به داد و فریاد «دادرس» برس

به داد «دادرس» نرسید خانه خراب می‌شویم

 

مجتبی گهستونی

از «بیست چهارمتری» می‌اندازم در شلوغی خیابان «سیروس» و سپس در «خیابان نظامی» تا برسم به سرای دادرس. همه مغازها کسب و کارشان به راه است. اما در میان همه این مغازه‌ها یک دَرِ دو لنگه چوبی بسته است که بنری در جلوی آن خودنمایی می‌کند که خبر از ثبت ملی بودن آن بنا در فهرست آثار میراث‌فرهنگی می‌دهد. بنری زرد رنگ که شاید یک کُد جدید برای شمارش معکوس تخریب بناهای تاریخی در اهواز تعبیر می‌شود.

بسته بودن دَرِ خانه دادرس که جدیدترین مالکانش با اراده تمام کوشیدند تا مرمتش را آغاز کنند و کاربری متناسب با شان بنا به آن بدهند نگرانم می‌کند. وارد می‌شوم، بخش‌هایی مرمت شده و البته بخش‌هایی هم با ریزش مواجه شده‌اند. قاچ‌هایی در بنا رخ داده که بیم آن می‌رود در صورت مرمت نشدن و نجات بخشی نکردن، هم شلوغ‌ترین خیابان مرکز شهر اهواز را دچار بحران کند و هم بنایی شاخص که به جای مانده از دوران قاجار است را برای همیشه محو کند.

هنگامی که «سعید جرفی» و «صادق نبگانی» خانه دادرس اهواز به شماره ثبت ملی 9764 را خریدند، قصدشان مرمت بنا، احیا اثر، ایجاد اشتغال و بالا بردن سرانه فرهنگی شهر به واسطه فعال کردن خانه دادرس بود. اما خرید بنا همانا و درگیر پیچیدگی‌های اداری و رفع برخی تعارض‌ها هم یک طرف.

با این هدف به سراغ سعید جرفی سعید جرفی متولد 1348 اهواز و کارشناس ساختمان برای مصاحبه رفتیم که به عنوان یک سرمایه‌گذار کمر به همت احیا و مرمت و بهره‌برداری یک بنای با ارزش تاریخی بسته ولی در پیچ‌و‌خم اداری و نادیده گرفتن‌های قانون کمرش خم شده، ریشش سفید و وزن کم کرده و کابوس تخریب یهویی بنا که بلای جان عابران و مغازه‌داران خواهد بود او را به دادخواهی وا داشته است. 

 

چرا خانه تاریخی دادرس را خریداری کردید؟

علاقه ذاتی به بناهای تاریخی داشتم و دارم. همواره شخصیت درونی من با دیدن بافت‌ها و بناهای تاریخی با آرامش مواجه می‌شد. با این حال چون کمتر کوچه و محله‌ای در اهواز وجود دارد که هنوز چند خانه‌ تاریخی در کنار هم وجود داشته باشد و یک بافت در هم تنیده را تشکیل بدهد تصمیم گرفتیم خانه دادرس را خریداری کنیم. گویی تمام عوامل دست در دست هم داده‌اند که بافت‌های به هم پیوسته را به تک بناهایی شکننده تبدیل کنند. به هر حال خانه تاریخی دادرس در مرکز شهر اهواز و با توجه به معماری اصیل و فاخر خود یک عقبه فرهنگی و تاریخی دارد. حفظ خانه‌های تاریخی شهر اهواز، در واقع از واجب‌ترین کارهای متولیان امر است چون روز به روز بر قدمت خانه‌های به جا مانده از دوران قاجار و پهلوی افزوده می‌شود و خطر تخریب به دلیل واهیِ ساختِ برج و پاساژ بالایِ سر میراث‌فرهنگی اهواز سایه انداخته است.

 

گاهی می‌بینم که بنرهایی زرد رنگ هشدار دهنده بر دَرِ بناهای تاریخی نصب می‌شود که گاه آدم فکر می‌کند کدی برای پایان دادن به عمر یک بنا است. اینطور نیست؟

شهرداری و میراث‌فرهنگی با وجود همه تلاش‌های اندکی برای حفاظت از بناها می‌کنند اما به جای اینکه دقیقا در نقاطی نگران ریزش بناها باشند، اقدام به حفاظت اصولی و پیوسته این بناها در بافت تاریخی کنند. چون این عمارت‌ها می‌توانند به عنوان هویت فرهنگی یک شهر، نگهداری، حفظ و مرمت شوند و حتی کاربری مناسب بگیرند، ساختمان‌هایی که قابلیت حفظ شدن دارند و به عنوان یک فضای دارای ارزش تاریخی برای جذب گردشگر محسوب می‌شوند هستند و می‌توان با توجه ارزش‌های تاریخی آن‌ها هم درآمدزایی و هم اشتغالزایی کرد.

 

الان نگرانی تان از بابت سرای دادرس چیست؟ اصلا در جریان چالش‌های موجود برای چنین بناهایی بودید؟

در جریان برخی چالش‌ها بودم. وقتی هم آمدم بنا یک مخروبه بود. بیش از 300 کامیونت نخاله از بنا خارج کردیم. بخش‌هایی از بنا در حال ریزش بود که جک زدیم تا تخریب بیشتری صورت نگیرد. اما برخی چالش‌ها توسط معارضین و برخی هم چالش‌ها به بروکراسی اداری بر می‌گردد. واقعیت این ساختمان ایمنی نیست. چهارچوب این بنا رهاست و خطر تخریب بنا و خطر جانی اطرافیان را تهدید می‌کند. در این زمینه شهرداری و میراث فرهنگی باید ورود جدی کنند. ما هم به عنوان مالک کمک می‌کنیم. از سویی روند فرسایش بنا هم نگران کننده بود. هر چند ساختار و خود ساختمان قوی است، اما قطعا به مرور آسیب‌هایی به بنا وارد شده و خطر ریزش یک باره چنین بناهای تاریخی را تهدید می‌کند. این در حالی است که همین ساختمان که تا امروز برای حدود یکصدسال سرپا مانده است، اگر مرمت و تعمیر شود، دست‌کم پنجاه سال دیگر هم می‌تواند باقی بماند.

 

الان در حال حاضر در شهرداری اهواز دچار چه مشکلی هستید؟

ضمن تشکر از کوشش‌های قبلی شهرداری اهواز و شهرداری منطقه یک، باید به اطلاع برسانم که این بنا نیاز به یک اصلاحات کارشناسی شده دارد. نیازمند نطردهی کارشناسان مجرب است. طی یک سال گذشته برای رفع و رجوع برخی کارها در راهروها و اتاق‌های شهرداری در رفت و آمد هستم. خب در گذشته و حتی پیش از مالکیت من، اداره میراث‌فرهنگی یک سری مرمت‌ها را انجام داده که الان شهرداری اهواز برای آن کارها جرائمی را وضع کرده است. خب پرداخت چند صد میلیون تومان جریمه به شهرداری در توان مالک یک بنای تاریخی نیست. من که قرار نیست در این بنا تجارتخانه راه بیندازم. نتیجه کار فرهنگی که نباید تحمل این همه مصیبت و سختی شود. در دیداری که با آقای نوشادی شهردار قبلی داشتم ایشان نظرشان برای حمایت از بناهای تاریخی مثبت بود. حتی مدیر حقوقی شهرداری هم نطر مثبتی داشت. اما در نهایت شهرداری منطقه یک اهواز دلایلی مطرح می‌کند که خواهان دریافت پول‌های سنگین از ما است. خب میراث‌فرهنگی هم اگر رفع خطر کرده برای جلوگیری از ریزش بنا بوده است. شنیدم که شهردار فعلی که انسان شایسته و فرهنگی است متوجه این باشد که بنایی چون خانه دادرس به بالا بردن شان فرهنگی و اجتماعی اهواز کمک می‌کند و گردشگری شهری را رونق می‌دهد. من به شهرداری و میراث فرهنگی هم این قول را داده‌ام که در صورت کمک و همراهی برای مرمت، طبقه بالای سرای دادرس را کاملا در اختیار موزه مردمشناسی قرار دهم و برای آن شخصا هزینه کنم.

 

حتی احتمال می‌دهم که برخی حتی ترغیب‌تان می‌کنند تا دست به تخریب عمدی بنا بزنید. چنین نیست؟

اگر که قصد تخریب بنا را داشتم که خانه دادرس را نمی‌خریدیم. درسته برخی معتقدند این خانه‌ها ارزشی ندارند و بهتر است تخریب شوند، اما آن دسته از افراد باید توجه داشته باشند که با وجود ارزش تاریخی زیاد این خانه، اگر بخواهند چنین کاری را نیز انجام دهند، به واسطه‌ی قرار گرفتن این بنا در مسیر تاریخی بناهایی مانند معین تجار، هتل قو، خانه ماپار، پل سفید و... نباید هیچ ساخت و سازی در کنار آن انجام شود. باید بتوانیم چنین بناهایی را حفظ کنیم و سپس با تغییر کاربری از سوی میراث‌فرهنگی و شهرداری و دادن مشوق‌های لازم به مالکان مانند کم کردن عوارض شهری یا پرداخت وام، درحفظ این نوع بناها کمک کنیم.

 

دوستان‌تان می‌گویند وقتی شنیدید که خانه پدری کیانوش عیاری و احمد محمود تخریب شد گریه کردید. چرا؟

بله گریه کردم. اشکم در آمد. مگر می‌توان نقش احمد محمود و کیانوش عیاری را در ادبیات و سینما را نادیده گرفت. از این همه حماقت ناراحت شدم. از این همه حماقت برای بی‌توجه‌ای به میراث فرهنگی دلم خون است و بغض گرفته‌ام. یک لحظه فکر کردم خانه دادرس هم اگر تخریب شود ما به چه بناهایی باید افتخار کنیم. شهرداری اهواز و هر متولی دیگری نباید به هیچ‌وجه اجازه تخریب بناهای تاریخی را بدهد و باید برای حفظ آنان کوشش کند. باید مالکان خانه‌های تاریخی توجه کنند که با توجه به موقعیتشان می‌توانند با مرمت و تعریف کاربری فرهنگی یا اقامتی و گردشگری کمک اصلی را برای حفظ این خانه داشته باشند. ساختمان‌های میراثی، هویت بارز برای شهر و کشور به شمار می‌روند با این وجود ما نتوانستیم مالک را متقاعد به حفظ و مرمت بنا کنیم.

 

پس به نظر می‌رسد شب‌ها خواب درستی ندارید. اینظور هست؟

بله همینطوره که می‌فرمایید. به خدا با وجود همه عشق و علاقه‌ام به میراث فرهنگی از خرید این خانه پشیمان شدم. از اینکه میلیاردها تومان سرمایه‌گذاری کردیم پشیمان شدم. با این همه کاغذبازی مدام باید پول پرداخت کنیم و جسم‌مان هم تحلیل برود. به همه بیمه‌ها مراجعه کردم تا ساختمان را بیمه کنند اما زیر بیمه بناهای تاریخی نمی‌روند. من که تصمیم داشتم کارآفرینی کنم. من که تصمین داشتم به رونق فرهنگی شهر اهواز کمک کنم. از این همه تنهایی چنان بلایی به سرمان آمده که دلمان به درد آمده است. در این یک سال اخیر ده کیلو وزن کم کردم. به یزد، تبریز، کاشان، اصفهان، قزوین، تهران و... رفتم و دیدم که با وجود برخی مشکلات اما ادارات با همدیگر همکاری می‌کنند و بناها و بافت های تاریخی خود را مرمت می‌کنند. آخه چرا من در کنار خرید خانه باید چند صد میلیون تومان پول به عناوین مختلف به ارگان‌های دیگر پرداخت کنم در حالی که قانون حمایت از مالکان بناهای تاریخی وجود دارد.

 

ضرورت خریداری دارایی‌های فرهنگی کشور از سوی دولت و نماینده فرهنگی دولت یعنی سازمان میراث‌فرهنگی چیست؟

ممکن است دارندگان آثار تاریخی در نگهداری از این آثار که در اختیار آنهاست کوتاهی کنند و این بیم وجود داشته باشد که به‌واسطه کوتاهی یا درنظر گرفتن منافع شخصی و یا به‌دلیل احتمال از دست رفتن مکان‌های تاریخی به‌عنوان ثروت عمومی فرهنگ جامعه، دولت وارد عمل شود و تصمیم به خرید یک اثر یا بنای تاریخی بگیرد. لذا خرید و واگذاری بناهای تاریخی اگر با هدف قرار دادن بناهای تاریخی در اختیار مردم و بخش خصوصی باشد، منطق درست و پذیرفته‌شده‌ای است.  البته برخی خانه‌ها به اندازه‌ای ارزشمند هستند که‌شان ملی یک کشور هستند و باید به‌گونه‌ای احیا و آماده بهره‌برداری شوند که عموم جامعه از آن منتفع شوند. بنابراین چنین خانه‌هایی باید یا تبدیل به موزه و مکان فرهنگی شوند یا خودشان مورد بازدید قرار بگیرند تا همه افراد جامعه به یک نسبت از آن بهره‌مند شوند.

 

به نظر می‌رسد مالکان بناهای دارای ارزش تاریخی با قابلیت ثبت ملی، به «مدیریت ملک بر اساس قواعد وزارت میراث فرهنگی» تمایلی ندارند و این موضوع هر از چند گاهی در یکی از املاک قدیمی اما با ارزش شهر، دیده می‌شود. چرا؟

بناهای تاریخی هر کشور در واقع نشان‌دهنده پیشینه تاریخی آن کشور محسوب می‌شود که دارای ارزش و اهمیت فراوانی است، این آثار میراثی همگانی است که تمدن چند هزارساله را در کشورهایی همچون ایران که مملو از این بناها است به نمایش می‌گذارد. اولین نکته درخصوص بناهای تاریخی، حفظ و نگهداری این بناها است زیرا آنها علاوه بر اینکه دارای ارزش میراثی قابل‌ توجهی هستند ارزش افزوده بالایی هم برای کشور به همراه دارند. اما تجربه نشان داده با مدل فعلی مواجهه دولت با مالکان این بناها، امکان حفظ آنها بسیار سخت یا غیرممکن است. قوانین محافظت از این املاک به‌دلیل آنکه صرفه اقتصادی حداقلی برای مالک ندارد نمی‌تواند مشارکت مالک را به همراه داشته باشد. در مقابل، به‌دلیل نبود تضامین کافی برای حفظ املاک تاریخی، این ساختمان‌ها به شکل عمدی یا سهوی دچار تخریب گسترده می‌شود. بناهای تاریخی می‌توانند به لحاظ استعداد جذب گردشگر خارجی برای کشور ارزآوری داشته باشند به همین دلیل است که اغلب کشورهای جهان در حفظ بناهای تاریخی خود تلاش می‌کنند به‌طوری‌که حتی اگر این بناها تخریب شده باشند نیز، به بازسازی آنها می‌پردازند تا زمان بیشتری باقی بمانند و درآمد بیشتری از وجود آنها کسب شود. بناهای تاریخی که درحال‌حاضر در اختیار مالکان خصوصی قرار گرفته‌اند اگر وارد چرخه بهره‌برداری شوند، می‌توانند تاثیرات مثبت زیادی در توسعه بازار گردشگری بگذارند. به‌طوری‌که احیا و مرمت آنها در ارزآوری و اشتغال کشور نیز نقش بسزایی خواهد گذاشت.

 

اگر شرایط مرمت تسریع شود و بخشودگی‌ها اعمال شود، در راستای توسعه فرهنگی شهر بنای دادرس چه زمانی مرمت و بهره‌برداری خواهد شد؟

اگر شهرداری و در نهایت اداره میراث فرهنگی همکاری کنند من آمادگی دارم در سریع ترین زمان مرمت را انجام دهم و در سال 1401 با یک کاربری متناسب بهره‌برداری کنم. انتظار دارم که متولیان امر پیش از اینکه نوشدارو بعد از مرگ سهراب فرا نرسیده است با هماهنگی هم مشکل این بنا که شان ملی دارد را حل کنند و برای ما که علاقمند به سرمایه‌گذاری هستند شرایط را هموار کنند. اجازه ندهند که ما سرمایه‌گذاران پول‌های خود را به جاهای دیگر ببریم. اجازه ندهیم که خانه دادرس که جز نگین‌های شهر اهواز است و دیوارهای آن به سمت بیرون شکم برداشته تخریب شود.