آرامستان تاریخی اهواز محل تجمع معتادان

آرامستان مسیحیان و همچنین آرامستان مهاجران لهستانی در شهر اهواز تبدیل به محل اسکان کارتن خوابها و معتادان شهر شده است. به علت عدم پیگیری مناسب، آرامستان مذکور و سنگ مزار های آن در حال تخریب می باشد. مجموعه آرامستان مذکور که در ضلع غربی میدان ولایت محله حصیرآباد شهر اهواز قرار دارد، مدفن یکی از شهدای ۸ سال دفاع مقدس به نام مگردیچ طوماسیان نیز می باشد و متاسفانه به زودی سنگ مزار این شهید بزرگوار نیز به دست متجاوزان تخریب خواهد شد. اتفاقی که برای بیشتر سنگ مزارهای این مجموعه آرامستان شکل گرفته است.

مزار شهید مگردیچ طوماسیان

مزار شهید مگردیچ طوماسیان

معبر ورودی آرامستان که تا چندی پیش به عنوان میدان بارفروشان شهر بود نیز به محل دپو و تخلیه زباله و پسماندهای ساختمانی شهر تبدیل شده است. مجتبی گهستونی فعال میراث فرهنگی خوزستان و دبیر انجمن فرهنگی تاریانا در گفتگویی اعلام نمودند؛ پس از تعطیلی بازار بارفروشان و انتقال بازار آهن فروشان که در شرق و جنوب این مجوعه آرامستان قرار داشت ، ابتدا بخشی از دیوارهای آجری آن تخریب و درب بزرگ آهنی آن را سرقت کردند و این مقدمه ای شد برای حضور معتادان و سارقان بی پناه.

وی افزود؛ از همان روزهای نخست تخریب های تدریجی، موضوع به شهرداری اعلام شد و دوستداران میراث فرهنگی خواستار آن شدند تا شهرداری چتر حمایتی خود را بر سر گورستانی که متعلق به بیشمار شهروندانی از اهواز است پهن کند. قول ها و وعده هایی داده شد. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. تا اینکه معتادان و سارقان موفق شدند درب گورستان مشترک مسیحیان و لهستانی ها را سرقت کنند. موضوع برای چندمین بار به اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اعلام شد. اینبار چون فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی خوزستان که از تجربه بسیاری در حوزه میراث برخوردار بود با شنیدن موضوع خود راسا در محل حاضر و گزارشی در این خصوص به  مقامات ارشد خود نوشت.

دبیر انجمن تاریانا در ادامه اعلام کرد؛ دوستداران میراث فرهنگی جلساتی را مسیحیان خوزستان برگزار و سرقت در گورستان به کلانتری محل ابلاغ شد. خبر تخریب قبرها و سرقت صلیب ها و آهن آلاتی که در قبرها به کار رفته بود با انجمن دوستی ایران و لهستان در میان گذاشته شد و نامه ای به سفارت لهستان به همراه عکسی هایی از وضع موجود، به سفارت ارسال شد که متاسفانه تاکنون اقدام مثبتی انجام نشده است. در پیگیری های دیگری که انجام دادیم، معاونت میراث فرهنگی خوزستان پیشنهاد داد تا ما دوستداران میراث فرهنگی به همراه تعدادی از همکاران وی کلیه اطلاعات مربوط به افراد دفن شده در این دو قبرستان جمع آوری کرده و با تهیه طرحی زمینه ساماندهی و حفاظت از این دو قبر ستان را بوجود بیاوریم.

درب سرقت شده و دیوارهای تخریب شده آرامستان اهواز

درب سرقت شده و دیوارهای تخریب شده آرامستان اهواز

آقای گهستونی گفت: در پیشنهادی که اخیرا به شهردار، اعضای شورای شهر و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان برای برون رفت مشکلات پیش روی محوطه ها و بناها ارائه شد، طراحی و ساماندهی محور تاریخی، طبیعی و  گردشگری منطقه ۷ اهواز بود. چرا که با مصوب کردن و ساماندهی چنین محوطه ای ضمن سامان پیدا کردن گورستان متعلق به اقلیت های مذهبی و لهستانی ها، می توان به ساماندهی محله تاریخی عامری، طراحی پروژهای گردشگری حاشیه رودخانه کارون در مجاورت بناهای نام برده شد، ساماندهی دو محوطه تاریخی گورستان سنگی کوهساران و تپه آسیه آباد و…. پرداخت. شایان ذکر است محوطه ای که دو گورستان متعلق به ارامنه، آشوری ها، کاتولیک ها، پروتستان ها و لهستانی ها در آن واقع است در منطقه ۷ اهواز قرار دارد و در پیرامون خود آثار و محوطه های تاریخی دیگری همچون تپه باستانی آسیه آباد، گورستان سنگی باستانی موسوم به کوهساران و بافت تاریخی محله عامری را دارد.

سنگ مزارهای ویران شده آرامستان اهواز

سنگ مزارهای ویران شده آرامستان اهواز

رضا نیک‌پور، پژوهشگر و مدیر انجمن دوستی ایران و لهستان در گفتگوی اعلام نمود: این آرامستان بخشی از هویت ملی و جامعه ایرانی است که بیانگر بخشی از تاریخ ایران در زمان جنگ جهانی دوم را بیان می کند، تاریخی که ایران و ایرانیان را به عنوان میزبانان مهربان و مهمان نواز نشان می دهد. وی که دانش آموخته تاریخ بوده در ادامه افزود؛ تخریب و نوسازی یکی از عناصر اصلی پیشرفت است ولیکن تخریب یک اثر باستانی و تاریخی که بیانگر بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی یک سرزمین است قابل نوسازی و بازسازی بهتر نیست و تمامی نهادها و سازمانهای مربوطه می توانند نقشی اساسی در بهسازی این اثر داشته باشد.

وی در ادامه گفتگو اعلام کرد؛ زیر هر سنگ مزار تاریخی پنهان شده و با توجه به برگزاری تورهای جدید آرامستان گردی در ایران، مجموعه آرامگاهی فوق الذکر می تواند به همراه سایتهای نزدیک این گورستان به عنوان یکی از سایتهای گردشگری شهر اهواز معرفی و باعث رونق گردشگری در این شهر شود و از سویی دیگر می تواند در بهبود روابط دیپلماتیک فی مابین ایران و کشورهای دیگر نقش موثری داشته باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 23:16 توسط مجتبی گهستونی |

هرچند تا پای رسانه و چاپ گزارش در روزنامه به میان می‌آید نه ماموران حفاظت آثار تاریخی به صورت رسمی لب به سخن می‌گشایند و نه مسئولان‌شان از کمبودها می‌گویند تا شاید بتوان مشکلات آنها را از این راه‌حل کرد اما در گفت‌وگوهای غیررسمی تقریبا همه نگهبانان میراث فرهنگی در هرجای ایران که باشند، مشکلات یکسانی دارند. تعدادی از آنها به دلیل کهولت سن طبق قانون نمی‌توانند بیمه شوند، برخی به دلیل کمبود نیرو مجبورند در دو شیفت کار کنند و حتی در این صورت حقوق آنها به زحمت به ماهی یک میلیون تومان می‌رسد و همین‌طور پیش آمده که چند ماه حقوق نگرفته باشند و با وسایل حمل‌ونقل شخصی خود که اغلب موتور است مجبور به سرکشی باشند. سازمان میراث فرهنگی به آنها هزینه روزی یک لیتر سهمیه بنزین را می‌دهد که گاه چند سال است همین میزان هم پرداخت نشده است. این در حالی است که دیگر ارگان‌های دولتی برای نمونه سازمان حفاظت محیط‌زیست یا وزارت راه و ترابری، استانداری و فرمانداری‌ها هریک خودروهای لوکس خارجی برای رفت و آمد و همین‌طور سرکشی به محدوده‌های استحفاظی خود دارند.

خبر تلخ است و کوتاه اما تلخی‌اش ماندگار است و شاهدی بر مصائبی که نگهبانان میراث فرهنگی متحمل می‌شوند تا از میراث ملی ما پاسداری کنند. «نگهبان خانه بروجردی‌ها در کاشان خود را در این بنای تاریخی حلق‌آویز کرد.»

این خبر را خبرگزاری میراث فرهنگی عصر یکشنبه منتشر کرد. به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی کاشان، «میرعلی» 61 ساله از نیروهای خدماتی این اداره به شمار می‌رفت و از آنجایی که حدود پنج سال بود با خانواده خود زندگی نمی‌کرد شب‌ها در خانه بروجردی‌ها که مقر اداره میراث‌فرهنگی کاشان است به نگهبانی می‌پرداخت؛«او فردی خوش‌برخورد و خوش‌اخلاق بود و حقوق و مزایایش همیشه پرداخت می‌شد.»

این در حالی است که از سوی دیگر علیرضا عبدالله‌زاده، مسئول حراست میراث فرهنگی اداره میراث‌فرهنگی کاشان در گفت‌وگو با سایت محلی «کاشان‌نیوز» گفته است: « وی در این دوره به هیچ‌وجه تحت پوشش بیمه درمانی نبود و به دلیل سن بالای این شخص از بیمه کردن و استخدامش معذور بودیم.»

اما در پورتال اداره میراث‌فرهنگی کاشان آمده که میرعلی مدتی بود به‌دلیل مشکلاتی که داشت با خود زیر لب حرف می‌زد و گویا به افسردگی مبتلا شده بود تا جایی که به دکتر اعصاب نیز مراجعه کرده و قرص آرام‌بخشی برای او تجویز شده بود.

جدا از اینکه میرعلی به دلیل افسردگی خودکشی کرده یا به دلیل مشکلات مالی، وضعیت مالی نگهبانان میراث فرهنگی که شبانه‌روز باید مراقب آثار تاریخی باشند، مناسب نیست. این جدای از این قضیه است که تعداد نگهبانان میراث فرهنگی در کل بسیار کم است و گاه هریک از آنها مجبورند چند محوطه و اثر تاریخی را مراقبت و برای سرکشی به آنها با موتورسیکلت و خودروهای شخصی خود طی مسیر کنند.

 مشت نمونه خروار

 خوزستان را بهشت باستان‌شناسان می‌نامند. استانی باستانی که از دوره ایلامی‌ها مورد سکونت بوده و طبق آمار غیررسمی حدود 20 هزار اثر و محوطه باستانی و تاریخی دارد که طبق آمار رسمی حدود 900 اثر تاریخی آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. ماموران یگان حفاظت میراث فرهنگی این استان با تهدیداتی چون تعدد حفاری‌های غیرمجاز، عملیات‌های اجرایی توسط ارگان‌های عمرانی که در محوطه‌های تاریخی صورت می‌گیرد، خرید و فروش سکه‌های تقلبی، عدم‌پرداخت حق‌الکشف ماموران کاشف و همچنین نگهبانی از مرزهای گسترده آبی و خاکی استان خوزستان روبه‌رو هستند که تعداد کم این ماموران پاسخگوی تمام نیازهای استان نیست. 

مجتبی گهستونی، سخنگو و دبیر انجمن میراث فرهنگی تاریانا با برشمردن این مشکلات به روزنامه فرهیختگان می‌گوید: «بارها و بارها مشکلات نیروهای یگان حفاظت را با مسئولان مرتبط در میان گذاشته‌ایم اما به هیچ‌یک از آنها ترتیب‌اثر داده نشده است.» او نیز کمبود نیرو، کمبود وسایل حمل‌ونقل، نداشتن سلاح‌های گرم و سرد، کمبود لباس‌های متحدالشکل و مناسب و همین‌طور بعد مسافت را از بزرگ‌ترین مشکلات این افراد می‌داند و می‌گوید: «از نظر امنیتی جان این نیروها هم در خطر است و آنها بدون داشتن اسلحه سرد و گرم از محوطه‌ها و آثار تاریخی کشور مراقبت می‌کنند، این درحالی است که حفاران غیرمجاز اغلب به صورت گروهی و همیشه در شب‌ها محوطه‌ها را مورد غارت قرار می‌دهند و یک نفر چطور می‌تواند بدون داشتن وسایل حفاظتی با آنها مقابله کند.» گهستونی همچنین بر بعد مسافت و کمبود نیرو تاکید می‌کند و ادامه می‌دهد: «اگر یک نیروی حفاظتی در شوش بخواهد همه جای این محوطه باستانی را سرکشی کند باید روزی 70 الی 80 کیلومتر برود. حال بدون داشتن وسیله نقلیه چطور چنین چیزی امکان‌پذیر است؟»

 او به دیرکرد دریافت حقوق آنها نیز اشاره می‌کند که عده‌ای بین سه تا پنج ماه حقوق نگرفته‌اند و چون طرف حساب‌شان سازمان میراث فرهنگی است باید در این‌باره پاسخگو باشد. جا دارد از آنجا که سازمان میراث فرهنگی وظیفه ارائه حقوق و مزایای نگهبانان آثار تاریخی را بر عهده دارد به فکر راهکارهایی برای ارتقای منزلت و جایگاه این افراد، افزایش حقوق و مزایا، بیمه و به کار گیری نیروهای بیشتر باشد تا اطمینان بیشتری حاصل شود که آثار تاریخی از گزند تخریب و قاچاقچیان محفوظ نگه داشته خواهدشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 19:5 توسط مجتبی گهستونی |

سرانجام جشنواره مادران و پدران قصه گو برگزار شد تا انجمن تاریانا با یک برنامه ریزی منسجم و با انتشار فراخوانی دیگر، دومین دوره آن را در سال 1394 برگزار کند. در این جشنواره علاوه بر سخنرانی افشین حیدری مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان، مجتبی گهستونی دبیر این دوره از جشنواره به سخنرانی پرداخت.

بهنوش بساک، دکتر سهام سجیراتی، بدری برنجانی، گل عنبر بهداروند، حسین چینی ساز و عبدالحسین لویمی به صورت حضوری قصه گفتند. رضا فیاضی بازیگر سینما و تلویزیون مهمان اصلی برنامه از قصه های جنوبی خود گفت و اردوان بیرگانی و مهرانگیز قلاوند زوج نقال و شاهنامه خوان هم به نقالی پرداختند. لیلی بهداروند و وحید کیانی شعرخوانی نمودند. حسین محمدی و بدری برنجانی در برنامه ای حاضرین را به دهه 40 شمسی (خورشیدی) بردند. علی اویسی، مهدی نیارشید و رضا رشیدی هم با گروهشان به اجرای موسیقی پرداختند. در نخستین جشنواره مادران و پدران قصه گو، یاد زنده یادان احمد محمود، حسان اگزار چنانی و احمد بیگدلی به عنوان قصه نویسان گرامی داشته شد. در بخش های مختلف جشنواره فیلم های رسیده در سه بخش لالایی، فیلم های کوتاه و فیلم های برگزیده نمایش داده شد. دکور زیبای طراحی شده توسط حسین حاتمی فضای جشنواره را خاص کرده بود و در پایان نیز از 50 نفر در بخش های مختلف تقدیر شد.

در ادامه عکس های خبرگزاری ایسنا و پایگاه خبری خوزنیوز را ببینید:

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=54816

 

http://www.khouznews.ir/fa/news/72963/تصاویر-اولین-جشنواره-مادران-و-پدران-قصه-گو

 

 

+ نوشته شده در شنبه 3 آبان1393ساعت 2:30 توسط مجتبی گهستونی |

نخستین جشنواره مادران و پدران قصه‌گو با هدف جمع‌آوری بخشی از فرهنگ شفاهی مردم خوزستان 28 مهرماه امسال در شهر اهواز برگزار می‌شود.

استان خوزستان با قدمتی بیش از 7 هزار سال، فرهنگ‌ها و اقوام بسیاری را در خود جای داده که قصه‌ها و لالایی‌های این اقوام از هزاره‌های پیش از تاریخ تا کنون سینه‌ به سینه منتقل شده‌اند.

دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا در گفتگو با ایسکانیوز می‌گوید: «بیش از 150 فیلم از قصه‌ها و لالایی‌های خطه خوزستان توسط اعضای انجمن و از سوی مردم و علاقه‌مندان جمع‌آوری شده و به دبیرخانه این جشنواره ارسال شده است.»

مجتبی گهستونی می‌افزاید: «از این تعداد، پنج فیلم برگزیده، پنج فیلم لالایی در بخش لالایی‌ها و شعر و 20 فیلم در بخش قصه‌های کوتاه با نظرسنجی تعدادی از مردم‌شناسان استان و اعضای انجمن تاریانا انتخاب شده است که در روز جشنواره به نمایش درمی‌آیند.»

به گفته او، این فیلم‌ها که با موبایل و دوربین‌های خانگی گرفته شده‌اند، معرف فرهنگ شفاهی اقوام مختلف استان خوزستان همچون، عرب، بختیاری، شوشتری،‌ بهبهانی، دزفولی، لر و بندری هستند.

عمده قصه‌هایی که از مردم محلی و اقوام مختلف نقل می‌شوند، برگرفته از باورها و اعتقادات مذهبی آنهاست. بخشی از آنها واقعی و بخشی دیگر تخیلی هستند.

گهستونی در این باره می‌گوید: «در میان فیلم‌هایی که از قصه‌های بومی به دبیرخانه رسیده، بسیاری از آنها شخصیت یا پهلوانی تخیلی را مخاطب قرار داده و قصه را روایت می‌کنند.»

لالایی‌ نیز در میان اقوام مختلف خوزستان همچنان مرسوم است که اغلب آنها سوزناک و بخشی هم ریتمیک است. برخی از لالایی‌ها هم آرزوهایی هستند که مادران با ذکر نام فرزندشان آنها را بیان کرده و می‌خوانند.

+ نوشته شده در جمعه 25 مهر1393ساعت 12:47 توسط مجتبی گهستونی |

عملیات احداث سد بالارود در اندیمشک درحالی آغاز شده که محوطه باستانی بردپنیر متعلق به هزاره چهارم میلادی در معرض خطر آبگیری و عملیات ساخت و ساز سد قرار گرفته است. با اینکه مسئولان سد اعلام کرده‌اند که خطر نفوذ آب به این محوطه باستانی صفر است اما متولیان میراث‌فرهنگی و کارشناسان این جمله را نوعی بی‌اعتنایی به محوطه بردپنیر می‌دانند.
محوطه باستانی بردپنیر متعلق به هزاره چهارم‌ ق.م است. این محوطه با اینکه در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده اما تاکنون هیچ بررسی باستان‌شناختی و ضوابط عرصه و حریم میراث‌فرهنگی را تجربه نکرده است. شاید به‌همین دلیل است که هم‌اکنون بخشی از این تپه متعلق به پیش از تاریخ در محوطه کارگاه سدسازی قرار گرفته و محل دپوی خاک سدسازان شده است.

«مجتبی گهستونی» دبیر و سخنگوی انجمن تاریانا با تاکید بر اینکه محوطه برد‌پنیر متعلق به دوره اروک و پیش از تاریخ است و این منطقه به ‌لحاظ باستان‌‌شناسی اهمیت بسیاری دارد به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت:« محوطه باستانی برد‌پنیر یکی از مناطق باستانی ارزشمند اندیمشک است که هم‌اکنون در معرض خطر ساخت و آبگیری سد قرار دارد».  

او گفت:« با اینکه سفال‌های پراکنده در سطح محوطه باستانی بردپنیر بسیار پراکنده و  نزدیک به 4 هکتار است و مسئولان سدسازی وعده داده‌اند که احتمال آبگیری صفر و خسارت به محوطه بسیار اندک است اما از آنجایی که هیچ استعلامی از میراث‌فرهنگی استان گرفته نشده و باستان‌شناسان به بررسی و گمانه‌زنی نپرداخته‌اند نگرانی‌ها نسبت به تهدید این محوطه باستانی همچنان ادامه دارد».  

گهستونی ادامه می‌دهد، با اینکه پس از توافقات اولیه با مسئولان سد قرار شده که محوطه بردپنیر به فاصله 100 متر از کارگاه سدسازی حصار کشی شود اما از آنجایی که بخشی از این محوطه در کارگاه سد سازی قرار دارد و تبدیل به محل دپوی خاک‌ شده ضرورت دارد هرچه سریعتر در این منطقه نجات‌بخشی‌های باستان‌شناسی صورت بگیرد.

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت 14:30 توسط مجتبی گهستونی |

شوش به دلیل اهمیت تاریخی و به واسطه پایتخت بودن در دوران عیلامی و هخامنشی، به رغم اینکه در دهه60 با مساحت 400 هکتار ثبت ملی شد ولی همچنان برای ثبت جهانی با مشکل تعیین حریم مواجه است.

به عقب افتادن ثبت جهانی در کنار بی توجهی به حفظ این میراث تاریخی سبب شده، هر بار گروه‌های مخرب میراث فرهنگی به طمع دزدیدن قطعه یا شی تاریخی، اقدام به حفاری‌های غیرمجاز کنند و هر بار تکه ای از زمین باستانی شوش را سوراخ و امنیت این منطقه را بهم می زنند.

مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی در خوزستان، به خبرنگار آنا می‎‎گوید یکی از استدلال‌هایی که سازمان میراث فرهنگی در برابر تیم تعیین حریم شوش دارند این است که آنها می‌گویند بعدها تپه‌های اقماری محوطه شوش را به پروژه ثبت جهانی اضافه می‌کنند اما این اتفاق طی 30 سال گذشته در مناطقی مثل چغازنبیل و سازه‎های آبی شوشتر رخ نداد و ما شاهد الحاق مابقی آثار و محوطه‌ها به پرونده‌های ثبت جهانی نیستیم.

پیش از این محمد تقی عطایی سرپرست هیات تعیین عرصه و پیشنهاد حریم، محوطه تاریخی شوش را 1200 هکتار اعلام کرد اما سازمان میراث فرهنگی در مورد این حریم به اتفاق نظر نرسید. همچنین مدیران شهری در خوزستان مخالف ثبت حریم 1200 هکتاری برای شوش هستند زیرا معتقدند با این تعیین حریم، محوطه شوش قفل می‌شود و ساخت و ساز در آنجا نمی تواند صورت بگیرد.

گهستونی فعال میراث فرهنگی، با بیان اینکه شهرداری به محوطه باستانی شوش در سال‌های گذشته تعرض کرده است، اظهار کرد شهرداری در پنج دهه اخیر بدون اینکه محوطه های تاریخی را ملاک چندانی قرار دهد، ساخت‌وساز زیادی در محدوده این محوطه تاریخی داشته است. البته این  تعرضات کوتاهی مدیران سابق میراث فرهنگی را هم نشان می‌دهد ولی هم اکنون مدیران خوب و توانمندی در میراث فرهنگی داریم که امیدواریم بتوانند به این منطقه کمک کنند.

وی با اشاره به اینکه طی هفت سال گذشته شهرداری حتی بر روی محوطه تاریخی اقدام به ساخت ترمینال مسافربری کرده است گفت: وظیفه میراث فرهنگی است که این ملک‌ها را بخرد و ساخت‌وسازها متوقف شوند و به تملک میراث فرهنگی درآیند. همانطور که میراث فرهنگی در مورد ترمینال نیز اقدام به خرید این ساختمان کرده است و الان باید تخریب شود.

تعرض به محوطه های تاریخی با کمک طرح های تفصیلی

در حال حاضر تلاش‌های همه‌جانبه از سوی سازمان میراث فرهنگی و اداره کل استان خوزستان در مورد مسئله ثبت جهانی شوش صورت گرفته و بودجه قابل توجهی نیز به این موضوع اختصاص داده شده است تا محوطه سازماندهی شود. پرسنل اداره میراث و تشکل های میراث فرهنگی هم در این حوزه فعال هستند. همچنین جابه‌جایی بعضی دکل‌های برق در اطراف محوطه صورت گرفته و در کل اتفاقات خوبی در حال روی دادن است اما در حوزه مدیریت خدمات شهری به همکاری بیشتری نیاز است که البته به کندی صورت می‌گیرد.

به گفته این فعال میراث فرهنگی در خوزستان، تعرضات به محوطه‌های تاریخی ریشه‌دار است و اغلب طرح های تفصیلی شهرها در گذشته به میراث و محوطه های تاریخی توجهی نداشته‌اند. اگر طراحان طرح های تفصیلی به مفاهیم میراث تاریخی توجه داشتند، شهر به سمت و سویی دیگر سوق پیدا می‌کرد. با این حال کارشناسان معتقدند به مرور و با صرف هزینه‌هایی می‌شود این تعرضات را از بین برد و ساخت و سازها را متوقف کرد که برای این منظور نیازمند مشارکت سازمان میراث فرهنگی، وزارت مسکن و شهرسازی، استانداری، فرمانداری و سازمان‌های دیگر است.

پیشتر گفته می‌شد که محوطه‌های باستانی پاتوقی برای معتادان شده است، اما گهستونی توضیح داد محوطه کاخ اردشیر مورد تعرض معتادان قرار گرفته بود که الان پاکسازی شده اما به طور کلی چون محوطه گسترده است، باید نظارت به صورت مستمر صورت بگیرد و نیروی یگان حفاظت میراث فرهنگی افزایش یابد که سردار کربلایی فرمانده یگان حفاظت کشور قول همکاری در این زمینه را داده اند.

نقش جوامع محلی در روند ثبت جهانی

به واسطه توسعه روستا و شهر و توسعه زمین‌های کشاورزی (به دلیل خاک مرغوب و زمین حاصلخیز، کشاورزی در شوش حرف اول را می‌زند) تعرضات زیادی به محوطه باستانی شوش شده است. با این حال برای بهبود وضع شوش برای ثبت جهانی نیاز به امکانات و ابزار مناسب از جمله نیروی انسانی متخصص در همه زمینه ها، وسایل نقلیه، امکانات نرم‌افزاری و... بسیار ضروری است .

به گفته گهستونی، آمادگی مردم شهر مسئله مهمی است که هنوز بوجود نیامده است، چون هیچوقت اهمیت ثبت جهانی برای مردم اطلاع‌رسانی نشده و مردم حس خوشایندی نسبت به این موضوع ندارند. همچنین زیرساختی در این باره بوجود نیامده وفرهنگ‌سازی نشده است. اکنون باید اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی شود تا مردم درک کنند که ثبت جهانی شوش زندگی آنها را از همه نظر متحول می‌کند و اگر اقتصاد خود را در راستای میراث فرهنگی و صنعت گردشگری قرار دهند، سود زیادی نصیب آنها خواهد شد.

بیانیه در حمایت از ثبت جهانی

85 سازمان، موسسه، انجمن و کانون غیر دولتی میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری ایران نیز در حمایت از ثبت جهانی شوش بیانیه‌ای صادر کرده‌اند. این بیانیه خواستار این است که یونسکو اعتبار خودرا با به ثبت رساندن مقتدرانه شوش به اثبات برساند.

گهستونی در مورد بیانیه دیگری که از سوی عده ای بی شمار صادر شد گفت: حدود 500 نفر از باستان شناسان و دوستداران میراث فرهنگی در سراسر کشور این بیانیه را امضا کرده‎اند. این بیانیه ترجمه و به سازمان یونسکو فرستاده شده ولی تاکنون جوابی بدست نیامده است، احتمالا ارزیابانی که از یونسکو به خوزستان می آیند این موارد را مورد توجه قرار خواهند داد.

                                                        عالیه حسینی منفرد - گروه اجتماعی خبرگزاری آنا

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت 2:18 توسط مجتبی گهستونی |

شهر اهواز در دهه‌های 30 و 40 توسعه یافت و شهر باستانی هرمز اردشیر که متعلق به دوره ساسانیان بود در میان این توسعه شهری و پس از آن با جنگ تحمیلی گم شد و نشانه‌هایی که از هرمز اردشیر بود دیگر دیده نشد و حالا با گذشت سالیان بسیار این شهر باستانی فراموش شده، روز به روز زیر لایه‌های شهری محوتر می‌شود و موضوع احیای آن همچنان مسکوت مانده است.

خرابه‌های شهر باستانی هرمز اردشیر در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۴۳ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید اما تعیین حریم آن انجام نشد و وجود آثار تاریخی بسیار در این منطقه همچنان مورد بی‌مهری مسئولان شهری و میراث فرهنگی قرار گرفت.

اما سال 1385 احیای شهر هرمز اردشیر از سوی فعالان میراث فرهنگی مطرح شد و حالا پس از گذشت حدود هشت سال از آغاز به کار پروژه قطار شهری اهواز از شمال به جنوب این شهر که از قدیمی‌ترین منطقه اهواز عبور می‌کند و پیدا شدن چندین اثر تاریخی مهم در ایستگاه‌های مختلف این پروژه که به گفته باستان‌شناسان و کارشناسان، گواهی بر منطقه احتمالی شهر باستانی هرمز اردشیر است، همچنان این موضوع مورد توجه نبوده و مسکوت مانده است.

همزمان با مطرح شدن احیای شهر باستانی هرمز اردشیر، پروژه قطار شهری اهواز نیز به صورت جدی پیش می‌رفت که در یکی از ایستگاه‌های قطار واقع در میدان دروازه یا خلیج فارس آثار تاریخی پیدا شد. با تایید باستان‌شناسانی از میراث فرهنگی استان مبنی بر باستانی بودن دیوار سفالی و خشتی که حین عملیات خاکبرداری مشاهده شده بود، حساسیت دوستداران میراث فرهنگی بر این قضیه بیشتر شد. اما به دلیل ملی بودن پروژه قطار شهری، مدیرکل وقت میراث فرهنگی استان خوزستان (صادق محمدی) با اینکه هیات باستان‌شناسی و کارشناسی از تهران در سال 86 تایید کرده بودند که در این محوطه آثار باستانی وجود دارد و تفاهم‌نامه‌ای با میراث استان منعقد شد که این پروژه بررسی شده و اگر در حین عملیات به آثاری دیگر برخوردند اطلاع دهند، زیر بار پیگیری ماجرا نرفت و بدون توجه به این آثار، کار پروژه قطار شهری اهواز ادامه یافت.

مجتبی گهستونی دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به بی‌توجهی کارشناس معرفی شده توسط پژوهشکده باستان‌شناسی به نظرات پنج باستان‌شناس و کارشناس سازمان میراث فرهنگی اشاره کره و می‌گوید: «سازمان میراث فرهنگی کشور پنج کارشناس را در تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۳۸۶ به اهواز فرستاد. آنها نیز از ایستگاه قطار شهری بازدید کردند و با تایید وجود لایه‌های باستانی در ۷ بند توافقاتی صورت گرفت.

متولی این کار پژوهشکده میراث فرهنگی بود و 2 فصل کاوش باستان‌شناسی نیز در این محل صورت گرفت اما هیچ اطلاعاتی از سوی سرپرست کاوش ارائه نشد و کارشناسان هم نسبت به این ماجرا حساسیتی نشان ندادند.»

سال 87 در یکی دیگر از ایستگاه‌های قطار اهواز به نام ایستگاه سه خیریه آثار شال‌ستون و سفال پیدا شد که این بار مدیرکل وقت، پورفرخی طی مصاحبه‌ای اعلام کرد که این آثار بی‌ارزش بوده‌‌اند و آنها را به خودکاری تشبیه کرد که همین مساله استهزای بسیاری را برانگیخته و کاریکاتورهایی نیز به همین مناسبت کشیده شد.

تا کنون هیچ اطلاعاتی از محوطه احتمالی هرمز اردشیر وجود ندارد. اما شواهد و قراین بسیاری وجود دارد که میان این آثار پیدا شده و محوطه‌ای که قطار شهری اهواز از آن می‌گذرد ارتباطی وجود دارد و احتمالا مربوط به بقایای همان شهر باستانی هرمز اردشیر است.

گهستونی با اشاره به برخی از این شواهد می‌گوید: «از جمله این شواهد می‌توان به این نکته اشاره کرد که قطار شهری اهواز از شمال به جنوب در محوری قرار گرفته که بافت و مناطق قدیمی اهواز قرار دارد. از کنار محله عامری، آسیه آباد، حصیرآباد، سه‌خیریه و ... تا به مرکز به مرکز شهر اهواز که بافت قدیمی آن به حساب می‌آید. در کنار همه اینها، رودخانه کارون با فاصله 300- 400 متری قرار دارد که شهر باستانی هرمز اردشیر در حول و پیرامون آن شکل گرفته بوده است.»

این فعال میراث فرهنگی ادامه می‌دهد: «در سال‌های گذشته نیز 2 قبر تاریخی به واسطه عبور لوله گاز در محله عامری پیدا شد که دستور پوشاندن آن را دادند. در فاصله 300 متری از ایستگاه سه‌خیریه یا دروازه نیز تپه باستانی بی‌سیم یا آسیه‌آباد قرار دارد. در شهریورماه سال 1390 نیز قبرستان تاریخی روی کوهستان محل حصیرآباد شناسایی شد که هم کارشناس پژوهشکده، باستان‌شناسان و کارشناسان تایید کردند که متعلق به دوره پیش از اسلام و ایران باستان است.»

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان می گوید: «با توجه به رویکرد جدید سازمان میراث فرهنگی و به تبع آن، اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان ما خواستار احیای شهر باستانی هرمز اردشیر هستیم.

او با اشاره به اهمیت این موضوع اضافه می‌کند: «تپه باستانی آسیه‌ آباد و گورستان سنگی حصیرآباد به شدت در معرض خطر قرار دارند که به گفته باستان‌شناسان و کارشناسان استان، همان بقایای شهر باستان هرمز اردشیر هستند و همین امر توجه هرچه سریعتر به احیای این شهر باستانی را ضروری می‌کند. همچنین قدیمی‌ترین بافت تاریخی اهواز هم در همین منطقه یعنی منطقه 7 قرار دارد که می‌تواند به محور تاریخی فرهنگی شهر اهواز تبدیل شود.»

گهستونی می‌گوید: «رودخانه کارون، محوطه باستانی آسیه آباد، مقره علی‌بن مهزیار عباسی، قبرستان حصیرآباد،‌گورستان لهستانی‌ها و مسیحی‌ها که تمام این آثار با فاصله‌های بسیار کم و حدود 200- 300 متر از هم قرار گرفته‌اند، کدهایی هستند موید وجود شهر باستانی هرمز اردشیر در این منطقه است. بنابراین لازم است این شهر باستانی تعیین حریم شده و آثاری که در آن هستند مشخص شوند.»

از 35 اثر ثبتی اهواز یکی مربوط به دوره ساسانی است که همین خرابه‌های شهر باستانی هرمز اردشیر است و بقیه مربوط به دوره‌های قاجار و پهلوی است.

هرمزاردشیر جزو شهرهایی است که توسط اردشیر بابکان در ناحیه خوزستان بنا شد. از روایت حمزه اصفهانی چنین برمی‌آید که شهر هرمز اردشیر از دو بخش مجزا که در جوار یکدیگر قرار داشته و مجموعه‌ای واحد را تشکیل می‌دادند، به وجود آمده بود.

+ نوشته شده در جمعه 18 مهر1393ساعت 15:7 توسط مجتبی گهستونی |

جمعی از پژوهشگران، باستان‌شناسان، هنرمندان، خبرنگاران و دوستداران میراث فرهنگی بیانیه ای درباره‌ی «ثبت جهانی شوش» صادر کردند.

در متن بیانیه دو زبانه جمعی از پژوهشگران، باستان‌شناسان، هنرمندان، خبرنگاران و دوستداران میراث فرهنگی درباره‌ی «ثبت جهانی شوش» آمده است:

نامزدی «مجموعه‌ی باستانی شوش» در فهرست میراث جهانی خبر خوشی است که بعد از سال‌ها مظلومیتِ این مجموعه‌ی میراثِ بشری، از چند ماه پیش به طور جدی در فضای رسانه‌ای کشور زمزمه می‌شود. با وجود این و به رغم تقدیر و تحسینی که می‌بایست از تلاش‌های مسؤولان محترم سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری کشور انجام داد، نمی‌توان نسبت به نگرانی‌ها و نقدهای جدی کار‌شناسی که در این زمینه وجود دارد بی‌توجه بود. به‌ویژه به سادگی نمی‌توان چشم بر ابهام‌هایی بست که اظهارات مسؤولان محترم درباره‌ی مشخصاتِ عرصه و حریم این مجموعه‌ی میراث بشری پدید آورده است.

بنابراین، با توجه به نزدیک بودن زمانِ حضور ارزیابانِ سازمان ایکوموس به نمایندگی از یونسکو که به منظور وارسیِ پرونده‌ی ثبت جهانی شوش در این شهر کهنسال و مقاوم حاضر خواهند شد، از ایشان تقاضا داریم به‌گونه‌ای تصمیم بگیرند که هم در خور شأن این میراث بشری باشد و هم اعتبار حرفه‌ای سازمان یونسکو را ضما�%�h8� کند.

در این زمینه، دو نکته حایز اهمیت است:

یکی این‌که، با وجود گذشت ماه‌ها از ارسال پرونده‌ی شوش به یونسکو هنوز مقامات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مشخصات این پرونده را تشریح نکرده‌اند و طی هفته‌های گذشته جلسه‌هایی به منظور مشخص شدن محدوده‌ی عرصه‌ی شوش برگزار کردند که با توجه به ارسال پرونده به یونسکو پرسش‌برانگیز بوده است. در شرایط کنونی، یافتن راهکاری برای حفظ و صیانت از عرصه‌ی باستانی شوش، که طی آخرین تحقیقات علمی در سال ۱۳۸۷ حدود ۱۲۰۰ هکتار برآورد شده، ضروری است. همچنین ضروری است، تا حد امکان، راهکارهای حفظ این سرمایه‌ی ملّی و بشری با استفاده از همه‌ی توان و با مشورت و چاره‌جویی از متخصصان و کاوشگران و نیز با استفاده از تجربیات جهانی پیگیری شود. بخصوص، از پافشاریِ بی‌دلیل و تقلیلِ بی‌منطقِ عرصه‌ی شوش به «۴۰۰ هکتار»، که منجر به نادیده گرفتن بخش قابل توجهی از این سرمایه و میراثِ بی‌مانندِ ملّی و بشری خواهد شد، پیشگیری شود؛

دوم این‌که، پرونده‌ی ثبت جهانی شوش به صورت یک «مجموعه‌ی میراثی» و یا در صورت امکان «منظر فرهنگی ـ طبیعی» تدوین شود نه به عنوان یک اثر «منفرد»، تا هم محوطه‌های اقماری پیرامونِ هسته‌ی مرکزیِ بقایای باستانی شوش (همچون تپه‌ها و محوطه‌های جعفرآباد، جوی، بندبال، ایوان کرخه و نظایر آن) را دربرگیرد و هم نسبت به بستر طبیعیِ شکل‌گیریِ این شهر ریشه‌دار و کهن بی‌توجهی نشود. لازم به یادآوری است که پرونده‌ی اولیه‌ی ثبت جهانی شوش که در زمان ریاست آقای مهندس سیدمحمد بهشتی بر سازمان میراث فرهنگی توسط آقای میرعابدین کابلی، باستان‌شناس و کار‌شناس پیشکسوت سازمان میراث فرهنگی و از کاوشگران شوش، زیر نظر معاونت پژوهشی وقت این سازمان و دکتر شهریار عدل تهیه می‌شد نیز شوش به صورت یک «مجموعه» و نه «تک اثر» دیده شده بود.

با همتی که تاکنون مسؤولان نشان داده‌اند خوشبختانه بخشی از مسیر برای ثبت جهانی شوش پیموده شده است. با وجود این، درخواستِ مؤکد ما این است که پرونده‌ی ثبت جهانی شوش می‌بایست متناسب با شأن و جایگاه تاریخی و تمدنی آن باشد. شوش یکی از نخستین کانون‌هایِ شکل‌گیریِ حکومت‌های اولیه، شهرنشینی و ابداع خط در جهان است. این شهر کهن، دیرپا‌ترین «پایتخت» در سرتاسر تاریخ ایران بوده است. شوش همچنین یکی از نخستین جا‌ها در ایران و جهان بوده که کاوش‌های علمی و مدرن باستان‌شناسی در آن آغاز شد و ادامه یافت. در جنگ تحمیلی اخیر علیه میهن مان نیز اگرچه شوش قهرمانانه ایستاد، اما میراثش آسیب‌ها و لطمات بسیاری دید. یادآوری این سرگذشتِ پر فراز و نشیب به ما اجازه نمی‌دهد که با تعجیلِ غیرضروری در ثبت جهانی، نسبت به ارزش‌ها و خصایصِ واقعی آن ناسپاسی و حق‌نا‌شناسی روا داریم.

لذا ما امضاکنندگان این بیانیه، ضمن تشکر از تلاش‌های مسؤولان، قویاً تقاضا داریم بحث‌ها و نقدهای کار‌شناسی مورد توجه قرار گیرد و پرونده‌ی میراث جهانی شوش پس از بازبینی و تکمیل بر اساس نظرات کاوشگران و متخصصان نهایی شود.

با احترام:

سیاوش آریا (کنشگر میراث فرهنگی و روزنامه‌نگار آزاد)، احمد آزادی (باستان‌شناس، پژوهشکده باستان‌شناسی)، سحر آقاجان‌نسب (باستان‌شناس)، هاشم ابراهیمی (کنشگر میراث فرهنگی)، یوسف ارزانی بیرگانی (فعال اجتماعی)، سعید اسکندری (شاعر)، محمد اکبری (مدیر کانون پارس‌فرهنگ، الیگودرز)، پرویز افشاربابادی (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، علیرضا افشاری (روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی)، مریم اطیابی ( خبرنگار)،رضا ایزدستا (فعال فرهنگی و معاونت اجرایی کانون آینده‌نگری ایران)، ثریا باباخانی (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، ابوالفضل بابادی شوراب (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، مسعود بُربُر (روزنامه‌نگار)، امین بختیاری (هنرمند نقاش ـ خوزستان)، مجتبی برزویی (نویسنده و پژوهشگر تاریخ)، حامد بصارتی (فعال فرهنگی)، سعید بنی‌اسد (فعال هنری ـ خوزستان)، دکتر روشنا بهباش (استاد محیط زیست دانشگاه ـ خوزستان)، محمود بهرامی (کارگردان تئاتر ـ خوزستان)، دکتر تورج پارسی (استاد سابق دانشگاه)، نجمه پرویزی (کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی)، پرویز پیران (جامعه‌شناس)، الهام تقی‌پور (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، خاطره توانا (کارشناس ارشد مدیریت جهانگردی)، آریوشاهین جعفری (دانشجوی دکترای تخصصی قارچ‌شناسی)، نسرین جودکی (کارشناس مردم‌شناسی ـ خوزستان)، امیر چراغی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، امین چراغی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، محمدرضا چیت‌ساز (دکترای تاریخ، رییس اسبق پایگاه پژوهشی محوطه‌ی شوش)، رسول حاجی‌باقری (دبیر انجمن پیشگامان خورشید استهبان)، نیا حبیبیان (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، هادی حجازی (راهنمای گردشگری)، سیدحمید حسن‌زاده (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، هومن حمدان (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، مرجان حمزوی (فعال میراث فرهنگی ـ خوزستان)، یعقوب حیدری (راهنمای موزه و بناهای تاریخی ـ خوزستان)، زهره خانی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، حمید خانی حویزاوی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، مهناز خدری غریبوند (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، فرناز خطیبی (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه توکیو، ژاپن)، رحیم دارابی (کارشناس تربیت بدنی ـ خوزستان)، علی داودی (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، سریا داودی حموله (نویسنده و شاعر ـ خوزستان)، میلاد دهقان (فعال فرهنگی)، شاهرخ رزمجو (دکترای باستان‌شناسی، عضو هیأت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه تهران)، هدا رشیدی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، کوروش روستایی (دکترای باستان‌شناس، پژوهشکده باستان‌شناسی)، شهرام زارع (باستان‌شناس و سردبیر مجله‌ی باستان‌پژوهی)، اسدالله زارعی (ارشد روان‌شناسی عمومی ـ خوزستان)، علی زلقی (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه ماینس، آلمان)، پوران زنگنه (عکاس ـ خوزستان)، مهرنوش سروش (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه نیویورک، آمریکا)، اصغر سعیدان (رییس انجمن ترویج و توسعه‌ی فناوری و بهره‌برداری از آب‌های معدنی گرم)، سپیده سعیدی (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه ایالتی نیویورک)، رضا سلیمان‌نوری (روزنامه‌نگار)، فرامز سه‌دهی (شاعر ـ خوزستان)، سیدمنصور سیدسجادی (دکترای باستان‌شناسی، سرپرست هیأت کاوش‌های شهر سوخته و دهانه‌ی غلامان)، مژگان سیدین (دکترای باستان‌شناسی از دانشگاه ورشو، لهستان)، سیداباذر شبیری (دانشجوی دکتری باستان‌شناسی ـ دانشگاه آتن)، معصومه شعبانی (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، مرجان شیخی‌نسب (کارشناسی ارشد روانشناسی ـ خوزستان)، رضا شیرالی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، مجتبی شیرالی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، علیرضا صادقی امیری (کنشگر میراث فرهنگی و دبیر انجمن سپيد پارس ـ بابل)، علی‌رضا صادقی (دبیر انجمن خشت خام ـ یزد)، امیرمنصور صفوت (کارشناس موسیقی و خواننده ـ خوزستان)، حمید طاهری (سینماگر ـ خوزستان)، زهرا طباطبایی (کارشناس گردشگری و دوستدار میراث فرهنگی)، محسن عاشوری (راهنمای گردشگری)، ابراهیم عبدالله‌زاده (کارشناس ارتباطات اجتماعی)، میثم عبدالهی (کارمند امور عشایر خوزستان)، کامیار عبدی (دکترای باستان‌شناسی، سردبیر مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ)، ندا عزیزیه (کارشناس موزه ـ خوزستان)، وحید عسکرپور (دکترای باستان‌شناسی، استادیار دانشگاه هنر اسلامی تبریز)، محمدتقی عطائی (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه مونیخ، آلمان)، محمد عظیمی (مدیر کمیسیون انجمن‌های دوستداران میراث فرهنگی مازندران)، عادل عکرش (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، کریم علیزاده (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه هاروارد، آمریکا)، حبیب‌الله فاضلی (عضو هیأت علمی گروه سیاسی دانشگاه تهران)، علیرضا فتاحی (ارشد مدیریت علوم تحقیقات ـ خوزستان)، رعنا فرهادیان (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، میترا قلندری (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، آرش قنواتی (کارشناس هنر و مدرس معماری)، فردین کوراوند (نویسنده و شاعر ـ خوزستان)، محمود گل (طراح هنرمند ـ خوزستان)، مجتبی گهستونی (روزنامه‌نگار و دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، مرضیه لرکی (هنرمند ـ خوزستان)، شعله لرکی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، شبنم لرکی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، مصظفی لطفی نجف‌آبادی (فعال میراث فرهنگی ـ خوزستان)، حمید لویمی (فعال اجتماعی)، سپیده مازیار (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه گوته فرانکفورت، آلمان)، فریدون مجلسی (نویسنده و مترجم)، سعید محمدپور (فعال میراث فرهنگی و کارشناس حقوق ـ خوزستان)، مهدی مرادی (شاعر ـ خوزستان)، کوروش محمدخانی (دکترای باستان‌شناسی از دانشگاه لیون، فرانسه)، میثم موحدفرد (دبیر انجمن پاسداشت مفاخر ایران)، یاسر موحدفرد (دبیر بنیاد فردوسی)، لیلا محمدپور (کارشناس مدیریت جهانگردی و راهنمای جهانگردی)، هدایت محمدی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، محمود محمدی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، فرید محمدی (کارشناس حسابداری ـ خوزستان)، محمدحسین محمدی (کارشناسی ارشد برق ـ خوزستان)، سعادت محمدی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، دکتر بابک مختاری (رییس پارک علم‌وفناوری خوزستان)، صدرالدین مرتضوی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، سیدمیثم مرعشی‌پور (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، ایوب مروانی (فیلمساز ـ خوزستان)، الهه معروضی (فعال میراث فرهنگی ـ خراسان رضوی)، مهدی مکارمی (فعال اجتماعی)، فاطمه منصوری (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، علی‌اکبر موسوی (کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل و فعال فرهنگی)، سیدایمان موسوی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، سیدرضا موسوی (سخنگوی شورای استان خوزستان)، سیدنور موسوی (استاد دانشگاه ـ خوزستان)، سیدمحمود موسوی (رییس اسبق مرکز پژوهش‌های باستان‌شناسی کشور و از کاوشگران شوش)، فرزاد موسوی (هنرمند ـ خوزستان)، سیدحبیب موسوی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، فرشید مهدیکار (دبیر اجرایی شورای هماهنگی سمن‌های بابل)، ویدا مهین‌پور (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، رامین ناصح (دبیر کانون آینده‌نگری ایران ـ خوزستان)، مهرداد ناصری (شاعر ـ خوزستان)، صادق نجاتی (معلم ـ خوزستان)، پیمان نجف‌پور شهنی (نمایندگی مطبوعات در خوزستان)، نگار نخلی (فعال محیط زیست ـ خوزستان)، رضا نیکپور (دبیر انجمن ایلام‌شناسی ایران)، حامد وحدتی‌نسب (دکترای باستان‌شناسی، عضو هیأت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس)، احسان هوشمند (جامعه‌شناس و فعال فرهنگی)، علی هژبری (دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد باستان‌شناسی، دانشگاه تهران)، حمیدرضا یزدانی (کنشگر فرهنگی) و احسان یغمایی (کارشناس و باستان‌شناس پیشکسوت سازمان میراث فرهنگی و از کاوشگران شوش).

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 مهر1393ساعت 2:31 توسط مجتبی گهستونی |

شوش در آستانه ثبت جهانی قرار دارد اما به‌دلیل فراز و نشیب‌هایی که اداره میراث‌فرهنگی خوزستان و شهرستان شوش در طی سالهای گذشته داشته است نتوانسته مدیریت جامعی در این شهر باستانی داشته باشد. این درحالی است که فعالان میراث‌فرهنگی و کارشناسان تاکید دارند که مدیریت شوش باید شایسته و همه فن حریف باشد.

می‌گویند اولین کلنگ‌ باستان‌شناسی ایران در شوش زده شد. شهری که پشتوانه تاریخی آن به چند هزارسال پیش می‌رسد. کارشناسان و فعالان میراث‌فرهنگی اما می‌گویند، مدیریت این شهر باستانی در کنار شهر مسکونی شوش نیاز به مدیریتی شایسته و قدرتمند دارد. مدیریتی که شوش را با تمام قابلیت‌ها و ظرفیت‌های تاریخی‌اش به دنیا بشناساند.

«مجتبی‌گهستونی» دبیر و سخنگوی انجمن تاریانا...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 مهر1393ساعت 1:39 توسط مجتبی گهستونی |

سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان لغو تعطیلی روزهای پنجشنبه ادارات را به ضرر توسعه گردشگری استان دانست.
مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: طبق اعلام استانداری خوزستان در خصوص لغو تعطیلی روزهای پنجشنبه ادارات و دستگاه های دولتی استان خوزستان، به نظر می رسد این اقدام به ضرر توسعه گردشگری استان خواهد بود زیرا با توجه به تمرکز و تاکید دولت و به ویژه استاندار بر رونق گردشگری، اگر اقداماتی به منظور ارتقای گردشگری در استان با جمعیتی بالغ بر چهار میلیون نفر صورت بگیرد دیگر نیازی به گردشگری خارجی و داخلی نداریم. تنوع سلیقه گردشگری در مردم خوزستان آن چنان بالاست که می تواند باعث تحول در گردشگری استان شوند. به همین منظور نیاز است فرصتی برای آنها فراهم شود تا از تعطیلی های پنجشنبه و جمعه خود به نحو احسن بهره ببرند.
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تصریح کرد: مردم استان خوزستان به علت برخورداری از شرایط آب و هوایی خاص و وجود مشکلات زیست محیطی بیماری های مختلف به دلیل شدت گرما، گرد و غبار و وجود آلودگی های محیطی در استان، نیاز به شرایطی برای رسیدن به آرامش دارند تا بتوانند بعد از یک هفته کاری سخت از تعطیلی پنجشنبه و جمعه خود استفاده مطلوب ببرند.
گهستونی اظهار کرد: یکی دیگر از نتایج نامطلوب لغو تعطیلی پنجشنبه ها در استان برای مردم این است که با لغو این تعطیلی، افراد نمی توانند برای استفاده از تعطیلات خود برنامه ریزی فصلی داشته باشند. تغییر مداوم ساعات، تغییر ساعات شروع و پایان کار روزانه ادارات و سازمان ها، تعطیل کردن و لغو تعطیلی پنجشنبه ها باعث می شود که مردم نتوانند به راحتی برای بهره گیری از تعطیلات خود برنامه ریزی اصولی داشته باشند.
وی ادامه داد: لغو تعطیلی پنجشنبه های ادارات با توجه به تعطیل بودن دانش آموزان و مدارس در این روز، مشکلاتی را برای خانواده ها به وجود می آورد زیرا دانش آموزان بعد از گذراندن یک هفته پرمشغله درسی انتظار دارند تعطیلی آخر هفته خود را با یک برنامه ریزی اصولی و در کنار خانواده بگذرانند که لغو تعطیلی پنجشنبه ها سبب ایجاد نارضایتی دانش آموزان و خانواده های آنها می شود.
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان بیان کرد: استان خوزستان به لحاظ آب و هوایی یک استان متنوعی است که دارای جاذبه های ناشناخته گردشگری و تاریخی بسیاری دارد و مردم استان می توانند با برنامه ریزی برای آخر هفته خود از کلیه نقاط استان بازدید کنند. از آنجا که به علت گرمای شدید استان خوزستان امکان تفریح و سفر درون استانی در نیمه اول سال برای مردم وجود ندارد به همین دلیل با توجه به تاکید مدام استاندار بر ارائه خدمات به مردم نیاز است شرایط سفر و تفریح مردم استان در نیمه دوم سال فراهم شود و بهتر است تعطیلی پنجشنبه ها به مردم برگردانده شود. با توجه به میزان نارضایتی، کرختی و بی انگیزگی در ادارات استان و گله مندی کارکنان ادارات از لغو تعطیلی پنجشنبه ادارات و سازمان ها لازم است در این خصوص تدبیری اندیشیده شود تا بتوان از وقت مفید کارکنان در طول هشت ساعت کاری استفاده بهینه کرد. استاندار این حق را به مردم برگردانده و در خصوص توسعه گردشگری استان نیز همکاری لازم را داشته باشد زیرا تعطیل بودن پنجشنبه و آخر هفته می تواند با فراهم کردن امکان سفر برای مردم استان سبب ایجاد اشتغال برای 10 تا 15 نفر در استان شود که این امر هم رضایتمندی در مردم و هم توسعه شغلی را به دنبال دارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 مهر1393ساعت 2:13 توسط مجتبی گهستونی |

سومین مرحله از آبگیری سد گتوند درحالی قرار است به‌زودی در دستور کار قرار گیرد که تاکنون هیچ گزارشی از نتایج بررسی‌های باستان‌شناسی از ۲۵ روستای غرق شده و آثار و محوطه‌هایی که قرار است به‌زیر آب روند، منتشر نشده است. درحال‌حاضر گوردخمه، کتیبه اسلامی پرنوشته و بزرگترین ‌شیرسنگی‌های منطقه آب‌ماهیک در معرض خطر آبگیری قرار دارند.
در نتیجه آبگیری سد گتوند علیا که از سال 91 آغاز شده است نزدیک به 35 روستا در معرض خطر آبگیری قرار گرفتند. از این تعداد 25 روستا طی دو مرحله آبگیری سد به زیر آب رفتند و آنطور که فعالان میراث‌فرهنگی استان خوزستان اعلام کرده‌اند 10 روستای دیگر قرار است در سومین مرحله از آبگیری غرق شوند. روستاهایی که برگرفته از معماری بومی و آثار و محوطه‌های تاریخی ارزشمندی هستند.
به‌گزارش CHN، سد گتوند علیا یکی از بزرگ‌ترین سدهای ایران است که روی رودخانه کارون در جنوب غربی ایران احداث شده است. این سد، در فاصله 380 کیلومتری از ریزشگاه رودخانه کارون، در فاصله 25 کیلومتری شمال شهرستان شوشتر و در 10 کیلومتری شمال شرقی شهر گتوند در استان خوزستان قرار دارد.
با اینکه هدف از احداث سد و نیروگاه گتوند، تامین بخشی از برق مورد نیاز ایران (4٬500 گیگاوات‌ساعت در سال)، کنترل سیلاب‌های فصلی کارون و نیز تنظیم آب کشاورزی پایین‌دست به‌شمار می‌رفت و حتی برخی از مسئولان نیز از دریاچه سد به عنوان یک جاذبه گردشگری برای منطقه نام بردند اما احداث سد گتوند علیا سبب یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست محیطی و میراث‌فرهنگی را رقم زد.
«مجتبی‌ گهستونی» فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریانا خوزستان با اعتراض به زیر آب رفتن 35 روستا در نتیجه‌ آبگیری سد گتوند علیا به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: « درحالی از 35 روستا اطراف سد گتوند 25 روستا غرق شده‌اند و مابقی در معرض آبگیری هستند که تا این لحظه هیچ گزارشی از بررسی، شناسایی و حتی کاوش‌های باستان‌شناسان از روستاها و محوطه‌های تاریخی در معرض خطر آبگیری اعلام نشده است».
او می‌گوید: «با توجه به روی کار آمدن دولت جدید و تغییر رویکردی که در پژوهشکده باستان‌شناسی و معاونت میراث‌فرهنگی کشور ایجاد شده انتظار می‌رود نتیجه کاوش‌ها و بررسی‌ها نسبت به تکمیل پروژه‌های باستان‌شناسی هر چه سریعتر در این منطقه اعلام و نجات‌بخشی‌ها  آغاز شود».
آنطور که این فعال میراث‌فرهنگی خبر می‌دهد، وسعت دریاچه گتوند حدود 90 کیلومتر است و باتوجه اینکه این سد در محدوده شهرهای بسیار مهم تاریخی مثل گتوند، لالی و مسجدسلیمان قرار گرفته مناطق تاریخی بسیار مهمی را مورد تهدید قرار می‌دهد.
درحال‌ حاضر بزرگترین شیرسنگی‌های خوزستان در منطقه آب‌ماهیک و کتیبه اسلامی پَرنوشته در روستایی به همین نام در معرض خطر و محاصره آبگیری دریاچه گتوند هستند.
گهستونی معتقد است، بیش از 25 روستا به زیر آب رفته است و این موضوع به‌قدری تاثیرات منفی بر روستاییان این مناطق داشته که هفته گذشته در روستایی به نام پَرنوشته مراسمی تحت عنوان وداع با پَرنوشته از سوی اهالی روستا برگزار شد.
به‌گفته گهستونی، این اتفاق درحالی رخ داده که هیچ مطالعه مردم‌شناسی روی این مناطق و مردم روستاهای مختلف صورت نگرفته و بسیاری از قصه‌ها و آداب و رسوم مردم که در این مناطق با پیشینه قوی تاریخی متمرکز بود برای همیشه پراکنده و از بین برده شد. به‌طوری‌که در اثر غرق‌ شدن روستاها خانواده‌ها ثبات خانوادگی خود را که طی قرن‌ها زندگی به‌دست‌ آورده بودند از دست دادند و رشد بیکاری و آسیب‌های اجتماعی در نتیجه از بین رفتن کشاورزی و مهاجرت مردم به حاشیه‌ شهرها افزایش یافت.

+ نوشته شده در سه شنبه 1 مهر1393ساعت 11:14 توسط مجتبی گهستونی |

رمز گشایی از یک زمین خواری باستانی در اندیمشک

درحالی تعدادی از فرهنگیان مسکن تعاونی شهرستان اندیمشک پس از ضرب و شتم نیروهای یگان حفاظت میراث‌فرهنگی، محوطه باستانی لور را تصاحب کردند که مجوز واگذاری ۵ هکتار از این محوطه باستانی در سال ۸۸ توسط مدیران وقت میراث‌فرهنگی (در اقدامی کاملا سرخود و بدون توجه به نظر کارشناسی) صورت گرفته است. این درحالی است که لور یکی از محوطه‌های ارزشمند و باستانی اندیشمک به‌شمار می‌رود.

به گزارش خبرگزاری میراث‌فرهنگی  ـ محوطه ساسانی لور اندیمشک که در سال 88 توسط مدیران سراز خود وقت اداره میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک در استان خوزستان با صدور مجوز به فردی به نام آقای ( ب . ب) فروخته شد و این فرد نیز با دریافت یک میلیارد تومان این اراضی را به‌صورت غیر قانونی به تعاون مسکن فرهنگیان فروخت این روزها دردسر بزرگی برای خریداران این محوطه و مالکیت آن بوجود آورده است.

به‌گزارش CHN، آنطور که فعالان میراث‌فرهنگی خبر داده‌اند، چند شب قبل فرهنگیان شهرستان اندیمشک با تصاحب محوطه باستانی لور درحالی به خط کشی و کلنگ‌زنی این منطقه پرداختند که دخالت یگان حفاظت میراث‌فرهنگی هم نتوانست کاری از پیش ببرد و  مانع از تخریب فرهنگیان شود. گفته می‌شود، نیروهای یگان حفاظت وقتی می‌خواستند جلوی کلنگ‌زنی و خط کشی این افراد را بگیرند مورد ضرب و شتم شدیدی قرار گرفتند.

«مجتبی‌ گهستونی» با اعلام این خبر به خبرگزاری میراث‌فرهنگی می‌گوید: «درحالی تعدادی از فرهنگیان وارد محوطه باستانی لور شدند و به کلنگ‌زنی این محوطه پرداختند که یگان‌ میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک هم نتوانست مانع از اقدام آن‌ها شود. به‌طوری‌که دخالت یگان حفاظت میراث‌فرهنگی جزء ‌ضرب و شتم توسط فرهنگیان نتیجه‌ای به‌همراه نداشت».

گهستونی با اشاره بر اینکه اداره کل میراث‌فرهنگی استان خوزستان با قوت تمام، هم‌اکنون درحال پیگیری تعرض‌ به محوطه باستانی لور و ضرب و شتم نیروهای یگان حفاظت میراث‌فرهنگی است ادامه می‌دهد: «درحال‌حاضر 200 نفر از فرهنگیان تعاونی مسکن اندیمشک که در سال 88 برای گرفتن یک قطعه از اراضی محوطه باستانی لور مبلغ 5 میلیون تومان پرداخت کرده‌اند، درحالی منتظر ساخت و سازها و تحویل خانه‌های خود هستند که مدیران شهری این شهرستان نیز اصرار دارند، طرح مسکن محوطه باستانی لور باید به سرعت اجرایی شود. این در حالیست که دستگاه قضایی همواره مدافع محوطه های باستانی ثبت شده بوده و قطعا اجازه نخواهد داد تا معامله ای کاملا خلاف قانون به نتیجه نهایی برسد».

چنانچه به گفته دبیر انجمن تاریانا خوزستان، با اینکه فرماندار موضوع زمین‌خواری در شهرستان اندیمشک را معضلی جدی می‌‌داند و  معتقد است که بحث‌ زمین‌خواری باید هرچه سریعتر با اجرایی شدن طرح‌های تفضیلی و جامع برطرف شود که موضوع مربوط به تعاونی مسکن فرهنگیان و محوطه باستانی لور را مسئله‌ای بسیار ساده می‌داند. به‌اعتقاد فرماندار شهرستان اندیمشک، تعاونی فرهنگیان بخش الوار گرمسیری دارای مجوز است و میراث‌فرهنگی نباید مانع از ساخت و ساز آن شود.

این درحالی است که به‌گفته گهستونی، صدور مجوز واگذاری محوطه باستانی لور توسط روسای قبلی میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک و بدون نظر کارشناسی صورت گرفته است و پیگیری های مدیرکل فعلی میراث فرهنگی خوزستان و همچنین رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان منجر به گشوده شدن این تخلف آشکار شده است.

پیشتر ایزدمهر مدیر اداره میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک به تخلف و کوتاهی مدیران سابق میراث‌فرهنگی اشاره و به CHN گفته بود، مدیران قبلی میراث‌فرهنگی به دلیل سوء مدیریت در سال 88 درحالی اقدام به صدور مجوز کردند و دست به یک تخلف اداری زدند که این محوطه در تملک دولت و ثبت آثار ملی کشور بود. با این حال محوطه‌ باستانی لور به‌صورت شبانه‌روزی توسط پایگاه‌های یگان حفاظت رصد می‌شود و هیچ شخصی اعم از حقیقی و حقوقی حق ساخت و ساز در این محوطه را ندارد.

اما با وجود اطمینانی که رییس اداره میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک نسبت به حفاظت این محوطه داده شب گذشته فرهنگیان به ضرب زور وارد محوطه شدند و آن را تصاحب کردند. محوطه‌ای که از چندین لایه مختلف تاریخی برخوردار است و بررسی باستان‌شناسان بیانگر آثاری از دوره عیلام میانه، تاریخی و دوره متاخر اسلامی است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1 مهر1393ساعت 1:55 توسط مجتبی گهستونی |

انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در همایش نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال تاریخی که در کاخ نیاوران تهران برگزار شد شرکت کرد و دبیر این انجمن درباره وضعیت میراث فرهنگی خوزستان به سخنرانی پرداخت.

پیش تر مدیرکل دفتر امور مجامع و تشکل‌های مردم‌نهاد از برگزاری سمینار نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال تاریخی  خبر داده بود و گفت: هدف از برگزاری سمینار امروز ارتقای آموزه‌ها، دانش و آگاهی سازمان‌های مردم‌نهاد حوزه میراث‌فرهنگی در زمینه مبارزه با جرائم مربوط به اموال تاریخی و فرهنگی است. 

دکتر مرتضی رمضانی گفت: این سمینار که با همکاری مرکز مبارزه با قاچاق و جرائم سازمان ملل متحد(UNODC) برگزار شد، اهدافی نظیر  ارتقای توانمندی‌ها و بهره‌مندی از ظرفیت سمن‌ها با ارائه آموزش‌های کاربردی، آگاهی‌افزایی و فرهنگ‌سازی در حوزه مبارزه با جرائم مربوط به اموال تاریخی را دنبال می‌کرد.

وی از حضور 80 نفر از نمایندگان تشکل‌های مردم‌نهاد حوزه میراث‌فرهنگی در این سمینار خبر داد و افزود: استر لاراش مدیر هماهنگی دفتر یونسکو در تهران، لیک بون وات مدیر(UNODC) در تهران، الیزابت بیسک استاد دانشگاه در حوزه حقوق در این سمینار داشتند.

قاچاقچیان و میراث خوزستان

مجتبی گهستونی دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان که در بخش سوم این همایش یکی از سخنرانان بود گفت: من روزنامه نگار و فعال میراث فرهنگی هستم که از خوزستان، از دروازه تمدن و گهواره تاریخ. پاتخت ایلامیان و هخامنشیان و بهشت باستان شناسان آمدم. سرزمینی که روزگاری باستان شناسانی مثل گریشمن، دیولافوا، ژان پرو، دمورگان، کابلی، یغمایی، رهبر و.... در آن کاوش کرده اند.

وی افزود: در این نشست از غارت و حفاری در جیزافت نام برده شد و من نیز ناچارم از حفاری و قاچاق در شوش، بهبهان، رامهرمز، ایذه، دزفول و... نام ببرم.

وی اظهار داشت: برای اینکه برگزاری چنین همایش هایی در مردم تاثیر بگذارد، ضرورت دارد که همایش هایی نظیر نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال تاریخی در استانها و برای مردم برگزار شود.

گهستونی خطاب به حاظرین یادآور شد: چگونه است که سازمانهای بین المللی برای ساماندهی و رسیدگی به مهاجرین و پناهندگان تلاش های فروان می کنند اما اقدامی عملی از سوی این نادها برای مقابله با قاچاق اموال فرهنگی صورت نمی گیرد. کارشناسان سازمان ملل در این همایش از مناقشات و اختلاف های نطری در شمال عراق، سوریه، کویت و  افغانستان سخن گفتند اما امروز این نگرانی وجود دارد که به قومیت ها به گونه ای آموزش داده شود تا در تعارض با میراث فرهنگی قرار نگیرند و مرز تعهدیدی برای میراث فرهنگی محسوب نشود.

سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در ادامه به معظل فلزیاب ها اشاره کرد و گفت: در هر نشریه و با عبور در هرگذر با تبلیغ طلایاب ها مواجه می شویم که علی رغم حساسیت هایی که وجود دارد اما برخورد جدی با این موضع صورت نمی گیرد.

وی از ارسال پیامک هایی که بعضا برای کلاهبرداری صورت میگیرد گلایه کرد و افزود: پیامک هایی از سوی افراد نا آشنا برای خرید و فروش اموال فرهنگی – تاریخی صورت می گیرد که گاه افراد ساده لوح نیز در دام کلاهبرداران گرفتار می آیند.

گهستونی با گلایه از نمایندگان خوزستان در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: واقعا دلیل اینکه نمایندگان خوزستان در مجلس حاضر نمی شوند که در کمیسیون ها و فراکسیون های تخصصی حوزه میراث فرهنگی و گردشگری عضو شوند چیست؟ لذا به سازمان میراث فرهنگی کشور پیشنهاد می دهم که حداقل با نمایندگان شهرهایی که میراث فرهنگی بخش تفکیک ناشدنی از دیگر حوزه های انتخابیه شان محسوب می شود را دعوت کنند تا بابرنامه ریزی آنان را ترغیب به فعال شدن به نفع میراث فرهنگی کنند.

وی سپس یادآور شد که در بعضی استانها شاهد آن هستیم که یگان حفاظت اقدام به دستگیری متخلفین
می نماید اما بعضا آن متهم پس از تحویل به مراجع انتظامی و قضایی آزاد می شود که نشان می دهد احکام صادره چندان سختگیرانه نیست.

این فعال میراث فرهنگی گفت: بسیاری از افراد که به نوعی دسترسی به اشیا تاریخی دارند با ترس و واهمه ای که دارند حاضر نیستند شی مورد نظر را به میراث فرهنگی تحویل بدهند چرا که مطمئن هستند حق الکشفی دریافت نمی کنند و در ضمن ممکن است مشکلاتی برای آنان  بوجود بیاید.

سازمان یافته گی در حال غارتگری اموال تاریخی

در این همایش نماینده دفتر مقابله با مواد مخدر و جرائم سازمان یافته ملل متحد گفت: اگر عموم مردم و جوامع محلی بتوانند برای جلوگیری از قاچاق اشیاء تاریخی اقدام کنند، حفاظت از این اموال بهتر انجام می‌شود.

لیک بون وات، در همایش نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال فرهنگی و تاریخی گفت: گروه‌‍‌های سازمان یافته در حال غارتگری اموال تاریخی هستند. اشیاء تاریخی به خارج از کشور می رود و در واقع تاثیر زیادی روی هویت مردم آن کشور می گذارد. سازمان UNODC درباره جرایم سازمان یافته کنوانسیون هایی دارد که درباره آثار تاریخی و قاچاق آنها نیز مبارزه می کند. این کنوانسیون نشان دهنده تعهد جامعه بین المللی در قاچاق اشیاء تاریخی و فرهنگی است و سعی می کند پتانسیلی که در کنوانسیون وجود دارد را برای مبارزه با قاچاق این اموال به کار گیرد. بنابراین بسیاری از تمهیدات اندیشیده شده در این کنوانسیون مرتبط با همین موضوع است.

وی گفت: با گسترش این مساله سازمان UNODC کمیته ای را تشکیل داده که با قاچاق اموال تاریخی مقابله کند در ایران نیز سعی شده ظرفیت های ملی افزایش یابد تا در زمینه قاچاق اموال تاریخی مبارزه انجام شود. با قاچاق اشیاء تاریخی از یک کشور سود زیادی نصیب قاچاقچی می شود ولی بشریت برای همیشه از دسترسی به این اشیاء محروم می شود. حفاظت از اموال تاریخی می تواند بهتر انجام شود اگر عموم مردم و جوامع محلی بتوانند در مبارزه با قاچاق دخالت کنند. نقش جامعه مدنی در این پدیده پیچیده بسیار حائز اهمیت است در واقع اگر آگاهی رسانی انجام شود به حفظ اشیاء فرهنگی و تاریخی کمک زیادی خواهد شد.

ضعف رژیم حقوقی در زمینه قاچاق اموال تاریخی

رییس مرکز خدمات حقوق بین الملل نهاد ریاست جمهوری گفت: رژیم حقوقی ایران در زمینه مبارزه با قاچاق اموال فرهنگی و تاریخی نقاط ضعف چشمگیری دارد.

«محسن محبی» در سمینار نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال فرهنگی اظهار داشت: تلاش برای کاهش ضعف مقابله با قاچاق در کشورمان مستلزم فعالیت بیشتر در حوزه دکترین نظریه ها و قانون موضوعی به عنوان دو مولفه اصلی رژیم حقوقی کشور است. میراث فرهنگی به عنوان منافع ملی کشور جزو نهادهای حاکمیتی دولت است، چرا که این میراث مصرفی نبوده ، بلکه ماندگار و تضمین کننده هویت تاریخی کشور است. بخش خصوصی در کشورمان رشد مناسبی نداشته است و این موضوع سبب شده تا دولت و وزاتخانه ها به فعالیت های حاکمیت، به تصدی گری امور ساده نیز بپردازند.

وی گفت: رژیم حقوقی ایران درباره دفاع از میراث فرهنگی و جلوگیری از قاچاق اشیای تاریخی کامل نیست و خلل بزرگی دارد، اما سازمان میراث فرهنگی با توجه به اینکه فعالیت قانونگذاری ندارد نمی تواند در این خصوص کاری انجام دهد. مجلس باید در این باره قانونگذاری کند. شاکله فکری و حقوقی در ایران مبتنی بر مالکیت خصوصی است و در قانون اساسی ایران مساله مالکیت مورد حمایت و توجه جدی قرار دارد. مالکیت اموال و مواریث فرهنگی و تاریخی برای دولت از نظر حقوقی تثبیت نیست و برای مثال زمانی که گفته می شود تخت جمشید متعلق به دولت است از دولت سند می خواهند!

وی اضافه کرد: قانون مدنی مقرراتی درباره دفینه دارد که قطعه تاریخی در ملک شخصی را متعلق به وی می داند اما در جای دیگری می گویند که دولت باید به قیمت عادله آن قطعه را بخرد. ما درباره اینکه آیا اموال تاریخی برای دولت است یا خیر هنوز مشکل داریم. طبق ماده 26 قانون مدنی، اموال منقولی که دولت برای مصالح عمومی و ملی در تصرف دارد قابل تملک خصوصی نیست. در ماده های 165، 173 و 176 هم به اموال بلاصاحب و دفینه اشاره کرده است. نخستین قانون برای حفظ آثار ملی در سال 1309 تصویب شده است و در آنجا نیز تکلیف مالکیت حقوقی مشخص نیست.

یونسکو شوکه شد

«استر لاروش» مدیر دفتر یونسکو در ایران در سمینار نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال فرهنگی با بیان اینکه تمدن های خاورمیانه در خطر قاچاق اموال فرهنگی هستند گفت: یونسکو نامه هایی به پلیس بین الملل (اینترپل) و نهادهای فراملی ارسال کرده تا از آثاری که از کشورهای سوریه و عراق به دیگر کشورها قاچاق می شود حفاظت کنند و اجازه قاچاق این آثار را به سودجویان ندهند. قاچاق میراث فرهنگی و تاریخی در کشورهای سوریه و عراق برای ما بسیار عجیب و غیرقابل تحمل بوده و یونسکو را شوک زده کرده است.

مدیر دفتر یونسکو در ایران با بیان اینکه اولویت مقابله با قاچاق اموال فرهنگی باید پیشگیری باشد افزود: سازمان های غیردولتی برای تحقق این مهم نقش بسیار مهمی برعهده دارند و امیدواریم با کمک آنها به اهداف مورد نظر خود در راستای پیشگیری از قاچاق اموال فرهنگی برسیم. تجربیات نشان می دهد همکاری جامعه های محلی بهترین راه برای کنترل قاچاق اموال فرهنگی است و برای تحقق آن باید ظرفیت های ملی فراهم شود و مردم در جریان پیچیدگی های این جرایم قرار گیرند. باید فهرست مناسبی از کالاهای فرهنگی در کشورها موجود باشد تا نسبت به کنترل آنها اقدام شود.

حراجی‌های خارجی حوصله اشیای تاریخی ایران را ندارند

مدیر کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گفت: حراجی‌های خارجی می‌گویند دیگر حوصله اشیای تاریخی ایران را ندارند.

امید غنمی، در سمینار نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال فرهنگی تاریخی اظهار داشت: هر گونه انگیزه‌ برای خروج و ورود اشیا و اموال تاریخی تحت عنوان قاچاق محسوب می‌شود که قاچاق اشیا و اموال تاریخی پس از مواد مخدر رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. با توجه به اینکه قاچاقچیان اشیای تاریخی پولهای هنگفتی را به جیب می‌زنند در کنوانسیون‌های مختلف، راههای متعددی را برای مبارزه با آن آورده‌اند و ایران نیز عضو این کنوانسیون‌های جهانی است.

مدیر کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با بیان اینکه تا سال ۹۲ قاچاق اشیای تاریخی جزء جرائم قابل بازگشت بود، گفت: با توجه به پیگیری‌هایی که صورت گرفت بازنگری در قانون مجازات اسلامی انجام شد و این جرائم نیز جزء جرائم غیرقابل بازگشت قرار گرفت و صرفاً با گزارش‌های مردمی، دستگاه‌های قضایی کار خودشان را آغاز می‌کنند. عمده پرونده‌های قاچاق تا سال ۱۳۸۵ بوده و بیشتر پرونده‌های بین‌المللی ایران درباره قاچاق اشیای تاریخی هم با پشتوانه سازمان‌های مردم‌نهاد به نتیجه رسیده است.

وی با تأکید بر اینکه ایران، پیگیری‌های جدی درباره حراج اشیا و اموال تاریخی ایران در خارج از کشور دارد، گفت: حراجی‌های بین‌المللی می‌گویند دیگر حوصله حراج اشیای تاریخی ایران را ندارند به قدری که ما پیگیری می‌کنیم و برای آنها درد سر ایجاد می‌کنیم و در نهایت، شیء تاریخی را از گردونه حراج، خارج می‌کنیم. درباره اموال و اشیای تاریخی که در اختیار مردم قرار دارد متأسفانه خلأ بزرگی داریم چون نمی‌توانیم مطلع شویم که چه اشیایی با چه شناسنامه‌ای در اختیار مردم قرار دارد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 0:22 توسط مجتبی گهستونی |

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/22-6-1393/IMAGE635462239317531960.jpg

مهمترین بقاع تاریخی خوزستان درحالی با هدف توسعه و گسترش امامزاده‌ها زیر تیغ تیز توسعه اوقاف قرار گرفتند که چند روز پیش نیز پس از تخریب‌ بخش‌هایی از بقعه‌ هفت‌شهیدان در مسجد سلیمان، سلطان‌ابراهیم در ایذه، شاهزاده احمد در اندیمشک، علی‌بن مازیار در اهواز دستور تخریب بخش‌هایی از بقعه علمدار رامهرمز صادر شد. بقعه‌ای که گفته می‌شود روی یک محوطه باستانی ارزشمند قرار گرفته است.

دو سال پیش بود که مدیر وقت اداره اوقاف خوزستان اعلام کرد قرار است حریم و فضای پیرامونی 20 بقعه تاریخی در استان خوزستان گسترش و توسعه پیدا کند. همان زمان نیز.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 3:15 توسط مجتبی گهستونی |

سلاسل، قلعه‌ای که سنگ‌ بنای آن از دوره هخامنشی با حفر نهر داریون گذاشته شد حالا پس از گذشت ۲۵۰۰ سال، ۵۰ سال است، به‌شدت رو به تخریب قرار گرفته و کارشناسان و فعالان میراث‌فرهنگی عوامل مختلفی از جمله مدیریت دوگانه و نبود رسیدگی مداوم را علت‌ تخریب‌های اخیر می‌دانند. آن‌ها معتقدند، دژ سلاسل که در دوره هرمزان کاربری دفاعی داشته حالا توان دفاع از حریم خود را ندارد.

بیش از دو هزار سال از قدمت‌اش می‌گذرد؛ می‌گویند تا همین دو دهه اخیر هم  آباد بوده، قلعه‌ای که بر فراز رود شطیط ایستاده و حیاط‌ها و شبستان‌های متعددش روایتگر تاریخی دور و نزدیک هستند.

 قلعه سلاسل؛ دژی بسیار بزرگ و مستحکم که از.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 2:55 توسط مجتبی گهستونی |

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/17-6-1393/IMAGE635457918183344593.jpg

شوش در آستانه ثبت جهانی قرار دارد. پایگاه میراث‌فرهنگی درصدد جذب مشارکت مردمی و مصالحه برای کاستن ارتفاع‌ غیرمجاز ساختمان‌های شهری است. اما گویی این تلاش‌ها کافی نیست، چشم بر هم زدنی شهر عرض پیدا می‌کند و ارتفاع می‌گیرد. کارشناسان می‌گویند، ساخت‌ و سازهای بی‌رویه نه‌تنها عرصه محوطه باستانی شوش را مورد تهدید قرار داده که حریم منظری دانیال نبی را هم مخدوش کرده‌است.

پایگاه میراث‌فرهنگی شوش درحالی با تشکیل جلسات کارگروه شهری درصدد اصلاح و رفع مداخلات شهری شوش برآمده که ساخت و سازها همچنان از سوی مردم و  برخی نهادهای شهری ادامه دارد. این درحالی است که چند روز پیش برخی فرماندار شوش در رسانه‌های محلی گفته است؛ میراث‌فرهنگی مانع توسعه شهر و فضای سبز است. گفته‌ای که اجرای برنامه‌های کلان شهری را برای ثبت‌جهانی شوش با چالش مواجه کرده و گام‌های مردم و دیگر نهادهای شهری را برای حفظ و اعمال ضوابط میراث‌فرهنگی کُند، می‌کند.

در این میان کارشناسان پایگاه‌ میراث‌فرهنگی به تعرض برخی از ساخت و سازهای شهری در حریم منظری آرامگاه دانیال نبی اشاره و تاکید می‌کنند، اگر چه به‌تازگی آزادسازی عرصه و حریم شوش با مشارکت مردم و دستگاه‌های دولتی آغاز شده است. اما این سطح از تعامل مردم با میراث‌فرهنگی برای سلامت عرصه شوش و ثبت جهانی پرونده کافی نیست.

مدیران شهری نمی‌خواهند ماهیت شوش را بپذیرند

«مجتبی‌ گهستونی» دبیر و سخنگوی انجمن تاریانا خوزستان اما مشکلات شوش را ملغمه‌ای از مسائل بی‌شماری می‌داند که امروز به‌عنوان یک معضل در مقابل شوش قد علم کرده است. او می‌گوید: «درحال‌حاضر مدیران شهری شوش نمی‌خواهند بپذیرند که ماهیت شوش به‌دلیل وجود میراث‌فرهنگی، مقبره دانیال نبی و طبیعت پیرامونی آن است».

او می‌افزاید:«مدیران شهری باید خود را با واقعیت‌های موجود در شوش مطابقت بدهند نه‌اینکه بخواهند میراث‌فرهنگی دنباله‌رو برنامه‌های آن‌ها باشد. شهر شوش در نتیجه ناآگاهی همین مدیران شهری در دودهه اخیر دچار توسعه ناپایدار شد و بناهایی قد علم کردند که مشکلات آن هم‌اکنون گریبانگیر مدیران میراث‌فرهنگی و مسئولان شهری شده است. ساخت ترمینال روی عرصه اصلی محوطه باستانی شوش، احداث پارکینگ طبقاتی، بانک قوامین و احداث هتل امیرزرگر و ساختمان پیش‌دانشگاهی نمونه‌های بارزی از اهمال مدیران و نادیده‌گرفتن ملاحظات عرصه و حریم میراث‌فرهنگی است».

گهستونی اما با اشاره بر اینکه تصمیم‌گیری برای رفع مداخلات منظری و فیزیکی شوش در مدت زمان کوتاهی رخ نداده به وظیفه متولیان میراث‌فرهنگی اشاره کرد و گفت: «بدون شک وظیفه پایگاه میراث‌فرهنگی شوش و اداره کل میراث‌فرهنگی خوزستان با توجه به رسالتی که در پیش دارند، نظارت هرچه بیشتر بر مدیریت شهری و حتی مدیریت اداره میراث‌فرهنگی شهرستان است. این درحالی است که از نظر دوستداران میراث‌فرهنگی ساخت تمامی بناهایی که به‌عنوان مداخله نام برده شد چیزی جز اعمال نفوذ بر مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان نبوده است».

«علی بویری منجی» مدیر داخلی پایگاه شوش می‌گوید: «پس از تشکیل جلسات کارگروه شهری با دبیری فرماندار و همکاری شهرداری و اعضای شورای شهر قرار شد یکسری مداخلات شهری در شوش حذف شود. به‌طوری‌که پایه‌های برق در اطراف محوطه‌ باستانی با همکاری شرکت توزیع برق شهرستان ساماندهی و ستون‌های انتظار ساختمان‌های موجود در کنار محوطه باستانی حذف شد».

به‌گفته بویری، درحال‌حاضر با برخی مالکان به‌توافق رسیدیم که بدون هیچ هزینه‌ای به کوتاه‌کردن ارتفاع ساختمان‌های خود بپردازند. چراکه ارتفاع برخی از این ساختمان‌ها حریم منظری آرامگاه دانیال نبی را مخدوش کرده است. این درحالی است که دانیال نبی قدیمی‌ترین بنایی است که همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد».

به‌نظر می‌رسد مدیران و مسئولان شهری شوش هنوز آنطور که باید موضوعات و قوانین مربوط به ثبت جهانی شوش را نپذیرفته‌اند چراکه بیان برخی نقطه‌نظرات از سوی فرماندار، شهردار و شورای شهر مبنی بر اینکه میراث‌فرهنگی مانع توسعه شهر و فضای سبز، و قفل شدن پروژه‌های عمرانی شهر است نشان می‌دهد که تعاملات میراث‌فرهنگی با مسئولان شهری جدی نبوده و شکل شعار پیدا کرده است.

این درحالی است که فعالان میراث‌فرهنگی معتقدند، درحال‌حاضر آینده و ثبت جهانی شوش نیازمند آنست مدیران شهری منافع مقطعی خود و مردم را نادیده گرفته و به منافع بلندمدتی که می‌تواند منافع عمومی را به‌دنبال دارد پایبند باشند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 15:39 توسط مجتبی گهستونی |

85 سازمان، موسسه، انجمن و کانون غیر دولتی میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری ایران در حمایت از ثبت جهانی شوش بیانیه صادر کردند.در متن این بیانیه آمده است:

مردمان سرزمين خوزستان در رهگذار پیشرفت تمدن بشری یکی از پرتلاش‌ترین، پوياترين و بی‌شک يکی از نخستین گاهواره‌های فرهنگ و شهرنشینی در جهان را پديد آورده‌اند. این ویژگی باعث شده تا آثار و بقایای فراوان تاریخی و فرهنگی در دامان این دشت جای گیرند. کاوش‌های باستان‌شناسی در دشت شوش، گنجينه‌های کم مانندی از هنر و دانش و فرهنگ را به همراه بناها و محوطه‌های نفيس به جای مانده از دوره‌های مختلف پیش از تاریخ تا امروز به ویژه از تمدن ایلام تا دوران اسلامی، به جهانيان معرفی کردند. اين همان موضوعی است که از پایتخت دو تمدن بزرگ عیلامی و امپراتوری هخامنشی و نیز منطقه‌ای تجاری در دوره‌های مختلف تاريخی از دوران سلوکی تا دوران اسلامی انتظار می‌رود.

فراوانی کم‌مانند آثار تاریخی و همچنین استمرار دوره‌های شهرنشینی در شوش، همراه با تاثیر عمیق آن منطقه در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سرزمين‌های مجاور باعث شده تا این سرزمین تاریخی به عنوان يکی از کهن‌ترین مراکز شهرنشینی جهان نامور شود. همچنين وسعت بیکران دشت خوزستان، حاصلخیزی خاک و فراوانی آب، به صورت پيوسته موجب شکل‌گیری جوامع انسانی در منطقه شوش در طول هزاره‌های گذشته شده است؛ موضوعی که شوش را از اهمیت بیشتری برخوردار می‌نماید.

پیوند شوش با دیگر حوزه‌های تمدنی در چهار گوشه ایران و جهان متمدن هم عصر خود، ارتباطی پایدار و ناگسستنی بوده است. با نگاهی به راه‌های ارتباطی در جهان باستان به نقش بی‌بدیل شوش در برقراری ارتباط با بابل، پارس، سرزمین ماد، بخش خاور و جنوب خوزستان، اصفهان، سیراف (بوشهر)، بهشت آباد اردشیر (بصره و ابله)، دریای پارس، دریای زنگ، و دریای چین پی می‌بریم.

سازمان‌های مردم نهاد فعال در حوزه‌های میراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری و "شورای هماهنگی سازمان‌های غیردولتی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران"، با توجه به آن که محوطه باستانی شوش بسياری از شاخصه‌های مورد نياز قرار گيری در سياهه میراث جهانی سازمان یونسکو را داراست، بر خود لازم می‌دانند انجام اقدامات لازم برای ثبت این اثر فاخر و ارزشمند در آن سیاهه را توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور جمهوری اسلامی ایران خواستار گردند.

سازمان های امضاء کننده این بیانیه بر این باورند که ثبت جهانی شوش باید بسیار پیشتر انجام می‌پذیرفت، اما اکنون که این فرصت در چنین زمانه‌‌ای فراهم شده است، از مسئولان اجرایی کشور در سازمان میراث فرهنگی صنايع دستی و گردشگری می‌خواهند که همه توان و امکانات لازم به کار گرفته شود تا با رفع موانع موجود، هرچه زودتر زمینه ثبت جهانی مجموعه باستانی شوش فراهم شده و به افتخارات جهانی ایران افزوده شود.

1-        انجمن آفتاب سرخ (خوزستان)

2-        انجمن اندیشه پارسی (فارس)

3-        انجمن اندیشه جوان (اصفهان)

4-        انجمن ایران دخت آریا (تهران)

5-        انجمن باستان پژوهان باغ‌ملک (خوزستان)

6-        انجمن بوطیقای خشت اول (فارس)

7-        انجمن بوم آب و آفتاب (خوزستان)

8-        انجمن پرتو گردشگری (تهران)

9-        انجمن پیشگامان خورشید استهبان (فارس)

10-      انجمن تمدن کویر کرمان (کرمان)

11-      انجمن جوانان سپید پارس (مازندران)

12-      انجمن چارسوق کویر اردکان (یزد)

13-      انجمن حافظان طبیعت کویر (یزد)

14-      انجمن حیات ایران (فارس)

15-      انجمن دوستان زمین (همدان)

16-       انجمن دوستداران آثار تاریخی و مفاخر شهر نوش آباد (اصفهان)

17-      انجمن دوستداران حافظ (فارس)

18-      انجمن دوستداران زندگی سالم (فارس)

19-      انجمن دوستداران شهر و طبیعت شوش (خوزستان)

20-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز (تهران)

21-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی اندیکا (خوزستان)

22-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی اندیمشک (خوزستان)

23-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی اوپاتان آبادان (خوزستان)

24-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی بهبهان (خوزستان)

25-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا (خوزستان)

26-   انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریشا ایذه (خوزستان)

27-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاشار رامهرمز (خوزستان)

28-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی مسجد سلیمان (خوزستان)

29-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی دزفول (خوزستان)

30-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش (خوزستان)

31-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوشتر (خوزستان)

32-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی نجف آباد (اصفهان)

33-      انجمن دوستداران میراث فرهنگی و تاریخ استهبان (فارس)

34-      انجمن دوستداران میراث ماندگار بختگان (فارس)

35-      انجمن دوستداران میراث هوتو (مازندران)

36-   انجمن دوستداران و حافظان خشت خام (يزد)

37-      انجمن دوستداران یادمان‌های ماندگار (قزوين)

38-      انجمن دوستی ايران و تاجيکستان

39-      انجمن دوستی ایران و لهستان (تهران)

40-      انجمن راهنمایان گردشگری استان کرمانشاه (کرمانشاه)

41-      انجمن سیب کال (فارس)

42-      انجمن صنایع فرهنگی میراث (تهران)

43-      انجمن صنفی راهنمایان گردشگری خوزستان (خوزستان)

44-      انجمن صنفی متخصصان صنعت آب خوزستان (خوزستان)

45-      انجمن فرزندان پارسه (فارس)

46-   انجمن فرهنگی ایران زمین (تهران)

47-      انجمن فرهنگی بیستون (تهران)

48-      انجمن کوهنوردی نسیم زاگرس اندیمشک (خوزستان)

49-      انجمن گردشگران چهارفصل (فارس)

50-      انجمن گردشگری حافظان گلگشت (یزد)

51-      انجمن مثنوی پژوهان ایران (اصفهان)

52-      انجمن ملی زنان کارآفرین (تهران)

53-      انجمن میراث فرهنگی روستای باستانی درودگاه (بوشهر)

54-      انجمن میراث هزار (کرمان)

55-      انجمن نگرش سبز (فارس)

56-       بنیاد استاد شهریار (تهران)

57-      بنياد بین المللی نوروز (تهران)

58-      بنیاد فردوسی (تهران)

59-      جمعیت جوانان عشایر فارس (فارس)

60-        جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست شعبه اصفهان (اصفهان)

61-        خانه آتيه سازان علم و صنعت آیریک (اصفهان)

62-        خانه عصر باستان (فارس)

63-        خانه فرهنگ بوم گردان پارس (فارس)

64-   خانه فرهنگ جاودان (فارس)

65-       کانون بارگاه مهر (اصفهان)

66-      کانون پاسارگاد (گلستان)

67-   کانون حاج احمد متوسلیان (فارس)

68-        کمیته بنیاد مهر (همدان)

69-        کمیته پیگیری خانه های تاریخی تهران (تهران)

70-      موسسه پردازشگران برنا (فارس)

71-      موسسه پرفسور حسابی (فارس)

72-      موسسه دانش پژوهان وصال (فارس)

73-      موسسه سرزمین باستان آرتا (مرکزی)

74-      موسسه سيراف پارس (بوشهر)

75-      موسسه فرهنگی و هنری پنجمین فصل قشنگ (خوزستان)

76-   موسسه کاشف العلوم (فارس)

77-      موسسه گردشگران سبزاندیش (گیلان)

78-      موسسه گردشگری پارسا سفر جنوب (خوزستان)

79-      موسسه ملی ضحی ایرانیان (تهران)

80-         موسسه هنر زرم صالحان (فارس)

81-         موسسه خوزستانی های مقیم تهران (تهران)

82-         بنیاد شوش شناسی (خوزستان)

83-         کانون آینده نگری ایران (خوزستان)

84-         انجمن دیدبانان میراث ایل (سمنان)

85-         کافه کتاب چوبک (خوزستان)

+ نوشته شده در یکشنبه 16 شهریور1393ساعت 1:34 توسط مجتبی گهستونی |

زمانی که یک اثر تاریخی ثبت جهانی می شود، برای نگهداری و مراقبت از آن اثر باید محدودیت هایی را اعمال کرد. مواردی که گاه خواسته و ناخواسته خود موجب بروز دغدغه های دیگری می شود. فراهم نبودن زیرساخت ها یکی از مواردی است که موجب می شود نتوان از منافع مادی و معنوی ثبت یک اثر بهره کافی را برد. این ها بخشی از گلایه های مجتبی گهستونی، سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان است؛ صحبت هایی که وی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی میزان عنوان می کند و در آنها به ثبت جهانی شهر باستانی شوش که این روزها در انتظار ارزیابان یونسکو است می پردازد.

 

ارزیابان یونسکو چه تاریخی برای بررسی ثبت جهانی شوش به ایران می آیند؟

ارزیابان یونسکو برای ثبت جهانی شوش، بازه زمانی خرداد تا آبان ماه را انتخاب کرده اند. ولی در نهایت تا آبان ماه باید در این منطقه حضور داشته باشند.

 

آیا در زمینه ثبت جهانی شوش موانعی وجود دارد که تاکنون برطرف نشده باشد؟

چندی پیش جلسه ای با موضوع ثبت جهانی شوش برگزار شد که مسئولان استانی و نیز مسئولان شهرستان شوش در آن حضور داشتند. در این جلسه صورت جلسه ای مبنی بر انجام وظایف هر یک از سازمان هایی که به نحوی با این موضوع در ارتباط هستند، نوشته شد. هم اکنون میراث فرهنگی با......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 3:9 توسط مجتبی گهستونی |

سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان(تاريانا) خواستار تاسیس شهرداری های بافت تاریخی در استان شد.

مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر، عنوان کرد: در استان خوزستان هفت شهر دارای بافت تاریخی وجود دارد که اهواز، آبادان، هندیجان، رامهرمز، بهبهان، دزفول و شوشتر شهرهایی هستند که توسط میراث فرهنگی کشور جزو شهرهای دارای بافت تاریخی کشور معرفی شده اند.

وی افزود: رشد جمعیت و نیاز به عناصر جدید مانند فضاهای مسکونی، تجاری و فرهنگی، خیابان ها و بزرگراه ها افق جدیدی را روبروی بافت های تاریخی شهری قرار داده و بحث چگونگی حفظ و احیای آنها را پررنگ تر کرده است.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان اظهار کرد:......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 17:27 توسط مجتبی گهستونی |

تالاب‌های شادگان، هور العظیم، میانگران و بام‌دژ از جمله مهمترین تالاب هایی هستند که با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کنند و گاه تا آستانه ورود به لیست منابع طبیعی در حال خطر نیز پیش می روند.

یک فعال حوزه محیط زیست،ضمن تشریح وضعیت و مشکلات تالابهای استان خوزستان به اهمیت آموزش مردم محلی برای نگهداری از تالاب‌ها اشاره کرد و گفت: آموزش مردم مقدم و مهمتر از هر اقدام دیگری برای نجات جان این تالاب ها است.

مجتبی گهستونی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در مورد تالاب های استان خوزستان گفت: تالاب های این استان، داستان پرچالشی است که با توجه به موقعیت استراتژیک خوزستان و گسترده بودن آن در حیات خوزستان تاثیر بسیاری دارد.

وی با اشاره به اینکه به دلیل شرایط استراتژیک و اتفاقات تاریخی خوزستان، تالاب های این استان دستخوش حوادث بسیاری شده اند، ادامه داد: تالاب‌های شادگان، هور العظیم، میانگران و بامدژ از جمله مهمترین تالاب هایی هستند که با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کنند و گاه تا آستانه ورود به لیست منابع طبیعی در حال خطر نیز پیش می روند.

گهستونی اشاره کرد:........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 27 مرداد1393ساعت 21:4 توسط مجتبی گهستونی |

مطالب قدیمی‌تر