صدای دختران خوزستان

اقوام خوزستانی به شادی کنار هم زیسته‌اند

شایستگیهای خوزستان نشان داده شود

بی‌نظیرترین صداها در خوزستان وجود دارد

 

مجتبی گهستونی

خودش می‌گوید استعداد خواندن در او از سن پنج سالگی کشف شد. پنج ساله بود که سرود می‌خواند. او حتی در مدرسه تواشیح هم خوانده است. شاید یکی از دلایلی که خیلی زود دیگران متوجه صدای خوش او شدند برخورداری از صدای خوب در نزد دیگر اعضای خانواده بود.

اشاره من به هنرمندی است که این روزها در بین خوانندگان زن جایگاه خوبی باز کرده و طرفدارانی دارد.

«مینا دریس»، خواننده موسیقی فولکور و تلفیقی که همچون بسیاری دیگر متاثر از صدای لالایی مادر بوده و متولد 1359 در آبادان است.

در دوران دانشجوی مهندسی مواد گرایش سرامیک بود که خیلی اتفاقی به آموزشگاه موسیقی رفت تا ساز یاد بگیرد اما با یک زمزمه تصمیم به فراگیری تکنیک آواز می‌گیرد و برای مدتی در کلاس‌های «هنگامه اخوان» شرکت می‌کند. اما آشنایی با فرهنگ شریف و توصیه ایشان به مینا دریس موجب می‌شود تا این دختر با استعداد آواز عربی بخواند.

در کارنامه مینا دریس لیست بلند بالایی از گروه‌هایی که با آنها همکاری کرده وجود دارد. اما در حال حاضر با گروه «نواک» همکاری دارد. به همراه آقای «پرهام علیزاده» هم گروه «بریج‌بند» که پل ارتباطی بین اقوام است را تشکیل داد. بیشتر هم هدفشان این بود که ترانه‌های نوستالژیک فرهنگ‌های مختلف را نقطه مشترک‌ خود قرار دهند.

مینا دریس، بازی و آواز در تئاتر «یک دقیقه و 13 ثانیه» به کارگردانی شهرام گیل آبادی را هم که در خانه هنرمندان اجرا کرده در کارهایش دارد.

پس با این هنرمند شایسته هم استانی به گفت‌وگو نشستیم تا نقطه نظرات او را پیرامون موسیقی و دیگر موضوعات جویا شویم.

 

اولین تجربه خواندن در گروه سرود مدرسه و تواشیح را در کدام مدرسه و کجا تجربه کردی؟

نخستین تجربه خواندن در گروه سرود مدرسه در دروران ابتدایی و در مدرسه شهید قریشی در کوی ولی عصر و در جنوب شهر تهران رخ داد. البته فاصله چندانی با محله نازی آباد نداشتیم. آنجا به واسطه‌ی قرآن خواندن در سر صف و تواشیح و سرود متوجه شدم که استعداد خواندن را دارم.

 

موسیقی را در کدام آموزشگاه و کدام شهر یاد گرفتی؟

در مقطعی که دوران دبیرستان و پشت کنکور قرار داشتم هیچ موسسه‌ موسیقی در اطرافم نبود. آن زمان در شهر آبادان زندگی می‌کردم. نخستین‌باری که با آموزشگاه موسیقی آشنا شدم زمانی بود که دانشجو شده بودم. نخستین بار در دروان دانشجویی موسیقی را تجربه کردم. به آموزشگاهی رفته بودم که ویلون یاد بگیرم اما تصادفا مسئول آموزشگاه متوجه استعداد من در خواندن شد و پیشنهاد داد که در تهران و در نزد خانم «هنگامه اخوان» آموزش آواز ایرانی رو ببینم.

 

صدای لالایی مادر در کدام شهر و زیر چه آسمانی در گوش تو طنین انداز شد؟ چرا صدای لالایی مادران را باید شنید؟ و آیا لالایی هم ساخته‌اید؟

من بزرگ شده‌ی تهران هستم و آنجا بود که نخستین‌بار لالایی شنیدم. شاید نخستین لالایی‌ها را از مادر بزرگم می‌شنیدم و گاهی این لالایی‌ها برایم زمزمه می‌شد. اگر برای چند روز فقط صداهایی که مجوز پخش دارند از همه جا پخش شود، ما فقط صدای پدر خانواده را می‌شنویم درحالی که اولین صدایی که هر کودک می‌شنود لالایی مادر است.

 

به نظر می‌رسد که این روزها جوانان در حوزه‌ی موسیقی بسیار فعال شده‌اند؛ آن‌قدر که نقش تعیین‌کننده‌ای نسبت به هنرمندان نسل‌های قبل از خود دارند. این در حالی است که آنها تنگناها و مشکلاتی داشته‌اند که در نوع خود عجیب است. از شیوه‌ی آموزش گرفته تا محدودیت‌ها برای روی صحنه رفتن و مسائلی از این دست. شما چه نظری دارید؟

معتقدم که در هر حوزه‌ای که محدودیت‌ها زیاد بشود اولش حذف شدن‌ها اتفاق می‌افتد و ممکن است یک عده‌ای بترسند و یک عده‌ای از اهدافشان دست بکشند، عقب‌نشینی کنند و حتی کوتاه بیایند. اما خلا نبودنش بعد از یک مدتی احساس خواهد شد. اما چرا الان با وجود برخی محدودیت‌ها مردم علاقه بیشتری به موسیقی نشان می‌دهند. چون این محدودیت‌ها به اوج خودش رسیده و اشباع شده و حالا موقع جنگیدن برای به دست آوردن اهداف‌شان است. البته همچین یورشی کاملا برخواسته از دل مردم و برنامه‌ریزی شده نیست، اتفاقی است که باید می‌افتاد.  

 

احساس کردم صدایی اعتراضی همراه با دغدغه‌های اجتماعی داری. احساسم درسته؟

همه‌ی ما به عنوان آحاد یک جامعه اعتراضات خودمان را به شیوه‌ای بیان می‌کنیم. یعنی هر کداممان دغدغه‌ها و چالش‌هایی را که جامعه با آن درگیر است را درک می‌کنم. من فکر می‌کنم که هنرمند باید بتواند دیدگاهش را با ابزاری که در اختیار دارد و هنری که برخوردار است بروز بدهد. لذا احساس شما درباره دغدغه‌های من اشتباه نیست. اما من هم سعی کردم تا آنجا که می‌توانم آنچه را که حس کردم و از جامعه گرفتم در آثار خود بروز بدهم. وقتی جامعه تو را محدود می‌کند یا باید در مسیر علاقه‌ات حرکت کنی و لجاجت بکنی که این تو را می‌شکند و آسیب می‌بینی یا باید منعطف باشی و شرایط را بپذیری و با امکانات موجود حرکت کنی و زمانی که این کار را می‌کنی درها به رویت باز می‌شود.

 

خوزستان به واسطه برخورداری از موسیقی عربی، بختیاری، لری، قشقایی، بندری، بهبهانی، شوشتری و دزفولی و ثبت موسیقی علوانیه و موسقی 24 مقام دزفول و شوشتر و برخورداری از پیشینه تاریخی قابلیت انتخاب به عنوان پایتخت موسیقی موسیقی ایران را دارد. شما چقدر با این نظر من موافق هستید؟

خوزستان به واسطه‌ی اینکه استان بسیار بزرگی هست و اقوام مختلفی کنار هم به شادی زیسته‌اند طبیعتا از هر لحاظ می‌تواند خیلی پیشتاز باشد. اما اعتقاد چندانی به اینکه خوزستان پایتخت موسیقی شود ندارم. ولی به فراوانی اعتقاد دارم که باید شایستگیهای خوزستان نشان داده شود. البته که زیبایی‌های خوزستان فقط در موسیقی خلاصه نمی‌شود، بلکه تمام جوانب فرهنگی این استان مایه آرامش، اعتماد به نفس و عزت نفس می‌شود. به هر حال هر چقدر عزت نفس و اعتماد به نفس مردم یک منطقه بالاتر برود و خودشان را بیشتر دوست داشته باشند مردمانی آرامتر، موفق‌تر و در واقع بهتری خواهند بود.

 

خوزستان در حوزه موسیقی به واسطه پیکرک‌ها و نقش برجسته‌هایی که در آثار تاریخی‌اش قابل مشاهده است ثابت می‌کند که در هزاره‌های قبل تک‌نوازی و گروه نوازی وجود داشته. اما یک پرسش به وجود می‌آید، چرا در این کشور موسیقی اینقدر شرایط سخت و پیچیده‌ای دارد؟

اینکه چرا اینقدر شرایط سخت و نسبتا پیچیده‌ای در حوزه موسیقی وجود دارد من نباید پاسخش را بدهم. اما این موضوع به پشت پرده‌ها و برخی سیاستگذاری‌ها بر می‌گردد. شاید این سئوال پیش بیاید که اصلا چرا پرنده‌ها می‌خوانند وقتی که نوای درون طبیعت کلا موسیقی است. هر آنچه ما از بدو تولد، از لالایی مادر گرفته تا آواهایی که در طبیعت جاری است می‌شنویم، همه‌اش موسیقی است. انسان اصلا از صدای طبیعت برای ساخت موسیقی الهام گرفته است. اما چرا اینقدر در جامعه ما به موسیقی سخت گرفته می‌شود. چرا باید اینقدر پیچیدگی وجود داشته باشد؟ فکر می‌کنم هیچ دلیلی جز دلایل سیاسی و ریشه‌های سفت و سخت برای کنترل آحاد مردم وجود نداشته باشد. این در حالیست که موسیقی، عشق و دوستی را تراوش می‌کند.

 

شما خود را صدای دختران خوزستان می‌دانی؟

چون خوزستانی هستم. دلیل خیلی پیچیده‌ای هم ندارد. اما دیدم حقی به گردنم است و باید نسبت به آنچه که شنیدم و به آنچه که اندوختم ادای دین کنم. خودم را موظف می‌دانستم بخشی از درونیات زنان را که ثبت، ضبط و نگهداری نمی‌شود را با خوانش خود مستند کنم و ارائه بدهم و با افتخار هم این کار انجام دادم. آواها، نواها و لالایی‌هایی که در خوزستان وجود دارد بخش بزرگی از میراث موسیقیایی مردم آن منطقه است و من هم به زعم خود و سهمی که داشتم، وظیفه‌ داشتم خوانش دوباره‌ای داشته باشم. من معتقدم که هر شخصی باید سهم خودش را تمام و کمال انجام بدهد. من قرار نیست منتظر دیگران باشم که کاری انجام بدهند من سهم خودم را انجام دادم. اینکه چقدر تونستم موفق و موثر باشم نمی‌دانم. آدم وقتی به رگ و ریشه‌اش فکر می کند یک وظیفه‌ای روی دوشش احساس می‌کند. من هم حس کردم باید صدای دختران خوزستان باشم.

 

شما خود را جز خوانندگان زیر زمینی می‌دانید؟

خیر. تنها یکی دو تا اثر خود را همینطوری ارائه دادم و بعد که دیده شد و با استقبال همراه شد از من دعوت بعمل آمد که در اجراهای بانوان حضور پیدا کنم. رفتم و اجرا کردم. بعد از آن دعوت شدم تا در فستیوال‌های خارج از ایران اجرا داشته باشم. بنده فعالیت زیر زمینی خاصی انجام ندادم و تمام فعالیت‌های موسیقیایی ما  واضح و روشن بوده است. منتها بیشترین تمرکز ما انتشار آلبوم‌های موسیقی در خارج از کشور بوده است.

 

به نطرت خوانندگان زیر زمینی موفق شده‌اند تا نوعی جدید از موسیقی را عرضه کنند؟

برخی از خواننده‌های زیر زمینی هم موفقیت‌هایی داشتهاند. نوعی از موسیقی جدید را عرضه کرده‌اند. تفاوت و تنوع در شعر و صدای برخی از آنها مشهود است. دلیل خلق برخی از آثار آنها به خاطر برخی فشارها و محدودیت‌ها است. جوی که موجب شده بر فضای ترانه‌ها، موسیقی و ملودی‌ها تاثیر بگذارد. شکل‌گیری موسیقی زیر زمینی به نظرم نتیجه یک تجربه زیستی خیلی متفاوت است. نتیجه‌ی تمام آن فشارهاست. پشت سرگذاشتن این دوره اجتناب ناپذیر است.

 

یکی از موضوعاتی که شما را متفاوت می‌کند نوع خوانش ترانه‌ها است. دیگر ویژگی‌های بارز صدای خواننده‌ای مثل مینا دریس به نسبت دیگر خوانندگان چیست؟

ویژگی بارز صدای خودم را در واقع بیشتر در نوع بیان احساساتم، در شیوه خوانشم است. روی بیان احساس خود کار کرده‌ام. خودم را صرفا یک خواننده نمی‌بینم، بلکه پکیجی می‌بینم برای بیان آنچه که در ذهنم و در قلبم می‌گذرد. فارغ از هر تکنیکی بسیار تلاش می‌کنم که بتوانم احساسام را به درستی منتقل کنم. البته این شیوه بیان احساس هم نیاز به تکنیک‌های دیگه‌ای دارد که بیشترین توجه من روی انتقال حس متمرکز است.

 

به‌نظرتان بانوان فعال در موسیقی این روز‌ها چقدر در کارشان جدی هستند؟

بانوان همیشه جدی هستند، منتها به دلیل اینکه اینجا فعالیت‌ها حرفه‌ای نیست و درآمدها بیشتر از طریق آموزش و تدریس تامین می‌شود نمی‌توان گفت که خواننده‌های خانم حرفه‌ای کار می‌کنند. چون به دلیل محدودیت‌هایی که وجود دارد یک خواننده زن نمی‌تواند از طریق اجرا به راحتی کسب درآمد و امرا معاش کند. به خاطر همین به کار بردن کلمه حرفه‌ای بار متفاوتی دارد. البته که خواننده‌های تکنیکی فراوانی داریم ولی چون در قسمت اصلی و جذاب زندگی هر موزیسین و یا خواننده‌ که اجرا محسوب می‌شود محدودیت وجود دارد حرفه‌ای‌گری وجود ندارد.

 

شما که موسیقی را از سال‌ها پیش آغاز کردی و متفاوت دنبال می‌کنی چقدر وقت خود را صرف پژوهش در موسیقی کرده‌ای؟

درسته که سال‌هاست دارم فعالیت موسیقیایی می‌کنم ولی عمده فعالیتم پاره وقت است. هر شخصی نیاز دارد برای اینکه زندگیش بچرخد، هدف‌های مالی و مادی را هم در نظر بگیرد. به همین دلیل هیچ وقت تمرکز صددرصدی من روی موسیقی نبوده است. اما موسیقی یک بخش بسیار جذاب از زندگی من بوده به همین خاطر نمی‌توانم خودم را به عنوان یک پژوهشگر حوزه موسیقی معرفی کنم. منتها تا جایی که در توانم بوده و اجازه‌اش را داشتم تحقیقاتی هرچند محدود انجام دادم. حتی نسبت به همون تحقیقاتی هم که انجام دادم کار عملی انجام شد و مطالعه کردم. متاسفانه من هم مثل بسیاری از هنرمندان به دلیل غم نان نتوانستم صرفا روی موسیقی متمرکز باشم.  

 

عده‌ای می‌گویند موسیقی ایرانی قبل از اینکه دستگاهی بشود عبارت از مجموعه‌ای «مقام» یا «موغام» بوده که در واقع نغمه‌های بازمانده از عهد باستان هستند. در این خصوص نظری دارید؟

پایه و بیس همه‌ی مقام‌ها و دستگاه‌ها همان موسیقی نواحی است. در واقع آوازه خوان‌های مناطق مختلف گرد هم جمع می‌شدند و قطعات خود را به اشتراک می‌گذاشتند. آنچه که به عنوان موسیقی مقامی بعدها دسته‌بندی شده‌ و مطرح شد، موسیقی دستگاهی نام گرفت.

 

در دوره‌های اخیر، شاهد رواج موسیقی تلفیقی بوده و هنرمندانی را دیده‌ایم که سعی کرده‌اند موسیقی اقوام مختلف را با هم ترکیب کنند و حتی به اجرای همزمان موسیقی ردیفی یا قومی ایران با سایر ملل رو آورده‌اند. شما این روش را تاچه حد می‌پسندید؟

من خودم همیشه از آشنا شدن با رسوم ملل و اقوام مختلف لذت بردم. همیشه دنبال پیدا کردن پل‌های موسیقیایی و نقاط مشترک بین خودمان با بقیه کشورها بودم. به نظرم این ترکیبات جداب‌ترین اتفاقی هست که می‌تواند رخ دهد. پر از زیبایی و شعف است. وقتی گفت‌وگوی بین دو تمدن صورت می‌گیرد و موسیقی‌هاشون در تقابل هم قرار می‌گیره می‌بینید که چقدر نقطه مشترک وجود دارد.

 

چقدر ممکن است هنگام اجرا در اصل ترانه‌های محلی دخل و تصرف کنید؟

دخل و تصرفی انجام نمی‌دهم که یهو ساختار ترانه تغییر کند. تا جایی دخل و تصرف می‌کنم که امضای خودم در پای اثر محفوظ بماند و آن اثر هم تقلید محض نباشد. خودم جز افرادی هستم که خیلی برایم مهمه که موسیقی در حال پخش چه چیزی را می‌خواهد به لحاظ حسی، ادبی، شعر بیان کند. آیا انسان را عمیق‌تر می‌کند و به فکر فرو می‌برد. جز در مواردی خاص، وقتی رسانه‌ها هیچ کمکی برای بهتر دیده شدن موسیقی فاخر، منظورم از موسیقی فاخر اصلا موسیقی سنتی نیست بلکه منظورم هر مدلی از موسیقی در نوع فاخر درستش هست. حالا می‌تونه پاپ، راک و یا جاز باشه. وقتی که اینها حمایت نشوند، ارائه‌ا‌ی صورت نیگرد، مردم در تلویزیون ساز نمی‌بینند و موزیک خوب و با کیفیت نمی‌شنوند. همین چند وقت پیش در تاکسی نشسته بودم و موسیقی در حال پخش بود. واقعا متعجب شدم که چرا با وجود این همه موزیسین درجه یک، اما از رادیو کاری پخش می‌شود که صدای خواننده بسیار بی‌کیفیت و شعری بسیار ضعیف است. همه اینها نشان دهنده‌ی این است که برخی از هنرمندان فیلتر می‌شوند. اما می‌بایست که شایسته سالاری صورت بگیرد. اما خیلی‌ها خانه‌نشینن شدند. انگیزه‌ای هم برای ادامه کار نداشتند. از این میراث ارزشمند موسیقی که چشم‌انداز خیلی روشنی هم ندارد چه کسانی جز ما جوانترها باید حفاظت کنیم.

 

اشعاری در ترانه‌های برخی خوانندگان به گوش می‌رسد که از برخی جهات به خصوص اشعار سطح پایینی دارند و دچار اشتباهات فاحش هستند، این موضوع باعث می‌شود زحمت و سختی‌ای که بزرگان برای حفط این میراث ارزشمند، که موسیقی ایرانی است و ریشه در فرهنگ ما دارد کشیده‌اند با اشعار بی‌محتوا زیر سؤال رود. به شخصه شما در انتخاب ترانه و شعرهای مورد نظر چگونه عمل می‌کنید؟

ما در گروه نواک بیشتر روی اشعار سعدی و اشعار عربی کار می‌کردیم. یا اگر اشعار خیام انتخاب می‌شد ما از ترجمه‌ی عربی آن استفاده می‌کردیم. برخی مواقع هم در گفت‌وگو با دوستان خوزستانی موضوعاتی را با آنها که مضمون عشق و زن داشت مطرح می‌کردیم. در این سفارش‌ها بیشتر به دنبال عزت نفس دادن، حس و حال خوب، انرژی مثبت بودیم. برای ترانه‌هایی که انتخاب می‌کنم احترام زیادی قائل هستم. برای من مهم بوده که دارم چی می‌خونم و چه پیامی را منتقل می‌کنم.

 

به ‌نظر شما بزرگ‌ترین مشکل این روز‌های موسیقی ما چیست؟

این سئوال خیلی کلی است. اما بزرگترین مشکل من به عنوان یک خواننده زن این است که نمی‌توانم با آزادی و به راحتی هنر خودم رو عرضه کنم. نمی‌توانم آن جوری که دوست دارم اجرا داشته باشم. با این حساب در فشار بسر می‌بریم و نمی‌توانیم آن کاری که دوست داریم را انجام بدیم و در واقع خودمون را زندگی نمی‌کنیم. بیشتر وقت‌ها خودمان را سانسور کردیم. اینکه برخی کارهایمان را در اینستاگرام ارائه بدیم آن چیزی نیست که یک هنرمند توقع داره از خودش. هنرمند می‌بایست بتواند سالی یک آلبوم منتشر کند. هنرمند می‌بایست بتواند سالی ده‌ها اجرا داشته باشد. حتی بتواند تور موسیقی برگزار کند و به شکل بین‌المللی فعالیت کند. هیچ کدام از اینها برای خواننده‌ی زن در ایران اتفاق نمی‌افتد و اینها مشلات اصلی است که منِ خواننده‌ی زن با آن  دست به گریبانم.

 

با وجود همه دشواری‌ها بازهم قصد دارید به فعالیت حرفه‌ای ادامه دهید؟

بله. با وجود همه این سختی‌ها بیست سال است که دارم ادامه می‌دهم. البته که ممر درآمد من موسیقی نیست. موسیقی برای من فراتر از عشق است. علاقه من به موسیقی هیچ وقت متوقف نمی‌شود من سعی می‌کنم تا آخرین لحظه‌ای که زنده هستم قدم‌های کوچک و مسمتری بردارم. سعی می‌کنم الگو باشم و کوشش می‌کنم که مسیر را برای کسانی که بعد از من قرار است این کار را انجام بدهند هموارتر کنم. خیلی خوشحال می‌شوم که یک روزی ببینم دخترهای جوان خوزستانی خصوصا دختران عرب خوزستان این جسارت رو پیدا کرده‌اند و می‌خوانند و یا به علایق خود دست یافته‌اند. واقعا بی‌نظیرترین صداها در خوزستان وجود دارد. امیدوارم دختران سرزمینم این جسارت را پیدا بکنند که بخوانند و خودشان را زندگی کنند. و حتی کوشش کنند که برخی از ذهنیت‌ها را از حافظه‌ی جامعه‌ی سنتی درباره موسیقی که ناشی از یک سری برداشت‌های اشتباه است پاک کنند. مگه می‌شود به موسیقی احترام نگذاشت. مگه می‌شود این همه زیبایی را دید و منقلب نشد. امیدوارم که روزی موسیقی جایگاه واقعی خود را در ایران به دست بیاورد و مورد احترام قرار بگیرد. موسیقی که جنسیت نمی‌فهمد که بخواهیم بپذیریم مردها باید یاد بگیرند و خانم‌ها نه. من با وجود همه برخوردهای سلیقه‌ای که وجود دارد و به آنها اعتقاد ندارم و با هر دشواری که شده، به فعالیت خود در زمینه موسیقی ادامه خواهم داد. امیدوارم که بتوانم صاحب اثرهای بیشتری باشم. بتونم تاثیرگذار باشم و حتی ذره‌ای بتوانم کمک کنم که این مسیر برای نفرات بعد از من هموارتر بشود. امیدوارم بتوانم بیش از پیش لذت را انتشار بدهم و در کارهایی که تولید شده و من از آنها احساس لذت بردم دیگران هم لذت برده باشند.