khouzestan-4

با برگزاری همایش «پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی خوزستان» در شهر اهواز پانزدهمین هسته‌ی استانی پویش اعلام موجودیت کرد.

به کوششِ انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا (خوزستان) و با همکاری شبکه‌ی تخصصی سازمان‌های مردم‌نهاد محیط‌زیست و منابع طبیعی خوزستان عصر دوشنبه سی‌ویکم خردادماه در تالار نمایش اداره کل محیط‌زیست استان خوزستان همایشِ «پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی خوزستان» برگزار شد و طی آن هسته‌ی استانی پویش در استان خوزستان اعلام موجودیت کرد.

در این همایش، که با صرف افطار همراه بود، مجتبی گهستونی، روزنامه‌نگار و فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی که اجرای همایش را هم بر عهده داشت، گزارشی از وضعیتِ بد میراث فرهنگی و محیط‌زیست استان داد، سپس بابک مغازه‌ای، مدرس گردشگری و توان‌افزایی نهادهای مدنی کلیاتی از تجربه‌ها و چهارچوبِ تلاش‌های مردمی را در قالبی کارگاهی فشرده ارایه کرد.

khouzestan-12

در ادامه، پس از سخنانِ هژیر کیانی، دبیر شبکه‌ی تخصصی سازمان‌های مردم‌نهاد محیط‌زیست و منابع طبیعی خوزستان، شهره صدری‌خانلو، مدیر گروه ارزیابی محیط‌زیستی طرح سیکل ترکیبی در خوزستان از کارش گفت و انجمن‌ها و فعالان استان را به همکاری فراخواند.

در این همایش که مسؤولان شماری از انجمن‌های میراثی و محیط‌زیستی استان حضور داشتند علیرضا افشاری، سخنگوی پویش، از چگونگی شکل‌گیریِ پویش و ضرورتِ آن سخن گفت و در پایانِ نشست رحیم الوندی، کارشناس و مسؤول حیات‌وحش سازمان حفاظت از محیط زیست استان، حاضران را با طبیعت خوزستان و تنوع زیستیِ آن آشنا کرد.

مجتبی گهستونی مسؤولیت پویش پاسداری استان خوزستان را عهده‌دار شده است.

+ نوشته شده در جمعه ۱۱ تیر۱۳۹۵ساعت 0:36 توسط مجتبی گهستونی |

با وجود آنکه معبد باستانی سر مسجد در شهر مسجد سلیمان یکی از آثار به جا مانده از دوره هخامنشیان است اما عدم تعیین عرصه و حریم مصوب برای آن سبب شده تا انواع تعرضات به آن انجام شود و این روزها نیز پایه های برق به عرصه این محوطه باستانی تعرض کرده اند.

آتشکده سرمسجد، از جمله آثاری است که از دوره هخامنشیان باقی مانده و به دستور یکی از پادشاهان بزرگ هخامنشی ساخته شده و هر کدام از سنگ‌های بزرگ معدنی به کار رفته در آن حدود 4 تا 5 تن وزن دارد. گفته می شود، برای ساخت دیوارهای این معبد هیچ نوع ملاتی به کار نرفته و با توجه به زلزله‌های مکرر در مسجد سلیمان احتمال ریزش این سنگ‌های خشکه‌چین وجود دارد.

با وجود آنکه در سالهای 1386 و1387 عملیات گمانه زنی به منظور تعیین حریم انجام شد اما این عملیات هیچگاه به نتیجه نرسید و ضوابط تعیین عرصه و حریم صفه سرمسجد ابلاغ نشد. همچنین از همان سالها بود که عملیات فنس کشی دور معبد صفه سرمسجد بدون آنکه تعیین عرصه و حریم ابلاغ شود، انجام و مقدمه ای برای تخریب و تعرض به عرصه و حریم معبد صفه سر مسجد شد. در سال 1386 انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان از طریق مکاتبه و اطلاع رسانی در خبرگزاری میراث خبر نسبت به پیمانکار سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری خوزستان برای فنس ‌کشی محوطه تاریخی صفه سرمسجد در مسجد سلیمان اعتراض کرد.

با این وجود تعرض به عرصه و حریم سر مسجد همچنان ادامه دارد چنانکه این روزها، برای نصب پایه های برق دیاند بر روی عرصه معبد سرمسجد ناچار شده اند اطراف معبد را حفره های چهار متری بکنند.

"مجتبی گهستونی" با اعلام این خبر به CHN گفت: «نصب پایه های برق در روزهای گذشته و پی کنی تا عمق چهارمتر بدون تعیین عرصه و حریم در حالی در این محوطه انجام می‌گیرد. این درحالی است که از گذشته تاکنون، بیم آن می‌رود که اثار بیشتر در این محدوده وجود داشته و بر اثر نبود نظارت و کاوش دقیق، تخریب شوند.

او با تاکید برآنکه مشاهده عکس های هوایی صفه سرمسجد حکایت از آن دارد آنچه که در سال 1386 فنس کشی شد فقط دور تراس کشیده شده و حدود یک پنجم عرصه را محصور کرده است ادامه داد: «عرصه و حریم محوطه تاریخی سرمسجد به شکل فاجعه باری مورد تجاوز و ساخت و سازهای بی ضابطه و غیرقانونی از چهارسو قرار گرفته است. چنانکه پس از تخلف های آشکار در صفه سرمسجد، حال ایجاد پایه های برق که با چراغ سبز اداره میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری مسجدسلیمان بدون هیچ گونه مجوزی همراه است از دیگر تخلفات عمده در صفه سرمسجد به شمار می رود.»

به گفته گهستونی، عدم توجه و ورود جدی سازمان میراث فرهنگی کشور و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان موجب شده تا شدت تعرض ها بیشتر شود. در عرصه این محوطه تاریخی با بررسی های سطحی می توان ساخت و سازهای کهن را مشاهده کرد که در زیر ساخت و سازه های جدید با مجوز میراث فرهنگی مسجدسلیمان نابود شده اند. به طور مثال بازسازی و توسعه یک واحد اموزشی، ساخت تالار عروسی، ساخت دهها واحد مسکونی، توسعه راهها، فنس کشی بدون عرصه و حریم، عبور دیگر پایه های برق از جمله این تعرض ها است. البته در جریان هر ساخت و ساز و انجام عملیات نظیر گاز رسانی، انتقال خطوط اب و برق و تلفن و فاضلاب آثار زیر سطحی در صفه سرمسجد به شدت آسیب دیده و نابود شده است.

ساخت سرویس های بهداشتی، اتاق مراقبین، ایجاد باغچه، کاشت درخت و آبیاری سطحی که دوستداران میراث فرهنگی بارها شاهد آن بودند، توسط میراث فرهنگی بر روی این اثر بدون هرگونه مطالعه دقیقی صورت گرفته است. در عین حال، فاضلاب و پسماند خانه های اطراف که حاوی مواد شیمیایی است هم می تواند با ترکیب شدن با لایه مارنی در میان آثار که حساس به برخی مواد است، تخریب آثار را سرعت بخشد.

این درحالی است که معماری سر مسجد از جمله بناهای اوراتویی و مهمترین مشخصه آن استفاده از سنگ بدون ملاط در این معماری است و کاوش های گریشمن باستان شناس فرانسوی نشان می دهد که تخت جمشید با الگوگیری از این آتشکده ساخته شده است. کشف ظروف سفالین، پایه های برنزی شمعدان به شکل حیوانات، نقش برجسته های سفالی با شکل گل شش پر، انواع سردیس، مجسمه های سفالی سوارکاران، مجسمه های عظیم سنگی هرکول در حال مبارزه با شیر و.... از جمله کشفیات باستان شناسان در پیش از انقلاب است که در موزه های شوش، ایران باستان و لوور قابل مشاهده است. آتشکده جاویدان (صفه سرمسجد) واقع در مسجد سلیمان بنایی متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد است که بنا بر نظر برخی کارشناسان، معماران برای ساخت تخت جمشید از آن الهام گرفته‌اند که بنای عظیم آتشکده سرمسجد در سال 1316 و با شماره 300 به فهرست آثار تاریخی ملی و باستانی کشور به ثبت رسیده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۵ساعت 23:48 توسط مجتبی گهستونی |

ملک مجاور خانه تاریخی بچاری آبادان در حالی بدون دریافت مجوز از این اداره تخریب شده است که سالهاست خانه بچاری به حال خود رها شده و عملیات تخریب ملک مجاور بدون حضور کارشناس میراث همراه بوده است.

خانه بچاری مربوط به دوره قاجاریه در آبادان است و در خیابان دبستان روبروی سینما نفت واقع شده و 23 شهریور 1382 با شمارهٔ ثبت 9968 به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. 

با وجود آنکه بر اساس قانون، تخریب املاکی که در مجاورت بناهای تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی قرار دارند، باید با اطلاع سازمان میراث فرهنگی و زیر نظر کارشناسان این سازمان صورت گیرد، اما تخریب ملک مجاور خانه تاریخی بچاری آبادان بدون مجوز میراث فرهنگی آبادان صورت گرفته است. 

دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام این مطلب به خبرنگار CHN گفت: « پس از پیگیری های مختلف متوجه شدیم که هفته گذشته پس از وقت اداری، مالک خانه مجاور خانه تاریخی بچاری آبادان با مجوز شهرداری آبادان و بدون اطلاع میراث فرهنگی، به تخریب خانه خود اقدام کرد که در بازرسی های به عمل آمده از طرف ماموران یگان حفاظت اداره میراث فرهنگی آبادان متوجه این اقدام شدند.» 

"مجتبی گهستونی" با اشاره به پیگیری هایی که از میراث فرهنگی شهرستان ابادان داشته بیان کرد: «مدیریت این اداره مدعی است پیش از این، طی نامه ای به شهرداری آبادان محل های ثبت میراث شده اطلاع داده شده و شهرداری پیش از صدور پروانه تخریب و ساخت ساز در مجاورت این ساختمان ها باید با میراث فرهنگی هماهنگ می کرد.» 

به گزارش CHN، خانه بچاری یک بنای 2 طبقه و با طراحی خاص، چوب‌بری‌های زیبا و حالت ایوانی است که می توان با احیای آن کاربری های متنوعی تعریف و به تبع آن اشتغال و درآمد ایجاد کرد.

گفته می شود از صاحب ملک خانه بچاری خواسته شده برای برآورد خسارت وارده به این خانه به میراث فرهنگی مراجعه کند. همچنین طی نامه های جداگانه به فرمانداری ویژه و شهرداری آبادان این موضوع اطلاع رسانی شد تا جلو ادامه فعالیت تخریب در مجاورت خانه بچاری گرفته شود. 

دبیر انجمن تاریانا با اعلام اینکه کاربری زمین مجاور ملک بچاری فضای سبز است تصریح کرد: «اما مالک موفق شده مجوز ساختمان چهارطبقه در حریم خانه بچاری را بگیرد. با این و جود، مالک به ساخت ساختمان چهارطبقه راضی نیست و اعلام کرده ساختمان او 9 طبقه خواهد بود.» 

در این میان گفته می شود، برای تخریب ملک جانبی خانه بچاری از سوی شهرداری آبادان در تاریخ 12/9/93 استعلام شد و در تاریخ 16/9/93 اداره میراث آبادان از اداره کل استعلام کرد که در تاریخ 17/9/93 اداره کل میراث خوزستان بدون بررسی کارشناسی اجازه تخریب ملک مجاور را صادر و اجازه ساخت 4 طبقه را داده است این درحالی است که خانه بچاری دوطبقه است .در همان تاریخ 17/9/93 ادره آبادان به ریاست (شمس الدین نوربخش) مطالب همان نامه را ابلاغ و اجازه تخریب و ساخت 4 طبقه را صادر کرده است. نکته قابل توجه آن است که در طرح جامع این ملک یعنی ملک مجاور خانه بچاری، فضای سبز در نظر گرفته شده اما شهرداری منطقه یک آبادان اجازه ساخت داده است. 

لازم بذکر است که در تابلو مجاور ساختمان که مشخصات ساختمان در حال احداث روی آن ثبت میشود تعداد طبقات 9 طبقه نوشته شده است.

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ خرداد۱۳۹۵ساعت 20:7 توسط مجتبی گهستونی |

با ادامه کاوش ها در اندیکا و کشف سازه ها و سکه های الیمایی، تعدادی از سکه ها که توسط مردم محلی برداشته شده بود به یگان حفاظت ارائه شد چنانکه در حال حاضر تعداد سکه های کشف شده به 2 هزار عدد رسیده است. 

روز گذشته بود که خبر پیدا شدن محوطه باستانی و سکه های الیمایی در منطقه اندیکای خوزستان منتشر شد. این محوطه باستانی به واسطه برخورد بیل مکانیکی که به منظور گاز رسانی به روستاهای اطراف مشغول کار بود کشف شد. در پی حفاری مذکور، سازه‌هایی اندک در این محوطه کشف و در مرحله نخست ،1300 سکه الیمایی از محل  بدست آمد. در نهایت به دستور دادستانی کار حفاری در این منطقه متوقف شده و باستان شناسان و کارشناسان میراث فرهنگی قرار است برای بررسی به منطقه اعزام شوند.

اما به گفته فعالان میراث فرهنگی، پس از کشف 1300 سکه الیمایی در اندیکای خوزستان، تعداد سکه های کشف شده در روز دوم به بیش از 1800 سکه الیمایی رسید. 

مجتبی گهستونی دبیر و سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در این باره به خبرنگار CHN گفت: «در پی عملیات حفاری برای گاز کشی در روستایی در بخش قلعه خواجه اندیکا، مخبران محلی از بیرون آمدن سکه های منقوش خبر دادند و همین موضوع باعث شد تا پیش از رسیدن مسئولان میراث فرهنکی و عوامل انتظامی و امنیتی، بخشی از سکه های الیمایی توسط برخی بومیان به سرقت برود.»

او با اشاره به اخبار دریافتی از محلی ها در شهرستان اندیکا ادامه داد: «با حضور نیروهای انتظامی و امنیتی و کنترل محل از ادامه پروژه جلوگیری شد و با پاکسازی محل و انجام سرند بخشی از خاک که باید حفاری را پر می کرد عملیات شناسایی افرادی که صدها سکه دیگر را ربوده بودند اغاز شد و در نهایت با کشف تعدادی دیگر سکه، برخی افراد به صورت داوطلبانه اقدام به تحویل سکه های مورد نظر کردند چنانکه تاکنون تعداد سکه های کشف شده به 2 هزار سکه الیمایی افزایش یافته است.»

به گزارش CHN، عملیات سرند کردن خاک و غربالگیری برای اولین بار در کشف های اتفاقی حادث شده است و از آنجایی که شناخت حکومت الیمایی ها هنوز بصورت کامل انجام نشده، مطالعات روی مواد فرهنگی آنان از جمله کشفیات اخیر می‌تواند در شناخت و تکمیل پازل الیمایی کمک قابل توجهی کند . چنانکه می توان از روی این سکه ها به هنر فلز کاری، آداب و رسوم ، فرهنگ و اساطیر و از همه مهمتر گاهنگاری آنان پی برد.

گهستونی با تاکید برآنکه در اندیکا محوطه های باستانی گسترده ای وجود دارد که نیازمند توجه بیشتر مسئولان است خاطرنشان کرد: «از یک نمایندگی میراث فرهنگی با کمترین امکانات و نیرو و با داشتن کمتر از یک میلیون تومان تنخواه در طول سال، چه انتظاری  برای حفاظت از آثار و محوطه های تاریخی می توان داشت؟ این درحالی است که مشاهدات ما و نیروهای یگان حفاظت در مناطقی از بخش هایی از قلعه خواجه، آبژدان، چلو و... حکایت از حفاری های غیر مجاز و تعرضات بسیار به مناطق تاریخی دارد.»

دبیر انجمن تاریانا گفت: «در حال حاضر با توجه به کشف داده های فرهنگی در برخی مناطق تاریخی در نتیجه حفاری ها و دستگیری قاچاقچیان لازم است که تجهیز نمایندگی میراث فرهنگی اندیکا و ارتقا نمایندگی به اداره در دستور کار قرار گیرد.» گهستونی افزود: «با توجه به اینکه حوزه کاری پایگاه ملی آیاپیر که در ایذه مستقر است بخش های عمده ای از شمال خوزستان را از جمله اندیکا، لالی، باغملک، مسجدسلیمان ... شامل می شود، انتظار می رود که وظایف محوله به این پایگاه فقط در حد حرف نباشد و سیطره کاری پایگاه آیاپیر فراتر از ایذه باشد. »

به گزارش CHN، در حال حاضر مطالعات باستان شناسی و پژوهشی منطقه باستانی اندیکا می تواند در پایگاه آیاپیر انجام شود. در همین خصوص ضرورت راه اندازی و تجهیز آزمایشگاه پایگاه آیاپیر ضرورت فراوان دارد. 

این فعال میراث فرهنگی ادامه داد: «نکته مهم تر اینکه کمتر از یک دهه از شهرستان شدن منطقه کوهستانی و عشایری اندیکا می گذرد. در اندیکا نیز صدها محوطه و اثر تاریخی مهم از دوره های مختلف تاریخی وجود دارد اما توسعه شهری در بافت روستایی اندیکا باعث شده تا پروژه های مختلفی در منطقه اجرا شود که این مهم ضرورت انجام استعلام پیش از اجرای هرگونه پروژه ای را بیشتر می کند. برای جلوگیری از تخریب، تعرض و از بین رفتن آثار و محوطه های تاریخی و همچنبن جلوگیری از پایمال شدن بودجه های دولتی که بدون استعلام به محوطه های تاریخی ورود پیدا می کنند، انتظار می رود که استانداری خوزستان و فرمانداران نسبت به انجام استعلام های لازم دریغ نکنند.»

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ خرداد۱۳۹۵ساعت 20:14 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی

با کنار رفتن عاطفه رشنویی از معاونت میراث فرهنگی خوزستان پس از چند سال، دکتر علیرضا رازقی مدیر پایگاه جهانی چغازنبیل به سمت معاونت میراث فرهنگی منصوب شد تا شاید بتواند اوضاع معاونت مربوطه را بیش از پیش متحول کند.

اما بعد از گذشت دو هفته، او به شکل غیر مترقبه­ای استعفا داد و بسیاری را با هاج و واج روبرو کرد. حال از ابتدای خرداد 1395 به این سو حوزه معاونت میراث فرهنگی بدون داشتن سرپرست و فقط با جانشین اداره می شود.

در این میان قرعه جانشینی به نام پرویز طلائیان­پور از نیروهای قدیمی حوزه معاونت مربوطه که فارغ التحصیل دانشکده سابق میراث فرهنگی می باشد افتاد. او از جمله افرادی می باشد که بارها تاکید کرده سالهاست افرادی مثل او را به حاشیه رانده اند و بسیاری مواقع توانایی های فردی چون او را در نظر نگرفته اند. آنهم در زمانی که میراث فرهنگی با کمترین نیرو و امکانات اولیه به حیات خود ادامه می داد.

به هر جهت اکنون جانشین معاونت میراث فرهنگی در شرایطی دست به کار شده که انبوهی از وظایف یک معاونت را پیش روی خود دارد و از سویی باید بتواند در فصل بودجه بندی پروژه تعریف کند. اکنون که طلائیان پور مجال آن را پیدا کرده تا در مقام جانشین معاونت میراث نقش آفرینی کند، وقت آن است که خودی نشان بدهد تا ثابت کند فردی توانمند بوده که به خاطر بدسلیقه بودن گذشته­گان از توانمندی­های فردی مثل او استفاده نشده است. شاید به همین دلیل است که این روزها او پُر انگیزه تلاش می کند تا از خود خاطره خوبی برجای بگذارد.

در صورتی که در این روزهای حساس او نیز موفق به پروژه نویسی برای بودجه گیری بشود و اوضاع معاونت میراث را با همه انتقادهایی که به آن از گذشته داشت را سامان بدهد می­توان گفت که علی رغم حضور غیر مترقبه­اش اما برنامه و استراتژی داشته است و اکنون می خواهد آنها را اجرا کند.

البته قطع به یقین حضور جانشین معاونت میراث فرهنگی خیلی زمان زیادی نخواهد برد و به صورت غیر رسمی از افرادی به عنوان کاندید معاونت نام برده می شود. اما باید دید خسرو نشان که گاهی برخی انتصاب­هایش غیرمترقبه بوده از میان افرادی مثل عیدانی، حسین زاده، ارسطو زاده، شوشتری و... چه کسی را برمی­گزیند.

شاید از نظر عده ای کنار گذاشتن عاطفه رشنویی و در نهایت استعفای علی­رضا رازقی با ابهام هایی مواجه باشد ولی همه اینها این نکته را که معاونت میراث فرهنگی خوزستان روزهای تقریبن خوشی را تجربه نمیکند را ثابت می کند.

حال باید دید که سرانجام مهمترین معاونت که در چند ماه گذشته با تب وتاب­های مختلفی مواجه بوده به کجا ختم خواهد شد و حکم معاونت میراث فرهنگی به نام چه کسی زده می شود.

در این میان انتظار می رود که بدون هیچ چشم پوشی کلیه ماموریت ها و وظایف حوزه میراث فرهنگی انجام بشود.

هرچه باشد می­گویند مدیرکل فعلی میراث فرهنگی خوزستان انسان توانمندی است. پس باید منتظر بود تا با تصمیم گیری­های آینده­اش چشمه­هایی از توانمندی مدیریتی او را ببینیم. 

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ خرداد۱۳۹۵ساعت 22:25 توسط مجتبی گهستونی |

11 خرداد سالروز تولد عزت الله نگهبان پدر باستان شناسی ایران در زادگاهش اهواز است.

فعالان میراث فرهنگی، صبح روز دوشنبه 10 خرداد 1395 در کمیسیون فرهنگی شورای شهر اهواز خواستار حرمت گذاشتن به نام عزت الله نگهبان پدر باستان شناسی ایران شدند که با استقبال اعضای حاضر در کمیسیون فرهنگی مواجه شد. همنچنین خطاب به اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان درخواست کردند تا بزرگداشتی برای عزت الله نگهبان پدر باستان شناسی ایران برگزار شود.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با بیان این صحبتها به CHN گفت: در سال 1386 قبل از اینکه دکتر عزت الله نگهبان فوت کند از مسئولان خواستار زنده نگاه داشتن این شخصیت شدیم اما تا به امروز ادای دینی به این مقام برجسته علمی صورت نگرفته است.

"مجتبی گهستونی" افزود: به پاس تکریم و قدردانی از بزرگانی که در راه علم باستان‌شناسی به ویژه در خوزستان زحمت کشیده‌اند پیشنهاد می شود مراسم بزرگداشتی برای عزت الله نگهبان برگزار شود. ضمن اینکه ایشان متولد 1305 اهواز در خوزستان است و بخشی از زندگی حرفه ای خود را نیز در محوطه‌های باستانی خوزستان گذرانده‌. بی شک پاسداشت کسانی که برای شکوفایی و کشف تاریخ پنهان ایران زمین زحمت کشیده‌اند از وظایف سازمان میراث فرهنگی و انجمن‌های دوستدار میراث فرهنگی است.

وی بیان کرد: در دیدارهای جداگانه با مدیرکل سابق اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و همچنین رییس فعلی انجمن مفاخر خوزستان درخواست های شفاهی برای تکریم شخصیت مرحوم عزت الله نگهبان ارائه دادیم و انتظار می رود که حداقل نام میدان و خیابانی و یا حتی ساختمان اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان به نیت یادمان چنین شخصیتی نامگذاری شود.

عزت الله نگهبان سال 1305 خورشیدی در اهواز به دنیا آمد و در سال 1328 از دانشگاه تهران لیسانس گرفت و در سال 1329 وارد موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو شد.

وی در سال 1333 موفق به اخذ درجه فوق لیسانس از این دانشگاه شد. عنوان رساله وی با راهنمایی "دونالد مک کان" بررسی سیر سفال نخودی رنگ در خوزستان است. پس از بازگشت به ایران، نگهبان با درجه دانشیاری به استخدام دانشگاه تهران درآمد و با اخذ دکترای افتخاری از دانشگاه تهران در سال 1345 به درجه استادی ارتقا یافت. از سال 1346 تا 1356 دکتر نگهبان مدیریت گروه باستان‌شناسی را برعهده داشت. در سال 1336 وی موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران را بنیاد گذاشت و تا سال 1356عهده دار ریاست آن بود. در سال 1354 به ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران منصوب شد و تا سال بازنشستگی خود در 1357 در این سمت باقی ماند. دکتر نگهبان همواره یکی از سرسخت‌ترین مدافعان برنامه‌های منظم کردن فعالیت های مربوط به باستان‌شناسی بود و برخی وی را دشمن بزرگ قاچاق و دلالان عتیقه در ایران می‌دانستند.

در پنجمین کنگره بین المللی باستان‌شناسی و هنر ایران در 1347 دکتر نگهبان نقش اساسی در تصویب قطعنامه‌ای در محکوم کردن قاچاق و فروش اشیای عتیقه داشت. تمدن های پیش از تاریخ ایران (1340) کتیبه بزرگ سنگی هفت تپه و اهمیت آن در تاریخ گذشته ایران(1347) نظری به کوشش های باستانی‌شناسی در ایران (1354) معماری هفت تپه(1355)،‌آرامگاه و قبور هفت تپه(1365)، حفاری در هفت تپه دشت خوزستان (1372) از جمله تالیفات فارسی دکتر عزت اله نگهبان است. پیشتر عزت الله نگهبان همه دست نوشته‌ها و آثار خود را به موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران اهدا کرده بود و این در حالی است که تلاش‌های ارزنده ایشان سالها پیش منجر به سامان مند شدن عرصه فعالیت‌های باستان شناسی در ایران شد.

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ خرداد۱۳۹۵ساعت 12:46 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی

نیمه اردیبهشت 1395 بود که مدیرکل وقت میراث فرهنگی خوزستان به پایان عمر معاونت عاطفه رشنویی در معاونت میراث فرهنگی خوزستان پایان داد و پس از انجام رایزنی هایی حکم دکتر علی رضا رازقی مدیر پایگاه جهانی چغازنبیل را برای معاونت میراث فرهنگی خوزستان امضا کرد. اما ایشان پس از گذشت دو هفته به شکل متفاوتی استعفا دادند.

هنوز تبریک گفتن ها و دیدارها با معاونت میراث فرهنگی برای این انتصاب به پایان نرسیده بود که روز موزه و هفته میراث فرهنگی آغاز شد. طبیعی بود که در این هفته می بایستی حوزه معاونت میراث فرهنگی روزهای شلوغی پشت سر می گذاشت. برنامه ریزی ها صورت گرفت و رویدادهای این هفته یکی پس از دیگری آغاز برگزار می شد. اما به یکباره خبری مطرح شد که در اداره کل میراث فرهنگی خوزستان سابقه نداشت. خبر مربوط به استعفای یکباره دکتر علی رضا رازقی پس از دو هفته بود. انعکاس این خبر در محل اداره کل میراث فرهنگی خوزستان مایه تعجب همگان شد و برخی دوستداران میراث فرهنگی را شوکه کرد. البته در این میان هم عده ای با خنده های سرمستانه ای از اینکه معاون قبلی برکنار شد و این معاونت هم بیش از دو هفته دوام نیاورد خوشحال شدند.  

در همان ساعات اولیه خبر استعفا، عنوان کردند که چون مادر جناب رازقی در بیماری به سر می برند به همین دلیل استعفا صورت گرفته شده است. البته بسیاری دیگر دلایل متعددی از جمله اختلاف بر سر صورت وضعیت ها و آینده و چاله های موجود در معاونت را علت استعفا عنوان کردند. منتها حال با گذشت بیش از یک هفته از زمان استعفا و نداشتن حتی سرپرست در معاونت، باید پرسش هایی از این دست مطرح کرد که دلیل این استعفا چیست؟ چه کسی در نهایت متصدی معاونت میراث فرهنگی می شود؟

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۰ خرداد۱۳۹۵ساعت 2:29 توسط مجتبی گهستونی |

در نشست تخصصی "موزه، شهر، خاطره" دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی که اجرای نشست را بر عهده داشت گفت: موزه ها مراکزی هستند که به ما یاد می دهند که حافظه جمعی خود را از نسل های قبل تا بعد حفظ کنیم. مجتبی گهستونی افزود: با توجه به تنوع موزه ها در دنیا و انواع اقسام آن، به راحتی می توان تمام تنوعی که در خوزستان وجود دارد را در موزه ها به نمایش گذاشت ولی متاسفانه وضعیت موزه های ما در خوزستان نه تنها خوب نیست بلکه نمی توان امیدوار بود که به زودی شاهد موزه های متنوع باشیم.

وی بیان کرد: ما خوشحال می شویم وقتی می بینیم در روستایی دور افتاده موزه کوچکی وجود دارد اما بسیار نگران می شویم وقتی می بینیم در اهواز موزه های تاریخی، مردم شناسی، صنعتی و... وجود ندارد. ندا عزیزیه عضو هیت مدیره انجمن تاریانا و دبیر این نشست هم بحث تخصصی خود را با موضوع "موزه، شهر، خاطره" ارائه داد. در نشست مورد نظر، امین شحیطاوی مدیر امور مطالعات و پژوهش شهرداری اهواز، منوچهری مدیر موزه هنرهای معاصر و تنی چند از حاضرین به صورت جداگانه پرسش ها و اظهارنظرهای خود را مطرح کردند. در بخشی از این نشست از کتاب تازه منتشر شده "فرهنگ لری؛ گونه ی بالاگریوه" با حضور محمدرضا نجفوند مولف کتاب رونمایی شد.

 
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ خرداد۱۳۹۵ساعت 2:56 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی: با اینکه خرمشهر؛ شهری در آسمان و تکه ای از بهشت ایران ایت اما نمی توانم خرم بودن آن را باور کنم. چون قطعه از بهشت بودنش فقط یک توصیف معنوی برای شهری است گردشگرانش به از گردشگری سیاه می پردازند. گردشگری سیاه شاخه ای از گردشگری است که گردشگران به دیدن مکان هایی می روند که یادآور خاطرات ناراحت کننده است. مثل بازدید از جرج های دوقلو آمریکا، خرابه های شهر تاریخی پالمیرا در سوریه که داعش تخریب شان کرد، بازدید از بقایای جنگ، موزه های جنگ و یا سفر به خرمشهر که نوعی از گردشگری سیاه محسوب می شود.

خرمشهر را شهری در آسمان، نماد مقاومت مردمی و یا حتی خرمشهر را شهری زیبا و پُر حماسه لقب داده اند. اما در واقع خرمشهر تکه ای از بهشت ایران بود که در سوم خرداد 1361 پس از 578 روز اشغال، در عملیات بیت المقدس آزاد شد. خرمشهر شهری است که از زمان تاسیس تا پیش از انقلاب اسلامی در سالهای سه بار اشغال شد. اما سال 1359 خرمشهر برای چهارمین بار به اشغال درآمد. تعرض و دست درازی به خرمشهر از مدتها قبل از شروع جنگ تحمیلی آغاز شد به گونه ای که عراقی ها بارها زمینی و هوایی نیات شوم خود را اجرا می کردند.

خرمشهر شهری در .... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ خرداد۱۳۹۵ساعت 2:47 توسط مجتبی گهستونی |

مسیرهای گردشگری و مقاصد گردشگری چگونه باید برای مردم معرفی شود؟

مجتبی گهستونی

معبد چغازنبیل، سازه های آبی تاریخی شوشتر و محوطه های باستانی شوش سه مجموعه ثبت جهانی خوزستان هستند که چشمان نگران شان به دستان متولیانی دوخته شده است که باید شرایط موجود را بهبود بدهند.

فارغ از همه کمبودهایی که در حوزه حفاظت، مرمت، کاوش، نجات بخشی و بهره برداری وجود دارد دغدغه های دیگری هم وجود دارد که نباید از آن غافل شد.

درباره سیستم حمل ونقل جاده ای منتهی به این آثار ثبت جهانی و چند اثر مهم خوزستان باید گفت: از طریق اهواز به عنوان مرکز خوزستان به دو شهرستان شوشتر و شوش خودرو سواری و اتوبوس وجود دارد. حتی کسانی که بخواهند با قطار به شوش سفر کنند این امکان وجود دارد. اما برای بازدید از چغازنبیل به عنوان یک اثر مهم ثبت جهانی که نخستین اثری است که از ایران ثبت جهانی شد دسترسی بدون داشتن خودرو شخصی سخت است. از اهواز تا چغازنبیل 115 کیلومتر، تا شوش 35 کیلومتر و تا شوشتر 45 کیلومتر است. در هیچ کدام از این مسیرها اتوبوس و یا تاکسی عمومی برای دسترسی آسان و کم هزینه که به طور مشخص شما را به این میراث جهانی هدایت کند وجود ندارد و گردشگران باید با اجاره خودرو در قالب تور و یا به صورت فردی با تاکسی سرویس و یا خودرو شخصی به این مکان ها تردد کنند.

در شوشتر با گذشت شش سال از ثبت جهانی سازه های آبی تاریخی که شامل 14 اثر در سطح شهر می شود مسیر گردشگری مشخصی که هر شهروند و یا گردشگری بخواهد به راحتی از این آثار بازدید کند وجود ندارد. در بسیاری مواقع حتی نقشه وجود ندارد. در اکثر مبادی های ورودی شهر شوشتر تابلویی که شما را به همه این 14 اثر که تحت عنوان سازه های آبی تاریخی ثبت جهانی شده اند هدایت کند وجود ندارد.

در شوشتر ایستگاهی که فقط مختص تاکسی ها و یا اتوبوس هایی باشد که شما را به سمت سازه های آبی تاریخی که در سراسر شهر پراکنده اند ببرد وجود ندارد و از نظر متولیان شهری و مدیران پایگاه سازهای آبی تاریخی شوشتر دور از انتظار است. این موضوع درباره شوش و چغازنبیل هم که ثبت جهانی هستند هم صدق می کند. البته در ایام نوروز بنرهای متعددی که شما را به بازدید از آثار ثبت جهانی دعوت کند نصب می شود منتها این اقدام در طول سال انجام نمی شود.

اما درباره اقامتگاه در پیرامون آثار ثبت جهانی باید به عرض برسانم که در شوش یک هتل به نام آپادانا وجود دارد که حتی خود مالک، گردشگران و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان آن را در شان شوش و گردشگران نمی دانند. البته موقعیت آن هتل بسیار عالی است ولی تنها رستوران آن مورد استفاده عمده گردشگران قرار می گیرد. در شوش هیچ هتل دیگری وجود ندارد.

البته سالها پیش اسفندیار رحیم مشایی رییس وقت سازمان میراث فرهنگی کشور کلنگ یک هتل را در شوش به زمین زد ولی چون کلنگ احداث هتل در عرصه آثار تاریخی به زمین زده شد به محوطه باستانی برخورد کرد. پس از آن شخص دیگری به نام امیرزرگر در حریم کاخ آپادانا شروع به ساخت هتل کرد که به دلیل همخوانی نداشتن با ضوابط میراث فرهنگی از ادامه کار آن جلوگیری به عمل آمد.

در چغازنبیل تا فاصله 35، 45 و 115 کیلومتری آن هیچ اقامتگاه رسمی وجود ندارد. به نظر می رسد محوطه باستانی چغازنبیل از محروم ترین محوطه های ثبت جهانی دنیا به لحاظ برخورداری از امکانات رفاهی برای گردشگران است. البته مدتی است که در روستای خماط در فاصله سه کیلومتری چغازنبیل تعدای از اهالی اقدام به بازگشایی یک سفره خانه سنتی و یک مغازه برای تهیه نیازهای ضروری نموده اند.

چشمان نگران محور گردشگری سه اثر ثبت جهانی خوزستان به امکانات

در شوشتر از زمان ثبت جهانی سازه های آبی تاریخی به این سو با ابتکار عمل تعدادی از جوانان اقامتگاه های سنتی در قالب خانه های تاریخی به ظرفیت دیگر اقامتگاههای شوشتر افزوده شده است. از این منظر شوشتر موفق بوده است.

 درباره میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی در حوزه گردشگری در شوش و چغازنبیل تا به امروز به جز هتل قدیمی آپادانا و چند رستوران در اطراف آثار تاریخی به میزان چشمگیری نبوده ولی در شوشتر در خصوص تملک، مرمت، تجهیز و بهره برداری اقدام هایی صورت گرفته شده است که از جمله این سرمایه گذاری ها می توان به راه اندازی رستوران مستوفی، باغشاه، پردیس سلمان، هتل سرابی، اقامتگاه افضل و خانه طبیب، موزه نژاد فتحی و... اشاره کرد.

درباره گردشگران خارجی این افراد از کشورهای مختلفی مثل آمریکا، آلمان، لیتوانی، لهستان، ایتالیا، ژاپن، چین، انگلستان، عراق، چک، اتریش، سویس و... به خوزستان سفر می کنند. متاسفانه در خوزستان کارگذار گردشگری بومی نداریم و تورهای ورودی توسط واسطه هایی از تهران، اصفهان و شیراز انجام می شود و بیشتر این تورهای خارجی از راهنمایان گردشگری خوزستانی که البته توانمند هم هستند استفاده نمی کنند.

دسترسی آسان به آمار دقیق از تعداد گردشگران ورودی خارجی و داخلی وجود ندارد و عمدتا از طرق مختلف از جمله مسئولین قابل دسترس است. به طور مثال فرماندار شهرستان شوش اعلام کرد تا نیمه نخست سال 1394 بیش از چهار هزار و 900 گردشگر خارجی به شهر باستانی شوش سفر کرده اند.

در خصوص گردشگران ورودی خارجی در استان خوزستان حبیب‌الله فضل‌الله‌پور مدیرکل امنیتی انتظامی استانداری خوزستان معتقد است: شاهد حضور غیرقابل تفکیک، نامنظم و محاسبه نشده گردشگران خارجی در استان خوزستان هستیم و تاکنون با این روند برخورد فله‌ای با گردشگران صورت گرفته است. فقدان نگاه صنعت‌مدارانه و نگاه اقتصادی ناشی از حضور گردشگران خارجی، صدمات قابل توجهی را به ما تحمیل کرده است. فضل‌الله‌پور با اشاره به حوزه آسیب‌شناسی وضعیت توریست در کشور بیان کرد: آن چه که ما شناسایی کرده‌ایم حضور غیرقابل تفکیک به عنوان توریست است. گردشگران با روندی غیرمتعارف و نامناسب در حوزه ما حضور پیدا می‌کنند. در مقوله جغرافیایی و در محدوده امنیتی صنعت توریست با فقدان بانک اطلاعاتی مواجه هستیم. در تلاش هستیم آن را با اتکا به اطلس امنیتی در استان که با دستورالعمل در حال بررسی و پیگیری است مورد توجه قرار دهیم.

اما در خصوص بعضی دیگر از مقاصد سفر در خوزستان که از اهمیت ویژه ای برخوردارند مثل ایذه که موزه رو باز نقش برجسته ها و سنگ نگاره های ایران است باید بگویم این شهر با این که جز مبادی ورودی شمالی به خوزستان است اما از میزان گردشگر ایرانی و خارجی اندکی برخوردار می باشد و عمده سفرهایی که در آن صورت می گیرد به طبیعت گردان و علاقمندان به آثار تاریخی در خوزستان و بخش اندکی از گردشگران خارجی و ایرانی از سایر نقاط کشور اختصاص دارد.  

شهر ایذه که از جمله گزینه های مهم ثبت جهانی است فاقد هتل مناسب و اقامتگاههای محلی در سطح شهر ایذه است. البته این شهرستان روستاهای گردشگری مستعدی در اطراف خود دارد که لازم است اقامتگاههای شخصی ساماندهی شوند. مهم ترین رستوران آن که توسط یک فرد آگاه با میراث فرهنگی مدیریت می شود آستاره نام دارد.

یا بهبهان به عنوان یکی مبادی شرقی خوزستان دارای یک هتل و یک جزیره تفریحی و اقامتی است که به سازمان آب و برق خوزستان تعلق دارد و البته عموم هم می توانند استفاده کنند. این شهرستان، خوزستان را به فارس و کهگیلویه و بویر احمد وصل می کند و جاذبه های تاریخی و طبیعی منحصر به فردی دارد. البته بزرگترین مشکل بهبهان این است که کمتر در مسیر سفرهای گردشگران خارجی و ایرانی قرار می گیرد و تبلیغات اندکی برای آن انجام شده است.

خوزستان تاکنون نتوانسته است به شکل شایسته و در خوری گردشگران خارجی را به بازدید از سه اثر ثبت جهانی چغازنبیل، سازه های آبی تاریخی شوشتر و محوطه های باستانی شوش ترغیب و تشویق کند.

دلیل اصلی آن را می توان عدم تبلیغات مناسب دانست. تبلیغاتی که علاوه بر معرفی آثار، بتواند اشتیاقی برای بازدید ایجاد نماید. اما تبلیغ زمانی راه را برای گردشگران باز می کند که بتوان امکان پذیرایی و اقامت را به شکل مطلوبی ارائه داد. اگر چه ما در خوزستان طبق معمول همیشه از داشتن استانداردهای لازم در همه حوزه ها محروم هستیم، وضعیت بهداشت عمومی در مسیر و نزدیک به جاذبه های گردشگری از قبیل: دسترسی به آب، دسترسی به محل جمع آوری زباله، توالت عمومی و مراکز درمانی از وضعیت بسیار نابسامانی برخوردار هستند.

در خصوص مراکز اقامتی هر چند خوزستان از هتل ها، مسافرخانه و واحدهای اقامتی مناسب و متنوعی از نظر نوع قیمت و خدمات قابل ارائه ی مناسب برخوردار نیست حتی با توجه به گرایش بسیاری که امروزه به سمت اقامتگاه های بومگردی وجود دارد خوزستان نتوانسته با آموزش گردشگری، توجیه اقتصادی و همکاری های مشاوره ای و دادن تسهیلات مناسب به بومیان از این امتیاز که در بسیاری از مناطق خوزستان می تواند به بهترین شکل و کاملا متنوع از لحاظ فرهنگی، استفاده ی لازم را ببرد.

در حالت کلی سیستم حمل و نقل در خوزستان بسیار ضعیف عمل می کند اما اگر قرار باشد در حوزه گردشگری این مسئله پیگیری شود باید برنامه ریزی های بخصوصی انجام پذیرد. به همین دلیل راه اندازی شرکت حمل و نقل گردشگری توصیه می شود.

با وجود برخورداری از گنجینه های بزرگی که در سرزمین خوزستان وجود دارد و با توجه به زمان سپری شده و هزینه های انجام شده، هیچگونه اقدام شاخصی برای بهره‌برداری از آن و "آوردن نان گردشگری بر سر سفره مردم خوزستان" صورت نگرفته. نه در بخش اسکان نه تبلیغات نه حمل و نقل و نه....

اشکال در کجاست؟ سو مدیریت؟ عدم مطالبات و همراهی مردم؟

اگر به آمار گردشگران و درآمد صنعت گردشگری سایر کشورهای مطرح منطقه مثل مصر و ترکیه یا حتی امارات(دوبی) نگاهی کوتاه داشته باشیم جواب پرسشهای فوق تا حدی مشخص میشود. ما در هر دو بخش مسولین و مردم نیازمند بازنگری و اصلاح رفتار هستیم.

ایکاش مدیرانی در استان یا کشور میداشتیم که همانند طرح کارت و سهمیه بندی بنزین و یا طرح تولید بنزین پتروشیمی یا طرح های بزرگ و کشوری دیگر، طرح جامع رونق همزمان گردشگری داخلی و خارجی را مطالعه، تدوین و به مردم معرفی میکردند. ای کاش مردمی بودیم که این مطالبه را از مدیران کشور پیگیری میکردیم تا چرخ های رونق و اشتغال و امنیت و معرفی جهانی ایران را همزمان به گردش در می آوردیم.

ای کاش مردمی بودیم که مدیریت درآمد را از مدیریت مصرف مهمتر می دانستیم و به جای تمرکز کامل بر قیمت‌ها و یارانه و حقوق، به فکر به گردش انداختن سرمایه ها و گنج های راکدی همچون گردشگری با دهها زیر شاخه آن می افتادیم.

چشمان نگران محور گردشگری سه اثر ثبت جهانی خوزستان به امکانات

با نگاهی به رویه سالهای اخیر مسولین در خصوص سفرهایی نوروزی و تابستانی نکات جالبی مشخص میشود: در ستادها سفرهای نوروزی کشوری و استانی، نمایندگانی از دستگاههای مختلف مثل پلیس راهور، هلال احمر، اورژانس، راه و شهرسازی، میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداری ها و غیره حضور دارند و هر سال هم به شکل لحظه‌ای و هم در آخر دوره سفر آمار تفکیکی گردشگران رصد و اعلام میشود.

آمارهای سالانه در ۴ یا ۵ استان اول مقصد گردشگری به ۲،۳ و ۴ میلیون نفر شب هم میرسد. و هر ساله این آمار تکرار و یا بعضا رشد هم میکند. اما نکته مهم کجاست؟

نکته مهم در میان این است که گردشگری فصلی در ایران را باید گردشگری چادری نام نهاد. یعنی به استثنا سه مقصد گردشگری اندک توسعه یافته مشهد، کیش و نوار شمالی خزر که از نظر ظرفیت اسکان و خدمات اولیه گردشگری تا حدی بالای خط فقر امکانات گردشگری هستند، سایر استانهای کشور متاسفانه زیر این خط قرار دارند. متاسفانه در زمینه امکانات و زیرساخت های گردشگری، کشور فقیری هستیم.

یک نکته جالب در این زمینه نقش چادر و خیمه های مسافرتی است. فرض کنیم از فردا استفاده از چادر و خیمه ممنوع و برای آن جریمه هایی مثل جرائم رانندگی برقرار شود. ناگفته پیداست که یک شبه آمار گردشگری کشور سقوط میکند و به همان تعداد اندک مکان های رسمی و نیمه رسمی اسکان (هتل، مهمانپذیر، مهمانسرا، اتاق اجاره ای، ویلای اجاره ای و ...) محدود می شود. که البته به دلیل تغییر وضعیت عرضه و تقاضا، قیمت های این خدمات اسکان سر به فلک خواهد زد و فاتحه گردشگری کشور خوانده خواهد شد. در این وضعیت شعاع سفرهای گردشگری محدود به سفرهای صبح تا شب درون استانی شده و مثلا مردم خوزستان نهایتا تا اندیکا و تاراز و مردم تهران تا قم و مردم تبریز و ارومیه تا دریاچه خواهند رفت و شب به منزل بر خواهند گشت.

در بحث آمار سفر توجه به این نکته ضروری است. به این پرسش لطفا پاسخ دهید: پر رنگ ترین حضور رسانه ای در مصاحبه ها و گزارشها و آمارها و اطلاعیه ها مربوط به کدام دستگاههای عضو ستادهای سفر است؟ پاسخ: قطعا پلیس زحمت کش و خدوم راهور و کارشناسان محترم هواشناسی.

دوستان محترم سازمان و ادارات گردشگری و میراث فرهنگی کجای این معادله قرار دارند؟ مسیرهای گردشگری و مقاصد گردشگری چگونه باید برای مردم معرفی شود؟ به چه ترتیبی باید مردم سایر استانها مقاصد گردشگری خود را در استانهای دوردست و ناشناخته انتخاب کنند؟

+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 0:9 توسط مجتبی گهستونی |

واگذاری منازل مسکونی شهرک آوان خطری در کمین عرصه «ابوفندوا» و «هفت تپه»

شرکتی که به عرصه تپه ابوفندوا تجاوز کرده و یک شهرک ساختمانی در آنجا ساخته بر چه اساسی و طبق چه قوانینی در حال واگذاری عرصه تپه ابوفندوا به بخش خصوصی است؟ آیا کسانی که این منازل را می خرند حق تغییر، ساخت و سازهای جدید را در ملک خریداری شده دارند؟ آیا بهتر نیست سازمان میراث فرهنگی از واگذاری این منازل به بخش خصوصی جلوگیری کند؟

به گزارش هنرنیوز؛ ایجاد و توسعه کشت و صنعت های بزرگ کشاورزی و صنعتی در....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۶ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 17:17 توسط مجتبی گهستونی |

http://taryana.ir/files/images/karoon_thirsty_03.jpg

سرانجام فیلم "مادرکشی" به کارگردانی "کمیل سوهانی" که مرکز استراتژیک نهاد ریاست جمهوری آن را حمایت کرد در سینما هلال اهواز به نمایش در آمد. 

در آیین اکران یک روزه این فیلم، دکتر "کاوه مدنی" استاد دانشگاه امپریال کالج لندن، "هژیرکیانی" نماینده تشکل های محیط زیستی خوزستان و دکتر قمشی مشاور استاندار در امور آب و عضو هیت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز سخنرانی کردند و اجرای برنامه را هم "مجتبی گهستونی" روزنامه نگار، دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان برعهده داشت. مرضیه لرکی از فعالان محیط زیستی هم از دیگر برگزار کنندگان این برنامه بود.
مجتبی گهستونی که به عنوان مجری در آیین نمایش فیلم مادرکشی حضور داشت گفت: کارگردان اثر شاخص مادرکشی به ‌عنوان یک پژوهشگر دغدغه اصلی‌اش صرفن آب نبود. آنچه دغدغه او بود بحث توسعه است و او با زبان هنر فیلمی می سازد که به بحران آب در ايران می پردازد و بي‌پروا سياست‌هایي که ناشی از بی تدبیری است را به چالش مي‌كشد. این فعال محیط زیست تاکید کرد: بناي کار ما برای نمایش این فيلم مبتنی بر سياسي‌كاري نيست چون بحراني كه فیلم از آن سخن مي‌گويد گريبانگیر همه مردم ایران است. بلایی كه عملا باعث شده چيزي به نام محيط زيست باقي نماند و مردم به خاطر خشك شدن رودها و درياچه‌ها با طوفان‌هاي شن، هواي غبارآلود و ترك محل سكونت‌شان به خاطر بي‌آبي دست و پنجه نرم كنند.
گهستونی یادآور شد:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 20:21 توسط مجتبی گهستونی |

http://taryana.ir/files/images/namehaye_khouzestan_book_cover.jpg

کتاب نامه ی خوزستان مجموعه ای از مقالات پ و یادداشت ها درباره تاریخ، فرهنگ و تمدن خوزستان منتشر شد.  این کتاب به کوشش بهمن ساکی، فردین کوراوند و مجتبی گهستونی و با سرمایه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در نشر خوزان منتشر شده است.  علاوه بر اینکه مجتبی گهستونی روزنامه نگار و دبیر و سخنگو انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در گردآوری این کتاب کوشش کرده است اما دو مطلب با عنوان نفت را با زبان تاریخ بازگو می کنم (گفت گو با نویسنده ای به نام علی یعقوبی نژاد) و خوزستان سرزمین نقش برجسته ها و آب های روان و تاریخ کهن منتشر نموده است. منصوره رضوی دیگر عضو هیت مدیره انجمن تاریانا و مردم شناس نیز مقاله یی با عنوان "خوزستان رویای هزار رنگ ایران؛ با نگاهی به فرهنگ عامه مردم خوزستان" در کتاب نامه ی خوزستان دارد.


از این کتاب بیستم اردیبهشت به مناسبت "روز خوزستان" در بیست و نهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد.

فهرست این کتاب آثار منتشر شده در "نامه ی خوزستان" را در چهار فصل نقب تاریخ، نفت و فوران قصه، کاکل نخل و شعر و سیاحت فرهنگ نمایان می کند:

    دیرینگی نام و تاریخ خوزستان و اهواز (مهوش واحد دوست)
    جندی شاپور از گذشته تا امروز، نگاهی به بنای زیبای سه گوش در اهواز (بهمن ساکی)
    نفت بازتاب آن در آثار داستان نویسان خوزستانی ( محمد جعفری قنواتی)
    نفت را با زبان تاریخ بازگو می کنم در گفت گو با نویسنده ای به نام علی یعقوبی نژاد (مجتبی گهستونی)
    خوزستان سرزمین نخل و نفت و سینما (علینقی طاهری)
    قصه نویسان خوزستان (محمد ایوبی)
    نقبی به معدن طلا؛ نگاهی به ادبیات و ادیبان اهواز (فردین کوراوند)
    شعر و شط جرعه هایی برای عطش؛ سیاحتی در شعر گرم خوزستان (بهزاد خواجات)
    می خواستم شعری برای جنگ بگویم؛ نگاهی به بازتاب جنگ تحمیلی در شعر معاصر خوزستان (علی یاری)
    نگاهی به شعر عربی شیعی در خوزستان ( عباس عباسی پور)
    تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری؛ درآمدی بر ادوار شعر در گویش بختیاری (رضا بهرامی دشتکی)
    خوزستان سرزمین نقش برجسته ها و آب های روان و تاریخ کهن (مجتبی گهستونی)
    خوزستان رویای هزار رنگ ایران؛ با نگاهی به فرهنگ عامه مردم خوزستان (منصوره رضوی)
    نخل درخت زندگی (نسرین جودکی)

+ نوشته شده در جمعه ۲۴ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 20:17 توسط مجتبی گهستونی |

خوزستان سیلاب

سیلاب اخیر برای خوزستانی‌ها اشک و لبخند آورد. ناراحتی از خسارت‌هایی که به مردم وارد آمد و شادی تماشای کارون پرخروش، حالا مقدمه‌ای است برای میزبانی از ریزگردهایی که آرام آرام فرامی‌رسند.

سرزمین آب و آفتاب هنوز از خسارت سیلاب‌های اخیر کمر راست نکرده که آرام آرام باید آماده‌ی مهمان هر ساله شود: ریزگردها. مردم این خطه‌ی ارزشمند کشور بیشترین زیان را از تغییرات اقلیمی دیده‌اند و با وجود این هنوز هم بیشترین تهدید طرح‌های انتقال آب و سدسازی متوجه این استان است.

 

خوزستان تشنه است و با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارد

اظهار نظر تازه استاندار یزد درباره انتقال آب از سرشاخه های کارون به یزد موجب رنجش اقشار مختلف مردم خوزستان شده است.

یک فعال محیط زیست ساکن خوزستان در این باره به خبرنگار مهر می‌گوید: موضوع بحران کم آبی در خوزستان جدی است و سیلاب اخیر در خوزستان نشانه‌ای برای پر آبی خوزستان نیست. وقتی طی روزهای گذشته محدودیت کشت در بخش‌هایی از خوزستان به مانند دیگر فصول سال اعلام می‌شود یعنی اینکه خوزستان تشنه است و با سیلی صورت خود را سرخ نگه می‌دارد.

مجتبی گهستونی تصریح می‌کند: خسارت‌های جبران‌ناپذیر ناشی از فعالیت‌های ناصحیح بر منابع آبی کشور باعث شده تا حیات خوزستان با خطر مواجه شود. مردم خوزستان که همواره حافظ منافع ملی بوده‌اند و در مدت هشت سال جنگ تحمیلی متحمل خسارت‌های سنگین روحی، روانی و جسمی شده‌اند می‌گویند آیا نابودی خوزستان و به تاراج رفتن کارون را می‌خواهند با چهار طرح انتقال آب بیرگان از منطقه کوهرنگ، بهشت آباد از منطقه اردل، سبزه کوه از منطقه چغاخور و ونک در منطقه لردگان به یزد تکمیل کنند؟

به گفته وی در نتیجه همین طرح‌های خطرناک انتقال آب بین‌حوزه‌ای و سدسازی‌‌ها است که امروز شاهد نابودی و آلودگی اکوسیستم‌ها و برهم خوردن تعادل اکولوژیک اقلیمی هستیم.

گهستونی تأکید می‌کند: همه آنهایی که فکر می کنند اصرار مردم خوزستان به جلوگیری از انتقال آب از سرشاخه های کارون فقط برای بقای مردم خوزستان است سخت در اشتباه هستند چون اگر این حساسیت درباره کارون و سایر رودخانه های خوزستان وجود نداشته باشد علاوه بر اینکه خوزستان نابود می شود کل سیستم کشور دچار نابودی می شود. اگر رودخانه های کارون، دز، مارون و کرخه توسط مردم و فعالان محیط زیست خوزستان و سایر استانها نگاهبانی نشود به وجود آمدن هر مشکل دیگری در اکوسیستم‌ خوزستان و خسارت های بعدی آن برای کل کشور خواهد بود.

 

برای مردم خوزستان منشأ داخلی یا خارجی ریزگردها تفاوتی ندارد

خشکیدن بیش از یک‌صد رود کشور و خشک شدن دریاچه‌های ارومیه، حوض سلطان، بختگان و خشکیدن بخش هایی از تالاب‌های جازموریان، گاوخونی، انزلی و شادگان پیامد اجرای طرح‌هایی است که برای توسعه صنایع ناسازگار و مصارف نامولد و پرمصرف و بدون در نظر گرفتن پیامدهای حقیقی بر مردم و جوامع بومی ساخته و اجرا شده‌اند. مهم‌ترین راهکارها برای مهار کانون‌های داخلی ریزگرد مانع شدن از انتقال آب سر‌شاخه‌های رودخانه‌ها و احیای عرصه‌های طبیعی تخریب‌شده مانند تالاب‌ها، مناطق مرطوب و مراتع است. انتقال آب کارون از ۱۷ سرشاخه کارون بزرگ که شامل رودخانه دز هم می شود باعث شده تا انتقال ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب از سال ۱۳۳۲ از طریق تونل کوهرنگ یک، ۲۵۰ میلیون متر مکعب از سال ۶۷ از طریق کوهرنگ دو، ۱۲۰ میلیون متر مکعب از چشمه لنگان و ۴۰ میلیون متر مکعب از خدنگستان، ضمن کاهش دبی رودخانه ها، کم شدن حجم مخزن دریاچه ها و ممنوعیت بسیاری از کشت ها، باعث گسترش ریزگردها با منشا داخلی شود.

گهستونی می‌گوید: برای مردم خوزستان فرقی نمی کند که این ریزگردها که مرگ تدریجی مردم خوزستان را رقم می زند منشا داخلی یا خارجی دارند. اکنون ۴۰۰ هزار هکتار از اراضی مرغوب و حاصل‌خیز دشت خوزستان در نتیجه عواملی نظیر تغییر اقلیم از یک‌سو و اثرات سوء برخی طرح های عمرانی و سوء‌ مدیریت منابع آب‌ تبدیل به کانون های ریزگرد شده اند.

به گفته وی در هورالعظیم با توجه به شیب غالب زمین از سمت ایران به سمت عراق تصمیم برآن گرفته شد که با ساخت خاکریزی مهندسی شده قسمت ایرانی تالاب با آب کرخه آبدار و مرطوب نگاهداری و از توسعه سطح تبخیر جلوگیری شود بنابرین به ناچار با استفاده از خاکریزهای ساخته شده زمان جنگ معروف به جاده های آنتنی این تالاب ارزشمند به ۵ مخزن تقسیم بندی شد تا به شکلی مهندسی شده آب در بین آنها تقسیم شود. شرکت نفت هم با جاده سازی های غیر اصولی راه آب را در بسیاری از مناطق سد کرده و هیچ دهانه آبرویی وجود ندارد.

گهستونی با بیان اینکه با دیدن هور خشک شده و خالی از هر زندگی که منشا تولید ریزگرد شده دل هر دلسوزی به درد می‌آید تصریح می‌کند: فعالیت های اکتشاف نفت هیچ کمکی به توسعه منطقه نکرده و هیچ پیشرفتی و تولید ثروتی در منطقه دیده نمی شود و زندگی فقیرانه ای در منطقه جاری است و تصاویر روستاها و شهرهای خالی از رونق بسیار اسفبار است.

 

این سیلاب حق‌آبه کارون است

هیچ کارشناسی نمی پذیرد که خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری با اراضی حاصلخیز و منابع آبی که دارند اراضی شان به صورت دیم کشت شود و ایران مرکزی با اراضی ماسه ای و تبخیر ۳۰۰۰ میلی متر در سال، با انتقال آب از استان های خوزستان و لرستان و چهارمحال بختیاری در اراضی ماسه ای کشت پنبه و طالبی و هندوانه و ... داشته باشند.

به علت حجم کم سابقه بارندگی در اول اردیبهشت حجم مخزن سد دز تکمیل و برای تخلیه مقداری از آب پشت سد دریچه های آن باز شد که با بازکردن دريچه های سرريز سد هر ثانيه ۹ هزار ليتر آب سرريز شد که با هشدار به مردم از آنان خواسته شد تا از مسیرهای مربوط به رهاسازی آب این سد دوری کنند که در پی افزایش دبی رودخانه دز سیلاب از شمال به سمت جنوب سرازیر شده و منجر به ایجاد مشکلات فراوان برای بیش از ۷۰ روستا در خوزستان شد و ساکنان برخی مناطق بحران زده در زمان وقوع افزایش سیلاب یا به مناطق امن منتقل شدند و یا سعی شد نیازهای خوراکی روزانه آنها تامین شود. در آن مقطع با مدیریت اعمال شده و با توجه به حجم بارش ها به مردم دزفول، شوشتر، شوش و اهواز هشدارهای پی درپی داده شد. حال با توجه به اینکه در اردیبهشت ماه شاهد سیلاب بودیم و حجم باران پیش بینی نشده منجر به ایجاد خسارت های فراوان به مردم خوزستان شد این نگرانی وجود دارد آیا با توجه به اینکه به نظر می‌رسد ذخیره برفی حوزه بالا دست از بین رفته باشد آیا در تابستان هم با عدم ورودی مناسب در پشت سدها مواجه خواهیم بود.

گهستونی هشدار می‌دهد: خوزستانی ها معتقد بودند که مرکز نشینان با بزرگ نمایی طغیان رودخانه ها در استان به دنبال القای این تفکر هستند که استان خورستان مشکل آب ندارد و همه خبرهای قبلی در خصوص خشکسالی شایعه و جریان سازی بوده است. وجود چنین دغدغه هایی نشان از نگرانی های بی شمار در مردم خوزستان است.

وی ادامه می‌دهد: با اینکه به دلیل عدم لایروبی بستر رودخانه های اصلی خوزستان و نیز ساخت و سازهای غیرمجاز در اطراف رودخانه و کاهش عرض بستر، شاهد بروز سیل در دشت خوزستان بودیم باید بپذیریم سیل اخیر در خوزستان، نه تنها می تواند اراضی شور جلگه خوزستان را آبشویی کرده و مواد حاصلخیز فراوانی به آن تزریق کند، بلکه با ورود به خلیج فارس از طریق بهمن شیر و اروندرود، می تواند جریان پس رونده حاکم در مصب ورودی به خلیج فارس تا خورموسی را متحول کرده و میزان تخم ریزی ماهی ها را به شکل محسوسی افزایش دهد.

​گهستونی تأکید می‌کند: در واقع پر آب شدن رودخانه های جنوب غرب ایران، سیل محسوب نمی شود و این، حق‌آبه طبیعی رودخانه های کارون، دز و... است که به خاطر ساخت و ساز غیر اصولی انسان ها در حریم رودخانه و از بین رفتن نصف حجم آن، به حالت سیلاب جلوه می کند. با این حال ورود یکباره این حجم آب به تالاب ها موجب ادامه زندگی در تالاب و حیات جانداران بومی آن است. من این تاثیر را در بازدید اخیرم از تالاب هورالعظیم دیدم.​

 

گزارش از: مسعود بُربُر

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 12:47 توسط مجتبی گهستونی |

یک دوستداران میراث فرهنگی خوزستان در باره منطقه باستانی جوبجی به خبرنگار ایرنا گفت: منطقه جوبجی متاسفانه آن قدر که باید از گزند حفاری های غیرمجاز در امان نمانده و لازم بود میراث فرهنگی بیشتر حاکمیت خود را اعمال کند.

مجتبی گهستونی افزود: امروز پایگاه جوبجی تنها در حد حرف وجود دارد و هیچ گونه کار پژوهشی و حفاظتی در آن منطقه انجام نشده است.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان گفت: موقعیت محوطه جوبجی در کنار رودخانه است و رودخانه لازمه توسعه آن منطقه است اما میراث فرهنگی و دستگاه های مربوطه نتوانستند تعریف مشخصی بین توسعه آنجا و حفظ میراث فرهنگی داشته باشند.

گهستونی یادآور شد: میراث فرهنگی با اجرای پروژه های مختلف سازمان ها در این منطقه مخالفت کرد و پروژه ها به سرانجام نرسید.

وی ادامه داد: برخی سازمان ها سعی می کنند با پنهان کاری پروژه های خود را پیش ببرند و اگر کسی متوجه خطای آنها شد خود را دوستدار میراث فرهنگی نشان می دهند و ادعای تخلف نمی کنند.

سخنگو دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان اضافه کرد: با توجه به حساسیت موضوع در بحث کانال های آب و باستانی بودن منطقه جوبجی، در سال 86 برخی مسئولان به این منطقه آمدند و موضوع را مورد نظارت قرار دادند و قرار شد در عمارت صمیمی رامهرمز موزه ای راه اندازی شود که بخشی از گنجینه رامهرمز در آن نمایش داده شود.

وی بیان کرد: گنجینه جوبجی هیچ گاه در خوزستان نمایش داده نشد اما در بندرعباس و تهران نمایش داده شد.

کل حریم محوطه باستانی جوبجی 60 تا 70 هکتار است اما عرصه کمتر از این است. منطقه دو هزار و 500 ساله جوبجی رامهرمز در سال 1386 در جریان عملیات عمرانی با بیل یک لودر، آرامگاهی عیلامی کشف شد و مقدمه حضور پژوهشکده باستان‌شناسی در محل را فراهم آورد. کشفیات در محوطه جوبجی موجب اهمیت بین المللی و جهانی این محوطه و پس از آن پایگاه پژوهشی جوبجی در آن منطقه ایجاد شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 12:15 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی

در حالی که گفته می شود سال 1395 یک سال طلایی برای صنایع دستی کشور است اما خانه صنایع دستی اهواز و اتحادیه صنایع دستی خوزستان وضعیت مناسبی ندارند و بیم منحل شدن آنها می رود.

خانه صنایع دستی اهواز، اتحادیه صنایع دستی و شرکت سرمایه گذاری گردشگری که هر سه در محل ساختمان سابق صنایع دستی در جاده ساحلی اهواز مستقر هستند در آستانه تعطیلی و نیمه تعطیلی قرار گرفتند و گفته می شود قرار است آن محل که ملکش در مالکیت ارگان دیگری هم است تبدیل به مهمانسرای اداره کل میراث فرهنگی خوزستان شود.

خانه صنایع دستی با حمایت و نظارت معاونت صنایع دستی استانها و به صورت خودگردان اداره می شود و اتحادیه صنایع دستی در قالب تعاونی از وزارت تعاون مجوز گرفته فعالیت می کند که تلاش برای انحلال این اتحادیه بدون خواسته هیات مدیره دخالت در امور یک تشکل مردمی محسوب می شود.

اما راه‌اندازی مراکز خانه صنایع دستی از اواخر سال 92 در کشور آغاز شد و در سال 1394 بود که دومین خانه صنایع دستی کشور در اهواز افتتاح شد.

هدف از راه‌اندازی خانه‌های صنایع دستی ابتکاری است که در بخش صنایع دستی آغاز شد و ماموریتی به مانند مراکز رشد و فناوری را بر عهده دارند. این خانه ها با آن هدف تشکیل شدند تا شرایط برای حمایت از صنعتگران و تولیدکنندگان صنایع دستی باز شود و برای حمایت از فعالان در این عرصه مشاوره‌های تخصصی ارائه شود.

در همان ماههای نخست، تشکیل خانه صنایع دستی در اهواز بخشی از امور محوله به خوبی پیش می رفت و اگر حمایت های بیشتری از سوی اداره کل اعمال می شد انتظار می رفت نقش بی همتای خود را در کشور ایفا کند. 

اما در اهواز استقرار خانه صنایع دستی و اتحادیه صنایع دستی در ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 15:43 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی

سرانجام مدیریت سه ساله عاطفه رشنویی معاونت میراث فرهنگی خوزستان در دور دوم معاونتش به پایان رسید و به جای آن دکتر علیرضا رازقی بر این مسند نشست.

پس از اینکه انتصاب خسرو نشان به سمت مدیرکلی میراث فرهنگی صنایع دستی گردشگری خوزستان حتمی شد، عاطفه رشنویی و خسرو نشان که مدتی همکاری مشترکی با هم داشتند هیچ گاه فکر نمی کردند در همان ماههای نخست رودروی هم قرار بگیرند. چرا که خسرو نشان به دلیل اینکه از حوزه میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شناخت چندانی نداشت همواره یکی از امیدهایش برای پیشبرد اهداف مدیریتی اش عاطفه رشنویی بود. اما چرا خیلی زود شاهد تغییر رشنویی بر سر یک سری اختلاف نظرها بودیم موضوعی است که قصد پرداختن به آن را ندارم.

اما همه چیز از یک استعفای اولیه معاونت میراث فرهنگی شروع شد. استعفایی که منجر به انتصاب دکتر رازقی مدیر اسبق میراث جهانی گنبد سلطانیه، عضو هیت راهبردی حفاظت و مرمت پایگاه میراث شهری اردکان و سرپرست پایگاه میراث جهانی چغازنبیل به جای رشنویی شد.

البته پس از تصمیم گیری برای جابه جایی عاطفه رشنویی، گزینه های متعدد دیگری در کنار نام دکتر رازقی مطرح بود ولی از آنجایی که برخی انتصاب های قبلی در دوره مدیریت جدید به زعم عده ای ناشیانه آمد، این بار به نظر می رسید که مدیرکل تصمیم دارد در نحوه انتصاب هایش منطقی تر عمل کند.

در حالی که این برکناری موافقان و مخالفان بسیاری داشت اما باعث تعجب همگان شد و تودیع معارفه در ساعات پایانی هفته کاری و بدون حضور بسیاری از همکاران سازمانی برگزار شد.

به هر جهت مهم ترین معاونت این اداره کل که باعث شد نطفه این سازمان در کشور بسته شود حوزه میراث فرهنگی است. لذا در حال حاضر قصد ورود جدی به این موضوع را ندارم و زمان همه چیز را ثابت خواهد کرد.

همچنین جا دارد به دکتر علیرضا رازقی با تجربه های بسیار خوبی که در کارنامه اش دارد تبریک گفته و از او درخواست کنیم که به عنوان یک فرد باتجربه، جوان و با انگیزه بیش از پیش خوزستان را جدی گرفته و به حداقل ها بسنده نکند و با اشراف بر وظایف معاونت میراث فرهنگی سربلندتر از قبل بیرون بیاید.

از معاونت جدید میراث فرهنگی درخواست می شود ضمن دوری از لابی گرها، چشم پوشی ها، به اعمال نظر هرچه بیشتر قانون بپردازد و مواردی که در ادامه به آن اشاره می شود را مورد توجه قرار دهد: جدی گرفتن تشکیل شورای باستان شناسی، شورای موزه های استان، پیگیری مرمت ها، اتمام پروژه های ناتمام، تملک بناها و محوطه ها، خرید اموال فرهنگی، سرعت عمل دادن همراه با دقت در پاسخ به استعلام ها، توجه بیشتر به بافت های تاریخی شهرها و روستاها که بسیار وضعیت نگران کننده ای دارند، مستندنکاری، ساماندهی اسناد تاریخی، انجام هرچه بیشتر بررسي و پيشنهاد حريم محوطه ها، تپه ها، بناها و بافت هاي تاريخي، ضرورت ساماندهي اموال منقول تاريخي و تهيه شناسنامه فني، ساماندهی هرچه بهتر پایگاهها و دهها وظیفه دیگر را مدنظر قرار دهد.

*********

با تغییر چهار معاون از مجموع معاونت های پنجگانه اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اینبار معاونت فعلی گردشگری خوزستان باید منتظر بماند تا طی روزهای بسیار نزدیک جای خود را به شخص دیگری بدهد.

مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان که از سویی فکر می کند فرد آگاه و شایسته ای را در درون سیستم اداره کل برای پست معاونت گردشگری ندارد از سویی به نظر می رسد بدش نمی آید، یکی از مشاورین خود را در سمت معاونت گردشگری ببیند.

طی روزهای گذشته نام هایی همچون ارسطوزاده مدیر پایگاه جهانی شوش و دکتر اقبالی مشاور سرمایه گذاری خسرو نشان به میان آمد که در همان ابتدا نام یکی از این گزینه ها رد و نام دیگری برای هماهنگی های نهایی اعلام شده بود.

حال باید دید که سکان گردشگری استان خوزستان به دست چه کسی خواهد افتاد و پنجمین معاون اداره کل که خسرو نشان منصوبش می کند آیا از میان مشاورین و یا از مجموعه خود اداره کل است که به جای خلیلی خواهد نشست.

درباره اوضاع گردشگری استان خوزستان و شرایط نا به سامان آن بسیار گفته ایم. هم در نوشارها و هم در نشست های علنی. از فسادها و کم کاری هایی که برخی آژانس ها و هتل ها انجام می دهند بارها گلایه کرده ایم. از ستاره های بی ظابطه ای که به برخی هتل ها داده می شود چند بار سخن گفتیم. همچنین از نا به سامانی های مناطق گردشگری بسیار سخن گفته شده است.

اکنون که گفته می شود قرار است به ماموریت جناب خلیلی معاون فعلی گردشگری که خود دانش آموخته این رشته است و شاغل در همین معاونت می باشد پایان داده شود باید منتظر باشیم تا ببینیم مدیرکل محترم میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان چه نسخه ای برای گردشگری استان خوزستان می پیچد.

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 18:5 توسط مجتبی گهستونی |

دانشسرای مقدماتی پسران اهواز که در ضلع جنوبی باغ معین و در مجاورت باغ انگلیسی ها یا باغ لنچ (هتل باغ معین) قرار دارد قرار دارد به حال خود رها شده است چنانکه بخشی از بخشی از کتیبه شرقی آن به دلیل بی توجهی‌ها و عدم مرمت تخریب شده‌است.

با وجود آنکه دانشسرای مقدماتی که زمان تاسیس بنای آن مربوط به سال 1314 است با اینکه در سال 1376 به شماره 2605 ثبت ملی شد اما تاکنون مرمت نشده است.

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در اینباره گفت: دانشسرای مقدماتی دارای معماری ایرانی با دو حیاط در مرکز بنا که دارای الگوی مرکزی است و در دوره پهلوی اول، انتهای خیابان شهید آهنگری و مشرف به رودخانه کارون به منظور ایجاد دانشسرای پسرانه اهواز ساختمانی بزرگ در زمینی 3900 متر مربعی ساخته شد. کاشی نوشته های سردر قدیمی عمارت حکایت از تاسیس ساختمان در سال 1314 هجری شمسی دارد اما برخی معتقدند ساختمان بیش از این تاریخ بنا شده ولی از زمان یاد شده به عنوان دانشسرا مورد استفاده قرار گرفته است. این ساختمان در فهرست ابنیه تاریخی به ثبت رسیده و امروز به عنوان دبیرستان دخترانه حجاب با مالکیت آموزش و پرورش استان در حال فعالیت است.

مجتبی گهستونی افزود: دکتر محمد معین صاحب فرهنگ لغت معین در مهر ماه سال 1314 به دبیری دبیرستان شاهپور اهواز منصوب شد و پس از سه ماه، ریاست دانشسرای شبانه‌روزی را برعهده گرفت که همزمان عضویت تحقیق اوقاف و ریاست پیشاهنگی و تربیت بدنی استان خوزستان به عهده وی بود.

وی اظهار داشت: با وجود آنکه این بنا از اهمیت تاریخی برخوردار است اما به دلیل بی توجهی مسئولان و عدم مرمت، چندی پیش بخشی از کتیبه شرقی تخریب شد این درحالی است که با وجود آسیب‌های وارده به بنا و طرح این موضوع با مسئولان اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری اهواز، هنوز فعالیتی جهت مرمت این بنا و کتیبه آن انجام نشده‌است.

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 16:48 توسط مجتبی گهستونی |

مجتبی گهستونی

شهرستان های ایذه و باغملک در شمال شرق استان خوزستان، غرب استان کهکیلویه و بویراحمد و جنوب استان چهارمحال بختیاری در میان کوهستان های سربه فلک کشیده رشته کوههای زاگرس قرار گرفته اند.

وسعت این دو شهرستان حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع و جمعیت آنها بر روی هم بیش از ۴۵۰ هزار نفر می‌باشد که در شش شهر ایذه، باغملک، قلعه تل، دهدز، صیدون، میداود و روستاهای تابعه پراکنده‌اند.

ایذه و باغملک از سابقه تاریخی کهنی برخوردارند به گونه‌ای که از ادوار تاریخی مختلف نشانه‌های فراوانی در این دو شهرستان یافت می‌شود. از دوران های کهن یعنی روزگار امپراتوری ایلام آثاری چون نقش برجسته سرهانی و سنگ نوشته قلعه تل در شهرستان باغملک و آثاری چون نقش برجسته‌های اشکفت سلمان، شهسوار، خنگ اژدر و کول فرح در ایذه باقی مانده‌اند.

در ایذه و باغملک باستانی مردم لر و بختیاری، به جای مانده از...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 1:12 توسط مجتبی گهستونی |

چرایی بدعت ها و حاشیه های جدید در میراث فرهنگی خوزستان

مجتبی گهستونی

آبان ماه 1394 بود که سکان هدایت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان از افشین حیدری به خسرو نشان رسید.

مدیران هوادار خسرو نشان برای اینکه سکان اداره کل میراث فرهنگی خوزستان را بین یکی از همفکران خود توضیح کنند و از همه مهمتر برای اینکه مانع حضور افرادی که تاکنون سابقه مدیریت نداشتند بشوند قرعه را به نام خسرو نشان انداختند.

خسرو نشان به عنوان فردی که به واسطه انجام برخی رویدادها از جمله جشنواره تیاتر ایران زمین، جشنواره فیلم اجتماعی آبادان و..... نامش بر سر زبان ها افتاده بود در آستانه تغییر افشین حیدری از سمت مدیرکلی میراث فرهنگی خوزستان زمزمه استعفایش از معاونت فرهنگی دانشگاه شهید چمران شنیده می شد و همچنین اختلاف های عمیقی که با برخی پیدا کرده بود باعث شد تا مهم ترین کاندید مدیرکلی میراث فرهنگی خوزستان شود.

با اینکه کلیه هشدارها از وضعیت متلاطم میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان از دهه های قبل به لحاظ نیروی انسانی، مالی، ساختار اداری، پروژه هی زمین مانده، بدهی ها و... قبل از معارفه دکتر خسرو نشان به ایشان داده شد اما در نهایت پس از بررسی های فروان او برای انجام هرآنچه در ذهن داشت حاضر شد که به اداره کل میراث فرهنگی خوزستان بیاید.

حال با گذشت شش ماه از انتصاب او، مدیرکل جدید میراث فرهنگی خوزستان، شاهد تغییر در پست ها و حتی انجام بدعت هایی هستیم که باعث شده تا این اداره کل را با حاشیه هایی مواجه کند.

حال این پرسش پیش می آید که آیا سازمان مرکزی کلیه رفتارها و اقدامات مدیرکل جدید را تایید می کند و از درون استان خبر دارد؟ اما چرا این روزها یکی از حامیان مدیرکل جدید میراث فرهنگی خوزستان از سمت معاونت میراث فرهنگی خوزستان استعفا می دهد؟ واقعن اتاق فکر.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۵ساعت 13:15 توسط مجتبی گهستونی |

مطالب قدیمی‌تر