سازمان مردم نهاد

اعضای هیئت رئیسه شبکه تخصصی انجمن های دوستدار میراث فرهنگی استان خوزستان با برگزاری انتخاباتی در صبح  روز یکشنبه 6 بهمن ماه 1393 انتخاب شدند که پس از انجام امور اداری حکم اعضای هیت مدیره توسط وزیر کشور ابلاغ خواهد شد.

انتخابات این شبکه با حضور مسئول تشکل های مردم نهاد استانداری خوزستان و مسئول امور توانمندسازی گروه های مردم نهاد استان خوزستان و نمایندگانی از انجمن های دوستدار میراث فرهنگی سراسر استان پیش از ظهر امروز برگزار شد.

در این مراسم مجتبی گهستونی روزنامه نگار، دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی استان خوزستان (تاریانا) و از فعالان صنعت گردشگری به عنوان مدیرعامل انتخاب شد. امیر نوری به عنوان رئیس هیئت مدیره و محمد آذرکیش نیز به عنوان نائب رئیس هیئت مدیره این شبکه انتخاب شدند. همچنین احمد سواری به عنوان خزانه دار، مجید کیوان به عنوان بازرس و علی اصغر ده پور نیز به عنوان عضو هیئت مدیره انتخاب شدند.

توانمند سازی گروه های مردمی و افزایش مشارکت آنها یکی از سیاست های استاندار خوزستان است به گونه ای که پیش بینی می شود تعداد تشکل های مردم نهاد در خوزستان تا پایان امسال به 300 مورد افزایش یابد.

این شبکه برای نخستین بار است که در حوزه میراث فرهنگی و در خوزستان ایجاد می شود. گفتنی است انجمن هایی می توانند در شبکه عضویت داشته باشند که مجوز از وزارت کشور کسب کرده باشند. 

+ نوشته شده در یکشنبه 5 بهمن1393ساعت 21:24 توسط مجتبی گهستونی |

بالاخره پس از پیگیری‌های حقوقی و مذاکرات اداره میراث‌فرهنگی خوزستان با سازمان آب و منطقه‌ای این استان، مالکیت کوشک حمیدیه به‌صورت رایگان و به‌مدت ۳ سال به اداره میراث‌فرهنگی داده شد.

کوشک حمیدیه، دهم مهرماه1380با شماره ثبت 3980 به فهرست آثار ملی رسید. این اثر تاریخی در طی سالهای اخیر چندین بار مورد تخریب قرار گرفت اما از آنجایی که این اثر تاریخی در مالکیت شرکت بهره‌برداری کرخه و شاوور وابسته به سازمان آب و برق خوزستان بود نه در ردیف آثار مرمتی قرار گرفت نه وضعیت مشخصی برای کاربری مناسب پیدا کرد.

 1بهمن ماه، «سعید محمدپور» رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان از قرداد و توافق نهایی شرکت بهره‌برداری کرخه و شاوور با اداره میراث‌فرهنگی خوزستان خبر داد.

به‌گفته محمدپور، براساس قرارداد صورت گرفته، مالکیت کوشک حمیدیه به مدت 3 سال در اختیار اداره میراث‌فرهنگی خوزستان گذاشته شد.

مسئول حقوقی اداره میراث‌فرهنگی خوزستان می‌گوید: « در ابتدا قرار بود واگذاری کوشک حمیدیه به‌ میراث‌فرهنگی خوزستان به‌صورت مادام‌العمر باشد اما از آنجایی که مقررات سازمان آب و منطقه‌ای اجازه نمی‌داد مالکیت این بنا به مدت 3 سال به میراث‌فرهنگی واگذار شد، اما پس از اتمام قرارداد با پیگیری مجدد مالکیت بنا به‌صورت دائم در اختیار میراث‌فرهنگی قرار بگیرد.»

به‌گفته محمدپور، درحال‌حاضر کوشک حمیدیه به صورت رایگان در اختیار میراث‌فرهنگی قرار گرفته و قرار است پس از اتمام پروژه‌ مرمتی‌اش به موزه مردم‌شناسی تغییر کاربری پیدا کند.

به‌گزارش CHN، کاخ حمیدیه محل حکمرانی شیخ حمید کعبی در مرکز شهر حمیدیه در شمال غرب اهواز است. این عمارت که یکی از نمونه‌های کم نظیر کاخ‌های دوره قاجاریه در خوزستان محسوب می‌شود در حال‌حاضر با بی‌توجهی مسئولان شهرستان مواجه شده، مساحت این کاخ نزدیک به 6 هکتار و متشکل از چهار عمارت است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 بهمن1393ساعت 19:33 توسط مجتبی گهستونی |

دیوار ضلع غربی مقبره دانیال نبی‌ (ع) درحالی چند روز پیش ریزش کرد که به‌گفته فعالان میراث‌فرهنگی کاشی‌های دوره قاجار و پهلوی اول پس از ریزش دیوار به‌شدت آسیب دیده است. گفته می‌شود این دیوار به‌دلیل گودبرداری‌هایی که در اطراف آرامگاه با هدف طرح توسعه حرم دانیال نبی انجام شده فروریخته است.

 به‌دنبال طرح توسعه مقبره دانیال نبی، بخشی از دیوار ضلع غربی این اثر تاریخی ـ مذهبی ارزشمند در شوش ریزش کرد. آنطور که دوستداران میراث‌فرهنگی خبر داده‌اند، گودبرداری‌هایی که چند روز پیش در اطراف مقبره برای احداث مسجد و پارکینگ صورت گرفته بود سبب ریزش کاشی‌های دوره قاجار و پهلوی اول شده است.

به‌گزارش CHN، طرح توسعه حرم دانیال نبی(ع) با هدف توسعه صحن‌های حرم با مشارکت اداره اوقاف و اداره میراث‌فرهنگی استان خوزستان به مدت دو سال درحالی آغاز شده که پیشتر فعالان و کارشناسان میراث‌فرهنگی نقدهایی بسیاری را درخصوص اجرای این طرح وارد کرده بودند. فعالان میراث‌فرهنگی معتقد بودند، ساخت و ساز در شبستان به بنای اصلی این آرامگاه لطمه وارد می‌کند و اگر طرح توسعه با حساسیت و دقت کامل صورت نگیرد صدمات جبران ناپذیری به بنا وارد می‌شود.

حالا اما پس از نقدهای فراوان کارشناسان و......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 30 دی1393ساعت 20:3 توسط مجتبی گهستونی |

 

شوشتر جای فرصت سوزی نیست؛ به میراث کمک کنید

مجتبی گهستونی

سازه های آبی تاریخی شوشتر از پر چالش ترین محوطه های تاریخی خوزستان محسوب میشوند.  

این بناها هم به لحاظ سازه ای از چالش های متعددی برخوردار هستند و هم از لحاظ مدیریتی با اندک حاشیه های همراه بوده است. بماند که مدیرکل سابق خوزستان (پ ف) مملو از چالش بود و وجود او سراسر میراث را به حاشیه کشاند.

این چالش ها در هنگامه ای به اوج خود رسید که محمودزاده از استان فارس به سمت مدیریت سازههای آبی تاریخی شوشتر منصوب شد تا شاید به واسطه غیر بومی بودنش از حاشیه ها بکاهد اما همین نبودن ها و مدیریت کنترل از راه دورش به مشکلات افزود و سرانجام باعث شد تا حسین عیدانی کارشناسی ارشد مرمت آثار تاریخی مشغول به کار شود.

اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از خدمات ارزنده حسین عیدانی به خاطر همه کوشش هایی که داشته است جا دارد از حضور بیژن حیدری زاده کارشناس زبده مرمت به واسطه پذیرش این مسئولیت بسیار خطیر تقدیر کنم چرا که پشتکار او را بارها دیده ام. اما در ادامه جا دارد نکاتی را به عرض برسانم.

شوشتر در طول سالهای اخیر همواره از شهرهایی بوده که در مسیر تورهای گردشگری برای ایرانی ها و خارجی ها بوده است و این مهم باعث شده تا اوضاع و احوال این شهر تاریخی که پنجاه درصد آثار ثبت شده استان در آن واقع شده است را رصد کنند. لذا این شرایط خاص تاریخی با مردمی که از اصالت برخوردارند و از فرهنگ خاصی پیروی می کنند و از گویش، موسیقی و صنایع دستی خاص خود برخوردارند باعث شد تا انتظار برای بهبود از وضع وجود بالا برود. اما چرا شوشتر با وجود همه کوشش های انجام شده از سوی رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری، مدیرپایگاه جهانی سازه های آبی تاریخی، دوستداران میراث فرهنگی شوشتر و فرماندار از رشد کیفی در حوزه میراث فرهنگی برخوردار نشد که نشد؟ چرا این شهر زیبنده شهرهای یک شهر تاریخی نیست؟

با توجه به نگاه و اشراف کامل مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان و تاکید مکرر ایشان بر اوضاع شوشتر و سامان یافتن مکان های تاریخی و گردشگری، اما چه عواملی دست به دست هم داد تا از این نگاه ویژه ای که بر شوشتر حاکم است استفاده مطلوب نشود؟

من در این مطلب قصد ندارم کسی را متهم کنم. اما آنچه که می دانم این است که فرصت های بیشماری از سوی نواحی مختلف از دست رفت. شوشتر امروز فرق چندانی با شوشتر پیش از ثبت جهانی نکرده است. در به وجود آمدن این شرایط عوامل مختلف دخیل هستن. لذا نباید به دنبال مقصر گشت. وجود تک تک آدم هایی که مدنظرم هستن و با توجه به شناخت و اشرافی که در شوشتر داردن می توانستند نقطه آغاز یک همگرایی و همدلی برای توسعه میراث فرهنگی و برون رفت مشکلات تاریخی این شهر باشند اما وجود یک سری پیچیدگی ها و گاه رفتارهای جزیره ای باعث عقب رفت شد. بسیار پسندیده و خوشایند است که اداره میراث فرهنگی شهرستان شوشتر، پایگاه سازه های آبی تاریخی شوشتر و دوستداران میراث فرهنگی شوشتر یک مثلت طلایی و دیده بان واقعی برای میراث گرانقدری که در اختیارشان است تشکیل دهند.  

لذا اکنون که به جای عیدانی با هر عملکرد خوب یا بد، کارشناس دیگری همچون بیژن حیدری زاده با یک توانایی مشخص و از قبل ثابت شده منصوب گردیده تا سکان کشتی سازه های آبی تاریخی شوشتر را به سرمنزل مقصود برساند، همچنین با وجود مدیر توانمند اداره میراث فرهنگی شوشتر که از افراد واقعا دلسوخته میراث فرهنگی است و باز به دلیل وجود دوستداران میراث فرهنگی در شوشتر که بارها ثابت کرده اند با تمام وجود از خود مایه گذاشته اند، لازم است که با توجه به اهمیت شهر شوشتر و تاکیدات افشین حیدری مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان مبنی بر اینکه شوشتر ظرفیت پاسخگویی به کلیه نیازها و ذائقه های گردشگری را دارد، دست در دست هم داده شود تا چهره میراث فرهنگی در این شهر زیبنده شود.

حال که گته می شود سازه‌های آبی تاریخی شوشتر وضعیت نگران کننده‌ای ندارند و مدیریت در این پایگاه مبتنی بر امور پژوهشی و زیربنایی خواهد بود و از نظر بنایی و سازه‌ای اصلا وضعیت بحرانی در این آثار ثبت شده به چشم نمی‌خورد، لازم است که این وضعیت عادی با تمهیداتی به اطلاع مردم رسانده شود تا ساکنان شوشتر دلگرم تر به یاری میراث فرهنگی بشتابند. با کمک همین مردم در عمل ثابت کنید که "میراث فرهنگی در شوشتر می‌تواند زیربنای توسعه باشد".  

اکنون که در کنار همه این پتانسیل هایی که در شوشتر وجود دارد هیئت‌ امنایی شامل شخصیت‌های استانی و ملی حضور دارند و بیشتر تلاش شده تا افراد ذی‌نفوذ برای رفع مشکلات پایگاه سازه‌های آبی تاریخی شوشتر به این سمت انتخاب شوند تا بتوانند گره‌ای از مشکلات موجود در این بخش باز شود، کارشکنی و دست اندازی از سوی هیچ فردی واقعا پذیرفته نیست و باید همت همگان بر یاری رساندن به میراث فرهنگی معطوف باشد دز غیر اینصورت مشخص می شود که عده ای فقط به فکر مال اندوزی و استفاده از رانت هستند و میراث فرهنگی پوششی است برای پیگیری اهداف خود.

+ نوشته شده در دوشنبه 29 دی1393ساعت 13:45 توسط مجتبی گهستونی |

ساخت چغازنبیل گسست از سنت بوده است 

سیزدهمین نشست از سلسله نشست های تخصصی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در روز چهارشنبه 24 دی ماه با موضوع «آشنایی با فرهنگ و تمدن عیلام» در سالن نشست های اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان برگزار شد.

مجتبی گهستونی دبیر انجمن تاریانا ضمن خوشامد گویی به حضار گفت: اگر چه مطالعات فراوانی در مورد دوره های تاریخی صورت گرفته است همچنان ابهامات گسترده ای در این حوزه وجود دارد. گاه در همین خوزستان شاهد پرسش های بیشماری بوده ایم  که ارتباط نژادی و زبانی و تمدنی بعضی از اقوام خوزستانی با اقوام عیلامی چیست آیا آنها بازمانده تمدن عیلامی هستند و ارتباطی بین آنها وجود دارد؟ آیا خود را بازمانده عیلامیان دانستن افتخار است ؟ آیا تعصب قومی تلقی نمی شود؟ آیا اثار عیلامی ها و خوزی ها برای همیشه  از تاریخ این سرزمین محو شده است ؟

بدین منظور انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان تصمیم گرفت با برگزاری نشست های تخصصی به طور جدی  به این موضوع به بپردازد. در جلسه گذشته میزبان دو دانشمند ارزشمند دکتر علیزاده و دکتر ارفعی بودیم ، دکتر علیزاده در بخشی از سخنان خود فرمودند همه اقوام ساکن در ایران به جز ترک زبان ها عیلامی هستند و قطعا بیان چنین مطلبی نیازمند بررسی های بیشتر است.

در این جلسه نیز جناب میلاد جهانگیرفر پژوهشگر در حوزه عیلام  از تهران مهمان ما هستند ایشان کارشناس ازشد زبان های باستانی و نویسنده کتاب «تاریخ موزه در ایران»، «کتاب شناسی عیلام باستان» و مترجم کتاب «سه گفتار دربارۀ فرهنگ و زبان قوم کاسی» هستند.

میلاد جهانگیرفر ضمن تشکر از ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی خوزستان و انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به خاطر برگزاری این نشست گفت:  صحبت کردن در مورد عیلام بسیار سخت است ، شواهد بر جای مانده از دوره عیلام  نسبت به دوره های بعد و قبل از آن که مربوط به همسایه های غربی عیلام از جمله میان رودان می شود، بسیار کم است .آنچه از عیلام برای ما به جا ماده آثار مادی شامل آثار پراکنده معماری است که از جمله در شوش، چغازنبیل، هفت تپه و بوشهر به دست آمده است. چیزی که من برای این جلسه در نظر گرفته ام شامل چهار بخش است. بخش اول مربوط به تاریخ و جغرافیای عیلام است. تاریخ عیلام به طور کلی به سه دوره تقسیم می شود شامل عیلام کهن، عیلام میانه و عیلام نو. در دوره ی عیلام کهن سه سلسله آوان، سیماشکی و اپارتی یا سوکلمه حکومت کردند. در دوره ی عیلام میانه، که بیشترین آثار مکتوب از این دوره به دست آمده است، به ترتیب شاهد حکومت سلسله های کیدینویدها، ایلیهاگی ها و شوتروکی ها هستیم. این سلسله ها معمولاً به نام بنیانگذاران آنها شناخته می شوند. دوره ی عیلامی نو، که اطلاعات به دست امده ازآن بسیار اندک است، نیز به سه دوره تقسیم می شود که به ترتیب بازه های زمانی 1100 تا 770، 770 تا 646 و 646 تا سال 550 را در بر می گیرد.

می توان گفت که کلید راهگشای ما به دنیای عیلامی از .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 28 دی1393ساعت 14:40 توسط مجتبی گهستونی |

کار‌شناس زبده برای رسیدگی به امور تشکل‌ها در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری وجود ندارد.

یک فعال میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به این نکته که مقوله سازمان‌های مردم‌نهاد موضوعی، حساس، پیچیده و تخصصی است؛ ضمن گلایه از نبود کار‌شناسان کافی و زبده در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، در چنین شرایطی عملکرد مرتضی رمضانی رئیس اسبق دفتر امورمجامع و تشکل‌های این سازمان را تا حدودی مثبت ارزیابی کرد.

مجتبی گهستونی فعال میراث فرهنگی و گردشگری در گفت‌وگو با هنرنیوز در مورد تودیع ناگهانی مرتضی رمضانی رئیس دفتر امورمجامع و تشکل‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گفت: هنوز در مورد اینکه چرا ایشان از پست خود برکنار شدند چیزی روشن نیست و در تخصص کاری ما نیز نیست. اما آنچه که مسلم است ایشان عملکرد نسبتا مثبتی در زمان ریاست خود در حوزه تشکل‌ها داشتند.

وی بیان این نکته که موضوع سازمان‌های مردم نهاد، مقوله‌ای حساس، پیچیده و تخصصی است از نبود کار‌شناسان کافی، وافی و زبده در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای رسیدگی به امور تشکل‌ها گلایه و تاکید کرد: در چنین شرایطی عملکرد مرتضی رمضانی و همکارانشان در سازمان برای برقراری ارتباط با سازمان‌های مردم نهاد را تا حدودی می‌توان مثبت ارزیابی کرد.

گهستونی اضافه کرد: اگر این شرایط در سازمان ادامه پیدا می‌کرد قطعا اتفاقات خوشایندی رخ می‌داد که به نفع خود سازمان نیز بود.

این فعال میراث فرهنگی و گردشگری با انتقاد از نگاهی که در سازمان نسبت به انجمن‌ها و سازمان‌های مردم نهاد وجود دارد، بیان کرد: متاسفانه بسیاری از کارمندان این سازمان و ادارات کل، سازمان‌های مردم نهاد را نه تنها از خود نمی‌دانند بلکه آنها را در تقابل با خود تصور می کنند که این نگاه اشتباه و ناشی از بی‌تجربگی‌ها و بی‌دانشی آن‌ها از عملکرد سازمان‌های مردم نهاد است.

مشاور مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان در مورد فرد جایگزین مرتضی رمضانی گفت: من هیچ اظهار نظری در مورد شخص تازه وارد نمی‌کنم اما اگر وی برنامه‌ای مشابه برنامه آقای رمضانی داشته باشند و چیزی بالاتر از وی برای ارائه کردن نداشته باشد، مشخص می‌شود مرتضی رمضانی در شرایط غیر طبیعی و بی‌منطق تودیع شده است.

وی ادامه داد: قرار بود مرتضی رمضانی به همراه برخی از کار‌شناسان این دفتر سفری به استان خوزستان داشته باشند تا با کار‌شناسان دفتر امور مجامع استان خوزستان دیدار و نشست‌هایی را برگزار کنند اما اکنون با رفتن ایشان و پیش‌تر در هفته گذشته با رفتن «میثم ورچهره» مدیر روابط عمومی وی تمام هماهنگی‌های ما نقش بر آب شد.

گهستونی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را سازمانی کاملا تخصصی دانست که نباید دچار سیاست زدگی مدیران سیاسی خود شود و از مدیران این سازمان هم خواست کاملا تخصصی آنچنان که در شأن سازمان است عمل کنند.

وی همچنین پیشنهاد داد: سازمان برای اینکه ارتباط بهتری با سازمان‌های مردم نهاد و تشکل‌های دوستدار میراث فرهنگی برقرار کند، جلساتی را با حضور فعالین این حوزه و مدیران سازمان جهت شفاف سازی عملکرد و مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنند برگزار کند تا در این جلسات ضمن اینکه سازمان‌های مردم نهاد از نزدیک با مشکلات آشنا شوند، بتوانند با ارائه پیشنهادات خود سازمان را یاری کنند.

این فعال حوزه میراث فرهنگی در آخر ضمن قدردانی از زحمات مرتضی رمضانی رئیس اسبق دفتر امور مجامع سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری که به تازگی و ناگهانی تودیع شد، برای رئیس تازه این سازمان آرزوی سرفرازی و موفقیت کرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 دی1393ساعت 12:2 توسط مجتبی گهستونی |

 

تپه خندق بهبهان چندی پیش شبانه و به‌طور کاملا ناگهانی توسط عوامل ناشناس تخریب شد. با اینکه هدف از این تخریب هنوز مشخص نیست و شکایت میراث‌فرهنگی و پیگیری‌های مراجع قضایی راه به جایی نبرده اما برخی از اهالی شاهد تخریب عوامل ناشناس و ورود لودر به ساختمانی بوده‌اند، اما حاضر نیستند دراین‌باره شهادت بدهند.

تپه خندق یکی از مهمترین تپه‌های استان خوزستان به‌شمار می‌رود که در محدوده روستای دودانگه بهبهان قرار دارد. این محوطه تاریخی که در سال 79 به ثبت رسیده چند شب پیش به طور ناگهانی مورد تعرض عده‌ای ناشناس قرار گرفت. چنانچه صبح روز بعد در این محوطه تاریخی یک تونلی به طول 20 و عمق 3 تا 6 متر حفر شد.

این روزها تخریب‌ محوطه‌های باستانی توسط عوامل مختلف و حتی برخی گروه‌های ناشناس شرایط میراث‌فرهنگی را به مرز هشدار رسانده است. خوزستان که یکی از مهمترین شهرهای تاریخی ایران محسوب می‌شود روزی نیست که از اخبار تخریب محوطه‌های باستانی در امان باشد. چنانچه از یک سو عملیات‌ مخرب دستگاه‌های شهری در محدوده‌های باستانی فعالیت را برای میراث‌فرهنگی سخت کرده و از سوی دیگر ورود عوامل ناشناس برای تخریب این محوطه‌ها نفس میراث‌فرهنگی را بند آورده است.

تپه خندق بهبهان یکی از محوطه‌های مهم باستانی خوزستان محسوب می‌شود که چند شب پیش توسط افرادی ناشناس مورد تخریب جدی قرار گرفت.

مجتبی‌گهستونی، دبیر انجمن تاریانا خوزستان با بیان این مطلب به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: چندی پیش برخی عوامل ناشناس شبانه و به‌طور ناگهانی تپه خندق بهبهان را که در میان اراضی گندم واقع شده با لودر تخریب کردند.

او می‌گوید: درحال‌حاضر تپه خندق با عمق 3 تا 6 متر و طول 20 متر تبدیل به تونلی بزرگ شده است.

گهستونی تاکید کرد: با اینکه یگان‌حفاظت پس از تخریب محوطه به‌سرعت وارد عمل شد و اداره میراث‌فرهنگی استان طرح دعوی و شکایت خود را اعلام کرده و نیروی انتظامی منطقه تشان نیز وارد عمل شده اما هنوز این عوامل ناشناس شناسایی نشده‌اند.

این درحالی است که به گفته گهستونی برخی از مردم شاهد رفتن لودر به یک ساختمان شناخته شده بودند، اما هنوز هیچ یک از آن‌ها حاضر نشده‌اند که در دفاع از میراث‌فرهنگی شهادت بدهند.

امیرمنصورصفوت، مدیر اداره میراث فرهنگی بهبهان نیز اعلام کرد، درحال‌حاضر اداره میراث‌فرهنگی تپه خندق بهبهان را از مراجع قضایی پیگیری می‌کند و با اینکه این تپه در 10 کیلومتری پاسگاه بهبهان قرار دارد اما هماهنگی‌های لازم انجام شده تا جلوی تعرض‌های دوباره گرفته شود.

این مسئول معتقد است، هرچند که مراجع قضایی هنوز پاسخ روشنی نسبت به عوامل مخرب نداده‌اند اما تحقیقات محلی در منطقه همچنان ادامه دارد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 دی1393ساعت 11:45 توسط مجتبی گهستونی |

اهواز- مجتبی گَهستونی: چندی پیش تصمیم گرفتیم با تعدادی از دوستان به عیادت شیج جبار طاوسی رهبر و یا پیشوا صابئین مندایی ایران که در اهواز ساکن است برویم و جویای احوال ایشان شویم. نخستین باری که با او از نزدیک هم صحبت شدم و عکس یادگاری گرفتم اوایل دهه ۷۰ بود. در سال های بعد با ایشان در حین اجرای آیین های مذهبی شان دورادور دیدار داشتم. حال که مجالی داد در کنار برجسته ترین روحانیون مندایی به ملاقات با شیخ جبار بپردازیم فرصتی بود که به دست آمد. صابئین یا صابئون و یا صُبّی ها مومنینی هستند که بیشتر در استان خوزستان و اطراف رود کارون زندگی میکنند.

این مردم نجیب و دوست داشتنی که خود را صابئین مندایی می خوانند (مندا به معنای عرفان است وآنها در جواب برخی که به صابئین لقب ستاره پرست دادند شناخت خدا و عرفان را صفت اصلی خود معرفی کردند ) در عراق و ایران بیشترین جمعیت را دارند. با اینکه بر اساس تعصب های کورکورانه عده ای اصرار دارند آنها را ستاره پرست و آب پرست و مشرک جلوه دهند ولی در حقیقت، موحد و اهل کتابند. در قرآن نیز بارها از آنها یاد شده است. (بقره/۶۲ �%8�C�k�ئده/۶۹ حج/۱۷)

مندائیان اذعان دارند که متدین به دین حضرت آدم هستند. معتقدند که بلا واسطه از فرزندان آدم و حوا هستند و به هیچ وجه نژادشان با نژاد دیگری آمیخته نشده و بهمین دلیل قائل به ازدواج درونی و عدم پذیرش عضوند.

کتاب مقدسشان «گنزا ربّا» به معنی گنج عظیم است.

حرفه ی اصلی شان صنعتگری خصوصا زرگری است. خیلی از آنها از جمله رهبر مذهبی فعلیشان «شیخ جبار طاووسی» به حرفه زرگری مشغول بودند که هم اکنون در منزل به استراحت می پردازد.

با این حال جبار چحیلی معروف به شیخ جبار طاووسی، رهبر صابئین مندایی ایران، صبح (یکشنبه هفتم دی 93) در منزل خود در اهواز چشم از جهان فروبست.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ کنزابرا بالاترین مرتبه دینی روحانیت جامعه صابئین مندایی است. مراحل پیش از این مقام "اشکندا" و "ترمیدا" است.

این روحانی مندایی به کار طلاسازی و میناکاری مشغول بود. وی متولد 1302 در اهواز بود.

بیشتر پیروان دین صابئین مندایی در ایران (عمدتا خوزستان) و در عراق زندگی می کنند.

منداییان پیروان یحیای تعمید دهنده و یکی از اقلیت‌های مذهبی ایران، عراق و سوریه هستند. منداییان با نام صابئین نیز شناخته می‌شوند و آنان را با فرقهٔ مغتسله پیوند داده‌اند در حالی که این مکاتب نحله‌هایی مستقل اما مربوط به هم به شمار می‌روند. مغتسله فرقه‌ای مستقل بودند که اساسی‌ترین آیین‌شان غسل تعمید بود. اما منداییان همان‌گونه که گفته شد پیروِ یحیی (ع) بودند که تعمید دهندهٔ حضرت مسیح (ع) بود. کیش مندایی در شمار مکتب‌های گنوسی می‌باشد.

پیامبران صابئین آدم، شیتل، نوح، سام و یحیی (ع) است. دین صابئین بر پایه توحید و معاد و نبوت است. قبله صابئین رو به شمال است و اعتقاد آنان این است ترازوی عدل الهی در شمال قرار دارد و عرش اعلا در شمال قرار دارد.

صابئین مندایی روزانه پنج بار نماز به جای می‌آورند. در دین آنها آب روان و جاری قداست و پاکی ویژه‌ای دارد و برای بسیاری از فرایض از آب روان استفاده می‌گردد. از این رو غالباً صابئین در کنار رودخانه‌های پرآب زندگی می‌کنند. شغل اصلی آنها زرگری و طلافروشی و نقره کاری است. در زمان ازدواج برای محرم شدن عروس و داماد باید در آب رفته و غسل کنند. غسل سنت پیغمبرشان حضرت یحیی (ع)‌ است که او خود به یحیای معمدان یا باپتیست معروف بوده ‌است.

کتاب مقدس منداییان گنزا ربّا (گنج عظیم) است و به بخش گنزای راست و گنزای چپ تقسیم می‌شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 8 دی1393ساعت 2:17 توسط مجتبی گهستونی |

 

ریشا اِد اَما گنزابرا جبار چحیلی طاووسی معروف به شیخ جبار طاووسی، رهبر صابئین مندائی ایران، صبح امروز یکشنبه هفتم دی‌ماه در منزل خویش در اهواز به دیار باقی شتافت.

گنزبرا بالاترین مرتبه دینی روحانیت جامعه صابئین مندائی است. مراحل دینی پیش از این مقام، «اشکندا» و «ترمیدا» است.

دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان گفت: شیخ جبار طاووسی متولد 1302 در اهواز بود و پیش از مرگ در رشته طلا سازی و میناکاری فعالیت می‌کرد.وی بیش از 70 سال از عمر خود را وقف جامعه مندائیان ایران کرد.

مجتبی گهستونی افزود: درحال‌حاضر سه تن از فرزندان شیخ جبار طاووسی به سلک رجال دین این قوم کهن درآمده‌اند. این درحالی است که بیشتر پیروان دین صابئین مندائی در ایران و عمدتا در استان خوزستان زندگی می‌کنند. او نخستین کسی بود که بعد از مدتها و با پشت سر گذاشتن دوره های متعدد دینی در عراق موفق شد به عنوان عالی ترین روحانی مندائیان معرفی شود.

وی بیان داشت: با توجه به اینکه مندائی‌ها در کرانه کارون سکونت دارند و آیین‌های مذهبی خود را در کنار این رودخانه برگزار می‌کنند و جلوه خاصی برای گردشگران دارد بنابراین جامعه مندائی و چگونگی برگزاری آیین‌های آن‌ها فرصتی مغتنم برای گردشگری استان خوزستان محسوب می‌شود.

گهستونی اظهار داشت: همچنین وجود مندائیان صنعتگر در زمینه‌ طلای میناکاری انگیزه بسیار زیادی برای گردشگران ورودی به خوزستان و شهر اهواز ایجاد می‌کند تا از بازار این قشر بازدید کرده و از جواهرات مندائی خریداری کنند.

گفته می‌شود کلمه صابئین در سه آیه از سه سوره قرآن کریم آمده است.   

انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان فقدان درگذشت این روحانی را تسلیت می گوید.  

+ نوشته شده در یکشنبه 7 دی1393ساعت 14:41 توسط مجتبی گهستونی |

 سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان از احتمال تخریب میدان چهار شیر در اهواز به علت اجرای پروژه تقاطع غیرهمسطح در این میدان خبر داد. مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اجرای پروژه تقاطع غیر همسطح در میدان چهار شیر اهواز( شهید بندر) كه قرار است در آینده ای نزدیك به اجرا درآید، اظهار کرد: از آنجایی كه اجرای پروژه تقاطع غیر همسطح یك پروژه سنگین در شهر اهواز به حساب می آید و میدان چهارشیر میدانی است كه ثبت ملی شده است، لازم است اجرای این پروژه مورد توجه خاص مسئولان قرار بگیرد.

وی افزود: میدان چهارشیر به عنوان یك اثر ثبت ملی شده دارای ارزش معنوی است. این میدان به دلیل نشان دادن چهار جهت اصلی و نماد شهر اهواز برای این شهر و مردم آن ارزش فراوانی دارد. همچنین شیر حیوانی است كه خاستگاه آن در استان خوزستان بوده و آخرین شیر ایرانی هم در خوزستان دیده شده است؛ به همین دلیل این میدان با نماد چهار شیر موجود در آن توانسته در لیست آثار ملی به ثبت برسد. دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان اظهار كرد: نگرانی دوستداران میراث فرهنگی اهواز از احتمال تخریب چهارشیر با اجرای این پروژه سبب شد تا جلسه ای با حضور مسئول امور حقوقی میراث فرهنگی، معاونت میراث فرهنگی، دوایی قائم مقام شهردار اهواز و سلحشور عضو شورای شهر اهواز برگزار كنیم.

گهستونی ادامه داد: در این جلسه دغدغه های خود را پیرامون موضوع فوق اعلام كرده و بر این امر كه تخریب و تعریض میدان چهارشیر به علت ثبت ملی پیگرد قانونی دارد، تاكید كردیم. وی عنوان كرد: طرح تقاطع غیر همسطح چهارشیر باید قبل از اجرا به تصویب شورای فنی میراث فرهنگی استان برسد در حالیكه تاكنون برای انجام این طرح عظیم استعلامی از میراث فرهنگی گرفته نشده است. سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان افزود: به موجب این جلسه مقرر شد در هفته آینده نسبت به تعیین تكلیف پیرامون اجرای این تقاطع غیر همسطح در میدان چهارشیر اهواز جلسه ای كارشناسی برگزار شود.

گهستونی بیان كرد: خواسته دوستداران میراث فرهنگی این است كه در راستای اجرای این تقاطع غیر همسطح باید برای میدان چهارشیر اهواز كاربری فرهنگی درنظر گرفته شود. وی با ابراز خرسندی از قول مسئولان شهرداری و شورای اهواز، گفت: مسئولان شهرداری اهواز و اعضای شورای این شهر در جلسه ای كه برگزار شد، اطمینان دادند كه هیچ هدفی كه مخدوش شدن میدان چهارشیر به عنوان یكی از المان های تاریخی شهر اهواز را در پی داشته باشد، دنبال نمی كنند.

سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان افزود: از آنجایی كه این ذهنیت از طرف مدیران شهرداری و اعضای شورای شهر اعلام شده است، انتظار می رود قبل از هر گونه اقدامی نسبت به اجرای كلیه طرح ها و پروژه های شهری از سازمان میراث فرهنگی استعلام شود چرا كه در دهه 80 نسبت به محدوده بافت تاریخی اهواز به شهرداری و شورای شهر ابلاغ های لازم صورت گرفته ولی تاكنون نسبت به هیچكدام از بندها و ضوابط این طرح از سوی شهرداری و شورای شهر توجهی نشده است. گهستونی تصریح كرد: از مدیریت كلان استان انتظار می رود با توجه به ضعف های طرح جامع اهواز كه در دهه گذشته تهیه شده و در حال تجدید نظر است، این طرح برای میراث فرهنگی و بافت تاریخی كاملا لحاظ شود.

به گزارش خبرنگار مهر، اهواز، جزو هفت شهر دارای بافت تاریخی خوزستان است كه محدوه بافت تاریخی آن توسط سازمان میراث فرهنگی كشور و سازمان همیاری شهرداری ها به مدیران استان ابلاغ شده است. گفتنی است کلانشهر اهواز هم اكنون دارای 35 اثر ثبت شده و دهها بنا و محوطه شناسایی شده تاریخی است.

+ نوشته شده در شنبه 6 دی1393ساعت 10:43 توسط مجتبی گهستونی |

 

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان گفت: آبشار «ملار آهنی» تنها تفرجگاه مردم هفتکل در یک قدمی نابودی قرار دارد.

مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: آبشار «ملار آهنی» از دو شاخه «آب شور» و «آب تلخ» سرچشمه می گیرد که این دو نیز از کوه «آسماری» سرچشمه می گیرند. ملار آهنی پس از پیوستن به رودخانه ای به نام «دوسرون» و «آب شیرین گرگر» به کارون می ریزد. ضمن اینکه ملار آهنی به خاطر شور بودن جنبه درمانی دارد.

وی افزود: آبشار ملار آهنی با ارتفاع چهار متر در 10 کیلومتری شهر هفتکل و 500 متری روستای شور باریک قرار دارد که از آب تلخ آن برای کشاورزی هم می توان استفاده کرد. ضمن آنکه این آبشار یکی از تفرجگاه های مردم شهرستان هفتکل است.

گهستونی عنوان کرد: عمق حوضچه آبگیر ملار آهنی که به 10 متر هم می رسد مناسب برای شنا است. در ضمن در پائین دست آن یک چشمه آب شیرین دایمی وجود دارد. در بالا دست همین آبشار یک دره بسیار زیبا با نیزارهای بلند وجود دارد که این آبشار به طور دایمی جاری است و تابع زمان خاصی نیست.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تصریح کرد: ارتفاعات این منطقه  غنی از گچ و آهک است و جدای از نفتخیز بودن، از این حیث در سطح خوزستان معروف است.

وی بیان کرد: وجود پوشش گیاهی از جنس درختان نخل و نی به همراه آبگیری زیبا در کنار آبشار، مناظر زیبایی ایجاد کرده است. دسترسی به این آبشار از طریق جاده هفتکل به باغ ملک، جاده مسجد سلیمان، پس از امامزاده شهسوار، روستای سورباریک امکانپذیر است این در حالی است که وجود ارزش های زمین شناسی باعث ایجاد یک موقعیت مناسب ژئوتوریستی شده است.

گهستونی در خصوص فعالیت کارخانه سنگ شکن در محدوده این آبشار نیز گفت: سال 88 مجوز احداث کارخانه سنگ شکن بدون در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی در بالادست آبشار صادر شد. آن زمان شهرستان هفتکل اداره حفاطت محیط زیست مستقل  نداشت.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان افزود: همزمان با شروع فعالیت سنگ شکن و ورود گل و لای به رودخانه منتهی به آبشار، حیات آبزیان با خطرات بسیار جدی مواجه شد. پس از چند سال دوندگی و شکایت مکرر چندماهی است که حکم تعطیلی کارخانه داده شده است.

وی عنوان کرد: اهالی منطقه امیدوارند بازگشایی این کارخانه سنگ شکن مجددا صورت نگیرد چرا که وجود این واحد صنعتی بدون در نظر گرفتن تبعات زیست محیطی در بالا دست آبشار، باعث از بین رفتن تدریجی یکی از مناظر طبیعی وجاذبه های گردشگری شهرستان هفتکل می شود.

هفتکل شهری است در استان خوزستان که در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۰۶ خورشیدی با به نفت رسیدن چاه شماره یک در دشت طوف سفید، دومین شهر نفتی ایران لقب گرفت و نامش را هفتکل گذاشتند. برخی به اشتباه نام این شهر را هفتگل می خوانند که درست نیست.

این شهر از لحاظ جغرافیایی تقریبا در مرکز استان خوزستان قرار دارد. این شهر تا اهواز مرکز استان خوزستان ۹۰ کیلومتر، تا رامهرمز ۳۵ کیلومتر تا باغملک ۳۹ کیلومتر تا مسجدسلیمان ۸۰ کیلومتر، تا ایذه ۸۵ کیلومتر و تا شوشتر نیز ۱۰۰ کیلومتر فاصله دارد.

کنسرسیوم نفتی دارسی در حدود سال ۱۳۰۶ خورشیدی در این شهر ساختمانهای بسیاری را برای کارشناسان انگلیسی و کارگران بومی خود بنا نهاد. در بافت این منازل مسکونی ساختمانهای آموزشی، سینما، باشگاه، استخر، درمانگاه و بیمارستان و آتش نشانی ساخت شد.

+ نوشته شده در دوشنبه 1 دی1393ساعت 13:14 توسط مجتبی گهستونی |

تیراندازی در مراسم عروسی و عزا در خوزستان بارها منجر به وقوع حوادث ناگوار شده و به نظر می رسد باید راهکاری برای از میان بردن این فرهنگ غلط اندیشیده شود.

به گزارش خبرنگار مهر، رسم نادرست تیراندازی در محافل عروسی و عزا در برخی شهرهای استان خوزستان شایع است. این رسم در سال های گذشته با نام آئین «كتل بندی» در بین برخی اقوام وجود داشته است. در این آئین افراد توانمند و متخصص در مراسم  مختلف اقدام به تیراندازی به سمت آسمان می کردند که البته این رسم در محافل کم تعداد و با نهایت دقت انجام می پذیرفت.

«کتل» آئینی است که به هنگام مرگ بزرگان و سلحشوران با یک مراسم خاص همراه با ساز چپی برگزار می شود. این آئین که ریشه در تاریخ دارد، بیانگر ارزشهای اجتماعی، رشادتها و سلحشوری های این قوم است. شیوه برگزاری این مراسم بدین گونه است که تعدادی اسب بی سوار را با پارچه های رنگی آزین بندی می کنند و بر گرده هر اسب دو قبضه اسلحه شکاری و همچنین اسباب آلات جنگی را نیز بر روی زین برگ اسب آویزان می كنند و توسط چند مرد گرداگرد کوشک یا سنگ چین مکعب شکلی که از قبل ساخته اند، می گردانند. این مراسم همراه با نواختن ساز چپی و آواز گاگریو که همان مرثیه سرایي است، اجرا می شود.

اما متاسفانه در سال های اخیر تیراندازی در مراسم عروسی و عزا در بین جمعیت فراوان و غالبا توسط افراد کم سن و سال و بدون تخصص صورت می گیرد که این مسئله گاها منجر به حوادث ناگواری همچون مرگ هستی اسدی ۱۱ساله در آذر ماه سال جاری می شود.

تیراندازی امروزی با رسم کتل بندی مغایرت دارد

مجتبی گهستونی فعال حوزه میراث فرهنگی استان خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر بیان کرد: انسان ها، همواره از سلاح های سرد و گرم به منظور دفاع از خود در برابر حوادث طبیعی و غیر طبیعی استفاده می کردند. تفنگ نیز یکی از این سلاح هاست که در این چند سال اخیر مورد استفاده قرار گرفته است.

وی افزود: در سال های گذشته افراد شکارچی که با استفاده از سلاح به شکار می پرداختند بسیار مورد توجه بوده اند و همواره از آنها با نیکی و دارای قدرت فراوان یاد می شد.

این فعال حوزه میراث فرهنگی با بیان اینکه استفاده از سلاح گرم مانند تفنگ در حال حاضر نیز به دلیل ضرورت زندگی در طبیعت توسط عشایر مورد استفاده قرار می گیرد، گفت: تیراندازی در مراسم مختلف از سال های بسیار دور با عنوان آئین کتل بندی مطرح بود البته انجام این مراسم به گونه فعلی نبوده و متاسفانه در این زمان تیر اندازی در مراسم عروسی و عزا با بی توجه صورت می گیرد.

گهستونی تصریح کرد: در بسیاری از مراسم که بدون نظم و ترتیب برگزار می شوند افرادی بدون تخصص اقدام به تیراندازی می کنند که این مسئله به هیچ عنوان بر اساس آئین گذشتگان نیست.

»در بسیاری از مراسم که بدون نظم و ترتیب برگزار می شوند افرادی اقدام به تیراندازی می کنند که این مسئله به هیچ عنوان بر اساس آئین گذشتگان نیست.وی عنوان کرد: متاسفانه به دلیل استفاده نادرست از سلاح های گرم بسیاری از مراسم عروسی تبدیل به عزا شده و بسیاری از مراسم عزا نیز کشته داده است.

برخورد جدی با متخلفان

فرمانده نیروی انتظامی استان خوزستان نیز در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: استفاده از سلاح های گرم و اقدام به تیراندازی در مراسم عروسی و عزا از نظر قانون جرم تلقی می شود.

محمدرضا اسحاقی تصریح کرد: متاسفانه عدم معرفی مجرم در مراسمی که با تیراندازی حوادث ناگواری در آنها رخ داده یکی از مشکلاتی است که نیروی انتظامی در خصوص این گونه پرونده ها با آن مواجه است.

وی با بیان اینکه در پرونده هايی با این مضمون غالبا به دلیل آشنا بودن هر دو طرف فرد مجرم شناسایی نمی شود و بسیاری از شاهدان نیز اظهارات خود را به درستی مطرح نمی کنند، افزود: در صورت بروز حادثه در چنین مواردی با فرد خاطی بر اساس نص صریح قانون برخورد می شود و گاها زمانی که حادثه ای در اثر تیراندازی در مراسم عروسی و عزا رخ دهد برای فرد مجرم حکم هایي همچون قصاص، پرداخت دیه و زندان در نظر گرفته می شود.

ممنوعیت تیراندازی در مجالس توسط بزرگان طوایف

انجام این رسم در شهرهای کوچک، کم جمعیت و عشایر نشین استان بسیار شایع تر است.

فرماندار مسجدسلیمان در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد: فعالیت های بسیاری در شهرستان مسجدسليمان به منظور کاهش حوادث مرگبار در هنگام تیراندازی در مجالس عزا و عروسی صورت گرفته و ما در تلاش هستیم تا مردم را به این باور برسانیم که انجام این مراسم تنها منجر به صدمه دیدن افردا بیگانه و حتی کودکان می شود.

علیرضا گورویی افزود: ما در همین زمینه نشست های مختلفی را با سران طوایف منطقه آغاز کرده ایم. در این جلسات تبعات منفی این رسم نادرست تشریح می شود.

وی با بیان اینکه برنامه نشست با سرای طوایف با اقبال عمومی روبرو شده است، گفت: خوشبختانه در میان چند طایفه بزرگ شهرستان انجام این رسم در مراسم عروسی و عزا ممنوع اعلام شده است. به همین دلیل ما اینگونه نشست ها را ادامه خواهیم داد.

درد دل پدر هستی

در آذر ماه سال جاری در مراسم ختم در یکی از مناطق عشایری مسجدسلیمان، فردی بنا به رسوم طایفه ای، اقدام به تیراندازی هوایی کرد که یکی از تیرها به دختربچه ای به نام «هستی اسدی» اصابت کرد. تیر به کتف این دختر اصابت کرد و خونریزی موجب مرگ او شد.

متاسفانه اتفاقاتی تلخ از این قبیل در حال تکرار شدن هستند پس بهتر است فعالیت های پیشگیرانه و موثری همانند صحبت با سران طوایف هر منطقه صورت بگیرد تا از این پس شاهد عزا شدن مجالس عروسی و کشته دادن در مراسم عزای خود نباشیم.

محمود اسدی پدر هستی اسدی نامه ای را در اختیار رسانه های محلی قرار داده و در آن با همگان «درد دل» کرده و با دخترش، جامعه، ضارب، مسئولان کشور و همکلاسی ها و معلمان هستی سخن گفته است.

»متاسفانه عدم معرفی مجرم در مراسم هایی که با تیراندازی حوادث ناگوار در آنها رخ داده یکی از مشکلاتی است که نیروی انتظامی در خصوص این گونه پرونده ها با آن مواجه استوی در این نامه خطاب به دخترش می نویسد: به روح پاک و معصوم تو، به زندگی قشنگ و سرشار از محبتی که نسبت به همه انسانها داشتی، سوگند خورده ام که اجازه نمی دهم قطره ای از خون پاکت که به دست ها و سینه من و صورت مادرت پاشید، بی نتیجه بماند. دخترم، به آن چشمان نیمه بسته ای که در هنگام مرگ رو به آسمان داشتی سوگند می خورم که نگذارم پدر دیگری نظاره گر چشمان فرزندش در چنین لحظه هایی باشد. فرزندم، به آن سکوت مظلومانه ای که در لحظه مرگ داشتی قسم می خورم که فریادم را به گوش جهانیان برسانم و مظلومیت تو را فریاد بزنم.  هستی جان، به روح پاکت قسم می خورم که تا زنده هستم در از بین بردن چنین خرافاتی تلاش کنم تا از مرگ هستی های دیگر جلوگیری کنم.

پدر هستی در نامه اش عنوان کرده است: از تمام انسانهای شریف و بزرگوار و همه مسئولان، نهادها، سازمانهای حمایتی و حقوقی و سازمانهای طرفدار حقوق کودکان خواهشمندم که این پدر دل سوخته را یاری رسانند و با تدابیر عاجل و با فرهنگ سازی و همکاری های قانونی بساط این رسوم غلط و خرافی را برچینند تا دیگر شاهد حوادثی چنین ناگوار نباشیم.

محمود اسدی همچنین خطاب به فردی مسلحی که اقدام به تیراندازی و مرگ دخترش شده نیز می نویسد: شما جگر گوشه ام را از من گرفتی. زندگی شیرین خانواده ام را به تلخی کشاندی. صدای شیرین و دل نشین هستی را که همیشه نوازشگر گوشم بود، خاموش کردی. محبتش را از روی دوستان و همکلاسی هایش که فقط در برخورد اول شیفته او می شدند از آنها سلب نمودی. چشمان روشنش را که چراغ زندگیم بود خاموش کردی. به چه قیمتی؟! به این قیمت که داری یک رسم غلط را اجرا می کنی آنهم با بی توجهی به جان انسان هایی که آرام و بی صدا در حال حرکت بودند.

وی ادامه می دهد: و شما خانواده و وابستگان ضارب!، در جهت از بین بردن این رسوم خرافاتی و غلط بکوشید که هیچگونه وابستگی به فرهنگ ما ندارد. چنین فرهنگی را از سراسر این سرزمین پاک کنید تا افراد دیگری مثل پسر شما گرفتار بند حبس و قصاص نگردند.

به گزارش خبرنگار مهر، وجود رسوم غلط در میان سنت های تاریخی و پسندیده در میان اقوم مختلف کشور همیشه مشکلاتی را به همراه داشته است که به نظر می رسد باید عقلای هر قوم راهکاری برای از میان بردن این رسم های غلط بیابند و اجازه ندهند سنت های پسندیده و پذیرفته شده ای که از نیاکان به ارث رسیده اینگونه دستمایه اشتباهات شود.

گزارش: فروغ دیلمي

+ نوشته شده در دوشنبه 1 دی1393ساعت 13:10 توسط مجتبی گهستونی |

بردنشانده‌ یکی از کهن‌ترین نیایشگاه‌های روباز ایران به‌شمار می‌رود که به‌دلیل حفاری‌های غیرمجاز و تعرض‌هایی که از سالها قبل به‌دلیل عبور جاده و احداث تاسیسات ساختمانی در عرصه انجام گرفته بود، این محوطه باستانی را با آسیب جدی مواجه کرده بود. درحال‌حاضر نه‌تنها حفاری‌های غیر مجاز شدت بیشتری پیدا کرده که تراس اصلی نیایشگاه به‌دلیل بارندگی دچار آب‌شستگی و بخش‌های مختلفی از آن دچار شکاف‌های عمیقی شده‌ است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ شرکت برق منطقه‌ای خوزستان درحالی پیشتر با تعرض به حریم درجه یک و اصلی معبد بردنشانده مسجدسلیمان در زمینی با مساحت بیش از 300 هکتار اقدام به نصب سه دکل با چهار پایه کرد که احداث جاده آسفالت مسجدسلیمان به اندیکا، نصب خط انتقال لوله آب شرب از سد گدار به مسجدسلیمان، احداث مخزن بزرگ بتنی در پنج متری معبد، احداث ساختمان پرورابندی گوسفند، سرقت حصارهای معبد که به منظور تعیین حریم ایجاد شده بود و حفاری‌های عمده غیرمجاز  از جمله تعرض‌هایی است که به کهن‌ترین نیایشگاه ایران وارد شده است. 

به‌گزارش CHN، این درحالی است که در زمان هخامنشیان معابد در فضای باز ساخته می‌شدند و اولین معبدی که مسقف بوده در زمان اردشیر دوم ساخته شد. معبد "بردنشانده" اما یکی از معابد روباز ایران محسوب می‌شود که در دوره هخامنشی ساخته شده است. «مجتبی‌گهستونی»، فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریان در این رابطه به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: «درحال‌حاضر تراس اصلی نیایشگاه تپه باستانی برد نشانده دچار آب شستگی شده است به‌طوری که آناستیلوزها و خواناسازی‌ها به کلی از بین رفته و بناهای نیایشگاه دچار شکاف و  از یکدیگر جدا شده است».

او تاکید کرد: «بارندگی‌ها و نبود رسیدگی باعث شکل‌گیری شکاف‌های عمیقی در سطوح بالا بنا شده است و تراس اصلی، مجموعه آثار روبروی اثر و  قبرستان مجموعه مورد حفاری غیرمجاز قرار گرفته است. گهستونی با اشاره بر اینکه نزدیک به صد اثر کوچک و  بزرگ از حفاری‌های غیرمجاز در محوطه بردنشانده وجود دارد، رسیدگی به وضعیت این محوطه باستانی را مورد تاکید قرار داد و گفت: «درحال‌حاضر حفاران غیر مجاز در نبود یگان‌حفاظت میراث‌فرهنگی به‌صورت دائم، محل حفاری را سنگ‌چین و  مشغول کاوش می‌شوند»!

 به گفته این فعال میراث‌فرهنگی، محوطه باستانی بردنشانده در 25 کیلومتری مسجد سلیمان قرار دارد و نیازمند راه‌اندازی پایگاه پژوهشی باستان‌شناسی در این منطقه است. او گفت: با اینکه میراث‌فرهنگی استان در سال جاری اعتباری برای مرمت بخش‌هایی از این نیایشگاه در نظر گرفته اما این محوطه باستانی نیازمند اعتبارات ‌یشتر برای کاوش، مرمت و حفاظت است.

+ نوشته شده در یکشنبه 16 آذر1393ساعت 12:34 توسط مجتبی گهستونی |

 

ایسکانیوز: باستان‌شناسان خوزستان حال و روز خوشی ندارند. به دلایل عدیده از جمله حضور باستان‌شناسان و کاوشگران خارجی و حضور تیم‌های بین‌المللی و قوی در یکصد سال اخیر، هیچگاه در بین کارشناسان ایرانی تاثیر چندانی به جا نگذاشته‌اند و متخصصان داخلی از حضور آنها رشد نکرده‌اند. باستان‌شناسان جوان ایرانی همواره نظاره گر بوده‌اند و حتی از حضور باستان‌شناسان خبره و خارجی نیز بهره حضوری نبرده‌اند. مجتبی گهستونی سخنگوی انجمن تاریانا و فعال میراث فرهنگی در این باره به ایسکانیوز می‌گوید: «در این سال‌ها نیز نه کارشناسان درون‌سازمانی استان از خود تحرک نشان داده‌اند و نه چند دانشگاه موجود که خیل عظیمی از فارغ‌التحصیلان باستان‌شناسی را روانه بازار کرده‌اند. جوانان تحصیلکرده استان در حوزه باستان‌شناسی سرخورده از ارتقای کاری هستند و اغلب عطای کار کاوش در بهشت باستان‌شناسان را به لقایش بخشیده و وارد عرصه‌های دیگر کاری می‌شوند.»

این فعال میراث فرهنگی با اشاره به این که بهترین متخصصان باستان‌شناسی حوزه خوزستان یا ایرانی نیستند یا خوزستانی نیستند، می‌افزاید: «در این راستا هم جامعه باستان‌شناسی استان کم کاری کرده و هم پژوهشکده باستان‌شناسی به عنوان متولی در بسیاری موارد خوب عمل نکرده که از آن جمله می‌توان به فرستادن تیم‌های باستان‌شناسی به استان بدون هماهنگی با اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اشاره کرد.»

گهستونی با بیان این که در جمعی که تشتت آرا و منافع شخصی و سرگرمی بر بسیاری مسایل ضروری‌تر رجحان یابد، ‌آشفتگی کنونی نمایان خواهد شد، می‌گوید: « برخی از درون یا برون، دانسته یا ندانسته کمر به ضربه زدن بر پیکر باستان‌شناسی در استان خوزستان بسته‌اند. در چنین شرایطی اندک تلاش‌های اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان نیز بدون پشتوانه مانده است. این اقدامات منفی زمانی بیش از این نمود پیدا می‌کند که پژوهشکده به عنوان متولی اصلی کشور در امر کاوش‌های باستان‌شناسی، تمام تلاش خود را برای به حاشیه راندن معدود باستان‌شناسان درون و برون‌سازمانی از چرخه مطالعات باستان‌شناسی به کار بسته‌ است.» او تاکید می‌کند: «بسیار خوب است که در زمان کنونی، تیم‌های باستان‌شناسی در چهارگوشه استان خوزستان با اهداف متفاوت به انجام مطالعات باستان‌شناسی مشغول هستند اما نقش اداره کل میراث فرهنگی استان، فارغ‌التحصیلان و دانشگاه‌ها در این میان چیست؟»

سخنگوی انجمن تاریانا ادامه می‌دهد: «پذیرفتنی است که دانشگاه‌ها و فارغ‌التحصیلان آزاد در چرخه معیوب کنونی پژوهش‌های باستان‌شناسی جایگاهی در معادلات ندارند. این امر در پی پایین بودن سطح علمی دانشگاه‌ها، پایین آمدن میزان پذیرش دانشگاه‌ها در این رشته و کمی بودن اهداف دانشگاه‌ها و دانشجویان به وجود آمده است.» او با اشاره به امر آموزش که یکی از وظایف سازمان میراث فرهنگی کشور است، می‌گوید: «در همین زمینه لازم است دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و کارشناسان و باستان‌شناسان توسط سازمان میراث فرهنگی به کار گرفته شده و فرصت مطالعاتی و کاوش برای فارغ‌التحصیلان به وجود آید.»

گهستونی می‌گوید: «مساله‌ای که وجود دارد این است که از مجموع باستان‌شناسان رسمی و غیررسمی شاغل در اداره‌ها و پایگاه‌های جهانی خوزستان چند نفر در سیستم‌های موجود فعالیت دارند و چرا از توان آنها استفاده نمی‌شود؟ با فرض ناتوان یا نابلد بودن آنها هم آیا نباید از این فرصت‌ها برای آموزش و ارتقای آنها بهره برد؟ و تا چه زمانی باستان‌شناسان استان باید تنها نظاره‌گران کاوش متخصصان از دیگر نقاط باشند؟ مطالعات میدانی و تئوری کنونی استان در چهارچوب کدام برنامه طولانی‌مدت و مطابق با کدام هدف محوری انجام می‌شود؟»

او با اشاره به شرق استان خوزستان محور تاریخی هندیجان، رامشیر، ‌امیدیه که محوطه‌های اشکانی بی‌شماری دارند و تبدیل به مکان‌هایی برای تعرض قاچاقچیان شده‌اند، میگوید: «با این حال و با وجود تعداد زیادی باستان‌شناس در استان می‌توان این مکان‌ها را به مرکزی برای پایلوت تبدیل کرد تا به صورت عملی و با نظارت باستان‌شناسان و کاوشگران متخصص و باتجربه، این باستان‌شناسان جوان و کم‌تجربه را به طور عملی آموزش داد.»

 نرگس لطیف‌پور- ایسکانیوز، سرویس اجتماعی

+ نوشته شده در دوشنبه 10 آذر1393ساعت 10:48 توسط مجتبی گهستونی |

دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان گفت: مديريت استان بايد تنها به ثبت جهانی شوش بسنده نكند بلكه بايد تفكر ميراثي در اين شهر كن نهادينه شود. مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار كرد: اگر چه انتظار می رود که به دغدغه و بخشی از نگرانی ها درباره میزان حریمی که قرار است با عنوان شهر باستانی شوش ثبت جهانی شود، پاسخ قانع کننده ای ارائه شود اما نمی توان تلاش های صورت گرفته برای ثبت جهانی را نادیده گرفت.

وی افزود: ثبت جهانی شوش، تائید دوباره ای بر برند طلایی بودن خوزستان در حوزه تاریخ است و می تواند بار دیگر این استان را مقر گروه های متخصص در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری کند كه با بررسی اقداماتی که برای ثبت جهانی شوش در حال انجام است می توان امیدوار بود که پروسه ثبت جهانی با برنامه ریزی پیش می رود. دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان عنوان كرد: خوزستان تجربه ثبت دو مجموعه برجسته شامل چغازنبیل و سازه های آبی تاریخی شوشتر را در فهرسث آثار جهانی دارد به همین دلیل این تجربه باید فرصتی باشد تا ثبت جهانی شوش بدون اشتباه صورت بگیرد.

گهستونی به درخواست دوستداران میراث فرهنگی از مدیریت استان اشاره كرد و گفت: درخواست دوستداران میراث فرهنگی این است كه مدیریت استان به تنهایی ثبت جهانی شوش را مدنظر قرار نداده بلکه ثابت کند که با اتخاذ برنامه ریزی های منسجم برای مدیریت شهری تصمیم دارد تفکر میراثی را در این شهر نهادینه کند. وی به پاکسازی عرصه و حریم از نخاله ها و زباله هایی که طی سال های گذشته در محوطه های مذکور دفع شده بود، تشکیل ساختار پایگاه پژوهشی میراث فرهنگی و گردشگری و تامین روشنایی عمومی محوطه های آپادانا، هدیش و آکروپل، تعمیر و بهسازی موزه شوش، بهسازی و تعمیر باغ موزه، تعمیرات قلعه و تجهیز مهمانسرا برای حضور هیات های پژوهشی و باستان شناسی و ساماندهی مسیر گردشگر به منظور حفاظت محوطه از صدمات ناشی از حضور بی برنامه گردشگر در محوطه های تاریخی به عنوان برخی اقدامات صورت گرفته در خصوص آماده سازی شوش برای ثبت جهانی اشاره كرد.

دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان ادامه داد:  ایجاد و تشکیل تالار کتیبه ها و حفاظت استاندارد از کتیبه های تاریخی، ایجاد و تشکیل مرکز و مخزن نگهداری اشیای تاریخی که تا قبل از آن در شرایط نامناسب نگهداری می شد، رفع و برطرف كردن ساخت و سازهایی در حریم محوطه تاریخی شوش که برخلاف ضوابط ساخته شده بود، حفاظت و خواناسازی محوطه شهر پانزدهم و کاخ اردشیر، نصب تابلوهای دو زبانه در محوطه های تاریخی شوش و دعوت از کارشناسان زبده برای ثبت جهانی از دیگر اقدامات انجام شده در راستای آماده سازی این شهر تاریخی برای ثبت جهانی شوش است.

+ نوشته شده در دوشنبه 10 آذر1393ساعت 10:41 توسط مجتبی گهستونی |

بر اثر لایه‌روبی‌های رودخانه کارون

تیغ‌های بیل‌های مکانیکی که به منظور عملیات لایه‌روبی در رودخانه کارون مشغول به فعالیت بودند آخرین بقایای پل ساسانی اهواز را که زیر پل سیاه قرار داشت را از بین بردند. این اتفاق سبب شد تا اداره میراث‌فرهنگی استان خوزستان فعالیت لایه‌روبی‌ رودخانه کارون را زیر پل سیاه متوقف کند.

پل سیاه اهواز سال 1308 به منظور اتصال راه‌آهن سراسری از شمال به جنوب ایستگاه شرقی ـ غربی اهواز در حالی روی بقایای سد ساسانی شادروان اهواز ساخته شد که طی سالهای اخیر لایه‌روبی‌های رودخانه کارون آخرین باقیمانده از پل ساسانی اهواز را به‌شدت تخریب کرد.

 «مجتبی گهستونی» فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با بیان این مطلب گفت: از 5 سال گذشته تاکنون لایه‌روبی‌های متعددی در رودخانه کارون انجام گرفت که بیل‌های مکانیکی در حین عملیات لایه‌روبی آسیب جدی را به پل ساسانی وارد کردند.

او گفت: این عملیات لایروبی به منظور پاکسازی رودخانه کارون بوده و هم‌اکنون نیز بخش‌ باقیمانده این پل ساسانی دچار آسیب جدی شده است. این درحالی است که در کتاب پل‌های تاریخی ایران از پل ساسانی اهواز که هم‌اکنون خرابه‌های آن زیر پل سیاه است به‌عنوان یک پل مهم چون شادروان شوشتر نام برده است. در منابع مختلف از وجود پل بند عظیم خداآفرید در اهواز نام برده اند که آثار جزئی از  آن بر روی تخته سنگ های بستر کارون هنوز وجود دارد.

به‌گفته این فعال میراث‌فرهنگی، درحال‌حاضر اداره میراث‌فرهنگی استان خوزستان با بازدیدی که پل ساسانی اهواز داشت، عملیات لایه‌روبی سازمان عمران ساحل کارون را که با نظارت استانداری خوزستان انجام می‌گیرد را متوقف کرد.

گهستونی یادآور شد: گفته اند تاریخ شکستن پل ساسانی شادروان اهواز به میانه آخر سده پنجم تا نیمه اول سده ششم هجری مربوط می شود. اما به مرور به‌دلیل نبود رسیدگی‌های لازم تخریب می‌شود. درحال‌حاضر وجود بندهای طبیعی در بستر رودخانه کارون باعث شد که رفت و آمد کشتی‌ها از جنوب به شمال و عکس آن به سهولت صورت نگیرد و کشتی‌ها ناگزیر بودند که بارانداز داشته باشند و به‌همین دلیل اهواز در طول تاریخ یک بندر مهم تاریخی بوده است.

سخنگو انجمن تاریانا اظهار داشت: شهرت شادروان اهواز از شهرت شادروان شوشتر و دیگر ساختمانهای بزرگ جهان کمتر نیست. این شادروان بر تخته سنگی که در بستر کارون از پهنای رود می گذشته و دنباله کوه اهواز است ساخته شده بود.  

 

وی بیان کرد: برابر روایت های ایرانی، شادروان اهواز برای این ساخته شده بود که تراز آب را در بستر کارون بالا نگهدارند تا آب در سه کانال بزرگ که دوتای آنها در باختر و یکی در خاور رود از آن جدا می گشته روان گردد و سرزمین های خوزستان پائین را تا نزدیک شهر "قرقوب" آباد کند.

گهستونی گفت: عظمت پل شادروان اهواز به حدی بوده که بر آن چرخاب هایی نشانده بودند که توربین آنها با فشار ریزش آب از شادروان میگردیده و با آنها در جوی هایی کومش مانند آب می ریخته اند تا از آن راه به باغچه ها سوق الاهواز و هرمز اردشیر برسد. این چرخابها تا سده چهارم هجری کار میکرده است. 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 آذر1393ساعت 22:8 توسط مجتبی گهستونی |

 

مجتبی گهستونی: در پی تعرض های پی در پی در محوطه شهر باستانی ارگان (ارجان) در بهبهان استان خوزستان با برخورداری از دهها تپه تاریخی، مدیرکل میراث فرهنگی با به کارگیری مدیری جوان و با انگیزه از وی خواست تا از کلیه تعرضات پیش روی این محوطه باستانی جلوگیری و اقدامات کافی قضایی را بر علیه تعرض کنندگان به یکی از محوطه های مهم تاریخی خوزستان انجام دهد.  

مشاهدات عینی نگارنده این مطلب و پیگیری های دیگر حاکی از آن است که در عرصه محوطه باستانی ارجان هزاران کامیون خاک از تپه های باستانی محوطه باستانی ارگان برداشت و در بخشی دیگر از این محوطه 400 هکتاری به صورت پشته قرار گرفته است تا در روزهای آینده بیل های میکانیکی آنها را تسطیح کنند. این تعرض آشکار و علنی با واکنش مدیر جدید میراث فرهنگی شهرستان بهبهان قرار گرفته و او نیز از مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان و فرماندهی یگان حفاظت خواست تا حمایت های همه جانبه خود را از این شهر باستانی دریغ نکنند. 

اگرچه تعیین عرصه و حریم محوطه باستانی ارجان با بیش 70 تپه از جمله بردی، بکان، همایون، سبز، دوتلون، گنجی، عروسو، میلک، سفیدک و... تهیه و ابلاغ شده است اما گسترش صنایع با وجود کارخانه سیمان که در دهه 50 ساخته شد، حوضچه های پرورش ماهی، توسعه اراضی کشاورزی، حفرکانال، ساخت سد شهدا، ساخت و سازها به منظور توسعه باغات، حفاری های غیرمجاز و... خواب آرام ساکنان عیلامی (ایلامی) ارجان را آشفته کرده و اشک آنان را درآورد.  

عرصه مجموعه تاریخی – طبیعی ارجان شامل رود مارون، قناتها، یادمانها و تپه های این شهر عظیم تاریخی است. عرصه این مجموعه از سمت شمال با دامنه های کوه بدیل، از سمت شرق تا دامنه کوه خاییز، از سمت جنوب و غرب به زمین های کشاورزی ختم می شود. 

وقتی که در سال 1361 در حين عمليات خاكبرداري جهت احداث سد مارون، بلدوزرهاي متعلق به جهاد سازندگي در جنوب رودخانه واقع در شمال محدوده شهر قديم ارجان به حفره اي برخورد نمودند كه در كنار آن دو خمره سفالي محتوي خاك سوخته يا احتمالاً  بقاياي مواد غذايي قرار داشت، باستان شناسان با حضور در درون حفره مذكور كه در واقع يك مقبره زيرزميني بود، يك تابوت فلزي با مقداري اشياء تاريخي در آن کشف کردند. این مقبره از یک پلان مستطيل شكل با ديوارهايی جانبي از سنگ و ملاط گچ برخوردار بود. آرامگاهی ایلامی (عیلام) که به "کیدین هوتران" یکی از شاهان بلند پایه دوران عیلام نو مربوط بوده و قدمت آن به حدود 700 تا 650 قبل از میلاد تعلق داشت. 

بسیاری گمان می کردند کشف این محوطه باستانی انقلابی تاریخی در سطح منطقه به وجود خواهد آورد و بهبهان به مرکزی برای کاوش ها و بررسی های باستان شناسی تبدیل می شود اما خیلی زود غبار فراموشی بر این محوطه نشست و سالها کسی درباره آن سخن نگفت. حتی پایگاهی که برای این محوطه در سال 1384 راه اندازی شد و با وجود همه کوشش هایی که مرحوم مجتبی گنجی و بعدها عبدالرضا پیمانی برای اثر بخشی این پایگاه انجام داند اما هیچ وقت موفقیتی نسبی را برای این پایگاه حاصل نکرد و فقط در حد نام باقی ماند. حال با حضور دکتر عباس مقدم در استان خوزستان و سفر چند باره او به بهبهان برای تکمیل بررسی های باستان شناسی ارجان، شنیده می شود که او در آینده نزدیک حکم سرپرستی پایگاه ارجان را در دست خواهد گرفت تا شاید مرحمی برای درمان دردهای این محوطه شود. 

بررسی های باستان شناسی توسط دكتر عباس عليزاده و احسان یغمایی انجام شد و تاریخ این گورستان را مربوط به نيمه اول قرن هشتم پيش از ميلاد ذكر نمودند. از موضوعاتي كه تا كنون براي تاريخگذاري گنجينه ارجان مورد استناد قرار گرفته، نظير بررسي معماري آرامگاه، تابوت فلزي، نقوش حلقه طلايي قدرت، مشعل يا آتشدان برنزي، به جز تابوت نمونه هاي مشابهي در هيچيك از حفريات علمي و اتفاقي بدست نيامده است. 

باستان شناسان نتيجه مطالعات انجام يافته، اشياء گنجينه ارجان را مرحله اي از اوج تعالي دوره اي از هنر مستمر در جنوب غرب ايران معرفي نموده و در عين حال كه ويژگي هاي شناسايي شده در هنر "اورارتو" را در آن مي توان ديد. البته به گمان باستان شناسانی که گنجینه ارگان یا ارجان را مورد بررسی قرار داده اند ارزش اشياء ارجان به دلیل برخورداری از ويژگي هاي هنر ايران باستان، تاريخ آن ممكن است اندكي از قرن هشتم پیش از میلاد فراتر برود. 

دکتر کامیار عبدی باستان شناسی که این محوطه غنی باستانی را تحت عنوان ارگان، حلقه پیوند شرق و غرب با تاکید بر پژوهشهای باستان شناختی در پیوندگاه کوههای زاگرس و دشت خوزستان مورد بررسی قرار داده است پیش تر در این خصوص گفته است: شهرستان بهبهان که در بخش شرقی آن قرار دارد و تا اندازه قابل توجهی از ارتفاع کوهستان های زاگرس کاسته شده و به تدریج به دشت پست خوزستان ی پیوندد احتمالا فضای مناسبی برای تکامل جوامع اولیه کشاورز و یکجانشین داشته است. 

وی در خصوص اهمیت بیشتر محوطه های یاد شده که آن را پیوندگاه فرهنگ‌های جنوب و جنوب غربی ایران دانست می افزاید: قدمت ارگان به هزاره پنجم قبل از میلاد (هفت هرار سال پیش) می رسد که این آثار شناسایی شده است. ای بسا با ادامه تحقیقات بتوان به شواهد و مدارک باستان شناسی کهن تری دست یافت. دشت بهبهان نیز چنین وضعیتی دارد: در آنجا نیز تپه هایی کشف شد که همگی دارای آثار هزاره 5 قبل از میلاد است. حتی محوطه ای کشف شده که دارای مصنوعات سنگی مربوط به دوره نوسنگی بدون سفال است. این ابزارهای سنگی به نظر می رسد که قدمتی بالغ بر 8 هزار سال قبل از میلاد (10 هزار سال پیش) دارند. 

این باستان شناس همچنین یادآور می شود: با توجه به کشف آرامگاه عیلامی ارگان، مشخص شده که این منطقه برای شاهان ایلامی کمال اهمیت را دارا بوده است. عبدالرضا پیمانی مسئول امورپایگاه ها و همچنین مدیر پایگاه ارجان در خصوص ناموفق بودن پایگاه ارجان به منظور سامان بخشیدن این مجموعه عظیم تاریخی گفت: شرایطی که پایگاه ارجان دارد مستثنی از شرایط دیگر پایگاههای کشور نیست. نبود بودجه لازم، فقدان پرسنل کیفی، نبود مکانی برای استقرار پایگاه، وجود کارخانه سیمان و طرح های توسعه ای وزارت نیرو در مجوعه ارجان، تعرضات شرکت نفت و گستردگی فعالیت های کشاورزان همواره باعث تهدید جدی برای این گستره تاریخی شده است. 

وی در خصوص اینکه آیا پایگاه ارجان از زمان راه اندازی اش تا به امروز از کارآیی برخوردار بوده است یا خیر اظهار داشت: این پایگاه با کمک همکاران ما در میراث فرهنگی و همچنین انجمن های دوستدار میراث فرهنگی توانستیم جلوی تعرضات گسترده  نفت را بگیریم.  همچنین طرح بزرگ انتقال آب وزارت نیرو و طرح گسترده اراضی کشاورزی را از محوطه ارجان مانع شدیم.  

دولتی مختاران رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی بهبهان که بیش از 5 دهه است تلاش های فراوان خود را به حفاظت از میراث فرهنگی این شهرستان متمرکز کرده است درباره اینکه چرا مجموعه ارگان یا ارجان از زمان کشف خود تا به امروز سامان دهی نشده است و بیش از آنکه کاوش و بررسی شناسایی شود مورد تعرض قرار گرفته گفت: در کنار همه اتفاقات ناگواری که در مجموعه ارگان رخ داد اکتشافات نفتی صدمات فراوانی را نصیب این شهر تاریخی کرد. این اکتشافات به خصوص در حوزه استخراج نفت منجر به حفر چاههای متعدد در کنار این محوطه تاریخی شد. 

 

وی افزود: به دلیل وجود گذرگاههای طبیعی با سنگ فرشها، جاده ها، دشت و جلگه خوزستان، تلاش کردیم این منطقه را از دستبرد حفاریهای ناموزون در امان نگه داریم اما در این محوطه چاه نفت زده شد و برای احداث آنها، جاده های خاکی نیز کشیدند و بسیاری از حلقه قنات های ساسانی و قبل از آن را تخریب کردند. همچنین تپه های موشکی، دوتلون سالارآباد، دوتلون ارجان، تل قماربازان، تل شلمبوزار، تل باغی، تل کردستان و ده ها تپه دیگر توسط کشاورزان تسطیح و نابود شده و مدارک آن موجود است و در صورت نیاز همه آنها را منتشر خواهم کرد.

پیش تر شهرام زارع سرپرست بررسی دشت بهبهان در همایشی که برای بررسی ارجان برگزار شد خاطر نشان کرد: بررسی‌های باستان‌شناسی و تهیه پرونده‌های ثبتی آثار، علاوه بر بالا بردن دانش ما از گذشته، موجب مراقبت و شناسنامه‌دار شدن آثار می‌شود. وی در ادامه از توانمندی دشت بهبهان و وجود استقرارهای متعدد پیش از تاریخی، تاریخی و اسلامی در این دشت یاد کرد و اظهار داشت: در این بررسی، در مجموع 15 محوطه پیش از تاریخی، 2 محوطه آغاز نگارش، 13 محوطه ایلامی، 5 محوطه هخامنشی، 10 محوطه ساسانی و 35 محوطه اسلامی شناسایی شد. ناصر خسرو قبادیانی، از جمله کسانی که در هنگام مسافرت تاریخی خود از ارجان گذشته و با دانشمندان آنجا به مباحثه پرداخته است.

+ نوشته شده در شنبه 17 آبان1393ساعت 2:21 توسط مجتبی گهستونی |

 سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان با اعلام خبر حضور ارزیابان یونسکو به منظور بررسی ثبت جهانی شوش در این منطقه، گفت: متن اعتراض دوستداران میراث فرهنگی درباره تعیین حریم این منطقه تاریخی به دفتر یونسکو ارسال شده است.

مجتبی گهستونی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی میزان، با اشاره به ورود ارزیابان یونسکو در شب 13 آبان به خوزستان اظهار کرد: ارزیابان یونسکو در صبح 14 آبان عازم شوش شدند تا بررسی های خود را به منظور ثبت جهانی شوش انجام دهند.
وی افزود: قرار است جلسه های فشرده ارزیابان یونسکو در فضایی آرام دنبال شود تا جو رسانه ای بر بررسی و گزارش آنها اثرگذار نباشد.
سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان با بیان این که مردم شوش ورود ارزیابان یونسکو را به فال نیک می گیرند، خاطرنشان کرد: همزمان با ورود این ارزیابان استقبال گرمی از سوی مردم محلی صورت گرفت که بیانگر مهمان نوازی اهالی خوزستان است.
گهستونی تصریح کرد: درباره ثبت شوش اختلاف نظرهایی از گذشته مبنی بر این که چه متراژی از حریم شوش به ثبت جهانی باید برسد بین اداره کل میراث فرهنگی خوزستان، جامعه باستانشناسی و نیز دوستداران میراث فرنگی وجود داشت.
وی افزود: برخی معتقدند حریم 400 متری شوش به ثبت برسد اما برخی بر عدد 800 و برخی نیز بر عدد یکهزار و 200 تاکید دارند. در نتیجه ابهام هایی بین کارشناسان برای تعین حریم شوش مطرح است.
سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تصریح کرد: سازمان و اداره کل میراث فرهنگی شوش تاکید دارند که باید کل شوش در ثبت جهانی دیده شود. دلیلی ندارد که این ثبت محدود به 400 متر شود. اما استدلال مخالفان این است که این سازمان مالکیت تمام محدوده وسیعی را که خواهان ثبت جهانی آن است را ندارد.
گهستونی با اشاره به این که ما درباره شهری سخن می گوییم که روزگاری پایتخت ایران زمین بوده است، گفت: محوطه های شوش گسترده و بزرگ است. اعدادی که درباره تعیین حریم عنوان می شود تمام محوطه ها را شامل نمی شود.
وی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر میراث فرهنگی خوزستان به دلایل مختلف مالی و حقوقی امکان تملک تمام محوطه شوش را ندارد. در صورتی که تمام بودجه میراث فرهنگی کشور نیز به این امر اختصاص یابد برای تملک محوطه های باستانی شوش کفایت نمی کند.
سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان ادامه داد: نخستین کاری که میراث فرهنگی خوزستان باید انجام دهد این است که اراضی که به حریم شوش مربوط است را به مرور تملک کند. به طور قطع این فرآند زمان بر است و به بودجه نیاز دارد.
گهستونی با بیان این که ما به عنوان دوستداران میراث فرهنگی خوزستان خواهان ثبت تمام محوطه باستانی شوش هستیم، عنوان کرد: متن تمام اعتراضات دوستداران میراث فرهنگی به صورت ترجمه به دفتر یونسکو ارسال شده است.
وی در پایان با تاکید بر این که اولویت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان در حال حاضر ثبت جهانی شوش است، گفت: میراث فرهنگی خوزستان بلافاصله پس خروج ارزیابان باید نگاه خود را به کل این استان پراکنده کند.

+ نوشته شده در جمعه 16 آبان1393ساعت 2:14 توسط مجتبی گهستونی |

آرامستان تاریخی اهواز محل تجمع معتادان

آرامستان مسیحیان و همچنین آرامستان مهاجران لهستانی در شهر اهواز تبدیل به محل اسکان کارتن خوابها و معتادان شهر شده است. به علت عدم پیگیری مناسب، آرامستان مذکور و سنگ مزار های آن در حال تخریب می باشد. مجموعه آرامستان مذکور که در ضلع غربی میدان ولایت محله حصیرآباد شهر اهواز قرار دارد، مدفن یکی از شهدای ۸ سال دفاع مقدس به نام مگردیچ طوماسیان نیز می باشد و متاسفانه به زودی سنگ مزار این شهید بزرگوار نیز به دست متجاوزان تخریب خواهد شد. اتفاقی که برای بیشتر سنگ مزارهای این مجموعه آرامستان شکل گرفته است.

مزار شهید مگردیچ طوماسیان

مزار شهید مگردیچ طوماسیان

معبر ورودی آرامستان که تا چندی پیش به عنوان میدان بارفروشان شهر بود نیز به محل دپو و تخلیه زباله و پسماندهای ساختمانی شهر تبدیل شده است. مجتبی گهستونی فعال میراث فرهنگی خوزستان و دبیر انجمن فرهنگی تاریانا در گفتگویی اعلام نمودند؛ پس از تعطیلی بازار بارفروشان و انتقال بازار آهن فروشان که در شرق و جنوب این مجوعه آرامستان قرار داشت ، ابتدا بخشی از دیوارهای آجری آن تخریب و درب بزرگ آهنی آن را سرقت کردند و این مقدمه ای شد برای حضور معتادان و سارقان بی پناه.

وی افزود؛ از همان روزهای نخست تخریب های تدریجی، موضوع به شهرداری اعلام شد و دوستداران میراث فرهنگی خواستار آن شدند تا شهرداری چتر حمایتی خود را بر سر گورستانی که متعلق به بیشمار شهروندانی از اهواز است پهن کند. قول ها و وعده هایی داده شد. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. تا اینکه معتادان و سارقان موفق شدند درب گورستان مشترک مسیحیان و لهستانی ها را سرقت کنند. موضوع برای چندمین بار به اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اعلام شد. اینبار چون فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی خوزستان که از تجربه بسیاری در حوزه میراث برخوردار بود با شنیدن موضوع خود راسا در محل حاضر و گزارشی در این خصوص به  مقامات ارشد خود نوشت.

دبیر انجمن تاریانا در ادامه اعلام کرد؛ دوستداران میراث فرهنگی جلساتی را مسیحیان خوزستان برگزار و سرقت در گورستان به کلانتری محل ابلاغ شد. خبر تخریب قبرها و سرقت صلیب ها و آهن آلاتی که در قبرها به کار رفته بود با انجمن دوستی ایران و لهستان در میان گذاشته شد و نامه ای به سفارت لهستان به همراه عکسی هایی از وضع موجود، به سفارت ارسال شد که متاسفانه تاکنون اقدام مثبتی انجام نشده است. در پیگیری های دیگری که انجام دادیم، معاونت میراث فرهنگی خوزستان پیشنهاد داد تا ما دوستداران میراث فرهنگی به همراه تعدادی از همکاران وی کلیه اطلاعات مربوط به افراد دفن شده در این دو قبرستان جمع آوری کرده و با تهیه طرحی زمینه ساماندهی و حفاظت از این دو قبر ستان را بوجود بیاوریم.

درب سرقت شده و دیوارهای تخریب شده آرامستان اهواز

درب سرقت شده و دیوارهای تخریب شده آرامستان اهواز

آقای گهستونی گفت: در پیشنهادی که اخیرا به شهردار، اعضای شورای شهر و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان برای برون رفت مشکلات پیش روی محوطه ها و بناها ارائه شد، طراحی و ساماندهی محور تاریخی، طبیعی و  گردشگری منطقه ۷ اهواز بود. چرا که با مصوب کردن و ساماندهی چنین محوطه ای ضمن سامان پیدا کردن گورستان متعلق به اقلیت های مذهبی و لهستانی ها، می توان به ساماندهی محله تاریخی عامری، طراحی پروژهای گردشگری حاشیه رودخانه کارون در مجاورت بناهای نام برده شد، ساماندهی دو محوطه تاریخی گورستان سنگی کوهساران و تپه آسیه آباد و…. پرداخت. شایان ذکر است محوطه ای که دو گورستان متعلق به ارامنه، آشوری ها، کاتولیک ها، پروتستان ها و لهستانی ها در آن واقع است در منطقه ۷ اهواز قرار دارد و در پیرامون خود آثار و محوطه های تاریخی دیگری همچون تپه باستانی آسیه آباد، گورستان سنگی باستانی موسوم به کوهساران و بافت تاریخی محله عامری را دارد.

سنگ مزارهای ویران شده آرامستان اهواز

سنگ مزارهای ویران شده آرامستان اهواز

رضا نیک‌پور، پژوهشگر و مدیر انجمن دوستی ایران و لهستان در گفتگوی اعلام نمود: این آرامستان بخشی از هویت ملی و جامعه ایرانی است که بیانگر بخشی از تاریخ ایران در زمان جنگ جهانی دوم را بیان می کند، تاریخی که ایران و ایرانیان را به عنوان میزبانان مهربان و مهمان نواز نشان می دهد. وی که دانش آموخته تاریخ بوده در ادامه افزود؛ تخریب و نوسازی یکی از عناصر اصلی پیشرفت است ولیکن تخریب یک اثر باستانی و تاریخی که بیانگر بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی یک سرزمین است قابل نوسازی و بازسازی بهتر نیست و تمامی نهادها و سازمانهای مربوطه می توانند نقشی اساسی در بهسازی این اثر داشته باشد.

وی در ادامه گفتگو اعلام کرد؛ زیر هر سنگ مزار تاریخی پنهان شده و با توجه به برگزاری تورهای جدید آرامستان گردی در ایران، مجموعه آرامگاهی فوق الذکر می تواند به همراه سایتهای نزدیک این گورستان به عنوان یکی از سایتهای گردشگری شهر اهواز معرفی و باعث رونق گردشگری در این شهر شود و از سویی دیگر می تواند در بهبود روابط دیپلماتیک فی مابین ایران و کشورهای دیگر نقش موثری داشته باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 23:16 توسط مجتبی گهستونی |

هرچند تا پای رسانه و چاپ گزارش در روزنامه به میان می‌آید نه ماموران حفاظت آثار تاریخی به صورت رسمی لب به سخن می‌گشایند و نه مسئولان‌شان از کمبودها می‌گویند تا شاید بتوان مشکلات آنها را از این راه‌حل کرد اما در گفت‌وگوهای غیررسمی تقریبا همه نگهبانان میراث فرهنگی در هرجای ایران که باشند، مشکلات یکسانی دارند. تعدادی از آنها به دلیل کهولت سن طبق قانون نمی‌توانند بیمه شوند، برخی به دلیل کمبود نیرو مجبورند در دو شیفت کار کنند و حتی در این صورت حقوق آنها به زحمت به ماهی یک میلیون تومان می‌رسد و همین‌طور پیش آمده که چند ماه حقوق نگرفته باشند و با وسایل حمل‌ونقل شخصی خود که اغلب موتور است مجبور به سرکشی باشند. سازمان میراث فرهنگی به آنها هزینه روزی یک لیتر سهمیه بنزین را می‌دهد که گاه چند سال است همین میزان هم پرداخت نشده است. این در حالی است که دیگر ارگان‌های دولتی برای نمونه سازمان حفاظت محیط‌زیست یا وزارت راه و ترابری، استانداری و فرمانداری‌ها هریک خودروهای لوکس خارجی برای رفت و آمد و همین‌طور سرکشی به محدوده‌های استحفاظی خود دارند.

خبر تلخ است و کوتاه اما تلخی‌اش ماندگار است و شاهدی بر مصائبی که نگهبانان میراث فرهنگی متحمل می‌شوند تا از میراث ملی ما پاسداری کنند. «نگهبان خانه بروجردی‌ها در کاشان خود را در این بنای تاریخی حلق‌آویز کرد.»

این خبر را خبرگزاری میراث فرهنگی عصر یکشنبه منتشر کرد. به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی کاشان، «میرعلی» 61 ساله از نیروهای خدماتی این اداره به شمار می‌رفت و از آنجایی که حدود پنج سال بود با خانواده خود زندگی نمی‌کرد شب‌ها در خانه بروجردی‌ها که مقر اداره میراث‌فرهنگی کاشان است به نگهبانی می‌پرداخت؛«او فردی خوش‌برخورد و خوش‌اخلاق بود و حقوق و مزایایش همیشه پرداخت می‌شد.»

این در حالی است که از سوی دیگر علیرضا عبدالله‌زاده، مسئول حراست میراث فرهنگی اداره میراث‌فرهنگی کاشان در گفت‌وگو با سایت محلی «کاشان‌نیوز» گفته است: « وی در این دوره به هیچ‌وجه تحت پوشش بیمه درمانی نبود و به دلیل سن بالای این شخص از بیمه کردن و استخدامش معذور بودیم.»

اما در پورتال اداره میراث‌فرهنگی کاشان آمده که میرعلی مدتی بود به‌دلیل مشکلاتی که داشت با خود زیر لب حرف می‌زد و گویا به افسردگی مبتلا شده بود تا جایی که به دکتر اعصاب نیز مراجعه کرده و قرص آرام‌بخشی برای او تجویز شده بود.

جدا از اینکه میرعلی به دلیل افسردگی خودکشی کرده یا به دلیل مشکلات مالی، وضعیت مالی نگهبانان میراث فرهنگی که شبانه‌روز باید مراقب آثار تاریخی باشند، مناسب نیست. این جدای از این قضیه است که تعداد نگهبانان میراث فرهنگی در کل بسیار کم است و گاه هریک از آنها مجبورند چند محوطه و اثر تاریخی را مراقبت و برای سرکشی به آنها با موتورسیکلت و خودروهای شخصی خود طی مسیر کنند.

 مشت نمونه خروار

 خوزستان را بهشت باستان‌شناسان می‌نامند. استانی باستانی که از دوره ایلامی‌ها مورد سکونت بوده و طبق آمار غیررسمی حدود 20 هزار اثر و محوطه باستانی و تاریخی دارد که طبق آمار رسمی حدود 900 اثر تاریخی آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. ماموران یگان حفاظت میراث فرهنگی این استان با تهدیداتی چون تعدد حفاری‌های غیرمجاز، عملیات‌های اجرایی توسط ارگان‌های عمرانی که در محوطه‌های تاریخی صورت می‌گیرد، خرید و فروش سکه‌های تقلبی، عدم‌پرداخت حق‌الکشف ماموران کاشف و همچنین نگهبانی از مرزهای گسترده آبی و خاکی استان خوزستان روبه‌رو هستند که تعداد کم این ماموران پاسخگوی تمام نیازهای استان نیست. 

مجتبی گهستونی، سخنگو و دبیر انجمن میراث فرهنگی تاریانا با برشمردن این مشکلات به روزنامه فرهیختگان می‌گوید: «بارها و بارها مشکلات نیروهای یگان حفاظت را با مسئولان مرتبط در میان گذاشته‌ایم اما به هیچ‌یک از آنها ترتیب‌اثر داده نشده است.» او نیز کمبود نیرو، کمبود وسایل حمل‌ونقل، نداشتن سلاح‌های گرم و سرد، کمبود لباس‌های متحدالشکل و مناسب و همین‌طور بعد مسافت را از بزرگ‌ترین مشکلات این افراد می‌داند و می‌گوید: «از نظر امنیتی جان این نیروها هم در خطر است و آنها بدون داشتن اسلحه سرد و گرم از محوطه‌ها و آثار تاریخی کشور مراقبت می‌کنند، این درحالی است که حفاران غیرمجاز اغلب به صورت گروهی و همیشه در شب‌ها محوطه‌ها را مورد غارت قرار می‌دهند و یک نفر چطور می‌تواند بدون داشتن وسایل حفاظتی با آنها مقابله کند.» گهستونی همچنین بر بعد مسافت و کمبود نیرو تاکید می‌کند و ادامه می‌دهد: «اگر یک نیروی حفاظتی در شوش بخواهد همه جای این محوطه باستانی را سرکشی کند باید روزی 70 الی 80 کیلومتر برود. حال بدون داشتن وسیله نقلیه چطور چنین چیزی امکان‌پذیر است؟»

 او به دیرکرد دریافت حقوق آنها نیز اشاره می‌کند که عده‌ای بین سه تا پنج ماه حقوق نگرفته‌اند و چون طرف حساب‌شان سازمان میراث فرهنگی است باید در این‌باره پاسخگو باشد. جا دارد از آنجا که سازمان میراث فرهنگی وظیفه ارائه حقوق و مزایای نگهبانان آثار تاریخی را بر عهده دارد به فکر راهکارهایی برای ارتقای منزلت و جایگاه این افراد، افزایش حقوق و مزایا، بیمه و به کار گیری نیروهای بیشتر باشد تا اطمینان بیشتری حاصل شود که آثار تاریخی از گزند تخریب و قاچاقچیان محفوظ نگه داشته خواهدشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 19:5 توسط مجتبی گهستونی |

مطالب قدیمی‌تر