حمید شکوهی، پژوهشگر و عکاس تخصصی اسب معتقد است:
اسب حرف گوش کن نیست، اما باهوش است
مجتبی گهستونی
حمید شکوهی میگوید اسم شناسنامهای او «موسیالرضا» است که این اسم را به همراه «حمید» خیلی دوست دارد. او از سال 1396 عکاسی رو به صورت حرفهای آغاز کرد از همین سال وارد عکاسی از اسب شد. شکوهی که دوران متاهلی را طی میکند متولد 1368 در شهر زیبای اردبیل و همچنان ساکن این شهر است.
چون اصالتا از عشایر شاهسون آذربایجان است، بخاطر همین علاقه به حیوانات در خون او جاری شد. دوازده سال پیش بود که عموهایش پانسیون اسب تاسیس کردند و این علاقه به اسب در حمید شکوهیی بیشتر شد. سال 1388 پدرش یک اسب نژاد کرد خریداری کرد و فرصتی شد تا سوارکاری را شروع کند. آن موقع لاغراندام تر بود و حتی سودای این را داشت که چابکسوار شود. وجود پانسیون اسب موجب شد تا دیوانهوار شیفته اسب شود. به همین دلیل اکثر اوقات بعد از کلاسهای دانشگاه وقتش را با اسبها میگذارند. به دلیل کسب مهارت عکاسی از اسب و عکاسی از اسبهای اصیل نژادهای مختلف از جمله اسب اصیل عرب ایرانی که خاستگاه آن خوزستان است با حمید شکوهی گفتوگویی انجام دادهام که تقدیمتان میشود.
اولینبار چه زمانی عکاسی از اسب را انجام دادی؟
سال 1396 قرار بود یک همایش بومی در یکی از باشگاههای سوارکاری اردبیل برگزار شود. عمویم با من تماس گرفت که دوربینت رو بردار و بیا. توضیح همین یک روز بسیار مفصله و خیلی هم شیرین، اما شاید از حوصله خوانندگان شما خارج باشد. خلاصه از آن روز من به عکاسی از اسب هم علاقه پیدا کردم و کمکم سعیام را بیشتر کردم که در این زمینه حرفهای بشوم.
شما عکاس اسبهای خاصی هستی؟
نه، تمامی نژادهای اسب برای من ارزشمند هستند و تعصبی روی یک نژاد خاص ندارم. همه اسبها برای من زیبا هستند.
با اسب اصیل عرب ایرانی کی آشنا شدی؟
من اولینبار با این نژاد زیبا و خالص به معنای واقعی در یکی از مسابقات کشوری که در تهران برگزار شد آشنا شدم. سپس تحقیق کردم که این اتفاق از کجا شروع شده است. تمامی یافتهها به مرحوم مری لیلی قره گوزلو ختم شد. یک خاطره جالب یادم آمد که میخواهم بگویم. من قبل از عکاس شدن، مدرس زبان انگلیسی و راهنمای تورهای ورودی بودم. با خارجیها سر و کار داشتم. آگاهی و داشتن تسلط من به زبان انگلیسی باعث شد من ارتباطات گستردهتری با بیرون از کشور داشته باشم. همین موضوع در کار جدیدم که عکاسی از اسب بود تاثیر گذاشت. با افراد خارجی زیادی که اسبدار بودند از طریق فیسبوک آشنا شدم. خصوصا یک با یک خانم حدود هفتاد ساله ساکن یکی از ایالتهای آمریکا آشنا شدم که ایشان هفده راس اسب خالص ایرانی در آمریکا نگهداری میکردند. وقتی از ایشان پرسیدم که چگونه این اسبها از آمریکا سر درآوردند گفتند که زمان قدیم چند راس اسب خالص ایرانی از مرحوم مری لیلی قره قوزلو خریداری کرده بودند و آنها را به آمریکا آوردند. این موضوع برایم بسیار جذاب بود. لذا در خصوص اسب اصیل عرب ایرانی تحقیقات گستردهای انجام دادم.
چه اسبهایی خوش عکستر هستند؟
اگر دیدید کسی اصطلاحا بد عکس افتاد بدانید عکاسش خوب نبوده است. هر عکاس قابلی قطعا میتواند زیبایی هر شخص رو به زیبایی واقعی خودش به تصویر بکشد. همین موضوع در عکاسی اسب هم اطلاق میشود. اتفاقا من به این موضوع بسیار حساسم. همه اسبها زیبا هستند. یک عکاس حرفهای و قابل باید بداند چگونه این زیبایی را به تصویر بکشد. اسب مثل انسان حرف گوش کن نیست، اما بسیار باهوش است. اسب احساس آدم را خیلی خوب درک میکند و خیلی زود عکسالعمل نشان میدهد. عکاس اسب باید قبل عکاسی با اسب ارتباط برقرار کند، باهاش حرف بزند. این باعث میشود اسب احساس آرامش داشته باشه و اجازه عکاسی رو بدهد. همین موقع عکاس میتواند زیباترین نگارهها را به تصویر بکشد.
ویژگیهای اسب اصیل عرب ایرانی برای عکاسی چیست؟ چقدر جذابه؟
خب ویژگیهایی که میخواهم برا عکاسی توصیف کنم برای بیشتر اسبها اطلاق میشود. مثل نشان دادن درست اتصالات سر و گردن، کانفورمیشن درست اسب باید تو عکس معلوم باشه. مثل مدل دست و پا، نحوه دمگیری. عکاس باید توجه کنه همه این عناصر در یک کادر قرار بگیرد.
برای عکاسی از اسب در خوزستان چه تجربهای دارید؟
برای عکاسی در خوزستان هم خاطرات خوب و هم خاطرات بد دارم. چند وقت پیش با جمعی از دوستان با اسب خالص ایرانی به منطقه دیمچه در شهرستان شوشتر رفتیم، چقدر آن منطقه بکر و زیبا بود. تصاویر خیلی نابی از آنجا و اسبها گرفتم.
سفارش دهندگان شما برای عکاسی از اسب اصیل عرب ایرانی چه کسانی هستند؟
مالکین خود اسبها عمده سفارش دهندگان عکسهایی هستند که از اسبها گرفتهام. اما جدیدا بعضی مجلات ایرانی و خارجی هم از من عکس برای چاپ در مجلات و یا سایتهای خبری درخواست میکنند.
در برخی عکسهای شما دیدم که در پس یک نور موضعی یک اسب پدیدار میشود. و کار شما را متفاوتتر از دیگر کارها دیدهام. درسته؟
در ایران اگر بصورت حرفهای درباره عکاسی از اسب صحبت کنیم باید یادآور شویم که فقط یک نوع عکاسی داشتیم، آنهم عکاسی تجاری بود. حالا عکاسی تجاری چی هست: این نوع عکاسی به گونهای بود که مالک، عکاس را به باشگاه خودش دعوت میکرد تا از باشگاه و خصوصا مانژهای اسب که البته زیبایی خاصی هم ندارند در کنار اسب و حرکت و تیپ آنها عکاس کنند. واقعیت امر اینکه توجه کمتری به پیش زمینه عکس میشد. اما من با الهام از عکاسان خارجی و با مشورت از رفقای عکاس که در زمینههای مختلف خبره بودند مدل دیگری از عکاسی را ارائه دادم. رفتهرفته مشورتها بیشتر شد و دیدم که از این تکنیک استقبال میشود.
عکاسان اسب، آیا سوارکاران خوبی هم هستند؟
کم و بیش سوارکار هم هستند.
عکسهایی که از اسبها میگیرد در کجا عرضه میشود. آیا آلبوم یا کتابی منتشر کردهاید؟
مدتی است که به فکر انتشار کتاب از نژادهای مختلف اسب هستم. چند جا هم مطرح کردم اما فعلا حمایت نشدم. هزینه بالایی هم میخواهد. انشالله ببینیم در آینده چه خواهد شد.
آیا عکاسان اسب در ایران گروه یا انجمنی دارند؟ به طور کلی به چه دسته بندیهایی تقسیم میشوند؟
والا چی بگم. نه چنین گروه و انجمن رسمی وجود ندارد. اینجا باید درد و دل بکنم. اما ترجیح میدم چیزی نگویم. اما گاهی اوقات میگویند عکاس فدراسیون سوارکاری کشوری هستن، روز بعدش میگن خیر این چنین نیست. بماند...
عکاسی از اسبها موجب شده تا خاطرات تلخ و شیرین برای تو رقم بخورد؟
از خاطره نیکم داشتن رفقای خوب خوزستانی و گشت و گذاری که با اسبها در مناطق مختلف خوزستان داشتیم است. خاطره تلخم این بود که از با رییس هیئت سوارکاری استان خوزستان برای مسابقهای هماهنگ کردم، بعد هماهنگی از اردبیل به طرف خوزستان حرکت کردم. وقتی رسیدم شنیدم که به من اجازه ورود و اجازه عکاسی نخواهند داد. و حتی رییس هیئت سوارکاری استان خوزستان نه جواب تلفن بنده رو دادن نه جواب پیام مرا. من هم با صرف هزینه زیاد دوباره به اردبیل برگشتم.
در مسابقات و گردهماییهایی که برای اسب برگزار میشود، تنگناهای شما برای عکاسی چیست؟ آیا به رفع مشکلات شما در اولویت قرار دارد؟
چیزی که مسابقات و گردهماییهای اصطلاحا اسبی را برجسته میکند، عکسها و تصاویر عکاسان و تصویربرداران هست. اما بیشترین بیمهری را به این اقشار میکنند. میتونم ساعتها در این مورد حرف بزنم اما ترجیح میدم سکوت کنم.
و حرف آخر هرچه که به ذهنت می رسد بگو.
امیدوارم اسبها، این موجودات بسیار زیبا که روح الهی در وجودشون دمیده شده، دست انسان های شریف پرورش بیابند. متاسفانه این روزها گاهی اوقات عکس این موضوع رو شاهد هستم و بسیار افسوس میخورم.
مجتبی گهستونی متولد نخستین روز مهرماه 1358 در شهر اهواز که روزگاری نام شهرش تاریانا، اوکسین، هرمز اردشیر و هوجستان واجار گذاشته بودند به دنيا آمد.