بردنشانده‌ یکی از کهن‌ترین نیایشگاه‌های روباز ایران به‌شمار می‌رود که به‌دلیل حفاری‌های غیرمجاز و تعرض‌هایی که از سالها قبل به‌دلیل عبور جاده و احداث تاسیسات ساختمانی در عرصه انجام گرفته بود، این محوطه باستانی را با آسیب جدی مواجه کرده بود. درحال‌حاضر نه‌تنها حفاری‌های غیر مجاز شدت بیشتری پیدا کرده که تراس اصلی نیایشگاه به‌دلیل بارندگی دچار آب‌شستگی و بخش‌های مختلفی از آن دچار شکاف‌های عمیقی شده‌ است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ شرکت برق منطقه‌ای خوزستان درحالی پیشتر با تعرض به حریم درجه یک و اصلی معبد بردنشانده مسجدسلیمان در زمینی با مساحت بیش از 300 هکتار اقدام به نصب سه دکل با چهار پایه کرد که احداث جاده آسفالت مسجدسلیمان به اندیکا، نصب خط انتقال لوله آب شرب از سد گدار به مسجدسلیمان، احداث مخزن بزرگ بتنی در پنج متری معبد، احداث ساختمان پرورابندی گوسفند، سرقت حصارهای معبد که به منظور تعیین حریم ایجاد شده بود و حفاری‌های عمده غیرمجاز  از جمله تعرض‌هایی است که به کهن‌ترین نیایشگاه ایران وارد شده است. 

به‌گزارش CHN، این درحالی است که در زمان هخامنشیان معابد در فضای باز ساخته می‌شدند و اولین معبدی که مسقف بوده در زمان اردشیر دوم ساخته شد. معبد "بردنشانده" اما یکی از معابد روباز ایران محسوب می‌شود که در دوره هخامنشی ساخته شده است. «مجتبی‌گهستونی»، فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریان در این رابطه به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: «درحال‌حاضر تراس اصلی نیایشگاه تپه باستانی برد نشانده دچار آب شستگی شده است به‌طوری که آناستیلوزها و خواناسازی‌ها به کلی از بین رفته و بناهای نیایشگاه دچار شکاف و  از یکدیگر جدا شده است».

او تاکید کرد: «بارندگی‌ها و نبود رسیدگی باعث شکل‌گیری شکاف‌های عمیقی در سطوح بالا بنا شده است و تراس اصلی، مجموعه آثار روبروی اثر و  قبرستان مجموعه مورد حفاری غیرمجاز قرار گرفته است. گهستونی با اشاره بر اینکه نزدیک به صد اثر کوچک و  بزرگ از حفاری‌های غیرمجاز در محوطه بردنشانده وجود دارد، رسیدگی به وضعیت این محوطه باستانی را مورد تاکید قرار داد و گفت: «درحال‌حاضر حفاران غیر مجاز در نبود یگان‌حفاظت میراث‌فرهنگی به‌صورت دائم، محل حفاری را سنگ‌چین و  مشغول کاوش می‌شوند»!

 به گفته این فعال میراث‌فرهنگی، محوطه باستانی بردنشانده در 25 کیلومتری مسجد سلیمان قرار دارد و نیازمند راه‌اندازی پایگاه پژوهشی باستان‌شناسی در این منطقه است. او گفت: با اینکه میراث‌فرهنگی استان در سال جاری اعتباری برای مرمت بخش‌هایی از این نیایشگاه در نظر گرفته اما این محوطه باستانی نیازمند اعتبارات ‌یشتر برای کاوش، مرمت و حفاظت است.

+ نوشته شده در یکشنبه 16 آذر1393ساعت 12:34 توسط مجتبی گهستونی |

 

ایسکانیوز: باستان‌شناسان خوزستان حال و روز خوشی ندارند. به دلایل عدیده از جمله حضور باستان‌شناسان و کاوشگران خارجی و حضور تیم‌های بین‌المللی و قوی در یکصد سال اخیر، هیچگاه در بین کارشناسان ایرانی تاثیر چندانی به جا نگذاشته‌اند و متخصصان داخلی از حضور آنها رشد نکرده‌اند. باستان‌شناسان جوان ایرانی همواره نظاره گر بوده‌اند و حتی از حضور باستان‌شناسان خبره و خارجی نیز بهره حضوری نبرده‌اند. مجتبی گهستونی سخنگوی انجمن تاریانا و فعال میراث فرهنگی در این باره به ایسکانیوز می‌گوید: «در این سال‌ها نیز نه کارشناسان درون‌سازمانی استان از خود تحرک نشان داده‌اند و نه چند دانشگاه موجود که خیل عظیمی از فارغ‌التحصیلان باستان‌شناسی را روانه بازار کرده‌اند. جوانان تحصیلکرده استان در حوزه باستان‌شناسی سرخورده از ارتقای کاری هستند و اغلب عطای کار کاوش در بهشت باستان‌شناسان را به لقایش بخشیده و وارد عرصه‌های دیگر کاری می‌شوند.»

این فعال میراث فرهنگی با اشاره به این که بهترین متخصصان باستان‌شناسی حوزه خوزستان یا ایرانی نیستند یا خوزستانی نیستند، می‌افزاید: «در این راستا هم جامعه باستان‌شناسی استان کم کاری کرده و هم پژوهشکده باستان‌شناسی به عنوان متولی در بسیاری موارد خوب عمل نکرده که از آن جمله می‌توان به فرستادن تیم‌های باستان‌شناسی به استان بدون هماهنگی با اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اشاره کرد.»

گهستونی با بیان این که در جمعی که تشتت آرا و منافع شخصی و سرگرمی بر بسیاری مسایل ضروری‌تر رجحان یابد، ‌آشفتگی کنونی نمایان خواهد شد، می‌گوید: « برخی از درون یا برون، دانسته یا ندانسته کمر به ضربه زدن بر پیکر باستان‌شناسی در استان خوزستان بسته‌اند. در چنین شرایطی اندک تلاش‌های اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان نیز بدون پشتوانه مانده است. این اقدامات منفی زمانی بیش از این نمود پیدا می‌کند که پژوهشکده به عنوان متولی اصلی کشور در امر کاوش‌های باستان‌شناسی، تمام تلاش خود را برای به حاشیه راندن معدود باستان‌شناسان درون و برون‌سازمانی از چرخه مطالعات باستان‌شناسی به کار بسته‌ است.» او تاکید می‌کند: «بسیار خوب است که در زمان کنونی، تیم‌های باستان‌شناسی در چهارگوشه استان خوزستان با اهداف متفاوت به انجام مطالعات باستان‌شناسی مشغول هستند اما نقش اداره کل میراث فرهنگی استان، فارغ‌التحصیلان و دانشگاه‌ها در این میان چیست؟»

سخنگوی انجمن تاریانا ادامه می‌دهد: «پذیرفتنی است که دانشگاه‌ها و فارغ‌التحصیلان آزاد در چرخه معیوب کنونی پژوهش‌های باستان‌شناسی جایگاهی در معادلات ندارند. این امر در پی پایین بودن سطح علمی دانشگاه‌ها، پایین آمدن میزان پذیرش دانشگاه‌ها در این رشته و کمی بودن اهداف دانشگاه‌ها و دانشجویان به وجود آمده است.» او با اشاره به امر آموزش که یکی از وظایف سازمان میراث فرهنگی کشور است، می‌گوید: «در همین زمینه لازم است دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و کارشناسان و باستان‌شناسان توسط سازمان میراث فرهنگی به کار گرفته شده و فرصت مطالعاتی و کاوش برای فارغ‌التحصیلان به وجود آید.»

گهستونی می‌گوید: «مساله‌ای که وجود دارد این است که از مجموع باستان‌شناسان رسمی و غیررسمی شاغل در اداره‌ها و پایگاه‌های جهانی خوزستان چند نفر در سیستم‌های موجود فعالیت دارند و چرا از توان آنها استفاده نمی‌شود؟ با فرض ناتوان یا نابلد بودن آنها هم آیا نباید از این فرصت‌ها برای آموزش و ارتقای آنها بهره برد؟ و تا چه زمانی باستان‌شناسان استان باید تنها نظاره‌گران کاوش متخصصان از دیگر نقاط باشند؟ مطالعات میدانی و تئوری کنونی استان در چهارچوب کدام برنامه طولانی‌مدت و مطابق با کدام هدف محوری انجام می‌شود؟»

او با اشاره به شرق استان خوزستان محور تاریخی هندیجان، رامشیر، ‌امیدیه که محوطه‌های اشکانی بی‌شماری دارند و تبدیل به مکان‌هایی برای تعرض قاچاقچیان شده‌اند، میگوید: «با این حال و با وجود تعداد زیادی باستان‌شناس در استان می‌توان این مکان‌ها را به مرکزی برای پایلوت تبدیل کرد تا به صورت عملی و با نظارت باستان‌شناسان و کاوشگران متخصص و باتجربه، این باستان‌شناسان جوان و کم‌تجربه را به طور عملی آموزش داد.»

 نرگس لطیف‌پور- ایسکانیوز، سرویس اجتماعی

+ نوشته شده در دوشنبه 10 آذر1393ساعت 10:48 توسط مجتبی گهستونی |

دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان گفت: مديريت استان بايد تنها به ثبت جهانی شوش بسنده نكند بلكه بايد تفكر ميراثي در اين شهر كن نهادينه شود. مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار كرد: اگر چه انتظار می رود که به دغدغه و بخشی از نگرانی ها درباره میزان حریمی که قرار است با عنوان شهر باستانی شوش ثبت جهانی شود، پاسخ قانع کننده ای ارائه شود اما نمی توان تلاش های صورت گرفته برای ثبت جهانی را نادیده گرفت.

وی افزود: ثبت جهانی شوش، تائید دوباره ای بر برند طلایی بودن خوزستان در حوزه تاریخ است و می تواند بار دیگر این استان را مقر گروه های متخصص در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری کند كه با بررسی اقداماتی که برای ثبت جهانی شوش در حال انجام است می توان امیدوار بود که پروسه ثبت جهانی با برنامه ریزی پیش می رود. دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان عنوان كرد: خوزستان تجربه ثبت دو مجموعه برجسته شامل چغازنبیل و سازه های آبی تاریخی شوشتر را در فهرسث آثار جهانی دارد به همین دلیل این تجربه باید فرصتی باشد تا ثبت جهانی شوش بدون اشتباه صورت بگیرد.

گهستونی به درخواست دوستداران میراث فرهنگی از مدیریت استان اشاره كرد و گفت: درخواست دوستداران میراث فرهنگی این است كه مدیریت استان به تنهایی ثبت جهانی شوش را مدنظر قرار نداده بلکه ثابت کند که با اتخاذ برنامه ریزی های منسجم برای مدیریت شهری تصمیم دارد تفکر میراثی را در این شهر نهادینه کند. وی به پاکسازی عرصه و حریم از نخاله ها و زباله هایی که طی سال های گذشته در محوطه های مذکور دفع شده بود، تشکیل ساختار پایگاه پژوهشی میراث فرهنگی و گردشگری و تامین روشنایی عمومی محوطه های آپادانا، هدیش و آکروپل، تعمیر و بهسازی موزه شوش، بهسازی و تعمیر باغ موزه، تعمیرات قلعه و تجهیز مهمانسرا برای حضور هیات های پژوهشی و باستان شناسی و ساماندهی مسیر گردشگر به منظور حفاظت محوطه از صدمات ناشی از حضور بی برنامه گردشگر در محوطه های تاریخی به عنوان برخی اقدامات صورت گرفته در خصوص آماده سازی شوش برای ثبت جهانی اشاره كرد.

دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان ادامه داد:  ایجاد و تشکیل تالار کتیبه ها و حفاظت استاندارد از کتیبه های تاریخی، ایجاد و تشکیل مرکز و مخزن نگهداری اشیای تاریخی که تا قبل از آن در شرایط نامناسب نگهداری می شد، رفع و برطرف كردن ساخت و سازهایی در حریم محوطه تاریخی شوش که برخلاف ضوابط ساخته شده بود، حفاظت و خواناسازی محوطه شهر پانزدهم و کاخ اردشیر، نصب تابلوهای دو زبانه در محوطه های تاریخی شوش و دعوت از کارشناسان زبده برای ثبت جهانی از دیگر اقدامات انجام شده در راستای آماده سازی این شهر تاریخی برای ثبت جهانی شوش است.

+ نوشته شده در دوشنبه 10 آذر1393ساعت 10:41 توسط مجتبی گهستونی |

بر اثر لایه‌روبی‌های رودخانه کارون

تیغ‌های بیل‌های مکانیکی که به منظور عملیات لایه‌روبی در رودخانه کارون مشغول به فعالیت بودند آخرین بقایای پل ساسانی اهواز را که زیر پل سیاه قرار داشت را از بین بردند. این اتفاق سبب شد تا اداره میراث‌فرهنگی استان خوزستان فعالیت لایه‌روبی‌ رودخانه کارون را زیر پل سیاه متوقف کند.

پل سیاه اهواز سال 1308 به منظور اتصال راه‌آهن سراسری از شمال به جنوب ایستگاه شرقی ـ غربی اهواز در حالی روی بقایای سد ساسانی شادروان اهواز ساخته شد که طی سالهای اخیر لایه‌روبی‌های رودخانه کارون آخرین باقیمانده از پل ساسانی اهواز را به‌شدت تخریب کرد.

 «مجتبی گهستونی» فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با بیان این مطلب گفت: از 5 سال گذشته تاکنون لایه‌روبی‌های متعددی در رودخانه کارون انجام گرفت که بیل‌های مکانیکی در حین عملیات لایه‌روبی آسیب جدی را به پل ساسانی وارد کردند.

او گفت: این عملیات لایروبی به منظور پاکسازی رودخانه کارون بوده و هم‌اکنون نیز بخش‌ باقیمانده این پل ساسانی دچار آسیب جدی شده است. این درحالی است که در کتاب پل‌های تاریخی ایران از پل ساسانی اهواز که هم‌اکنون خرابه‌های آن زیر پل سیاه است به‌عنوان یک پل مهم چون شادروان شوشتر نام برده است. در منابع مختلف از وجود پل بند عظیم خداآفرید در اهواز نام برده اند که آثار جزئی از  آن بر روی تخته سنگ های بستر کارون هنوز وجود دارد.

به‌گفته این فعال میراث‌فرهنگی، درحال‌حاضر اداره میراث‌فرهنگی استان خوزستان با بازدیدی که پل ساسانی اهواز داشت، عملیات لایه‌روبی سازمان عمران ساحل کارون را که با نظارت استانداری خوزستان انجام می‌گیرد را متوقف کرد.

گهستونی یادآور شد: گفته اند تاریخ شکستن پل ساسانی شادروان اهواز به میانه آخر سده پنجم تا نیمه اول سده ششم هجری مربوط می شود. اما به مرور به‌دلیل نبود رسیدگی‌های لازم تخریب می‌شود. درحال‌حاضر وجود بندهای طبیعی در بستر رودخانه کارون باعث شد که رفت و آمد کشتی‌ها از جنوب به شمال و عکس آن به سهولت صورت نگیرد و کشتی‌ها ناگزیر بودند که بارانداز داشته باشند و به‌همین دلیل اهواز در طول تاریخ یک بندر مهم تاریخی بوده است.

سخنگو انجمن تاریانا اظهار داشت: شهرت شادروان اهواز از شهرت شادروان شوشتر و دیگر ساختمانهای بزرگ جهان کمتر نیست. این شادروان بر تخته سنگی که در بستر کارون از پهنای رود می گذشته و دنباله کوه اهواز است ساخته شده بود.  

 

وی بیان کرد: برابر روایت های ایرانی، شادروان اهواز برای این ساخته شده بود که تراز آب را در بستر کارون بالا نگهدارند تا آب در سه کانال بزرگ که دوتای آنها در باختر و یکی در خاور رود از آن جدا می گشته روان گردد و سرزمین های خوزستان پائین را تا نزدیک شهر "قرقوب" آباد کند.

گهستونی گفت: عظمت پل شادروان اهواز به حدی بوده که بر آن چرخاب هایی نشانده بودند که توربین آنها با فشار ریزش آب از شادروان میگردیده و با آنها در جوی هایی کومش مانند آب می ریخته اند تا از آن راه به باغچه ها سوق الاهواز و هرمز اردشیر برسد. این چرخابها تا سده چهارم هجری کار میکرده است. 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 آذر1393ساعت 22:8 توسط مجتبی گهستونی |

 

مجتبی گهستونی: در پی تعرض های پی در پی در محوطه شهر باستانی ارگان (ارجان) در بهبهان استان خوزستان با برخورداری از دهها تپه تاریخی، مدیرکل میراث فرهنگی با به کارگیری مدیری جوان و با انگیزه از وی خواست تا از کلیه تعرضات پیش روی این محوطه باستانی جلوگیری و اقدامات کافی قضایی را بر علیه تعرض کنندگان به یکی از محوطه های مهم تاریخی خوزستان انجام دهد.  

مشاهدات عینی نگارنده این مطلب و پیگیری های دیگر حاکی از آن است که در عرصه محوطه باستانی ارجان هزاران کامیون خاک از تپه های باستانی محوطه باستانی ارگان برداشت و در بخشی دیگر از این محوطه 400 هکتاری به صورت پشته قرار گرفته است تا در روزهای آینده بیل های میکانیکی آنها را تسطیح کنند. این تعرض آشکار و علنی با واکنش مدیر جدید میراث فرهنگی شهرستان بهبهان قرار گرفته و او نیز از مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان و فرماندهی یگان حفاظت خواست تا حمایت های همه جانبه خود را از این شهر باستانی دریغ نکنند. 

اگرچه تعیین عرصه و حریم محوطه باستانی ارجان با بیش 70 تپه از جمله بردی، بکان، همایون، سبز، دوتلون، گنجی، عروسو، میلک، سفیدک و... تهیه و ابلاغ شده است اما گسترش صنایع با وجود کارخانه سیمان که در دهه 50 ساخته شد، حوضچه های پرورش ماهی، توسعه اراضی کشاورزی، حفرکانال، ساخت سد شهدا، ساخت و سازها به منظور توسعه باغات، حفاری های غیرمجاز و... خواب آرام ساکنان عیلامی (ایلامی) ارجان را آشفته کرده و اشک آنان را درآورد.  

عرصه مجموعه تاریخی – طبیعی ارجان شامل رود مارون، قناتها، یادمانها و تپه های این شهر عظیم تاریخی است. عرصه این مجموعه از سمت شمال با دامنه های کوه بدیل، از سمت شرق تا دامنه کوه خاییز، از سمت جنوب و غرب به زمین های کشاورزی ختم می شود. 

وقتی که در سال 1361 در حين عمليات خاكبرداري جهت احداث سد مارون، بلدوزرهاي متعلق به جهاد سازندگي در جنوب رودخانه واقع در شمال محدوده شهر قديم ارجان به حفره اي برخورد نمودند كه در كنار آن دو خمره سفالي محتوي خاك سوخته يا احتمالاً  بقاياي مواد غذايي قرار داشت، باستان شناسان با حضور در درون حفره مذكور كه در واقع يك مقبره زيرزميني بود، يك تابوت فلزي با مقداري اشياء تاريخي در آن کشف کردند. این مقبره از یک پلان مستطيل شكل با ديوارهايی جانبي از سنگ و ملاط گچ برخوردار بود. آرامگاهی ایلامی (عیلام) که به "کیدین هوتران" یکی از شاهان بلند پایه دوران عیلام نو مربوط بوده و قدمت آن به حدود 700 تا 650 قبل از میلاد تعلق داشت. 

بسیاری گمان می کردند کشف این محوطه باستانی انقلابی تاریخی در سطح منطقه به وجود خواهد آورد و بهبهان به مرکزی برای کاوش ها و بررسی های باستان شناسی تبدیل می شود اما خیلی زود غبار فراموشی بر این محوطه نشست و سالها کسی درباره آن سخن نگفت. حتی پایگاهی که برای این محوطه در سال 1384 راه اندازی شد و با وجود همه کوشش هایی که مرحوم مجتبی گنجی و بعدها عبدالرضا پیمانی برای اثر بخشی این پایگاه انجام داند اما هیچ وقت موفقیتی نسبی را برای این پایگاه حاصل نکرد و فقط در حد نام باقی ماند. حال با حضور دکتر عباس مقدم در استان خوزستان و سفر چند باره او به بهبهان برای تکمیل بررسی های باستان شناسی ارجان، شنیده می شود که او در آینده نزدیک حکم سرپرستی پایگاه ارجان را در دست خواهد گرفت تا شاید مرحمی برای درمان دردهای این محوطه شود. 

بررسی های باستان شناسی توسط دكتر عباس عليزاده و احسان یغمایی انجام شد و تاریخ این گورستان را مربوط به نيمه اول قرن هشتم پيش از ميلاد ذكر نمودند. از موضوعاتي كه تا كنون براي تاريخگذاري گنجينه ارجان مورد استناد قرار گرفته، نظير بررسي معماري آرامگاه، تابوت فلزي، نقوش حلقه طلايي قدرت، مشعل يا آتشدان برنزي، به جز تابوت نمونه هاي مشابهي در هيچيك از حفريات علمي و اتفاقي بدست نيامده است. 

باستان شناسان نتيجه مطالعات انجام يافته، اشياء گنجينه ارجان را مرحله اي از اوج تعالي دوره اي از هنر مستمر در جنوب غرب ايران معرفي نموده و در عين حال كه ويژگي هاي شناسايي شده در هنر "اورارتو" را در آن مي توان ديد. البته به گمان باستان شناسانی که گنجینه ارگان یا ارجان را مورد بررسی قرار داده اند ارزش اشياء ارجان به دلیل برخورداری از ويژگي هاي هنر ايران باستان، تاريخ آن ممكن است اندكي از قرن هشتم پیش از میلاد فراتر برود. 

دکتر کامیار عبدی باستان شناسی که این محوطه غنی باستانی را تحت عنوان ارگان، حلقه پیوند شرق و غرب با تاکید بر پژوهشهای باستان شناختی در پیوندگاه کوههای زاگرس و دشت خوزستان مورد بررسی قرار داده است پیش تر در این خصوص گفته است: شهرستان بهبهان که در بخش شرقی آن قرار دارد و تا اندازه قابل توجهی از ارتفاع کوهستان های زاگرس کاسته شده و به تدریج به دشت پست خوزستان ی پیوندد احتمالا فضای مناسبی برای تکامل جوامع اولیه کشاورز و یکجانشین داشته است. 

وی در خصوص اهمیت بیشتر محوطه های یاد شده که آن را پیوندگاه فرهنگ‌های جنوب و جنوب غربی ایران دانست می افزاید: قدمت ارگان به هزاره پنجم قبل از میلاد (هفت هرار سال پیش) می رسد که این آثار شناسایی شده است. ای بسا با ادامه تحقیقات بتوان به شواهد و مدارک باستان شناسی کهن تری دست یافت. دشت بهبهان نیز چنین وضعیتی دارد: در آنجا نیز تپه هایی کشف شد که همگی دارای آثار هزاره 5 قبل از میلاد است. حتی محوطه ای کشف شده که دارای مصنوعات سنگی مربوط به دوره نوسنگی بدون سفال است. این ابزارهای سنگی به نظر می رسد که قدمتی بالغ بر 8 هزار سال قبل از میلاد (10 هزار سال پیش) دارند. 

این باستان شناس همچنین یادآور می شود: با توجه به کشف آرامگاه عیلامی ارگان، مشخص شده که این منطقه برای شاهان ایلامی کمال اهمیت را دارا بوده است. عبدالرضا پیمانی مسئول امورپایگاه ها و همچنین مدیر پایگاه ارجان در خصوص ناموفق بودن پایگاه ارجان به منظور سامان بخشیدن این مجموعه عظیم تاریخی گفت: شرایطی که پایگاه ارجان دارد مستثنی از شرایط دیگر پایگاههای کشور نیست. نبود بودجه لازم، فقدان پرسنل کیفی، نبود مکانی برای استقرار پایگاه، وجود کارخانه سیمان و طرح های توسعه ای وزارت نیرو در مجوعه ارجان، تعرضات شرکت نفت و گستردگی فعالیت های کشاورزان همواره باعث تهدید جدی برای این گستره تاریخی شده است. 

وی در خصوص اینکه آیا پایگاه ارجان از زمان راه اندازی اش تا به امروز از کارآیی برخوردار بوده است یا خیر اظهار داشت: این پایگاه با کمک همکاران ما در میراث فرهنگی و همچنین انجمن های دوستدار میراث فرهنگی توانستیم جلوی تعرضات گسترده  نفت را بگیریم.  همچنین طرح بزرگ انتقال آب وزارت نیرو و طرح گسترده اراضی کشاورزی را از محوطه ارجان مانع شدیم.  

دولتی مختاران رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی بهبهان که بیش از 5 دهه است تلاش های فراوان خود را به حفاظت از میراث فرهنگی این شهرستان متمرکز کرده است درباره اینکه چرا مجموعه ارگان یا ارجان از زمان کشف خود تا به امروز سامان دهی نشده است و بیش از آنکه کاوش و بررسی شناسایی شود مورد تعرض قرار گرفته گفت: در کنار همه اتفاقات ناگواری که در مجموعه ارگان رخ داد اکتشافات نفتی صدمات فراوانی را نصیب این شهر تاریخی کرد. این اکتشافات به خصوص در حوزه استخراج نفت منجر به حفر چاههای متعدد در کنار این محوطه تاریخی شد. 

 

وی افزود: به دلیل وجود گذرگاههای طبیعی با سنگ فرشها، جاده ها، دشت و جلگه خوزستان، تلاش کردیم این منطقه را از دستبرد حفاریهای ناموزون در امان نگه داریم اما در این محوطه چاه نفت زده شد و برای احداث آنها، جاده های خاکی نیز کشیدند و بسیاری از حلقه قنات های ساسانی و قبل از آن را تخریب کردند. همچنین تپه های موشکی، دوتلون سالارآباد، دوتلون ارجان، تل قماربازان، تل شلمبوزار، تل باغی، تل کردستان و ده ها تپه دیگر توسط کشاورزان تسطیح و نابود شده و مدارک آن موجود است و در صورت نیاز همه آنها را منتشر خواهم کرد.

پیش تر شهرام زارع سرپرست بررسی دشت بهبهان در همایشی که برای بررسی ارجان برگزار شد خاطر نشان کرد: بررسی‌های باستان‌شناسی و تهیه پرونده‌های ثبتی آثار، علاوه بر بالا بردن دانش ما از گذشته، موجب مراقبت و شناسنامه‌دار شدن آثار می‌شود. وی در ادامه از توانمندی دشت بهبهان و وجود استقرارهای متعدد پیش از تاریخی، تاریخی و اسلامی در این دشت یاد کرد و اظهار داشت: در این بررسی، در مجموع 15 محوطه پیش از تاریخی، 2 محوطه آغاز نگارش، 13 محوطه ایلامی، 5 محوطه هخامنشی، 10 محوطه ساسانی و 35 محوطه اسلامی شناسایی شد. ناصر خسرو قبادیانی، از جمله کسانی که در هنگام مسافرت تاریخی خود از ارجان گذشته و با دانشمندان آنجا به مباحثه پرداخته است.

+ نوشته شده در شنبه 17 آبان1393ساعت 2:21 توسط مجتبی گهستونی |

 سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان با اعلام خبر حضور ارزیابان یونسکو به منظور بررسی ثبت جهانی شوش در این منطقه، گفت: متن اعتراض دوستداران میراث فرهنگی درباره تعیین حریم این منطقه تاریخی به دفتر یونسکو ارسال شده است.

مجتبی گهستونی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی میزان، با اشاره به ورود ارزیابان یونسکو در شب 13 آبان به خوزستان اظهار کرد: ارزیابان یونسکو در صبح 14 آبان عازم شوش شدند تا بررسی های خود را به منظور ثبت جهانی شوش انجام دهند.
وی افزود: قرار است جلسه های فشرده ارزیابان یونسکو در فضایی آرام دنبال شود تا جو رسانه ای بر بررسی و گزارش آنها اثرگذار نباشد.
سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان با بیان این که مردم شوش ورود ارزیابان یونسکو را به فال نیک می گیرند، خاطرنشان کرد: همزمان با ورود این ارزیابان استقبال گرمی از سوی مردم محلی صورت گرفت که بیانگر مهمان نوازی اهالی خوزستان است.
گهستونی تصریح کرد: درباره ثبت شوش اختلاف نظرهایی از گذشته مبنی بر این که چه متراژی از حریم شوش به ثبت جهانی باید برسد بین اداره کل میراث فرهنگی خوزستان، جامعه باستانشناسی و نیز دوستداران میراث فرنگی وجود داشت.
وی افزود: برخی معتقدند حریم 400 متری شوش به ثبت برسد اما برخی بر عدد 800 و برخی نیز بر عدد یکهزار و 200 تاکید دارند. در نتیجه ابهام هایی بین کارشناسان برای تعین حریم شوش مطرح است.
سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تصریح کرد: سازمان و اداره کل میراث فرهنگی شوش تاکید دارند که باید کل شوش در ثبت جهانی دیده شود. دلیلی ندارد که این ثبت محدود به 400 متر شود. اما استدلال مخالفان این است که این سازمان مالکیت تمام محدوده وسیعی را که خواهان ثبت جهانی آن است را ندارد.
گهستونی با اشاره به این که ما درباره شهری سخن می گوییم که روزگاری پایتخت ایران زمین بوده است، گفت: محوطه های شوش گسترده و بزرگ است. اعدادی که درباره تعیین حریم عنوان می شود تمام محوطه ها را شامل نمی شود.
وی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر میراث فرهنگی خوزستان به دلایل مختلف مالی و حقوقی امکان تملک تمام محوطه شوش را ندارد. در صورتی که تمام بودجه میراث فرهنگی کشور نیز به این امر اختصاص یابد برای تملک محوطه های باستانی شوش کفایت نمی کند.
سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان ادامه داد: نخستین کاری که میراث فرهنگی خوزستان باید انجام دهد این است که اراضی که به حریم شوش مربوط است را به مرور تملک کند. به طور قطع این فرآند زمان بر است و به بودجه نیاز دارد.
گهستونی با بیان این که ما به عنوان دوستداران میراث فرهنگی خوزستان خواهان ثبت تمام محوطه باستانی شوش هستیم، عنوان کرد: متن تمام اعتراضات دوستداران میراث فرهنگی به صورت ترجمه به دفتر یونسکو ارسال شده است.
وی در پایان با تاکید بر این که اولویت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان در حال حاضر ثبت جهانی شوش است، گفت: میراث فرهنگی خوزستان بلافاصله پس خروج ارزیابان باید نگاه خود را به کل این استان پراکنده کند.

+ نوشته شده در جمعه 16 آبان1393ساعت 2:14 توسط مجتبی گهستونی |

آرامستان تاریخی اهواز محل تجمع معتادان

آرامستان مسیحیان و همچنین آرامستان مهاجران لهستانی در شهر اهواز تبدیل به محل اسکان کارتن خوابها و معتادان شهر شده است. به علت عدم پیگیری مناسب، آرامستان مذکور و سنگ مزار های آن در حال تخریب می باشد. مجموعه آرامستان مذکور که در ضلع غربی میدان ولایت محله حصیرآباد شهر اهواز قرار دارد، مدفن یکی از شهدای ۸ سال دفاع مقدس به نام مگردیچ طوماسیان نیز می باشد و متاسفانه به زودی سنگ مزار این شهید بزرگوار نیز به دست متجاوزان تخریب خواهد شد. اتفاقی که برای بیشتر سنگ مزارهای این مجموعه آرامستان شکل گرفته است.

مزار شهید مگردیچ طوماسیان

مزار شهید مگردیچ طوماسیان

معبر ورودی آرامستان که تا چندی پیش به عنوان میدان بارفروشان شهر بود نیز به محل دپو و تخلیه زباله و پسماندهای ساختمانی شهر تبدیل شده است. مجتبی گهستونی فعال میراث فرهنگی خوزستان و دبیر انجمن فرهنگی تاریانا در گفتگویی اعلام نمودند؛ پس از تعطیلی بازار بارفروشان و انتقال بازار آهن فروشان که در شرق و جنوب این مجوعه آرامستان قرار داشت ، ابتدا بخشی از دیوارهای آجری آن تخریب و درب بزرگ آهنی آن را سرقت کردند و این مقدمه ای شد برای حضور معتادان و سارقان بی پناه.

وی افزود؛ از همان روزهای نخست تخریب های تدریجی، موضوع به شهرداری اعلام شد و دوستداران میراث فرهنگی خواستار آن شدند تا شهرداری چتر حمایتی خود را بر سر گورستانی که متعلق به بیشمار شهروندانی از اهواز است پهن کند. قول ها و وعده هایی داده شد. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. تا اینکه معتادان و سارقان موفق شدند درب گورستان مشترک مسیحیان و لهستانی ها را سرقت کنند. موضوع برای چندمین بار به اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اعلام شد. اینبار چون فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی خوزستان که از تجربه بسیاری در حوزه میراث برخوردار بود با شنیدن موضوع خود راسا در محل حاضر و گزارشی در این خصوص به  مقامات ارشد خود نوشت.

دبیر انجمن تاریانا در ادامه اعلام کرد؛ دوستداران میراث فرهنگی جلساتی را مسیحیان خوزستان برگزار و سرقت در گورستان به کلانتری محل ابلاغ شد. خبر تخریب قبرها و سرقت صلیب ها و آهن آلاتی که در قبرها به کار رفته بود با انجمن دوستی ایران و لهستان در میان گذاشته شد و نامه ای به سفارت لهستان به همراه عکسی هایی از وضع موجود، به سفارت ارسال شد که متاسفانه تاکنون اقدام مثبتی انجام نشده است. در پیگیری های دیگری که انجام دادیم، معاونت میراث فرهنگی خوزستان پیشنهاد داد تا ما دوستداران میراث فرهنگی به همراه تعدادی از همکاران وی کلیه اطلاعات مربوط به افراد دفن شده در این دو قبرستان جمع آوری کرده و با تهیه طرحی زمینه ساماندهی و حفاظت از این دو قبر ستان را بوجود بیاوریم.

درب سرقت شده و دیوارهای تخریب شده آرامستان اهواز

درب سرقت شده و دیوارهای تخریب شده آرامستان اهواز

آقای گهستونی گفت: در پیشنهادی که اخیرا به شهردار، اعضای شورای شهر و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان برای برون رفت مشکلات پیش روی محوطه ها و بناها ارائه شد، طراحی و ساماندهی محور تاریخی، طبیعی و  گردشگری منطقه ۷ اهواز بود. چرا که با مصوب کردن و ساماندهی چنین محوطه ای ضمن سامان پیدا کردن گورستان متعلق به اقلیت های مذهبی و لهستانی ها، می توان به ساماندهی محله تاریخی عامری، طراحی پروژهای گردشگری حاشیه رودخانه کارون در مجاورت بناهای نام برده شد، ساماندهی دو محوطه تاریخی گورستان سنگی کوهساران و تپه آسیه آباد و…. پرداخت. شایان ذکر است محوطه ای که دو گورستان متعلق به ارامنه، آشوری ها، کاتولیک ها، پروتستان ها و لهستانی ها در آن واقع است در منطقه ۷ اهواز قرار دارد و در پیرامون خود آثار و محوطه های تاریخی دیگری همچون تپه باستانی آسیه آباد، گورستان سنگی باستانی موسوم به کوهساران و بافت تاریخی محله عامری را دارد.

سنگ مزارهای ویران شده آرامستان اهواز

سنگ مزارهای ویران شده آرامستان اهواز

رضا نیک‌پور، پژوهشگر و مدیر انجمن دوستی ایران و لهستان در گفتگوی اعلام نمود: این آرامستان بخشی از هویت ملی و جامعه ایرانی است که بیانگر بخشی از تاریخ ایران در زمان جنگ جهانی دوم را بیان می کند، تاریخی که ایران و ایرانیان را به عنوان میزبانان مهربان و مهمان نواز نشان می دهد. وی که دانش آموخته تاریخ بوده در ادامه افزود؛ تخریب و نوسازی یکی از عناصر اصلی پیشرفت است ولیکن تخریب یک اثر باستانی و تاریخی که بیانگر بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی یک سرزمین است قابل نوسازی و بازسازی بهتر نیست و تمامی نهادها و سازمانهای مربوطه می توانند نقشی اساسی در بهسازی این اثر داشته باشد.

وی در ادامه گفتگو اعلام کرد؛ زیر هر سنگ مزار تاریخی پنهان شده و با توجه به برگزاری تورهای جدید آرامستان گردی در ایران، مجموعه آرامگاهی فوق الذکر می تواند به همراه سایتهای نزدیک این گورستان به عنوان یکی از سایتهای گردشگری شهر اهواز معرفی و باعث رونق گردشگری در این شهر شود و از سویی دیگر می تواند در بهبود روابط دیپلماتیک فی مابین ایران و کشورهای دیگر نقش موثری داشته باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 23:16 توسط مجتبی گهستونی |

هرچند تا پای رسانه و چاپ گزارش در روزنامه به میان می‌آید نه ماموران حفاظت آثار تاریخی به صورت رسمی لب به سخن می‌گشایند و نه مسئولان‌شان از کمبودها می‌گویند تا شاید بتوان مشکلات آنها را از این راه‌حل کرد اما در گفت‌وگوهای غیررسمی تقریبا همه نگهبانان میراث فرهنگی در هرجای ایران که باشند، مشکلات یکسانی دارند. تعدادی از آنها به دلیل کهولت سن طبق قانون نمی‌توانند بیمه شوند، برخی به دلیل کمبود نیرو مجبورند در دو شیفت کار کنند و حتی در این صورت حقوق آنها به زحمت به ماهی یک میلیون تومان می‌رسد و همین‌طور پیش آمده که چند ماه حقوق نگرفته باشند و با وسایل حمل‌ونقل شخصی خود که اغلب موتور است مجبور به سرکشی باشند. سازمان میراث فرهنگی به آنها هزینه روزی یک لیتر سهمیه بنزین را می‌دهد که گاه چند سال است همین میزان هم پرداخت نشده است. این در حالی است که دیگر ارگان‌های دولتی برای نمونه سازمان حفاظت محیط‌زیست یا وزارت راه و ترابری، استانداری و فرمانداری‌ها هریک خودروهای لوکس خارجی برای رفت و آمد و همین‌طور سرکشی به محدوده‌های استحفاظی خود دارند.

خبر تلخ است و کوتاه اما تلخی‌اش ماندگار است و شاهدی بر مصائبی که نگهبانان میراث فرهنگی متحمل می‌شوند تا از میراث ملی ما پاسداری کنند. «نگهبان خانه بروجردی‌ها در کاشان خود را در این بنای تاریخی حلق‌آویز کرد.»

این خبر را خبرگزاری میراث فرهنگی عصر یکشنبه منتشر کرد. به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی کاشان، «میرعلی» 61 ساله از نیروهای خدماتی این اداره به شمار می‌رفت و از آنجایی که حدود پنج سال بود با خانواده خود زندگی نمی‌کرد شب‌ها در خانه بروجردی‌ها که مقر اداره میراث‌فرهنگی کاشان است به نگهبانی می‌پرداخت؛«او فردی خوش‌برخورد و خوش‌اخلاق بود و حقوق و مزایایش همیشه پرداخت می‌شد.»

این در حالی است که از سوی دیگر علیرضا عبدالله‌زاده، مسئول حراست میراث فرهنگی اداره میراث‌فرهنگی کاشان در گفت‌وگو با سایت محلی «کاشان‌نیوز» گفته است: « وی در این دوره به هیچ‌وجه تحت پوشش بیمه درمانی نبود و به دلیل سن بالای این شخص از بیمه کردن و استخدامش معذور بودیم.»

اما در پورتال اداره میراث‌فرهنگی کاشان آمده که میرعلی مدتی بود به‌دلیل مشکلاتی که داشت با خود زیر لب حرف می‌زد و گویا به افسردگی مبتلا شده بود تا جایی که به دکتر اعصاب نیز مراجعه کرده و قرص آرام‌بخشی برای او تجویز شده بود.

جدا از اینکه میرعلی به دلیل افسردگی خودکشی کرده یا به دلیل مشکلات مالی، وضعیت مالی نگهبانان میراث فرهنگی که شبانه‌روز باید مراقب آثار تاریخی باشند، مناسب نیست. این جدای از این قضیه است که تعداد نگهبانان میراث فرهنگی در کل بسیار کم است و گاه هریک از آنها مجبورند چند محوطه و اثر تاریخی را مراقبت و برای سرکشی به آنها با موتورسیکلت و خودروهای شخصی خود طی مسیر کنند.

 مشت نمونه خروار

 خوزستان را بهشت باستان‌شناسان می‌نامند. استانی باستانی که از دوره ایلامی‌ها مورد سکونت بوده و طبق آمار غیررسمی حدود 20 هزار اثر و محوطه باستانی و تاریخی دارد که طبق آمار رسمی حدود 900 اثر تاریخی آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. ماموران یگان حفاظت میراث فرهنگی این استان با تهدیداتی چون تعدد حفاری‌های غیرمجاز، عملیات‌های اجرایی توسط ارگان‌های عمرانی که در محوطه‌های تاریخی صورت می‌گیرد، خرید و فروش سکه‌های تقلبی، عدم‌پرداخت حق‌الکشف ماموران کاشف و همچنین نگهبانی از مرزهای گسترده آبی و خاکی استان خوزستان روبه‌رو هستند که تعداد کم این ماموران پاسخگوی تمام نیازهای استان نیست. 

مجتبی گهستونی، سخنگو و دبیر انجمن میراث فرهنگی تاریانا با برشمردن این مشکلات به روزنامه فرهیختگان می‌گوید: «بارها و بارها مشکلات نیروهای یگان حفاظت را با مسئولان مرتبط در میان گذاشته‌ایم اما به هیچ‌یک از آنها ترتیب‌اثر داده نشده است.» او نیز کمبود نیرو، کمبود وسایل حمل‌ونقل، نداشتن سلاح‌های گرم و سرد، کمبود لباس‌های متحدالشکل و مناسب و همین‌طور بعد مسافت را از بزرگ‌ترین مشکلات این افراد می‌داند و می‌گوید: «از نظر امنیتی جان این نیروها هم در خطر است و آنها بدون داشتن اسلحه سرد و گرم از محوطه‌ها و آثار تاریخی کشور مراقبت می‌کنند، این درحالی است که حفاران غیرمجاز اغلب به صورت گروهی و همیشه در شب‌ها محوطه‌ها را مورد غارت قرار می‌دهند و یک نفر چطور می‌تواند بدون داشتن وسایل حفاظتی با آنها مقابله کند.» گهستونی همچنین بر بعد مسافت و کمبود نیرو تاکید می‌کند و ادامه می‌دهد: «اگر یک نیروی حفاظتی در شوش بخواهد همه جای این محوطه باستانی را سرکشی کند باید روزی 70 الی 80 کیلومتر برود. حال بدون داشتن وسیله نقلیه چطور چنین چیزی امکان‌پذیر است؟»

 او به دیرکرد دریافت حقوق آنها نیز اشاره می‌کند که عده‌ای بین سه تا پنج ماه حقوق نگرفته‌اند و چون طرف حساب‌شان سازمان میراث فرهنگی است باید در این‌باره پاسخگو باشد. جا دارد از آنجا که سازمان میراث فرهنگی وظیفه ارائه حقوق و مزایای نگهبانان آثار تاریخی را بر عهده دارد به فکر راهکارهایی برای ارتقای منزلت و جایگاه این افراد، افزایش حقوق و مزایا، بیمه و به کار گیری نیروهای بیشتر باشد تا اطمینان بیشتری حاصل شود که آثار تاریخی از گزند تخریب و قاچاقچیان محفوظ نگه داشته خواهدشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 19:5 توسط مجتبی گهستونی |

سرانجام جشنواره مادران و پدران قصه گو برگزار شد تا انجمن تاریانا با یک برنامه ریزی منسجم و با انتشار فراخوانی دیگر، دومین دوره آن را در سال 1394 برگزار کند. در این جشنواره علاوه بر سخنرانی افشین حیدری مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان، مجتبی گهستونی دبیر این دوره از جشنواره به سخنرانی پرداخت.

بهنوش بساک، دکتر سهام سجیراتی، بدری برنجانی، گل عنبر بهداروند، حسین چینی ساز و عبدالحسین لویمی به صورت حضوری قصه گفتند. رضا فیاضی بازیگر سینما و تلویزیون مهمان اصلی برنامه از قصه های جنوبی خود گفت و اردوان بیرگانی و مهرانگیز قلاوند زوج نقال و شاهنامه خوان هم به نقالی پرداختند. لیلی بهداروند و وحید کیانی شعرخوانی نمودند. حسین محمدی و بدری برنجانی در برنامه ای حاضرین را به دهه 40 شمسی (خورشیدی) بردند. علی اویسی، مهدی نیارشید و رضا رشیدی هم با گروهشان به اجرای موسیقی پرداختند. در نخستین جشنواره مادران و پدران قصه گو، یاد زنده یادان احمد محمود، حسان اگزار چنانی و احمد بیگدلی به عنوان قصه نویسان گرامی داشته شد. در بخش های مختلف جشنواره فیلم های رسیده در سه بخش لالایی، فیلم های کوتاه و فیلم های برگزیده نمایش داده شد. دکور زیبای طراحی شده توسط حسین حاتمی فضای جشنواره را خاص کرده بود و در پایان نیز از 50 نفر در بخش های مختلف تقدیر شد.

در ادامه عکس های خبرگزاری ایسنا و پایگاه خبری خوزنیوز را ببینید:

http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=54816

 

http://www.khouznews.ir/fa/news/72963/تصاویر-اولین-جشنواره-مادران-و-پدران-قصه-گو

 

 

+ نوشته شده در شنبه 3 آبان1393ساعت 2:30 توسط مجتبی گهستونی |

نخستین جشنواره مادران و پدران قصه‌گو با هدف جمع‌آوری بخشی از فرهنگ شفاهی مردم خوزستان 28 مهرماه امسال در شهر اهواز برگزار می‌شود.

استان خوزستان با قدمتی بیش از 7 هزار سال، فرهنگ‌ها و اقوام بسیاری را در خود جای داده که قصه‌ها و لالایی‌های این اقوام از هزاره‌های پیش از تاریخ تا کنون سینه‌ به سینه منتقل شده‌اند.

دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا در گفتگو با ایسکانیوز می‌گوید: «بیش از 150 فیلم از قصه‌ها و لالایی‌های خطه خوزستان توسط اعضای انجمن و از سوی مردم و علاقه‌مندان جمع‌آوری شده و به دبیرخانه این جشنواره ارسال شده است.»

مجتبی گهستونی می‌افزاید: «از این تعداد، پنج فیلم برگزیده، پنج فیلم لالایی در بخش لالایی‌ها و شعر و 20 فیلم در بخش قصه‌های کوتاه با نظرسنجی تعدادی از مردم‌شناسان استان و اعضای انجمن تاریانا انتخاب شده است که در روز جشنواره به نمایش درمی‌آیند.»

به گفته او، این فیلم‌ها که با موبایل و دوربین‌های خانگی گرفته شده‌اند، معرف فرهنگ شفاهی اقوام مختلف استان خوزستان همچون، عرب، بختیاری، شوشتری،‌ بهبهانی، دزفولی، لر و بندری هستند.

عمده قصه‌هایی که از مردم محلی و اقوام مختلف نقل می‌شوند، برگرفته از باورها و اعتقادات مذهبی آنهاست. بخشی از آنها واقعی و بخشی دیگر تخیلی هستند.

گهستونی در این باره می‌گوید: «در میان فیلم‌هایی که از قصه‌های بومی به دبیرخانه رسیده، بسیاری از آنها شخصیت یا پهلوانی تخیلی را مخاطب قرار داده و قصه را روایت می‌کنند.»

لالایی‌ نیز در میان اقوام مختلف خوزستان همچنان مرسوم است که اغلب آنها سوزناک و بخشی هم ریتمیک است. برخی از لالایی‌ها هم آرزوهایی هستند که مادران با ذکر نام فرزندشان آنها را بیان کرده و می‌خوانند.

+ نوشته شده در جمعه 25 مهر1393ساعت 12:47 توسط مجتبی گهستونی |

عملیات احداث سد بالارود در اندیمشک درحالی آغاز شده که محوطه باستانی بردپنیر متعلق به هزاره چهارم میلادی در معرض خطر آبگیری و عملیات ساخت و ساز سد قرار گرفته است. با اینکه مسئولان سد اعلام کرده‌اند که خطر نفوذ آب به این محوطه باستانی صفر است اما متولیان میراث‌فرهنگی و کارشناسان این جمله را نوعی بی‌اعتنایی به محوطه بردپنیر می‌دانند.
محوطه باستانی بردپنیر متعلق به هزاره چهارم‌ ق.م است. این محوطه با اینکه در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده اما تاکنون هیچ بررسی باستان‌شناختی و ضوابط عرصه و حریم میراث‌فرهنگی را تجربه نکرده است. شاید به‌همین دلیل است که هم‌اکنون بخشی از این تپه متعلق به پیش از تاریخ در محوطه کارگاه سدسازی قرار گرفته و محل دپوی خاک سدسازان شده است.

«مجتبی گهستونی» دبیر و سخنگوی انجمن تاریانا با تاکید بر اینکه محوطه برد‌پنیر متعلق به دوره اروک و پیش از تاریخ است و این منطقه به ‌لحاظ باستان‌‌شناسی اهمیت بسیاری دارد به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت:« محوطه باستانی برد‌پنیر یکی از مناطق باستانی ارزشمند اندیمشک است که هم‌اکنون در معرض خطر ساخت و آبگیری سد قرار دارد».  

او گفت:« با اینکه سفال‌های پراکنده در سطح محوطه باستانی بردپنیر بسیار پراکنده و  نزدیک به 4 هکتار است و مسئولان سدسازی وعده داده‌اند که احتمال آبگیری صفر و خسارت به محوطه بسیار اندک است اما از آنجایی که هیچ استعلامی از میراث‌فرهنگی استان گرفته نشده و باستان‌شناسان به بررسی و گمانه‌زنی نپرداخته‌اند نگرانی‌ها نسبت به تهدید این محوطه باستانی همچنان ادامه دارد».  

گهستونی ادامه می‌دهد، با اینکه پس از توافقات اولیه با مسئولان سد قرار شده که محوطه بردپنیر به فاصله 100 متر از کارگاه سدسازی حصار کشی شود اما از آنجایی که بخشی از این محوطه در کارگاه سد سازی قرار دارد و تبدیل به محل دپوی خاک‌ شده ضرورت دارد هرچه سریعتر در این منطقه نجات‌بخشی‌های باستان‌شناسی صورت بگیرد.

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت 14:30 توسط مجتبی گهستونی |

شوش به دلیل اهمیت تاریخی و به واسطه پایتخت بودن در دوران عیلامی و هخامنشی، به رغم اینکه در دهه60 با مساحت 400 هکتار ثبت ملی شد ولی همچنان برای ثبت جهانی با مشکل تعیین حریم مواجه است.

به عقب افتادن ثبت جهانی در کنار بی توجهی به حفظ این میراث تاریخی سبب شده، هر بار گروه‌های مخرب میراث فرهنگی به طمع دزدیدن قطعه یا شی تاریخی، اقدام به حفاری‌های غیرمجاز کنند و هر بار تکه ای از زمین باستانی شوش را سوراخ و امنیت این منطقه را بهم می زنند.

مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی در خوزستان، به خبرنگار آنا می‎‎گوید یکی از استدلال‌هایی که سازمان میراث فرهنگی در برابر تیم تعیین حریم شوش دارند این است که آنها می‌گویند بعدها تپه‌های اقماری محوطه شوش را به پروژه ثبت جهانی اضافه می‌کنند اما این اتفاق طی 30 سال گذشته در مناطقی مثل چغازنبیل و سازه‎های آبی شوشتر رخ نداد و ما شاهد الحاق مابقی آثار و محوطه‌ها به پرونده‌های ثبت جهانی نیستیم.

پیش از این محمد تقی عطایی سرپرست هیات تعیین عرصه و پیشنهاد حریم، محوطه تاریخی شوش را 1200 هکتار اعلام کرد اما سازمان میراث فرهنگی در مورد این حریم به اتفاق نظر نرسید. همچنین مدیران شهری در خوزستان مخالف ثبت حریم 1200 هکتاری برای شوش هستند زیرا معتقدند با این تعیین حریم، محوطه شوش قفل می‌شود و ساخت و ساز در آنجا نمی تواند صورت بگیرد.

گهستونی فعال میراث فرهنگی، با بیان اینکه شهرداری به محوطه باستانی شوش در سال‌های گذشته تعرض کرده است، اظهار کرد شهرداری در پنج دهه اخیر بدون اینکه محوطه های تاریخی را ملاک چندانی قرار دهد، ساخت‌وساز زیادی در محدوده این محوطه تاریخی داشته است. البته این  تعرضات کوتاهی مدیران سابق میراث فرهنگی را هم نشان می‌دهد ولی هم اکنون مدیران خوب و توانمندی در میراث فرهنگی داریم که امیدواریم بتوانند به این منطقه کمک کنند.

وی با اشاره به اینکه طی هفت سال گذشته شهرداری حتی بر روی محوطه تاریخی اقدام به ساخت ترمینال مسافربری کرده است گفت: وظیفه میراث فرهنگی است که این ملک‌ها را بخرد و ساخت‌وسازها متوقف شوند و به تملک میراث فرهنگی درآیند. همانطور که میراث فرهنگی در مورد ترمینال نیز اقدام به خرید این ساختمان کرده است و الان باید تخریب شود.

تعرض به محوطه های تاریخی با کمک طرح های تفصیلی

در حال حاضر تلاش‌های همه‌جانبه از سوی سازمان میراث فرهنگی و اداره کل استان خوزستان در مورد مسئله ثبت جهانی شوش صورت گرفته و بودجه قابل توجهی نیز به این موضوع اختصاص داده شده است تا محوطه سازماندهی شود. پرسنل اداره میراث و تشکل های میراث فرهنگی هم در این حوزه فعال هستند. همچنین جابه‌جایی بعضی دکل‌های برق در اطراف محوطه صورت گرفته و در کل اتفاقات خوبی در حال روی دادن است اما در حوزه مدیریت خدمات شهری به همکاری بیشتری نیاز است که البته به کندی صورت می‌گیرد.

به گفته این فعال میراث فرهنگی در خوزستان، تعرضات به محوطه‌های تاریخی ریشه‌دار است و اغلب طرح های تفصیلی شهرها در گذشته به میراث و محوطه های تاریخی توجهی نداشته‌اند. اگر طراحان طرح های تفصیلی به مفاهیم میراث تاریخی توجه داشتند، شهر به سمت و سویی دیگر سوق پیدا می‌کرد. با این حال کارشناسان معتقدند به مرور و با صرف هزینه‌هایی می‌شود این تعرضات را از بین برد و ساخت و سازها را متوقف کرد که برای این منظور نیازمند مشارکت سازمان میراث فرهنگی، وزارت مسکن و شهرسازی، استانداری، فرمانداری و سازمان‌های دیگر است.

پیشتر گفته می‌شد که محوطه‌های باستانی پاتوقی برای معتادان شده است، اما گهستونی توضیح داد محوطه کاخ اردشیر مورد تعرض معتادان قرار گرفته بود که الان پاکسازی شده اما به طور کلی چون محوطه گسترده است، باید نظارت به صورت مستمر صورت بگیرد و نیروی یگان حفاظت میراث فرهنگی افزایش یابد که سردار کربلایی فرمانده یگان حفاظت کشور قول همکاری در این زمینه را داده اند.

نقش جوامع محلی در روند ثبت جهانی

به واسطه توسعه روستا و شهر و توسعه زمین‌های کشاورزی (به دلیل خاک مرغوب و زمین حاصلخیز، کشاورزی در شوش حرف اول را می‌زند) تعرضات زیادی به محوطه باستانی شوش شده است. با این حال برای بهبود وضع شوش برای ثبت جهانی نیاز به امکانات و ابزار مناسب از جمله نیروی انسانی متخصص در همه زمینه ها، وسایل نقلیه، امکانات نرم‌افزاری و... بسیار ضروری است .

به گفته گهستونی، آمادگی مردم شهر مسئله مهمی است که هنوز بوجود نیامده است، چون هیچوقت اهمیت ثبت جهانی برای مردم اطلاع‌رسانی نشده و مردم حس خوشایندی نسبت به این موضوع ندارند. همچنین زیرساختی در این باره بوجود نیامده وفرهنگ‌سازی نشده است. اکنون باید اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی شود تا مردم درک کنند که ثبت جهانی شوش زندگی آنها را از همه نظر متحول می‌کند و اگر اقتصاد خود را در راستای میراث فرهنگی و صنعت گردشگری قرار دهند، سود زیادی نصیب آنها خواهد شد.

بیانیه در حمایت از ثبت جهانی

85 سازمان، موسسه، انجمن و کانون غیر دولتی میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری ایران نیز در حمایت از ثبت جهانی شوش بیانیه‌ای صادر کرده‌اند. این بیانیه خواستار این است که یونسکو اعتبار خودرا با به ثبت رساندن مقتدرانه شوش به اثبات برساند.

گهستونی در مورد بیانیه دیگری که از سوی عده ای بی شمار صادر شد گفت: حدود 500 نفر از باستان شناسان و دوستداران میراث فرهنگی در سراسر کشور این بیانیه را امضا کرده‎اند. این بیانیه ترجمه و به سازمان یونسکو فرستاده شده ولی تاکنون جوابی بدست نیامده است، احتمالا ارزیابانی که از یونسکو به خوزستان می آیند این موارد را مورد توجه قرار خواهند داد.

                                                        عالیه حسینی منفرد - گروه اجتماعی خبرگزاری آنا

+ نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت 2:18 توسط مجتبی گهستونی |

شهر اهواز در دهه‌های 30 و 40 توسعه یافت و شهر باستانی هرمز اردشیر که متعلق به دوره ساسانیان بود در میان این توسعه شهری و پس از آن با جنگ تحمیلی گم شد و نشانه‌هایی که از هرمز اردشیر بود دیگر دیده نشد و حالا با گذشت سالیان بسیار این شهر باستانی فراموش شده، روز به روز زیر لایه‌های شهری محوتر می‌شود و موضوع احیای آن همچنان مسکوت مانده است.

خرابه‌های شهر باستانی هرمز اردشیر در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۴۳ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید اما تعیین حریم آن انجام نشد و وجود آثار تاریخی بسیار در این منطقه همچنان مورد بی‌مهری مسئولان شهری و میراث فرهنگی قرار گرفت.

اما سال 1385 احیای شهر هرمز اردشیر از سوی فعالان میراث فرهنگی مطرح شد و حالا پس از گذشت حدود هشت سال از آغاز به کار پروژه قطار شهری اهواز از شمال به جنوب این شهر که از قدیمی‌ترین منطقه اهواز عبور می‌کند و پیدا شدن چندین اثر تاریخی مهم در ایستگاه‌های مختلف این پروژه که به گفته باستان‌شناسان و کارشناسان، گواهی بر منطقه احتمالی شهر باستانی هرمز اردشیر است، همچنان این موضوع مورد توجه نبوده و مسکوت مانده است.

همزمان با مطرح شدن احیای شهر باستانی هرمز اردشیر، پروژه قطار شهری اهواز نیز به صورت جدی پیش می‌رفت که در یکی از ایستگاه‌های قطار واقع در میدان دروازه یا خلیج فارس آثار تاریخی پیدا شد. با تایید باستان‌شناسانی از میراث فرهنگی استان مبنی بر باستانی بودن دیوار سفالی و خشتی که حین عملیات خاکبرداری مشاهده شده بود، حساسیت دوستداران میراث فرهنگی بر این قضیه بیشتر شد. اما به دلیل ملی بودن پروژه قطار شهری، مدیرکل وقت میراث فرهنگی استان خوزستان (صادق محمدی) با اینکه هیات باستان‌شناسی و کارشناسی از تهران در سال 86 تایید کرده بودند که در این محوطه آثار باستانی وجود دارد و تفاهم‌نامه‌ای با میراث استان منعقد شد که این پروژه بررسی شده و اگر در حین عملیات به آثاری دیگر برخوردند اطلاع دهند، زیر بار پیگیری ماجرا نرفت و بدون توجه به این آثار، کار پروژه قطار شهری اهواز ادامه یافت.

مجتبی گهستونی دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به بی‌توجهی کارشناس معرفی شده توسط پژوهشکده باستان‌شناسی به نظرات پنج باستان‌شناس و کارشناس سازمان میراث فرهنگی اشاره کره و می‌گوید: «سازمان میراث فرهنگی کشور پنج کارشناس را در تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۳۸۶ به اهواز فرستاد. آنها نیز از ایستگاه قطار شهری بازدید کردند و با تایید وجود لایه‌های باستانی در ۷ بند توافقاتی صورت گرفت.

متولی این کار پژوهشکده میراث فرهنگی بود و 2 فصل کاوش باستان‌شناسی نیز در این محل صورت گرفت اما هیچ اطلاعاتی از سوی سرپرست کاوش ارائه نشد و کارشناسان هم نسبت به این ماجرا حساسیتی نشان ندادند.»

سال 87 در یکی دیگر از ایستگاه‌های قطار اهواز به نام ایستگاه سه خیریه آثار شال‌ستون و سفال پیدا شد که این بار مدیرکل وقت، پورفرخی طی مصاحبه‌ای اعلام کرد که این آثار بی‌ارزش بوده‌‌اند و آنها را به خودکاری تشبیه کرد که همین مساله استهزای بسیاری را برانگیخته و کاریکاتورهایی نیز به همین مناسبت کشیده شد.

تا کنون هیچ اطلاعاتی از محوطه احتمالی هرمز اردشیر وجود ندارد. اما شواهد و قراین بسیاری وجود دارد که میان این آثار پیدا شده و محوطه‌ای که قطار شهری اهواز از آن می‌گذرد ارتباطی وجود دارد و احتمالا مربوط به بقایای همان شهر باستانی هرمز اردشیر است.

گهستونی با اشاره به برخی از این شواهد می‌گوید: «از جمله این شواهد می‌توان به این نکته اشاره کرد که قطار شهری اهواز از شمال به جنوب در محوری قرار گرفته که بافت و مناطق قدیمی اهواز قرار دارد. از کنار محله عامری، آسیه آباد، حصیرآباد، سه‌خیریه و ... تا به مرکز به مرکز شهر اهواز که بافت قدیمی آن به حساب می‌آید. در کنار همه اینها، رودخانه کارون با فاصله 300- 400 متری قرار دارد که شهر باستانی هرمز اردشیر در حول و پیرامون آن شکل گرفته بوده است.»

این فعال میراث فرهنگی ادامه می‌دهد: «در سال‌های گذشته نیز 2 قبر تاریخی به واسطه عبور لوله گاز در محله عامری پیدا شد که دستور پوشاندن آن را دادند. در فاصله 300 متری از ایستگاه سه‌خیریه یا دروازه نیز تپه باستانی بی‌سیم یا آسیه‌آباد قرار دارد. در شهریورماه سال 1390 نیز قبرستان تاریخی روی کوهستان محل حصیرآباد شناسایی شد که هم کارشناس پژوهشکده، باستان‌شناسان و کارشناسان تایید کردند که متعلق به دوره پیش از اسلام و ایران باستان است.»

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان می گوید: «با توجه به رویکرد جدید سازمان میراث فرهنگی و به تبع آن، اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان ما خواستار احیای شهر باستانی هرمز اردشیر هستیم.

او با اشاره به اهمیت این موضوع اضافه می‌کند: «تپه باستانی آسیه‌ آباد و گورستان سنگی حصیرآباد به شدت در معرض خطر قرار دارند که به گفته باستان‌شناسان و کارشناسان استان، همان بقایای شهر باستان هرمز اردشیر هستند و همین امر توجه هرچه سریعتر به احیای این شهر باستانی را ضروری می‌کند. همچنین قدیمی‌ترین بافت تاریخی اهواز هم در همین منطقه یعنی منطقه 7 قرار دارد که می‌تواند به محور تاریخی فرهنگی شهر اهواز تبدیل شود.»

گهستونی می‌گوید: «رودخانه کارون، محوطه باستانی آسیه آباد، مقره علی‌بن مهزیار عباسی، قبرستان حصیرآباد،‌گورستان لهستانی‌ها و مسیحی‌ها که تمام این آثار با فاصله‌های بسیار کم و حدود 200- 300 متر از هم قرار گرفته‌اند، کدهایی هستند موید وجود شهر باستانی هرمز اردشیر در این منطقه است. بنابراین لازم است این شهر باستانی تعیین حریم شده و آثاری که در آن هستند مشخص شوند.»

از 35 اثر ثبتی اهواز یکی مربوط به دوره ساسانی است که همین خرابه‌های شهر باستانی هرمز اردشیر است و بقیه مربوط به دوره‌های قاجار و پهلوی است.

هرمزاردشیر جزو شهرهایی است که توسط اردشیر بابکان در ناحیه خوزستان بنا شد. از روایت حمزه اصفهانی چنین برمی‌آید که شهر هرمز اردشیر از دو بخش مجزا که در جوار یکدیگر قرار داشته و مجموعه‌ای واحد را تشکیل می‌دادند، به وجود آمده بود.

+ نوشته شده در جمعه 18 مهر1393ساعت 15:7 توسط مجتبی گهستونی |

جمعی از پژوهشگران، باستان‌شناسان، هنرمندان، خبرنگاران و دوستداران میراث فرهنگی بیانیه ای درباره‌ی «ثبت جهانی شوش» صادر کردند.

در متن بیانیه دو زبانه جمعی از پژوهشگران، باستان‌شناسان، هنرمندان، خبرنگاران و دوستداران میراث فرهنگی درباره‌ی «ثبت جهانی شوش» آمده است:

نامزدی «مجموعه‌ی باستانی شوش» در فهرست میراث جهانی خبر خوشی است که بعد از سال‌ها مظلومیتِ این مجموعه‌ی میراثِ بشری، از چند ماه پیش به طور جدی در فضای رسانه‌ای کشور زمزمه می‌شود. با وجود این و به رغم تقدیر و تحسینی که می‌بایست از تلاش‌های مسؤولان محترم سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری کشور انجام داد، نمی‌توان نسبت به نگرانی‌ها و نقدهای جدی کار‌شناسی که در این زمینه وجود دارد بی‌توجه بود. به‌ویژه به سادگی نمی‌توان چشم بر ابهام‌هایی بست که اظهارات مسؤولان محترم درباره‌ی مشخصاتِ عرصه و حریم این مجموعه‌ی میراث بشری پدید آورده است.

بنابراین، با توجه به نزدیک بودن زمانِ حضور ارزیابانِ سازمان ایکوموس به نمایندگی از یونسکو که به منظور وارسیِ پرونده‌ی ثبت جهانی شوش در این شهر کهنسال و مقاوم حاضر خواهند شد، از ایشان تقاضا داریم به‌گونه‌ای تصمیم بگیرند که هم در خور شأن این میراث بشری باشد و هم اعتبار حرفه‌ای سازمان یونسکو را ضما�%�h8� کند.

در این زمینه، دو نکته حایز اهمیت است:

یکی این‌که، با وجود گذشت ماه‌ها از ارسال پرونده‌ی شوش به یونسکو هنوز مقامات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مشخصات این پرونده را تشریح نکرده‌اند و طی هفته‌های گذشته جلسه‌هایی به منظور مشخص شدن محدوده‌ی عرصه‌ی شوش برگزار کردند که با توجه به ارسال پرونده به یونسکو پرسش‌برانگیز بوده است. در شرایط کنونی، یافتن راهکاری برای حفظ و صیانت از عرصه‌ی باستانی شوش، که طی آخرین تحقیقات علمی در سال ۱۳۸۷ حدود ۱۲۰۰ هکتار برآورد شده، ضروری است. همچنین ضروری است، تا حد امکان، راهکارهای حفظ این سرمایه‌ی ملّی و بشری با استفاده از همه‌ی توان و با مشورت و چاره‌جویی از متخصصان و کاوشگران و نیز با استفاده از تجربیات جهانی پیگیری شود. بخصوص، از پافشاریِ بی‌دلیل و تقلیلِ بی‌منطقِ عرصه‌ی شوش به «۴۰۰ هکتار»، که منجر به نادیده گرفتن بخش قابل توجهی از این سرمایه و میراثِ بی‌مانندِ ملّی و بشری خواهد شد، پیشگیری شود؛

دوم این‌که، پرونده‌ی ثبت جهانی شوش به صورت یک «مجموعه‌ی میراثی» و یا در صورت امکان «منظر فرهنگی ـ طبیعی» تدوین شود نه به عنوان یک اثر «منفرد»، تا هم محوطه‌های اقماری پیرامونِ هسته‌ی مرکزیِ بقایای باستانی شوش (همچون تپه‌ها و محوطه‌های جعفرآباد، جوی، بندبال، ایوان کرخه و نظایر آن) را دربرگیرد و هم نسبت به بستر طبیعیِ شکل‌گیریِ این شهر ریشه‌دار و کهن بی‌توجهی نشود. لازم به یادآوری است که پرونده‌ی اولیه‌ی ثبت جهانی شوش که در زمان ریاست آقای مهندس سیدمحمد بهشتی بر سازمان میراث فرهنگی توسط آقای میرعابدین کابلی، باستان‌شناس و کار‌شناس پیشکسوت سازمان میراث فرهنگی و از کاوشگران شوش، زیر نظر معاونت پژوهشی وقت این سازمان و دکتر شهریار عدل تهیه می‌شد نیز شوش به صورت یک «مجموعه» و نه «تک اثر» دیده شده بود.

با همتی که تاکنون مسؤولان نشان داده‌اند خوشبختانه بخشی از مسیر برای ثبت جهانی شوش پیموده شده است. با وجود این، درخواستِ مؤکد ما این است که پرونده‌ی ثبت جهانی شوش می‌بایست متناسب با شأن و جایگاه تاریخی و تمدنی آن باشد. شوش یکی از نخستین کانون‌هایِ شکل‌گیریِ حکومت‌های اولیه، شهرنشینی و ابداع خط در جهان است. این شهر کهن، دیرپا‌ترین «پایتخت» در سرتاسر تاریخ ایران بوده است. شوش همچنین یکی از نخستین جا‌ها در ایران و جهان بوده که کاوش‌های علمی و مدرن باستان‌شناسی در آن آغاز شد و ادامه یافت. در جنگ تحمیلی اخیر علیه میهن مان نیز اگرچه شوش قهرمانانه ایستاد، اما میراثش آسیب‌ها و لطمات بسیاری دید. یادآوری این سرگذشتِ پر فراز و نشیب به ما اجازه نمی‌دهد که با تعجیلِ غیرضروری در ثبت جهانی، نسبت به ارزش‌ها و خصایصِ واقعی آن ناسپاسی و حق‌نا‌شناسی روا داریم.

لذا ما امضاکنندگان این بیانیه، ضمن تشکر از تلاش‌های مسؤولان، قویاً تقاضا داریم بحث‌ها و نقدهای کار‌شناسی مورد توجه قرار گیرد و پرونده‌ی میراث جهانی شوش پس از بازبینی و تکمیل بر اساس نظرات کاوشگران و متخصصان نهایی شود.

با احترام:

سیاوش آریا (کنشگر میراث فرهنگی و روزنامه‌نگار آزاد)، احمد آزادی (باستان‌شناس، پژوهشکده باستان‌شناسی)، سحر آقاجان‌نسب (باستان‌شناس)، هاشم ابراهیمی (کنشگر میراث فرهنگی)، یوسف ارزانی بیرگانی (فعال اجتماعی)، سعید اسکندری (شاعر)، محمد اکبری (مدیر کانون پارس‌فرهنگ، الیگودرز)، پرویز افشاربابادی (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، علیرضا افشاری (روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی)، مریم اطیابی ( خبرنگار)،رضا ایزدستا (فعال فرهنگی و معاونت اجرایی کانون آینده‌نگری ایران)، ثریا باباخانی (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، ابوالفضل بابادی شوراب (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، مسعود بُربُر (روزنامه‌نگار)، امین بختیاری (هنرمند نقاش ـ خوزستان)، مجتبی برزویی (نویسنده و پژوهشگر تاریخ)، حامد بصارتی (فعال فرهنگی)، سعید بنی‌اسد (فعال هنری ـ خوزستان)، دکتر روشنا بهباش (استاد محیط زیست دانشگاه ـ خوزستان)، محمود بهرامی (کارگردان تئاتر ـ خوزستان)، دکتر تورج پارسی (استاد سابق دانشگاه)، نجمه پرویزی (کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی)، پرویز پیران (جامعه‌شناس)، الهام تقی‌پور (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، خاطره توانا (کارشناس ارشد مدیریت جهانگردی)، آریوشاهین جعفری (دانشجوی دکترای تخصصی قارچ‌شناسی)، نسرین جودکی (کارشناس مردم‌شناسی ـ خوزستان)، امیر چراغی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، امین چراغی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، محمدرضا چیت‌ساز (دکترای تاریخ، رییس اسبق پایگاه پژوهشی محوطه‌ی شوش)، رسول حاجی‌باقری (دبیر انجمن پیشگامان خورشید استهبان)، نیا حبیبیان (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، هادی حجازی (راهنمای گردشگری)، سیدحمید حسن‌زاده (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، هومن حمدان (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، مرجان حمزوی (فعال میراث فرهنگی ـ خوزستان)، یعقوب حیدری (راهنمای موزه و بناهای تاریخی ـ خوزستان)، زهره خانی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، حمید خانی حویزاوی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، مهناز خدری غریبوند (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، فرناز خطیبی (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه توکیو، ژاپن)، رحیم دارابی (کارشناس تربیت بدنی ـ خوزستان)، علی داودی (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، سریا داودی حموله (نویسنده و شاعر ـ خوزستان)، میلاد دهقان (فعال فرهنگی)، شاهرخ رزمجو (دکترای باستان‌شناسی، عضو هیأت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه تهران)، هدا رشیدی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، کوروش روستایی (دکترای باستان‌شناس، پژوهشکده باستان‌شناسی)، شهرام زارع (باستان‌شناس و سردبیر مجله‌ی باستان‌پژوهی)، اسدالله زارعی (ارشد روان‌شناسی عمومی ـ خوزستان)، علی زلقی (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه ماینس، آلمان)، پوران زنگنه (عکاس ـ خوزستان)، مهرنوش سروش (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه نیویورک، آمریکا)، اصغر سعیدان (رییس انجمن ترویج و توسعه‌ی فناوری و بهره‌برداری از آب‌های معدنی گرم)، سپیده سعیدی (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه ایالتی نیویورک)، رضا سلیمان‌نوری (روزنامه‌نگار)، فرامز سه‌دهی (شاعر ـ خوزستان)، سیدمنصور سیدسجادی (دکترای باستان‌شناسی، سرپرست هیأت کاوش‌های شهر سوخته و دهانه‌ی غلامان)، مژگان سیدین (دکترای باستان‌شناسی از دانشگاه ورشو، لهستان)، سیداباذر شبیری (دانشجوی دکتری باستان‌شناسی ـ دانشگاه آتن)، معصومه شعبانی (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، مرجان شیخی‌نسب (کارشناسی ارشد روانشناسی ـ خوزستان)، رضا شیرالی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، مجتبی شیرالی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، علیرضا صادقی امیری (کنشگر میراث فرهنگی و دبیر انجمن سپيد پارس ـ بابل)، علی‌رضا صادقی (دبیر انجمن خشت خام ـ یزد)، امیرمنصور صفوت (کارشناس موسیقی و خواننده ـ خوزستان)، حمید طاهری (سینماگر ـ خوزستان)، زهرا طباطبایی (کارشناس گردشگری و دوستدار میراث فرهنگی)، محسن عاشوری (راهنمای گردشگری)، ابراهیم عبدالله‌زاده (کارشناس ارتباطات اجتماعی)، میثم عبدالهی (کارمند امور عشایر خوزستان)، کامیار عبدی (دکترای باستان‌شناسی، سردبیر مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ)، ندا عزیزیه (کارشناس موزه ـ خوزستان)، وحید عسکرپور (دکترای باستان‌شناسی، استادیار دانشگاه هنر اسلامی تبریز)، محمدتقی عطائی (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه مونیخ، آلمان)، محمد عظیمی (مدیر کمیسیون انجمن‌های دوستداران میراث فرهنگی مازندران)، عادل عکرش (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، کریم علیزاده (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه هاروارد، آمریکا)، حبیب‌الله فاضلی (عضو هیأت علمی گروه سیاسی دانشگاه تهران)، علیرضا فتاحی (ارشد مدیریت علوم تحقیقات ـ خوزستان)، رعنا فرهادیان (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، میترا قلندری (فعال اجتماعی ـ خوزستان)، آرش قنواتی (کارشناس هنر و مدرس معماری)، فردین کوراوند (نویسنده و شاعر ـ خوزستان)، محمود گل (طراح هنرمند ـ خوزستان)، مجتبی گهستونی (روزنامه‌نگار و دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، مرضیه لرکی (هنرمند ـ خوزستان)، شعله لرکی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، شبنم لرکی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، مصظفی لطفی نجف‌آبادی (فعال میراث فرهنگی ـ خوزستان)، حمید لویمی (فعال اجتماعی)، سپیده مازیار (دانشجوی دکترای باستان‌شناسی، دانشگاه گوته فرانکفورت، آلمان)، فریدون مجلسی (نویسنده و مترجم)، سعید محمدپور (فعال میراث فرهنگی و کارشناس حقوق ـ خوزستان)، مهدی مرادی (شاعر ـ خوزستان)، کوروش محمدخانی (دکترای باستان‌شناسی از دانشگاه لیون، فرانسه)، میثم موحدفرد (دبیر انجمن پاسداشت مفاخر ایران)، یاسر موحدفرد (دبیر بنیاد فردوسی)، لیلا محمدپور (کارشناس مدیریت جهانگردی و راهنمای جهانگردی)، هدایت محمدی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، محمود محمدی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، فرید محمدی (کارشناس حسابداری ـ خوزستان)، محمدحسین محمدی (کارشناسی ارشد برق ـ خوزستان)، سعادت محمدی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، دکتر بابک مختاری (رییس پارک علم‌وفناوری خوزستان)، صدرالدین مرتضوی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، سیدمیثم مرعشی‌پور (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، ایوب مروانی (فیلمساز ـ خوزستان)، الهه معروضی (فعال میراث فرهنگی ـ خراسان رضوی)، مهدی مکارمی (فعال اجتماعی)، فاطمه منصوری (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، علی‌اکبر موسوی (کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل و فعال فرهنگی)، سیدایمان موسوی (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، سیدرضا موسوی (سخنگوی شورای استان خوزستان)، سیدنور موسوی (استاد دانشگاه ـ خوزستان)، سیدمحمود موسوی (رییس اسبق مرکز پژوهش‌های باستان‌شناسی کشور و از کاوشگران شوش)، فرزاد موسوی (هنرمند ـ خوزستان)، سیدحبیب موسوی (فعال فرهنگی ـ خوزستان)، فرشید مهدیکار (دبیر اجرایی شورای هماهنگی سمن‌های بابل)، ویدا مهین‌پور (دوستدار میراث فرهنگی ـ خوزستان)، رامین ناصح (دبیر کانون آینده‌نگری ایران ـ خوزستان)، مهرداد ناصری (شاعر ـ خوزستان)، صادق نجاتی (معلم ـ خوزستان)، پیمان نجف‌پور شهنی (نمایندگی مطبوعات در خوزستان)، نگار نخلی (فعال محیط زیست ـ خوزستان)، رضا نیکپور (دبیر انجمن ایلام‌شناسی ایران)، حامد وحدتی‌نسب (دکترای باستان‌شناسی، عضو هیأت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس)، احسان هوشمند (جامعه‌شناس و فعال فرهنگی)، علی هژبری (دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد باستان‌شناسی، دانشگاه تهران)، حمیدرضا یزدانی (کنشگر فرهنگی) و احسان یغمایی (کارشناس و باستان‌شناس پیشکسوت سازمان میراث فرهنگی و از کاوشگران شوش).

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 مهر1393ساعت 2:31 توسط مجتبی گهستونی |

شوش در آستانه ثبت جهانی قرار دارد اما به‌دلیل فراز و نشیب‌هایی که اداره میراث‌فرهنگی خوزستان و شهرستان شوش در طی سالهای گذشته داشته است نتوانسته مدیریت جامعی در این شهر باستانی داشته باشد. این درحالی است که فعالان میراث‌فرهنگی و کارشناسان تاکید دارند که مدیریت شوش باید شایسته و همه فن حریف باشد.

می‌گویند اولین کلنگ‌ باستان‌شناسی ایران در شوش زده شد. شهری که پشتوانه تاریخی آن به چند هزارسال پیش می‌رسد. کارشناسان و فعالان میراث‌فرهنگی اما می‌گویند، مدیریت این شهر باستانی در کنار شهر مسکونی شوش نیاز به مدیریتی شایسته و قدرتمند دارد. مدیریتی که شوش را با تمام قابلیت‌ها و ظرفیت‌های تاریخی‌اش به دنیا بشناساند.

«مجتبی‌گهستونی» دبیر و سخنگوی انجمن تاریانا...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 مهر1393ساعت 1:39 توسط مجتبی گهستونی |

سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان لغو تعطیلی روزهای پنجشنبه ادارات را به ضرر توسعه گردشگری استان دانست.
مجتبی گهستونی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: طبق اعلام استانداری خوزستان در خصوص لغو تعطیلی روزهای پنجشنبه ادارات و دستگاه های دولتی استان خوزستان، به نظر می رسد این اقدام به ضرر توسعه گردشگری استان خواهد بود زیرا با توجه به تمرکز و تاکید دولت و به ویژه استاندار بر رونق گردشگری، اگر اقداماتی به منظور ارتقای گردشگری در استان با جمعیتی بالغ بر چهار میلیون نفر صورت بگیرد دیگر نیازی به گردشگری خارجی و داخلی نداریم. تنوع سلیقه گردشگری در مردم خوزستان آن چنان بالاست که می تواند باعث تحول در گردشگری استان شوند. به همین منظور نیاز است فرصتی برای آنها فراهم شود تا از تعطیلی های پنجشنبه و جمعه خود به نحو احسن بهره ببرند.
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان تصریح کرد: مردم استان خوزستان به علت برخورداری از شرایط آب و هوایی خاص و وجود مشکلات زیست محیطی بیماری های مختلف به دلیل شدت گرما، گرد و غبار و وجود آلودگی های محیطی در استان، نیاز به شرایطی برای رسیدن به آرامش دارند تا بتوانند بعد از یک هفته کاری سخت از تعطیلی پنجشنبه و جمعه خود استفاده مطلوب ببرند.
گهستونی اظهار کرد: یکی دیگر از نتایج نامطلوب لغو تعطیلی پنجشنبه ها در استان برای مردم این است که با لغو این تعطیلی، افراد نمی توانند برای استفاده از تعطیلات خود برنامه ریزی فصلی داشته باشند. تغییر مداوم ساعات، تغییر ساعات شروع و پایان کار روزانه ادارات و سازمان ها، تعطیل کردن و لغو تعطیلی پنجشنبه ها باعث می شود که مردم نتوانند به راحتی برای بهره گیری از تعطیلات خود برنامه ریزی اصولی داشته باشند.
وی ادامه داد: لغو تعطیلی پنجشنبه های ادارات با توجه به تعطیل بودن دانش آموزان و مدارس در این روز، مشکلاتی را برای خانواده ها به وجود می آورد زیرا دانش آموزان بعد از گذراندن یک هفته پرمشغله درسی انتظار دارند تعطیلی آخر هفته خود را با یک برنامه ریزی اصولی و در کنار خانواده بگذرانند که لغو تعطیلی پنجشنبه ها سبب ایجاد نارضایتی دانش آموزان و خانواده های آنها می شود.
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان بیان کرد: استان خوزستان به لحاظ آب و هوایی یک استان متنوعی است که دارای جاذبه های ناشناخته گردشگری و تاریخی بسیاری دارد و مردم استان می توانند با برنامه ریزی برای آخر هفته خود از کلیه نقاط استان بازدید کنند. از آنجا که به علت گرمای شدید استان خوزستان امکان تفریح و سفر درون استانی در نیمه اول سال برای مردم وجود ندارد به همین دلیل با توجه به تاکید مدام استاندار بر ارائه خدمات به مردم نیاز است شرایط سفر و تفریح مردم استان در نیمه دوم سال فراهم شود و بهتر است تعطیلی پنجشنبه ها به مردم برگردانده شود. با توجه به میزان نارضایتی، کرختی و بی انگیزگی در ادارات استان و گله مندی کارکنان ادارات از لغو تعطیلی پنجشنبه ادارات و سازمان ها لازم است در این خصوص تدبیری اندیشیده شود تا بتوان از وقت مفید کارکنان در طول هشت ساعت کاری استفاده بهینه کرد. استاندار این حق را به مردم برگردانده و در خصوص توسعه گردشگری استان نیز همکاری لازم را داشته باشد زیرا تعطیل بودن پنجشنبه و آخر هفته می تواند با فراهم کردن امکان سفر برای مردم استان سبب ایجاد اشتغال برای 10 تا 15 نفر در استان شود که این امر هم رضایتمندی در مردم و هم توسعه شغلی را به دنبال دارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 مهر1393ساعت 2:13 توسط مجتبی گهستونی |

سومین مرحله از آبگیری سد گتوند درحالی قرار است به‌زودی در دستور کار قرار گیرد که تاکنون هیچ گزارشی از نتایج بررسی‌های باستان‌شناسی از ۲۵ روستای غرق شده و آثار و محوطه‌هایی که قرار است به‌زیر آب روند، منتشر نشده است. درحال‌حاضر گوردخمه، کتیبه اسلامی پرنوشته و بزرگترین ‌شیرسنگی‌های منطقه آب‌ماهیک در معرض خطر آبگیری قرار دارند.
در نتیجه آبگیری سد گتوند علیا که از سال 91 آغاز شده است نزدیک به 35 روستا در معرض خطر آبگیری قرار گرفتند. از این تعداد 25 روستا طی دو مرحله آبگیری سد به زیر آب رفتند و آنطور که فعالان میراث‌فرهنگی استان خوزستان اعلام کرده‌اند 10 روستای دیگر قرار است در سومین مرحله از آبگیری غرق شوند. روستاهایی که برگرفته از معماری بومی و آثار و محوطه‌های تاریخی ارزشمندی هستند.
به‌گزارش CHN، سد گتوند علیا یکی از بزرگ‌ترین سدهای ایران است که روی رودخانه کارون در جنوب غربی ایران احداث شده است. این سد، در فاصله 380 کیلومتری از ریزشگاه رودخانه کارون، در فاصله 25 کیلومتری شمال شهرستان شوشتر و در 10 کیلومتری شمال شرقی شهر گتوند در استان خوزستان قرار دارد.
با اینکه هدف از احداث سد و نیروگاه گتوند، تامین بخشی از برق مورد نیاز ایران (4٬500 گیگاوات‌ساعت در سال)، کنترل سیلاب‌های فصلی کارون و نیز تنظیم آب کشاورزی پایین‌دست به‌شمار می‌رفت و حتی برخی از مسئولان نیز از دریاچه سد به عنوان یک جاذبه گردشگری برای منطقه نام بردند اما احداث سد گتوند علیا سبب یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست محیطی و میراث‌فرهنگی را رقم زد.
«مجتبی‌ گهستونی» فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریانا خوزستان با اعتراض به زیر آب رفتن 35 روستا در نتیجه‌ آبگیری سد گتوند علیا به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: « درحالی از 35 روستا اطراف سد گتوند 25 روستا غرق شده‌اند و مابقی در معرض آبگیری هستند که تا این لحظه هیچ گزارشی از بررسی، شناسایی و حتی کاوش‌های باستان‌شناسان از روستاها و محوطه‌های تاریخی در معرض خطر آبگیری اعلام نشده است».
او می‌گوید: «با توجه به روی کار آمدن دولت جدید و تغییر رویکردی که در پژوهشکده باستان‌شناسی و معاونت میراث‌فرهنگی کشور ایجاد شده انتظار می‌رود نتیجه کاوش‌ها و بررسی‌ها نسبت به تکمیل پروژه‌های باستان‌شناسی هر چه سریعتر در این منطقه اعلام و نجات‌بخشی‌ها  آغاز شود».
آنطور که این فعال میراث‌فرهنگی خبر می‌دهد، وسعت دریاچه گتوند حدود 90 کیلومتر است و باتوجه اینکه این سد در محدوده شهرهای بسیار مهم تاریخی مثل گتوند، لالی و مسجدسلیمان قرار گرفته مناطق تاریخی بسیار مهمی را مورد تهدید قرار می‌دهد.
درحال‌ حاضر بزرگترین شیرسنگی‌های خوزستان در منطقه آب‌ماهیک و کتیبه اسلامی پَرنوشته در روستایی به همین نام در معرض خطر و محاصره آبگیری دریاچه گتوند هستند.
گهستونی معتقد است، بیش از 25 روستا به زیر آب رفته است و این موضوع به‌قدری تاثیرات منفی بر روستاییان این مناطق داشته که هفته گذشته در روستایی به نام پَرنوشته مراسمی تحت عنوان وداع با پَرنوشته از سوی اهالی روستا برگزار شد.
به‌گفته گهستونی، این اتفاق درحالی رخ داده که هیچ مطالعه مردم‌شناسی روی این مناطق و مردم روستاهای مختلف صورت نگرفته و بسیاری از قصه‌ها و آداب و رسوم مردم که در این مناطق با پیشینه قوی تاریخی متمرکز بود برای همیشه پراکنده و از بین برده شد. به‌طوری‌که در اثر غرق‌ شدن روستاها خانواده‌ها ثبات خانوادگی خود را که طی قرن‌ها زندگی به‌دست‌ آورده بودند از دست دادند و رشد بیکاری و آسیب‌های اجتماعی در نتیجه از بین رفتن کشاورزی و مهاجرت مردم به حاشیه‌ شهرها افزایش یافت.

+ نوشته شده در سه شنبه 1 مهر1393ساعت 11:14 توسط مجتبی گهستونی |

رمز گشایی از یک زمین خواری باستانی در اندیمشک

درحالی تعدادی از فرهنگیان مسکن تعاونی شهرستان اندیمشک پس از ضرب و شتم نیروهای یگان حفاظت میراث‌فرهنگی، محوطه باستانی لور را تصاحب کردند که مجوز واگذاری ۵ هکتار از این محوطه باستانی در سال ۸۸ توسط مدیران وقت میراث‌فرهنگی (در اقدامی کاملا سرخود و بدون توجه به نظر کارشناسی) صورت گرفته است. این درحالی است که لور یکی از محوطه‌های ارزشمند و باستانی اندیشمک به‌شمار می‌رود.

به گزارش خبرگزاری میراث‌فرهنگی  ـ محوطه ساسانی لور اندیمشک که در سال 88 توسط مدیران سراز خود وقت اداره میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک در استان خوزستان با صدور مجوز به فردی به نام آقای ( ب . ب) فروخته شد و این فرد نیز با دریافت یک میلیارد تومان این اراضی را به‌صورت غیر قانونی به تعاون مسکن فرهنگیان فروخت این روزها دردسر بزرگی برای خریداران این محوطه و مالکیت آن بوجود آورده است.

به‌گزارش CHN، آنطور که فعالان میراث‌فرهنگی خبر داده‌اند، چند شب قبل فرهنگیان شهرستان اندیمشک با تصاحب محوطه باستانی لور درحالی به خط کشی و کلنگ‌زنی این منطقه پرداختند که دخالت یگان حفاظت میراث‌فرهنگی هم نتوانست کاری از پیش ببرد و  مانع از تخریب فرهنگیان شود. گفته می‌شود، نیروهای یگان حفاظت وقتی می‌خواستند جلوی کلنگ‌زنی و خط کشی این افراد را بگیرند مورد ضرب و شتم شدیدی قرار گرفتند.

«مجتبی‌ گهستونی» با اعلام این خبر به خبرگزاری میراث‌فرهنگی می‌گوید: «درحالی تعدادی از فرهنگیان وارد محوطه باستانی لور شدند و به کلنگ‌زنی این محوطه پرداختند که یگان‌ میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک هم نتوانست مانع از اقدام آن‌ها شود. به‌طوری‌که دخالت یگان حفاظت میراث‌فرهنگی جزء ‌ضرب و شتم توسط فرهنگیان نتیجه‌ای به‌همراه نداشت».

گهستونی با اشاره بر اینکه اداره کل میراث‌فرهنگی استان خوزستان با قوت تمام، هم‌اکنون درحال پیگیری تعرض‌ به محوطه باستانی لور و ضرب و شتم نیروهای یگان حفاظت میراث‌فرهنگی است ادامه می‌دهد: «درحال‌حاضر 200 نفر از فرهنگیان تعاونی مسکن اندیمشک که در سال 88 برای گرفتن یک قطعه از اراضی محوطه باستانی لور مبلغ 5 میلیون تومان پرداخت کرده‌اند، درحالی منتظر ساخت و سازها و تحویل خانه‌های خود هستند که مدیران شهری این شهرستان نیز اصرار دارند، طرح مسکن محوطه باستانی لور باید به سرعت اجرایی شود. این در حالیست که دستگاه قضایی همواره مدافع محوطه های باستانی ثبت شده بوده و قطعا اجازه نخواهد داد تا معامله ای کاملا خلاف قانون به نتیجه نهایی برسد».

چنانچه به گفته دبیر انجمن تاریانا خوزستان، با اینکه فرماندار موضوع زمین‌خواری در شهرستان اندیمشک را معضلی جدی می‌‌داند و  معتقد است که بحث‌ زمین‌خواری باید هرچه سریعتر با اجرایی شدن طرح‌های تفضیلی و جامع برطرف شود که موضوع مربوط به تعاونی مسکن فرهنگیان و محوطه باستانی لور را مسئله‌ای بسیار ساده می‌داند. به‌اعتقاد فرماندار شهرستان اندیمشک، تعاونی فرهنگیان بخش الوار گرمسیری دارای مجوز است و میراث‌فرهنگی نباید مانع از ساخت و ساز آن شود.

این درحالی است که به‌گفته گهستونی، صدور مجوز واگذاری محوطه باستانی لور توسط روسای قبلی میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک و بدون نظر کارشناسی صورت گرفته است و پیگیری های مدیرکل فعلی میراث فرهنگی خوزستان و همچنین رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان منجر به گشوده شدن این تخلف آشکار شده است.

پیشتر ایزدمهر مدیر اداره میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک به تخلف و کوتاهی مدیران سابق میراث‌فرهنگی اشاره و به CHN گفته بود، مدیران قبلی میراث‌فرهنگی به دلیل سوء مدیریت در سال 88 درحالی اقدام به صدور مجوز کردند و دست به یک تخلف اداری زدند که این محوطه در تملک دولت و ثبت آثار ملی کشور بود. با این حال محوطه‌ باستانی لور به‌صورت شبانه‌روزی توسط پایگاه‌های یگان حفاظت رصد می‌شود و هیچ شخصی اعم از حقیقی و حقوقی حق ساخت و ساز در این محوطه را ندارد.

اما با وجود اطمینانی که رییس اداره میراث‌فرهنگی شهرستان اندیمشک نسبت به حفاظت این محوطه داده شب گذشته فرهنگیان به ضرب زور وارد محوطه شدند و آن را تصاحب کردند. محوطه‌ای که از چندین لایه مختلف تاریخی برخوردار است و بررسی باستان‌شناسان بیانگر آثاری از دوره عیلام میانه، تاریخی و دوره متاخر اسلامی است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1 مهر1393ساعت 1:55 توسط مجتبی گهستونی |

انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در همایش نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال تاریخی که در کاخ نیاوران تهران برگزار شد شرکت کرد و دبیر این انجمن درباره وضعیت میراث فرهنگی خوزستان به سخنرانی پرداخت.

پیش تر مدیرکل دفتر امور مجامع و تشکل‌های مردم‌نهاد از برگزاری سمینار نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال تاریخی  خبر داده بود و گفت: هدف از برگزاری سمینار امروز ارتقای آموزه‌ها، دانش و آگاهی سازمان‌های مردم‌نهاد حوزه میراث‌فرهنگی در زمینه مبارزه با جرائم مربوط به اموال تاریخی و فرهنگی است. 

دکتر مرتضی رمضانی گفت: این سمینار که با همکاری مرکز مبارزه با قاچاق و جرائم سازمان ملل متحد(UNODC) برگزار شد، اهدافی نظیر  ارتقای توانمندی‌ها و بهره‌مندی از ظرفیت سمن‌ها با ارائه آموزش‌های کاربردی، آگاهی‌افزایی و فرهنگ‌سازی در حوزه مبارزه با جرائم مربوط به اموال تاریخی را دنبال می‌کرد.

وی از حضور 80 نفر از نمایندگان تشکل‌های مردم‌نهاد حوزه میراث‌فرهنگی در این سمینار خبر داد و افزود: استر لاراش مدیر هماهنگی دفتر یونسکو در تهران، لیک بون وات مدیر(UNODC) در تهران، الیزابت بیسک استاد دانشگاه در حوزه حقوق در این سمینار داشتند.

قاچاقچیان و میراث خوزستان

مجتبی گهستونی دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان که در بخش سوم این همایش یکی از سخنرانان بود گفت: من روزنامه نگار و فعال میراث فرهنگی هستم که از خوزستان، از دروازه تمدن و گهواره تاریخ. پاتخت ایلامیان و هخامنشیان و بهشت باستان شناسان آمدم. سرزمینی که روزگاری باستان شناسانی مثل گریشمن، دیولافوا، ژان پرو، دمورگان، کابلی، یغمایی، رهبر و.... در آن کاوش کرده اند.

وی افزود: در این نشست از غارت و حفاری در جیزافت نام برده شد و من نیز ناچارم از حفاری و قاچاق در شوش، بهبهان، رامهرمز، ایذه، دزفول و... نام ببرم.

وی اظهار داشت: برای اینکه برگزاری چنین همایش هایی در مردم تاثیر بگذارد، ضرورت دارد که همایش هایی نظیر نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال تاریخی در استانها و برای مردم برگزار شود.

گهستونی خطاب به حاظرین یادآور شد: چگونه است که سازمانهای بین المللی برای ساماندهی و رسیدگی به مهاجرین و پناهندگان تلاش های فروان می کنند اما اقدامی عملی از سوی این نادها برای مقابله با قاچاق اموال فرهنگی صورت نمی گیرد. کارشناسان سازمان ملل در این همایش از مناقشات و اختلاف های نطری در شمال عراق، سوریه، کویت و  افغانستان سخن گفتند اما امروز این نگرانی وجود دارد که به قومیت ها به گونه ای آموزش داده شود تا در تعارض با میراث فرهنگی قرار نگیرند و مرز تعهدیدی برای میراث فرهنگی محسوب نشود.

سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در ادامه به معظل فلزیاب ها اشاره کرد و گفت: در هر نشریه و با عبور در هرگذر با تبلیغ طلایاب ها مواجه می شویم که علی رغم حساسیت هایی که وجود دارد اما برخورد جدی با این موضع صورت نمی گیرد.

وی از ارسال پیامک هایی که بعضا برای کلاهبرداری صورت میگیرد گلایه کرد و افزود: پیامک هایی از سوی افراد نا آشنا برای خرید و فروش اموال فرهنگی – تاریخی صورت می گیرد که گاه افراد ساده لوح نیز در دام کلاهبرداران گرفتار می آیند.

گهستونی با گلایه از نمایندگان خوزستان در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: واقعا دلیل اینکه نمایندگان خوزستان در مجلس حاضر نمی شوند که در کمیسیون ها و فراکسیون های تخصصی حوزه میراث فرهنگی و گردشگری عضو شوند چیست؟ لذا به سازمان میراث فرهنگی کشور پیشنهاد می دهم که حداقل با نمایندگان شهرهایی که میراث فرهنگی بخش تفکیک ناشدنی از دیگر حوزه های انتخابیه شان محسوب می شود را دعوت کنند تا بابرنامه ریزی آنان را ترغیب به فعال شدن به نفع میراث فرهنگی کنند.

وی سپس یادآور شد که در بعضی استانها شاهد آن هستیم که یگان حفاظت اقدام به دستگیری متخلفین
می نماید اما بعضا آن متهم پس از تحویل به مراجع انتظامی و قضایی آزاد می شود که نشان می دهد احکام صادره چندان سختگیرانه نیست.

این فعال میراث فرهنگی گفت: بسیاری از افراد که به نوعی دسترسی به اشیا تاریخی دارند با ترس و واهمه ای که دارند حاضر نیستند شی مورد نظر را به میراث فرهنگی تحویل بدهند چرا که مطمئن هستند حق الکشفی دریافت نمی کنند و در ضمن ممکن است مشکلاتی برای آنان  بوجود بیاید.

سازمان یافته گی در حال غارتگری اموال تاریخی

در این همایش نماینده دفتر مقابله با مواد مخدر و جرائم سازمان یافته ملل متحد گفت: اگر عموم مردم و جوامع محلی بتوانند برای جلوگیری از قاچاق اشیاء تاریخی اقدام کنند، حفاظت از این اموال بهتر انجام می‌شود.

لیک بون وات، در همایش نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال فرهنگی و تاریخی گفت: گروه‌‍‌های سازمان یافته در حال غارتگری اموال تاریخی هستند. اشیاء تاریخی به خارج از کشور می رود و در واقع تاثیر زیادی روی هویت مردم آن کشور می گذارد. سازمان UNODC درباره جرایم سازمان یافته کنوانسیون هایی دارد که درباره آثار تاریخی و قاچاق آنها نیز مبارزه می کند. این کنوانسیون نشان دهنده تعهد جامعه بین المللی در قاچاق اشیاء تاریخی و فرهنگی است و سعی می کند پتانسیلی که در کنوانسیون وجود دارد را برای مبارزه با قاچاق این اموال به کار گیرد. بنابراین بسیاری از تمهیدات اندیشیده شده در این کنوانسیون مرتبط با همین موضوع است.

وی گفت: با گسترش این مساله سازمان UNODC کمیته ای را تشکیل داده که با قاچاق اموال تاریخی مقابله کند در ایران نیز سعی شده ظرفیت های ملی افزایش یابد تا در زمینه قاچاق اموال تاریخی مبارزه انجام شود. با قاچاق اشیاء تاریخی از یک کشور سود زیادی نصیب قاچاقچی می شود ولی بشریت برای همیشه از دسترسی به این اشیاء محروم می شود. حفاظت از اموال تاریخی می تواند بهتر انجام شود اگر عموم مردم و جوامع محلی بتوانند در مبارزه با قاچاق دخالت کنند. نقش جامعه مدنی در این پدیده پیچیده بسیار حائز اهمیت است در واقع اگر آگاهی رسانی انجام شود به حفظ اشیاء فرهنگی و تاریخی کمک زیادی خواهد شد.

ضعف رژیم حقوقی در زمینه قاچاق اموال تاریخی

رییس مرکز خدمات حقوق بین الملل نهاد ریاست جمهوری گفت: رژیم حقوقی ایران در زمینه مبارزه با قاچاق اموال فرهنگی و تاریخی نقاط ضعف چشمگیری دارد.

«محسن محبی» در سمینار نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال فرهنگی اظهار داشت: تلاش برای کاهش ضعف مقابله با قاچاق در کشورمان مستلزم فعالیت بیشتر در حوزه دکترین نظریه ها و قانون موضوعی به عنوان دو مولفه اصلی رژیم حقوقی کشور است. میراث فرهنگی به عنوان منافع ملی کشور جزو نهادهای حاکمیتی دولت است، چرا که این میراث مصرفی نبوده ، بلکه ماندگار و تضمین کننده هویت تاریخی کشور است. بخش خصوصی در کشورمان رشد مناسبی نداشته است و این موضوع سبب شده تا دولت و وزاتخانه ها به فعالیت های حاکمیت، به تصدی گری امور ساده نیز بپردازند.

وی گفت: رژیم حقوقی ایران درباره دفاع از میراث فرهنگی و جلوگیری از قاچاق اشیای تاریخی کامل نیست و خلل بزرگی دارد، اما سازمان میراث فرهنگی با توجه به اینکه فعالیت قانونگذاری ندارد نمی تواند در این خصوص کاری انجام دهد. مجلس باید در این باره قانونگذاری کند. شاکله فکری و حقوقی در ایران مبتنی بر مالکیت خصوصی است و در قانون اساسی ایران مساله مالکیت مورد حمایت و توجه جدی قرار دارد. مالکیت اموال و مواریث فرهنگی و تاریخی برای دولت از نظر حقوقی تثبیت نیست و برای مثال زمانی که گفته می شود تخت جمشید متعلق به دولت است از دولت سند می خواهند!

وی اضافه کرد: قانون مدنی مقرراتی درباره دفینه دارد که قطعه تاریخی در ملک شخصی را متعلق به وی می داند اما در جای دیگری می گویند که دولت باید به قیمت عادله آن قطعه را بخرد. ما درباره اینکه آیا اموال تاریخی برای دولت است یا خیر هنوز مشکل داریم. طبق ماده 26 قانون مدنی، اموال منقولی که دولت برای مصالح عمومی و ملی در تصرف دارد قابل تملک خصوصی نیست. در ماده های 165، 173 و 176 هم به اموال بلاصاحب و دفینه اشاره کرده است. نخستین قانون برای حفظ آثار ملی در سال 1309 تصویب شده است و در آنجا نیز تکلیف مالکیت حقوقی مشخص نیست.

یونسکو شوکه شد

«استر لاروش» مدیر دفتر یونسکو در ایران در سمینار نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال فرهنگی با بیان اینکه تمدن های خاورمیانه در خطر قاچاق اموال فرهنگی هستند گفت: یونسکو نامه هایی به پلیس بین الملل (اینترپل) و نهادهای فراملی ارسال کرده تا از آثاری که از کشورهای سوریه و عراق به دیگر کشورها قاچاق می شود حفاظت کنند و اجازه قاچاق این آثار را به سودجویان ندهند. قاچاق میراث فرهنگی و تاریخی در کشورهای سوریه و عراق برای ما بسیار عجیب و غیرقابل تحمل بوده و یونسکو را شوک زده کرده است.

مدیر دفتر یونسکو در ایران با بیان اینکه اولویت مقابله با قاچاق اموال فرهنگی باید پیشگیری باشد افزود: سازمان های غیردولتی برای تحقق این مهم نقش بسیار مهمی برعهده دارند و امیدواریم با کمک آنها به اهداف مورد نظر خود در راستای پیشگیری از قاچاق اموال فرهنگی برسیم. تجربیات نشان می دهد همکاری جامعه های محلی بهترین راه برای کنترل قاچاق اموال فرهنگی است و برای تحقق آن باید ظرفیت های ملی فراهم شود و مردم در جریان پیچیدگی های این جرایم قرار گیرند. باید فهرست مناسبی از کالاهای فرهنگی در کشورها موجود باشد تا نسبت به کنترل آنها اقدام شود.

حراجی‌های خارجی حوصله اشیای تاریخی ایران را ندارند

مدیر کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گفت: حراجی‌های خارجی می‌گویند دیگر حوصله اشیای تاریخی ایران را ندارند.

امید غنمی، در سمینار نقش جامعه مدنی در مقابله با قاچاق اموال فرهنگی تاریخی اظهار داشت: هر گونه انگیزه‌ برای خروج و ورود اشیا و اموال تاریخی تحت عنوان قاچاق محسوب می‌شود که قاچاق اشیا و اموال تاریخی پس از مواد مخدر رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. با توجه به اینکه قاچاقچیان اشیای تاریخی پولهای هنگفتی را به جیب می‌زنند در کنوانسیون‌های مختلف، راههای متعددی را برای مبارزه با آن آورده‌اند و ایران نیز عضو این کنوانسیون‌های جهانی است.

مدیر کل حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با بیان اینکه تا سال ۹۲ قاچاق اشیای تاریخی جزء جرائم قابل بازگشت بود، گفت: با توجه به پیگیری‌هایی که صورت گرفت بازنگری در قانون مجازات اسلامی انجام شد و این جرائم نیز جزء جرائم غیرقابل بازگشت قرار گرفت و صرفاً با گزارش‌های مردمی، دستگاه‌های قضایی کار خودشان را آغاز می‌کنند. عمده پرونده‌های قاچاق تا سال ۱۳۸۵ بوده و بیشتر پرونده‌های بین‌المللی ایران درباره قاچاق اشیای تاریخی هم با پشتوانه سازمان‌های مردم‌نهاد به نتیجه رسیده است.

وی با تأکید بر اینکه ایران، پیگیری‌های جدی درباره حراج اشیا و اموال تاریخی ایران در خارج از کشور دارد، گفت: حراجی‌های بین‌المللی می‌گویند دیگر حوصله حراج اشیای تاریخی ایران را ندارند به قدری که ما پیگیری می‌کنیم و برای آنها درد سر ایجاد می‌کنیم و در نهایت، شیء تاریخی را از گردونه حراج، خارج می‌کنیم. درباره اموال و اشیای تاریخی که در اختیار مردم قرار دارد متأسفانه خلأ بزرگی داریم چون نمی‌توانیم مطلع شویم که چه اشیایی با چه شناسنامه‌ای در اختیار مردم قرار دارد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 0:22 توسط مجتبی گهستونی |

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/22-6-1393/IMAGE635462239317531960.jpg

مهمترین بقاع تاریخی خوزستان درحالی با هدف توسعه و گسترش امامزاده‌ها زیر تیغ تیز توسعه اوقاف قرار گرفتند که چند روز پیش نیز پس از تخریب‌ بخش‌هایی از بقعه‌ هفت‌شهیدان در مسجد سلیمان، سلطان‌ابراهیم در ایذه، شاهزاده احمد در اندیمشک، علی‌بن مازیار در اهواز دستور تخریب بخش‌هایی از بقعه علمدار رامهرمز صادر شد. بقعه‌ای که گفته می‌شود روی یک محوطه باستانی ارزشمند قرار گرفته است.

دو سال پیش بود که مدیر وقت اداره اوقاف خوزستان اعلام کرد قرار است حریم و فضای پیرامونی 20 بقعه تاریخی در استان خوزستان گسترش و توسعه پیدا کند. همان زمان نیز.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 3:15 توسط مجتبی گهستونی |

مطالب قدیمی‌تر