلومتری رودخانه کارون قرار گرفته است.

به گواه برخی کارشناسان بافت قدیم اهواز دارای دو الگوی متمایز از یکدیگر است. الگویی غیر هندسی که مختص برخی بافت‌های کهن و دیگری شطرنجی که مختص دوره قاجاری است. سخنگوی انجمن تاریانا با توجه به این نکته خاطر نشان می‌کند که چگونه برخی معتقدند اهواز بافت تاریخی ندارد و بافت تاریخی آن را به بهانه فرسوده بودن تخریب می‌کنند.

گهستونی در عین حال تصریح می‌کند: درک این موضوع که منطقه هفت اهواز از هر لحاظ از جمله تاریخی به خاطر داشتن محوطه باستانی تپه بیسیم، گورستان سنگی کوهساران، وجود محلات عامری، اسیه آباد و حصیرآباد و... و از لحاظ مذهبی به خاطر استقرار آرامگاه علی بن مهزیار اهوازی و از لحاظ طبیعی به خاطر گذر رودخانه کارون به عنوان عریض ترین، طولانی ترین و پر آب ترین رودخانه ایران و دهها دلیل دیگر برخوردار از ارزش‌های میراثی و گردشگری است کار سختی نیست.

سخنگوی انجمن تاریانای خوزستان در پاسخ به این پرسش که وضعیت آثار تاریخی متعلق به سایر نهادها و سازمان‌ها در اهواز چگونه است می‌گوید: امروز علاوه بر اینکه بافت های مسکونی خصوصی با مخاطرات جدی مواجه شده اند، بافت‌های متراکم و با ارزش شرکتی نیز که همگی قابلیت ثبت ملی شدن دارند در معرض خطر تخریب هستند به گونه ای که تلاش برای تغییر بافت محله کارون در شرق اهواز که یک محله شرکتی محسوب می‌شود از مدتها پیش آغاز شده است.

 

شهرداری و میراث فرهنگی ناظران تخریب بازار

گهستونی درباره وضعیت بازارهای تاریخی اهواز نیز می‌گوید: شهرداری و میراث فرهنگی خوزستان بیش از اینکه به اهمیت و ارزش‌های فرهنگی و تاریخی برخی از بازارهای اهواز آشنا باشند شاهد و یا متولی تخریب در این گذر هستند در حالی که گردش در بازار همواره برای مردم و گردشگران و علاقمندان به بافت‌های تاریخی موجود در بازار همیشه لذت بخش بوده است.

کارخانه ریسندگی و بافندگی اهواز که بیش از 3 هزار نفر ایرانی و لهستانی در آن کار می کردند و اکنون تنها برج خنک کننده آن باقی مانده است

وی نمونه‌های عینی بازارهایی که در اهواز روز به روز مخدوش می‌شوند را بازار کاوه، سیروس، امام و طالقانی و عامری می‌داند.

گهستونی می‌افزاید: بیشتر متولیان شهرداری و شوراها بافت‌های تاریخی را بخشی از بافت فرسوده قلمداد می‌کنند که این مهم ناشی از ناآگاهی و ناآشنایی برخی از متولیان از میراث فرهنگی است. توصیه ما همواره به مدیران شهرداری و اعضای شورای شهر اهواز این است که متوجه ارزش‌های فرهنگی و طبیعی فعلی اهواز باشند چرا که با بهینه سازی بافت تاریخی افرایش گردشگر، رونق اقتصادی- فرهنگی- اجتماعی بافت تاریخی را شاهدیم که این امر موجب افزایش جمعیت در این مناطق و جلوگیری از تبدیل بافت تاریخی به بافت فرسوده خواهد شد.

 

تبعات گسترش ذهنیت بی‌هویتی اهواز

او با بیان این که تبعات گسترش ذهنیت بی‌هویتی متوجه متولیان شهرداری و حتی میراث فرهنگی خوزستان است، تأکید می‌کند: متاسفانه رفتاری که با بافت تاریخی اهواز می‌شود ناشی از قوانین نانوشته در ذهن برخی افراد است که گاه ناشیانه و گاه عمدی دستور تخریب اثار را می‌دهند. در هر خیابان و کوچه شهر اهواز خرابه‌هایی قابل رویت است که روزگاری نه چندان دور زندگی در آنها جاری بود. بناهایی که سازندگان آن نهایت ذوق و سلیقه را در ساخت بنا به کار برده‌اند اما امروزه بیشتر خانه‌ها به اسم نوگرایی شهری جای خود را به قوطی کبریتی‌هایی می‌دهند که نام دیگرشان آپارتمان و برج است.

به اعتقاد گهستونی این نوگرایی شهری بیشتر به وسیله کسانی مطرح می‌شود که عرقی نسبت به تاریخ اهواز ندارند و بیشتر از مهاجرین هستند که به سبب شغل خود در محلات مرکزی و قدیمی اهواز ساکن شده‌اند.

او یکی دیگر از دلایل تخریب بافت تاریخی در شهر اهواز را وجود تعارضات بین سازمانی در نتیجه نبود هماهنگی بین بخشی می‌داند و می‌گوید: این سازمانها به دلیل عدم تعامل با یکدیگر در دام تعارضات و ناهماهنگی‌هایی گرفتار می‌شوند.در نتیجه تعارضات بین سازمانی مسئولیت گریزی نیز به خوبی قابل مشاهده است.

 

مقصرانی که خود را مقصر نمی‌دانند!

او می‌فزاید: در گفت وگوهایی که با مدیران متعدد در شهر اهواز داشته‌ایم فرمانداری اداره کل میراث فرهنگی خوزستان را مقصر می‌داند. این اداره کل می‌گوید چرا اداره میراث فرهنگی اهواز به وظیفه‌اش عمل نمی‌کند. اداره میراث اهواز از نبود اختیارات و بودجه گلایه دارد. شهرداری می‌گوید شورای شهر دستم را بسته و شورای شهر هم می‌گوید بافت های تاریخی در اولویت ما نیست و حراست از آن وظیفه اداره کل میراث فرهنگی خوزستان است.

انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با صدور بیانیه ای اعلام کرد:

وظیفه انجمن تاریانا حفاطت از آثار تاریخی فرهنگی طبیعی استان خوزستان است

انجمن تاریانا هیچگاه منافع شخصی را به منافع عمومی ارجعیت نداده است

تاریانا به اتحاد و همگرایی کلیه اقوام و بومیان خوزستان اعتقاد دارد

 

هموطنان محترم خوزستانی

با سلام و عرض ادب

احترامن همانگونه که مستحضرید انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان (تاریانا)، از سال 1387و با اخذ مجوز رسمی از وزارت کشور با هدف حفاظت و صیانت از آثار تاریخی فرهنگی طبیعی خوزستان و بدون هیچ گونه تبعیض نسبت به مناطق مختلف استان خوزستان، فعالیت خود را آغاز نمود.

این انجمن با حدود دویست برنامه فرهنگی، صدها مکاتبه با مراجع ذیربط حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری، انتشار صدها خبر مربوط به آثار تاریخی فرهنگی طبیعی، در حال پیگیری اهداف و برنامه های خود مندرج در اسسنامه انجمن می باشد.

نتیجه قریب به یک دهه فعالیت صادقانه و متعهدانه این انجمن، ارتقاء سطح آگاهی عمومی هموطنان و توجه بیشتر مسئولین درون و برون استانی نسبت به پاسداشت و صیانت از میراث فرهنگی استان خوزستان بوده که ظاهرن چنین کارنامه درخشانی در کنار عدم اتصال انجمن به هیچ حزب سیاسی یا نحله قومی عده ای از هموطنان محترم خوزستانی را ناراحت نموده و ایشان سعی دارند که با انتساب اتهامات واهی انجمن تاریانا را از ادامه راه قانونمند و صحیح خود منصرف و یا منحرف نمایند.

متاسفانه عده ای از هموطنان ساده اندیش نیز که از ماهیت رفتار و گفتار بانیان چنین اتهامات ناروایی اطلاع ندارند نسبت به موضوع حساس گردیده و برای ایشان نیز نگرانی هایی به وجود آمده است.

انجمن تاریانا به دلیل اعتقاد به اتحاد و همگرایی کلیه اقوام و ساکنین محترم استان خوزستان تاکنون در مقابل چنین اتهامات ناصحیحی که کاملن واضح و مبرهن است از جانب اندک عده ای با هدف فشار آوردن به انجمن جهت تعطیل نمودن فعالیت های خود، تاکنون سیاست سکوت و مماشات را در پیش گرفته و امیدوار است که این تعداد اندک هم استانی محترم از مسیر ناصحیحی که برای خود ترسیم نموده اند بازگشته و دست از تهمت زدن بردارند. لکن ظاهرن این عزیزان نه تنها از رفتار غیر اخلاقی خود منصرف نشده اند بلکه با انتشار اکاذیب، تهدیدها و اتهاماتی رفتار نابخردانه خود را تکرار می کنند، منتها تمام کسانی که با انجمن تاریانا در این ده سال همکاری کرده اند کذب بودن آن را تایید می کنند. لذا تاکید می کنیم اتهام زنندگان همواره نسبت به تشویش اذهان عده ای از هم استانی های محترم همت گذاشته، اهداف نامعلوم و البته نامیمون خود را دنبال می نمایند.

انجمن تاریانا برخود واجب می داند که نه در مقام پاسخ دادن به چنین افرادی بلکه به منظور تنویر افکار عمومی مطالبی به عرض هموطنان محترم خوزستانی برساند.

1-    همانگونه که در بالا به اختصار اشاره گردید انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با هدف حفاطت از آثار تاریخی فرهنگی طبیعی استان خوزستان، بدون در نظر گرفتن این موضوع که اثر تاریخی فرهنگی طبیعی تحت حفاظت کدامیک از اقوام محترم ساکن در خوزستان می باشد تشکیل شده و فعالیت می کند. همین موضوع دلیل محکمی بر احترام انجمن تاریانا به کلیه اقوام محترم ساکن در خوزستان است. سعی گرداندگان انجمن تاریانا همواره بر آن بوده که جایگاه فرهنگی کلیه اقوام خوزستانی را در جغرافیای فرهنگی کشور ارتقا دهد.

 

2-    همانگونه که اشاره شد، انجمن تاریانا طی یک دهه فعالیت خود با برگزاری بیش از دویست همایش و نشست فرهنگی در سطح خوزستان و کشور، نامه نگاری های متعدد با مراجع ذیربط، برگزاری نشست های متعدد مشورتی با مدیران استان و کشور، انتشار صدها خبر، گزارش، مقاله و نقد، انجام صدها مصاحبه تخصصی و فنی و با استفاده از نطرات کارشناسان در خصوص کلیه حوزه های میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری استان خوزستان کارنامه درخشان و قابل دفاعی دارد که با مراجعه به کلیه برنامه ها، نامه نگاری ها، خبرها و مصاحبه های انجام گرفته صحت ادعای انجمن مبنی بر پیگیری مطالبات قانونی کلیه اقوام محترم خوزستان در سه حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اثبات گردیده است. چنین حجم بالای از فعالیت موجب گردیده که دلسوزان و فرهیخته­گان و علاقمندانی از کلیه اقوام خوزستان به عضویت انجمن درآیند و در انجمن تاریانا فعالیت نمایند. اگر ادعای اتهام زنندگان محترم صحیح بود اکنون انجمن تاریانا با حدود دو هزار عضو از کلیه اقوام و ساکنان محترم خوزستان، یکی از قدرتمندترین و فعال ترین و تاثیرگذارترین انجمن های کشور نبود.

 

 

3-    از هموطنان محترمی که به دلیل اتهامات واهی و کذب عده قلیلی از این هم استانی های محترم ذهنیت ناصحیحی نسبت به انجمن تاریانا پیدا نموده اند و معتقدند که انجمن نامبرده رفتاری قوم گرایانه و تبعیضی دارد تقاضا داریم که از این عزیزان اتهام زننده سئوال نمایند که کدام انجمن به جز تاریانا حفاظت از محوطه باستانی ام الدبس در شهرستان سوسنگرد را پیگیری نمود و می نماید؟ کدام انجمن، مضیف روستای بردیه را معرفی و برای ثبت آن در فهرست آثار ملی تلاش کرد و برای ثبتش در کتاب سازمان جهانی گردشگری همکاری نمود؟ برای معرفی آیین قهوه خوری و ثبت آن کدام انجمن کوشش نمود؟ کدام انجمن به جز تاریانا مسیر گردشگری اهواز سوسنگرد بستان را به گردشگران داخلی و خارجی معرفی نمود و نوید امنیت پایدار و مردمانی مهمان نواز را داد؟ کدام انجمن به جز تاریانا مدت هشت سال هفت مدرسه تاریخی آبادان را با پیگیری هایش از تخریب محافظت نمود؟ کدام انجمن به جز تاریانا چندین گزارش از تالاب شادگان منتشر نمود و صدهها گردشگر ایرانی و خارجی را با مجوز به بازدید از این جاذبه هدایت کرد؟ کدام انجمن حفاظت از بافت تاریخی آبادان را پیگیری نمود؟ کدام انجمن به جز تاریانا با پیگیری های مکررش باعث شد بنای تاریخی کوشک حمدیه از سازمان آب و برق تحویل گرفته شود؟ کدام انجمن به جز تاریانا ابتدا از خبر تخریب کوشک فیلیه خرمشهر سخن گفت؟ کدام انجمن از وجود قدیمی ترین تثبیت کننده رودخانه کرخه در حمیدیه گزارش تهیه کرد؟ کدام انجمن به جز تاریانا تلاش کرد تا بخشی از قصه های مردان و زنان عرب را ضبط و پخش کند؟ کدام انجمن به جز تاریانا در معرفی مضیف های سوسنگرد و جزیره مینو در رسانه های استانی و کشوری به صورت کاغذی و تصویری همت کرد و سنگ تمام گذاشت؟ کدام انجمن به جز انجمن تاریانا دو بروشور در سطح گسترده از آداب و رسوم و آثار فرهنگی تاریخی طبیعی جنوب و جنوب غربی خوزستان منتشر کرد؟ کدام انجمن در اولین آلبوم عکس خود تصویری از یک مرد عرب ساکن در تالاب منتشر کرد و مهمان نوازی مردم شریف عرب را یادآور شد؟ کدام عضو انجمن به جز عضو انجمن تاریانا درباره توانمندی های جزیره مینو فیلم ساخته است؟ کدام عضو انجمن به جز عضو انجمن تاریانا درباره مظلومیت مردم جنگزده خرمشهر فیلم ساخته است؟ کدام انجمن به جز انجمن تاریانا بارها درباره مقاومت مردم جنوب و جنوب غربی خوزستان در جنگ تحمیلی انواع گزارش ها نوشته و منتشر نموده است؟ کدان انجمن برای نخستین بار جنگل و تپه های شنی منطقه حفاظت شده میش داغ و ام الدبس را به ایران معرفی کرد؟ و البته دهها مورد دیگر که مجال نوشتنشان نیست.

انجمن تاریانا با افتخار اعلام می نماید که کلیه موارد پیش گفته شده را انجام داده و همچنان نیز حفاظت و صیانت از کلیه آثار تاریخی فرهنگی طبیعی شهرستان های حمیدیه، سوسنگرد، هویزه، شادگان، آبادان و خرمشهر را مثل سایر شهرستان های خوزستان در دستور کار دارد و رسیدگی می نماید.

اما چرا و متاسفانه به چه دلیل برخی از عزیزان هم استانی اتهام زننده فعالیت فوق الذکر را به سایر همفکران و هم استانی های خویش اعلام نمی نمایند تا در مورد انجمن تاریانا و گردانندگان صدیق و وطن پرست انجمن شرط انصاف رعایت شود و فعالیت های انجمن عادلانه و به دور از پیش داوری های ناصحیح مورد توجه قرار گیرد.

 

4-    برابر مفاد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان حق هر شهروند ایرانی است. این عزیزان تهمت زننده برابر همین اصل مدتی است که در خصوص تغییر نام برخی از شهرهای خوزستان اعلام نظر نموده اند. انجمن تاریانا نیز بر اساس اصل آزادی بیان ضمن اعتراض به نظرات ایشان، نظر خود را در خصوص عدم لزوم تغییر نام شهرهای فوق اعلام نموده که ظاهرن به دلیل اینکه نظرات این انجمن در سطح افکار عمومی طرفداران بسیار بیشتری دارد به مذاق این عزیزان تهمت زننده، خوش نیامده و سعی دارند که به جای ارائه پاسخ صحیح و کارشناسی و منطقی و در فضایی آرام، با ایراداد موارد واهی و تشویش اذهان عمومی نسبت به نظر انجمن عکس العمل نشان داده و انجمن تاریانا را عامل تفرقه و فتنه در استان خوزستان معرفی نمایند. ضمن اظهار تاسف نسبت به چنین رفتاری از هموطنان محترم خوزستانی درخواست داریم که از این عزیزان سئوال نمایند که چرا اصل آزادی بیان را برای خویش قبول دارند ولی برای دیگران قبول نمی نمایند؟ چرا به جای پاسخ علمی و کارشناسی به طرف مقابل تهمت می زنند و با انواع و اقسام روش ها تهدید می کنند؟

 

5-    این عزیزان تهمت زننده اخیرن با انتساب مقاله هایی که در گروه های تلگرامی منتشر می شود و هیچ ربطی به تاریانا ندارد و با انتشار مطالبی مجرمانه در فضای مجازی سعی در ایراد اتهام به انجمن تاریانا و تشویش اذهان عمومی نموده اند که بدین وسیله اعلام می دارد که کلیه نظرات انجمن در سایت و کانال تاریانا و وبلاگ سخنگو منتشر می گردد. به همین منظور مقاله مذکور متعلق به انجمن تاریانا نیست. چنانچه این عزیزان تهمت زننده مدرکی دال بر انتشار آن توسط انجمن تاریانا دارند ارائه نمایند تا مورد قضاوت افکار عمومی قرار گیرد.

 

 

6-     در پایان مجددن اعلام می دارد که انجمن تاریانا صرفن در حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری فعالیت می نماید و نظرات انجمن برابر اصل آزادی بیان در راستای منافع ملی کشور و مصالح عموم هموطنان خوزستانی منتشر می گردد. کلیه نظرات انجمن با اسم و نشان انجمن نشر می گردد و مطالب بدون شناسنامه را قبول ندارد. به همین دلیل مسئولیت مطالب مندرج در سایت ها و گروههای دیگر مرتبط با اهداف انجمن بدون نام و نشان را نمی پذیرد. انجمن تاریانا برای کلیه اقوام و ادیان ایرانی ساکن در خوزستان احترام قائل است و کلیه مطالبات به حق و قانونی استان در حوزه های میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری را دنبال می نماید.

از کلیه هموطنان خوزستانی انتظار دارد که به شایعه پراکنی ها و نشر اکاذیب عده ای که تصور ناصحیحی از نظرات و فعالیت های انجمن دارند توجه ننمایند و اگر در خصوص فعالیت ها و نظرات انجمن پرسشی در ذهن دارند به صورت مستقیم به مدیران انجمن مراجعه نموده و حقیقت موضوع را از دهان مدیران بشنوند.

 

7-    حال که فرصتی پیش آمد تا مطالب مهمی را به عرض دوستان و سروران و فرهیخته گان برسانیم ذکر این نکته نیز بسیار مهم است که انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان هیچگاه منافع شخصی اعضای خود را به منافع عمومی ارجعیت نداده و همواره از تنش های موجود برای بهره بردن از برخی رانت ها در حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری دوری کرده و فاصله خود را با برخی انجمن ها که عملکردشان قابل دفاع نیست حفظ نموده است و هیچ گروه و جریانی که از ماهیت اصلی شان فاصله گرفته است را نماینده خود نمی داند و همواره می کوشد تا به صورت عملی تاثیر گذاری خود را اثبات کند.

  

با تجدید احترام

هیت مدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان 

از ذوق مربیانم در کانون پرورش فکری انرژی و انگیزه می‌گرفتم

هر موقع که به کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان سرمی زنم با شوق و انگیزه‌ی خاصی می‌روم و با خوشحالی بر می‌گردم به این خاطر که هنوز آن ذوق را در چهره‌ی مربیان قدیم و جدید کانون می‌بینم همین ابراز احساسات مربیان بود که باعث ایجاد بارش فکر و پویایی ذهن خلاق در وجود اعضای کانون می‌شد.

هنوز با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در ارتباط هستم و موفقیت‌هایم را به اطلاع آن‌ها می‌رسانم. اظهارات فوق بخشی از صحبت‌های مجتبی گهستونی روزنامه‌نگار مطرح و فعال میراث فرهنگی، گردشگری و محیط‌زیست خوزستانی است که در یک گپ  صمیمانه و متفاوت بیان کرد. او در این مصاحبه به خاطرات کودکی خود در محله‌ی بیست‌متری شهرداری و نحوه‌ی ورودش به کانون پرورش فکری کودکان در محله‌شان اشاره می‌کند. او با گذشت همه سال‌ها هنوز ارتباطش را با کانون قطع نکرده است.

وی چندی پیش به‌عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار مردمی در جشنواره‌ای به نام "قهرمان سرزمین من" انتخاب شد.

در این گفت‌وگو مجتبی گهستونی با مروری بر ...

ادامه نوشته

بی‌کار شدن حدود 80 نیروی انسانی مقدمه تضعیف میراث فرهنگی خوزستان

بر اساس نامه‌ی ارسالی از سوی مدیر کل میراث استان خوزستان به ادارات میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان‌های مختلف استان اعلام شده که از به کارگیری مجدد بیش از 80 نیروی کار خودداری شود بدین ترتیب در 31 تیرماه یعنی در آستانه دومین ماه تابستان 80 نیروی انسانی مشغول به کار در ادارات مختلف میراث فرهنگی از کار بیکار می‌شوند.

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان در این نامه تأکید کرده است که با توجه به این که قرارداد کارکنان مربوط به شرکت رباط گستر اندیشه در تاریخ 31/4/95 به پایان خواهد رسید لذا مقتضی است پس از تاریخ مذکور از به کارگیری نیروهای تحت پوشش آن جداً خودداری شود که بدیهی است مسوولیت هرگونه به کارگیری نیروهای مذکور پس ازتاریخ اعلام شده به عهده متخلفین از ابلاغ صادره است.

طی دو سال گذشته بنا به ضرورتی اداره کل میراث فرهنگی موافقت مسوولان استانی را برای جذب نیرو کسب می‌کند. اما به نظر می‌رسد از این مجوز بیش از حد نیاز استفاده شده به طوری که بیش از 80 نفر جذب این اداره  کل می‌شوند و به تبع آن این موضوع مطرح می‌شود....

ادامه نوشته

پس از تعطیلی خانه صنایع دستی؛ تعطیلی مرکز سفال و هنرهای دستی اهواز پس از یک دهه

مرکز سفال و هنرهای دستی اهواز پس از یک دهه فعالیت تعطیل شد

پس از تعطیلی خانه صنایع دستی اهواز اینبار مرکز سفال و هنرهای دستی اهواز واقع در خانه تاریخی ماپار پس از یک دهه فعالیت تعطیل شد تا این خانه به بخش خصوصی واگذار شود. 

به گزارش خوزنیوز و به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی؛ دبیر انجمن میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام وضعیت موجود خانه ماپار گفت: با گذشت 3 ماه از این برنده شدن بهره بردار در مزایده واگذاری این خانه اما همچنان خانه ماپار از سوی اداره کل میراث فرهنگی خوزستان به بهره بردار مورد نظر واگذار نشده است و هم صنعتگران مرکز سفال سرگردانند و هم بهره بردار خانه ماپار اندرخم یک کوچه است.

مجتبی گهستونی گفت: از واگذاری خانه تاریخی ماپار به صنعتگران رشته سفال بیش از 10 سال می گذرد. با اینکه سفال گران دلشان خوش بود که روزی این بنا با واگذار شدن به بخش خصوصی سامان پیدا می کنند اما هیچگاه فکر نمی کردند اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و صندوق حفظ و احیا بیش از بهره بردار این خانه که بخش خصوصی محسوب می شود بلای جان آنان شود.

وی بیان کرد:....

ادامه نوشته

بار سنگین تعرض به تاریخ دامن کول فرح را گرفت

کانکس چند منظوره ای که با تقاضای دهیاری و با موافقت معاونت گردشگری خوزستان در محوطه باستانی کول فرح ایذه برای ارائه خدمت به گردشگران نوروزی مستقر شده بود با گذشت 3 سال همچنان بر روی عرصه درجه یک جا خوش کرده است. 

مالک کانکس مستقر شده در کول فرح می گوید ما با نامه و مجوز میراث فرهنگی در کول فرح کانکس مستقر کردیم. اگر غیر از این بود چگونه می توانستیم کانکسی به این بزرگی را در وسط عرصه کول فرح مستقر کنیم. وارد کول فرح که می شوید سنگ چینی ها و ستون هایی بی سقفی می بینی که همه اینها تا حدود 2 دهه پیش ساکنانی را در خود جای می داد که به دلیل کمبود آب و باستانی بودن آن مکان ترجیع دادند در مسافتی حدود یک کیلومتر آنطرف تر و در مسیر جاده ایذه به شهرکرد روستای کول فرح را منتقل کنند.

سال 1381 بود که پایگاه آیاپیر احداث شد تا حوزه تمدنی آیاپیر که گستره ای فراتر از ایذه داشت را مورد بررسی، پژوهش، کاوش و مراقبت قرار دهد اما طی این 14 سال به جای اینکه پایگاه مورد نظر تقویت شود روز به روز در زمینه امکانات، کمبود نیروی کارشناس در حوزه مرمت، باستان شناسی، مردم شناس، معمار ضعیف تر شد.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با سفر به ایذه متوجه برخی تغییر و تحول ها در محوطه کول فرح شد. او در خصوص مشاهداتش گفت: ....

ادامه نوشته

تشکیل پانزدهمین هسته‌ی استانی پویش در خوزستان

khouzestan-4

با برگزاری همایش «پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی خوزستان» در شهر اهواز پانزدهمین هسته‌ی استانی پویش اعلام موجودیت کرد.

به کوششِ انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا (خوزستان) و با همکاری شبکه‌ی تخصصی سازمان‌های مردم‌نهاد محیط‌زیست و منابع طبیعی خوزستان عصر دوشنبه سی‌ویکم خردادماه در تالار نمایش اداره کل محیط‌زیست استان خوزستان همایشِ «پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی خوزستان» برگزار شد و طی آن هسته‌ی استانی پویش در استان خوزستان اعلام موجودیت کرد.

در این همایش، که با صرف افطار همراه بود، مجتبی گهستونی، روزنامه‌نگار و فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی که اجرای همایش را هم بر عهده داشت، گزارشی از وضعیتِ بد میراث فرهنگی و محیط‌زیست استان داد، سپس بابک مغازه‌ای، مدرس گردشگری و توان‌افزایی نهادهای مدنی کلیاتی از تجربه‌ها و چهارچوبِ تلاش‌های مردمی را در قالبی کارگاهی فشرده ارایه کرد.

khouzestan-12

در ادامه، پس از سخنانِ هژیر کیانی، دبیر شبکه‌ی تخصصی سازمان‌های مردم‌نهاد محیط‌زیست و منابع طبیعی خوزستان، شهره صدری‌خانلو، مدیر گروه ارزیابی محیط‌زیستی طرح سیکل ترکیبی در خوزستان از کارش گفت و انجمن‌ها و فعالان استان را به همکاری فراخواند.

در این همایش که مسؤولان شماری از انجمن‌های میراثی و محیط‌زیستی استان حضور داشتند علیرضا افشاری، سخنگوی پویش، از چگونگی شکل‌گیریِ پویش و ضرورتِ آن سخن گفت و در پایانِ نشست رحیم الوندی، کارشناس و مسؤول حیات‌وحش سازمان حفاظت از محیط زیست استان، حاضران را با طبیعت خوزستان و تنوع زیستیِ آن آشنا کرد.

مجتبی گهستونی مسؤولیت پویش پاسداری استان خوزستان را عهده‌دار شده است.

تعرض پایه های برق به عرصه محوطه معبد باستانی سر مسجد

با وجود آنکه معبد باستانی سر مسجد در شهر مسجد سلیمان یکی از آثار به جا مانده از دوره هخامنشیان است اما عدم تعیین عرصه و حریم مصوب برای آن سبب شده تا انواع تعرضات به آن انجام شود و این روزها نیز پایه های برق به عرصه این محوطه باستانی تعرض کرده اند.

آتشکده سرمسجد، از جمله آثاری است که از دوره هخامنشیان باقی مانده و به دستور یکی از پادشاهان بزرگ هخامنشی ساخته شده و هر کدام از سنگ‌های بزرگ معدنی به کار رفته در آن حدود 4 تا 5 تن وزن دارد. گفته می شود، برای ساخت دیوارهای این معبد هیچ نوع ملاتی به کار نرفته و با توجه به زلزله‌های مکرر در مسجد سلیمان احتمال ریزش این سنگ‌های خشکه‌چین وجود دارد.

با وجود آنکه در سالهای 1386 و1387 عملیات گمانه زنی به منظور تعیین حریم انجام شد اما این عملیات هیچگاه به نتیجه نرسید و ضوابط تعیین عرصه و حریم صفه سرمسجد ابلاغ نشد. همچنین از همان سالها بود که عملیات فنس کشی دور معبد صفه سرمسجد بدون آنکه تعیین عرصه و حریم ابلاغ شود، انجام و مقدمه ای برای تخریب و تعرض به عرصه و حریم معبد صفه سر مسجد شد. در سال 1386 انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان از طریق مکاتبه و اطلاع رسانی در خبرگزاری میراث خبر نسبت به پیمانکار سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری خوزستان برای فنس ‌کشی محوطه تاریخی صفه سرمسجد در مسجد سلیمان اعتراض کرد.

با این وجود تعرض به عرصه و حریم سر مسجد همچنان ادامه دارد چنانکه این روزها، برای نصب پایه های برق دیاند بر روی عرصه معبد سرمسجد ناچار شده اند اطراف معبد را حفره های چهار متری بکنند.

"مجتبی گهستونی" با اعلام این خبر به CHN گفت: «نصب پایه های برق در روزهای گذشته و پی کنی تا عمق چهارمتر بدون تعیین عرصه و حریم در حالی در این محوطه انجام می‌گیرد. این درحالی است که از گذشته تاکنون، بیم آن می‌رود که اثار بیشتر در این محدوده وجود داشته و بر اثر نبود نظارت و کاوش دقیق، تخریب شوند.

او با تاکید برآنکه مشاهده عکس های هوایی صفه سرمسجد حکایت از آن دارد آنچه که در سال 1386 فنس کشی شد فقط دور تراس کشیده شده و حدود یک پنجم عرصه را محصور کرده است ادامه داد: «عرصه و حریم محوطه تاریخی سرمسجد به شکل فاجعه باری مورد تجاوز و ساخت و سازهای بی ضابطه و غیرقانونی از چهارسو قرار گرفته است. چنانکه پس از تخلف های آشکار در صفه سرمسجد، حال ایجاد پایه های برق که با چراغ سبز اداره میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری مسجدسلیمان بدون هیچ گونه مجوزی همراه است از دیگر تخلفات عمده در صفه سرمسجد به شمار می رود.»

به گفته گهستونی، عدم توجه و ورود جدی سازمان میراث فرهنگی کشور و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان موجب شده تا شدت تعرض ها بیشتر شود. در عرصه این محوطه تاریخی با بررسی های سطحی می توان ساخت و سازهای کهن را مشاهده کرد که در زیر ساخت و سازه های جدید با مجوز میراث فرهنگی مسجدسلیمان نابود شده اند. به طور مثال بازسازی و توسعه یک واحد اموزشی، ساخت تالار عروسی، ساخت دهها واحد مسکونی، توسعه راهها، فنس کشی بدون عرصه و حریم، عبور دیگر پایه های برق از جمله این تعرض ها است. البته در جریان هر ساخت و ساز و انجام عملیات نظیر گاز رسانی، انتقال خطوط اب و برق و تلفن و فاضلاب آثار زیر سطحی در صفه سرمسجد به شدت آسیب دیده و نابود شده است.

ساخت سرویس های بهداشتی، اتاق مراقبین، ایجاد باغچه، کاشت درخت و آبیاری سطحی که دوستداران میراث فرهنگی بارها شاهد آن بودند، توسط میراث فرهنگی بر روی این اثر بدون هرگونه مطالعه دقیقی صورت گرفته است. در عین حال، فاضلاب و پسماند خانه های اطراف که حاوی مواد شیمیایی است هم می تواند با ترکیب شدن با لایه مارنی در میان آثار که حساس به برخی مواد است، تخریب آثار را سرعت بخشد.

این درحالی است که معماری سر مسجد از جمله بناهای اوراتویی و مهمترین مشخصه آن استفاده از سنگ بدون ملاط در این معماری است و کاوش های گریشمن باستان شناس فرانسوی نشان می دهد که تخت جمشید با الگوگیری از این آتشکده ساخته شده است. کشف ظروف سفالین، پایه های برنزی شمعدان به شکل حیوانات، نقش برجسته های سفالی با شکل گل شش پر، انواع سردیس، مجسمه های سفالی سوارکاران، مجسمه های عظیم سنگی هرکول در حال مبارزه با شیر و.... از جمله کشفیات باستان شناسان در پیش از انقلاب است که در موزه های شوش، ایران باستان و لوور قابل مشاهده است. آتشکده جاویدان (صفه سرمسجد) واقع در مسجد سلیمان بنایی متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد است که بنا بر نظر برخی کارشناسان، معماران برای ساخت تخت جمشید از آن الهام گرفته‌اند که بنای عظیم آتشکده سرمسجد در سال 1316 و با شماره 300 به فهرست آثار تاریخی ملی و باستانی کشور به ثبت رسیده است.

تعرض به خانه تاریخی بچاری آبادان

ملک مجاور خانه تاریخی بچاری آبادان در حالی بدون دریافت مجوز از این اداره تخریب شده است که سالهاست خانه بچاری به حال خود رها شده و عملیات تخریب ملک مجاور بدون حضور کارشناس میراث همراه بوده است.

خانه بچاری مربوط به دوره قاجاریه در آبادان است و در خیابان دبستان روبروی سینما نفت واقع شده و 23 شهریور 1382 با شمارهٔ ثبت 9968 به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. 

با وجود آنکه بر اساس قانون، تخریب املاکی که در مجاورت بناهای تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی قرار دارند، باید با اطلاع سازمان میراث فرهنگی و زیر نظر کارشناسان این سازمان صورت گیرد، اما تخریب ملک مجاور خانه تاریخی بچاری آبادان بدون مجوز میراث فرهنگی آبادان صورت گرفته است. 

دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام این مطلب به خبرنگار CHN گفت: « پس از پیگیری های مختلف متوجه شدیم که هفته گذشته پس از وقت اداری، مالک خانه مجاور خانه تاریخی بچاری آبادان با مجوز شهرداری آبادان و بدون اطلاع میراث فرهنگی، به تخریب خانه خود اقدام کرد که در بازرسی های به عمل آمده از طرف ماموران یگان حفاظت اداره میراث فرهنگی آبادان متوجه این اقدام شدند.» 

"مجتبی گهستونی" با اشاره به پیگیری هایی که از میراث فرهنگی شهرستان ابادان داشته بیان کرد: «مدیریت این اداره مدعی است پیش از این، طی نامه ای به شهرداری آبادان محل های ثبت میراث شده اطلاع داده شده و شهرداری پیش از صدور پروانه تخریب و ساخت ساز در مجاورت این ساختمان ها باید با میراث فرهنگی هماهنگ می کرد.» 

به گزارش CHN، خانه بچاری یک بنای 2 طبقه و با طراحی خاص، چوب‌بری‌های زیبا و حالت ایوانی است که می توان با احیای آن کاربری های متنوعی تعریف و به تبع آن اشتغال و درآمد ایجاد کرد.

گفته می شود از صاحب ملک خانه بچاری خواسته شده برای برآورد خسارت وارده به این خانه به میراث فرهنگی مراجعه کند. همچنین طی نامه های جداگانه به فرمانداری ویژه و شهرداری آبادان این موضوع اطلاع رسانی شد تا جلو ادامه فعالیت تخریب در مجاورت خانه بچاری گرفته شود. 

دبیر انجمن تاریانا با اعلام اینکه کاربری زمین مجاور ملک بچاری فضای سبز است تصریح کرد: «اما مالک موفق شده مجوز ساختمان چهارطبقه در حریم خانه بچاری را بگیرد. با این و جود، مالک به ساخت ساختمان چهارطبقه راضی نیست و اعلام کرده ساختمان او 9 طبقه خواهد بود.» 

در این میان گفته می شود، برای تخریب ملک جانبی خانه بچاری از سوی شهرداری آبادان در تاریخ 12/9/93 استعلام شد و در تاریخ 16/9/93 اداره میراث آبادان از اداره کل استعلام کرد که در تاریخ 17/9/93 اداره کل میراث خوزستان بدون بررسی کارشناسی اجازه تخریب ملک مجاور را صادر و اجازه ساخت 4 طبقه را داده است این درحالی است که خانه بچاری دوطبقه است .در همان تاریخ 17/9/93 ادره آبادان به ریاست (شمس الدین نوربخش) مطالب همان نامه را ابلاغ و اجازه تخریب و ساخت 4 طبقه را صادر کرده است. نکته قابل توجه آن است که در طرح جامع این ملک یعنی ملک مجاور خانه بچاری، فضای سبز در نظر گرفته شده اما شهرداری منطقه یک آبادان اجازه ساخت داده است. 

لازم بذکر است که در تابلو مجاور ساختمان که مشخصات ساختمان در حال احداث روی آن ثبت میشود تعداد طبقات 9 طبقه نوشته شده است.

صدها سکه "الیمایی" از "چگارمان" در "اندیکا" از دل خاک بیرون آمد

با ادامه کاوش ها در اندیکا و کشف سازه ها و سکه های الیمایی، تعدادی از سکه ها که توسط مردم محلی برداشته شده بود به یگان حفاظت ارائه شد چنانکه در حال حاضر تعداد سکه های کشف شده به 2 هزار عدد رسیده است. 

روز گذشته بود که خبر پیدا شدن محوطه باستانی و سکه های الیمایی در منطقه اندیکای خوزستان منتشر شد. این محوطه باستانی به واسطه برخورد بیل مکانیکی که به منظور گاز رسانی به روستاهای اطراف مشغول کار بود کشف شد. در پی حفاری مذکور، سازه‌هایی اندک در این محوطه کشف و در مرحله نخست ،1300 سکه الیمایی از محل  بدست آمد. در نهایت به دستور دادستانی کار حفاری در این منطقه متوقف شده و باستان شناسان و کارشناسان میراث فرهنگی قرار است برای بررسی به منطقه اعزام شوند.

اما به گفته فعالان میراث فرهنگی، پس از کشف 1300 سکه الیمایی در اندیکای خوزستان، تعداد سکه های کشف شده در روز دوم به بیش از 1800 سکه الیمایی رسید. 

مجتبی گهستونی دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در این باره به خبرنگار CHN گفت: «در پی عملیات حفاری برای گاز کشی در روستایی در بخش قلعه خواجه اندیکا، مخبران محلی از بیرون آمدن سکه های منقوش خبر دادند و همین موضوع باعث شد تا پیش از رسیدن مسئولان میراث فرهنکی و عوامل انتظامی و امنیتی، بخشی از سکه های الیمایی توسط برخی بومیان به سرقت برود.»

او با اشاره به اخبار دریافتی از محلی ها در شهرستان اندیکا ادامه داد: «با حضور نیروهای انتظامی و امنیتی و کنترل محل از ادامه پروژه جلوگیری شد و با پاکسازی محل و انجام سرند بخشی از خاک که باید حفاری را پر می کرد عملیات شناسایی افرادی که صدها سکه دیگر را ربوده بودند اغاز شد و در نهایت با کشف تعدادی دیگر سکه، برخی افراد به صورت داوطلبانه اقدام به تحویل سکه های مورد نظر کردند چنانکه تاکنون تعداد سکه های کشف شده به 2 هزار سکه الیمایی افزایش یافته است.»

به گزارش CHN، عملیات سرند کردن خاک و غربالگیری برای اولین بار در کشف های اتفاقی حادث شده است و از آنجایی که شناخت حکومت الیمایی ها هنوز بصورت کامل انجام نشده، مطالعات روی مواد فرهنگی آنان از جمله کشفیات اخیر می‌تواند در شناخت و تکمیل پازل الیمایی کمک قابل توجهی کند . چنانکه می توان از روی این سکه ها به هنر فلز کاری، آداب و رسوم ، فرهنگ و اساطیر و از همه مهمتر گاهنگاری آنان پی برد.

گهستونی با تاکید برآنکه در اندیکا محوطه های باستانی گسترده ای وجود دارد که نیازمند توجه بیشتر مسئولان است خاطرنشان کرد: «از یک نمایندگی میراث فرهنگی با کمترین امکانات و نیرو و با داشتن کمتر از یک میلیون تومان تنخواه در طول سال، چه انتظاری  برای حفاظت از آثار و محوطه های تاریخی می توان داشت؟ این درحالی است که مشاهدات ما و نیروهای یگان حفاظت در مناطقی از بخش هایی از قلعه خواجه، آبژدان، چلو و... حکایت از حفاری های غیر مجاز و تعرضات بسیار به مناطق تاریخی دارد.»

دبیر انجمن تاریانا گفت: «در حال حاضر با توجه به کشف داده های فرهنگی در برخی مناطق تاریخی در نتیجه حفاری ها و دستگیری قاچاقچیان لازم است که تجهیز نمایندگی میراث فرهنگی اندیکا و ارتقا نمایندگی به اداره در دستور کار قرار گیرد.» گهستونی افزود: «با توجه به اینکه حوزه کاری پایگاه ملی آیاپیر که در ایذه مستقر است بخش های عمده ای از شمال خوزستان را از جمله اندیکا، لالی، باغملک، مسجدسلیمان ... شامل می شود، انتظار می رود که وظایف محوله به این پایگاه فقط در حد حرف نباشد و سیطره کاری پایگاه آیاپیر فراتر از ایذه باشد. »

به گزارش CHN، در حال حاضر مطالعات باستان شناسی و پژوهشی منطقه باستانی اندیکا می تواند در پایگاه آیاپیر انجام شود. در همین خصوص ضرورت راه اندازی و تجهیز آزمایشگاه پایگاه آیاپیر ضرورت فراوان دارد. 

این فعال میراث فرهنگی ادامه داد: «نکته مهم تر اینکه کمتر از یک دهه از شهرستان شدن منطقه کوهستانی و عشایری اندیکا می گذرد. در اندیکا نیز صدها محوطه و اثر تاریخی مهم از دوره های مختلف تاریخی وجود دارد اما توسعه شهری در بافت روستایی اندیکا باعث شده تا پروژه های مختلفی در منطقه اجرا شود که این مهم ضرورت انجام استعلام پیش از اجرای هرگونه پروژه ای را بیشتر می کند. برای جلوگیری از تخریب، تعرض و از بین رفتن آثار و محوطه های تاریخی و همچنبن جلوگیری از پایمال شدن بودجه های دولتی که بدون استعلام به محوطه های تاریخی ورود پیدا می کنند، انتظار می رود که استانداری خوزستان و فرمانداران نسبت به انجام استعلام های لازم دریغ نکنند.»

روزهای "میراثی" که با جاشنین می گذرد

مجتبی گهستونی

با کنار رفتن عاطفه رشنویی از معاونت میراث فرهنگی خوزستان پس از چند سال، دکتر علیرضا رازقی مدیر پایگاه جهانی چغازنبیل به سمت معاونت میراث فرهنگی منصوب شد تا شاید بتواند اوضاع معاونت مربوطه را بیش از پیش متحول کند.

اما بعد از گذشت دو هفته، او به شکل غیر مترقبه­ای استعفا داد و بسیاری را با هاج و واج روبرو کرد. حال از ابتدای خرداد 1395 به این سو حوزه معاونت میراث فرهنگی بدون داشتن سرپرست و فقط با جانشین اداره می شود.

در این میان قرعه جانشینی به نام پرویز طلائیان­پور از نیروهای قدیمی حوزه معاونت مربوطه که فارغ التحصیل دانشکده سابق میراث فرهنگی می باشد افتاد. او از جمله افرادی می باشد که بارها تاکید کرده سالهاست افرادی مثل او را به حاشیه رانده اند و بسیاری مواقع توانایی های فردی چون او را در نظر نگرفته اند. آنهم در زمانی که میراث فرهنگی با کمترین نیرو و امکانات اولیه به حیات خود ادامه می داد.

به هر جهت اکنون جانشین معاونت میراث فرهنگی در شرایطی دست به کار شده که انبوهی از وظایف یک معاونت را پیش روی خود دارد و از سویی باید بتواند در فصل بودجه بندی پروژه تعریف کند. اکنون که طلائیان پور مجال آن را پیدا کرده تا در مقام جانشین معاونت میراث نقش آفرینی کند، وقت آن است که خودی نشان بدهد تا ثابت کند فردی توانمند بوده که به خاطر بدسلیقه بودن گذشته­گان از توانمندی­های فردی مثل او استفاده نشده است. شاید به همین دلیل است که این روزها او پُر انگیزه تلاش می کند تا از خود خاطره خوبی برجای بگذارد.

در صورتی که در این روزهای حساس او نیز موفق به پروژه نویسی برای بودجه گیری بشود و اوضاع معاونت میراث را با همه انتقادهایی که به آن از گذشته داشت را سامان بدهد می­توان گفت که علی رغم حضور غیر مترقبه­اش اما برنامه و استراتژی داشته است و اکنون می خواهد آنها را اجرا کند.

البته قطع به یقین حضور جانشین معاونت میراث فرهنگی خیلی زمان زیادی نخواهد برد و به صورت غیر رسمی از افرادی به عنوان کاندید معاونت نام برده می شود. اما باید دید خسرو نشان که گاهی برخی انتصاب­هایش غیرمترقبه بوده از میان افرادی مثل عیدانی، حسین زاده، ارسطو زاده، شوشتری و... چه کسی را برمی­گزیند.

شاید از نظر عده ای کنار گذاشتن عاطفه رشنویی و در نهایت استعفای علی­رضا رازقی با ابهام هایی مواجه باشد ولی همه اینها این نکته را که معاونت میراث فرهنگی خوزستان روزهای تقریبن خوشی را تجربه نمیکند را ثابت می کند.

حال باید دید که سرانجام مهمترین معاونت که در چند ماه گذشته با تب وتاب­های مختلفی مواجه بوده به کجا ختم خواهد شد و حکم معاونت میراث فرهنگی به نام چه کسی زده می شود.

در این میان انتظار می رود که بدون هیچ چشم پوشی کلیه ماموریت ها و وظایف حوزه میراث فرهنگی انجام بشود.

هرچه باشد می­گویند مدیرکل فعلی میراث فرهنگی خوزستان انسان توانمندی است. پس باید منتظر بود تا با تصمیم گیری­های آینده­اش چشمه­هایی از توانمندی مدیریتی او را ببینیم. 

از عزت‌الله نگهبان پدرباستان‌شناسی ایران غافل شده‌اند

11 خرداد سالروز تولد عزت الله نگهبان پدر باستان شناسی ایران در زادگاهش اهواز است.

فعالان میراث فرهنگی، صبح روز دوشنبه 10 خرداد 1395 در کمیسیون فرهنگی شورای شهر اهواز خواستار حرمت گذاشتن به نام عزت الله نگهبان پدر باستان شناسی ایران شدند که با استقبال اعضای حاضر در کمیسیون فرهنگی مواجه شد. همنچنین خطاب به اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان درخواست کردند تا بزرگداشتی برای عزت الله نگهبان پدر باستان شناسی ایران برگزار شود.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با بیان این صحبتها به CHN گفت: در سال 1386 قبل از اینکه دکتر عزت الله نگهبان فوت کند از مسئولان خواستار زنده نگاه داشتن این شخصیت شدیم اما تا به امروز ادای دینی به این مقام برجسته علمی صورت نگرفته است.

"مجتبی گهستونی" افزود: به پاس تکریم و قدردانی از بزرگانی که در راه علم باستان‌شناسی به ویژه در خوزستان زحمت کشیده‌اند پیشنهاد می شود مراسم بزرگداشتی برای عزت الله نگهبان برگزار شود. ضمن اینکه ایشان متولد 1305 اهواز در خوزستان است و بخشی از زندگی حرفه ای خود را نیز در محوطه‌های باستانی خوزستان گذرانده‌. بی شک پاسداشت کسانی که برای شکوفایی و کشف تاریخ پنهان ایران زمین زحمت کشیده‌اند از وظایف سازمان میراث فرهنگی و انجمن‌های دوستدار میراث فرهنگی است.

وی بیان کرد: در دیدارهای جداگانه با مدیرکل سابق اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و همچنین رییس فعلی انجمن مفاخر خوزستان درخواست های شفاهی برای تکریم شخصیت مرحوم عزت الله نگهبان ارائه دادیم و انتظار می رود که حداقل نام میدان و خیابانی و یا حتی ساختمان اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان به نیت یادمان چنین شخصیتی نامگذاری شود.

عزت الله نگهبان سال 1305 خورشیدی در اهواز به دنیا آمد و در سال 1328 از دانشگاه تهران لیسانس گرفت و در سال 1329 وارد موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو شد.

وی در سال 1333 موفق به اخذ درجه فوق لیسانس از این دانشگاه شد. عنوان رساله وی با راهنمایی "دونالد مک کان" بررسی سیر سفال نخودی رنگ در خوزستان است. پس از بازگشت به ایران، نگهبان با درجه دانشیاری به استخدام دانشگاه تهران درآمد و با اخذ دکترای افتخاری از دانشگاه تهران در سال 1345 به درجه استادی ارتقا یافت. از سال 1346 تا 1356 دکتر نگهبان مدیریت گروه باستان‌شناسی را برعهده داشت. در سال 1336 وی موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران را بنیاد گذاشت و تا سال 1356عهده دار ریاست آن بود. در سال 1354 به ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران منصوب شد و تا سال بازنشستگی خود در 1357 در این سمت باقی ماند. دکتر نگهبان همواره یکی از سرسخت‌ترین مدافعان برنامه‌های منظم کردن فعالیت های مربوط به باستان‌شناسی بود و برخی وی را دشمن بزرگ قاچاق و دلالان عتیقه در ایران می‌دانستند.

در پنجمین کنگره بین المللی باستان‌شناسی و هنر ایران در 1347 دکتر نگهبان نقش اساسی در تصویب قطعنامه‌ای در محکوم کردن قاچاق و فروش اشیای عتیقه داشت. تمدن های پیش از تاریخ ایران (1340) کتیبه بزرگ سنگی هفت تپه و اهمیت آن در تاریخ گذشته ایران(1347) نظری به کوشش های باستانی‌شناسی در ایران (1354) معماری هفت تپه(1355)،‌آرامگاه و قبور هفت تپه(1365)، حفاری در هفت تپه دشت خوزستان (1372) از جمله تالیفات فارسی دکتر عزت اله نگهبان است. پیشتر عزت الله نگهبان همه دست نوشته‌ها و آثار خود را به موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران اهدا کرده بود و این در حالی است که تلاش‌های ارزنده ایشان سالها پیش منجر به سامان مند شدن عرصه فعالیت‌های باستان شناسی در ایران شد.

استعفای معاونت میراث فرهنگی خوزستان پس از گذشت دو هفته از انتصاب

مجتبی گهستونی

نیمه اردیبهشت 1395 بود که مدیرکل وقت میراث فرهنگی خوزستان به پایان عمر معاونت عاطفه رشنویی در معاونت میراث فرهنگی خوزستان پایان داد و پس از انجام رایزنی هایی حکم دکتر علی رضا رازقی مدیر پایگاه جهانی چغازنبیل را برای معاونت میراث فرهنگی خوزستان امضا کرد. اما ایشان پس از گذشت دو هفته به شکل متفاوتی استعفا دادند.

هنوز تبریک گفتن ها و دیدارها با معاونت میراث فرهنگی برای این انتصاب به پایان نرسیده بود که روز موزه و هفته میراث فرهنگی آغاز شد. طبیعی بود که در این هفته می بایستی حوزه معاونت میراث فرهنگی روزهای شلوغی پشت سر می گذاشت. برنامه ریزی ها صورت گرفت و رویدادهای این هفته یکی پس از دیگری آغاز برگزار می شد. اما به یکباره خبری مطرح شد که در اداره کل میراث فرهنگی خوزستان سابقه نداشت. خبر مربوط به استعفای یکباره دکتر علی رضا رازقی پس از دو هفته بود. انعکاس این خبر در محل اداره کل میراث فرهنگی خوزستان مایه تعجب همگان شد و برخی دوستداران میراث فرهنگی را شوکه کرد. البته در این میان هم عده ای با خنده های سرمستانه ای از اینکه معاون قبلی برکنار شد و این معاونت هم بیش از دو هفته دوام نیاورد خوشحال شدند.  

در همان ساعات اولیه خبر استعفا، عنوان کردند که چون مادر جناب رازقی در بیماری به سر می برند به همین دلیل استعفا صورت گرفته شده است. البته بسیاری دیگر دلایل متعددی از جمله اختلاف بر سر صورت وضعیت ها و آینده و چاله های موجود در معاونت را علت استعفا عنوان کردند. منتها حال با گذشت بیش از یک هفته از زمان استعفا و نداشتن حتی سرپرست در معاونت، باید پرسش هایی از این دست مطرح کرد که دلیل این استعفا چیست؟ چه کسی در نهایت متصدی معاونت میراث فرهنگی می شود؟

نشست تخصصی "موزه، شهر، خاطره" برگزار شد

در نشست تخصصی "موزه، شهر، خاطره" دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی که اجرای نشست را بر عهده داشت گفت: موزه ها مراکزی هستند که به ما یاد می دهند که حافظه جمعی خود را از نسل های قبل تا بعد حفظ کنیم. مجتبی گهستونی افزود: با توجه به تنوع موزه ها در دنیا و انواع اقسام آن، به راحتی می توان تمام تنوعی که در خوزستان وجود دارد را در موزه ها به نمایش گذاشت ولی متاسفانه وضعیت موزه های ما در خوزستان نه تنها خوب نیست بلکه نمی توان امیدوار بود که به زودی شاهد موزه های متنوع باشیم.

وی بیان کرد: ما خوشحال می شویم وقتی می بینیم در روستایی دور افتاده موزه کوچکی وجود دارد اما بسیار نگران می شویم وقتی می بینیم در اهواز موزه های تاریخی، مردم شناسی، صنعتی و... وجود ندارد. ندا عزیزیه عضو هیت مدیره انجمن تاریانا و دبیر این نشست هم بحث تخصصی خود را با موضوع "موزه، شهر، خاطره" ارائه داد. در نشست مورد نظر، امین شحیطاوی مدیر امور مطالعات و پژوهش شهرداری اهواز، منوچهری مدیر موزه هنرهای معاصر و تنی چند از حاضرین به صورت جداگانه پرسش ها و اظهارنظرهای خود را مطرح کردند. در بخشی از این نشست از کتاب تازه منتشر شده "فرهنگ لری؛ گونه ی بالاگریوه" با حضور محمدرضا نجفوند مولف کتاب رونمایی شد.

 

سفر به یادمان های گردشگری دفاع مقدس در خرمشهر

مجتبی گهستونی: با اینکه خرمشهر؛ شهری در آسمان و تکه ای از بهشت ایران ایت اما نمی توانم خرم بودن آن را باور کنم. چون قطعه از بهشت بودنش فقط یک توصیف معنوی برای شهری است گردشگرانش به از گردشگری سیاه می پردازند. گردشگری سیاه شاخه ای از گردشگری است که گردشگران به دیدن مکان هایی می روند که یادآور خاطرات ناراحت کننده است. مثل بازدید از جرج های دوقلو آمریکا، خرابه های شهر تاریخی پالمیرا در سوریه که داعش تخریب شان کرد، بازدید از بقایای جنگ، موزه های جنگ و یا سفر به خرمشهر که نوعی از گردشگری سیاه محسوب می شود.

خرمشهر را شهری در آسمان، نماد مقاومت مردمی و یا حتی خرمشهر را شهری زیبا و پُر حماسه لقب داده اند. اما در واقع خرمشهر تکه ای از بهشت ایران بود که در سوم خرداد 1361 پس از 578 روز اشغال، در عملیات بیت المقدس آزاد شد. خرمشهر شهری است که از زمان تاسیس تا پیش از انقلاب اسلامی در سالهای سه بار اشغال شد. اما سال 1359 خرمشهر برای چهارمین بار به اشغال درآمد. تعرض و دست درازی به خرمشهر از مدتها قبل از شروع جنگ تحمیلی آغاز شد به گونه ای که عراقی ها بارها زمینی و هوایی نیات شوم خود را اجرا می کردند.

خرمشهر شهری در .... 

ادامه نوشته

چشمان نگران محور گردشگری به سه اثر ثبت جهانی خوزستان

مسیرهای گردشگری و مقاصد گردشگری چگونه باید برای مردم معرفی شود؟

مجتبی گهستونی

معبد چغازنبیل، سازه های آبی تاریخی شوشتر و محوطه های باستانی شوش سه مجموعه ثبت جهانی خوزستان هستند که چشمان نگران شان به دستان متولیانی دوخته شده است که باید شرایط موجود را بهبود بدهند.

فارغ از همه کمبودهایی که در حوزه حفاظت، مرمت، کاوش، نجات بخشی و بهره برداری وجود دارد دغدغه های دیگری هم وجود دارد که نباید از آن غافل شد.

درباره سیستم حمل ونقل جاده ای منتهی به این آثار ثبت جهانی و چند اثر مهم خوزستان باید گفت: از طریق اهواز به عنوان مرکز خوزستان به دو شهرستان شوشتر و شوش خودرو سواری و اتوبوس وجود دارد. حتی کسانی که بخواهند با قطار به شوش سفر کنند این امکان وجود دارد. اما برای بازدید از چغازنبیل به عنوان یک اثر مهم ثبت جهانی که نخستین اثری است که از ایران ثبت جهانی شد دسترسی بدون داشتن خودرو شخصی سخت است. از اهواز تا چغازنبیل 115 کیلومتر، تا شوش 35 کیلومتر و تا شوشتر 45 کیلومتر است. در هیچ کدام از این مسیرها اتوبوس و یا تاکسی عمومی برای دسترسی آسان و کم هزینه که به طور مشخص شما را به این میراث جهانی هدایت کند وجود ندارد و گردشگران باید با اجاره خودرو در قالب تور و یا به صورت فردی با تاکسی سرویس و یا خودرو شخصی به این مکان ها تردد کنند.

در شوشتر با گذشت شش سال از ثبت جهانی سازه های آبی تاریخی که شامل 14 اثر در سطح شهر می شود مسیر گردشگری مشخصی که هر شهروند و یا گردشگری بخواهد به راحتی از این آثار بازدید کند وجود ندارد. در بسیاری مواقع حتی نقشه وجود ندارد. در اکثر مبادی های ورودی شهر شوشتر تابلویی که شما را به همه این 14 اثر که تحت عنوان سازه های آبی تاریخی ثبت جهانی شده اند هدایت کند وجود ندارد.

در شوشتر ایستگاهی که فقط مختص تاکسی ها و یا اتوبوس هایی باشد که شما را به سمت سازه های آبی تاریخی که در سراسر شهر پراکنده اند ببرد وجود ندارد و از نظر متولیان شهری و مدیران پایگاه سازهای آبی تاریخی شوشتر دور از انتظار است. این موضوع درباره شوش و چغازنبیل هم که ثبت جهانی هستند هم صدق می کند. البته در ایام نوروز بنرهای متعددی که شما را به بازدید از آثار ثبت جهانی دعوت کند نصب می شود منتها این اقدام در طول سال انجام نمی شود.

اما درباره اقامتگاه در پیرامون آثار ثبت جهانی باید به عرض برسانم که در شوش یک هتل به نام آپادانا وجود دارد که حتی خود مالک، گردشگران و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان آن را در شان شوش و گردشگران نمی دانند. البته موقعیت آن هتل بسیار عالی است ولی تنها رستوران آن مورد استفاده عمده گردشگران قرار می گیرد. در شوش هیچ هتل دیگری وجود ندارد.

البته سالها پیش اسفندیار رحیم مشایی رییس وقت سازمان میراث فرهنگی کشور کلنگ یک هتل را در شوش به زمین زد ولی چون کلنگ احداث هتل در عرصه آثار تاریخی به زمین زده شد به محوطه باستانی برخورد کرد. پس از آن شخص دیگری به نام امیرزرگر در حریم کاخ آپادانا شروع به ساخت هتل کرد که به دلیل همخوانی نداشتن با ضوابط میراث فرهنگی از ادامه کار آن جلوگیری به عمل آمد.

در چغازنبیل تا فاصله 35، 45 و 115 کیلومتری آن هیچ اقامتگاه رسمی وجود ندارد. به نظر می رسد محوطه باستانی چغازنبیل از محروم ترین محوطه های ثبت جهانی دنیا به لحاظ برخورداری از امکانات رفاهی برای گردشگران است. البته مدتی است که در روستای خماط در فاصله سه کیلومتری چغازنبیل تعدای از اهالی اقدام به بازگشایی یک سفره خانه سنتی و یک مغازه برای تهیه نیازهای ضروری نموده اند.

چشمان نگران محور گردشگری سه اثر ثبت جهانی خوزستان به امکانات

در شوشتر از زمان ثبت جهانی سازه های آبی تاریخی به این سو با ابتکار عمل تعدادی از جوانان اقامتگاه های سنتی در قالب خانه های تاریخی به ظرفیت دیگر اقامتگاههای شوشتر افزوده شده است. از این منظر شوشتر موفق بوده است.

 درباره میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی در حوزه گردشگری در شوش و چغازنبیل تا به امروز به جز هتل قدیمی آپادانا و چند رستوران در اطراف آثار تاریخی به میزان چشمگیری نبوده ولی در شوشتر در خصوص تملک، مرمت، تجهیز و بهره برداری اقدام هایی صورت گرفته شده است که از جمله این سرمایه گذاری ها می توان به راه اندازی رستوران مستوفی، باغشاه، پردیس سلمان، هتل سرابی، اقامتگاه افضل و خانه طبیب، موزه نژاد فتحی و... اشاره کرد.

درباره گردشگران خارجی این افراد از کشورهای مختلفی مثل آمریکا، آلمان، لیتوانی، لهستان، ایتالیا، ژاپن، چین، انگلستان، عراق، چک، اتریش، سویس و... به خوزستان سفر می کنند. متاسفانه در خوزستان کارگذار گردشگری بومی نداریم و تورهای ورودی توسط واسطه هایی از تهران، اصفهان و شیراز انجام می شود و بیشتر این تورهای خارجی از راهنمایان گردشگری خوزستانی که البته توانمند هم هستند استفاده نمی کنند.

دسترسی آسان به آمار دقیق از تعداد گردشگران ورودی خارجی و داخلی وجود ندارد و عمدتا از طرق مختلف از جمله مسئولین قابل دسترس است. به طور مثال فرماندار شهرستان شوش اعلام کرد تا نیمه نخست سال 1394 بیش از چهار هزار و 900 گردشگر خارجی به شهر باستانی شوش سفر کرده اند.

در خصوص گردشگران ورودی خارجی در استان خوزستان حبیب‌الله فضل‌الله‌پور مدیرکل امنیتی انتظامی استانداری خوزستان معتقد است: شاهد حضور غیرقابل تفکیک، نامنظم و محاسبه نشده گردشگران خارجی در استان خوزستان هستیم و تاکنون با این روند برخورد فله‌ای با گردشگران صورت گرفته است. فقدان نگاه صنعت‌مدارانه و نگاه اقتصادی ناشی از حضور گردشگران خارجی، صدمات قابل توجهی را به ما تحمیل کرده است. فضل‌الله‌پور با اشاره به حوزه آسیب‌شناسی وضعیت توریست در کشور بیان کرد: آن چه که ما شناسایی کرده‌ایم حضور غیرقابل تفکیک به عنوان توریست است. گردشگران با روندی غیرمتعارف و نامناسب در حوزه ما حضور پیدا می‌کنند. در مقوله جغرافیایی و در محدوده امنیتی صنعت توریست با فقدان بانک اطلاعاتی مواجه هستیم. در تلاش هستیم آن را با اتکا به اطلس امنیتی در استان که با دستورالعمل در حال بررسی و پیگیری است مورد توجه قرار دهیم.

اما در خصوص بعضی دیگر از مقاصد سفر در خوزستان که از اهمیت ویژه ای برخوردارند مثل ایذه که موزه رو باز نقش برجسته ها و سنگ نگاره های ایران است باید بگویم این شهر با این که جز مبادی ورودی شمالی به خوزستان است اما از میزان گردشگر ایرانی و خارجی اندکی برخوردار می باشد و عمده سفرهایی که در آن صورت می گیرد به طبیعت گردان و علاقمندان به آثار تاریخی در خوزستان و بخش اندکی از گردشگران خارجی و ایرانی از سایر نقاط کشور اختصاص دارد.  

شهر ایذه که از جمله گزینه های مهم ثبت جهانی است فاقد هتل مناسب و اقامتگاههای محلی در سطح شهر ایذه است. البته این شهرستان روستاهای گردشگری مستعدی در اطراف خود دارد که لازم است اقامتگاههای شخصی ساماندهی شوند. مهم ترین رستوران آن که توسط یک فرد آگاه با میراث فرهنگی مدیریت می شود آستاره نام دارد.

یا بهبهان به عنوان یکی مبادی شرقی خوزستان دارای یک هتل و یک جزیره تفریحی و اقامتی است که به سازمان آب و برق خوزستان تعلق دارد و البته عموم هم می توانند استفاده کنند. این شهرستان، خوزستان را به فارس و کهگیلویه و بویر احمد وصل می کند و جاذبه های تاریخی و طبیعی منحصر به فردی دارد. البته بزرگترین مشکل بهبهان این است که کمتر در مسیر سفرهای گردشگران خارجی و ایرانی قرار می گیرد و تبلیغات اندکی برای آن انجام شده است.

خوزستان تاکنون نتوانسته است به شکل شایسته و در خوری گردشگران خارجی را به بازدید از سه اثر ثبت جهانی چغازنبیل، سازه های آبی تاریخی شوشتر و محوطه های باستانی شوش ترغیب و تشویق کند.

دلیل اصلی آن را می توان عدم تبلیغات مناسب دانست. تبلیغاتی که علاوه بر معرفی آثار، بتواند اشتیاقی برای بازدید ایجاد نماید. اما تبلیغ زمانی راه را برای گردشگران باز می کند که بتوان امکان پذیرایی و اقامت را به شکل مطلوبی ارائه داد. اگر چه ما در خوزستان طبق معمول همیشه از داشتن استانداردهای لازم در همه حوزه ها محروم هستیم، وضعیت بهداشت عمومی در مسیر و نزدیک به جاذبه های گردشگری از قبیل: دسترسی به آب، دسترسی به محل جمع آوری زباله، توالت عمومی و مراکز درمانی از وضعیت بسیار نابسامانی برخوردار هستند.

در خصوص مراکز اقامتی هر چند خوزستان از هتل ها، مسافرخانه و واحدهای اقامتی مناسب و متنوعی از نظر نوع قیمت و خدمات قابل ارائه ی مناسب برخوردار نیست حتی با توجه به گرایش بسیاری که امروزه به سمت اقامتگاه های بومگردی وجود دارد خوزستان نتوانسته با آموزش گردشگری، توجیه اقتصادی و همکاری های مشاوره ای و دادن تسهیلات مناسب به بومیان از این امتیاز که در بسیاری از مناطق خوزستان می تواند به بهترین شکل و کاملا متنوع از لحاظ فرهنگی، استفاده ی لازم را ببرد.

در حالت کلی سیستم حمل و نقل در خوزستان بسیار ضعیف عمل می کند اما اگر قرار باشد در حوزه گردشگری این مسئله پیگیری شود باید برنامه ریزی های بخصوصی انجام پذیرد. به همین دلیل راه اندازی شرکت حمل و نقل گردشگری توصیه می شود.

با وجود برخورداری از گنجینه های بزرگی که در سرزمین خوزستان وجود دارد و با توجه به زمان سپری شده و هزینه های انجام شده، هیچگونه اقدام شاخصی برای بهره‌برداری از آن و "آوردن نان گردشگری بر سر سفره مردم خوزستان" صورت نگرفته. نه در بخش اسکان نه تبلیغات نه حمل و نقل و نه....

اشکال در کجاست؟ سو مدیریت؟ عدم مطالبات و همراهی مردم؟

اگر به آمار گردشگران و درآمد صنعت گردشگری سایر کشورهای مطرح منطقه مثل مصر و ترکیه یا حتی امارات(دوبی) نگاهی کوتاه داشته باشیم جواب پرسشهای فوق تا حدی مشخص میشود. ما در هر دو بخش مسولین و مردم نیازمند بازنگری و اصلاح رفتار هستیم.

ایکاش مدیرانی در استان یا کشور میداشتیم که همانند طرح کارت و سهمیه بندی بنزین و یا طرح تولید بنزین پتروشیمی یا طرح های بزرگ و کشوری دیگر، طرح جامع رونق همزمان گردشگری داخلی و خارجی را مطالعه، تدوین و به مردم معرفی میکردند. ای کاش مردمی بودیم که این مطالبه را از مدیران کشور پیگیری میکردیم تا چرخ های رونق و اشتغال و امنیت و معرفی جهانی ایران را همزمان به گردش در می آوردیم.

ای کاش مردمی بودیم که مدیریت درآمد را از مدیریت مصرف مهمتر می دانستیم و به جای تمرکز کامل بر قیمت‌ها و یارانه و حقوق، به فکر به گردش انداختن سرمایه ها و گنج های راکدی همچون گردشگری با دهها زیر شاخه آن می افتادیم.

چشمان نگران محور گردشگری سه اثر ثبت جهانی خوزستان به امکانات

با نگاهی به رویه سالهای اخیر مسولین در خصوص سفرهایی نوروزی و تابستانی نکات جالبی مشخص میشود: در ستادها سفرهای نوروزی کشوری و استانی، نمایندگانی از دستگاههای مختلف مثل پلیس راهور، هلال احمر، اورژانس، راه و شهرسازی، میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداری ها و غیره حضور دارند و هر سال هم به شکل لحظه‌ای و هم در آخر دوره سفر آمار تفکیکی گردشگران رصد و اعلام میشود.

آمارهای سالانه در ۴ یا ۵ استان اول مقصد گردشگری به ۲،۳ و ۴ میلیون نفر شب هم میرسد. و هر ساله این آمار تکرار و یا بعضا رشد هم میکند. اما نکته مهم کجاست؟

نکته مهم در میان این است که گردشگری فصلی در ایران را باید گردشگری چادری نام نهاد. یعنی به استثنا سه مقصد گردشگری اندک توسعه یافته مشهد، کیش و نوار شمالی خزر که از نظر ظرفیت اسکان و خدمات اولیه گردشگری تا حدی بالای خط فقر امکانات گردشگری هستند، سایر استانهای کشور متاسفانه زیر این خط قرار دارند. متاسفانه در زمینه امکانات و زیرساخت های گردشگری، کشور فقیری هستیم.

یک نکته جالب در این زمینه نقش چادر و خیمه های مسافرتی است. فرض کنیم از فردا استفاده از چادر و خیمه ممنوع و برای آن جریمه هایی مثل جرائم رانندگی برقرار شود. ناگفته پیداست که یک شبه آمار گردشگری کشور سقوط میکند و به همان تعداد اندک مکان های رسمی و نیمه رسمی اسکان (هتل، مهمانپذیر، مهمانسرا، اتاق اجاره ای، ویلای اجاره ای و ...) محدود می شود. که البته به دلیل تغییر وضعیت عرضه و تقاضا، قیمت های این خدمات اسکان سر به فلک خواهد زد و فاتحه گردشگری کشور خوانده خواهد شد. در این وضعیت شعاع سفرهای گردشگری محدود به سفرهای صبح تا شب درون استانی شده و مثلا مردم خوزستان نهایتا تا اندیکا و تاراز و مردم تهران تا قم و مردم تبریز و ارومیه تا دریاچه خواهند رفت و شب به منزل بر خواهند گشت.

در بحث آمار سفر توجه به این نکته ضروری است. به این پرسش لطفا پاسخ دهید: پر رنگ ترین حضور رسانه ای در مصاحبه ها و گزارشها و آمارها و اطلاعیه ها مربوط به کدام دستگاههای عضو ستادهای سفر است؟ پاسخ: قطعا پلیس زحمت کش و خدوم راهور و کارشناسان محترم هواشناسی.

دوستان محترم سازمان و ادارات گردشگری و میراث فرهنگی کجای این معادله قرار دارند؟ مسیرهای گردشگری و مقاصد گردشگری چگونه باید برای مردم معرفی شود؟ به چه ترتیبی باید مردم سایر استانها مقاصد گردشگری خود را در استانهای دوردست و ناشناخته انتخاب کنند؟

تعرض به عرصه تپه ابوفندوا در هفت تپه با شهرک ساختمانی

واگذاری منازل مسکونی شهرک آوان خطری در کمین عرصه «ابوفندوا» و «هفت تپه»

شرکتی که به عرصه تپه ابوفندوا تجاوز کرده و یک شهرک ساختمانی در آنجا ساخته بر چه اساسی و طبق چه قوانینی در حال واگذاری عرصه تپه ابوفندوا به بخش خصوصی است؟ آیا کسانی که این منازل را می خرند حق تغییر، ساخت و سازهای جدید را در ملک خریداری شده دارند؟ آیا بهتر نیست سازمان میراث فرهنگی از واگذاری این منازل به بخش خصوصی جلوگیری کند؟

به گزارش هنرنیوز؛ ایجاد و توسعه کشت و صنعت های بزرگ کشاورزی و صنعتی در....

ادامه نوشته

فیلم «مادرکشی» بي‌پروا سياست‌هایي که ناشی از بی تدبیری است را به چالش مي‌كشد

http://taryana.ir/files/images/karoon_thirsty_03.jpg

سرانجام فیلم "مادرکشی" به کارگردانی "کمیل سوهانی" که مرکز استراتژیک نهاد ریاست جمهوری آن را حمایت کرد در سینما هلال اهواز به نمایش در آمد. 

در آیین اکران یک روزه این فیلم، دکتر "کاوه مدنی" استاد دانشگاه امپریال کالج لندن، "هژیرکیانی" نماینده تشکل های محیط زیستی خوزستان و دکتر قمشی مشاور استاندار در امور آب و عضو هیت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز سخنرانی کردند و اجرای برنامه را هم "مجتبی گهستونی" روزنامه نگار، دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان برعهده داشت. مرضیه لرکی از فعالان محیط زیستی هم از دیگر برگزار کنندگان این برنامه بود.
مجتبی گهستونی که به عنوان مجری در آیین نمایش فیلم مادرکشی حضور داشت گفت: کارگردان اثر شاخص مادرکشی به ‌عنوان یک پژوهشگر دغدغه اصلی‌اش صرفن آب نبود. آنچه دغدغه او بود بحث توسعه است و او با زبان هنر فیلمی می سازد که به بحران آب در ايران می پردازد و بي‌پروا سياست‌هایي که ناشی از بی تدبیری است را به چالش مي‌كشد. این فعال محیط زیست تاکید کرد: بناي کار ما برای نمایش این فيلم مبتنی بر سياسي‌كاري نيست چون بحراني كه فیلم از آن سخن مي‌گويد گريبانگیر همه مردم ایران است. بلایی كه عملا باعث شده چيزي به نام محيط زيست باقي نماند و مردم به خاطر خشك شدن رودها و درياچه‌ها با طوفان‌هاي شن، هواي غبارآلود و ترك محل سكونت‌شان به خاطر بي‌آبي دست و پنجه نرم كنند.
گهستونی یادآور شد:...

ادامه نوشته

«نامه ی خوزستان» در «روز خوزستان» رونمایی شد

http://taryana.ir/files/images/namehaye_khouzestan_book_cover.jpg

کتاب نامه ی خوزستان مجموعه ای از مقالات پ و یادداشت ها درباره تاریخ، فرهنگ و تمدن خوزستان منتشر شد.  این کتاب به کوشش بهمن ساکی، فردین کوراوند و مجتبی گهستونی و با سرمایه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در نشر خوزان منتشر شده است.  علاوه بر اینکه مجتبی گهستونی روزنامه نگار و دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در گردآوری این کتاب کوشش کرده است اما دو مطلب با عنوان نفت را با زبان تاریخ بازگو می کنم (گفت گو با نویسنده ای به نام علی یعقوبی نژاد) و خوزستان سرزمین نقش برجسته ها و آب های روان و تاریخ کهن منتشر نموده است. منصوره رضوی دیگر عضو هیت مدیره انجمن تاریانا و مردم شناس نیز مقاله یی با عنوان "خوزستان رویای هزار رنگ ایران؛ با نگاهی به فرهنگ عامه مردم خوزستان" در کتاب نامه ی خوزستان دارد.


از این کتاب بیستم اردیبهشت به مناسبت "روز خوزستان" در بیست و نهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد.

فهرست این کتاب آثار منتشر شده در "نامه ی خوزستان" را در چهار فصل نقب تاریخ، نفت و فوران قصه، کاکل نخل و شعر و سیاحت فرهنگ نمایان می کند:

    دیرینگی نام و تاریخ خوزستان و اهواز (مهوش واحد دوست)
    جندی شاپور از گذشته تا امروز، نگاهی به بنای زیبای سه گوش در اهواز (بهمن ساکی)
    نفت بازتاب آن در آثار داستان نویسان خوزستانی ( محمد جعفری قنواتی)
    نفت را با زبان تاریخ بازگو می کنم در گفت گو با نویسنده ای به نام علی یعقوبی نژاد (مجتبی گهستونی)
    خوزستان سرزمین نخل و نفت و سینما (علینقی طاهری)
    قصه نویسان خوزستان (محمد ایوبی)
    نقبی به معدن طلا؛ نگاهی به ادبیات و ادیبان اهواز (فردین کوراوند)
    شعر و شط جرعه هایی برای عطش؛ سیاحتی در شعر گرم خوزستان (بهزاد خواجات)
    می خواستم شعری برای جنگ بگویم؛ نگاهی به بازتاب جنگ تحمیلی در شعر معاصر خوزستان (علی یاری)
    نگاهی به شعر عربی شیعی در خوزستان ( عباس عباسی پور)
    تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری؛ درآمدی بر ادوار شعر در گویش بختیاری (رضا بهرامی دشتکی)
    خوزستان سرزمین نقش برجسته ها و آب های روان و تاریخ کهن (مجتبی گهستونی)
    خوزستان رویای هزار رنگ ایران؛ با نگاهی به فرهنگ عامه مردم خوزستان (منصوره رضوی)
    نخل درخت زندگی (نسرین جودکی)