نمایشگاه تخصصی صنایع دستی توسط اداره‌ میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اهواز در سالن خلیج فارس محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی این شهرستان برپا شد. خبرنگار همشهری در حاشیه این نمایشگاه به گفت‌وگو با مسئولان و فعالان این حوزه پرداخته است.

حضور ۱۲۰ صنعتگر نمونه

رئیس اداره‌ میراث فرهنگی اهواز در گفت وگو با خبرنگار همشهری می‌گوید: این اولین بار است که این اداره نمایشگاه صنایع دستی برگزار می‌کند و در این نمایشگاه از ۶۰ صنعتگر اهوازی و صنعتگرانی از خارج استان دعوت کرده ایم که در مجموع ۱۲۰ صنعتگر نمونه در این نمایشگاه به عرضه محصولات خود پرداخته‌اند.

«غلامرضا جلیلی نیا» نخستین هدف از برپایی این نمایشگاه را تقویت صنعتگران اهوازی و ایجاد فرصتی برای ارائه کالاهای تولیدی سالانه آنها و عرضه بدون واسطه به مردم اعلام می‌کند و ادامه می‌دهد: هدف دیگر از برگزاری این نمایشگاه، آشنایی بیشتر مردم با صنایع دستی اهواز و استان خوزستان و کشور است. در این نمایشگاه از بهترین صنعتگران دارای پروانه کار که مخارج زندگی خود را از این راه تامین می‌کنند، دعوت به عمل آمده است.

تصاویر / نمايشگاه تخصصی صنايع دستی در اهواز

افتتاح بازارچه تخصصی

از دیگر سو، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان هم پس از بازدید از این نمایشگاه، در گفت وگو با خبرنگار همشهری بیان می‌کند: بخش بزرگی از این نمایشگاه از صنعتگران خوزستانی خصوصا کلانشهر اهواز تشکیل شده است. لازم است از اداره میراث فرهنگی اهواز، انجمن تاریانا، سایر انجمن‌ها و دست اندرکاران تقدیر و تشکر کنم.

«افشین حیدری» اظهار می‌کند: در صورتی که این روند ادامه داشته باشد به سمتی حرکت خواهیم کرد که بازاریابی صنایع دستی در استان رونق یابد، که کاربردی شدن آن و ایجاد انگیزه رقابت بیشتر خواهد شد و این اداره کل هم از طرح‌ها و ایده‌هایی که در این زمینه باشد حمایت خواهد کرد.

وی از افتتاح اولین بازارچه تخصصی صنایع دستی اهواز در یکی دو ماه آینده خبر می‌دهد و تصریح می‌کند: این کلانشهر صاحب بازارچه خواهد شد که توافقی نیز در این زمینه با شهرداری داشته ایم تا همکاری و مساعدت کند. یا زمینی برای ایجاد بازارچه به ما تخصیص بدهد و یا این‌که با یکدیگر به صورت مشارکتی کار کنیم.

حضور چشمگیر صنعتگران اهوازی

معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان هم در گفت وگو با خبرنگار همشهری، کیفیت این نمایشگاه را با توجه به این‌که توسط صنعتگران هنرمند اهوازی برگزار شده است به مراتب بهتر از سال‌های گذشته می‌داند و می‌گوید: حضور صنعتگران اهوازی چشمگیر است و ما شاهد رشد آنها هستیم.

«امیر عباس کاویانی» اضافه می‌کند: در نمایشگاهی که بهمن ماه ۹۳ برگزار شد، فقط از محصولات صنعتی استان ۳ سالن را پُر کردیم که این نشان می‌دهد این حوزه رو به پیشرفت است.

وی استقبال از این نمایشگاه را با توجه به فصل گرما بسیار خوب و مناسب ارزیابی می‌کند و می‌افزاید: در صحبت‌هایی که با دوستان صنعتگر داشته ام، فروش را نیز خوب ارزیابی کرده اند. ما این دست نمایشگاه‌ها را معمولا در فصل زمستان برگزار می‌کنیم که برای این نمایشگاه به مناسبت عید سعید فطر در این زمان برپا شد.

خرید صنایع دستی نیاز به فرهنگ سازی دارد

کاویانی اظهار می‌کند: ما هر چقدر بتوانیم تعداد این نمایشگاه‌ها را بیشتر بکنیم، خواهیم توانست تا بیشتر مردم را با صنایع دستی آشنا کرده و آن را ترویج بدهیم و صنایع دستی را در سبد خرید خانوار جا دهیم؛ چون به هر حال خرید صنایع دستی نیاز به فرهنگسازی دارد و برای اینکه خریدار و همشهریان نیاز پیدا کنند باید در مکانی این تولیدات دستی را ببینند. بعضی‌ها تا همین چند سال پیش در جریان نبوده‌اند که ما چقدر صنایع دستی در استان داریم. با توجه به تعدد برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی، مردم هم کم کم با آن آشنا خواهند شد. این اولین باری است که اداره میراث فرهنگی اهواز به صورت مستقل نمایشگاه صنایع دستی برگزار می‌کند. وی بیان می‌کند: در نمایشگاه‌های ملی و نمایشگاه‌های استانی بزرگ که همراه با جشنواره‌های اقوام است استقبال بسیار رضایت بخش است و فروش خوبی هم داریم .

اهواز در خاطرات

دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان (تاریانا) نیز در محل غرفه این انجمن در گفت وگو با خبرنگار همشهری بیان می‌کند: در این نمایشگاه این انجمن اقدام به برپایی نمایشگاه عکس‌های قدیم و جدید اهواز در ۲ بخش قبل و بعد از انقلاب با موضوع «اهواز در خاطرات» کرده است.

«مجتبی گهستونی» تشریح می‌کند: در بخش عکس‌های قبل از انقلاب به مردم شناسی پرداخته شده است؛ تیپ و زندگی و عکس‌های یادگاری و خانوادگی مردم و نماهایی عمومی از شهر اهواز. در بخش دوم عکس‌هایی که از بناها و مکان‌ها گرفته‌ام به نمایش گذاشته شده اند که شامل: مساجد، خانه‌های تاریخی، حمام‌ها، تیمچه‌ها، سراهای بازرگانی، پل‌ها و خیابان‌هاست. تصاویری هم از مدارک شناسایی و تمبرهای اهواز و نشریاتی که در این شهر منتشر شده به نمایش گذاشته شده است.

وی هدف از برپایی این نمایشگاه عکس را ایجاد یک حس نوستالژیک برای خانواده‌های اهوازی و بازدیدکنندگان و این‌که خاطرات مختلفی از این مکان‌ها دارند اعلام و اظهار می‌کند: اداره‌ میراث فرهنگی اهواز برای مردم خوزستان و اهواز کاملا ناشناخته است و با برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی مردم می‌توانند تا حدودی با حوزه‌ میراث فرهنگی ارتباط برقرار کنند.

گهستونی می‌افزاید: به لحاظ محتوایی ادعایی نداریم که عکس‌ها کاملا حرفه ای و تابع هنر عکاسی هستند. بلکه هدف این بوده است تا از طریق عکس، شهر اهواز و مکان‌های تاریخی و غیر تاریخی این شهر را معرفی کنیم.

نمایشگاه عکس در فرودگاه اهواز

وی اضافه می‌کند: این دومین نمایشگاه عکسی است که انجمن تاریانا در سال ۹۴ برگزار می‌کند. اولین نمایشگاه عکس در اردیبهشت ماه در نگارخانه اهواز برگزار شد و به‌ زودی در همین ماه نمایشگاه عکس سوم را هم البته با تغییرات و وسعت بیشتری در محل فرودگاه بین‌المللی اهواز برگزار خواهیم کرد.

 

گزارش و گفتگو از: میلاد گل‌داری

 

+ نوشته شده در دوشنبه ۵ مرداد۱۳۹۴ساعت 2:32 توسط مجتبی گهستونی |

یک خوزستان‌شناس خاطرنشان کرد: تقریبا 2 هفته از یک تحول بسیار مهم فرهنگی برای استان خوزستان می‌گذرد؛ ثبت جهانی شهر شوش از سوی سازمان یونسکو یعنی برجسته‌ترین نهاد بین‌المللی پاسدار این گونه مکان‌ها و ارزش‌های فرهنگی ـ معنوی دارای اهمیت جهانی اما...

دکتر عباس امام در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار داشت: طبیعی است این اقدام مایه خوشحالی هر خوزستانی و افتخار هر ایرانی است به ویژه آن که اکنون خوزستان تنها استانی است در این کشور که  تاکنون سه اثر آن به درجه عالی "ثبت جهانی" رسیده‌اند؛ بعد از چغازنبیل  شوش و سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر.

عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز تاکید کرد: واقعیت این است که اگر عمیق‌تر به قضیه نگاه کنیم در عین خوش‌بینی نسبی به سرانجام این ابتکار جهانی به لحاظ آینده شهر باستانی شوش آن گاه خواهیم دید که همین نکته باید هشداری برای همه ما خوزستانی‌ها و دوستداران میراث فرهنگی ـ تمدنی این استان باشد. چرا؟ علت آن است که از نظر مقررات اساس‌نامه‌ای و آیین‌نامه‌های یونسکو زمانی این عنوان به مکانی اختصاص داده می‌شود که آن "مکان منحصر بفرد" به هر دلیلی نیازمند توانمندسازی به یاری و همکاری جهانیان می‌شود تا برای پیشگیری از ویرانی آن برنامه‌ریزی سامان‌مند کرده و برای احیا و رونق بخشیدن به وضعیت آن سازه طرح‌های نوینی به اجرا درآید.

امام افزود: اتفاقا در این راستا بازخوانی خاطرات  و مصاحبه‌های  روانشاد پروفسور شهریار عدل در سال‌های پس از انقلاب و جنگ تحمیلی و انگیزه‌های وی در تلاش برای پیگیری ثبت جهانی پرونده‌های تخت جمشید و شوش از این دیدگاه شایسته یادآوری است. طبیعی است از این جهت باید از این اقدام یونسکو و سازمان میراث فرهنگی کشور بی‌نهایت قدردانی کرد و به روان آن باستان‌شناس وطن‌پرست درود فرستاد.

مترجم کتاب ""سفرنامه پژوهشی سرهنگ ویلیام کنت لافتوس نخستین کاوشگر شوش" تصریح کرد: بیایید منصفانه ببینیم ما خود چه بلایی به سر میراث فرهنگی خود آورده و می‌آوریم و در عوض نهادهای بین‌المللی ذیربط چه مسوولانه و دلسوزانه با این امور برخورد می‌کنند و از همگان در سطح جهان می‌خواهند تا دست یاری به سوی کشور ما دراز کنند و از بروز وضعیت ناپسند و زیانبار احتمالی جلوگیری کنند! شاید این گفته مرا بدبینی و منفی‌بافی تلقی کنید اما باور بفرمایید چنین نیست. باید اعتراف کنیم "روند" بی‌توجهی تاسف‌آور ما به "نگاهداشت شایسته" میراث نیاکان خود ما این شرایط را برای ما رقم زده است.

پژوهشگر میراث فرهنگی خوزستان ادامه داد: برای این که قدری با مشکلات استان خوزستان به عنوان یکی از غنی‌ترین خاستگاه‌های تمدن بشری آشنا شوید لازم نیست حتما شما را به سال‌ها و دهه‌های دور ببریم تا ببینید ما خوزستانی‌ها و غیرخوزستانی‌های ایرانی چه بلایی بر سر میراث فرهنگی ابا و اجدادی خود آورده و می‌آوریم. روز 24 تیر 1394 وقتی به سایت خبرگزاری ایسنای خوزسjان نگاه می‌کردم آه از نهادم برآمد؛ 2 خبر دردآور از این گونه بی‌توجهی‌های شایسته سرزنش ما. خبر اول با عنوان "شوش جهانی شد، اما دریغ از..." که در آن یکی از اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش دردمندانه گلایه می‌کند از نبود کوچک‌ترین نگاه دلسوزانه از سوی مسوولان شهرستان شوش. مسوولانی که حتی حاضر نشدند در مراسمی که برای ثبت جهانی شوش برگزار شده بود شرکت کنند. رییس میراث فرهنگی، فرماندار شهر و اعضای شورای شهر و دیگر مسوولان محترم شهر شوش کجای ماجرا بودند؟ و خبر دوم به نقل از دکتر محمد ابراهیم مظهری، مشاور عمرانی دانشگاه شهید چمران اهواز، که دردمندانه می‌گوید: "موریانه‌ها ساختمان تاریخی سه‌گوش اهواز را جویدند" و جالب است بدانیم ساختمان تاریخی"سه‌گوش" نه در بیابان‌های دوردست و سخت‌گذر خوزستان بلکه دقیقا در مرکز شهر اهواز و تقریبا در فاصله 500 متری ستاد استانداری خوزستان قرار دارد!

نویسنده کتاب تحقیقی "اندیمشک و اندیمشکی‌ها" در ادامه یادآوری کرد: همین یکی ـ دو ماه پیش بود که در منطقه چغامیش دزفول (به عنوان یکی از کهن‌ترین مناطق پیدایش تمدن بشری) بولدوزرهایی به جان این محوطه بسیار ارزشمند باستانی افتادند و با رسانه‌ای شدن ماجرا ابتدا مسوولان خونسرد میراث فرهنگی دزفول منکر قضیه شدند و صدا و سیمای خوزستان نیز با پخش یک سویه اظهارات آنان متاسفانه به یاری آن‌ها شتافت اما خوشبختانه با پیگیری تنی چند از فعالان انجمن‌های مردم‌نهاد استانی اصل ماجرا رو شد و باعث برکناری ربیس اداره میراث فرهنگی دزفول گردید.

امام گفت: اجازه دهید باز هم از همین ماه جاری به نقل از یکی دیگر از دوستداران میراث فرهنگی خوزستان به نام رسول عوده‌زاده اشاره کنم که باز در همین ماه در تاریخ 1/4/94 طی مقاله و گزارشی گسترده در سایت "بروال" از "تخریب دنباله‌دار میراث فرهنگی استان خوزستان" مثال‌های فراوانی ذکر کرده است. از جمله تخریب تپه‌های اقماری با چراغ سبز اداره میراث فرهنگی خوزستان، مجوز شهرداری اهواز برای تخریب سرای عجم و برخی دیگر از سازه‌های تاریخی در بافت قدیمی اهواز، بی‌توجهی به گورستان تاریخی لهستانی‌ها در میدان تره‌بار سابق اهواز، سرقت آهن‌آلات پل تاریخی کوت سید صالح در حوالی کوت عبدالله اهواز، بریدن شبانه سروهای کاخ قاجاری حمیدیه و نظایر آن‌ها. عزیزان دیگری از دوستداران میراث فرهنگی استان نیز از "تعرض و حفاری غیرمجاز" در معبد "بردنشانده" مسجدسلیمان، تعرض به تپه باستانی "عسکر مکرم" در شوشتر، تعرض غیرمسوولانه به "تل برمی" در رامهرمز و نظایر آن‌ها گزارش‌هایی تهیه و منتشر می‌کنند.

این استاد دانشگاه که تاکنون سمینارهای علمی متعددی با موضوع حفظ و صیانت از میراث فرهنگی خوزستان برگزار کرده با اشاره به این که دوستداران میراث فرهنگی استان خوزستان روزی نیست که از چنین نمونه‌های درد‌آوری در گوشه گوشه این استان سخن نگویند و گزارش‌هایی منتشر نکنند بیان کرد: برخی دیگر از این نمونه‌ها به این قرار است: تخریب فزآینده بافت‌های فرسوده شهری شهرهای دزفول، شوشتر و بهبهان، ویران سازی منازل سازمانی چشم‌نواز، خوش‌ساخت و گردشگرپسند شرکت نفت در شهرهای مسجدسلیمان، آبادان و ماهشهر، تخریب سازه‌های دوره‌های اسلامی در چندین منطقه ایذه، رامهرمز و اندیمشک و سرقت میراث فرهنگی به دست دزدان حرفه‌ای در این زمینه و حتی اخیرا تجاوز و تخریب دیوار دانشگاه‌های شهید چمران و علوم پزشکی جندی شاپور اهواز از سوی زمین‌خواران پلید به بهانه‌های واهی آن هم در شرایطی که آقای فرهاد افشارنیا، رییس کل دادگستری استان خوزستان، در تاریخ سوم تیر ماه جاری در جریان برپایی "همایش تجلیل از قضات و کارکنان نمونه دادگستری استان" از دستگیری 40 نفر کار چاق‌کن مرتبط با قوه قضاییه استان خبر می‌دهد و بعید نیست تنی چند از همین کار چاق‌کن‌ها با این گونه پرونده‌های میراث فرهنگی استان مرتبط باشند.

وی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی است که بررسی کارنامه تحسین‌برانگیز، نویدبخش و افتخارآفرین دلسوزان حوزه میراث فرهنگی استان که عمدتا به صورت داوطلبانه و در قالب تشکل‌های غیردولتی مانند " انجمن دوستداران میراث فرهنگی" (در شهرهای مختلف خوزستان)، "انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان" و نظایر آنان فعالیت می‌کنند از اهمیت ویژه و دو چندانی برخوردار می‌شود. در واقع، همین افراد و نهادها هستند که چونان "حافظان‌ همیشه هشیار میراث فرهنگی خوزستان " شب و روز نمی‌شناسند و تحرکات ضدفرهنگی غارتگران میراث فرهنگی خوزستان را رصد کرده و افشا می‌کنند آن هم در گمنامی، مواجهه با تهدیدات عوامل قاچاقچی اقلام میراثی، عدم برخورداری از پشتیبانی‌های حقوقی ـ قضایی و گاه حتی مزاحمت‌های سازمان‌های عریض و طویل دولتی و خصوصی و نیز در پاره‌ای موارد عوامل ناپاک در سیستم قضایی استان.

این دوستدار میراث فرهنگی همچنین گفت: بدیهی است هدف این فعالان دفاع از حفظ و حراست از هویت ایرانی ـ اسلامی این مرز و بوم است آن هم در شرایطی که نهادهای رسمی ذیربط در این امر یا از "توان مالی" و یا از "توانایی اجرایی" ضروری برای دگرگون‌سازی این شرایط برخوردار نیستند.

امام اظهار کرد: اینجانب به عنوان یکی از علاقه‌مندان "نگاهداشت" و نیز """پاسداشت" میراث فرهنگی استان خوزستان وظیفه خود می‌دانم نام چند تن از این عزیزان دلسوز و دوستدار میراث فرهنگی استان خوزستان را برای ثبت در تاریخ میراث فرهنگی این استان دیرپا و دیرزی در این جا ذکر کنم هرچند به هیچ وجه ادعای کامل بودن این فهرست را ندارم. باشد که روزبه‌روز بر شمار این گونه انسان‌های استان ما افزوده شود و از این پس ما از سویی شاهد کاهش این بلایای غیرطبیعی و انسان ساخته و از سوی دیگر رونق گردشگری در این استان باشیم. چنین باد:

 

مجتبی گهستونی (پیشگام پرتلاش حوزه میراث فرهنگی سرتاسر استان خوزستان)

ایوب سلطانی (از اندیکا)

هوشنگ عارفیان (از اندیمشک)

 علی جهانبخش و کوروش هاشمی (هر دو از لالی)

دولتی مختاران (از بهبهان)

منصور معتمدی (از رامهرمز)

امین نوری (از آبادان و خرمشهر)

 محمد آذرکیش و ابوطالب شهی‌زاده (هر دو از دزفول)

علی‌بویری و علی درویشی (هر دو از شوش)

عالیه چنگیزی ((در زمینه دفاع از میراث طبیعی کل استان)

منصوره رضوی (در زمینه دفاع از میراث معنوی کل استان)

سعید محمدپور (از اهواز)

قاسم عبیات (دوستدار میراث فرهنگی)

یونس شفیعی (از باغملک)

غانم سواری (از حمیدیه)

جلیل جعفری (دبیر سرویس فرهنگی و هنری ایسنای خوزستان)

 

عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در پایان گفت: یک توضیح پایانی و آن این که ""نگاهداشت" سازه‌های میراث فرهنگی فراوان و گسترده استان خوزستان نیازمند تخصیص بودجه‌های چندین میلیاردی است. بی‌تعارف بگویم با بودجه‌های میلیونی، قطره‌چکانی و دیرهنگام از هیچ فرد و نهادی کاری ساخته نیست. وقت آن رسیده ((اگر نگوییم بسیار هم دیر شده) تا نهادهای حاکمیتی مانند مجلس شورای اسلامی، دولت جمهوری اسلامی و قوه قضاییه با واقع‌بینی و به صورت هماهنگ چاره‌ای برای این ویرانی‌های گسترده و روزافزون میراث فرهنگی کشور و از جمله خوزستان بکنند.

امام همچنین ابراز امیدواری کرد: برنامه‌ای تدوین شود تا از صرف هزینه‌های هنگفت غیرضروری در سطح کشور و خارج کشور کاسته شود و در عوض به پشتیبانی از "نگاهداشت"  و "پاسداشت" سازه‌های ایرانی ـ اسلامی این سرزمین همت گمارند.

به گزارش ایسنای خوزستان دکتر سید عباس امام در سال ۱۳۳۸ در اندیمشک متولّد شد. وی تحصیلات متوسّطه را سال ۱۳۵۶در همین شهر به پایان رساند و در سال ۱۳۶۴ موفّق به اخذ مدرک کارشناسی زبان انگلیسی از دانشگاه شهید چمران اهواز گردید و در سال ۱۳۷۰ از دانشگاه شیراز در رشته آموزش زبان انگلیسی به اخذ مدرک کارشناسی ارشد نایل شد. وی دکترای خود را در همین رشته از دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخذ کرد.

امام هم‌اکنون عضو هیات علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز است و در کنار تدریس، تحقیق، تالیف و ترجمه در رشته تخصصی خود فعالیت‌ها و پژوهش‌های دامنه‌داری در حوزه خوزستان‌شناسی و تاریخ و میراث چند هزار ساله خوزستان انجام داده است که از جمله آنها می‌توان به برپایی سمینارهای متعدد، نگارش و انتشار مقاله و تالیف و ترجمه کتاب اشاره کرد.

+ نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 19:1 توسط مجتبی گهستونی |

گفت وگوی اختصاصی با آرش نورآقایی درباره اهواز پایتخت کتاب ایران

مجتبا گهستونی

خودش می گوید 28 شهریور ۱۳۵۳ بود که با پا یا سر، نمی‌دانم با کدام‌یک، به این دنیا اضافه شدم. در محل کار پدرم مجسمه‌ای از آرش کمانگیر بود که او دوستش داشت، همین دلیلی شد برای اسم من.

حرفه آرش نورآقایی نوشتن و سفر کردن است و آن را‌ضی‌اش می کند. راهنمای تورهای فرهنگی و طبیعت‌گردی در تورهای ورودی و خروجی، عضو هیات موسس و عضو هیات مدیره “انجمن صنفی کارگری راهنمایان گردشگری استان تهران، رییس هیات مدیره “کانون سراسری انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری”، مدرس راهنمایان گردشگری در موسسات گردشگری استان‎های تهران و خوزستان، ارائه گزارش‌ها، نوشتارها و سخنرانی های متعدد در رابطه با گردشگری، میراث فرهنگی، میراث معنوی، شناخت اسطوره‌ها و فرهنگ ایران و سایر کشورها، همکاری با شرکت های گردشگری در برگزاری تورهای داخلی، ورودی و خروجی، روزنامه‌نگار آزاد در حوزه گردشگری، میراث فرهنگی و میراث معنوی، همکاری در برگزاری سمینارهای مختلف در کشور، ایده پردازی، مشارکت و برگزاری هشت دوره پیاپی جشن راهنمایان گردشگری در تهران و شهرستان‎ها، همکاری در برگزاری کارگاه‌های آموزشی در قالب تورها و جلسات تئوری برای مسیرهای داخل و خارج کشور، همکاری در اصلاح و کارشناسی ۱۰۰۰ مسیر گردشگری کشور، همکاری در اصلاح و کارشناسی تورهای با علائق ویژه، مشاوره، همکاری و شرکت در چندین فیلم مستند، ایده‌پردازی و همکاری برای ایجاد “باغ ایرانی حقوق بشر” و... جزیی از فعالیت وی محسوب می شود.

انتشار کتب های اندیشه در اندیشه (متون ادبی)، مشاهده و اندیشه (داستان کوتاه و متون ادبی)، آموختن را نیاموخته‌ایم (متون کوتاه ادبی)، لبنان (کتاب جیبی شناخت کشور لبنان)، شناخت عدد طلایی (در رابطه با عدد فی)، راهنمای کاربردی زندگی در تهران (با همکاری دیگران)، عدد نماد اسطوره (پژوهش)، میراث معنوی (به عنوان همکار)، میراث جهانی (با همکاری دیگران) و راهنمای گردشگری استان خوزستان (با همکاری دیگران که هنوز منجر به چاپ نشده) از جمله تالیفات او به شمار می آید.  

در دیدار با او درباره اهواز پایتخت کتاب ایران، جشنواره مادران و پدران قصه گو، گردشگری ادبی و سفر به گفت وگو نشسته ام.

همانطور که اطلاع داريد اهواز به عنوان پايتخت کتاب ايران معرفي شده است. در نتيجه رويدادهاي مختلفي قرار است برگزار شود. اين تلاش ها نيم نگاهي دارد براي اينکه اهواز پايتخت کتاب جهان شود. اصلا چه اهميتي دارد يک شهر به « شهر ادبيات» تبديل شود؟

چند پرسش ابتدا قابل طرح است.وقتي از پايتخت کتاب حرف مي زنيم آيا مي خواهيم از اين عنوان فقط يک استفاده سطحي کنيم يا اينکه مي خواهيم به عمق موضوع هم مراجعه نماييم و يا تا چه حد، به فکر برنامه هاي کاربردي براي رواج کتاب و کتابخواني به صورت برنامه هاي بلند مدت هستيم. احساسم اين است وقتي درباره کتاب حرف مي زنيم و مي خواهيم در جامعه تاثير کتاب را به اثبات برسانيم بايد پروژه را بزرگ ببينيم و به متن کتاب بپردازيم تا حاشيه. به همين دليل بايد به مقوله ادبيات بپردازيم. اصولا کتاب زيرمجموعه اي از ادبيات است. از منظر ادبيات مي توانيم برنامه هاي کاربردي تر را برنامه ريزي کنيم. ادبيات را مي توان با مقوله هاي ديگري مثل سينما، گردشگري و خوشنويسي و ... پيوند بدهيم. اصلا به دنبال آن باشيم که ديالوگ هاي مطرح ادبي در فيلم ها کاربردي دارد ياخير؟ در بحث اهواز پايتخت کتاب شايد لازم باشد ما «مناطق آزاد کتاب» بوجود بياوريم. جايي که آدم ها به کتاب دسترسي آسان داشته باشند. فراتر از آن چيزي که ما امروز در بعضي اماکن عمومي مي بينيم. لازم است در ويژه برنامه هاي اهواز پايتخت کتاب «شب مترجم ها» برگزار شود. يا تئاترهايي اجرا شود که به موضوع کتاب بپردازد. با اين کارها مي توان شبکه کتابخواني بوجود آورد. يا در روزي همه مردم کتاب هاي خوانده شده خود را در مکاني بده بستان کنند. يعني «بازار روز کتاب» برگزار شود. با طرح اهواز پايتخت کتاب مي توان همه مردم شهر را درگير کرد. مي توان «اهواز» را در واقعيت و نه در حرف به«شهر ادبي» تبديل نمود. روي بچه هايي که مي توانند خوانندگان کتاب باشند بايد برنامه ريزي کرد. عکاسان شهر به «عکاسي از کتاب» ترغيب شوند. در سطح دنيا شهرهايي وجود دارد که به عنوان شهرهاي ادبي مطرح هستند. مثلا در «کشورچک»حضور«کافکا» کاملا قابل احساس است. آيا حضور«احمد محمود» در شهر اهواز قابل احساس است؟ آيا اصلا خياباني در اهواز به اسم نويسنده اي نامگذاري شده است؟  چرا وقتي مي رويم سر مزار قيصر امين پور در گتوند بايد حضور ايشان را احساس کرد.اينها نشان مي دهد که به شهر ادبي فکر نکرده ايم.در شهر اهواز مي توان سفرهاي ادبي بسياري برگزار کرد که در اين طرح هم اهواز و هم مردم اين شهر درگير موضوع خواهند شد.

 

وقتي درباره ادبيات صحبت مي کنيم بلافاصله قصه و شعر به ذهنمان مي آيد. در حالي کتاب زير مجموعه ديگر علوم ها را هم در بر مي گيرد. استدلال شما از اينکه مي گوييد «کتاب زير مجموعه ادبيات است» چيست؟

وقتي ما از شهر کتاب حرف مي زنيم پس درباره مطالعه حرف مي زنيم. مطالعه يک تعريف دارد. يعني خواندن غير رسانه اي و غير درسي. ادبيات فراتر از شعر و رمان است. سفرنامه ها و مطالب علمي هم ساحت ادبي دارند.

 

يعني مطالعه تاريخ سياسي، تحولات اجتماعي، عرفان هم بخشي از ادبيات محسوب مي شود؟  

بله بخشي از ادبيات محسوب مي شوند. ادبيات بار بزرگي را بر دوش کشيده است. به خصوص در ايران اين موضوع پررنگ است. اگر تاريخ ايران را نگاه کنيد متوجه خواهيد شد که افرادي فيلسوف، منجم، طبيب، رياضي دان، عارف و... هستند که  اديب نيز بوده اند. وقتي که شاعراني از جمله سعدي، حافظ، فردوسي، خيام، نظامي و... اديب هستندکه به ديگر علوم نيز اشراف داشتند. افرادي مثل ابن سينا، ناصرخسرو، بايزيد بسطامي و... هم اديب هستند که هر يک در علوم ديگري تبحر و صاحب نظرند. به طور کلي مي توان با شاهد مثال قرار دادن اين افراد گفت ادبيات در ايران بستر ظهور بسياري از علوم بوده است.

 

اگر براي گردشگر ادبي در اهواز به توصيف مکان هايي بپردازيم که در آثار نويسندگان خوزستاني اشاره شده ولي ممکن است همان گردشگر آن کتاب را نخوانده باشد،توصيف اين مکان ها چقدر ارزشمند است؟

اين مواردي که مي گوييد لازم و ملزوم هم هستند. گردشگري مي تواند به توليد کتاب و فرهنگ کتاب خواندن کمک کند و فرهنگ کتاب خواندن هم مي تواند به توسعه گردشگري کمک کند. خيلي ها بعد از اينکه مسير گردشگري ادبي «کليدرِمحمود دولت آبادي» را انجام دادم،ترغيب شدند که به مطالعه آن اثر بپردازند. خيلي ها هم برعکس کتاب کليدر را خوانده بودند ولي بعدش به سفر علاقمند شدند. شما وقتي گردشگر خود را وارد خيابان هاي اهواز مي کنيد و محل وقوع داستانهاي احمد محمود را به او نشان ميديد، هم شناختش از احمود محمود و ساير نويسندگان بيشتر مي شود و هم اينکه ترغيب مي شود،تا چنين داستان هاي را مطالعه کند.

 

با توجه به شناخت کافي شما از ويژگي هاي طبيعي و تاريخي خوزستان، تا چه حد ادبيات در خوزستان و جنوب را حس کرده ايد؟

عمده مطالعه من در حوزه گردشگري و ميراث فرهنگي است. اما خوزستان از دوران هاي باستان تاکنون و به طور مشخص از دوره عيلاميان و هخامنشيان، اشکانيان و ساسانيان تا دوره هاي اسلامي اينقدر ماجرا در خود ديده که ژانر ادبي خاص خود را به وجود آورده است. در همين دوران معاصر و اتفاقاتي که منجر به کشف چغازنبيل و صدهها اثر ديگر، کاوش در محوطه هاي باستاني، کشف نفت، جنگ تحميلي عراق بر عليه ايران، اتفاقات زييست محيطي، و..... باعث شد تا در روح مردم خوزستان نشست کرده و مي تواند بازخواني و به روش هاي مدرن به مردم ارائه شود.

 

از جمله زير شاخه هاي اهواز پايتخت کتاب ايران برگزاري جشنواره مادران و پدران قصه گو بود که ايده اوليه اش متعلق به شماست. شنيدن قصه هاي گاه خيالي مردم چقدر مي تواند در شکوفايي فرهنگ يک ملت و همچنين توجه به گردشگري تاثير بگذارد؟

فارغ از همه اين مطالبي که گفتي، من به مستند نگاري اعتقاد دارم. ما خيلي از داشته هايمان از جمله لهجه ها، گويش ها، پوشش ها را از دست داديم. اما دليل بر آن نمي شود که داستانها و اعتقاد آنان را نسبت به پيرامون خود مستندسازي نکنيم. سينه به سينه نقل شدنش يک ارزش دارد .رسانه اي کردن آن ارزش ديگري دارد. از طريق بعضي واژهايي که مادران و پدران مطرح مي کنند به توليد جغرافياي کلمات و تفکر کمک مي کند. اينکه ما يک جغرافياي انديشه اي داشته باشيم ضرورتي لازم است.تا به نسلي خدمت کنيم که هماره کتاب را جزيي از زندگي خويش بدانند.

 

وقتی اسم کاروانسرا به میان میاد جدا از مقوله  تجارت موضوع داستان ها و روایت هایی که بازرگانان از کشور خود به همراه داشتند و در مواقع گردهم آمدن مطرح میکردند به خاطرمان می آید. اصولا کاروانسراها در زمانه کنونی چه ارزش و اهمیتی دارد؟

از داشته های خودمان خوب استفاده نکردیم. میراث فرهنگی فقط دو آجر و یک سنگ نیست. کاروانسراها جز ژانرهای زادبومی ما محسوب می شود مثل قنات ها، چاپارخانه ها، کبوترخانه ها، قنات ها، آب انبارها، پادیاوها و...

شما وقتی در ایران سفر می کنی چیزی جز باغ، کوشک، پل، کتیبه و ژانرهای زادبومی که نمونه اش همین کاروانسرا است نمی بینی. کاروانسراها نقش مهمی در تاریخ ایران و دنیا ایفا کرده اند ولی باز  اهمیت آن را مستندنگاری نکردیم. همین جاده ابریشم را کاروانسراها به هم وصل کرده اند. بخشی از این کاروانسراها خصوصی، دولتی و بخشی دیگر عام المنفعه بوده اند. هر کدام از این کاروانسراها که در داخل و خارج شهر و روستا بوده معماری خاص خود را داشته اند.  اگر پایانه شرقی جاده ابریشم را شهر شیان چین و پایانه غربی را در ونیز ایتالیا در نظر بگیری مثلا در همدان افرادی از بصره، مغولستان، چین، ایران، ایتالیا و.... با هم در یک نقطه در ایران مواجه می شدند. این اتفاق بزرگ است. حال پرسش هایی مطرح می شود. این بازرگانان چگونه با هم حرف می زدند، درباره چی صحبت می کردند، چگونه به هم اعتماد می کردند. از طریق همین کاروانسراها بسیاری اسطوره ها و ادبیات ها به کشورهای دیگر منتقل شده اند. بعضی ها معتقدند که چون بخشی عمده جاده ابریشم در ایران بوده و سفرهای طولانی توسط بازرگانان خارجی در ایران صورت می گرفته، پس تمام این افراد به صورت فارسی با هم صحبت می کردند. حتی در نتیجه همین سفرهایی که در ایران و در این کاروانسراها صورت می گرفت بیماری های مسری فراوانی وارد ایران شد و یا از ایران خارج شد. قصه های مختلفی خلق شد و سینه به سینه طی مسیر کرد. اخبار دول مختلف پراکنده می شد. این کاروان ها همان بنگاههای خبری بودند که قابل بررسی هستند. نکته حائز همیت درباره کاروانسراها اینکه بخشی از آنچه که بوده اند امروز دیده می شود و بخش مهم و بسیار آن دیگر دیده نمی شود ولی وجود داشته و در شکل گیری فرهنگ و ادبیات ایران هم بسیار موثر بوده است. کاروانسراها چیزهایی در خود دارند که امروزه با بررسی آن به ما اطلاعات مفیدی می دهد. در کاروانسرایی که در ساوه وجود داشت دیوار نوشته ای را دیدم که متعلق به 150 سال پیش بود. یکی از آنها نوشته بود "من پسر شتردار تبریزی هستم که دارم میرم قم حرم حضرت معصومه را زیارت کنم".

وقتی به نقش برجسته های تاریخی ایران در کول فره ایذه خوزستان و تخت جمشید در فارس نگاه کنید متوجه می شوید که نمایندگان کشورهای مختلف به ایران سفر کرده اند.

+ نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 3:29 توسط مجتبی گهستونی |

مجتباگهستونی

حدود 90 سال است که ساختمان دانشکده ادبیات اهواز معروف به ساختمان سه گوش در محله امانیه به امید اینکه کاربری متناسب با شان بنا پیدا کند امان گرفته است.

ساختمان سه گوش در سال 1308 به عنوان مقر بانك ملی مركزی اهواز افتتاح شد، در سال 1311 مقر اداره حكومتی ولایت (استانداری) بود و در سال 1321 به مقر ارتش متفقین در خوزستان (در زمان اشغال اهواز در جنگ جهانی دوم) تبدیل بود. این ساختمان در سال 1330 مقر سازمان آمریكایی اصل چهار (Point four) ترومن، ستاد استانداری خوزستان، ستاد فرمانداری اهواز و اداره كل دارایی خوزستان بود. تا اینکه سرانجام ساختمان سه گوش در سال 1336 به مبلغ 2 میلیون و دویست هزار تومان از بانك ملی ایران خریداری و به دانشكده پزشكی دانشگاه گندی ‌شاپور تبدیل شد. سه گوش از سال 1345 تا 1350 دانش سرای عالی تربیت دبیر، مركز علوم پایه دانشگاه جندی‌شاپور، مركز علمی و سمعی‌ـ‌بصری دانشگاه جندی‌شاپور، دانشكده علوم و سازمان مركزی این دانشگاه بود. كاربری این ساختمان در سال 1350 به دانشكده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه جندی‌ شاپور تبدیل و در سال 1389 تخلیه و به دانشكده ادبیات و علوم انسانی واقع در دانشگاه شهید چمران منتقل شد.

با اینکه از زمان تخلیه این بنا تا به امروز پنج سال می گذرد اما نزدیک به 10 سال است که در خصوص موزه شدن دانشکده ادبیات اهواز کشمکش وجود دارد که با وسعتی بیش از 10 هزار متر مربع زیر بنا و تالارهای متعدد نخستین بخش دانشگاه اهواز (جندی شاپور) است که در دوره پهلوی اول با معماری خاص و به صورت دو نبش ساخته شد.

چهار سال پیش از تخلیه دانشکده ادبیات دکتر محمد رضا علم رئیس وقت دانشکده ادبیات اهواز با بیان اینکه ما تصمیم نداریم کاربری آن را از مرکز علمی تغییر دهیم و بعد از جابجایی دانشکده ادبیات این جا همچنان دانشگاه می‌ماند گفته بود: بعد از جابه‌جایی دانشکده ادبیات، این بنا به دانشکده هنر تغییر کاربری می دهد.

موضوع موزه منطقه ای، تالار، دانشگاه هنر و... بارها مطرح و حتی واکنش هایی از طرف مدیران دو دستگاه میراث فرهنگی خوزستان و دانشگاه شهیدچمران به همراه داشت به گونه ای که  افشین حیدری، مدیر کل میراث ‌فرهنگی خوزستان، در این باره توضیح داد: طی تفاهمنامه همکاری عمرانی و فرهنگی با موضوع «مرمت و بهره‌برداری از ساختمان سه گوش دانشگاه شهید چمران اهواز» میان دانشگاه دانشگاه اهواز، اداره کل میراث فرهنگی و استانداری خوزستان قرار است این بنا مرمت و بازسازی شود.

با این که دانشگاه شهید چمران اعلام کرده که این بنا پس از مرمت به عنوان بانک اطلاعاتی فرهنگی و پژوهشی استان، موزه علم و فناوری و خوزستان‌شناسی مورد بهره‌برداری قرار گیرد اما حیدری می‌گوید: کاربری این بنا بعد از گذارندن مراحل مرمت توسط اداره میراث‌فرهنگی و دانشگاه شهید چمران مشخص می‌شود.

این در حالی است که از جمله تعهدات سازمان میراث فرهنگی در این تفاهم‌نامه طراحی و تجهیز و در اختیار قرار دادن اسناد و اشیا برای راه‌اندازی موزه علم و فناوری استان، تهیه و گزارش پیشرفت کار و ارایه به دانشگاه و معاونت برنامه‌ریزی استانداری، تهیه طرح مرمت و بازسازی ساختمان با هماهنگی دانشگاه است.

از دیگر سو اداره کل میراث فرهنگی خوزستان خاطرنشان مى‌کند از آن جایی که شهر اهواز فاقد موزه است از سال‌ها قبل قرار بود که دانشکده ادبیات اهواز تبدیل به موزه شود چراکه این بنای تاریخى متعلق به دوران پهلوى است که مساحت زیادى دارد و در بهترین نقطه شهر واقع شده است. همچنین داراى سالن‌ها و اتاق‌هاى متعددى است که براى نگه‌دارى آثار باستانى و مجسمه‌ها و اشیاى بزرگ فضاى بسیار مناسبى دارد.

وضعیت بلاتکلیف ساختمان دانشکده ادبیات و پافشاری دانشگاه شهیدچمران برای جلوگیری از واگذاری موقت این بنا به میراث فرهنگی خوزستان به منظور انجام مرمت های لازم و آماده سازی آن برای راه اندازی موزه باعث شد تا در اوایل سال 1394 کلیه کتاب های نفیس چاپ سربی، خطی، سنگی و نسخه‌های دستی موجود در دانشکده ادبیات به پردیس دانشگاه منتقل شود. قدمت برخی از این کتاب ها به 500 سال میرسد و تعدادی از این کتاب‌ها به زبان فارسی و چاپ مصر، استانبول، کلکته، کابل و دهلی هستند که به موضوعات فقهی، علوم بلاغی، ستاره‌شناسی، تاریخ و ترجمه و .... است.

دكتر عباس امام، عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، كه در خصوص این دانشکده پژوهش‌هایی انجام داده، سمیناری برگزار کرده، نمایشگاه عكسی برپا و كتابی نوشته است گفت: ثبت سه گوش به عنوان اثری در زمره آثار میراث فرهنگی كشور نشان‌گر صحت این مدعا است به ویژه باید از معماری ویژه سه گوش نام برد كه آیینه چشم‌نوازی است از معماری با شكوه دوره ساسانی همراه با آجركاری‌ها و كاشی‌كاری‌های دوره اسلامی كه با طراحی معماران آلمانی غنیمت یافته است. از سوی دیگر سه گوش از یادگار‌های آثار و ابنیه مرتبط با دوران موسوم به دفاع مقدس از سال 1359 تا 1367 است چرا كه آثار زخم‌های برجا مانده از جنگ تجاوزكارانه صدام حسین هنوز هم بر بدن این نماد پایداری خوزستانیان و ایرانیان در برابر دیدگان است.

امام، در خصوص اهمیت بین‌المللی سه‌گوش، گفت: طراح و سازندگان آن آلمانی‌ها بوده‌اند و اولین صاحب منصب ساكن شده در سه گوش دكتر شو‌ن ‌آلمانی بوده كه ریاست نخستین بانك ملی خوزستان را برعهده داشته است. در اواخر دهه سی خورشیدی دانشكده پزشكی در سه گوش مستقر شد و تا حدود یك دهه بعد نخستین مدرسان علوم پایه پزشكی شاغل در سه گوش شهروندان آلمانی از دانشگاه توبینگن آلمان بوده‌اند و در سال‌هایی نیز مدرسان انگلیسی، آمریكایی، فرانسوی و بلژیكی در آن دست‌اندركار آموزش 2 رشته زبان و ادبیات انگلیسی و زبان و ادبیات فرانسه بوده‌اند.

وي اظهار داشت: از نگاه كلی و غیرتخصصی ساختمان سه گوش در حال حاضر دست‌خوش مخاطراتی است كه از جمله آن‌ها می‌توان به سپری شدن بخشی از عمر طبیعی ساختمان و آجری بودن آن در محیط مرطوب اهواز نام برد. در واقع شرجی بودن هوا در ماه‌های بسیاری از فصول سال آسیب‌پذیری این ساختمان را دوچندان كرده است.

+ نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 3:16 توسط مجتبی گهستونی |

تل برمی

منطقه تل‌برمی در رامهرمز یکی از آن مناطق باستانی مشهور خوزستان است که این روزها از سوی اداره کل راه و شهرسازی به دلیل ساخت جاده آسفالت به شدت در معرض تهدید است.

تپه تل برمی در سال ۱۳۴۷ در فهرست آثار ملی به شماره ۴۰۳ ثبت شد و نزدیک به سه دهه است که به روستایی تبدیل شده که با فاصله جاده کمربندی بهبهان – اهواز در کنار شهر رامهرمز قرار گرفته است.

این مرکز باستانی وسط دشت رامهرمز و در سمت راست رودخانه الله قرار گرفته است. مطالعات باستانی توسط باستان شناسان خارجی، دوران استقرار جمعیت در این تپه را هزاره پنجم پیش از میلاد عیلامی نو (نیمه اول هزاره پیش از میلاد) هخامنش، سلوکی، پارتی، ساسانی و اسلامی، تاریخ گذاری کرده اند.

از این محوطه نیز تعدادی کتیبه به دست آمده از جمله یک کتیبه سنگی به خط میخی متعلق به (هزاره چهارم پیش از میلاد) دو آجر نوشته به خط میخی یکی متعلق به «اونتاش ـ ناپیرشاه» پادشاه قدرتمند دوره عیلام میانه و سازنده «زیگورات چغازنبیل» و دیگری کتیبه علامی نو ـ بر آجر نوشته ای که حکایت از بازسازی معبدی به فرمان «شیلهاک اینشوشیناک» قدرتمندترین پادشاه سلسله «شوتروکیدها» در دوره عیلامی میانه دارد.

همچنین در تل برمی، گِل نوشته ای به دست آمده که به دلیل کوچکی، زیاد نمی توان آن را قرائت کرد اما از روی نوع نوشتار آن را به دوره «عیلام نو» منصوب می کنند. به گفته کارشناسان امروزه به کمک تل برمی این امکان ممکن شده است که الگوی رابطه متقابل سرزمین مرتفع (انشان) و سرزمین کم ارتفاع (شوش) در طول زمانی طولانی در یک ناحیه واسط میان پایتخت های عیلام باستان ـ شوش و اَنشان ـ را پیگیری کرد.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: پروژه تعریض جاده رامهرمز به رامشیر از سمت رامهرمز قرار است اجرا شود که متاسفانه این پروژه تعریض با تعرض به محوطه باستان تل برمی اجرا می شود. اگر این پروژه اجرا شود (که اصرار مسئولان رامهرمز به اجرای آن است) خسارت و لطمات جبران ناپذیری را به این محوطه که مربوط به دوران عیلامی است وارد می کند.

مجتبی گهستونی افزود: این محوطه باستانی ثبت ملی شده و همه در مورد باستانی بودن آن اطلاعات کافی و وافی دارند. این محوطه چالش های مختلفی دارد و یکی از آنها این است که با آغاز جنگ تحمیلی به مکانی برای اسکان موقت جنگ زده ها تبدیل شده و با گذشت ۳۰ سال از جنگ هنوز آن ساختمان هایی که برای اقامت موقت بودند وجود داشته و مردم جا به جا نشده اند و حالا این وسط می خواهند جاده هم بسازند.

وی عنوان کرد: در این محوطه کاوش صورت گرفته و تعیین حریم هم شده است؛ بنابراین کسی اجازه تعرض به آن را ندارد. اداره کل میراث فرهنگی خوزستان به اداره کل راه و شهرسازی استان و فرمانداری رامهرمز اعلام کرده که نباید به این اثر ملی تعرضی صورت گیرد. همچنین انجمن دوستداران میراث فرهنگی واکنش نشان داده اند که این تعرض غیر قانونی است چون تحت حفاظت قوانین و مقررات ناظر بر حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی بوده و دارای ضوابط عرصه و حریم است.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تصریح کرد: آثار تاریخی و فرهنگی برابر ماده ۲۶ قانون مدنی به عنوان منافع ملی و مصالح عمومی و برابر ماده ۱۳۵ قانون برنامه چهارم توسعه از ارکان اقتدار حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران اعلام شده بنابراین هر گونه تعرض به منطقه باستانی مذکور در واقع تعرض به منافع ملی و عمومی و مخدوش کردن اقتدار حاکمیتی ایران محسوب می شود.

گهستونی بیان کرد: برابر بخشنامه های مصوب، همه دستگاه های دولتی در مرحله مکان یابی و امکان سنجی موظف به استعلام از سازمان میراث فرهنگی هستند تا نظرات کارشناسی در پروژه ها لحاظ شود. متاسفانه در خصوص پروژه تعریض جاده رامهرمز به رامشیر نه تنها هیچ گونه استعلامی از میراث فرهنگی صورت نگرفته بلکه اصرار به انجام این پروژه وجود دارد.

 

دیرینگی رامهرمز به هزاره های قبل از میلاد می رسد

وی ادامه داد: بی شک دوستداران میراث فرهنگی خوزستان به هیچ وجه تمایلی به جلوگیری از اجرای پروژه هایی که به توسعه استان منجر می شوند، ندارد اما رعایت کردن ضوابط قانونی برای حفظ آثار تاریخی را خواستار هستیم.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان یادآور شد: رامهرمز از چند محوطه و بنای تاریخی منحصر به فرد برخوردار بوده که دیرینگی این شهر را به هزاره های پیش از میلاد می رساند بنابراین طبیعی است که پاسداشت چنین میراثی وظیفه همگان است.

 

آسفالت در نزدیکی های تل برمی

اما پروژه های راه سازی که در این محوطه در حال انجام است به شدت این محوطه تاریخی را تهدید می کند. در سال ۹۱ پروژه محور رامهرمز به رامشیر با ورود به حریم باستانی تل برمی رامهرمز آغاز شد. روسای وقت میراث فرهنگی این شهر از راه و شهرسازی شکایت کردند که متاسفانه رأی دادگاه مبنی بر منع تعقیب آنها بود.

احسان شیخ بارانی سرپرست میراث فرهنگی رامهرمز و هفتکل در همین زمینه در گفتگو با خبرنگار مهر بیان کرد: به هر حال سه ماه پیش که حکم سرپرستی خود را دریافت کردم و در همان روزهای نخست، نامه ای از سوی مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان به من ابلاغ شد و بر اساس آن ادامه کار در این پروژه را متوقف کردم. در هر صورت با وجود اینکه زیرسازی این پروژه انجام شده بود تا زمان وصول نتیجه نهایی متوقف باقی می ماند.

وی تصریح کرد: این پروژه در حال حاضر آماده آسفالت است که جلوی کار آن گرفته و محکم پای کار ایستاده ایم. اداره کل راه و شهرسازی استان خوزستان در سال ۹۱ این تعرض را انجام داده ولی اداره حقوق میراث فرهنگی خوزستان تمام قد برای تعطیلی این پروژه ایستاده هرچند که متاسفانه در آن زمان دادگاه راه و شهرسازی را تبرئه کرد.

سرپرست میراث فرهنگی رامهرمز و هفتکل تاکید کرد: اگر در این پروژه یک سانتی متر کار انجام شود برخورد قهری خواهیم کرد. برای تعیین تکلیف این پروژه باید منتظر پاسخ کارشناسان قوه قضائیه بمانیم.

 

توقف پروژه تا اعلام نتیجه دادگاه

شیخ بارانی اضافه کرد: نمی گذاریم تا راه و شهرسازی در جریان پرونده از فرصت سو استفاده کرده و پروژه خود را به اتمام برسانند. برای همین تا اعلام رأی از سوی دادگاه این پروژه باید متوقف باقی بماند.

وی در خصوص انتظارش از مسئولان در این ماجرا گفت: انتظار داریم، بر اساس ضوابط و قوانین میراث فرهنگی با این مسئله برخورد کنند هر چند که احساس می کنم در سال ۹۱ برای صدور رأی کم کاری های انجام شده است.

معاون ساخت و توسعه راه های راه و شهرسازی خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان اظهار کرد: پروژه تعریض جاده در واقع از مسیر شهرک سلمان رد شده و طول مسیر نیز چهار هزار و ۲۰۰ متر از این شهرک تا سه راهی کیمه رامهرمز است.

مراد مهری افزود: در این قسمت می خواهیم یک باند دوم را در کنار جاده قدیمی خودمان تعریض کنیم که میراث فرهنگی اعلام کرد با این کار از محوطه باستانی تل برمی عبور می کنید و حفاری در این محوطه ممنوع است. بنابراین شهرسازی اقدام به انجام پروژه بدون عملیات خاکبرداری کرد یعنی خاکریزی را به جای حفاری انجام داد.

 

پروژه تعریض در حریم جاده انجام شده

وی تصریح کرد: جاده ما هم به هر حال یک حریم ۳۸ متری دارد که ما نیز در همان حریم مشغول به کار هستیم. سه روز پیش جلسه ای را با مسئولان میراث فرهنگی خوزستان برگزار کردیم و اعلام کردیم که مسائل مورد نظر آنها تأمین می شود ولی باید تا چند روز آینده منتظر جواب و اعلام نتیجه از سوی میراث فرهنگی باشیم.

معاون ساخت و توسعه راه های راه و شهرسازی خوزستان بیان کرد: این تعریض فقط ۱۱ متر است در صورتی که تا ۳۸ متر حریم جاده را داریم. اعتبار این پروژه حدود ۳۰ میلیارد ریال بوده و باید به این نکته توجه داشت که بحث راه نیز اهمیت خاص خودش را برای مردم دارد.

مهری در پایان گفت: جاده برای برقراری ارتباطات انسان ضروری بوده و مردم نیازمند به آن هستند و این پروژه در واقع راه ارتباطی بین دو شهر و یک شهرک است.

موقعیت دشت رامهرمز این امر را القا می کند که در نتیجه افزایش مبادلات میان دشت خوزستان و سرزمین مرتفع فارس جمعیت در «تل برمی» افزایش چشمگیری یافته است.

مهمترین استقرار جمعیتی در شرق خوزستان در هزاره سوم پیش از میلاد در تل برمی شکل گرفته است. داده های باستان شناسی از وجود یک شهر مهم در (نیمه دوم هزاره سوم پیش از میلاد) در «تل برمی» حکایت می کنند. تاکنون هیچ معبد یا ساختار شهری متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد در حوزه تمدن عیلام حفاری و مطالعه نشده است. کاوش های باستان شناسی در «تل برمی» می توانند اطلاعات منحصر به فردی در خصوص معماری مذهبی و شهری سرزمین ایران در (هزاره سوم پیش از میلاد) ارائه دهند.

در دوره عیلام میانه (هزاره دوم پیش از میلاد) بخش اعظم جمعیت دشت رامهرمز در شهر مرکزی که امروزه بقایای آن به «تل برمی» معروف است زندگی می کردند. در این دوره ساختمان های عمومی و مناطق مسکونی این شهر «تل برمی» ۱۸ هکتار را شامل می شدند.

 

خبرنگار: کوثر کریمی

+ نوشته شده در جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ساعت 3:8 توسط مجتبی گهستونی |

گفتگو از: میلاد گل‌داری

نامناسب بودن وضعیت میراث فرهنگی در برخی شهرهای خوزستان که به گفته برخی از فعالان این حوزه در حال نابودی است، دغدغه جدی دوستداران میراث فرهنگی است. برای واکاوی بیشتر این موضوع به گفت‌وگو با دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان (تاریانا) نشسته‌ایم.

دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان می‌گوید: سازمان میراث فرهنگی سازمانی حاکمیتی است که قدرت اجرایی آن را قانون مشخص کرده است، ولی به مقوله فرهنگ توجه لازم نمی شود. سازمان به دلیل مشکلات ساختاری در طول سال‌های مختلف متحمل ضررها و تزلزل‌هایی شده است و همین باعث شده تا در سطوح پایین‌تر و در استان‌ها نیز کمی‌ها و کاستی‌های زیادی وجود داشته باشد و آن طور که باید و شاید سازمان نتواند نقش حاکمیتی خود را در ابعاد مختلف اجرا کند.

 

مدیریت‌های ناکارآمد

«مجتبی گهستونی» یکی از مشکلات حوزه میراث فرهنگی را نوع نگاه برخی مدیران به خصوص در یکی دو دوره اخیر می‌داند و می‌گوید: شاهد بوده ایم که انتصاب‌ها به ویژه در رأس سازمان غیرتخصصی بوده است. بعضی افراد منتصب شده هیچ شناختی از این حوزه ندارند و همین هم علت وارد آمدن ضربات جبران ناپذیری به این حوزه شده است. وی انتخاب سلیقه‌ای این دسته از مدیران و حضور آنان به این شکل در سازمان میراث فرهنگی را حاشیه‌ساز می‌داند که به لایه‌های زیرین سازمان هم تسری پیدا کرده است و در این رابطه بیان می‌کند: همه این‌ها در صورتی اتفاق افتاده است که بدنه این سازمان باید بدنه‌ای کاملا کارشناسی باشد، ولی تحت الشعاع تصمیمات سلیقه‌ای مدیرانی قرار گرفته است که با اعمال فشار و لابی‌های قدرت بر سر کار قرار گرفته اند.

 

تاثیر مدیران جایگاه میراث استان

این فعال میراث فرهنگی در ادامه ضمن بیان اینکه استان از سابقه بسیار زیادی در طول تاریخ برخوردار بوده، اظهار می‌کند: این استان سرآمد استان‌های تاریخی کشور بوده و جایگاه بسیار مهمی داشته است. اما جایگاه میراث فرهنگی این استان بی تاثیر از انتخاب‌های سیاسی در دوره‌های مختلف نبوده است. ما کمتر سراغ داشته ایم که مدیری متخصص برای میراث فرهنگی استان بر سر کار بیاید که توانایی‌های لازم را داشته باشد. اما به طور استثنا مدیرانی داشته‌ایم که شاید تخصص لازم را نداشته‌اند، اما سعی کرده اند تا به میراث فرهنگی خوزستان کمک کنند. در حال حاضر میراث فرهنگی استان خوزستان بیشتر نیازمند فردی توانا و مدیر است تا فردی که تخصص داشته باشد، اما توانایی و قدرت مدیریت میراث فرهنگی استان را نداشته باشد. گهستونی اضافه می‌کند: انتخاب افراد فاقد صلاحیت موجب می‌شود تا بسیاری از آثار تاریخی مورد بی‌توجهی و غفلت قرار بگیرد.

 

وضعیت نامطلوب محوطه‌ها و بناهای تاریخی

دبیر و سخنگوی انجمن تاریانا می‌افزاید: خوزستان به واسطه تنوع و گستردگی آثار تاریخی و تنوع قومیتی و فرهنگی و موقعیت جغرافیایی و سیاسی که دارد در طول تاریخ همیشه حائز اهمیت بوده است و مولفه‌های تاریخی فراوانی دارد. اما امروزه وضعیت محوطه و بناهای تاریخی این استان مطلوب و در شأن و جایگاه مناسب نیست. محوطه‌های بی‌شماری هستند که هنوز شناسایی و ثبت ملی نشده‌اند. محوطه‌های فراوانی هستند که شناسایی شده‌اند، اما کاوش نشده‌اند. محوطه‌های بی شماری هستند که نیاز به نجات بخشی دارند. محوطه‌های بسیار زیادی هستند که باید ثبت شوند، محوطه‌های زیادی هستند که نیاز به انجام پژوهش‌های لازم دارند و باید تعیین حریم شوند و محوطه‌های بی‌شماری هستند که باید مرمت و مورد بهره برداری قرار بگیرند. همه این‌ها وظایف بسیار سنگینی است که سازمان با آن رو به رو است.

 

حساسیت علاقه‌مندان به میراث در استان

گهستونی از حساسیت بسیار زیاد علاقمندان به میراث فرهنگی در این استان ابراز خوشحالی و خاطر نشان می‌کند: خوشبختانه علاقه‌مندان به میراث فرهنگی در خوزستان، رخدادها را دنبال می‌کنند. رسانه‌های استانی و ملی نیز سعی در حمایت لازم دارند و این ظرفیتی است که در کمتر استانی یافت می‌شود. وی با بیان اینکه اکنون وضعیت به طور کلی رضایت بخش نیست، می‌گوید: تفاوت امروز با گذشته و نکته مثبت آن در این است که در حال حاضر گزارش‌های فعالان میراث فرهنگی گزارشی به اداره کل میراث استان به سرعت پیگیری و اقدامات لازم انجام می‌شود. نمونه آن اتفاقی است که اخیرا در عسکر مکرم واقع در شهر ملاثانی شهرستان باوی رخ داد.

 

وظایف سایر سازمان‌ها در قبال میراث

گهستونی با اشاره به اینکه مشکل عمده در سطح استان نبود حساسیت لازم در میان برخی مسئولان ارشد است، اظهار می‌کند: ادارات و سازمان‌های دیگر از جمله استانداری خوزستان باید به وظیفه خود در قبال میراث فرهنگی استان توجه لازم کنند و بودجه، اعتبارات و نیازهای کارشناسان اداره کل را در نظر گرفته و تامین کنند. تا زمانی که همکاری و توجه سایر ادارات و سازمان‌های دیگر نباشد مشکلات ما هم وجود خواهد داشت.

 

نبود توجه لازم از سوی سازمان مرکزی

گهستونی ادامه می‌دهد: توجه لازم از سوی سازمان مرکزی به استان خوزستان نمی شود و امکانات مورد نیاز به استان داده نمی شود . بدین ترتیب می‌بینیم که بسیاری از ماموریت‌های ما در استان مغفول مانده‌اند.

 

لزوم حمایت و حفاظت جدی از آثار باستانی و تاریخی

وی اظهار می‌کند: چه اتفاق خوبی در سال‌های اخیر در حوزه هندیجان یا رامشیر و یا ماهشهر رخ داده است که منجر به حفظ میراث فرهنگی آنهاشده باشد؟ در بعضی شهرها میراث فرهنگی در حال نابودی است. چون مدیران ارشد شهرستان یا حساسیت لازم را نسبت به این مهم ندارند یا مردم آگاهی لازم برای حفاظت از این آثار را دارا نیستند. گهستونی بیان می‌دارد: چه آماری از این نزدیک به ۹۰۰ اثر ثبت ملی در خوزستان وجود دارد که ببینیم وضعیت کدام اثر و محوطه بسیار مناسب است، وضعیت کدام اثر و محوطه نیمه مضطرب است و وضعیت کدام اثر و محوطه مضطرب است و کدام یک نابود شده است؟ ما باید آمار کامل از آثار باستانی و تاریخی استان داشته باشیم و سپس نقشه راه مشخص کنیم.

 

نگاه سیاست زده، اقتصادی و بازاری به میراث

این فعال میراث فرهنگی در پایان اظهار می‌دارد: در استان خوزستان فکر بزرگ وجود ندارد و اگر هم در نقطه‌ای از استان فکری بزرگ وجود داشته باشد و منجر به تولید اندیشه‌ای هم بشود، حمایت لازم از آن صورت نمی گیرد. چون نگاه سیاست زده توام با نگاه اقتصادی و بازاری به حوزه میراث فرهنگی وجود دارد و خیلی‌ها می‌خواهند به سرعت سودی از این حوزه کسب و برداشت کنند، در صورتی که ما باید در حوزه میراث فرهنگی به فکر سرمایه گذاری و نه سود آنی باشیم و باید سود آن را در دراز مدت برداشت کنیم چون آن سود برای کل جامعه است.

 

مرمت و نگهداری

فعالان میراث بر این باورند که اقدام لازم برای شناسایی شهر هرمز اردشیر شهر آتش مهرویان (ماهرویان) در بهبهان و هندیجان، یا خرابه‌های شهر رامهرمز، عسکر مکرم و جندی شاپور دزفول صورت نمی گیرد. آنها وضعیت مرمت و نگهداری مسجد جامع شوشتر، مسجد جامع دزفول، مساجد تاریخی اهواز و بهبهان و هندیجان، معابد مسجد سلیمان، معبد قپه‌ای سر مسجد یا معبد بسیار کهن برد نشانده را مناسب نمی دانند.

 

ثبت ۹۰۰ اثر باستانی

در سال ۱۳۱۰ ثبت آثار تاریخی در استان خوزستان آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد و تاکنون نزدیک به ۹۰۰ اثر باستانی ثبت ملی شده اند. در برخی محوطه‌ها و شهرها اما هیچ فعالیت باستان شناسی صورت نگرفته است.

 

گفتگو از: میلاد گل‌داری- همشهری خوزستان

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت 3:10 توسط مجتبی گهستونی |

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان گفت: اهواز برای دست یافتن به‌عنوان «پایتخت کتاب جهان» به برنامه‌ریزی دقیق و همت مسئولان نیاز دارد.
مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: با توجه به اینکه اهواز به‌عنوان اولین شهر کشور، عنوان «پایتخت کتاب» را به دست آورد، باید از این موفقیت به دست آمده استفاده مطلوب کنیم و تمام تلاش خود را برای کسب عنوان بالاتر یعنی پایتخت کتاب جهان به کار گیرد.
وی افزود: چون اهواز رقیبان سرسختی را پشت سر گذاشت تا به این عنوان دست پیدا کرد و اکنون نیز همه چشم‌ها به دنبال آن است که برنامه‌های این شهر را برای آینده و دفاع از این عنوان ببینند.
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تصریح کرد: ادامه این موفقیت و رسیدن به‌عنوان پایتخت کتاب جهان در سال ۲۰۱۷ نیازمند برنامه‌ریزی جدی و منسجم است زیرا رقبای سرسختی در سایر کشورهای جهان دارد. بنابراین باید طرح‌هایی ارائه داد که این امر در دو سال آینده محقق شود. اهواز باید برنامه‌های پایتخت کتاب ایران را با موفقیت پشت سر بگذارد تا بتواند در رقابت‌های جهانی هم موفق شود.
گهستونی عنوان کرد: پایتخت کتاب ایران بودن موقعیتی است که می‌توان از طریق آن اهواز را از لحاظ موقعیت ادبی به‌عنوان یک شهر منبع ادبیات معرفی کرد. از این فرصتی که پیش‌آمده می‌توان جریان‌های ادبی را تقویت کرده و فضاهای ادبیاتی را توسعه داد و اماکن عمومی را به لحاظ دسترسی آسان علاقه‌مندان به کتاب مهیا کرد.
وی ادامه داد: این فرصت می‌تواند در شناسایی نخبگان و فعالان حوزه ادبیات مؤثر باشد چون از طریق فرصتی که به دست آمده می‌شود بسترسازی لازم را به وجود آورد تا علاقه‌مندان را شناسایی و تقویت کرد.
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان گفت: اهواز دچار فقر فرهنگی و ادبی است به همین دلیل فرصت به‌دست‌آمده را باید به معنای واقعی و تمام و کمال استفاده کرد و همه ارگان‌ها باید این میزبانی را مورد توجه لازم قرار دهند در غیر این صورت این فرصت از دست رفته است.

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ساعت 22:7 توسط مجتبی گهستونی |

با ثبت جهانی شوش، مثلث گردشگری خوزستان تکمیل شد

 

مجتبی گهستونی: سرانجام شهر باستانی شوش یکی از کهن ترین شهرها و استقرارگاههای بشری در سی و نهمین نشست کمیته میراث جهانی سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) در شهر بن آلمان در فهرست آثار جهانی ثبت شد. با ثبت جهانی شهر باستانی شوش در اجلاس اخیر کمیته میراث جهانی یونسکو، ایران دارای 18 اثر ثبت جهانی شد و خوزستان در زمره استان هایی قرار گرفت که 3 اثر ثبت جهانی دارد.
در این اجلاس هیات ایرانی ضمن ارایه گزارش‌های ادواری حفاظتی از سایت‌های میراث جهانی و دفاع از پرونده‌های شوش با در نظر گرفتن معیارهای چهارگانه کمیته میراث جهانی در خصوص حفظ اصالت، یکپارچگی، مدیریت و حفاظت محوطه به پرسش‌های کشورهای عضو کمیته پاسخ دادند تا نمایندگان ایرانی مستقر در کمیته میراث جهانی شامل طالبیان معاون میراث فرهنگی کشور، افشین حیدری مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان و ارسطوزاده مدیر پایگاه شوش لحظاتی بعد شاهد جواب مثبت نمایندگان 21 کشور حاضر در مجمع جهانی برای ثبت جهانی شوش باشند.
از خوزستان زیگورات چغازنبیل در سال 1979 توسط شهریار عدل و سازه های آبی تاریخی شوشتر در سال 2010 ثبت جهانی شدند. دیگر آثار ایران که در فهرست میراث جهانی ثبت شدند تخت جمشید، میدان نقش جهان، تخت سلیمان، بم و فضای فرهنگی آن، پاسارگاد، گنبد سلطانیه، سنگ نبشته بیستون، مجموعه کلیساهای آذربایجان، مجموعه تاریخی بازار تبریز، آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی، باغ ایرانی، مسجد جامع اصفهان، برج گنبد قابوس، کاخ گلستان و شهر سوخته نام دارند.
وقتی اثری ثبت جهانی می شود مالکیت آن اثر متعلق به همان کشور است اما مالکیت معنوی اثر مربوط به جهانیان است. کشوری که اثر خود را ثبت جهانی میکند متعهد به حفظ اثر است و این تعهد قوی تر از قراردادی دو جانبه دارد که بدون زمان بوده و کشور ثبت کننده میپذیرد که با منابع در اختیار خود حفاظت لازم را از آثار ثبت شده به بهترین نحو ممکن به انجام رساند.
اگر کشوری اثری را در فهرست میراث جهانی ثبت کند و توانایی علمی و فنی حفاظت از آنرا نداشته باشد، میراث جهانی و یونسکو وظیفه می یابد تا از بنیه و بضاعت علمی مراکز جهانی برای کمک به آن کشور حتی از نظر منابع مالی استفاده کنند. قرارگرفتن یک اثر در فهرست آثار در معرض تهدید، آبروی یک کشور را می برد، این به آن معنا است که آن کشور کفایت لازم برای داشتن مالکیت یک اثر جهانی را ندارد.
شوش واقع در خوزستان یکی از قدیمی‌ترین سکونتگاه‌های شناخته ‌شده جهان است و به سال چهار هزار پیش از میلاد پایه‌گذاری شده است، شوش طبق اسناد باستانی از مهم‌ترین و باشکوه‌ترین شهرهای باستانی ایران و جهان بوده است و فعالیت‌های باستان شناسی در آن ادامه دارد. به گواه باستان شناسانی دیگر قدمت شوش به حتی دهها هزار سال پیش از میلاد می رسد که تحقیقات بر روی یافته های باستان شناسی همچنان ادامه دارد.
شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته است، یکی تمدن بین‌النهرین و دیگری تمدن عیلام و قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج‌فارس و نیز همسایگی با بین‌النهرین در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته است.به گفته «فرهاد نظری»، مدیر کل دفتر ثبت آثار تاریخی کشور که با خبرنگار ایسنا گفت وگو انجام داده است تاکید کرد: مهمترین بحث‌هایی که این محوطه‌ی تاریخی از گذشته با آن روبه‌رو بوده است، بحث عرصه و حریم بود که به دلیل گستردگی بخش‌های تاریخی برخی از باستان‌شناسان حریم آن را چیزی حدود سه برابر حریم معرفی شده‌ی کنونی به یونسکو می‌دانستند، اتفاقی که به اعتقاد مسئولان تدوین پرونده‌های ثبت جهانی امکان پذیر نبود چون در تملک دولت نبودند.
جهت اطلاع بسیاری از علاقمندان به نحوه ثبت آثار در فهرست آثار جهانی باید گفت پس از بررسی پرونده توسط ارزیابان یونسکو، نماینده‌ی ایران نیز گزارشی از روند ارائه داد و در ادامه همه‌ی اعضای کمیته‌ یونسکو اجازه‌ ‍داشتند تا درباره‌ی پرونده شوش سخن بگویند و سپس نظرهای موافق و مخالف مطرح و در نهایت با یک موافقت اصولی پرونده‌ی «محوطه‌ی تاریخی شوش» به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد.
مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان در گفت وگوی کوتاه و اختصاصی خود با خوزنیوز گفت: با افتخار می‌گوییم خوزستان تنها استان کشور است که سه 3 اثر ثبت جهانی خواهد داشت و از این نظر استانی خاص است. باید به این واقعیت برسیم و خوزستان را به عنوان یک استان تاریخی، فرهنگی و یک استان با مشخصات جهانی بپذیریم.


افشین حیدری تاكيد كرد: خوزستان یکی از مهمترین مسیرهای فرهنگی دنیا است و محور تاریخی طبیعی شوشتر ـ شوش ـ چغازنبیل در دنیا بی‌سابقه است که امیدوارم با افتخاری که برای خوزستان کسب شد همگان قدر این فرصت را مغتنم بشمارند. معاون گردشگری خوزستان با اشاره به اینکه در اولویت بندی منابع گردشگری جهان آثار میراثی (مادی و معنوی) مهمترین منبع گردشگری محسوب می شود و پس از آن منابع طبیعی و خدادادی رتبه دوم منابع گردشگری را به خود اختصاص داده است گفت: با ثبت شهر تاریخی شوش در کمیته میراث جهانی یونسکوکه حاصل برنامه ریزی، هدایت و مدیریت آگاهانه و مسئولانه مدير كل محترم از یک طرف و هماهنگی، همکاری و تلاش همکاران و کارشناسان دلسوز استان در چهارچوب اجرای دقیق برنامه ها و سیاستهای کلان کشوری و جهانی از طرف دیگراست؛ افتخار دیگری به کارنامه درخشان خوزستان اضافه شد.

محمدعلی خلیلی افزود: مثلث طلایی شمال خوزستان (چغازنبیل، سازه های آبی شوشتر و محوطه تاریخی شوش) از چنان جذابیتی برخوردار است که با یک برنامه ریزی اصولی و بازاریابی حرفه ای و معرفی شایسته می تواند چونان مثلث برمودا گردشگران فرهنگی بین المللی را خصوصا از بازار هدف اروپا به سمت خود بکشاند. آن شاالله دست یابی به این افتخارات زمینه ای برای مطرح نمودن ظرفیت های گردشگری طبیعی و خدادادی خوزستان (که بسیار متعدد و متنوع هم هستند) برای مقدمات ثبت جهانی ایجاد نماید.

عاطفه رشنویی معاونت میراث فرهنگی خوزستان با اشاره به اینکه شهر شوش دارای سابقه بسیار طولانی است و در شرایط کنونی نیز این شهر دارای حریم مصوب است گفت: هر اثری در هر کشور به ثبت جهانی برسد از پشتیبانی های مالی و تبلیغاتی بهره مند می شود. مثلا در تمام کتابچه ها و گزارش های سالانه یونسکو معرفی می شود و یونسکو از گردشگران برای بازدید دعوت می کند. که این پروسه به رشد اقتصادی منطقه کمک می کند.

همچنین غلام جلیلی نیا مدیر میراث فرهنگی اهواز در گفت وگو با خوزنیوز گفت: افتخار ثبت جهانی شوش فقط مختص یک شهر و یا یک استان نیست بلکه کل ایران به این موفقیت که اقتدار حاکمیتی ایران را اثبات می کند افتخار خواهد کرد. با ثبت جهانی شوش می توان به رونق گردشگری و از همه مهم تر تمرکز فعالیت های پژوهشی امیدوار بود.

علی درویشی دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش در بیانیه ای اعلام کرد: «شوش سرزمین من، هویتم، تمدن دیرینه ام، مهد تاریخ و فرهنگ و بهشت باستان شناسی، گذشته ای که بشریت به تو افتخار می کرد و فردایی که آمال و آرزوی همگان هستی بر خود می بالم برای اینکه به تو تعلق دارم و زاده شده ام در دامن تو، تو ای شوش قهرمان، شهر شهدای گمنام تو افتخار هر مرد و زن ایرانی هستی.»

در بخشی از این بیانیه آمده است: «امروز ملت بزرگ ایران و مردم فرهنگ دوست شوش دانیال(ع) با گذراندن سال ها چشم انتظاری شاهد به بار نشستن صبوری بر ناملایمات فرهنگی بوده که با تلاش و همت شبانه روزی کارشناسان و مسولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران اسلامی، مدیر کل سازمان میراث فرهنگی استان خوزستان، مسولان میراث فرهنگی شهرستان شوش (اداره میراث فرهنگی، پایگاه پژوهشی و پرسنل زحمت کش یگان حفاظت)، فرمانداری شوش، نماینده محترم شوش، اعضای انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش در تهیه و ارائه پرونده شوش و آماده سازی محوطه برای به ثبت رسیدن این محوطه ی ملی و تمدنی ارزشمند که رویداد مبارک و خجسته ای را برای ملت و فرهنگ دوست ایران بزرگ رقم زدند تقدیر و تشکر نموده که جز با مدد برنامه ریزی، تلاش، همدلی و نیز همراهی تمام مسولین میسر نبود.»

رییس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان هم درباره ثبت جهانی شوش گفت: با نگاهی به پیشینه ی شوش می توان به اهمیت هرچه بیشتر این شهر باستانی پی برد. چنانکه زندگی پی درپی از هزاره های گذشته تاکنون یکی از ویژگی‌های کم نظیر این شهر باستانی است. ثبت جهانی شوش خبریست خوشحال کننده که موجب شور و شعف هر ایرانی فرهنگ دوست می شود، شهری که خود آوازه ی جهان بود. با تحقق این امر علاوه بر به ثمر رسیدن تلاش های بی وقفه دلسوزان میراث فرهنگی، باعث بدست آمدن افتخاری ملی برای این مرز و بوم و بلاخص مردم فرهنگ دوست ایران زمین است.سعید محمد پور افزود: صد البته این مهم با تلاش و همدلی مسولان دلسوز میراث فرهنگی که به اهمیت این شهر باستانی پی برده اند به تحقق پیوست. امید آن می رود تا این همدلی و همراهی این مسولان دلسوز اعم از لشکری و کشوری پس از به ثبت رسیدن این شهر باستانی در فهرست آثار جهانی یونسکو نیز ادامه دار باشد تا شاهد به ثمر رسیدن اهداف جهانی و جایگاه واقعی در این شهر باستانی باشیم.

فاطمه یوسفی بازرس انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش درباره این افتخار کسب شده برای ایران در سطح جهان گفت: پس از سالها تلاش بی وقفه، اهالی میراث فرهنگی، دوستداران میراث، اساتید صاحب نام در عرصه میراث باستانی و تنی چند دیگر از بزرگ مردان و بزرگ زنان فرهنگ دوست، محوطه تاریخی، باستانی شوش با ثبت جهانی پس از سالها به حقانیت خود دست یافت باشد با تشریک مساعی به فکر ثبت دیگر آثار بومی و ملی با ظرفیت ها و مولفه های جهانی باشیم .

سوسن جهرمی رییس انجمن صنفی راهنمایان گردشگری خوزستان با اعلام هزاران تبريك و تهنيت به ايران و دوستان دست اندر ثبت جهانی شوش گفت: سال ٢٠١٥ سال نكويي براي صنعت گردشگري كشورمان بود. ژانويه ٢٠١٥ ميزباني كشور عزيزمان در جشن جهاني گردشگري سال ٢٠١٧ اعلام شد و الان هم به همت والاي زحمتكشان حوزه ميراثي و گردشگري ثبت جهاني شوش به عنوان سومين اثر ثبت جهاني شده در استان خوزستان را باید جشن گرفت.

روزبه سلمان مدیر رستوران سنتی مستوفی شوشتر با اعلام اینکه هنگام شنیدن خبر اشک شوق بر گونه هایمان جاري شد گفت: اشک شوق جاری شده بر گونه هايمان را تقديم گروه فعال فعال و زحمت كشي میکنم كه درتمام مراحل همراهي كردن تا اين اتفاق جهاني يكبار ديگر براي خوزستان تجربه شود. مرضیه لرکی یک فعال فرهنگی در شهر اهواز گفت: امید است كه اين اقدام بسيار مبارك گامى باشد نيكو در جهت ارتقاء شهر شوش كه باوجود اينكه مهد تمدن آرياييست ولى سالهاست كه مورد بى مهرى قرار گرفته است. افتخار مى كنم كه دوران كودكى را در جوار معبد زيباى زيگورات و پايتخت تمدن ايران باستان گذراندم و شوق شيرينى اين اتفاق نيكو را با تمام وجود به مردم اين شهر و تمام خاك خوردگان آن مرز و بوم تبريك می گویم.

 

http://taryana.ir/content/%D8%A8%D8%A7-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ساعت 3:13 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی: من سفرهای بی شماری در طول سال به نقاط مختلف استان خوزستان داشته ام. از این شهر به آن آبادی. از این خانه به آن برزن. از این زمین کشاورزی به آن باغ. آدم های مختلفی را در مدت زمان سفر می بینم. کشاورز، دامدار، بقال، کارگر، کارمند و بیکار. همه آنهایی را که می بینم یا در طبیعت زندگی می کنند یا زاده طبیعت هستند و یا زاده شهر و آنجا بزرگ شدند. آنچه که در خوزستان دیده ام سراسر نعمت و جاذبه است. کاری به اینگه دیگر نقاط کشور از خوزستان برخوردار هستند یا نه ندارم فقط حرف من این است که خوزستان "غنی" اما "فقیر" است.


به هر روی اگر بپذیریم که کشور ما فاقد برنامه ریزی بر اساس توسعه پایدار است باید از این پس ظرفیت‌های هر منطقه برای توسعه شناسایی شود. توانمندسازی جوامع محلی برای حفظ فرهنگ و ظرفیت‌های موجود در هر منطقه است که در نتیجه به وجود آمدن انقلاب صنعتی،بروز خرده فرهنگ‌ها و به وجود آمدن کلان شهرها و مسایلی از این دست در هم ادغام شدند.

هر موقع با دوستان گردشگر و دوستدار میراث فرهنگی قدم به مناطق مختلف خوزستان می گذاریم و عقب ماندگی ها و البته توانمندی هایش را می بینیم به این نکته می اندیشیم که در ایجاد زیرساخت‌های لازم در توسعه گردشگری یک منطقه و یا ایجاد اشتغال در آن باید جنبه‌های مختلف و ظرفیت‌های موجود بررسی و سرمایه‌گذاری دارای توجیه اقتصادی باشد.

آنچه که حائز اهمیت است اینکه باید در حوزه پژوهش و برخورد علمی با این موضوع تلاش بیشتری انجام شود. مثلا در حوزه صنایع دستی روستایی برای تولید یک محصول پروسه‌های مختلفی سپری می‌شود که برای توسعه این بخش باید جوانب مختلف آن بررسی شود. اما توسعه روستاها و ایجاد اشتغال پایدار نیازمند وجود زنجیره واحد و تدوین برنامه متمرکز است. با این حال آموزش و ارتقای مهارت‌های فنی و حرفه‌ای زمانی خود را نشان می‌دهد که همه دستگاه‌ها با شناسایی ظرفیت‌های یک منطقه در توسعه پایدار آن نقش داشته باشند.

به صورت خیلی شفاف باید اعتراف کنم که در خوزستان به هیچ وجه برنامه ریزی همراه با آینده نگری برای توانمندسازی به منظور ایجاد اشتغال و رفع فقر و همچنین توسعه فرهنگی وجود ندارد.

شاید این پرسش به وجود بیاید که چگونه می‌توانیم اشتغال و درآمد را به دورافتاده‌ترین و محروم‌ترین مناطق ببریم و قدرت و اعتماد به نفس را برای همگان به همراه بیاوریم تا خود درباره سرنوشت خویش تصمیم بگیرند؟ به گفته کارشناسان گردشگری اجتماع‌محور یکی از بهترین پاسخ‌ها و راهکارها در این زمینه باشد. اگرچه گردشگری پایدار باعث ترویج مشارکت جامعه محلی و بهبود کیفیت زندگی برای همه می‌شود، رویکرد بالا به پایین آن در توانمندسازی نامتعادل ذی‌نفعان، به مانعی برای مشارکت همکاری‌جویانه جامعه محلی تبدیل می‌شود. میزان مشارکت مردم ارتباط نزدیکی با ساختار و توزیع قدرت بین اعضای جامعه دارد، بنابراین موفقیت هرگونه تلاش برای کاهش فقر به چارچوب نهادی، حقوقی و سیاسی موجود وابسته است.

گاهی فکر می کنم واقعا اگر اراده ای برای توانمنتسازی جوامع محلی خوزستان وجود ندارد حتما باید پای نهادهای مشارکتی و حمایتی بین المللی پیش کشیده شود تا تحولی رخ دهد. اگر سفری به جزیره قشم و بازدید از روستای شیب‌دراز داشته باشید با روستایی مواجه می شوید که به لطف کوشش‌های سمن‌ها و کمک‌های برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) توانسته است به الگویی موفق برای حفاظت از محیط‌ زیست و نیز توانمندسازی زنان تبدیل شود. روستای شیب‌دراز به‌دلیل تخم‌گذاری لاک‌پشت‌ها معروف شده است. در محدوده این روستا لاک‌پشت‌ها از گذشته‌های دور تخم‌گذاری داشتند اما اهالی، این تخم‌ها‌ را برای تغذیه استفاده می‌کردند. نسل این‌گونه لاک‌پشت درحال انقراض بود و باید کاری صورت می‌‌گرفت. در اینجا بود که گردشگری اجتماع‌ محور و توانمندسازی مردم محلی به کمک آمد.

در ابتدای امر تذکر به روستاییان که از خوردن تخم لاک‌پشت خودداری کنند چون نسل این نوع لاک‌پشت در حال منقرض‌شدن است راه به جایی نبرد. پس اعضای انجمن‌های مردم‌نهاد در حوزه طبیعت‌گردی (اکوتوریسم) از تهران آمدند و روستاییان را تشویق کردند به جای خوردن تخم لاک‌پشت به مراقبت آنها کمک کنند و در ازای آن پول بگیرند. این‌گونه بود که خیلی زود مواظبت از لاک‌‌پشت‌ها به هنجار تبدیل ‌شد. خبر تخم‌گذاری لاک‌پشت‌ها به شهرهای دیگر رسید و مسافران و گردشگران برای دیدن تخم‌گذاری لاک‌پشت به این روستا سرازیر ‌شدند.

با تبدیل روستای شیب‌دراز به یکی از مکان‌های جذاب و دیدنی برای دوستداران طبیعت و فرهنگ‌های محلی، سمن‌ها از زنان روستا خواستند از پشت صحنه بیرون آیند و صنایع‌دستی و محصولات بومی را در معرض تماشا و فروش گردشگران بگذارند. آنها راهنمایی می‌شوند چه چیزهایی تهیه کنند که مسافران شهری خواهانش باشند. پس به آنها پیشنهاد ‌شد غذاهای محلی که عمدتا از ماهی تشکیل می‌شود برای مسافران تهیه کنند و خانه‌های روستا نیز به روی اقامت شب‌ماند گردشگران باز ‌شده است. این ابتکارعمل سازمان‌های مردم‌نهاد و موسسات بین‌المللی باعث شد تا لاک‌پشتی که در حال منقرض‌شدن بود، به منبعی دائمی برای کسب ‌درآمد جامعه محلی و برندسازی و حضور و مشارکت زنان در چرخه تولید و درآمد تبدیل شود.

یک نکته جالب و امیدوارکننده اینکه کتاب لونلی پلنت مخصوص ایران (Lonely Planet Iran) در بخش جزیره قشم تنها دو مکان مناسب و ارزان‌قیمت را برای بک‌پکرها (عاشقان سفرهای ارزان با کوله‌پشتی) معرفی می‌کند تا در آنجا غذا بخورند و اقامت کنند. به این ترتیب حالا دیگر شاهد آمدن انواع گردشگران هستیم که ابتدا تماس گرفته و جا رزرو می‌کنند و سپس به این جزیره و روستا می‌آیند و روزهای خاطره‌انگیز و بی‌نظیری را در سفر خود به ثبت می‌رسانند؛ سفری که قیمت‌های کاملا رقابتی با سایر مناطق گردشگرپذیر جهان داشته و قطعا مشتریان زیاد خود را خواهد داشت.

در همین خصوص به تجربیات خود و دوستانم در یکی از روستاهای خوزستان می پردازم. سال 1389 بود که برای تهیه کتاب گردشگری خوزستان به اتفاق آرش نورآقایی برای شناسایی مناطق گردشگری راهی شهرها و روستاهای خوزستان شدیم. در روستای بردیه سوسنگرد متوجه یک مضیف (اقامتگاهی که از نی ساخته می شود) شدیم. بازدید از آن مضیف و گفت وگو با خانواده برای ورود به گردشگری همان و حضور هزاران گردشگر خارجی و ایرانی به آن مضیف و هزینه کردن تا به امروز هم همان. یا در روستای ایستادگی منطقه عقیلی واقع در شهرستان گتوند خانه ای روستایی را با کمک مالک به مکانی برای گردشگری فعال کردم که بیش از یک سال گردشگران فراوان ایرانی و خارجی در آن اقامت کردند. یا در روستای پامنار دزفول در نتیجه همین کتاب گردشگری که در دست تهیه داشتیم با خانواده ای آشنا شدیم که زمینه لازم را برای ورود به گردشگری حرفه ای داشتند. در نهایت با پیشنهاد من فرزند آن خانواده که مثل خانواده اش فردی توانمندی بود به جشن راهنمایان گردشگری ایران معرفی شد و حتی به خاطر تلاش های فردی خود و خانواده مورد تشویق قرار گرفت و از آن پس تا به امروز گردشگران بیشماری در خانه آنها که مشرف به دریاچه سد دز است اقامت کرده و از صنایع دستی دست بافت خانواده خریداری می کنند. یا در نمونه ای دیگر تلاش برای فعال کردن خانه ای تاریخی و زیبا در شوشتر به نام خانه ذلقی (افضل) نمونه دیگر گردشگری اجتماع محور است. البته لازم می دانم به نمونه دیگری که فقط به میل و اراده خود شخص برمی گردد و باعث ایجاد فضایی برای گردشگری شده اشاره کنم و آن هم ایجاد محیطی مناسب برای گردشگران در نهالستان و مضیف آباد جزیره مینو خرمشهر است.

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ساعت 2:43 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی

خودش می گوید 28 شهریور ۱۳۵۳ بود که با پا یا سر، نمی‌دانم با کدام‌یک، به این دنیا اضافه شدم. در محل کار پدرم مجسمه‌ای از آرش کمانگیر بود که او دوستش داشت، همین دلیلی شد برای اسم من.

حرفه آرش نورآقایی نوشتن و سفر کردن است و آن را‌ضی‌اش می کند. راهنمای تورهای فرهنگی و طبیعت‌گردی در تورهای ورودی و خروجی، عضو هیات موسس و عضو هیات مدیره “انجمن صنفی کارگری راهنمایان گردشگری استان تهران، رییس هیات مدیره “کانون سراسری انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری”، مدرس راهنمایان گردشگری در موسسات گردشگری استان‎های تهران و خوزستان، ارائه گزارش‌ها، نوشتارها و سخنرانی های متعدد در رابطه با گردشگری، میراث فرهنگی، میراث معنوی، شناخت اسطوره‌ها و فرهنگ ایران و سایر کشورها، همکاری با شرکت های گردشگری در برگزاری تورهای داخلی، ورودی و خروجی، روزنامه‌نگار آزاد در حوزه گردشگری، میراث فرهنگی و میراث معنوی، همکاری در برگزاری سمینارهای مختلف در کشور، ایده پردازی، مشارکت و برگزاری هشت دوره پیاپی جشن راهنمایان گردشگری در تهران و شهرستان‎ها، همکاری در برگزاری کارگاه‌های آموزشی در قالب تورها و جلسات تئوری برای مسیرهای داخل و خارج کشور، همکاری در اصلاح و کارشناسی ۱۰۰۰ مسیر گردشگری کشور، همکاری در اصلاح و کارشناسی تورهای با علائق ویژه، مشاوره، همکاری و شرکت در چندین فیلم مستند، ایده‌پردازی و همکاری برای ایجاد “باغ ایرانی حقوق بشر” و... جزیی از فعالیت وی محسوب می شود.

انتشار کتب های اندیشه در اندیشه (متون ادبی)، مشاهده و اندیشه (داستان کوتاه و متون ادبی)، آموختن را نیاموخته‌ایم (متون کوتاه ادبی)، لبنان (کتاب جیبی شناخت کشور لبنان)، شناخت عدد طلایی (در رابطه با عدد فی)، راهنمای کاربردی زندگی در تهران (با همکاری دیگران)، عدد نماد اسطوره (پژوهش)، میراث معنوی (به عنوان همکار)، میراث جهانی (با همکاری دیگران) و راهنمای گردشگری استان خوزستان (با همکاری دیگران که هنوز منجر به چاپ نشده) از جمله تالیفات او به شمار می آید.  

در دیدار با او درباره اهواز پایتخت کتاب ایران، جشنواره مادران و پدران قصه گو، گردشگری ادبی و سفر به گفت وگو نشسته ام.

همانطور که اطلاع داريد اهواز به عنوان پايتخت کتاب ايران معرفي شده است. در نتيجه رويدادهاي مختلفي قرار است برگزار شود. اين تلاش ها نيم نگاهي دارد براي اينکه اهواز پايتخت کتاب جهان شود. اصلا چه اهميتي دارد يک شهر به « شهر ادبيات» تبديل شود؟

چند پرسش ابتدا قابل طرح است.وقتي از پايتخت کتاب حرف مي زنيم آيا مي خواهيم از اين عنوان فقط يک استفاده سطحي کنيم يا اينکه مي خواهيم به عمق موضوع هم مراجعه نماييم و يا تا چه حد، به فکر برنامه هاي کاربردي براي رواج کتاب و کتابخواني به صورت برنامه هاي بلند مدت هستيم. احساسم اين است وقتي درباره کتاب حرف مي زنيم و مي خواهيم در جامعه تاثير کتاب را به اثبات برسانيم بايد پروژه را بزرگ ببينيم و به متن کتاب بپردازيم تا حاشيه. به همين دليل بايد به مقوله ادبيات بپردازيم. اصولا کتاب زيرمجموعه اي از ادبيات است. از منظر ادبيات مي توانيم برنامه هاي کاربردي تر را برنامه ريزي کنيم. ادبيات را مي توان با مقوله هاي ديگري مثل سينما، گردشگري و خوشنويسي و ... پيوند بدهيم. اصلا به دنبال آن باشيم که ديالوگ هاي مطرح ادبي در فيلم ها کاربردي دارد ياخير؟ در بحث اهواز پايتخت کتاب شايد لازم باشد ما «مناطق آزاد کتاب» بوجود بياوريم. جايي که آدم ها به کتاب دسترسي آسان داشته باشند. فراتر از آن چيزي که ما امروز در بعضي اماکن عمومي مي بينيم. لازم است در ويژه برنامه هاي اهواز پايتخت کتاب «شب مترجم ها» برگزار شود. يا تئاترهايي اجرا شود که به موضوع کتاب بپردازد. با اين کارها مي توان شبکه کتابخواني بوجود آورد. يا در روزي همه مردم کتاب هاي خوانده شده خود را در مکاني بده بستان کنند. يعني «بازار روز کتاب» برگزار شود. با طرح اهواز پايتخت کتاب مي توان همه مردم شهر را درگير کرد. مي توان «اهواز» را در واقعيت و نه در حرف به«شهر ادبي» تبديل نمود. روي بچه هايي که مي توانند خوانندگان کتاب باشند بايد برنامه ريزي کرد. عکاسان شهر به «عکاسي از کتاب» ترغيب شوند. در سطح دنيا شهرهايي وجود دارد که به عنوان شهرهاي ادبي مطرح هستند. مثلا در «کشورچک»حضور«کافکا» کاملا قابل احساس است. آيا حضور«احمد محمود» در شهر اهواز قابل احساس است؟ آيا اصلا خياباني در اهواز به اسم نويسنده اي نامگذاري شده است؟  چرا وقتي مي رويم سر مزار قيصر امين پور در گتوند بايد حضور ايشان را احساس کرد.اينها نشان مي دهد که به شهر ادبي فکر نکرده ايم.در شهر اهواز مي توان سفرهاي ادبي بسياري برگزار کرد که در اين طرح هم اهواز و هم مردم اين شهر درگير موضوع خواهند شد.

 

وقتي درباره ادبيات صحبت مي کنيم بلافاصله قصه و شعر به ذهنمان مي آيد. در حالي کتاب زير مجموعه ديگر علوم ها را هم در بر مي گيرد. استدلال شما از اينکه مي گوييد «کتاب زير مجموعه ادبيات است» چيست؟

وقتي ما از شهر کتاب حرف مي زنيم پس درباره مطالعه حرف مي زنيم. مطالعه يک تعريف دارد. يعني خواندن غير رسانه اي و غير درسي. ادبيات فراتر از شعر و رمان است. سفرنامه ها و مطالب علمي هم ساحت ادبي دارند.

 

يعني مطالعه تاريخ سياسي، تحولات اجتماعي، عرفان هم بخشي از ادبيات محسوب مي شود؟  

بله بخشي از ادبيات محسوب مي شوند. ادبيات بار بزرگي را بر دوش کشيده است. به خصوص در ايران اين موضوع پررنگ است. اگر تاريخ ايران را نگاه کنيد متوجه خواهيد شد که افرادي فيلسوف، منجم، طبيب، رياضي دان، عارف و... هستند که  اديب نيز بوده اند. وقتي که شاعراني از جمله سعدي، حافظ، فردوسي، خيام، نظامي و... اديب هستندکه به ديگر علوم نيز اشراف داشتند. افرادي مثل ابن سينا، ناصرخسرو، بايزيد بسطامي و... هم اديب هستند که هر يک در علوم ديگري تبحر و صاحب نظرند. به طور کلي مي توان با شاهد مثال قرار دادن اين افراد گفت ادبيات در ايران بستر ظهور بسياري از علوم بوده است.

 

اگر براي گردشگر ادبي در اهواز به توصيف مکان هايي بپردازيم که در آثار نويسندگان خوزستاني اشاره شده ولي ممکن است همان گردشگر آن کتاب را نخوانده باشد،توصيف اين مکان ها چقدر ارزشمند است؟

اين مواردي که مي گوييد لازم و ملزوم هم هستند. گردشگري مي تواند به توليد کتاب و فرهنگ کتاب خواندن کمک کند و فرهنگ کتاب خواندن هم مي تواند به توسعه گردشگري کمک کند. خيلي ها بعد از اينکه مسير گردشگري ادبي «کليدرِمحمود دولت آبادي» را انجام دادم،ترغيب شدند که به مطالعه آن اثر بپردازند. خيلي ها هم برعکس کتاب کليدر را خوانده بودند ولي بعدش به سفر علاقمند شدند. شما وقتي گردشگر خود را وارد خيابان هاي اهواز مي کنيد و محل وقوع داستانهاي احمد محمود را به او نشان ميديد، هم شناختش از احمود محمود و ساير نويسندگان بيشتر مي شود و هم اينکه ترغيب مي شود،تا چنين داستان هاي را مطالعه کند.

 

با توجه به شناخت کافي شما از ويژگي هاي طبيعي و تاريخي خوزستان، تا چه حد ادبيات در خوزستان و جنوب را حس کرده ايد؟

عمده مطالعه من در حوزه گردشگري و ميراث فرهنگي است. اما خوزستان از دوران هاي باستان تاکنون و به طور مشخص از دوره عيلاميان و هخامنشيان، اشکانيان و ساسانيان تا دوره هاي اسلامي اينقدر ماجرا در خود ديده که ژانر ادبي خاص خود را به وجود آورده است. در همين دوران معاصر و اتفاقاتي که منجر به کشف چغازنبيل و صدهها اثر ديگر، کاوش در محوطه هاي باستاني، کشف نفت، جنگ تحميلي عراق بر عليه ايران، اتفاقات زييست محيطي، و..... باعث شد تا در روح مردم خوزستان نشست کرده و مي تواند بازخواني و به روش هاي مدرن به مردم ارائه شود.

 

از جمله زير شاخه هاي اهواز پايتخت کتاب ايران برگزاري جشنواره مادران و پدران قصه گو بود که ايده اوليه اش متعلق به شماست. شنيدن قصه هاي گاه خيالي مردم چقدر مي تواند در شکوفايي فرهنگ يک ملت و همچنين توجه به گردشگري تاثير بگذارد؟

فارغ از همه اين مطالبي که گفتي، من به مستند نگاري اعتقاد دارم. ما خيلي از داشته هايمان از جمله لهجه ها، گويش ها، پوشش ها را از دست داديم. اما دليل بر آن نمي شود که داستانها و اعتقاد آنان را نسبت به پيرامون خود مستندسازي نکنيم. سينه به سينه نقل شدنش يک ارزش دارد .رسانه اي کردن آن ارزش ديگري دارد. از طريق بعضي واژهايي که مادران و پدران مطرح مي کنند به توليد جغرافياي کلمات و تفکر کمک مي کند. اينکه ما يک جغرافياي انديشه اي داشته باشيم ضرورتي لازم است.تا به نسلي خدمت کنيم که هماره کتاب را جزيي از زندگي خويش بدانند.

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ساعت 2:26 توسط مجتبی گهستونی |

همایش امنیت گردشگران خارجی در استان خوزستان در روز هفتم تیر 94 در هتل پارس اهواز برگزار شد. این همایش با اهداف ارتقای امنیت گردشگران خارجی، تقویت احساس امنیت در گردشگران خارجی و تامین امنیت مقاصد گردشگری استان برای نخستین بار در کشور در سطح خوزستان برگزار شد.

در این همایش علاوه بر دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان، مدیرکل امنیتی استانداری خوزستان، مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان، رییس اداره گذرنامه و اتباع خارجه استان، مشاور امنیتی انتظامی استانداری خوزستان و سیدشکرخدا موسوی سخنرانی کردند.متن سخنرانی مجتبی گهستونی سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان گفت:

به گواه همگان ایران سرزمین همزیستی، فرهنگ و اخلاق مداری، تمدن‌های بشری، علم و ادب و در یک کلام ایران سرزمین تنوع‌ها و مهمان نوازی هاست. طرح ارتقای امنیت گردشگران خارجی که به اهمیت توسعه گردشگری و تاثیرپذیری آن بر امنیت ملی می‌پردازد و موضوعاتی مانند امنیت گردشگر، مقاصد گردشگری، تهدیدها و آسیب‌های عمده علیه گردشگران، چالش‌ها و مشکلات موجود در گردشگری و مستندات بالادستی حوزه گردشگری را مورد بررسی قرار داده است را باید به فال نیک گرفت در حالی فکر می کنم این امنیت زمانی دو چندان می شود که شرایط لازم برای امنیت گردشگران داخلی نیز فراهم باشد چرا که در نتیجه رشدیافتگی کسانی که روزی امنیت گردشگران داخلی را به مخاطره می انداختند می توان امیدوار بود که دیگر به خطری برای گردشگران خارجی تبدیل شوند.

از آنجایی که تاکید می شود که گردشگران خارجی میهمانان ملت ایران و تکریم آنان وظیفه همگان است، مساله گردشگری باید مورد توجه جدی قرار گیرد و می‌تواند به‌عنوان یکی از پایه‌های اقتصاد مقاومتی که مدنظر مقام معظم رهبری است و هر گردشگر خارجی که به کشور ما آمده پس از رویت واقعیت‌های ایران همانند یک سفیر به جنگ رسانه‌ای که دشمنان ما به راه انداخته‌اند، رفته و مبلغ فرهنگ ما شده است باید این مهم را مورد توجه قرار داد که ارتقای سطح کیفی زیر ساخت ها و مراکزی که گردشگران حضور پیدا می کنند را باید هرچه سریعتر در پرونده کاری قرار داد. چرا که اگر گردشگر در محل بازدید و اقامت خود امنیت لازم را حس نکند در جامعه و مواجه شدن با انسانها هم آنان را به عنوان یک خطر فرض می کند.

در حال حاضر بیش از هزار و ۱۰۰ منطقه نمونه گردشگری در کشور داریم و گفته می شود که قرار بوده فقط ۷ یا ۸ منطقه با این عنوان ایجاد شود. که به گفته یکی از مقامات عالی سازمان میراث فرهنگی ایجاد بعضی از این مناطق به مانند یک شوخی می ماند. حال من و دوستانم به عنوان فعالان رسانه ای و گردشگری که می توانیم با نگارش گزارش های بی شمار فرصت های سفر را برای گردشگران خارجی فراهم کنیم تا چه حد می توانیم به خود اجازه مانور برای حضور گردشگران خارجی را در مناطق نمونه گردشگری بدهیم در حالی که این مناطق با انواع آسیب ها و کمبودها مواجه هستند.

از سویی مدام مطرح می شود که برای ایران تبلیغ نمی شود. خب می خواهیم این کار را انجام بدهیم اما گردشگرانی که در پیک سفر قصد سفر به خوزستان دارند با نبود تخت لازم مواجه می شوند. از سوی روستاها و اقامتگاههای محلی غیر رسمی ریسک پذیری را برای اقامت امن گردشگران افزایش داده و اینگونه می شود که تبلیغات هوشمندانه ای انجام نمی گیرد.

در حالی که اگر شاهد رشد ورود گردشگر شویم اشتغال ایجاد شده در بخش گردشگری 6 برابر اشتغال تولید شده در صنعت خودروسازی، 5 برابر صنایع وابسته به مواد شیمیایی، 4 برابر اشتغال در معادن و نفت بوده و در دهه آینده، 10 درصد از کل اشتغال جهان به صنعت گردشگری اختصاص خواهد داشت. اگر چه تمام مرزهای ایران با اقتدار لازم مورد توجه قرار گرفته اند و کنترل می شوند اما با توجه به حضور عناصر خود فروخته و گروهای تجریه طلب و تند رو در خارج از مرزها من و بسیاری از فعالان گردشگری نگران هستیم که خدای ناکرده گروههای فریب خورده داخلی دست به تحرک های داخلی نزنند که جان گردشگران خارجی به خطر افتد و امنیت داخلی کشور خدشه دار شود.

با این حال روز گذشته که موضوع نشست امروز را با عده ای از دوستان راهنمای گردشگری در میان گذاشتم عمده آنان امنیت لازم را به جز در مزاحمت های خیابانی و سرقت مورد پسند قرار دادن. که همان دو مورد عنوان شده هم باید به حد صفر برسد. ایشان در بخش هایی از سخنان خود به ذکر مصداق هایی پرداخت که برای گردشگران خارجی و یا راهنمایان ایجاد نگرانی کرده است پرداخت.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ساعت 3:7 توسط مجتبی گهستونی |

«عسکر مکرم» یا "رستم قباد" از قدیمی‌ترین شهرهای ساسانی - اسلامی است که اخیرا یک کشاورز قصد فعالیت در یکی از محوطه‌های تاریخی آن را داشته اما قبل از اینکه تخریبی ایجاد شود فعالیت وی توسط متولیان امرمتوقف شد. این شهر میان دو رود شوشتر و مَسرُقان واقع بود. امروزه محوطه تاریخی شهر عسکر مکرم در شمال شرقی روستای امروزی بند قیر در ۳۵ کیلومتری شوشتر در دو کرانه رودخانه گرگر گسترده است. اخیرا گفته می‌شود یکی از کشاورزان منطقه به بخشی از آثار تاریخی این شهر تعرض کرده است. دوستداران میراث فرهنگی می‌گویند که میراث فرهنگی استان توجه کمی نیست به این شهر باستانی دارد و در مقابل مسئولان میراث فرهنگی نیز تأکید می‌کنند که در اسرع وقت نسبت به هرگونه تعرض واکنش نشان می‌دهند.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان (تاریانا) در این خصوص در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: منطقه‌ای که مورد تعرض قرار گرفته روستای جلیعه بوده که این روستا از توابع محدوده محوطه تاریخی عسکر مکرم است. مجتبی گهستونی افزود: این محوطه در سال ۱۳۱۰ به ثبت ملی رسیده و متأسفانه تا به امروز کاوش‌های باستان‌شناسی در مورد آنجا صورت نگرفته است. البته به‌صورت مورد بررسی شناسایی‌هایی در آن محدوده انجام شده و با توجه به اینکه محدوده فوق بین اهواز و شوشتر قرار داشته و از دیگر آثار شهرستان شوشتر به دور بوده، حفاظت چندانی در مورد آن اعمال نمی‌شد چون این محوطه در محدوده شهرستان شوشتر بود.

وی عنوان کرد: نبود مدیریتی توانمند و دلسوز در راس اداره کل میراث فرهنگی خوزستان در گذشته از جمله عوامل آسیب به محوطه عسکر مکرم بود. با اعلام شهرستان شدن ملاثانی، مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان به‌منظور حفاظت هر چه بیشتر از شهر باستانی عسکر مکرم اقدام به تأسیس اداره میراث فرهنگی در شهرستان باوی کرد.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان اضافه کرد: با تشکیل این اداره، مشخص شد که عسکر مکرم در محدوده حفاظتی این شهرستان قرار دارد چرا که پیش از آن اختلاف نظرهایی بر سر حفاظت از این محوطه گسترده بین اداره شهرستان شوشتر و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان وجود داشت که این مهم باعث شده بود از زمان ثبت این محوطه حفاظت چندانی صورت نگیرد.
تعرض یک کشاورز به عسکر مکرم

گهستونی تصریح کرد: اولین بار خبر شنبه ۲۳ خردادماه سال جاری تعرض یک کشاورز را در محوطه جلیعه را ساعت هشت و نیم صبح به مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان، معاونت میراث فرهنگی و فرماندهی یگان حفاظتی میراث فرهنگی خوزستان اطلاع دادم. خوشبختانه پس از یک ساعت، عوامل یگان حفاظت در محل حاضر شده و اقدام به جلوگیری از تخریب و تعرض بیشتر کردند. وی بیان کرد: مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان، بلافاصله پس از دریافت تعرض این کشاورز دستور به تشکیل پرونده قضایی در این خصوص داد. کشاورز معارض که اقدام به تخریب محوطه باستانی کرده معتقد است که این زمین متعلق به خودش بوده و تخریب آن را بلامانع می‌دانسته و به همین دلیل نسبت به پیگیری مجوز برای تخریب اقدام نکرد.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان یادآور شد: گستره فرهنگی ـ تاریخی بین اهواز و شوشتر، بسیار حائز اهمیت بوده و وجود صدها تپه باستانی برای مسئولان کشوری و استانی موضوعی مشخص است. بی‌شک این محور به‌واسطه کوتاه بودن فاصله بین شهرها و روستاها با توسعه بی‌رویه‌ای مواجه بوده است به همین دلیل اقدامات عمرانی به‌خصوص توسط کشاورزان و از همه مهم‌تر شرکت جهاد نصر که اقدام به ایجاد کانال‌های آبی و دیگر پروژه‌ها کرده از جمله عوامل آسیب‌زا به محوطه عسکر مکرم و دشت میان آب است.
لزوم تسریع در تشکیل پایگاه عسکرمکرم

گهستونی ادامه داد: تشکیل پایگاه پژوهش و حفاظتی محور فرهنگی ـ تاریخی عسکرمکرم یا "میان آب" که مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان نوید آن را داده بود باید از طرف سازمان میراث فرهنگی کشور مجوز بگیرد چون فارغ از ضرورت انجام کاوش با هدف نجات بخشی هر چه بیشتر این شهر تاکنون هیچ فعالیت پژوهشی منسجمی در عسکر مکرم انجام‌نشده است. وی تأکید کرد: طغیان‌های فصلی رودخانه گرگر، توسعه کشاورزی، بارش باران‌هایی فصلی، نبود حضور دائم یگان حفاظت، وجود حفاران غیر مجاز، ایجاد شیارهای عمیق و غیره باعث تعرض‌های بی‌امان به شهر باستانی عسکر مکرم شده است.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان گفت: در صورتی که تعیین عرصه و حریم محوطه باستانی عکسرمکرم و تپه‌های اقماری آن‌که حکمی حاکمیتی محسوب می‌شود و تعرض به آن مجازات در پی دارد و به مسئولان ملی، استانی و شهرستانی ابلاغ شود هرگونه تعرض به این محوطه باستانی را توصیه نمی‌کند و برای معارضان و مخربان مجازات در پی دارد.

گهستونی افزود: بخشی از آثار شهر باستانی عسکر مکرم به‌صورت چشمی از قبل قابل مشاهده بوده و بی‌شک هرگونه حفاری و یا تسطیح در محوطه‌های باستانی باعث می‌شود که دیگر سازه‌های معماری و اشیای تاریخی نمایان شود. وی در پایان گفت: تخریب یک اثر تاریخی صدمات بسیاری در پی دارد به همین دلیل مشاهده سازه و داده‌های تاریخی امری طبیعی است. معاون میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر بیان کرد: چند روز گذشته یک گزارش مردمی برای مبنی بر انجام فعالیتی در عسکر مکرم آمد. نمی‌شود اسم آن را تعرض گذاشت چون خیلی سریع ادامه کار متوقف شد. عاطفه رشنوی اضافه کرد: هم‌اکنون در حال بررسی هستیم بنابراین تا گزارش کارشناسی به دستمان نرسد نمی‌توانم حرفی دراین‌باره بزنم.
به‌سرعت رسیدگی شد

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری باوی در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد: یکی از اهالی روستای جلیعه مدعی است که زمین متعلق به خودش است بنابراین پرونده قضایی تشکیل داده و به دادستان تحویل دادیم. عبدالرضا حمیدی گفت: قبلا حفاری غیرمجاز در این محوطه می‌شد برای همین هم درگذشته پرونده قضایی تشکیل داده بودیم و دادستان بعد از انجام بازرسی‌ها به دهیار و اعضای شورا اعلام کرد در قبال هر حفاری مسئول هستند و باید هر مورد مشکوکی را گزارش دهند. وی یادآور شد: چند روز پیش یکی از اهالی روستای جلیعه با بولدوزر در زمین مشغول به کار بوده و مدعی بود که زمین متعلق به خودش است. البته این زمین کمی از تپه هم فاصله دارد.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به باوی تأکید کرد: خود روستای جلیعه کاملا بر شهر عسکر مکرم واقع شده ولی زمین فوق در کنار این روستا بود. به کشاورز اعلام کردیم در صورتی که سندی دارد باید به دادگستری ارائه بدهد چون پرونده قضایی تشکیل شده است. حمیدی در پایان گفت: این کشاورز حفاری انجام نداده و در حال تسطیح زمین بود. مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان وعده داد که در بودجه سال ۹۴ اعتباری را برای احیا و حفاظت این شهر باستانی در نظر بگیرند تا بتوانیم به‌خوبی از آن حفظ و نگهداری کنیم. نام دوران اسلامی این شهر یعنی عسکر مکرم منسوب به مکرم بن معزاء حارث، یکی از افراد بنی جَعْوَنة بن حارث بن نُمَیربن عامربن صعصعة است و در توصیف آن آمده که دارای علمای بسیار و خرم و آباد و بانعمت، و همه نوع شکر و قند در آن وجود داشت و در این شهر از ابریشم خام مقنعه و دستمال و پارچه می‌ساختند. طبق منابع مکتوب جغرافیدانان و جهانگردان دوره اسلامی این شهر از شهرهای مهم جنوب غربی ایران و حتی در دوره‌ای کرسی ولایت اهواز بوده است.

این شهر در دوره رونق خود تأمین کننده شکر در محدوده کشورهای اسلامی تا مصر بوده است. بررسی‌های باستان‌شناختی بر روی این محوطه نشان داد که گستره شهر عسکر مکرم در حدود ۵۰۰ هکتار است. شهر تاریخی مذکور دارای دو بخش مسکونی و صنعتی بوده است و بر اساس داده‌های مورخان و جغرافیدانان ارتباط بین دو بخش شرقی و غربی شهر عسکر مکرم توسط پل‌هایی که از کنار هم قرار دادن قایق‌هایی بر رودخانه ایجادشده بود امکان‌پذیر بوده است.

 

برای تماشای عکس ها به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://taryana.ir/content/%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%9B-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%DA%A9%D8%B1%D8%AF

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ساعت 3:6 توسط مجتبی گهستونی |

نامه‌ی سرگشاده‌ی 18 انجمنِ فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی به ریاست محترم جمهور

ریاست محترم جمهور
جناب آقای حجت‌الاسلام دکتر حسن روحانی

بار دیگر لودر به بافت تاریخی یکی از کهن‌شهرهای تمدن ایرانی افتاد تا اثری از معماری دوران عالم بزرگ شیعه، ملاصدرا، باقی نماند. حتا در شمال مدرسه‌ی ‌خان شیراز، مکان تدریس این عالم بزرگ، فضایی در حدود ۱۱ هزار متر مربع سخاوتمندانه برای ساختِ بازارچه‌ی تجاری و مرکز خرید «نیکان» اختصاص داده شده است، تا تجلی نگاه مسؤولان به موضوع علم یا ثروت نمود بیشتری داشته باشد! گویی در شیراز نیز، به گفته‌ی استادی، شاهد اجرای الگوی عربستانی گسترش در بافت تاریخی هستیم. به این ترتیب، در کنار تخریبِ خاموشِ دیگر بخش‌های بافت تاریخی شهر شیراز که زیر نظرِ مستقیمِ مدیریت شهری است، چندین هکتار از این بافت در جنوب شاه‌چراغ نیز تخریب و با اجرای طرحی به‌نام بین‌الحرمین به مرکز خرید تبدیل خواهد شد تا زائران بتوانند در فضایی مدرن و راحت کالا‌های چینی را خریداری کنند...

گفتنی است، کمتر از یک سال پیش دست‌کم شش خانه‌ی تاریخی در ضلع شرقی حرم شاهچراغ تخریب شد و در پی آن ریاست سازمان میراث فرهنگی نامه‌هایی به دفتر مقام معظم رهبری، وزیر کشور، دادستان کل کشور، استانداری و تولیت آستان حرم شاهچراغ فرستاد و توقف روند تخریب بافت تاریخی شیراز را خواستار شد. سرانجام پس از فراز و فرودهای فراوان، با پادرمیانی وزیر راه، لودرها برای حدود شش ماه متوقف شدند، و با توافقِ سازمان میراث فرهنگی، وزارت راه و شهرسازی و مجموعه‌ی حرم مطهر شاهچراغ مقرر شد هر اقدامی در بافت تاریخی بر پایه‌ی برنامه و طرح مصوب باشد که به قول معاون وزیر راه و شهرسازی طرح تفضیلی و تغییراتش به جاهای خوبی هم رسیده بود. اما از هفته‌ی گذشته، به‌جای آن‌که طرح توسعه از دید شورای عالی شهرسازی پیش برود و با وجود قول‌سپاریِ سال گذشته وزیر راه به مالکان این بخش از بافت تاریخی «اسکندریه»، دور دیگری از تخریب خانه‌های تاریخی در محدوده‌ی ضلع شرقی حرم مطهر آغاز شد. به این ترتیب، در حالی که مسؤولان میراث فرهنگی در شیراز حضور داشتند، بخش‌های بازمانده از کاروانسرایی قاجاری در بافت تاریخی «اسکندریه»، که هنوز معماری و طاق‌های ضربی آن باقی مانده بود، توسط لودرها ویران شد و در بخش‌های دیگری از بافت هم دستور تخلیه‌ی باشندگان از خانه‌های آبا و اجدادی‌شان داده شد...

مسؤولان میراث فرهنگی که می‌گویند بناهای ویران‌شده به ثبت ملی نرسیده بودند، فراموش می‌کنند همه‌ی این بناها در بافت تاریخی اسکندریه، که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، قرار دارد. حتی خانه‌هایی در خیابان ۹ دی هم که دستور تخلیه به منظور تخریب به آنها ابلاغ شده است در فهرست آثار ملی ثبت‌ شده‌اند، که برابرِ قانون حفظ آثار ملی (مصوب ۱۳۰۹ خورشیدی) باید از آنها نگاهداری کرد. از این‌رو، این بزرگواران باید ملت ایران را از نتایج شکایتی که عنوان می‌کنند آگاه نمایند، چرا که چنین ویرانگری‌هایی در همه‌جای ایران در جریان است؛ از شهرهای تاریخی خراسان تا شهرهای کهن خوزستان و به‌ویژه در شهرهای یزد و کاشان.

به نظر می‌آید حتی در گزینشِ نام‌هایی چون بین‌الحرمین، نیکان و... هم نگاهی استعمارگونه که به دنبال آباد کردن ظاهر و تخریب باطن است دیده می‌شود، گویی تعمدی در کار باشد. ما که حرمت حرم علم و عقل، تاریخ، فرهنگ و فلسفه و ادبیات شیراز را با این اقدام‌ها شکسته‌ایم چگونه جرأت می‌کنیم اسم شریف بین‌الحرمین را برای طرح تخریب و نه توسعه‌ی شاهچراغ و محلاتی که از آنها بزرگان علم و معرفت به‌پا خواسته‌اند بگذاریم؟! شاید با گزینشِ این نام‌ها تلاش می‌شود جلوِ جرأتِ دیگران در اعتراض به کشتن عقلانیت گرفته شود... در کجای دنیا، غیر از عربستان، با تاریخ‌شان چنین کرده‌اند که ما نیز چنین می‌کنیم؟! پروژه‌ی بتنی نیکان در یک بافت صفوی با تخریب چندهزار متری از تاریخ و هویت شیراز؟! این خوشایندِ چه کسانی است؟!

برابرِ خبرهای رسیده، این ویران‌گری‌ها رو به گسترش است و حتی دیگر هشدار رسانه‌ها و کارشناسان نیز کارساز نیست. نفس‌های بافت تاریخی شیراز به شماره افتاده و هر لحظه انتظار می‌رود تا این بافت ارزشمند، که یادگار دورانی تاریخ‌ساز است، از شهر شیراز پاک شود... از این‌رو انجمن‌های امضاکننده‌ی بیانیه، از ریاست محترم جمهور خواهان رسیدگیِ سریع به وضعیت موجود و جلوگیریِ قطعی از ادامه‌ی تخریبِ این بافتِ تاریخی هستند تا دست‌کم نمودهایی از هویت تاریخی این شهر و کشور از دست یغماگران در امان بماند.

با احترام

    انجمن مفاخر معماری ایران
    دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران
    خانه‌ي فرآوران ايران
    انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس
    انجمن متخصصین گردشگری آرتاویل (اردبیل)
    انجمن تاریشای خوزستان
    انجمن مهرگان (شیراز)
    انجمن دوستداران میراث فرهنگی یزد (یادگار)
    انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان
    انجمن دوستداران ميراث فرهنگي هوتو (بابل)
    مؤسسه‌ی یاوران سرزمین آریا (تهران)
    انجمن پیشگامان خورشید استهبان
    انجمن پیشگامان صنعت هتلداری و گردشگری صبا
    كانون پارس‌فرهنگ اليگودرز
    خانه‌ی خورشيد هنر (تهران)
    انجمن میراث‌بانان زنده‌رود (اصفهان)
    انجمن دوستداران یادمان‌های ماندگار (قزوین)
    انجمن کهن‌دژ (همدان)

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ساعت 3:3 توسط مجتبی گهستونی |

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان از برگزاری دو جشنواره «پدران و مادران قصه گو» و «گردشگری ادبی» در استان خبر داد. مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: در راستای برگزاری برنامه های «اهواز، پایتخت كتاب» اداره كل ارشاد اسلامی خوزستان اقدام به برگزاری دو جشنواره «پدران و مادران قصه گو» و «گردشگری ادبی» می كند.

وی افزود: نخستین جشنواره «پدران و مادران قصه گو» كه سال گذشته برای اولین بار در استان خوزستان برگزار شد، با مشاركت قصه گویان حرفه ای و مبتدی با لهجه و گویش های مختلف استان مورد استقبال بسیاری از علاقه مندان قرار گرفت. دبیر جشنواره «پدران و مادران قصه گو» اظهار كرد: در دومین سال برگزاری این جشنواره نیز در نظر داریم تا داستان ها، افسانه ها و لالایی هایی را كه مادران و پدران در سینه دارند، با رویكرد بومی محل زندگیشان، ضبط و پخش كنیم.

گهستونی بیان كرد: در این جشنواره كه در آذر ماه سال جاری برگزار می شود از حضور قصه گویان حرفه ای و مبتدی برای اجرای زنده دعوت می شود. وی بیان كرد: در نظر داریم كه پس از انجام مذاكرات و فراهم آوردن زمینه لازم از چهره های مطرح ادیبات و قصه گویی همچون «هوشنگ مرادی كرمانی» نویسنده داستان قصه ای مجید و «رضا رهگذر» گوینده برنامه قصه ظهر جمعه برای حضور در این جشنواره دعوت به عمل آوریم.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان همچنین از برگزاری نخستین جشنواره و نمایشگاه «گردشگری ادبی» در استان به دبیر این انجمن خبر داد و گفت: جشنواره «گردشگری ادبی» جشنواره ای بسیار نو و خلاقانه است كه برای نخستین بار در سه حوزه «ادبیات، گردشگری و عكاسی» در بهمن ۹۴ در استان برگزار می شود.گهستونی ادامه داد: در این جشنواره، ۶ کارگاه تخصصی در سه حوزه فوق و یك نمایشگاه عكس برگزار می شود كه در طی آن با رائه توضیحات، مخاطبان را با مكان های تاریخی و مهم كه مركز اتفاق رویدادهای مختلف در آثار نویسندگان خوزستانی بوده است، آشنا می كنیم. وی عنوان كرد: در این همایش نیز از چهره های مختلف گردشگری، ادبیات و عكاسی به مدت یك هفته بهره خواهیم برد. مكان پیشنهادی برای برگزاری این جشنواره و نمایشگاه، «موزه هنرهای معاصر اهواز» است كه در حال حاضر پیشنهاد اولیه آن مطرح شده و منتظر تایید نهایی آن هستیم.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان اظهار كرد: فراخوان اولیه جشنواره «پدران و مادران قصه گو» آماده شده كه تیرماه ۹۴ اقدام به انتشار و تزیع آن خواهیم كرد تا علاقه مندان قصه های پدران و مادران خود را به صورت فیلم ضبط شده به این دبیرخانه ارسال كنند تا مورد داوری قرار بگیرد كه پس از آن به برگزیدگان بخش های مختلف آن لوح تقدیر و جوایزی اهدا می شود. گهستونی همچنین گفت: در خصوص جشنواره «گردشگری ادبی» نیز مذاكرات اولیه با تعدادی از عكاسان انجام شده و پیشنهادات خود را برای عكاسی از مكان های مشخص ارائه داده ایم كه پس از دریافت عكس های شركت كنندگان، آنها را چاپ و به نمایش می گذاریم.

به گزارش خبرنگار مهر، اداره كل ارشاد اسلامی خوزستان دبیرهای تعدادی از جشنواره ها و رویدادهای فرهنگی استان را منصوب كرد كه در این بین مجتبی گهستونی دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان به عنوان دبیر جشنواره «پدران و مادران قصه گو» و سعید محمدپور رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان به عنوان دبیر جشنواره «گردشگری ادبی» استان انتخاب شدند.

+ نوشته شده در دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ساعت 3:1 توسط مجتبی گهستونی |

آدم‌ها مرده‌هایشان را دوست دارند. دلیل‌اش هم این است که به روح و خاک و گاه حتی به اسم اموات‌شان سوگند یاد می‌کنند. ماتریالیست‌ها هم که هی می‌گویند وقتی مُردی همه چه چیز تمام می‌شود چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند. این‌ها هم بالاخره آدم‌اند و چیزهایی به اسم دلتنگی، غم و غصه و قس علیهذا به سراغ‌شان می‌آید. ماتریالیست‌ها را جدی نگیرید. گاهی جو می‌گیردشان و از آن جا که این روزها بعضی‌ها مخالفت با هر چیزی ـ به خصوص با اعتقادات ـ را نشانه روشن‌فکری می‌دانند در قالب دگراندیش و انتلکتوئل قُمپُوز در می‌کنند!

اصلا این که آدم‌ها مرده‌هایشان را دفن می‌کنند یعنی که آدمی می‌میرد اما نابود نمی‌شود. آخر ما بعد از مرگ هم زنده‌ایم منتها به شکل دیگر. اشتباه نکنید! این قلم قصد تایید نظریه تناسخ و حیات دوباره را ندارد بلکه می‌خواهد بگوید ما به هر شکلی که باشیم بخشی از این جهانیم. بنابراین بعد از مرگ هم چون تبدیل به خاک می‌شویم و هزاران سال بعد به صورت نفت و گاز درمی‌آییم و به خاطرمان جنگ و دعوا سر می‌‌گیرد و اقتصاد جهانی را رقم می‌زنیم یعنی که زنده‌‌ایم دیگر، هان!؟

این از دیدگاه جسمانی بود. از منظر روحانی هم که 124 هزار پیامبر آمدند و گفتند که خیال نکنید بعد از مرگ همه چیز تمام می‌شود بلکه جهان دیگری هست و حساب‌مان با کرام الکاتبین است. برای اثباتش هم معجزه نشان دادند و حتی از جانشان گذشتند. درود خداوند بر همه آن‌ها باد. همه این صغرا و کبراها را چیدیم که بگوییم در اهواز قبرستانی قدیمی وجود دارد با قدمت به تقریب 100 ساله که از قرار متعلق به رفتگان لهستانی‌ها است با هر دین و مذهبی.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان درباره این گورستان می‌گوید: پس از انتقال میدان بارفروشان اهواز و قرارگرفتن معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری اهواز در آن محدوده خیال می‌کردیم که سرنوشت قبرستان لهستانی‌ها و مسیحیان که در محور فرهنگی ـ تاریخی تپه باستانی آسیه‌آباد و گورستان سنگی پارک کوهساران قرار دارد به مراتب بهتر شود اما در نهایت پس از انتقال بازار آهن‌فروشان تخریب تدریجی این 2 گورستان آغاز شد و معتادان و سارقان به جان قبرها افتادند. مجتبی گهستونی می‌افزاید: با توجه به این که سکونت اقلیت‌های مذهبی و خارجیان در اهواز و خوزستان ریشه تاریخی دارد و باید به دنبال رمزگشایی آن بود لذا اهمیت دارد تا این بخش پنهان و ناشناخته تاریخ مشخص شود. از آن جایی که انتظار می‌رود شهرداری اهواز از تعرض‌های خود به مکان‌های تاریخی بکاهد این انجمن با همکاری اداره کل میراث فرهنگی خوزستان حتما به وضعیت بناها و محوطه های تاریخی و فرهنگی توجه جدی خواهد کرد.

به گفته این دوستدار میراث فرهنگی: در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۳ بیش از ۱۵۰ هزار نفر از لهستانی‌ها برای مهاجرت به فلسطین و آفریقا از کشور شوروی وارد ایران شدند. از 10 مرداد ۱۳۲۱ به تدریج خروج آنها آغاز شد و پایگاه اصلی خروج آنها شهر اهواز و سربندر بود. مهاجران لهستانی از بندر انزلی، تهران، اصفهان و مشهد عازم اهواز شدند. آن‌ها در ساخت نیمی از ۲۵ کارخانه قند و شکری که در ایران ساخته شد نقش داشتند و در نیروگاه برق اهواز نیز مشغول به کار بودند.
ما هم ایرانی هستیم

ریچارد نوری، متولی قبرستان لهستانی‌ها، درباره وضعیت این قبرستان گفت: قبرستان وضعیت خوبی ندارد و از زمانی که قطار شهری اهواز کار خودش را در کنار آن آغاز کرده خاک‌ها و نخاله‌های خود را جلوی در قبرستان می‌ریزد. البته به شهرداری گزارش داده‌ایم و آن‌ها هم خاک‌ها را جمع‌آوری کردند اما هنوز کاملا رسیدگی نمی‌شود.

وی با بیان این که به این قبرستان اهمیت داده نمی‌شود تصریح کرد: این قبرستان قدمتی بیش از 100 سال دارد و زمانی که هنوز مناطقی مثل حصیرآباد در آن جا نبود این قبرستان وجود داشت. بسیاری از قبرهای این قبرستان مربوط به جنگ جهانی دوم هستند. نوری ادامه داد: بسیاری از قبرها به خاطر رسیدگی نشدن زیر خاک مدفون شده‌اند و کم‌کم در حال ناپدید شدن هستند. هر چند اداره میراث فرهنگی پیگر کارهای آن است؛ تاکنون کاری برای آن آن جا نشده است. بنابراین کسی باید وارد عمل شود و جلوی آسیب‌هایی که به این قبرستان می‌رسد را بگیرد.

او با بیان این که قبرستان لهستانی‌ها هنوز ثبت ملی نشده است خاطرنشان کرد: از زمانی که ما یادمان می‌آید هیچ گونه رسیدگی همچون مرمت یا بازسازی در آن انجام نشده است. فقط گاهی اوقات شهرداری در آن کارهای نظافتی انجام می‌دهد. متولی قبرستان لهستانی‌ها با اشاره به این که هنوز معتادان در این قبرستان ساکن هستند و این بسیار ناراحت کننده است گفت: این روند اگر همچنان ادامه پیدا کند قبرستان نابود می‌شود و اثری از آن باقی نخواهد ماند. توقع ما این است که به قبور این قبرستان هم مانند دیگر قبرستان‌های شهر احترام گذاشته شود چون بالاخره ما هم ایرانی هستیم. وی گفت: ما در سال و در روزی خاص در این قبرستان جمع می‌شویم و بر سر قبور می‌رویم و در روزهای معمولی هم رفت و آمد وجود دارد و هنوز کسانی به این قبرستان می‌آیند اما وضعیت دردناکی دارد.

نوری ادامه داد: مهم‌تر از همه این که سالی چند مرتبه توریست‌های لهستانی به این قبرستان می‌آیند اما این قبرستان از کوچک‌ترین امکانات رفاهی مثل سرویس بهداشتی هم محروم است و خودمان دیگر توان مالی برای انجام این کارها را نداریم. او اظهار کرد: دست ما به جایی بند نیست. چندین بار با استانداری و فرمانداری نامه‌نگاری کردیم اما جوابی دریافت نکردیم.

متولی قبرستان لهستانی‌ها تصریح کرد: میراث فرهنگی هم پیگیر کارهای قبرستان است و هر چند وقت یک بار از یگان حفاظت میراث فرهنگی کسی می‌آیند و از این جا فقط بازدید می‌کنند و می‌روند. او اضافه کرد: این قبرستان یک مکان تاریخی است و توریست‌ها و گردشگران خارجی همیشه از آن بازدید می‌کند حیف است که با آن این طور رفتار می‌شود. علاوه بر آن، این گونه رفتار با قبرستان لهستانی‌ها نوعی بی‌احترامی تلقی می‌شود.
ثبت ملی که شد مرمت‌اش می‌کنیم

عاطفه رشنوی، معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی،‌صنایع دستی و گردشگری خوزستان، نیز در این باره گفت: برای قبرستان لهستانی‌ها مکاتباتی را با شهرداری منطقه هفت اهواز انجام داده‌ایم و تفاهم‌نامه امضا کرده‌ایم. این قبرستان فعلا جزو فضای شهری است و فضا شهری توسط شهرداری باید حراست و حفاظت شود.او ادامه داد: ما فقط به عنوان ناظر و کارشناس می‌توانیم در این زمینه به شهرداری کمک کنیم ولی کلیه فضاهای شهری متولی‌شان شهرداری است و قبرستان لهستانی‌ها هم فعلا جزو فضای شهری محسوب می‌شود.

معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی،‌صنایع دستی و گردشگری خوزستان تصریح کرد: برنامه ثبت ملی این قبرستان در دست اقدام است و پرونده آن تهیه شده و منتظر نظر شورای ثبت استان هستیم تا آن را به تهران ارسال کنیم. وی درباره وضعیت حفاظت از این بنای تاریخی با توجه به مشکلاتی همچون دزدیدن درب قبرستان و به سرقت رفتن آهن‌آلات به کار رفته در قبرها گفت: یگان حفاظت میراث فقط وظیفه سرکشی دارد و وظیفه نگهبانی و گرفتن دزدها بر عهده این یگان نیست. شهرداری باید شرایطی را در آن جا ایجاد کند که معتادی به آن جا نرود.

رشنوی در پاسخ به این که مرمت این بنا بر عهده کیست گفت: وقتی این مکان تاریخی ثبت ملی شود ما می‌توانیم در آن جا اقدام به مرمت و بازسازی کنیم اما تا زمانی که ثبت نشود نمی‌توانیم طبق قانون کاری انجام دهیم.
من مسؤول جمع‌آوری متکدیان و معتادان هستم!

امیر آهن‌جان،‌ معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری اهواز، اما گفت قبرستان لهستانی‌ها زیر مجموعه شهرداری اهواز نیست و تصریح کرد: طبق آخرین اطلاعاتی که من دارم قبرستان لهستانی‌ها زیر مجموعه شهرداری نیست و میراث فرهنگی قرار بود آن را ثبت ملی کند. این قبرستان زیر نظر اداره میراث فرهنگی استان است.او گفت: ما آثار زیادی داریم که هنوز ثبت ملی نیستند ولی زیر نظر اداره میراث فرهنگی‌اند.

‌معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری اهواز گفت: من مسؤول جمع‌آوری متکدیان و معتادان هستم و تا ساعت 9 شب با توجه به این که اداره ما همجوار با قبرستان است کسی را در آن جا ندیده‌ام. شاید از 10 شب به بعد به آن جا می آیند که اگر این گونه باشد من حتما آن را پیگیری می‌کنم. آهن‌جان ادامه داد: برای ایجاد خدمات رفاهی باید برنامه مشترکی بین میراث فرهنگی و شهرداری ایجاد شود که ما طی نشستی در این باره به توافق برسیم و باید در این زمینه تفاهم‌نامه امضا شود.

باقی بقایتان...

گزارش را خواندید؟ بینی و بین‌الله اگر کسی به مُرده شما و مزار او بی‌احترامی کند چه حالی به‌تان دست می‌دهد؟ کمِ کم یکی می‌خوابانید زیر گوشش، نه؟ ولی شما این کار را نکنید و همان موقع این شعر سعدی را به یاد آورید: عام نادان پریشان روزگار / به ز دانشمند ناپرهیزگار. بالاخره شما باید یک فرقی با او داشته باشید.باقی بقایتان...

گزارش از: جلیل جعفری و عاطفه جوادی (خبرنگاران ایسنای خوزستان)

+ نوشته شده در یکشنبه ۳۱ خرداد۱۳۹۴ساعت 2:58 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی: عملیات ساخت کمپ گردشگری کُتُک با اعتباری بالغ بر یک میلیارد در فاز نخست آغاز شد. شهرستان اندیکا با داشتن طبیعت بکر و دست نخورده، آثار متعدد باستانی از دوره های مختلف تاریخی، بقعه های متبرکه و… به عنوان یکی از مقاصد گردشگران استان خوزستان و حتی کشور مدنظر است به گونه ای که به نیایشگاه آراسته خدا و سرزمین هزاره های گمشده معروف است.

به منظور فراهم کردن شرایط اولیه برای حضور گردشگران در منطقه، پس از راه اندازی کمپ های گردشگری در تاراز، شیمبار، سوسن و سرخاب، اینبارعملیات کمپ گردشگری کُتُک با اعتبار یک میلیارد ریال به منظور ساخت نماز خانه، سکوی استراحت، چشمه های بهداشتی و مغازه آغاز شده است. طبق برنامه ریزی های صورت گرفته شده در فاز دوم این کمپ ساخت آلاچیق و سوئیت برای رفاه گردشگران این منطقه دیده شده است.

یکی از برنامه های اداره میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری اندیکا، فراهم کردن حضور گردشگران در مناطق کمتر توسعه یافته و کم برخوردار شهرستان است تا بواسطه حضور گردشگران زمینه رشد اقتصادی این مناطق نیز فراهم شود. منطقه گردشگری کُتُک با داشتن هفت اثر ملی، اقلیم ییلاقی، باغات انار، صنایع دستی غنی و متنوع و فرهنگ بکر و دست نخورده بختیاری، یکی از زیباترین مناطق بختیاری نشین در شهرستان اندیکا محسوب می شود.

اندیکا از شهرستان‌های استان خوزستان شامل سه بخش در شمال شرقی خوزستان قرار دارد. جمعیت شهرستان اندیکا ۸۰ هزار نفر و مساحت آن ۲۳۰۰ کیلومتر مربع است. مرکز آن شهر کوچک قلعه خواجه است که ۹۱۵ نفر جمعیت دارد. شهرستان اندیکا شامل سه بخش مرکزی آبژدان و چلو است. اندیکا مرکز شمال کوهستانی خوزستان است.

اندیکا یکی از چند شهر تاریخی و باستانی خوزستان است که به دلیل داشتن آثار متعدد از دوره ایلیمایی‌، به سرزمین ایلیمایی معروف است. همچنین طبق گفته و بررسی‌های گیرشمن و مردم منطقه، روستای قلعه بردی اندیکا زادگاه و محل رشد کورش بوده است. از زمان تاسیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری اندیکا در سال 1393 دو اثر صنایع دستی چوقا بافی و زیرانداز اندیکا کاندیدای دریافت مهر اصالت بین المللی سال 2014 یونسکو شد.

بابااحمدی، قندعلی، موری، زراسوند، زلکی، کیارسی، شهنی، نصیر، حموله، للری، کتکی، بهداروند، گمار، مدملیل، منجزی، ململیل و الاسوند طوایف ساکن این شهرستان هستند. رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری اندیکا درباره ویژگی های اجتماعی این منطقه گفت: مردم شهرستان اندیکا به لحاظ بافت روستائی و عشایری از آداب و رسوم خاص خود پیروی می‌کنند. زندگی سنتی آنها براساس نظام اجتماعی ایلی و طیفه ای استوار است و بخاطر بافت طبیعی و جغرافیائی منطقه از شیوه معیشت دامداری و کشاورزی و کوچ روی تبعیت می‌کنند.

ایوب سلطانی افزود: اندیکا از مناطق کوهستانی و دنباله کوه های بختیاری محسوب می‌شود که شامل مناطق مرتفع، دره‌های عمیق و دشت های کوچک که شیب زمینهای آن به سوی جلگه خوزستان کشیده شده است. بهاری زود رس و سرسبز و پر طراوت دارد که از اوایل اسفند ماه آغاز می‌گردد و از اوایل خرداد ماه هوای بهاری به تدریج جای خود را به گرما می‌دهد.

وی بیان کرد: قالی، قالیچه، چوقا، جاجیم، گلیم، سیاه چادر صنایع دستی و تولیدات این شهرستان هستند. سلطانی با اشاره به مهمترین ارتفاعات اندیکا گفت: کوه لَندر، چیتُک، شو، تلخدان، اُدیو، دلا، مُنار، فِچ، دِمه، تـاراز، لیله ، کینو… ارتفاعات اندیکا محسوب می شوند که مرتفع‌ترین آنها کینو با ارتفاع 3710 متر به بام خوزستان معروف است.

رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری اندیکا به ویژگی های پوشش گیاهی منطقه کوهستانی اندیکا اشاره کرد و افزود: اندیکا از درختان بلوط، بادام کوهی، کِلخُنگ، بَنه، ارزن، تَنگِس، زال زالک، مهلو، کیکُم(افرا)، چنار، کنار، تُتُم، انجیر، انار، انگور، گلابی، زیتون، گردو، توت، همچنین انواع قارچ، کَرفس، تره کوهی، چَویل، آوندول و پونه پوشیده است. در فصل بهار انواع گلهای وحشی نظیر شقایق، لاله، سُنبل، گلایل وحشی، نرگس، بابونه و گیاهان دیگر طبیعت زیبای اندیکا را سبز پوش می‌کنند.

سلطانی اندیکا را سرزمین چشمه ها، نهرها و رودخانه‌های فصلی نامید و اظهار داشت: رودخانه شور سر تنگ دولاب، باغ شهو، تنگ تینا، چشمه بی بی ترخون، بابا احمد، آب تنگ سرد لَلَر، آب کِدی کُتک، شط شیمبار، رودخانه شَلا، توف کما موری، رودخانه سوسن سرخاب و چشمه سربازار سوسن سرخاب، آب دره بابا زاهد اندیکا، تنگ شِلال، کریم آباد، دوراب از جمله پتانسیل های آبی این منطقه است.

وی با اشاره به اینکه حیات وحش منطقه در خطر انقراض است گفت: به دلیل ویژگی های کوهستانی اندیکا حیوانات وحشی مانند خرس قهوه ای، پلنگ، گرگ، کفتار، روباه، شغال، گراز،خرگوش، خارپشت، راسو، بزکوهی و انواع پرندگان همچون کبک، تیهو، عقاب، کلاغ، کرکس، پرستو، گنجشک، بلدرچین و غیره دیده می‌شود.

+ نوشته شده در یکشنبه ۳۱ خرداد۱۳۹۴ساعت 2:54 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی: مسجدسلیمان به روایت های مختلف تاریخی اهمیت خاصی از دوران پیش از اسلام تا به اکنون داشته است. می گویند در شهری که در میانه رشته کوههای زاگرس واقع است حضرت سليمان نبي(ع) درآن نماز خوانده و کوروش شاه ایران زمین در پهنه آن متولد شده و پنجم خرداد 1394 هم مصادف است با صدوشانزدهمین سال کشف نفت، شهری که آن روزها به "سرمسجد" یا "جهانگیری" معروف بود. "دکترگیرشمن" رئيس هيأت هیات باستان شناسی فرانسه که در دهه های پیشین سالها در خوزستان به کاوش مشغول بود معتقد است که محل کنوني مسجد سليمان که در دوران باستان که به "پارسوماش" شهره بود، پايتخت پادشاهی هخامنشی بوده ‌است.

برای سفر به مسجدسلیمان که طوایف مختلفی از قوم بختیاری در آن ساکن هستند از شهرهایی مثل شوشتر، ملاثانی، لالی، هفتکل و اندیکا می توان به آن ورود کرد. اطراف این شهر به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در فصول پائیز، زمستان و بهار از زیبایی خاصی برخوردار است و به دلیل برخورداری از تفرجگاههای مختلف پذیرای گردشگران از سراسر کشور است. معبد سرمسجد که در شمال‌شرقي شهر مسجدسليمان واقع ‌است و در گذشته‌هاي دور همواره در آن آتشي افروخته بود مقر حکومت پارس‌ها بود که در کنار معبد کهن "برد نشانده" و وجود محوطه باستانی "کلگه زرین" به جای مانده از دوران ایلامیان جلوه ای دیگر به تاریخ این خطه در شمال خوزستان داده است.

اما يکي از عوامل ايجاد و گسترش شهر مسجدسليمان در آغاز قرن 20 اکتشاف نفت در اين منطقه ‌است. آنچه که جهانگشایان را به سرزمین مسجدسلیمان برای کشف نفت کشاند آگاهی آنان از فروزان بودن آتش در معابد سرمسجد و بردنشانده بود که پارسیان با روغنی مقدس که به طور طبیعی از زمین بیرون می آمد آتش جاویدان خود را در مکان های مقدس روشن نگاه می داشتند. "ويليام ناکس دارسي" طي انعقاد قراردادي با دولت قاجار مجوز جستجو و اکتشاف نفت در ايران را گرفت و تيم اکتشاف او اين طلاي سياه را براي نخستين بار در خاورميانه در مسجدسليمان کشف کرد. این فوران نفت از ميدان نمره يک در ميانه مسجدسليمان کنوني باعث شد تا حيات اقتصادي و اجتماعي بسیاری نقاط دیگر دگرگون شود.

دارسي با شرکت خود به نام "سنديکاي امتيازات" موفق شدند با انتقال فن‌شناسي و تجهيزات لازم و حفر چاه به سرچشمه آتش جاويدان پارسيان دست يابند. بعد از کشف و فوران نفت در مسجدسليمان با دخالت دولت انگليس، شرکت ذکر شده به شرکت "نفت ايران و انگليس" تبديل شد. از سال 1287 هجري شمسي يا 1908 ميلادي است که بنيان نخستین شرکت شهر معدني ايران در مسجدسليمان و بعد از آن نخستين شرکت شهر صنعتي با توجه به ساخت پالايشگاه در آبادان گذاشته ‌شد. نخستین چاه نفت درخاورمیانه، کارخانه جی پی و پالایشگاه بی بیان، کارخانه تقطیر و نیروگاه برق تمبی چهار گنجینه نفت ایران در شهر مسجدسلیمان محسوب می شوند که به معرفی آنان می پردازیم.
چگونه به مسجدسلیمان برویم

گردشگرانی که از اهواز قصد سفر به مسجدسلیمان را دارند می توانند از پایانه سیاحت در اتوبان آیت الله بهبهانی در نزدیکی میدان چهارشیرسوار بر اتوبوس یا سواری شده و اهواز را به مقصد مسجدسلیمان در 125 کیلومتری ترک کنند. گردشگرانی که با هواپیما به خوزستان سفر می کنند ممکن است در شهرهایی مثل اهواز، آبادان و یا دزفول فرود بیایند. گردشگران فرود آمده در اهواز به همان شیوه قبلی و گردشگران مسیر دزفول از طریق سواری و اتوبوس خطی با طی 55 کیلومتر به شوشتر سفر کرده و سپس با گذر 50 کیلومتر راهی مسجدسلیمان شوند. همچنین گردشگرانی که سفرشان از آبادان شروع می شود ابتدا می توانند از طریق اتوبوس و یا سواری با گذر 110 کیلومتر به اهواز و سپس به طی 125 کیومتر در شهر مسجدسلیمان به بازدی از آثار تاریخی و گنجینه های نفت ایران بپردازند.
فاصله مرکز خوزستان تا گنجینه های نفت مسجدسلیمان

از آنجایی که پیشنهاد ما در این مجال بازدید از گنجینه های نفت ایران در مسجدسلیمان می باشد لازم است که فاصله اهواز تا این گنجینه ها و فاصله هرکدام از آنها را با یکدیگربه اطلاع شما برسانیم. فاصله اهواز تا چاه شماره یک نفت مسجدسلیمان 145 کیلومتر، فاصله چاه شماره یک نفت تا پالایشگاه وجی پی 5/3 کیلومتر، فاصله کارخانه جی پی و پالایشگاه بی بیان تا کارخانه تقطیر 500 متر، فاصله چاه شماره یک تا نیروگاه برق تمبی 7 کیلومتر و نیروگاه برق تمبی تا پالایشگاه بی بیان 10 کیلومتر است.
چرا مسجدسلیمان مهم است

مسجدسليمان تا سال 1928 ميلادي تنها منبع استخراج نفت ايران بود تا اینکه در اين سال در ميدان نفتي عظيم هفتگل نيز فوران نفت آغاز شد و مسجدسليمان در توليد نفت از انحصار خارج شد. اما توليد در منطقه همچنان افزايش يافت به طوري که در سال 1314 هجري شمسي مصادف با 1935ميلادي اوج توليد در سراسر بهره برداري به روزی 127 هزار بشکه رسيد. بعد از افتی کوتاه در توليد نفت به علت ملي شدن اين صنعت در ايران (1330ـ33 هـ .ش) به دليل دسيسه‌هاي شرکت نفت ايران و انگليس و دولت انگليس بار ديگر استخراج نفت افزون شد که تا سال 1345 هـ .ش با تولید سالانه 30 میلیون بشکه کما بيش ثابت بود. به واسطه وجود چاههای متعدد نفت خط آهني توسط شرکت نفت ایران – انگلیس تاسيس شد که تا روستایی به نام "درخزينه" در نزديکي شوشتر امتداد مي‌يافت. به این دلیل مسجدسلیمان که درهیبت یک روستا بود به شهري بزرگ تبدیل شد و مهاجرین بسیاری را در خود پذیرا شد. از آن زمان شبکه آب و برق تکميل و سيستم فاضلاب شهر به وجود آمد، حمل و نقل زباله مرتب شد و سيستم اتوبوسراني به کار افتاد. همچنين ورزشگاه بزرگي ساخته شد و مسجد سليمان چهره يک شهر متفاوت از ساير شهرها را به خود گرفت. به مسجدسلیمان که رفتید اگر به موزه مردمشناسی این شهر که در محله کلگه زرین قرار دارد سری بزنید حتما می توانید به اطلاعات خوبی درباره این شهر و مردم ساکن در آن دست بیابید.
‏وجه تسميه محله‌ها

شهر فعلی مسجدسليمان ناهموار و داراي پستی و بلندی‌های زيادی است. به همین دلیل این شهر از عرض کم و طول فراوان برخوردار است. در آن زمان که این شهر ساکنان محدودی داشت، شرکت نفت منازل و ادارات خود را در نقاط مناسب تر ساخته بود و به همين دليل محله‌های اين شهر ازهم فاصله داشتند. نام محلات شهر بيشتر از نام چاه‌های نفت يا ادارات شرکت نفت گرفته شده، مانند نمره يک که از نام چاه شماره يک گرفته شده‌ است. نام برخي محلات هم از نام طوايفی گرفته شده که برای نخستین بار در آنجا سکني گزيده‌اند مانند "مال جونکي". برخی محلات هم به نام مهاجرینی که از شهرهای دیگر در مسجدسلیمان اقامت کردند و محله ای را برای خود اختیار نمودند گرفته شده مانند "لين اصفهانی‌ها"، "بازار شوشتری ها" و يا "لين هندي‌ها". محله "کولر شاب" نام خود را از يکي از ادارات شرکت نفت گرفته است‎.‎ نام "ريل وی" هم به خاطر وجود يکی از ايستگاه‌های قطار برای این محله گذاشته شده‌ است. نام بازار "چشمه علی" هم به خاطر وجود چشمه‌ای با همين نام گذاشته شده است. محله "پشت برج" به واسطه قرار گیری در پشت یک ساختمان که محل اقامت خوانين بختياری يا نمايندگان آنان بود به همین نام معروف شد. یا نام محله "افرمبی" که خلاصه نام شرکت انگلیسی تعميرات راه و ساختمان به نام " اف، آر، ام، اند، بي" بود که بعدها درگويش محلي به افرمبي تغيير کرد. البته نام محله‌های هوانيروز، تلخاب، نفتک، باشگاه سوارکاران، چهار بيشه، نصيرآباد، کوي حسين قصاب (مال گندلي‌ها)، دره گلگيري‌ها، سرکوره‌ها (کوي شهيد موسوي)، مال شنبه (کوي شهيد لرستاني)، پنج بنگله، هشت بنگله، شاه نشين، مالکريم، نمره يازده، دره اشکفت، نمره دو، پانسيون خيام، سي برنج، کمپ کرسنت، اسکاچ کرسنت، نفتون، باغ ملي، دره خرسان، دره سوکياس، نمره هشت، بي‌بيان، خواجه‌آباد، نفت آباد، کلگه، شيخ مندنی، تمبي و... هرکدام حکایت خاص خود را در دوران های مختلف از زمان پیدایش نفت در مسجدسلیمان تا به اکنون دارد.
از کجا بازدید کنیم

از آنجایی که ایجاد تمام زیرساخت های لازم برای راه اندازی موزه گسترده نفت در دستور کار وازرت نفت و شرکت نفت و گاز مسجدسلیمان قرار دارد لذا برای بازدید ازچهارگنجینه نفت این شهر باید ابتدا مجوز مورد نیاز را برای بازدید از روابط عمومی شرکت نفت و گاز مسجدسلیمان دریافت کنید. سپس اگر از محور لالی، شوشتر و اهواز وارد این شهر شدید ابتدا باید به بازدید از چاه شماره یک بپردازید.
نخستین چاه نفت درخاورمیانه

همه آنهایی که بازدید از نخستین چاه نفت خاورمیانه می آیند حتما عکس قدیمی آن را دیده اند. بازدید از این چاه و البته یادآوری آن عکس تاریخی حتما حس نوستالژیکی ایجاد می کند. این چاه در محله نمره یک واقع است. شروع حفاری چاه شماره یک در 23 ژانویه 1908 برابر با سوم بهمن 1286 خورشیدی توسط یک سرمهندس عملیات حفاری به نام "ژرژبرنارد رینولدز" که انگلیسی تبار بود صورت گرفت و پس از چهارماه حفاری و کار طاقت فرسا در سحرگاه روز پنجم خرداد 1287 خورشیدی برابر با 26 مه 1908 میلادی در ساعت چهار بامداد و نفذ مته حفاری به عمق 360 متری برابر با 1180 فوتی نفوذ کرد و باعث فوران اولین چاه نفت خاورمیانه گردید. تولید روزانه چاه مذمور 8000 گالن در روز برابر با 36000 لیتر بوده است. چاه شماره یک که جز آثار ملی کشور شناخته شده است هم اکنون به صورت سمبل فعالیت های نفتی و پیدایش نفت در کشور و خاورمیانه به عنوان محلی برای بازدید گردشگران و سیاحان تبدیل شده است و به طور مدام داری بازدید کنندگان داخلی و خارجی می باشد.
کارخانه پالایشگاه LDU

این پالایشگاه در سال 1311 شمسی مصادف با 1932 میلادی تاسیس و راه اندازی شد و تا سال 1352 شمسی مصادف با 1973 میلادی فعالیت داشت. تولید این پالایشگاه 500 تا 580 بشکه نفت خام در روز بوده که از این ماده خام روزانه 30 هزار لیتر گازوئیل، 25 هزار لیتر بنزین معمولی و 25 هزار لیتر نفت کوره تولید می شد. پس از انقلاب اسلامی با شروع جنگ تحمیلی و ضرورت تولید داخلی مواد سوختی، این پالایشگاه مجددا در سال 1361 راه اندازی و تا سال 1371 به فعالیت مشغول بوده و در دوران دفاع مقدس بخشی از سوخت مورد نیاز جبهه های جنگ را تامین می نمود.
کارخانه تقطیر TOPPing Plant

این پالایشگاه شامل سه واحد c و A B می باشد. هدف از احداث آن جدا نمودن هیدروکربورهای سبک نفت منطقه و ارسال به آبادان بوده است. این واحد در 29 اکتبر 1930 میلادی در دو واحد B و A احداث و در 30 فوریه 1935 میلادی تکمیل و راه اندازی گردید. نفت مازاد بدست آمده سابق بر آن به چاههای به خصوصی تزریق می گردید ولی بعدها به مصارف کوره های آجرپزی، نانوایی ها و غیره رسید. ظرفیت واحدهای B و A 24 هزار بشکه و ظرفیت واحد c به تنهایی 32 هزار بشکه نفت در روز تقطیر و نفت کوره حاصله از این واحدها توسط خط لوله 12 اینج به اهواز منتقل می گردید و در سال 1356 عملا از مدار تولید خارج گردید.
نیروگاه تمبی

اما یکی از نخستین نیروگاههای خاورمیانه در نیم قرن گذشته مربوط می شود به نیروگاه تمبی مسجدسلیمان. این نیروگاه تولید برق مصرفی تاسیسات نفتی و منطقه مسکونی شهر مسجدسلیمان را طی سالهای متمادی و بدون وقفه به عهده داشته است. کارساختمانی و نصب تجهیزات نیروگاه تمبی عملا از سال 1329 هجری خورشیدی به مدت 4 سال طول کشید و کار تولید برق نیروگاه با راه اندازی توربین شماره یک اواخر سال 1333 و توربین شماره 2 در اوایل سال 1344 با ظرفیت اسمی حدود 9 مگاوات آغاز شد. عمر مفید توربین های تعبیه شده توسط کشور سازنده 130 هزار ساعت تخمین زده شده بود که عملا تا 18 سال بعد یعنی تا سال 1351 باید به پایان می رسید. با جدیت و تلاش پرسنل نیروگاه این زمان پیش بینی شده به آذرماه 1368 یعنی 17 سال بعد تقریبا دو برابر عمر مفید تخمین زده شده ادامه یافت. دو واحد گازی و حرارتی نیروگاه تمبی با تولید برق در دهه های 1330 و 1340 نقش به سزایی در رونق مسجدسلیمان به عنوان قدیمی ترین منطقه نفتخیز ایران داشته است. در مجاورت این نیروگاه که از سال 1368 توربین های تولید برق آن عملا از کار افتاده است، هم اکنون یک دستگاه برق متعلق به سازمان آب و برق خوزستان وجود دارد که برق 132 کیلو ولت را به 11 هزار ولت تبدیل کرده است و بخش کنترل و توزیع برق نیروگاه تمبی که همچنان فعال است هم اینک برق 11 هزار ولت مزبور را کنترل و توزیع می کند.

شایان توجه است نیروگاه تمبی در دوران انقلاب به ویژه جنگ تحمیلی با توجه به فعالیت های شرکت نفت و مصرف بالای برق تاسیسات نفتی نقش حیاتی بسیار مهمی را داشته است. به نحوی که در اوایل جنگ تا قطع کل برق مسجدسلیمان این نیروگاه برق کلیه تاسیسات نفتی، تلمبه خانه آب و بیمارستان های مسجدسلیمان را تامین می کرده است.

+ نوشته شده در شنبه ۳۰ خرداد۱۳۹۴ساعت 2:50 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی: بیستم خرداد در سالن خلیج فارس محل نمایشگاه های بین المللی تهران آئین افتتاح نمایشگاه صنایع دستی برگزار شد تا از استان خوزستان به عنوان استان برتر کشور در حوزه صنایع دستی در زمینه برگزاری نمایشگاههای متعدد صنایع دستی، ایجاد بازارچه های صنایع دستی و همچنین صادرات صنایع دستی تقدیر شود.استان خوزستان این روزها در حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری فراز و نشیب هایی دارد اما در بخشی از حوزه ها پرجنب وجوش است و اخبار مثبت فراوانی به گوش میرسد.


از جمله اینکه با هدف ساماندهی صنعتگران خوزستان، رفع موانع دسترسی گردشگر به صنایع دستی، سهولت عرضه محصولات توسط صنعت‌گران صنایع دستی و حمایت از تولید و توزیع گسترده برای صنایع دستی خوزستان از جمله دلایل ساخت بازارچه مرکزی صنایع دستی خوزستان است که در سال 1394 به بهره برداری میرسد.پیش از این صنعت‌گران شهر اهواز در فضایی بسیار محدود محصولات و مصنوعات خود را برای فروش عرضه می‌کردند که با ساخت این بازارچه این مشکل برای همیشه برطرف می‌شود.

حمایت جدی از صنایع دستی، حمایت برای بازاریابی و بازاریابی بین‌المللی برای صنایع دستی خوزستان از جمله اهداف بلندی است که در دوره جدید در صنایع دستی استان پیگیری می‌شود. توجه ویژه به صنایع دستی خوزستان از شروع دولت یازدهم میزان تولیدات صنایع دستی خوزستان تا بیش از 35 درصد رشد داشته و این مهم تنها به دلیل حمایت از این بخش است.

در سال 93 خورشیدی 19 اثر از 25 اثر ارائه شده از سوی خوزستان موفق به دریافت نشان ملی مرغوبیت شدند که بر اساس نسبت آثار دریافت‌کننده نشان به آثار ارائه شده، خوزستان با موفقیت 76 درصدی در صدر فهرست استان‌های کشور قرار گرفت. همچنین خوزستان موفق به دریافت نشان اصالت اثر از سوی یونسکو برای دو اثر صنایع دستی شد.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنیایع دستی و گردشگری خوزستان، در خصوص بازارچه صنایع دستی اهواز گفت: بازارچه صنایع دستی اهواز با غرفه‌های متعدد برای فعالیت صنعتگران ساخته می‌شود و همه تلاش خود را برای ساخت سریع این ساختمان به کار می‌بندیم. افشین حیدری افزود: این بازارچه مرکزی صنایع دستی اهواز قرار است در زمین 3 هزار متری ساخته شود و تلاش کرده‌ایم تا بخش زیادی از فضا به غرفه تبدیل شود تا صنعتگران بیشتری بتوانند مجال عرضه صنایع دستی خود را داشته باشند. شهر اهواز به دلیل مرکزیت گردشگران زیادی را در خود جای می‌دهد و به این دلیل نبود بازارچه در این شهر به نحوی برای گردشگران معضلی بود که در حال رفع این مشکل هستیم.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان با تاکید بر اینکه خوزستان توانمندی زیادی برای توسعه صنایع دستی دارد، خاطرنشان کرد: حمایت از صنایع دستی در خوزستان می‌تواند باعث اشتغال شود و ارزآوری زیادی برای کشور در پی داشته باشد. در راستای حمایت از صنایع دستی خوزستان برگزاری نمایشگاه‌های متعدد در دستور کار قرار گرفته است و برپایی نمایشگاه‌های بین‌المللی نیز از اهم این برنامه‌هاست.

سرزمین ایران با مشخصه های اقلیمی خاص خود به نوعی با ساکنان خویش در تعامل بوده است. جای جای این سرزمین با ساکنانش روایت ها داشته است. کوهستانی بودن فلات ایران زمینه ساده ترین برخورد انسان و طبیعت را با عنوان معیشت دامداری و دامپروری بوجود آورد و در ادامه فرآورده هایی چون پشم و مو به عنوان مواد اولیه صنایع دستی، محصولاتی چون: قالی، جاجیم، گلیم، نمد، چادر، کلاه نمدی، جوراب و... را پدید آورد. بخش مرکزی و غربی و داخلی فلات ایران به دلیل برخورداری از خاک رس زمینه تجلی کیمیاگری ایرانیان و تبدیل آن به سفال، کوزه و سرامیک را فراهم کرده است.

همچنین معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان از فروش خوب و استقبال خیره‌کننده گردشگران از دست‌آفریده‌های مردم این استان خبر می دهد. امیرعباس کاویانی گفت: در ایام مختلف سال در تمام شهرهای استان خوزستان نمایشگاههای نوروزی صنایع دستی مشغول عرضه محصول به گردشگران هستند. ما هر سال چهار تا پنج جشنواره و نمایشگاه صنایع دستی در سطح ملی در خوزستان برگزار می‌کنیم که در سال 94 یکی از این نمایشگاه‌ها به صورت بین‌المللی برگزار خواهد شد.

وی با اشاره به برنامه توسعه خانه‌های صنایع دستی در سال 94 توضیح داد: خانه‌های صنایع دستی مراکزی هستند که در آنها کارگاه‌های زنده تولید صنایع دستی، نمایشگاه و فروشگاه آثار، کارگاه‌های آموزشی و محلی برای برگزاری رویدادها و جلسات حوزه صنایع دستی برای رشته‌های گوناگون وجود دارد. حمایت از تولید، صادرات و همچنین توسعه و ترویج سه حوزه‌ای هستند که ما روی آنها کار می‌کنیم. در این بین تمرکز اصلی ما روی بازار صنایع دستی است که می‌تواند چرخه تولید را بگرداند.

معاون صنایع دستی خوزستان تاکید کرد: تقویت بازار صنایع دستی نیاز به آموزش‌های هدفمند دارد. این آموزش‌ها در چهار دسته به‌آموزی صنعتگران، آموزش بازاریابی و بازرگانی، آموزش به شیوه استاد و شاگردی و همچنین آموزش‌های کوتاه ‌مدت همگانی اجرا می‌شود. صنایع دستی در استان خوزستان از دیرباز رایج بوده و در طول سالیان دراز فعالیت های مربوط به صنایع دستی همواره در کنار دیگر فعالیت ها سهم بسزایی در تامین اقتصاد خانواده داشته است. این تولیدات رابطه ای تنگاتنگ با یکدیگر ایجاد کرده اند و تا به امروز همواره نقشی در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم داشته اند. تنوع صنایع دستی در خوزستان قابل توجه بوده و مجموعه ای از مصنوعات دستی نظیر سفالگری، میناکاری، حصیربافی، جاجیم، گلیم بافی، گبه بافی، نمدمالی، چوقا بافی، عبابافی، خراطی و تولیدات عشایری بسیار زیبا و دیگر رشته های صنایع دستی را شامل می شود که با توجه به برنامه و سیاستهایی که در صنعت توریسم در استان در حال اجرا می باشد، امید آن می رود که در آینده بر رونق و توسعه صنایع دستی افزوده شود.

با توجه به پیشینه تاریخی منطقه زاگرس که در گذشته های دور مهد تمدن و فرهنگ عیلامیان بود، سرزمین خوزستان پیوسته بستر مناسبی برای رشد و تکنولوژی هنر و صنایع دستی در زمینه های مختلف به شمار آمده است. همچنین تعدد و تکثر قومی و فرهنگی مردم خوزستان موجب شده تا صنایع دستی در خوزستان از تنوع چشمگیری برخوردار باشد. وجود عشایر کوچ رو که خود حافظ هنرهای و صنایع دستی خاص هستند موجب تنوع رشته ها و نیز ترویج صنایع دستی به دیگر مناطق شده است.

تنوع صنایع دستی در خوزستان قابل توجه بوده و مجموعه ای از مصنوعات دستی کاربردی، تزئینی و تولیدات عشایری بسیار زیبا و دیگر رشته های صنایع دستی را شامل می شود که با توجه به برنامه ها و سیاست هایی که در صنعت توریسم استان خوزستان در حال اجراست، امید می رود در آینده بر رونق و توسعه صنایع دستی افزوده شود. البته ناگفته نماند که تعدادی از رشته های صنایع دستی خوزستان در حال منسوخ شدن است که در جهت احیای آنها باید چاره اندیشی شود. رشته های در حال نابودی شامل عبابافی، نمدمالی، گیوه بافی و... است. تولیدات عشایری نقش برجسته ای در اقتصاد روستایی و شهری این استان به عهده داشته و دارند.

+ نوشته شده در جمعه ۲۹ خرداد۱۳۹۴ساعت 2:47 توسط مجتبی گهستونی |

ایران خبر- مجتبی گهستونی، روزنامه نگار، فعال میراث فرهنگی و محیط زیست خوزستانی درباره آسیب های ناشی از انتقال آب رودخانه کارون به استان های دیگر با ایران خبر به گفت و گو پرداخت: به عنوان کارشناس مسائل و مشکلات کارون، نقش آب و به خصوص رودخانه کارون را در اقتصاد خوزستان چگونه می بینید؟

ایران کشوری است که منابع طبیعی بیشماری را در خود دارد و می دانیم که این منابع باید در دسترس مردم قرار بگیرد؛ اما وقتی به صورت جزیی به این مسئله نگاه می کنیم، می بینیم استان خوزستان یکی از استان هایی است که منابع زیرزمینی بسیاری را در خود دارد. اقتصاد استان خوزستان در وهله اول متکی به صنعت و کشاورزی است. در این استان زمین های کشاورزی بسیاری وجود دارد و خوزستان در آمارهای رسمی ارائه شده بیشترین برداشت محصول را به خود اختصاص داده است. 

خوزستان در حوزه باغات رتبه یک تا سه و در حوزه کشت رتبه یک را دارد و حیات تمام این حوزه ها طبیعتا نیازمند آب است. علاوه بر این، خوزستان استانی گرمسیر و پرجمعیت است. صنایع این استان مختص خوزستان نیست؛ بلکه به آبادانی تمام کشور کمک می کند. برق، گاز، پتروشیمی و نفت تولید شده در خوزستان به تمام کشور ارسال می شود به همین دلیل و برای تامین این محصولات صنعتی نیاز بیشتر این استان به آب، باید با نگاه متمایزتری نسبت به سایر استان ها بررسی شود.

داستان انتقال آب کارون از کجا شروع شد و به کجا می رسد؟ آیا فریادهای فعالان این حوزه نتیجه ای در بر خواهد داشت؟

انتقال آب کارون از سرشاخه آن به اصفهان باعث خشک شدن زمین های کشاورزی و تالاب های خوزستان شده، اما این مشکلات تنها به خوزستان محدود نمی شود. کما اینکه با خشک شدن تالاب هورالعظیم شاهد ایجاد پدیده گرد و غبار در سراسر کشور هستیم. ما به عنوان فعالان و کارشناسان این حوزه معتقدیم که فعالان محیط زیست استان های دیگر به خصوص استان اصفهان در قضیه انتقال آب کارون زیاده خواهی می کنند. سدی که در حال حاضر از کوهرنگ به استان اصفهان منتقل می شود و باغات آن استان را سیراب می کند در دهه 60 احداث شد؛ طبیعتا در آن دهه ما درگیر جنگ تحمیلی بودیم و اولویت نخست خوزستان دفاع از مرزها بود، به همین دلیل مسئولان استان از این امر غافل شدند و نتوانستند برای مقابله با آن اقدام موثری به عمل آورند.

وزارت نیرو پیش از این اعلام کرده بود که ما تنها برای تامین آب شرب مردم در استان های دیگر دست به انتقال آب کارون زده ایم اما شواهد گویای آن است که این آب نه فقط برای تامین آب شرب بلکه برای مصارف صنعتی وکشاوزی استان های دیگر نیز به مصرف می رسد. در مورد استان اصفهان، هنوز هم بعد از گذشت نزدیک به 30 سال داستان انتقال کارشناسی نشده آب کارون به این استان ادامه دارد؛ اما فعالان و نمایندگان خوزستانی نیز به مقابله و برخورد با این روند پرداخته اند و با اعلام اعتراضات خود، نسبت به آن توجه ویژه ای را اعمال کرده اند.

دغدغه ها و معضلات ناشی از انتقال آب کارون در خوزستان را چگونه دسته بندی می کنید؟ 

در حال حاضر رودخانه های این استان در وضعیت بحرانی به سر می برند. رودخانه جراحی در حال خشک شدن است و رودخانه زهره در وضعیت بحرانی کم آبی به سر می برد. رود کارون که زمانی پرآب و قابل کشتیرانی بود در نتیجه احداث سدهای مکرر و انتقال آب آن به استان های دیگر کارون از شهر اهواز به بعد تبدیل به جوی باریکی از آب شده، سد گتوند و کارون نیز در شرایطی از کم آبی به سر می برند که گاهی توربین های آن از کار می افتد. همه این مشکلات محیط زیستی باعث ایجاد معضلات ریشه دار اجتماعی از جمله فرصت سوزی، ایجاد ناامنی، بیکاری و نا امیدی در جامعه می شود.

مشکلات و دغدغه های فعالان محیط زیست ایرانی چیست و در این راه چه حمایت هایی از آنان صورت گرفته است؟

طرح های ناشیانه ای که از سوی یک دولت شروع  شده و بدون بررسی های کارشناسی شده از سوی دولت های بعدی ادامه داده شده، ناشی از عدم توسعه پایدار در کشور است. کشور ما در حال حاضر در مقطع حساسی از بعد محیط زیستی قرار گرفته و آسیب های زیادی را تحمل می کند که این آسیب ها می تواند به بدنه جامعه نیز صدمه بزند. 

به عنوان مثال، موضوع گرد و غبار که در چند سال گذشته بیشتر دیده شده، یکی از معضلاتی است که همه ما به طور مستقیم با آن درگیر هستیم و از آن آسیب دیده ایم در کنار این پدیده ناگوار، آلودگی محیط زیست نیز یکی دیگر از دغدغه های فعالان این حوزه است. مشکل دیگری که می توان از آن یاد کرد، احداث بی رویه سد بر رودخانه های کشور است. امروزه سدسازی در تمام دنیا در حال منسوخ شدن است؛ در این شرایط نباید همچنان اصرار به سد سازی داشته باشیم بلکه باید شجاعت پذیرش اشتباهاتمان را داشته باشیم.

به عقیده من این وظیفه دولت، نهادهای حکومتی، سازمان های مردم نهاد، فعالان حوزه های اجتماعی و مطبوعات است که این معضلات را پیگیری کنند. به طور قطع قدرت دولت در این زمینه بیشتر از مردم عادی است، اما این برتری قدرت نباید در راه محدودسازی فعالان محیط زیست در رسانه ها و یا برخوردهای خشن با آنان شود. 

روز گذشته در خبرها عنوان شد که به دنبال افزایش اعتراضات مردم استان چهارمحال و بختیاری در مورد انتقال آب از سرشاخه های کارون به فلات مرکزی ایران نزدیک به 50 نفر از فعالان زیست محیطی این استان به مراجع قانونی احضار شدند؛ نگاه و رویکرد شما به عنوان فعال این حوزه چیست؟

در صورتی که احضار 50 فعال محیط زیست صحت داشته باشد، خبر ناراحت کننده ای است و در این مقطع به هیچ وجه توجیه ندارد و با توجه به اینکه دولت خود داعیه دار و مدعی دموکراسی و آزادی تشکل های مردم نهاد است، به همین دلیل فکر نمی کنم در این قضیه دخیل باشد.

برخورد با فعالان حوزه های اجتماعی از جمله حوزه میراث فرهنگی و محیط زیست، برخورد ناشیانه و ابتدایی است که هیچ توجیهی ندارد؛ چرا که تشکل های مردمی وظیفه اطلاع رسانی و پرداختن به دغدغه هایی را دارند که گریبانگیر کشور شده است. 

به هر دلیل این برخورد نهایت تنگ نظری است و ما بارها شاهد بوده ایم که عده ای بر خلاف ضوابط و قوانین و به صورت سلیقه ای فعالان حوزه های اجتماعی را از صحبت کردن نهی کرده اند؛ باید بگویم که هدف از بیان این معضلات مخالفت با نظام نیست، بلکه هدف ما  کمک به اصلاح نظام است. 

برخوردهای منفی با فعالان محیط زیست همیشه موجب دلسردی آنان نمی شود، بلکه گاهی نیز ممکن است باعث ایجاد تحرک در میان فعالان محیط زیست شود و ما به عنوان حامیان محیط زیست تعهدهای خود را بدون خستگی دنبال می کینم را دنبال کنیم.

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ خرداد۱۳۹۴ساعت 2:32 توسط مجتبی گهستونی |

چنگال بولدوزرها تن پررازورمز چغامیش را با خاک یکسان کرد. پس از تسطیح منطقه‌ی باستانی ارجان در بهبهان، این دومین تخریب در استان خوزستان است که گفته می‌شود با اطلاع سازمان میراث فرهنگی انجام شده است. محوطه‌ی تاریخی چغامیش همان است که سازمان میراث فرهنگی اشیاء باستانی آن را با کف و سوت از مؤسسه‌ی شیکاگو باز پس گرفت.

«دوشنبه، ۲۱ اردیبهشت، برای بازدید راهی منطقه‌ی چغامیش شدیم. صحنه‌ای دیدیم که باورکردنی نبود. تپه‌ی قفیلی در محوطه‌ی چغامیش با بیل مکانیکی و کامیون صددرصد تسطیح شده است. فاجعه بود. همه‌جا پر از زباله بود و خاک‌ و تکه سفال‌های تاریخی با بی‌اعتنایی جا‌به‌جا می‌شدند. هیچ مسؤول حراستی در منطقه حضور نداشت. از کشاورزان پرسیدیم چه کسی به شما مجوز تسطیح این محوطه‌ی تاریخی را داده، گفتند این کار با اجازه‌ی رئیس میراث فرهنگی دزفول انجام می‌شود.»

مجتبی گهستونی هنوز از این اتفاق شوکه است. فعال میراث فرهنگی و سخنگوی انجمن تاریانا در ادامه‌ از مشاهدات خود در محوطه‌ی تاریخی چغامیش می‌گوید: «در دویست‌متری تپه‌ی قفیلی به تپه‌ی باستانی چغامیش سر زدیم. چندین کانال آب کشاورزی روی این تپه‌ی تاریخی احداث کرده بودند؛ تپه‌ای که هلن کانتور پس از کاوش‌های چغامیش درباره‌ی آن گفته بود «جایی که سپیده‌دم تاریخ از آن‌جا سر زده» حالا ترانشه‌های دهه‌ی سی و چهل آن باز و آب وارد لایه‌های زیرین آن شده است. تکه‌های این محوطه تبدیل به زمین کشاورزی شده و دیگر از تپه نیمه‌جانی بیشتر باقی نمانده بود.»

تپه‌ی باستانیِ تکه‌تکه‌شده همان است که ماه پیش اشیاء تاریخی آن از مؤسسه‌ی شیکاگو به ایران بازگشت. این اشیاء تاریخی حدود هشتاد سال پیش از تپه‌های چغامیش در خوزستان کشف شده بود. عامل کشف این اشیا مؤسسه‌ی شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو امریکا بود که قرار شد ۲۶۴ شی‌ء باارزش از جمله لوح‌های گلی یا گل‌نوشته‌های چغامیش برای مطالعه و رمزگشایی از نوشته‌های پیش از تاریخ به این مؤسسه امانت داده شود.

دولت ایران ۴۹ سال برای بازگشت این آثار در عرصه‌ی بین‌المللی پیگیری حقوقی انجام داد تا این اشیاء به مردم ایران و وطنشان بازگردند، بااین‌حال در همین روزهایی که هنوز شادی جشن بازگشت این اشیا در جان مردم است، از جنوب ایران خبر می‌رسد که این محوطه‌ی تاریخی با خاک یکسان می‌شود.

گهستونی می‌گوید: «در کنار محوطه‌ی تاریخی چغامیش، محوطه‌ی دیگری به نام چغاپهن وجود دارد که این محوطه هم بر اثر بی‌توجهی مسؤولان شیارهای عمیقی برداشته و در بیشتر بخش‌های آن برای کشاورزی اقدام شده است. این شرایط در کنار حفاری‌های غیرمجاز گواهی بر شرایط اسفناک این محوطه دارد که نامش به گوش جهانیان آشناست.»

محوطه‌ی تاریخی چغامیش در ۱۳۴۴ با شماره‌ی ۴۸۷ ثبت ملی شده و مهم‌ترین اسناد تاریخی درباره‌ی موسیقی و دریانوردی از این محوطه‌ی تاریخی به دست آمده است اما این منطقه هنوز تعیین حریم نشده و نیروی حراست ثابت ندارد. «مسأله این‌جاست که وقتی به یگان حفاظت میراث‌فرهنگی شکایت کردیم، آن‌ها گفتند که رئیس میراث‌فرهنگی دزفول اجازه‌ی ادامه‌ی کار را داده است و ما با این مجوز شفاهی دیگر نمی‌توانستیم اقدامی برای جلوگیری از روند تخریب‌ها انجام دهیم.»

به گفته‌ی گهستونی سفال‌های دوره‌های مختلف تاریخی مثل هخامنشی و ساسانی و سفال‌های منقوش و سازه‌های تاریخی در سراسر این محوطه‌ها دیده می‌شود: «سراسر محوطه‌های تاریخی پر است از سفال و سازه، آیا این انصاف است که با محوطه‌ای تاریخی این‌گونه برخورد شود؟ این تخریب و بی‌توجهی زمانی دارد اتفاق می‌افتد که آثار تاریخی چغامیش سر زبان‌ها افتاده است.»

چغامیش شهری از دوران پیش از اختراع خط است و قدمت آن به حدود ۳۴ قرن پیش از میلاد می‌رسد. این‌جا را باید مرکز ظهور خط و کتاب در ایران دانست. وجود این تپه‌های باستانی در شهرستان دزفول سبب شده که این شهر را سپیده‌دم تاریخ بنامند. در پناه کوه زاگرس و حاشیه‌ی شمالی شوش و چهل‌کیلومتری جنوب‌شرقی دزفول تپه‌های میان رودخانه‌ی دز و کارون از یک تپه‌ی بزرگ و نسبتاً مرتفع و چند تپه‌ی کوچک تشکیل شده‌اند. این تپه‌ها روزگاری پوشیده از کوزه شکسته‌های فراوانی بود که پس از نخستین مطالعه و بررسی روشن شد از عهد پیش از خط باقی ‌مانده‌اند. این منطقه در جلگه‌ای است که آبادی‌های شاه‌آباد در شمال، شلگهی در غرب، کهنک در شمال‌شرقی و دولتی و جلیعه در جنوب آن واقعند، در میان دشتی وسیع و در پانزده‌کیلومتری جنوب‌شرقی دزفول قرار دارد.

هلن کانتور باستان‌شناس درباره‌ی این تپه‌‌ی تاریخی گفته است: «از هفتمین هزاره‌‌ی پیش از عصر جدید تا شکوفایی کامل تمدن شوش، بی‌وقفه فرهنگ‌هایی در این منطقه جانشین یکدیگر بوده‌اند. از قاعده تا رأس این تپه پانزده لایه روی هم قرار گرفته است. بر خاک زرین آثاری از فرهنگ و تمدن و مدنیت در نُه هزار سال پیش به چشم می‌خورد، این انسان‌ها چگونه می‌زیسته‌اند؟ نمی‌توان گفت این‌ها عیلامی بوده‌اند. مردم این شهر کوچک هفت هزار سال قبل از میلاد از راه کشاورزی و دامپروری گذران زندگی می‌کردند.»

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۸ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 2:9 توسط مجتبی گهستونی |

مطالب قدیمی‌تر